صفحه 2 از 2 12
نمایش نتایج: از 51 به 89 از 89

موضوع: از افکار نا مادریم میترسم

1186
  1. بالا | پست 51

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    حتی اگه تا دوم دبیرستان خونده باشه میتونه ازین چیزا سر دربیاره
    چون دیگه الان به لطف اینترنت همه ملت میتونن به ظاهر استاد و متخصص باشن منتها مساله اینجاست که اینجور حساب کتابها و ترکیبات دارویی مختلف که به جهت فریب ازمایشگاه انجام بشه اعتباری نخواهد داشت
    متصدی ازمایشگاه واقعا پزشکه و از سرچ داخل اینترنت ۴ تا کلمه یاد نگرفته
    ضمنا همونطور که این زن ترکیبات مورد نظر رو بلده قاضی پرونده خیلی بهتر در جریانه که همچی ترفندهایی هم وجود دارن

    بنابراین اونچه که واسه قاضی مستند و قابل اعتماد محسوب شده و بر اون اساس حکم میده نتیجه ایه که از مسیر قابل اعتمادی عبور کرده و با اینکارهای مسخره قابل صحنه سازی شدن نباشه

    من دوبار به شما توصیه کردم وقتتونو اینجا هدر ندین و سوال تخصصی رو از متخصصش بپرسین
    ایا مشاوره انلاین حقوقی رایگان دریافت کردین یا هنوز خیر؟!!

    سایت قوه قضاییه هم این خدمات رو رایگان ارایه میده
    اگه خواهان جواب قطعی هستین باید به اونها مراجعه کنین وگرنه اینجا کسی نمیتونه جواب مفید و موثری درین خصوص به شما ارایه بده و فقط فرصت سوزی میکنین

    سلام
    ممنون از راهنمایی تون امامن تو پست های قبل توضیح دادم گوشی من و لپ تاپ من هردو درحال حاضرکنترل میشوند تو سط نامادری
    برای مثال برای ورود به گوگل ازمن کد میخواد من کلید میانبر این انجمن رو پنهان کرده بودم
    نتونسته روش کد بزاره برای مثال گوگل ومخاطبین وتنظیمات برای باز شدن از من کد میخواد من کلید میانبر انجمن رو دربین موزیک ها مخفی کرده بودم با کمک دوستم وتونستم باز گردونم روی صفحه اصلی برای همین فقط اینجا میتونم ارتباط برقرار کنم ومیتونم موزیک گوش بدم
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  2. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. بالا | پست 52

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط bhdrvnd نمایش پست ها
    امیدوارم حل بشه.
    ولی با این رویداد هایی که نوشتین و این همه برنامه ریزی که شده، بعید میدونم بعدش اتفاقی نیوفته بازم.
    خیلی برنامه ریزی شده و دقیق این اتفاقات میوفته
    خیلی پست وکسافته

    عمه ام یک هفته بعداز ازدواج این زن با بابام بهم گفت عمه مواظب این مترسک فاسد باش
    گفت من یه چیزی تو حرفای زنونه میفهمم که اینو میگم

    اما من احمق حساسیت موضوع رو درک نکردم تا این همه بلا سرم اومد
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  4. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. بالا | پست 53

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    883
    تشکـر
    525
    تشکر شده 387 بار در 315 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    سلام
    ممنون از راهنمایی تون امامن تو پست های قبل توضیح دادم گوشی من و لپ تاپ من هردو درحال حاضرکنترل میشوند تو سط نامادری
    برای مثال برای ورود به گوگل ازمن کد میخواد من کلید میانبر این انجمن رو پنهان کرده بودم
    نتونسته روش کد بزاره برای مثال گوگل ومخاطبین وتنظیمات برای باز شدن از من کد میخواد من کلید میانبر انجمن رو دربین موزیک ها مخفی کرده بودم با کمک دوستم وتونستم باز گردونم روی صفحه اصلی برای همین فقط اینجا میتونم ارتباط برقرار کنم ومیتونم موزیک گوش بدم
    بسیار خوب
    خب میتونستین جای اینکه از اعضا درخواست کنین با فامیلتون تماس بگیرن ازشون میخواستین همین مشاوره انلاین رایگان حقوقی رو واستون انجام بدن

    فهمیدن نظر یه حقوقدان بایستی دغدغه اصلی شما باشه الان
    اما من ندیدم همچی درخواستی کنین!
    امضای ایشان
    I’m a happy little blob of custard and you can’t nail me to any wall
    In fact I’d pull those nails out and aim them at you
    Tell me how negative I am
    tell me how I’m filled with hate
    You’re not just stupid you’re wrong

  6. بالا | پست 54

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    بسیار خوب
    خب میتونستین جای اینکه از اعضا درخواست کنین با فامیلتون تماس بگیرن ازشون میخواستین همین مشاوره انلاین رایگان حقوقی رو واستون انجام بدن

    فهمیدن نظر یه حقوقدان بایستی دغدغه اصلی شما باشه الان
    اما من ندیدم همچی درخواستی کنین!

    باید بگم اینقدر ناراحت هستم که دنبال بهترین راه برای نجاتم باشم (ارتباط با فامیلم ) به نظرم درخواست تماس با فامیلم از طرف یک کاربر بهترین گزینه بود برای خلاصی من از این جهنم تا این که لقمه دور سرم بگردونم

    من که نظر نخواستم( فهمیدید باید نظریه یه حقوق دان دغدغه ی اصلی شما باشه ) گفتم دعا کنید درضمن نامادریم قصد شکایت حقوقی نداره چون جرات نمیکنه (به خاطر بابام) فقط میخواد به پدرم اثبات کنه که پسرت درمورد خون مرغ دروغ میگه واین خون ها که دیدی ناشی از سقط هست البته من هنوز نفهمیدم چرا وقتی بچه آسیب میبینه از مادر خون میاد وانگار این اتفاق برای این مورد طبیعیه که همه طبیعی برخورد میکنند

    من الان فردا از واکنش پدرم میترسم درصورتی که جواب آزمایش موافق سقط باشه

    اگربهم گفت درمورد خون مرغ چرا دروغ گفتی تازه به همه حرف هام دیگه بی اهمیت میشه
    چون میدونه من دروغ گو نبودم هیچ وقت این کارو نمیکردم مایل بود زنشو ببره آزمایشگاه
    ویرایش توسط سلطنت : 10-27-2019 در ساعت 10:07 PM
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  7. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. بالا | پست 55

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    باید بگم اینقدر ناراحت هستم که دنبال بهترین راه برای نجاتم باشم (ارتباط با فامیلم ) به نظرم درخواست تماس با فامیلم از طرف یک کاربر بهترین گزینه بود برای خلاصی من از این جهنم تا این که لقمه دور سرم بگردونم

    من که نظر نخواستم( فهمیدید باید نظریه یه حقوق دان دغدغه ی اصلی شما باشه ) گفتم دعا کنید درضمن نامادریم قصد شکایت حقوقی نداره چون جرات نمیکنه (به خاطر بابام) فقط میخواد به پدرم اثبات کنه که پسرت درمورد خون مرغ دروغ میگه واین خون ها که دیدی ناشی از سقط هست البته من هنوز نفهمیدم چرا وقتی بچه آسیب میبینه از مادر خون میاد وانگار این اتفاق برای این مورد طبیعیه که همه طبیعی برخورد میکنند

    من الان فردا از واکنش پدرم میترسم درصورتی که جواب آزمایش موافق سقط باشه

    اگربهم گفت درمورد خون مرغ چرا دروغ گفتی تازه به همه حرف هام دیگه بی اهمیت میشه
    چون میدونه من دروغ گو نبودم هیچ وقت این کارو نمیکردم مایل بود زنشو ببره آزمایشگاه
    اگر مایل باشی کمکم کنین این درخواست رو از شماهم میکنم تماس با عمه ام
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  9. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. بالا | پست 56

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    883
    تشکـر
    525
    تشکر شده 387 بار در 315 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    باید بگم اینقدر ناراحت هستم که دنبال بهترین راه برای نجاتم باشم (ارتباط با فامیلم ) به نظرم درخواست تماس با فامیلم از طرف یک کاربر بهترین گزینه بود برای خلاصی من از این جهنم تا این که لقمه دور سرم بگردونم

    من که نظر نخواستم( فهمیدید باید نظریه یه حقوق دان دغدغه ی اصلی شما باشه ) گفتم دعا کنید درضمن نامادریم قصد شکایت حقوقی نداره چون جرات نمیکنه (به خاطر بابام) فقط میخواد به پدرم اثبات کنه که پسرت درمورد خون مرغ دروغ میگه واین خون ها که دیدی ناشی از سقط هست البته من هنوز نفهمیدم چرا وقتی بچه آسیب میبینه از مادر خون میاد وانگار این اتفاق برای این مورد طبیعیه که همه طبیعی برخورد میکنند

    من الان فردا از واکنش پدرم میترسم درصورتی که جواب آزمایش موافق سقط باشه

    اگربهم گفت درمورد خون مرغ چرا دروغ گفتی تازه به همه حرف هام دیگه بی اهمیت میشه
    الان چون میدونه من دروغ گو نبودم هیچ وقت مایل بود زنشو ببره آزمایشگاه
    اینو میتونستین زودتر بگین خیلی بهتر میشد
    چون من واقعا تعجب کردم اصلا شکایت حقوقی وقتی جنینی در کار نباشه هیچ معنایی نداره!

    اما شما خودتون به پزشک قانونی اشاره کردین و جوری موضوع رو مطرح کردین که خیلی جدی بنظر میرسید و پیچیده شد خلاصه..

    جهت اطلاعتون موضوع مهمی اصلا نیست
    بزارین بره ازمایش بده
    همون چیزایی که به شما گفته ترکیب داروها و.. همونها رو به پدرتون بگین و موضوع حل میشه
    خونریزی که پرسیدین بخاطر دوتا دلیل میتونه پیش بیاد:
    اگه اوایل حاملگی باشه که بخاطر تغییرات هورمونی دچار خونریزی میشه طرف(یه چیزی مشابه همون عادت ماهیانه)

    و اگه جنین تشکیل شده باشه بخاطر اسیب به بافت رحم خونریزی اتفاق میفته

    نکته اینجاست که در هر دو حالتش خونریزی توام با لخته های خونیه
    و خون مرغ این حالت رو ایجاد نمیکنه
    اینم میتونین به پدرتون بگین

    در کل هیچ جای نگرانی نیست

    و اما در مورد دادن شماره فامیلتون به کاربران سایت اینکار خلاف قوانین سایته و ممکنه موجب ایجاد مشکلاتی بشه
    بنابراین کسی اینجا همچی کاری واسه شما و هیچ کاربر دیگه ای انجام نمیده
    امضای ایشان
    I’m a happy little blob of custard and you can’t nail me to any wall
    In fact I’d pull those nails out and aim them at you
    Tell me how negative I am
    tell me how I’m filled with hate
    You’re not just stupid you’re wrong

  11. بالا | پست 57

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    اینو میتونستین زودتر بگین خیلی بهتر میشد
    چون من واقعا تعجب کردم اصلا شکایت حقوقی وقتی جنینی در کار نباشه هیچ معنایی نداره!

    اما شما خودتون به پزشک قانونی اشاره کردین و جوری موضوع رو مطرح کردین که خیلی جدی بنظر میرسید و پیچیده شد خلاصه..

    جهت اطلاعتون موضوع مهمی اصلا نیست
    بزارین بره ازمایش بده
    همون چیزایی که به شما گفته ترکیب داروها و.. همونها رو به پدرتون بگین و موضوع حل میشه
    خونریزی که پرسیدین بخاطر دوتا دلیل میتونه پیش بیاد:
    اگه اوایل حاملگی باشه که بخاطر تغییرات هورمونی دچار خونریزی میشه طرف(یه چیزی مشابه همون عادت ماهیانه)

    و اگه جنین تشکیل شده باشه بخاطر اسیب به بافت رحم خونریزی اتفاق میفته

    نکته اینجاست که در هر دو حالتش خونریزی توام با لخته های خونیه
    و خون مرغ این حالت رو ایجاد نمیکنه
    اینم میتونین به پدرتون بگین

    در کل هیچ جای نگرانی نیست

    و اما در مورد دادن شماره فامیلتون به کاربران سایت اینکار خلاف قوانین سایته و ممکنه موجب ایجاد مشکلاتی بشه
    بنابراین کسی اینجا همچی کاری واسه شما و هیچ کاربر دیگه ای انجام نمیده
    آهان
    من از اول هم همین رو گفتم هیچ وقت قرار نبود شکایت کنه به لحاظ قانونی شما پست هارو کامل قرائت نمیکنی
    ممنونم
    ویرایش توسط سلطنت : 10-27-2019 در ساعت 10:31 PM
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  12. بالا | پست 58

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    883
    تشکـر
    525
    تشکر شده 387 بار در 315 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    آهان
    من از اول هم همین رو گفتم هیچ وقت قرار نبود شکایت کنه به لحاظ قانونی شما پست هارو کامل قرائت نمیکنی
    ممنونم
    شما طوری نوشتین که متاسفانه اینجور بنظر میرسید
    مخصوصا که به پزشک قانونی اشاره کردین!

    و ظاهرا خودتون پستهای ما رو کامل قرائت نمیکنین وگرنه من ۲ بار در پستهای قبلی پیشنهاد دادم برین سایت مشاوره انلاین حقوقی و شما میتونستین همین مورد رو زودتر به من یاداوری کنین!

    جالبه ما اینجا وقت میزاریم برا خودتون مینویسیم و شما یک در میون مطالعه میکنین

    اگه واقعا شرایط شما بحرانی باشه من یه کار میتونم واست انجام بدم
    شما که میخوای شماره عمه تو پیام خصوصی بزاری بجاش ادرستو پیام خصوصی واسم بنویس من با ۱۲۳ اورژانس اجتماعی تماس میگیرم

    تو شرایطی که یه جوان ۱۸ ساله به دست نامادریش تو اتاق زندانی شده و گوشی و لپ تاپش هم رمزگذاری شده باشن!! بهترین و کارامدترین افراد واسه کمک به شما فقط و فقط اورژانس اجتماعی هستن

    وگرنه احتمال اینکه عمه شما نتونه کاری از پیش ببره خیلی خیلی بیشتره تا که بگین اورژانس اجتماعی نتونه کاری کنه

    با توجه به اینکه شما واقعا نیاز به کمک دارین و هرچی نوشتین از سر صداقت بوده و مشکلتون واقعیه پس دلیلی نداره با پیشنهاد من مخالف باشین
    مگر جریان دیگه ای باشه

    وگرنه از نظر امنیتی کار صحیحی نیست که کاربرها با شماره ای که نمیشناسن صحبت کنن خصوصا که اغلبشون خانواده های سنتی هستن و اگه هر گرفت و گیری پیش بیاد تبدیل به دردسر بزرگ میشه

    اما تماس با اورژانس اجتماعی راه سیف و مطمئنی هستش
    میتونین ادرستونو واسه من یا کاربر رزمریم یا هر کاربر دیگه ای به صورت پیام خصوصی بنویسین و ازش بخواین با ۱۲۳ تماس بگیره و وضعیت شما رو شرح بده

    این اخرین و تنها راه کمک به شماست
    اختیار با خودتونه که بپذیرین یا نه
    امضای ایشان
    I’m a happy little blob of custard and you can’t nail me to any wall
    In fact I’d pull those nails out and aim them at you
    Tell me how negative I am
    tell me how I’m filled with hate
    You’re not just stupid you’re wrong

  13. کاربران زیر از delvapas2000 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. بالا | پست 59

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    شما طوری نوشتین که متاسفانه اینجور بنظر میرسید
    مخصوصا که به پزشک قانونی اشاره کردین!

    و ظاهرا خودتون پستهای ما رو کامل قرائت نمیکنین وگرنه من ۲ بار در پستهای قبلی پیشنهاد دادم برین سایت مشاوره انلاین حقوقی و شما میتونستین همین مورد رو زودتر به من یاداوری کنین!

    جالبه ما اینجا وقت میزاریم برا خودتون مینویسیم و شما یک در میون مطالعه میکنین

    اگه واقعا شرایط شما بحرانی باشه من یه کار میتونم واست انجام بدم
    شما که میخوای شماره عمه تو پیام خصوصی بزاری بجاش ادرستو پیام خصوصی واسم بنویس من با ۱۲۳ اورژانس اجتماعی تماس میگیرم

    تو شرایطی که یه جوان ۱۸ ساله به دست نامادریش تو اتاق زندانی شده و گوشی و لپ تاپش هم رمزگذاری شده باشن!! بهترین و کارامدترین افراد واسه کمک به شما فقط و فقط اورژانس اجتماعی هستن

    وگرنه احتمال اینکه عمه شما نتونه کاری از پیش ببره خیلی خیلی بیشتره تا که بگین اورژانس اجتماعی نتونه کاری کنه

    با توجه به اینکه شما واقعا نیاز به کمک دارین و هرچی نوشتین از سر صداقت بوده و مشکلتون واقعیه پس دلیلی نداره با پیشنهاد من مخالف باشین
    مگر جریان دیگه ای باشه

    وگرنه از نظر امنیتی کار صحیحی نیست که کاربرها با شماره ای که نمیشناسن صحبت کنن خصوصا که اغلبشون خانواده های سنتی هستن و اگه هر گرفت و گیری پیش بیاد تبدیل به دردسر بزرگ میشه

    اما تماس با اورژانس اجتماعی راه سیف و مطمئنی هستش
    میتونین ادرستونو واسه من یا کاربر رزمریم یا هر کاربر دیگه ای به صورت پیام خصوصی بنویسین و ازش بخواین با ۱۲۳ تماس بگیره و وضعیت شما رو شرح بده

    این اخرین و تنها راه کمک به شماست
    اختیار با خودتونه که بپذیرین یا نه
    چه شکلی پیام خصوصی بدم
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  15. بالا | پست 60

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    به نظرم یه راه داری

    وقتی نامادریت وارد اتاق میشه بدون اینکه متوجه بشه وانمود کن داری با گوشیت بازی میکنی

    و ازش فیلم بگیر

    اصلا و ابدا هم به روی خودت نیار و هیچ بروز نده که فیلم گرفتی و یا میخوای فیلم بگیری و هرچیز دیگه‌ای

    نوشتن اون نامه که نوشتی پشیمونم کار اشتباهی بود

    از این به بعد هیچ چیزی رو روی کاغذ براش ننویس
    بهش هم التماس نکن

    هرچی گفت جوابای کوتاه بده و خیلی خودت رو بدبخت نشون نده که فکر کنه ازش میترسی

    تا همیشه که اون تو نمیمونی

    بالاخره میای بیرون

    اونوقت باید سریع بری پیش پدربزرگت و برای اولین بار فیلم‌ها رو نشون اون بدی

    هر صدا و فیلمی که فک میکنی لازمه

    حتی صدای همون کلفت که میگه چیزی نخور و ....

    اما به هیچ وجه نگو که ضبط کردی و فیلم گرفتی

    فعلا تنها راه همین به نظر میرسه
    اگه فیلم گرفتن برات سخته فقط صدا رو ضبط کن
    سلام
    تازه الان متوجه شدم نباید از کار بری درخواست کنم که با فامیلم تماس برقرار کنه واین کار مخالف قوانین سایته زمانی عضو شدم کامل نخوندم قوانین رو چون خیلی خیلی زیاد بود ومن قصد داشتم سریع تر موضوع رو عنوان کنم
    معذرت میخوام قصد نداشتم باعث مشکلی برای شما بشم
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  16. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. بالا | پست 61

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    883
    تشکـر
    525
    تشکر شده 387 بار در 315 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    چه شکلی پیام خصوصی بدم
    بالای صفحه سمت راست نوشته پیام خصوصی
    روی اون ضربه بزنین و بعدش ایجاد پیام خصوصی جدید و پیامتونو تایپ کنین

    من تا ساعت ۱۲ شب انلاین هستم و هرموقع پیامتون به من برسه اینکارو واستون انجام میدم
    امضای ایشان
    I’m a happy little blob of custard and you can’t nail me to any wall
    In fact I’d pull those nails out and aim them at you
    Tell me how negative I am
    tell me how I’m filled with hate
    You’re not just stupid you’re wrong

  18. کاربران زیر از delvapas2000 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. بالا | پست 62

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    بالای صفحه سمت راست نوشته پیام خصوصی
    روی اون ضربه بزنین و بعدش ایجاد پیام خصوصی جدید و پیامتونو تایپ کنین

    من تا ساعت ۱۲ شب انلاین هستم و هرموقع پیامتون به من برسه اینکارو واستون انجام میدم
    به نظرت این کار رابطه منو با پدرم بد تر نمیکنه قبلا قصد کردم درصورتی که بگزارند از اتاق بیرون برم شکایت کنم اما کاربر با نام shervin66 بهم گفت این کار منو از پدرم دور میکنه
    میترسم اورژانس اجتماعی همون نتیجه رو یدک کنه
    برای شما که صاحب خانواده هستین راحت که بگین ساده سازی کن وبگو من باراننده اسنپ خوابیدم به کسی چه
    من اگه بخوام این منطق رو درپیش بگیرم باید تنها شخص از خانواده ام رو ازدست بدهم (پدرم ) علاوه بر اینکه شدید تر از قبل تنبیه میشم
    من خواستم به اون طریقی که پدرم کم تر ناراحت میشه اقدام کنم
    قبلا گفتم پدرم معتقد هست که مشکل باید درحیطه خانواده حل بشه نه با اورژانس اجتماعی
    وکمک عمه ام بااین استاندارد سنخیت داشت
    متاسفم که اینو میگم هر طور مایلید درباره من فکر کنید که راست میگم یا دروغ
    فقط یک کودن میتونه با دروغ توی این مکان وقت و هزینه و.............. خودش رو تلف کنه اونم وقتی فقط باز خورد مجازی به همراه داره

    اگر دروغ پیشه من بود هیچ وقت گیر همچین افرادی نمیوفتادم
    که به بدیهی ترین حقوقم توی خونه ی پدرم لطمه وارد بشه

    وبجای حقیقت درمورد کتک خوردن اذیت شدن و........... میگفتم دکترم وفلان وفلان که حداقل تو چشم بقیه یه زندگی از دست رفته نداشته باشم

    البته برای کمک ها ی نوشتاری وراهنمایی هاتون واونچه که درمورد قانون سایت وسایر موارد به من آموختین ممنونم

    اورژانس اجتماعی ریسک اینکه پدرم ذهنیت منفی نسبت به من پیدا کنه رو زیاد میکنه

    وقتی پسر نامادریم به پدرم میگه بابا وپدرمو بقل میکنه وبا مادرش قصد تصاحب پدرم رو داره کاری نمیکنم شرایط به نفع ا‌ونا قدم برداره
    از شما وسایر کار بران دعا تقاضا دارم واز خدا درخواست یاری

    نامادریم میگه اسم تو یعنی اندوه منم از خدا میخوام اگه اسمم یه همچین میراثی برام داره خداهم منو وارث لطفش کنه وکمکم کنه همون طور که توقرآن میگه مومنان همان کسانی که راست گویند وایمان وعمل صالح را باهم به سرای آخرت آوردند وارث لطف وعنایت حق هستند

    ازش میخوام بحق روزهایی که گریه کردم به خاطر دوری مادرم وشب ها خوابم نمیبرد ودلم تنگ میشد خودش حیله های این زن رو بر ملا کنه

    سپاس گزارم
    ویرایش توسط سلطنت : 10-28-2019 در ساعت 12:19 AM
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  20. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. بالا | پست 63

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    به نظرت این کار رابطه منو با پدرم بد تر نمیکنه قبلا قصد کردم درصورتی که بگزارند از اتاق بیرون برم شکایت کنم اما کاربر با نام shervin66 بهم گفت این کار منو از پدرم دور میکنه
    میترسم اورژانس اجتماعی همون نتیجه رو یدک کنه
    برای شما که صاحب خانواده هستین راحت که بگین ساده سازی کن وبگو من باراننده اسنپ خوابیدم به کسی چه
    من اگه بخوام این منطق رو درپیش بگیرم باید تنها شخص از خانواده ام رو ازدست بدهم (پدرم ) علاوه بر اینکه شدید تر از قبل تنبیه میشم
    من خواستم به اون طریقی که پدرم کم تر ناراحت میشه اقدام کنم
    قبلا گفتم پدرم معتقد هست که مشکل باید درحیطه خانواده حل بشه نه با اورژانس اجتماعی
    وکمک عمه ام بااین استاندارد سنخیت داشت
    متاسفم که اینو میگم هر طور مایلید درباره من فکر کنید که راست میگم یا دروغ
    فقط یک کودن میتونه با دروغ توی این مکان وقت و هزینه و.............. خودش رو تلف کنه اونم وقتی فقط باز خورد مجازی به همراه داره

    اگر دروغ پیشه من بود هیچ وقت گیر همچین افرادی نمیوفتادم
    که به بدیهی ترین حقوقم توی خونه ی پدرم لطمه وارد بشه

    وبجای حقیقت درمورد کتک خوردن اذیت شدن و........... میگفتم دکترم وفلان وفلان که حداقل تو چشم بقیه یه زندگی از دست رفته نداشته باشم

    البته برای کمک ها ی نوشتاری وراهنمایی هاتون واونچه که درمورد قانون سایت وسایر موارد به من آموختین ممنونم

    اورژانس اجتماعی ریسک اینکه پدرم ذهنیت منفی نسبت به من پیدا کنه رو زیاد میکنه

    وقتی پسر نامادریم به پدرم میگه بابا وپدرمو بقل میکنه وبا مادرش قصد تصاحب پدرم رو داره کاری نمیکنم شرایط به نفع ا‌ونا قدم برداره
    از شما وسایر کار بران دعا تقاضا دارم واز خدا درخواست یاری

    نامادریم میگه اسم تو یعنی اندوه منم از خدا میخوام اگه اسمم یه همچین میراثی برام داره خداهم منو وارث لطفش کنه وکمکم کنه همون طور که توقرآن میگه مومنان همان کسانی که راست گویند وایمان وعمل صالح را باهم به سرای آخرت آوردند وارث لطف وعنایت حق هستند

    ازش میخوام بحق روزهایی که گریه کردم به خاطر دوری مادرم وشب ها خوابم نمیبرد ودلم تنگ میشد خودش حیله های این زن رو بر ملا کنه

    سپاس گزارم
    من نمیتونم با ندونم کاری پدری که بعد مرگ مادرم سنگ صبورم بود
    از دست بدم شب هایی که از دوری مادرم بی تاب میشدم برام قرآن میخوند واِذا اصابت هم مصیبته وهنگامی که به آنان مصیبتی وارد شد بگو زمزمه کنند ما از آن خداییم وبه اوباز میگردیم

    هرچند پدرم تابه حال بامن بدرفتاری کرده وخیلی سخت گیره
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  22. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. بالا | پست 64

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    من نمیتونم با ندونم کاری پدری که بعد مرگ مادرم سنگ صبورم بود
    از دست بدم شب هایی که از دوری مادرم بی تاب میشدم برام قرآن میخوند واِذا اصابت هم مصیبته وهنگامی که به آنان مصیبتی وارد شد بگو زمزمه کنند ما از آن خداییم وبه اوباز میگردیم

    هرچند پدرم تابه حال بامن بدرفتاری کرده وخیلی سخت گیره
    اگر بهم تهمت زده که یک پسره هرزه هستم واز شرم نمیتونم تو چشم بابام نگاه کنم به خدا میگم تودیدی تو بودی تو برای اعاده حیثیت ازیوسف پیامبر ۷ دربسته رو باز کردی پس برات کاری نداره
    به من هم کمک کنی
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  24. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. بالا | پست 65

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    883
    تشکـر
    525
    تشکر شده 387 بار در 315 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    به نظرت این کار رابطه منو با پدرم بد تر نمیکنه قبلا قصد کردم درصورتی که بگزارند از اتاق بیرون برم شکایت کنم اما کاربر با نام shervin66 بهم گفت این کار منو از پدرم دور میکنه
    میترسم اورژانس اجتماعی همون نتیجه رو یدک کنه
    برای شما که صاحب خانواده هستین راحت که بگین ساده سازی کن وبگو من باراننده اسنپ خوابیدم به کسی چه
    من اگه بخوام این منطق رو درپیش بگیرم باید تنها شخص از خانواده ام رو ازدست بدهم (پدرم ) علاوه بر اینکه شدید تر از قبل تنبیه میشم
    من خواستم به اون طریقی که پدرم کم تر ناراحت میشه اقدام کنم
    قبلا گفتم پدرم معتقد هست که مشکل باید درحیطه خانواده حل بشه نه با اورژانس اجتماعی
    وکمک عمه ام بااین استاندارد سنخیت داشت
    متاسفم که اینو میگم هر طور مایلید درباره من فکر کنید که راست میگم یا دروغ
    فقط یک کودن میتونه با دروغ توی این مکان وقت و هزینه و.............. خودش رو تلف کنه اونم وقتی فقط باز خورد مجازی به همراه داره

    اگر دروغ پیشه من بود هیچ وقت گیر همچین افرادی نمیوفتادم
    که به بدیهی ترین حقوقم توی خونه ی پدرم لطمه وارد بشه

    وبجای حقیقت درمورد کتک خوردن اذیت شدن و........... میگفتم دکترم وفلان وفلان که حداقل تو چشم بقیه یه زندگی از دست رفته نداشته باشم

    البته برای کمک ها ی نوشتاری وراهنمایی هاتون واونچه که درمورد قانون سایت وسایر موارد به من آموختین ممنونم

    اورژانس اجتماعی ریسک اینکه پدرم ذهنیت منفی نسبت به من پیدا کنه رو زیاد میکنه

    وقتی پسر نامادریم به پدرم میگه بابا وپدرمو بقل میکنه وبا مادرش قصد تصاحب پدرم رو داره کاری نمیکنم شرایط به نفع ا‌ونا قدم برداره
    از شما وسایر کار بران دعا تقاضا دارم واز خدا درخواست یاری

    نامادریم میگه اسم تو یعنی اندوه منم از خدا میخوام اگه اسمم یه همچین میراثی برام داره خداهم منو وارث لطفش کنه وکمکم کنه همون طور که توقرآن میگه مومنان همان کسانی که راست گویند وایمان وعمل صالح را باهم به سرای آخرت آوردند وارث لطف وعنایت حق هستند

    ازش میخوام بحق روزهایی که گریه کردم به خاطر دوری مادرم وشب ها خوابم نمیبرد ودلم تنگ میشد خودش حیله های این زن رو بر ملا کنه

    سپاس گزارم
    بهرحال هر اقدامی که واسه نجات خودتون انجام بدین ممکنه باعث کدورت مقطعی پدرتون بشه اما در نهایتش شما نمیتونین مظلوم باقی بمونین به این علت که مبادا محبت پدرتونو از دست بدین!

    ضمنا پرسنل اورژانس اجتماعی منطقی صحبت میکنن
    خودشون مددکار اجتماعی هستن افراد تحصیل کرده و با فرهنگی هستن و گل درشت و زمخت وارد عمل نمیشن که پدرتونو بقول معروف سر لج بندازن
    اونها کمک میکنن مشکل شما حل بشه

    و اتفاقا شاید ورود عمه شما و جر و بحث بین خواهر و برادر بیشتر باعث خشم پدرتون بشه
    اورژانس اجتماعی مهارت و تجربه خیلی بیشتری در ورود به بحرانهای خانوادگی دارن

    دوست عزیز تعارف که نداریم با دعا کردن هیچی حل نمیشه و منتظر معجزه نشستن فقط مشکلات شما رو عمیقتر میکنه

    از کجا میدونی من صاحب خانواده ای هستم که تو نیستی؟!
    منم نامادری دارم و خواهر و برادرهای ناتنی
    منم جز پدر کسیو به عنوان وابسته خونی ندارم!
    اما سالهای ساله که به پدرمو نامادریمو بقیه تفهیم کردم تختخوابم مال خودمه
    امیدوارم اینو قشنگ درک کنین
    من به عنوان یه خانم تونستم و شما به عنوان یه اقا نمیتونین؟!!

    بهرحال در اولین فرصتی که امکان خروج از منزل رو پیدا کردین برین خونه پدربزرگتون و مطمئن باشین پدرتون اگه مهر پدری در وجودش باشه(که من امیدوارم باشه) از اعتراض به حق شما در مقابل جفاهای نامادریتونو ماهان خشمگین نمیشه و یا لااقل از مهر پدریش کاسته نمیشه

    بلکه برعکس شاید پدرتون به خودش بیاد و متوجه بشه پسرش در چه فشار سنگینی زندگی میکنه و بی پناهی شما رو حس کنه و رویه خودشو تغییر بده

    من کاری به صحت و سقم ماجرای شما ندارم
    من همیشه سعی میکنم واقع بینانه توصیه کنم که اگر مسایل طرف مقابل واقعی باشه این توصیه های واقع بینانه قطعا به کارش خواهند اومد
    امضای ایشان
    I’m a happy little blob of custard and you can’t nail me to any wall
    In fact I’d pull those nails out and aim them at you
    Tell me how negative I am
    tell me how I’m filled with hate
    You’re not just stupid you’re wrong

  26. کاربران زیر از delvapas2000 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. بالا | پست 66

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    بهرحال هر اقدامی که واسه نجات خودتون انجام بدین ممکنه باعث کدورت مقطعی پدرتون بشه اما در نهایتش شما نمیتونین مظلوم باقی بمونین به این علت که مبادا محبت پدرتونو از دست بدین!

    ضمنا پرسنل اورژانس اجتماعی منطقی صحبت میکنن
    خودشون مددکار اجتماعی هستن افراد تحصیل کرده و با فرهنگی هستن و گل درشت و زمخت وارد عمل نمیشن که پدرتونو بقول معروف سر لج بندازن
    اونها کمک میکنن مشکل شما حل بشه

    و اتفاقا شاید ورود عمه شما و جر و بحث بین خواهر و برادر بیشتر باعث خشم پدرتون بشه
    اورژانس اجتماعی مهارت و تجربه خیلی بیشتری در ورود به بحرانهای خانوادگی دارن

    دوست عزیز تعارف که نداریم با دعا کردن هیچی حل نمیشه و منتظر معجزه نشستن فقط مشکلات شما رو عمیقتر میکنه

    از کجا میدونی من صاحب خانواده ای هستم که تو نیستی؟!
    منم نامادری دارم و خواهر و برادرهای ناتنی
    منم جز پدر کسیو به عنوان وابسته خونی ندارم!
    اما سالهای ساله که به پدرمو نامادریمو بقیه تفهیم کردم تختخوابم مال خودمه
    امیدوارم اینو قشنگ درک کنین
    من به عنوان یه خانم تونستم و شما به عنوان یه اقا نمیتونین؟!!

    بهرحال در اولین فرصتی که امکان خروج از منزل رو پیدا کردین برین خونه پدربزرگتون و مطمئن باشین پدرتون اگه مهر پدری در وجودش باشه(که من امیدوارم باشه) از اعتراض به حق شما در مقابل جفاهای نامادریتونو ماهان خشمگین نمیشه و یا لااقل از مهر پدریش کاسته نمیشه

    بلکه برعکس شاید پدرتون به خودش بیاد و متوجه بشه پسرش در چه فشار سنگینی زندگی میکنه و بی پناهی شما رو حس کنه و رویه خودشو تغییر بده

    من کاری به صحت و سقم ماجرای شما ندارم
    من همیشه سعی میکنم واقع بینانه توصیه کنم که اگر مسایل طرف مقابل واقعی باشه این توصیه های واقع بینانه قطعا به کارش خواهند اومد
    سلام
    امروز جواب آزمایش اومد کُلفتش اومد در اتاقم رو باز کرد گفت بیا پائین رفتم نامادریم گفت به پدرت میگی من از خون مرغ استفاده کردم
    و کسی هم که این کارو کرده (موضوع عکس ها وراننده اسنپ)
    از طرف زهره وماهان بوده ؟گفتم غیر از این نیست
    گفت راننده اسنپ رو نمیدونم از کجا درآوردی ولی جواب آزمایش اثبات کننده اولین دورغ تو میشه
    تازه درپاکت که منگنه شده بود رو باز کرد و خوند یکم زیاد بود مطلبش یادم نیست اما نتیجه نهایی این طوری بود
    نتیجه آزمایش ۹۹ ممیز ۹ درصد موافق سقط تا دوهفته پیش میباشد
    به بابام گفت الانم شک داری یوسف شاید راست بگه

    بازم کتک و.........................

    بعد گفتم بزار برم خونه بابابزرگ گفت نمیشه همه اینا که میگم با داد بود وتنش نا مادریم گفت بزار بره علی جون
    بابام با اونم بحثش شد به منم گفت گم شو تو اتاقت وقتی بر میگشتم بالا تلفن بیسیم رو بر داشتم یواشکی سریع زنگ زدم خونه بابا بزرگ گفتم بابا بزرگ به فریادم برس چرا نمیای کمکم

    خداوکیلی یک ربعه رسیدند

    طی یه جریانی

    باهاشون اومدم منزلشون (با کارت ملی وشناسنامه وگوشیم) همه چیو گفتم نمیدونم چرا هی گریه ام میومد خیلی ناراحت شدند گفتند چرا دیر گفتی
    اما الان از خونه اوناهم زدم بیرون اومدم خو نه دوستم

    خیلی به حرف هاتون فکر کردم میخوام مستقل باشم نه خونه پدربزرگ نه خونه بابا

    مشاور حقوقی که گفته بودین ارتباط برقرار کردم چون ارثیه مادریم
    همه رو (خونه ماشین طلاهای مادربزرگم ) بابام تبدیل به پول کرد

    گذاشت توی بانک دفتر چه هاهم پیش خودشه هرماه فقط پیا م میاد رو گوشیم که سود علی الحساب.........
    تا حالا هیچ برداشتی نکرده چون پیام بااین محتوا نیومد
    اما گفت تاوقتی بیست وپنج سالت نشه هیچی دستت نمیدم
    مشاور حقوقی گفت چون دیگه ۱۸ سالته میتونی با کارت ملیت بری بانک ودرخواست کنی که فقط خودت صاحب حساب باشی گفت چون صاحب اصلی خودتی میتونی دست پدرت رو کو تاه کنی
    واگرنشد طریقه ی شکایت رو بهم گفت که باید چیکار کنم
    به هر حال میخوام جدا زندگی کنم وارثیه مادریم منو کامل کفایت میکنه تا بتونم عالی زندگی کنم
    بعد هم میرم یه مدرسه دیگه
    جای اینکه خودمو به پدرم اثبات کنم زندگیمو مستقل میکنم

    رو حرفتون واقعا فکردم تصمیم گرفتم وعمل میکنم
    اگه پدرم پسری که ۱۸ سال بزرگ کرد رو با چندتا عکس درموردش هر فکری کنه
    همون بهتر که دفعه بعد که گفت این که توعکسه کیه بهش میگم به توچه هرکی که دلم بخواد منم این طوری تاوان بی احترامیشو میگیرم ازش
    من برای زندگی مجزا هیچ وابستگی به بابام ندارم پس واقعا باید دلمو بزارم زیر پا وولش کنم

    میدونین چرا قبول کردم حرفاتونو بااینکه با روش شما مخالف بودم

    چون فهمیدم شماهم زندگی شبیه من داشتین وخودتون رو مستقل کردین با این تفاوت که یک خانم هستین
    ممنونم
    ویرایش توسط سلطنت : 10-28-2019 در ساعت 03:10 PM
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  28. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  29. بالا | پست 67

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    883
    تشکـر
    525
    تشکر شده 387 بار در 315 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    سلام
    امروز جواب آزمایش اومد کُلفتش اومد در اتاقم رو باز کرد گفت بیا پائین رفتم نامادریم گفت به پدرت میگی من از خون مرغ استفاده کردم
    و کسی هم که این کارو کرده (موضوع عکس ها وراننده اسنپ)
    از طرف زهره وماهان بوده ؟گفتم غیر از این نیست
    گفت راننده اسنپ رو نمیدونم از کجا درآوردی ولی جواب آزمایش اثبات کننده اولین دورغ تو میشه
    تازه درپاکت که منگنه شده بود رو باز کرد و خوند یکم زیاد بود مطلبش یادم نیست اما نتیجه نهایی این طوری بود
    نتیجه آزمایش ۹۹ ممیز ۹ درصد موافق سقط تا دوهفته پیش میباشد
    به بابام گفت الانم شک داری یوسف شاید راست بگه

    بازم کتک و.........................

    بعد گفتم بزار برم خونه بابابزرگ گفت نمیشه همه اینا که میگم با داد بود وتنش نا مادریم گفت بزار بره علی جون
    بابام با اونم بحثش شد به منم گفت گم شو تو اتاقت وقتی بر میگشتم بالا تلفن بیسیم رو بر داشتم یواشکی سریع زنگ زدم خونه بابا بزرگ گفتم بابا بزرگ به فریادم برس چرا نمیای کمکم

    خداوکیلی یک ربعه رسیدند

    طی یه جریانی

    باهاشون اومدم منزلشون (با کارت ملی وشناسنامه وگوشیم) همه چیو گفتم نمیدونم چرا هی گریه ام میومد خیلی ناراحت شدند گفتند چرا دیر گفتی
    اما الان از خونه اوناهم زدم بیرون اومدم خو نه دوستم

    خیلی به حرف هاتون فکر کردم میخوام مستقل باشم نه خونه پدربزرگ نه خونه بابا

    مشاور حقوقی که گفته بودین ارتباط برقرار کردم چون ارثیه مادریم
    همه رو (خونه ماشین طلاهای مادربزرگم ) بابام تبدیل به پول کرد

    گذاشت توی بانک دفتر چه هاهم پیش خودشه هرماه فقط پیا م میاد رو گوشیم که سود علی الحساب.........
    تا حالا هیچ برداشتی نکرده چون پیام بااین محتوا نیومد
    اما گفت تاوقتی بیست وپنج سالت نشه هیچی دستت نمیدم
    مشاور حقوقی گفت چون دیگه ۱۸ سالته میتونی با کارت ملیت بری بانک ودرخواست کنی که فقط خودت صاحب حساب باشی گفت چون صاحب اصلی خودتی میتونی دست پدرت رو کو تاه کنی
    واگرنشد طریقه ی شکایت رو بهم گفت که باید چیکار کنم
    به هر حال میخوام جدا زندگی کنم وارثیه مادریم منو کامل کفایت میکنه تا بتونم عالی زندگی کنم
    بعد هم میرم یه مدرسه دیگه
    جای اینکه خودمو به پدرم اثبات کنم زندگیمو مستقل میکنم

    رو حرفتون واقعا فکردم تصمیم گرفتم وعمل میکنم
    اگه پدرم پسری که ۱۸ سال بزرگ کرد رو با چندتا عکس درموردش هر فکری کنه
    همون بهتر که دفعه بعد که گفت این که توعکسه کیه بهش میگم به توچه هرکی که دلم بخواد منم این طوری تاوان بی احترامیشو میگیرم ازش
    من برای زندگی مجزا هیچ وابستگی به بابام ندارم پس واقعا باید دلمو بزارم زیر پا وولش کنم

    میدونین چرا قبول کردم حرفاتونو بااینکه با روش شما مخالف بودم

    چون فهمیدم شماهم زندگی شبیه من داشتین وخودتون رو مستقل کردین با این تفاوت که یک خانم هستین
    ممنونم
    سلام بنظرم اینا قصد شوخی دارن با شما
    ازمایش که هیچوقت اینطوری نمینویسه
    نتیجه ازمایش ۹۹ ممیز ۹ درصد! موافق سقط! در دو هفته پیش!! میباشد

    حالا از منگنه پاکتش که بگذریم اصلا نتیجه ازمایش هیچوقت از همچی جملاتی استفاده نمیکنه
    کل جمله طنزی بیش نیست

    من موندم ایا اینا با شما قصد شوخی دارن یا شما با ما؟!

    ضمنا شما که اسم از خودتونو افراد خانوادتون میبرین اگه واسشون اسم مستعار ساختین که خیلی کار بی معناییه
    چون میتونین به جاش خیلی راحت بگین نامادریم و پسرش و..
    از خودتونم که اصلا احتیاج نیست اسم ببرین
    اما اگه اسم واقعیشون باشه یه درصد فکر نمیکنین تو دنیای مجازی هم شناخته بشین و بعدش اینها که میگین اینهمه ذهن خلاق در ازار دادن شما دارن و هیچی نشده الانش یه سناریوی جنایی براتون درست کردن اگه بفهمن راجع بشون تو این انجمن نوشتین و بدیهاشونو تعریف کردین اونموقع چی به سر شما خواهند اورد؟!!

    ضمنا ادبیات شما به پسر ۱۸ ساله شبیه نیست بیشتر میخوره ۲۵ ساله باشین یا چیزی درین حدود..
    امضای ایشان
    I’m a happy little blob of custard and you can’t nail me to any wall
    In fact I’d pull those nails out and aim them at you
    Tell me how negative I am
    tell me how I’m filled with hate
    You’re not just stupid you’re wrong

  30. بالا | پست 68

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    سلام بنظرم اینا قصد شوخی دارن با شما
    ازمایش که هیچوقت اینطوری نمینویسه
    نتیجه ازمایش ۹۹ ممیز ۹ درصد! موافق سقط! در دو هفته پیش!! میباشد

    حالا از منگنه پاکتش که بگذریم اصلا نتیجه ازمایش هیچوقت از همچی جملاتی استفاده نمیکنه
    کل جمله طنزی بیش نیست

    من موندم ایا اینا با شما قصد شوخی دارن یا شما با ما؟!

    ضمنا شما که اسم از خودتونو افراد خانوادتون میبرین اگه واسشون اسم مستعار ساختین که خیلی کار بی معناییه
    چون میتونین به جاش خیلی راحت بگین نامادریم و پسرش و..
    از خودتونم که اصلا احتیاج نیست اسم ببرین
    اما اگه اسم واقعیشون باشه یه درصد فکر نمیکنین تو دنیای مجازی هم شناخته بشین و بعدش اینها که میگین اینهمه ذهن خلاق در ازار دادن شما دارن و هیچی نشده الانش یه سناریوی جنایی براتون درست کردن اگه بفهمن راجع بشون تو این انجمن نوشتین و بدیهاشونو تعریف کردین اونموقع چی به سر شما خواهند اورد؟!!

    ضمنا ادبیات شما به پسر ۱۸ ساله شبیه نیست بیشتر میخوره ۲۵ ساله باشین یا چیزی درین حدود..
    هرطور مایلی فکر کن اما مطمئنم پدرم همچین آدمی نیست که سربه سرم بزاره
    ادبیات من ناشی از کتاب های که میخونم هست
    درضمن توی پزشک قانونی شهر ما کسایی که برای هرگونه مشکل مراجعه میکنند ضرب وشتم یا هرچی دیگه برای احقاق حق طرف
    نامه آزمایش طرف رو با کلامی تایپ میکنند که به صراحت به حقیقت اشاره کنه (برای فهم قاضی)
    اگه توی دنیای مجازی به واسطه ا قوام شناخته بشم بهتره که وبفهمند چه جاودگری عروس پدربزرگم شده اگه عکس هارو فردا پس فردا پخش کرد حداقل فامیل بدونن ازکجا آب میخوره
    یا اگه پدرم بفهمه بهم چه ظلمی شده اصلا بد نیست
    اما من هم درمورد شما نظردارم خیلی صریح وقاطع تو خیلی بد دهن وبی اخلاق هستی به همه چی مشکو کی حتی به سایه خودت مشاوره که میدی شبیه استایل وسبک زندگی شخصیته همون طور که تایید کردی توهم نابرادری ونا خواهری داری براهمین درنهایت متوجه شدم باید در واقع برم تا اوضاع خوب شه برام چون مشکلات تو تو این زمینه شبیه من بود مشاورت به دردم خورد

    اما خانم به ظاهر فهیم وتحصیل کرده ودنیا دیده وکار بلد این استاندارد برای همه صدق نمیکنه

    که با فوجی از انتقاد به کاربرها حمله ور میشی

    اما تو روانت پریشونه همون طور که واضح بود توی پست هات داری به کاربر shervin 66 گنده میگی یا به یه کار بر دیگه گفتی ابتدایی ترین موارد برا دوستی با جنس مخالف رو نمیدونه یا که پدرمادرش یه دست پا چلفتی تحویل جامعه دادند

    نخیر شما زیادی آزاد تشریف دارین

    شما اطلاعاتتون اینترنتی هست نه کاربر shervin66 که نمیدونی پزشک قانونی نامه رو طوری میفرسته که که اگر قاضی خواست قضاوت کنه ساده بتونه بخونه البته شماره وکد نامه توی سیستم هست وقاضی خودش به سایت پزشک قانونی میتونه متصل شه وشماره ی نامه رو با شماره ی نامه سیستم تطبیق میده وبعد محتوا رو تطبیق میده تا توی نامه تحریف نشده باشه
    چون قراره نامه به دست قاضی برسه نه به دست یه دکتر که با علائم اختصاری پزشکی نمایش بشه براهمین این طوری (ساده)تایپ میشه

    حالا بستگی به خود متقاضی داره این نامه اثبات رو به شوهرش بده یا به طرح شکایت به دست قاضی برسونه

    ادبیات منو محدود میکنی به کسی که ۲۵ سالشه درحالی که صفت ادبیات اکتسابی است نه انتسابی ومسائل کسب کردنی باتوجه به هوش افراد متغیر هست اگه تو تونستی بااین ادبیات تو بیست وپنج به بالا آشنا بشی
    مشکل توست
    آره قبول دارم آزاد زندگی میکنی اما فکر وذهنت محدوده
    لطفا قضاوت هاتونو مثل مشاوره هاتون بازندگیتون مقایسه نکنید

    بنظرم توهم یه آدم مثل نامادریم گیرت اومده وحسابی اذیت کرده
    اما تو بی اخلاق شدی چون استعداد خباثت تو وجودت بوده

    تو به زبون کنایه به کار بر shervin66 میگی به لطف اینترنت همه استادن اما حالا نمیتونی خودتو متقائد کنی ادبیات من از کتاب یا همون اینترنت یا به واسطه خانواده ام هست
    نخیر شما قصد داری وانمود کنی خیلی مشاوری
    اما به نظر من نیاز به روان درمانی داری

    خانم فهیم ماتوهمین فضا نقل قول میگیریم آزمایشگاه پزشک قانونی نقل قولی از آزمایش به دست اومده به متقاضی تحویل میده که بتونه باهاش احقاق حق کنه وقاضی اگه شک کرد به تحریف درنامه به بار کد نامه مراجعه کرده ووارد سیستم میکنه وبا جواب اصلی که در سیستم وجود داره تطبیق میده

    حالا حتما میگی چرا پزشک قانونی
    چون بقیه آزمایشگاه ها بیکار نیستند آزمایش با این محتوا (سقط )به کسی بدهند به یه روانی مثل نامادریم میگند مگه خودت نمیدونی سقط کردی آزمایش میخوای چیکار
    حالا متوجه شدی چرا اصلا پزشک قانوی همچین آزمایشی میگیره چون
    این موضوع پزشکی حقوقی هست نه پزشکی بیماری
    متوجه شدی چرا تو هر شهر دو یاچند مرکز پزشک قانونی هست

    این جواب آزمایش مثل جواب آزمایش غلظت خون نیست خانم تحصیل کرده


    95
    WBC متاسفانه شما فقط با این مدل آزمایش آشنا هستین

    اطلاعات آپ دیت شده ات رو به واسطه این پست بردار ببر یه جا دیگه وبه یه کاربر دیگه حمله لفظی کن

    اگه دیگران به خاطر شان وشو کتشون جوابتو نمیدن چرا پر ادعا تر ازقبل به میدان میای
    ویرایش توسط سلطنت : 10-28-2019 در ساعت 05:20 PM
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  31. بالا | پست 69

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    883
    تشکـر
    525
    تشکر شده 387 بار در 315 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    هرطور مایلی فکر کن اما مطمئنم پدرم همچین آدمی نیست که سربه سرم بزاره
    ادبیات من ناشی از کتاب های که میخونم هست
    درضمن توی پزشک قانونی شهر ما کسایی که برای هرگونه مشکل مراجعه میکنند ضرب وشتم یا هرچی دیگه برای احقاق حق طرف
    نامه آزمایش طرف رو با کلامی تایپ میکنند که به صراحت به حقیقت اشاره کنه (برای فهم قاضی)
    اگه توی دنیای مجازی به واسطه ا قوام شناخته بشم بهتره که وبفهمند چه جاودگری عروس پدربزرگم شده اگه عکس هارو فردا پس فردا پخش کرد حداقل فامیل بدونن ازکجا آب میخوره
    یا اگه پدرم بفهمه بهم چه ظلمی شده اصلا بد نیست
    اما من هم درمورد شما نظردارم خیلی صریح وقاطع تو خیلی بد دهن وبی اخلاق هستی به همه چی مشکو کی حتی به سایه خودت مشاوره که میدی شبیه استایل وسبک زندگی شخصیته همون طور که تایید کردی توهم نابرادری ونا خواهری داری براهمین درنهایت متوجه شدم باید در واقع برم تا اوضاع خوب شه برام چون مشکلات تو تو این زمینه شبیه من بود مشاورت به دردم خورد

    اما خانم به ظاهر فهیم وتحصیل کرده ودنیا دیده وکار بلد این استاندارد برای همه صدق نمیکنه

    که با فوجی از انتقاد به کاربرها حمله ور میشی افسار گسیخته

    اما تو روانت پریشونه همون طور که واضح بود توی پست هات داری به کاربر shervin 66 گنده میگی یا به یه کار بر دیگه گفتی ابتدایی ترین موارد برا دوستی با جنس مخالف رو نمیدونه یا که پدرمادرش یه دست پا چلفتی تحویل جامعه دادند

    نخیر شما زیادی ولویی هستین

    شما اطلاعاتتون اینترنتی هست نه کاربر shervin66 که نمیدونی پزشک قانونی نامه رو طوری میفرسته که که اگر قاضی خواست قضاوت کنه ساده بتونه بخونه البته شماره وکد نامه توی سیستم هست وقاضی خودش به سایت پزشک قانونی میتونه متصل شه وشماره ی نامه رو با شماره ی نامه سیستم تطبیق میده وبعد محتوا رو تطبیق میده تا توی نامه تحریف نشده باشه
    ادبیات منو محدود میکنی به کسی که ۲۵ سالشه درحالی که صفت ادبیات اکتسابی است نه انتسابی ومسائل کسب کردنی باتوجه به هوش افراد متغیر هست اگه تو تونستی بااین ادبیات تو بیست وپنج به بالا آشنا بشی
    مشکل توست
    آره قبول دارم آزاد زندگی میکنی اما فکر وذهنت محدوده
    لطفا قضاوت هاتونو مثل مشاوره هاتون بازندگیتون مقایسه نکنید

    بنظرم توهم یه آدم مثل نامادریم گیرت اومده وحسابی روانیت کرده
    اما تو بی اخلاق شدی چون استعداد خباثت تو وجودت بوده

    تو به زبون کنایه به کار بر shervin66 میگی به لطف اینترنت همه استادن اما حالا نمیتونی خودتو متقائد کنی ادبیات من از کتاب یا همون اینترنت یا به واسطه خانواده ام هست نخیر شما قصد داری وانمود کنی خیلی مشاوری
    اما به نظر من نیاز به روان درمانی داری

    خانم فهیم ماتوهمین فضا نقل قول میگیریم آزمایشگاه پزشک قانونی نقل قولی از آزمایش به دست اومده به متقاضی تحویل میده که بتونه باهاش احقاق حق کنه وقاضی اگه شک کرد به تحریف درنامه به بار کد نامه مراجعه کرده ووارد سیستم میکنه وبا جواب اصلی که در سیستم وجود داره تطبیق میده

    این جواب آزمایش مثل جواب آزمایش قند خون نیست خانم تحصیل کرده


    95 WBC متاسفانه شما فقط با این مدل آزمایش آشنا هستین
    نتیجه ازمایشگاه پزشک قانونی رو خونه نمیارن بلکه از همونجا چسب خورده تحویل قاضی میدن
    نهایتا اگر شاید شفاها نتیجه رو به طرف بگن

    ضمنا مراجعه به ازمایشگاه پزشک قانونی بعد از طرح شکایته که ظاهرا تا دیشب شکایت حقوقی در کار نبود!!

    از بقیه پست شما و نوع جمله بندیات هم که کلا روشن شد جریان چیه
    من به اونایی که باید بدونن اطلاع رسانی میکنم

    واقعا متاسفم که انقدر بعضیا بیکارن بدبختیای شخصیشونو حل نکرده قصه سازی میکنن و بدبختیای جدید برا خودشون میتراشن

    پدر مادر دارن و طرد شدن الکی مادر زنده رو بهشت زهرا میفرستن که قصه درست کنن

    وقت چند نفرو اینجا گرفتی که بهت مشاوره بدن؟!!
    اونوقت شما تنها کاریکه میتونی با لپ تاپت کنی اینه که موزیک گوش بدی؟!!
    اونم تو اون شرایط؟!!
    واقعا متاسفم..
    چند نفر پیام خصوصی به من گفتن این تاپیک بنظر سرکاری میاد بااینحال من پیشنهاد اورژانس اجتماعی دادم و همونطور که حدس میزدم موافقت نکردی چون اونوقت دیگه باید ماجرا جدی باشه که معلومه چقد جدیه

    پ ن: ضمنا نامادری من خیلی خانم نازنینیه و منم توهم توطئه ندارم و ذهنمم دنبال این قصه پردازیا نیست
    زندگی فیلم نیست و درواقع اکثر نامادریها افراد وحشتناکی نیستن!
    شما فیلم زیاد نگا میکنی
    امضای ایشان
    I’m a happy little blob of custard and you can’t nail me to any wall
    In fact I’d pull those nails out and aim them at you
    Tell me how negative I am
    tell me how I’m filled with hate
    You’re not just stupid you’re wrong

  32. بالا | پست 70

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    نتیجه ازمایشگاه پزشک قانونی رو خونه نمیارن بلکه از همونجا چسب خورده تحویل قاضی میدن
    نهایتا اگر شاید شفاها نتیجه رو به طرف بگن

    ضمنا مراجعه به ازمایشگاه پزشک قانونی بعد از طرح شکایته که ظاهرا تا دیشب شکایت حقوقی در کار نبود!!

    از بقیه پست شما و نوع جمله بندیات هم که کلا روشن شد جریان چیه
    من به اونایی که باید بدونن اطلاع رسانی میکنم

    واقعا متاسفم که انقدر بعضیا بیکارن بدبختیای شخصیشونو حل نکرده قصه سازی میکنن و بدبختیای جدید برا خودشون میتراشن

    پدر مادر دارن و طرد شدن الکی مادر زنده رو بهشت زهرا میفرستن که قصه درست کنن

    وقت چند نفرو اینجا گرفتی که بهت مشاوره بدن؟!!
    اونوقت شما تنها کاریکه میتونی با لپ تاپت کنی اینه که موزیک گوش بدی؟!!
    اونم تو اون شرایط؟!!
    واقعا متاسفم..
    چند نفر پیام خصوصی به من گفتن این تاپیک بنظر سرکاری میاد بااینحال من پیشنهاد اورژانس اجتماعی دادم و همونطور که حدس میزدم موافقت نکردی چون اونوقت دیگه باید ماجرا جدی باشه که معلومه چقد جدیه

    پ ن: ضمنا نامادری من خیلی خانم نازنینیه و منم توهم توطئه ندارم و ذهنمم دنبال این قصه پردازیا نیست
    زندگی فیلم نیست و درواقع اکثر نامادریها افراد وحشتناکی نیستن!
    شما فیلم زیاد نگا میکنی
    اینکه شما میگی به پدرم ونامادریم تفهیم کردم تختم مال خودمه یعنی تو با اونا بحث داشتی لطفا تو دقت کن چی میگی
    متاسفانه تویی که فقط زبونت میگرده ودستت رو صفحه برای تایپ میجُنبه وروان پریشونت رو درقالب سناریو به دیگران تحمیل میکنی

    بدبخت تویی که نمیدونی قاضی توی اداره بازپرسی هست یا توی دادگاه
    نه توی پزشک قانونی
    لطفا کامل بخون وبعد دوباره حمله کن

    شما به شدت نیاز به تادیب داری
    اون افراد هم که میگن سر کاریه بهشون بگو خودشون هر سوالی دارند که براشون تشدید شک میکنه ازم بپرسن تا ازشک به یقین واصل شوند

    هیچکس مادر زنده خودشو درگور نمیبره باحرفاش اطمینان داشته باش اما تو این کارو میکنی
    تو اینقدر بی فرهنگی که بابد ترین لفظ به یه دختر دم بخت که نیاز به دلداری وکمک داره میگی دست پا چولوفتی
    میگی من بهش یاد دادم چیکار کنه ولی ابتدای ترین اصول رو بلد نیست
    چرا چون از روش تو خوشش نیومده
    خیلی زبونت پست وکثیفه

    نه تو واقعا از یه خانواده اصیل وفهیم نیستی که بتونی حس وحال یه دختر دم بخت رو درک کنی وبازبون سرکِشِت احترامشو جریحه دارنکنی لطفا ادب ونظاکت خودت رو اینجا به نمایش نگزار

    من نگفتم آهنگ گوش میدم گفتم تنها کارای که میتونم بکنم آهنگ گوش کردن واتصال به اینجاست

    این نظر کسیه نسبت به آهنگ گوش کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ( که میگه ساده سازی کن وبگو من با راننده اسنپ خوابیدم به کسی چه ) نه به اون تعصب برای یه آهنگ نه به این فحشا برای مسئله به این مهمی
    به نظر من مرحله بیماری روان تو از بیماری بانام دلواپس ودلواپسی واز این حرفا گذشته باید نام کار بریتو تغیر بدی به من یک موجود دو بعدی
    تا کاربران بدونن باکی طرفن

    تو گفتی تو یه بُرهه از زندگیت مجبور شدی جدا زندگی کنی پس یعنی
    مشکل خانوادگی داشتی
    وباتوجه به این که گفتی به پدرمو نامادریم سال های ساله که تفهیم کردم
    تخت خوابم مال خودم
    این یعنی اونا بهت میگفتن افسار گسیخته بی آبروگی نکن شماهم اینو جواب میدادین
    البته واضحه شما پدر مادرتون طلاق گرفتن وبه این واسطه نامادر تو زندگیت اومده چون اگه غم داغ مادر به دلت بود قطعا قطعا قطعا آلوفته میشدی وغم خوار نه عصبی و وحشی
    راستی نام کار بری کُودَن فانتزی هم برات مناسبه
    ویرایش توسط سلطنت : 10-28-2019 در ساعت 07:45 PM
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  33. بالا | پست 71

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    باعرض سلام
    دوستان عزیز طی چند پست که باکاربر "delvapas2000" داشتم ایشون به من گفتند که بعضی از شما عزیزان طی پیام خصوصی به کاربر"delvapas2000" گفتین موضوعی که من مطرح کردم سر کاری به نظر میرسه.
    روی صحبتم باشما عزیزانه که چنین نظری در ضمیر خودتون نسبت به این موضوع دارید!! لطفا چند سوال رو با خودتون ضمضمه کنید؟

    1 کاربر saltanat بادروغ وقصه پردازی به چه چیز دست خواهد یافت؟
    2 آیا عقلانیست که وقت خود و هزینه خود وذهن خود را صرف یک موضوع پوچ کند ؟
    3 آیاممکن است او قصه پردازی کند وقتی فقط وفقط باز خورد مجازی متوجه اوست؟

    خیر من به قصد دروغ به اینجا نیومدم قصد من از اومدن به اینجا
    رویا سازی وقصه پردازی نیست
    چرا واقعا درباره من این طور فکر میکنید چون با سوال ساده سمت شما نیومدم وازشما درباره ی انتخاب اسم و اینکه چطوری دوست پیداکنم درخو است کمک نکردم
    کاربر"delvapas2000" از جمله عوامل مشکوک به کذب من رو به ادبیات من در صحبت کردن نسبت میده عزیزان شمایی که خودتون با اینتر نت وکتاب و سایر مواردی که سطح ادبیات وعلم رو ارتقاع میده آشنایی دارید پس چرا خودتون رو محدودکنید وفکر کنید که علم وادبیات زبانی وبیانی فقط میتونه تو هر سن یه استاندارد داشته باشه درحالی که میدونیم تو دنیای زندگی میکنیم که یک پسر بچه معلول ده ساله میتونه به لحاظ ادبی و علمی وبیانی سر آمد سایر افراد جامعه باشه پس این منطق که ادبیات من متعلق به سن خواست هست کاملا فکر نا عاقلانه ای هست
    کاربر delvapas2000 میگه من به تو پیشنهاد اورژانس اجتماعی دادم وهمونطور که حدس زدم قبول نکردی باتوجه به این که تو نیاز به کمک داری پس دروغ گویی

    من قبلا گفتم که پدرم متعصب وغیرتی هست واز این که مشکل به بیرون خانواده درز پیدا کنه خوشنود نمیشه من قبلا درمورد نامادری توی اینترنت سرچ کردم وبا مشکل یه دختر بچه آشنا شدم که اونو به چوب لباسی بسته بودن وتو حیاط گذاشته بودند اما لازم به ذکره پدر این دختر با نا مادری دختره هم دست بود وبرای همین اورژانس اجتماعی لازم بود درضمن دیدم که اورژانس اجتماعی چطور این مطلب رو رسانه ای کرد
    من اگه با پیشنهاد اورژانس اجتماعی کنار میومدم یعنی همون اتفاق
    بازم میگم اینکه خواستم شماره ی عمه ام رو بزارم به این خاطره که
    این راه حل با استاندارد پدرم که میگه مشکل باید تو حیطه خانواده حل بشه سنخیت داشت
    کاربر delvapas2000 به من میگه اگه واقعا میترسی ازشون واین که اونا ذهن خلاق دارند برای اذیت تو چرا اینجا اسمشون رو میبری نمیترسی میتونی بگی نامادریم وپسر نامادریم وبابام اما کسی نیست به ایشون وکسایی که این طور نظر دارند بگه اون موقع که بازم نامادریش درصورت مواجه باین مطلب میفهمید چه کسی این موضوع رو روایت کرده با این تفاوت که اگر پدرش وفامیلش اینو میخوندند اصلا متوجه نمیشدند
    آره اگه فامیل بخونند وبفهمند چه کسی عروس پدربزرگم هست به نفع منه علی الخصوص که نمیدونم با عکس های که از اسکرین شات ها تهیه کرده چه کاری میخواد بکنه درنهایت کجا میخواد پخش کنه
    سر کار بابام تو فامیل یا کجا اصلا من باید واقعا نام خانواده ام رو کامل ببرم تا اگر کسی از اقوام با این موضوع روبه رو شد متوجه بشوند که من کی هستم

    من اینجارو انتخاب کرده بودم چون جایی دیگه خجالت میکشیدم بگم بابام منو کتک میزنه یا بهم گیر میده
    پدرم حتی به لفظ من گیر میده ودوست نداره واژه های ساده که تو مدرسه به خاطر صمیمیت گفته میشه (منظورم حرفای بد نیست) به محیط خانواده یَدَک کنم براهمین میگم خیلی سخت گیره

    من اومدم اینجا تا مشاوره بگیرم وبهم کمک کنید نه اینکه پشت سرم حرف بزنید این کار دور از شوکت عززانیه که مدت هاست دارند اینجا خالصانه مشاوره میدند
    عزیزانی که به کاربر قید شده پیام خصوصی ارسال میکنید هرچی بخواین بگین به خودم بگین نه پشت سرم

    نظر من درباره ی delvapas2000 مشخصه ایشون مشاوره هاشون حاکی از اعتقادات وزندگی شخصیشونه درضمن با کاربران دیگه مودب نیستن من خیلی وقت نیست اومدم عضو شدم اما چند تا از
    پست هاشون رو خوندم
    با لحن بد به انتقاد از یک دختر خانم ۳۰ ساله که از سایر کاربران دخواست کمک کرده طی یکی از پست هاشون میگه ایشون آداب معاشرت با نوع مخالف رو بلد نیست وبه اشاره به پدرمادر ایشون میگه پدر ما ر هایی که اخلاق های سنتی دارند (صرفا واژه سنتی رو به کار نبرده ) دست پا چلفتی تحویل جامعه میدهند

    به نظر شما این رفتار صحیحی است ؟؟؟!!!

    جریحه دارکردن احترام این دختر و وجدان کاربران با عدل وانصاف طریقه مشاورگی است ؟
    من البته جواب ایشون رو باروش خودش براش طی دوپست ارسال کردم میتونید ببینید امامن با کسایی صحبت میکنم که واقعا حیفه

    بی فکر قضاوت کنند
    شما ها موجودات فضایی نیستین که ندونین صفت ادبیات از جمله صفات اکتسابی است وطرف با توجه به سبک زندگی ابزار های موجود ودر دسترس اینتر نت گوشی و........ میتونه این ویژگی رو کسب کنه صفات اکتسابی بسته به تلاش فاعل مقدور وقابل دسترسی هستند
    لطفا با این منطق من رو محکوم به دروغ گویی نکنید

    سپاس فراوان از شما
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  34. بالا | پست 72

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2019
    شماره عضویت
    41926
    نوشته ها
    68
    تشکـر
    21
    تشکر شده 23 بار در 21 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    باعرض سلام
    دوستان عزیز طی چند پست که باکاربر "delvapas2000" داشتم ایشون به من گفتند که بعضی از شما عزیزان طی پیام خصوصی به کاربر"delvapas2000" گفتین موضوعی که من مطرح کردم سر کاری به نظر میرسه.
    روی صحبتم باشما عزیزانه که چنین نظری در ضمیر خودتون نسبت به این موضوع دارید!! لطفا چند سوال رو با خودتون ضمضمه کنید؟

    1 کاربر saltanat بادروغ وقصه پردازی به چه چیز دست خواهد یافت؟
    2 آیا عقلانیست که وقت خود و هزینه خود وذهن خود را صرف یک موضوع پوچ کند ؟
    3 آیاممکن است او قصه پردازی کند وقتی فقط وفقط باز خورد مجازی متوجه اوست؟

    خیر من به قصد دروغ به اینجا نیومدم قصد من از اومدن به اینجا
    رویا سازی وقصه پردازی نیست
    چرا واقعا درباره من این طور فکر میکنید چون با سوال ساده سمت شما نیومدم وازشما درباره ی انتخاب اسم و اینکه چطوری دوست پیداکنم درخو است کمک نکردم
    کاربر"delvapas2000" از جمله عوامل مشکوک به کذب من رو به ادبیات من در صحبت کردن نسبت میده عزیزان شمایی که خودتون با اینتر نت وکتاب و سایر مواردی که سطح ادبیات وعلم رو ارتقاع میده آشنایی دارید پس چرا خودتون رو محدودکنید وفکر کنید که علم وادبیات زبانی وبیانی فقط میتونه تو هر سن یه استاندارد داشته باشه درحالی که میدونیم تو دنیای زندگی میکنیم که یک پسر بچه معلول ده ساله میتونه به لحاظ ادبی و علمی وبیانی سر آمد سایر افراد جامعه باشه پس این منطق که ادبیات من متعلق به سن خواست هست کاملا فکر نا عاقلانه ای هست
    کاربر delvapas2000 میگه من به تو پیشنهاد اورژانس اجتماعی دادم وهمونطور که حدس زدم قبول نکردی باتوجه به این که تو نیاز به کمک داری پس دروغ گویی

    من قبلا گفتم که پدرم متعصب وغیرتی هست واز این که مشکل به بیرون خانواده درز پیدا کنه خوشنود نمیشه من قبلا درمورد نامادری توی اینترنت سرچ کردم وبا مشکل یه دختر بچه آشنا شدم که اونو به چوب لباسی بسته بودن وتو حیاط گذاشته بودند اما لازم به ذکره پدر این دختر با نا مادری دختره هم دست بود وبرای همین اورژانس اجتماعی لازم بود درضمن دیدم که اورژانس اجتماعی چطور این مطلب رو رسانه ای کرد
    من اگه با پیشنهاد اورژانس اجتماعی کنار میومدم یعنی همون اتفاق
    بازم میگم اینکه خواستم شماره ی عمه ام رو بزارم به این خاطره که
    این راه حل با استاندارد پدرم که میگه مشکل باید تو حیطه خانواده حل بشه سنخیت داشت
    کاربر delvapas2000 به من میگه اگه واقعا میترسی ازشون واین که اونا ذهن خلاق دارند برای اذیت تو چرا اینجا اسمشون رو میبری نمیترسی میتونی بگی نامادریم وپسر نامادریم وبابام اما کسی نیست به ایشون وکسایی که این طور نظر دارند بگه اون موقع که بازم نامادریش درصورت مواجه باین مطلب میفهمید چه کسی این موضوع رو روایت کرده با این تفاوت که اگر پدرش وفامیلش اینو میخوندند اصلا متوجه نمیشدند
    آره اگه فامیل بخونند وبفهمند چه کسی عروس پدربزرگم هست به نفع منه علی الخصوص که نمیدونم با عکس های که از اسکرین شات ها تهیه کرده چه کاری میخواد بکنه درنهایت کجا میخواد پخش کنه
    سر کار بابام تو فامیل یا کجا اصلا من باید واقعا نام خانواده ام رو کامل ببرم تا اگر کسی از اقوام با این موضوع روبه رو شد متوجه بشوند که من کی هستم

    من اینجارو انتخاب کرده بودم چون جایی دیگه خجالت میکشیدم بگم بابام منو کتک میزنه یا بهم گیر میده
    پدرم حتی به لفظ من گیر میده ودوست نداره واژه های ساده که تو مدرسه به خاطر صمیمیت گفته میشه (منظورم حرفای بد نیست) به محیط خانواده یَدَک کنم براهمین میگم خیلی سخت گیره

    من اومدم اینجا تا مشاوره بگیرم وبهم کمک کنید نه اینکه پشت سرم حرف بزنید این کار دور از شوکت عززانیه که مدت هاست دارند اینجا خالصانه مشاوره میدند
    عزیزانی که به کاربر قید شده پیام خصوصی ارسال میکنید هرچی بخواین بگین به خودم بگین نه پشت سرم

    نظر من درباره ی delvapas2000 مشخصه ایشون مشاوره هاشون حاکی از اعتقادات وزندگی شخصیشونه درضمن با کاربران دیگه مودب نیستن من خیلی وقت نیست اومدم عضو شدم اما چند تا از
    پست هاشون رو خوندم
    با لحن بد به انتقاد از یک دختر خانم ۳۰ ساله که از سایر کاربران دخواست کمک کرده طی یکی از پست هاشون میگه ایشون آداب معاشرت با نوع مخالف رو بلد نیست وبه اشاره به پدرمادر ایشون میگه پدر ما ر هایی که اخلاق های سنتی دارند (صرفا واژه سنتی رو به کار نبرده ) دست پا چلفتی تحویل جامعه میدهند

    به نظر شما این رفتار صحیحی است ؟؟؟!!!

    جریحه دارکردن احترام این دختر و وجدان کاربران با عدل وانصاف طریقه مشاورگی است ؟
    من البته جواب ایشون رو باروش خودش براش طی دوپست ارسال کردم میتونید ببینید امامن با کسایی صحبت میکنم که واقعا حیفه

    بی فکر قضاوت کنند
    شما ها موجودات فضایی نیستین که ندونین صفت ادبیات از جمله صفات اکتسابی است وطرف با توجه به سبک زندگی ابزار های موجود ودر دسترس اینتر نت گوشی و........ میتونه این ویژگی رو کسب کنه صفات اکتسابی بسته به تلاش فاعل مقدور وقابل دسترسی هستند
    لطفا با این منطق من رو محکوم به دروغ گویی نکنید

    سپاس فراوان از شما
    سلام..
    دعوای دو کاربر به من ارتباطی نداره.
    منم تاحالا توی این پست حرفی نزدم.
    اما استارتر عزیز،حرفاتون،صحبتتون و رفتارهاتون اصلا باهم جور در نمیاد!
    مثلا در مورد نامه پزشکی قانونی منم با نظر کاربر دلواپس موافقم!
    اورژانس اجتماعی هم همون روزی که اولین پستتونو خوندم به ذهنم اومد،اما نمیخاستم وارد ماجراتون بشم!
    چیزیکه واسه من عجیبه سریع بودن اتفاقات روزمره شماست!واقعا اتفاقات خیلی سریع میوفته..
    روند تصمیم گیری،تجزیه و تحلیل و همچنین رخ دادن یه مشاجره یا برخورد حداقل یکروز زمان بره،چیزایی مثل پزشکی قانونی،جواب پزشکی قانونی،خوندن نامش،وقت قاضی گرفتن و سلسه مراتب اینچنینی و ازمایشات و حتی خریدن مرغ و ریختن خونش!!خیللی خیلی زمان بره...
    اما واسه شما انگار خیلی تند تند رخ میدن..
    حتی همین نامه نمیتونست انقد زود به رویت شما برسه!
    من تنها چیزی که باور ندارم اینه که:
    چطور شما که انقد توی نوشتن از اصطلاحات و تعابیر ادمای تحصیلکرده بکار میبرین و مشخصه واقعا مطالعه داشتین(با توجه به سنتون منظورمه!)دارای پدری هستین که انگار هیچ درکی از وضعیت فعلی و روحی شما نداره؟!
    چرا هیچکس(خاله،عمه،دایی و ...) پیگیر وضعیت شما نیست؟
    به هرحال این فرض منه! و ممکنه فکر من درمورد شما درست نباشه.
    هممون دارای مشکلیم..خود من سرتا پا تقصیرم،زندگیم پر از اشتباهه..اینکه برای شما می نویسم فقط حس همدردیه ولاغیر!
    با فرض صحیح بودن حرفاتون،واقعا با اورژانس اجتماعی تماس بگیرین!
    اگه بزرگسال بودین پیشنهادات دیگه ای میدادم...اما با این سن و اوضاع از یه نفر بخاین با اورژانس اجتماعی و یا حتی ۱۱۰ تماس بگیره!
    پدر شما دوست داره مشکلاتتون خانوادگی رفع بشه،ولی الان من خانواده چندان محکمی نمیبینم و شماهم نیاز به مراقبت دارین!

  35. کاربران زیر از bhdrvnd بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  36. بالا | پست 73

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط bhdrvnd نمایش پست ها
    سلام..
    دعوای دو کاربر به من ارتباطی نداره.
    منم تاحالا توی این پست حرفی نزدم.
    اما استارتر عزیز،حرفاتون،صحبتتون و رفتارهاتون اصلا باهم جور در نمیاد!
    مثلا در مورد نامه پزشکی قانونی منم با نظر کاربر دلواپس موافقم!
    اورژانس اجتماعی هم همون روزی که اولین پستتونو خوندم به ذهنم اومد،اما نمیخاستم وارد ماجراتون بشم!
    چیزیکه واسه من عجیبه سریع بودن اتفاقات روزمره شماست!واقعا اتفاقات خیلی سریع میوفته..
    روند تصمیم گیری،تجزیه و تحلیل و همچنین رخ دادن یه مشاجره یا برخورد حداقل یکروز زمان بره،چیزایی مثل پزشکی قانونی،جواب پزشکی قانونی،خوندن نامش،وقت قاضی گرفتن و سلسه مراتب اینچنینی و ازمایشات و حتی خریدن مرغ و ریختن خونش!!خیللی خیلی زمان بره...
    اما واسه شما انگار خیلی تند تند رخ میدن..
    حتی همین نامه نمیتونست انقد زود به رویت شما برسه!
    من تنها چیزی که باور ندارم اینه که:
    چطور شما که انقد توی نوشتن از اصطلاحات و تعابیر ادمای تحصیلکرده بکار میبرین و مشخصه واقعا مطالعه داشتین(با توجه به سنتون منظورمه!)دارای پدری هستین که انگار هیچ درکی از وضعیت فعلی و روحی شما نداره؟!
    چرا هیچکس(خاله،عمه،دایی و ...) پیگیر وضعیت شما نیست؟
    به هرحال این فرض منه! و ممکنه فکر من درمورد شما درست نباشه.
    هممون دارای مشکلیم..خود من سرتا پا تقصیرم،زندگیم پر از اشتباهه..اینکه برای شما می نویسم فقط حس همدردیه ولاغیر!
    با فرض صحیح بودن حرفاتون،واقعا با اورژانس اجتماعی تماس بگیرین!
    اگه بزرگسال بودین پیشنهادات دیگه ای میدادم...اما با این سن و اوضاع از یه نفر بخاین با اورژانس اجتماعی و یا حتی ۱۱۰ تماس بگیره!
    پدر شما دوست داره مشکلاتتون خانوادگی رفع بشه،ولی الان من خانواده چندان محکمی نمیبینم و شماهم نیاز به مراقبت دارین!

    از هم به درشدن زندگی من درسته اما پدرمن ناخواسته افتاده تو دام این زن وبه طور کلی خانواده من پدرم هست نه اون دوتا موجود

    این که کسی پیگیر من نیست من ازطرف خانواده مادریم هیچ کسو ندارم واطرف خانواده پدریم فقط پدربزرگ ومادربزرگ ویه عمه که اوناهم سراغ من میگرفتند اما اینا جواب صحیح نمیدادند الان خود پدربزرگم گفت که این طور بوده

    شما پست منو بادقت نخوندین صبح که من رفتم سر قبر مادرم و حدود سه ساعت اونجا بودم بعدهم که همه مشخصه نمیدونم ساعت چند من پست رو ارسال کردم اما از شب قبلش که نامادریم گفت حامله ام دقیق این کار هارو کرد
    منم اگه میخوندم میگفتم مگه ممکنه اما تو اتفاق رخ داد
    من اگه هنوزم توی اتاق گرفتار بودم به هیچ وجه با اورژانس اجتماعی کنار نمیو مدم
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  37. بالا | پست 74

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2019
    شماره عضویت
    41926
    نوشته ها
    68
    تشکـر
    21
    تشکر شده 23 بار در 21 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    از هم به درشدن زندگی من درسته اما پدرمن ناخواسته افتاده تو دام این زن وبه طور کلی خانواده من پدرم هست نه اون دوتا موجود

    این که کسی پیگیر من نیست من ازطرف خانواده مادریم هیچ کسو ندارم واطرف خانواده پدریم فقط پدربزرگ ومادربزرگ ویه عمه که اوناهم سراغ من میگرفتند اما اینا جواب صحیح نمیدادند الان خود پدربزرگم گفت که این طور بوده

    شما پست منو بادقت نخوندین صبح که من رفتم سر قبر مادرم و حدود سه ساعت اونجا بودم بعدهم که همه مشخصه نمیدونم ساعت چند من پست رو ارسال کردم اما از شب قبلش که نامادریم گفت حامله ام دقیق این کار هارو کرد
    منم اگه میخوندم میگفتم مگه ممکنه اما تو اتفاق رخ داد
    من اگه هنوزم توی اتاق گرفتار بودم به هیچ وجه با اورژانس اجتماعی کنار نمیو مدم
    بهرحال بهتون میاد توانایی ذهنی خوبی داشته باشین.
    من خیلیارو میشناسم از نزدیکانم،دوستانم و حتی شاگردام توی دانشگاه...که نمیتونن یک جمله رو به خوبی سرهم کنن و حتی یه متن بلند با فعل و انفعالات مناسب بکار ببرن در صورتیکه حتی میبینین تا فوق لیسانس تحصیلات دارن.
    این موهبت بزرگیه به شما که میتونین خوب بنویسین‌
    مطمئن باشین با همین امکاناتتون که دارین راه حل مشکلتونو پیدا میکنین.
    به خدا توکل کنین و برای روح مادرتون دعای خیر کنید و ایمان داشته باشین که مشکلتون حل میشه.
    اورژانس اجتماعی هم میتونه واستون راه حل باشه و هم یه اهرم فشار که خانوادتون رفتارهاشونو کنار بزارن.
    بیشتر ازین فکر نمیکنم کسی بتونه راهنماییتون کنه،جز اینکه بخاین با کاربرای انجمن درد دل داشته باشین.
    که اتفاقا این برای شما مضره!
    ادما توی تنهاییشون مشکلاتشونو حل میکنن و وقتی با خودشون خلوت میکنن فکرای مهم و تاثیر گذار به ذهنشون میرسه.
    خدانگهدار.

  38. بالا | پست 75

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط bhdrvnd نمایش پست ها
    بهرحال بهتون میاد توانایی ذهنی خوبی داشته باشین.
    من خیلیارو میشناسم از نزدیکانم،دوستانم و حتی شاگردام توی دانشگاه...که نمیتونن یک جمله رو به خوبی سرهم کنن و حتی یه متن بلند با فعل و انفعالات مناسب بکار ببرن در صورتیکه حتی میبینین تا فوق لیسانس تحصیلات دارن.
    این موهبت بزرگیه به شما که میتونین خوب بنویسین‌
    مطمئن باشین با همین امکاناتتون که دارین راه حل مشکلتونو پیدا میکنین.
    به خدا توکل کنین و برای روح مادرتون دعای خیر کنید و ایمان داشته باشین که مشکلتون حل میشه.
    اورژانس اجتماعی هم میتونه واستون راه حل باشه و هم یه اهرم فشار که خانوادتون رفتارهاشونو کنار بزارن.
    بیشتر ازین فکر نمیکنم کسی بتونه راهنماییتون کنه،جز اینکه بخاین با کاربرای انجمن درد دل داشته باشین.
    که اتفاقا این برای شما مضره!
    ادما توی تنهاییشون مشکلاتشونو حل میکنن و وقتی با خودشون خلوت میکنن فکرای مهم و تاثیر گذار به ذهنشون میرسه.
    خدانگهدار.
    ممنونم
    اینکه شما فهیم وتحصیل کرده واستادهستین به من انگیزه میده نصایح شمارو حائز نکته بدونم تابتونم برای خودم تلاش کنم
    منم برای روح مادرم دعا میکنم الهی بهحق امام رضا این روزهارو تو زندگیم نبینه
    ممنون
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  39. بالا | پست 76

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,126
    تشکـر
    8,085
    تشکر شده 8,561 بار در 3,924 پست
    میزان امتیاز
    15

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    سلام آقا یوسف
    حالتون خوبه؟
    خیلی خوشحالم که از اونجا راحت شدید و رفتین خونه پدربزرگتون

    همونطور که کاربر bhdrvnd گفتن اونچیزی که برای ما عجیب هست سرعت این اتفاقات در طی این مدت کوتاه هست و شاید هر ذهنی رو به شک بندازه

    بهرحال الان چیزی که مهم هست اینکه شما از اون شرایط خلاص شدید

    درسته که میخواید مستقل بشید و این فکر خوبی هست

    اما من یه پیشنهاد برای شما دارم

    اگه الان از خونه پدربزرگتون دور بشید این میتونه یه آتو باشه برای نامادریتون
    مثلا به پدرتون بگه که دیدی گفتم پسرت این مشکل رو داره الانم میخواد تنهایی زندگی کنه برای همین هست

    پس فعلا مدتی رو در کنار پدربزرگتون باشید و مشغول درس خوندن بشید تا ثابت کنین چیزایی که پشت سرتون گفتن اشتباه بوده

    و در کنار اون با یک وکیل مشورت کنین تا بتونین مدارکی جمع‌آوری کنید و بی‌گناهیتون رو ثابت کنید

    درسته که پدرتون قائل به حل مشکل در خانواده هستند اما الان اون خانم جزئی از خانواده شما نیست و دشمن خانوادگی شما حساب میشه پس قاعدتا پدرتون نباید تعصبی روش داشته باشه البته اگر شما ثابت کنین که اون خانم دروغ گفته

    اینو هم بدونین که اورژانس اجتماعی، پلیس و هر نهاد دیگری به هیچ عنوان مسائل شخصی افراد رو بدون اطلاع و اجازشون برای عموم شرح نمیدن

    پس اگر تصویر و فیلمی در این باره دیدید بدونید که با رضایت شخصی اون افراد بوده در غیر اینصورت جرم حساب میشه
    امضای ایشان
    مشاور.کو فراموشت نمیکنم، اما اینجا دیگه جذابیتی نداره

    خدانگهدار

  40. بالا | پست 77

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    سلام آقا یوسف
    حالتون خوبه؟
    خیلی خوشحالم که از اونجا راحت شدید و رفتین خونه پدربزرگتون

    همونطور که کاربر bhdrvnd گفتن اونچیزی که برای ما عجیب هست سرعت این اتفاقات در طی این مدت کوتاه هست و شاید هر ذهنی رو به شک بندازه

    بهرحال الان چیزی که مهم هست اینکه شما از اون شرایط خلاص شدید

    درسته که میخواید مستقل بشید و این فکر خوبی هست

    اما من یه پیشنهاد برای شما دارم

    اگه الان از خونه پدربزرگتون دور بشید این میتونه یه آتو باشه برای نامادریتون
    مثلا به پدرتون بگه که دیدی گفتم پسرت این مشکل رو داره الانم میخواد تنهایی زندگی کنه برای همین هست

    پس فعلا مدتی رو در کنار پدربزرگتون باشید و مشغول درس خوندن بشید تا ثابت کنین چیزایی که پشت سرتون گفتن اشتباه بوده

    و در کنار اون با یک وکیل مشورت کنین تا بتونین مدارکی جمع‌آوری کنید و بی‌گناهیتون رو ثابت کنید

    درسته که پدرتون قائل به حل مشکل در خانواده هستند اما الان اون خانم جزئی از خانواده شما نیست و دشمن خانوادگی شما حساب میشه پس قاعدتا پدرتون نباید تعصبی روش داشته باشه البته اگر شما ثابت کنین که اون خانم دروغ گفته

    اینو هم بدونین که اورژانس اجتماعی، پلیس و هر نهاد دیگری به هیچ عنوان مسائل شخصی افراد رو بدون اطلاع و اجازشون برای عموم شرح نمیدن

    پس اگر تصویر و فیلمی در این باره دیدید بدونید که با رضایت شخصی اون افراد بوده در غیر اینصورت جرم حساب میشه
    سلام
    ازتون سپاس گزارم که به جای اینکه باحرفاتون ناراحتم کنید درک وشعور تجزیه وتحلیل شرایط فعلی من رو دارید ومیتونین بفهمین چه کاری برای من درحال حاضر مناسب هست
    درک میکنم وقتی این حرف هارو به پدرم میگم باور نمیکنه که این زن این کار هارو کرده باشه البته که شما هم ممکنه شک کنید
    اما اینقدر باهویت هستین که به جای استفاده از الفاظی مثل ( برفرض صحیح بودن حرف شما یا اگه راست میگی ) طوری با کاربر ارتباط میگیرین که کمترین ناراحتی متوجه ایشون بشه
    همینه که میگم مشاوره دهنگان باید اصیل باشند وقتی از یه خانواده اصیل باشی بهت می آموزند نباید فراتر از حدت بروی حد تمامی کاربران مشخصه اگر توان دارند در موضوعی مشاوره دهند واگرنه
    حق بی احترامی ندارن
    کسای که از این خط قرمز فراتر میروند فاقداصول اولیه مشاوره دهندگی هستند
    باسپاس از شما
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  41. بالا | پست 78

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,126
    تشکـر
    8,085
    تشکر شده 8,561 بار در 3,924 پست
    میزان امتیاز
    15

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    سلام
    ازتون سپاس گزارم که به جای اینکه باحرفاتون ناراحتم کنید درک وشعور تجزیه وتحلیل شرایط فعلی من رو دارید ومیتونین بفهمین چه کاری برای من درحال حاضر مناسب هست
    درک میکنم وقتی این حرف هارو به پدرم میگم باور نمیکنه که این زن این کار هارو کرده باشه البته که شما هم ممکنه شک کنید
    اما اینقدر باهویت هستین که به جای استفاده از الفاظی مثل ( برفرض صحیح بودن حرف شما یا اگه راست میگی ) طوری با کاربر ارتباط میگیرین که کمترین ناراحتی متوجه ایشون بشه
    همینه که میگم مشاوره دهنگان باید اصیل باشند وقتی از یه خانواده اصیل باشی بهت می آموزند نباید فراتر از حدت بروی حد تمامی کاربران مشخصه اگر توان دارند در موضوعی مشاوره دهند واگرنه
    حق بی احترامی ندارن
    کسای که از این خط قرمز فراتر میروند فاقداصول اولیه مشاوره دهندگی هستند
    باسپاس از شما
    خواهش میکنم

    ان‌شاءالله که بهترین‌ها برای شما اتفاق بیفته
    امضای ایشان
    مشاور.کو فراموشت نمیکنم، اما اینجا دیگه جذابیتی نداره

    خدانگهدار

  42. بالا | پست 79

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    خواهش میکنم

    ان‌شاءالله که بهترین‌ها برای شما اتفاق بیفته
    سلام
    بازم میگم اگه از من ناراحت شدین ببخشید (به خاطر اتفاقی که تو تاپیک اعتیاد افتاد)
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  43. بالا | پست 80

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام
    دوستان عزیز قبلا توضیح دادم که بعد از آزمایش نامادریم چه اتفاقاتی افتاد
    اون زمان دلم شکسته بودوناراحت بودم ازدست بابام احساس بدی بود قصد داشتم توی صورتش بایستم اما ...........................

    راستی درمورد اینکه کاربر delvapas2000 گفته بود آزمایش برای اثبات اینکه کسی سقط کرده توسط پزشک قانونی باید اول طرح شکایت بشه درست بود بابام چون معتقد بوده من دروغ این شکلی بلد نیستم بگم واز طرفی برای این که حقیقت روشن شه ظاهرا ازمن شکایت میکنند ومعرفی نامه از کلانتری برای پزشکی قانونی میگیرند وبعد آزمایش میدن
    اما همونطور که قبلا گفتم نامادریم به خاطر بابام جرات نداره مسئله رو قانونی پیش ببره هرچند مشاور حقوقی آنلاین بهم گفت اگه شکایت هم کنن بر اساس این که از تو عکس دیده وحالش بد شده قابل قبول نیست اصلا یعنی من باید ضربه عمد بهش بزنم وتازه شهادت شاهد باشه تا شکایت ازمن تو این زمینه به دردش بخوره
    یعنی نامادریم با این کارش فقط قصد فریب بابام رو داشته ومخدوش کردن ذهن بابام نسبت به من
    البته من هم گفته بودم که میخوان برند پزشک قانونی ولی از حرف نامادریم اینو گفتم از طرفی هم مطمئن بودم که بابام از من شکایت نمیکنه برا بچه حتی اگه با کمربند داغونم کنه ولی شکایت از من نه براهمین حرفام دوگانه بود چون نامادریم میگفت فلان قرص هارو بخورم نامه پزشک قانونی مشخص میکنه من سقط داشتم وبه بابات اثبات میشه که تو دروغ میگی

    خوب من تو اون شرایط نه اینترنت نه گوشی که بتونه به گوگل وصل بشه نداشتم وتنها سایت بود وبس اگه قصد دروغ داشتم که خوب توی اینتر نت تحقیق میکردم بعد دروغ میگفتم خودمن هم گیج وگم شدم علی الخصوص وقتی میگفتین نامه پزشک قانونی بعد از طرح شکایته یعنی میگفتم بابام اینقدر پیش رفته که ازمن شکایت کنه
    ولی خوب من توخونه پدربزرگم همه چیو گفتم بهشون به پدربزرگ مادربزگ
    وتوی مواردی که الان ذکر میکنم این دو عزیز بهم کمک کردن

    اولا به مدیر مدرسه گفتم که نامادریم چه دروغی گفته (درمورد لباس های ساسی که تاحالا مدرسه نبردم)ازش خواستم کمکم کنه ایشون هم به پدرم زنگ زد وخواست بیاد مدرسه بابام برای زنگ سوم رسید خبر کردند اومدم دفتر مدیر هم به بابام گفت که ما هیچ وقت همچین لباس هایی ازش ندیدیم که بابام خیلی اعصابش خورد شد داغون شد بابابزرگم هم گفت به خاطر عکس هاباید بریم پزشک قانون شکایت کردیم معرفی نامه گرفتیم ورفتیم جریانو که گفتیم گفت نگران نباش چون قصد دارند به شما تهمت بزنن که با رضایت هم جنس باز هستی گیر میوفتن چون اگه کاری با رضایت انجام بشه آثارش همیشه هست ولی به اجبار آثارش ۷۲ ساعت میمونه علتش رو هم گفت که خجالت میکشم بگم

    یک روز بعد زنگ زدند ونامه رو هم منگنه شده به بابابزرگم تحویل دادن پدبزرگم زنگ زد به بابام بیاد خونه وبهش داد نتیجه به من تعرض نشده بود توی نامه این طور گفته بود
    اما از کلانتری هم زنگ زدند که پدربزرگم گفت منصرف شدیم از شکایتمون
    ومورد بعد به بابام گفت باید بریم درخونه ای که یوسف میگه توش اون اتفاق افتاده بابام نگفت قبلا رفتم پدربزرگم میدونست با پدرم قبلا ساعت ۲ شب رفتم اما گفت یعنی دوباره بریم

    خلاصه کنم عکس هرو به خانم خونه وشوهرش پدربزرگم نشون دادوگفت ارتون سکایت میکنم اینجا توخونه شماست باید به پسرم بگین چی به چیه
    اوناهم قسم وآیه که نظافت گر قبلی خونه اومده بوده اون روز برای تمیز کاری وخودشون نبودن منزل من هم تصدیق کردم ندیدمشون تو اون خونه دنبال کردیم تا فهمیدیم منظورش از نظافت چی خواهر نامادریم

    سر درد نگیرین خلا صه مطلب بین بابام و زنش در گیریه شدید شدید فکر کنم صد مرتبه بد تر از کتک های که من خوردم به زنش زده

    الهی قربون خدام برم که این دفعه چوبش خیلی صدا داشت


    راستی به عمه ام نشون دادم تاپیکم وپست هایی که اینجا مطرح کردم

    ایشون با توجه به اینکه شماها شک کرده بودین به سرعت اتفاقات وبا توجه به اینکه کاربر delvapas2000 گفتند مادر زنده ات را به بهشت زهرا میفرستی گفت به احتمال زیاد این کاربران تهرانی هستند وفاصله قبرستونی که مادرت خاک هست رو تا مغازه طیور و تاداروخانه ومنزل به اندازه فاصله بهشت زهرا تا مکان های دیگه برآورد میکنن واینه که میگن همه چی برات خیلی زود اتفاق میوفته
    ویرایش توسط سلطنت : 11-05-2019 در ساعت 01:04 AM
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  44. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  45. بالا | پست 81

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    38711
    نوشته ها
    46
    تشکـر
    71
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    [رزمریم ]خواهش میکنم

    امیدوارم پدرت هرچه زودتر اشتباهش رو متوجه بشه

    خوشحال میشیم ما رو در جریان کارات قرار بدی و اگه فرصت داشتی بیای و بهمون بگی چیکار کردی

    راستی برای اینکه حرفای ما رو نقل قول کنی آخر هر پست چنتا گزینه هست
    با گزینه ,,نظرت چیه؟! میتونی نقل قول کنی و ما متوجه میشیم که حرفامون رو جواب دادی

    موفق باشی



    سلام

    خواهش میکنم تا آخر بخونید تا متوجه بشین
    خانم رز مریم ازتون خواهش میکنم بگین چیکار کنم توشرایط فعلی نمیتونم راهکارهای قبل رو پیش بگیرم چون اصلا دیگه اجازه بیرون رفتن ازخونه رو ندارم
    گفته بودم به راهنمایی شما وسایر کاربران توجه میکنم
    قرار بود امروز برم به مدیر در مورد موضوع لباس های مستهجن ودروغ نا مادریم توضیح بدم وازش بخوام که حقیقت رو بگه به پدرم

    اما دیشب نا مادریم مهونی تدارک دیده بود وفقط خانواده خودشو دعوت کرده بود بابام هم به خاطر مهمونی زود اومد

    بعد از شام نامادریم گفت میخوام یه مو ضوعی را بگم که خیلی مهمه بعد هِی سکوت کرد بابام گفت خوب چرا چیزی نمیگی

    یه دفعه گفت علی جون ماهان ویوسف به کنار برا سومین بار قراره بابا بشی همه خوشحال شدند به خصوص بابام

    خیلی حرف پیش اومد خیلی حرف زدند کاری کرد با حرف زدن وهی ادامه داد تا بابام راضی شه دیگه بانام مادرم صداش کنه

    بابام با اسم مادرم بهش گفت دیگه بحث رو تموم کن وقتی با اسم مامانم اینو بهش گفت احساس کردم دنیا رو سرم خراب شده

    خیلی حالم بدشد
    گفتم با اجازه من میرم بخوابم خوابم میاد
    بعد که همه رفتند بابام اومده اتاق میگه ناراحتی گفتم نه من نه زنم ونه از خاله زنک بازی خوشم میاد

    مثل زُلیخای جدید آدمی نیستم که خودمو باهمه حتی با یه شخص مرحوم مقایسه کنم
    بعد گفتم دیگه حالا بزار برم سر خاک مادرم گفت مدرسه چی گفتم نمیرم
    قبول کرد
    صبح نامادریم فهمید قراره برم سر خاک گفت با ماهان بورو نمیاد تو دست وپا تاراحت باشی سرمزار هیچی نگفتم اونم باهام با اسنپ اومد

    سر قبر مامانم حدود ۳ ساعت موندم بعد که بر گشتم دیدم ماهان با راننده اسنپ هنوز هستند دارند با گوشی بازی میکنند

    سوارشدم توراه گوشی ماهان زنگ خورد وقتی تلفنش روغَط کرد به راننده یه آدرس دیگه داد گفتم چرا گفت مادرم رفته خونه یه دوستاش
    قراره بریم اونجا وبا مادرم برگردیم راننده که به مقصد رسید

    ماشین زن بابام اونجا بود نیازی نبود ما بریم دنبالش چون ماشین داشت.ماهان پیاده شد گفت توهم پیاده شو
    گفتم اگه قراره بری تو من میرم خونه.مامانت که ماشین داره بعد برگرید

    راننده اسنپ گفت آقا برو پایین کار و زندگی دارم بدون کرایه رفت
    ماهان رفت تو داخل یه خونه من تو کوچه موندم یکم بعد همون راننده بدون ماشین برگشت دست منو گرفت وبه زور کشید تو همون خونه

    خیلی داد زدم اما کسی نبود تو کوچه
    زن بابام گفت ببرش تو این اتاق منو برد تو ولباسمو (فقط پیرهن)
    به زور پاره کرد ودرآورد خودشم تماماً لباساشو درآورد خیلی داد زدم
    بعد هی دهن منوبا دَهَنش تُفی میکرد خیلی مُشت زدم ولی زور داشت بعد هم رفت بیرون تند تند لباسمو پاره پاره پوشیدم اومدم بیرون ماهان ومادرش اونجا بودند منم یه محکم زدم تو گوش ماهان به مادرشم گفتم بی آبرو به بابام میگم بعد گوشی شو درآورد میگه من بی آبروم یا تو چند تا اسکرین شات گرفت از فیلم بهم نشون داد معلوم نبود راننده اسنپ داره به زور این کارو میکنه

    مجبورشدم چیزی نگم باهاشون بیام خونه اما توراه از داروخونه یه سِرُم گرفت بعد هم از مغازه طیور دوتا مرغ زنده گرفت به صاحب مغازه گفت سر ببُرید اماخون هاشو بریز داخل یه سطل
    توراه مرغ هارو انداخت بیرون از ماشین خونه که رسیدیم ساعت حدود یک ونیم بود (ظهر) منم فقط داشتم گریه میکردم کاری ازدستم برنمیومد

    زنگ زد به بابام فقط جیغ زد هی گفت علی بریده بریده گفت علی بیا

    منم ترسیدم فکر کردم واقعا طوریش شده بیست دقیقه بعد که بابام اومد زنگ خونه رو زد همون موقع سِرُم هارو که از داروخونه خریده بود ریخت تو سطل خون خون ها که سفت شده بود رقیق شد

    بعد ریخت زیر مانتوش همه این کار هارو تو فاصله این که بابام از درخونه برسه تو خونه انجام داد
    ماهان هم سزل و سِرُم رو برد نمیدونم کجا
    بابام که اومد تو زَنش رفت طرف بابام گفت اِی وای علی وای علی بچم
    وای دلم دستاش از خون مرغ ها خونی بود
    بابام گفت چی شده گفت پاشوبریم دکتر همون لحظه خواهرش هم اومد باهم رفتند عصر اومدند
    نشست رو مبل ماهان به بابام گفت دکتر چی گفت بابام گفت من نرفتم تو بخش زنان راهم ندادند نامادریم گفت بچم افتاد

    عصر ساعت۶ نامادریم صدام کرد گفت بیا بشین
    شروع کرد بگه کی تالا این طوری هستی واز هم جنست خوشت میاد
    بابام گفت خفه شو داری چی میگی
    نامادریم گفت به خاطر علت همین حرف ها بچمو ازدست دادم
    دست کرد تو کیفش و گوشیش رو درآورد اسکرین شات هارو نشون داد الان که دارم اینارو مینویسم کلی کتک خوردم باکمربند حدود سه ساعت منو زد کتابامو همه رو پاره کرد گفت مدرسه بی مدرسه اینقدر خونه میمونی تا آدم بشی
    گوشیمو گرفت دادبه زنش گفت بزار یجا دستش نرسه بهش
    اما یکم پیش زنش آورد گوشی رو داد بهم گفت نگران نباش یه برنامه رو ش نصب کردم به کسی نمیتونی زنگ بزنی ونمیتونی تماس دریافت کنی همین طور پیام هرکار میکنم نمیشه زنگ بزنم به کسی با اینکه سیم کارتم داخلش هست فقط میتونم اینجا ارتباط بر قرار کنم

    الان سوالم اینه چیکار کنم چطوری اقدام کنم شکایت به کلانتری خوبه اگه تونستم از خونه برم بیرون
    فقط اینو میتونم بگم ک امیدوارم یه روزی پدرت درد این درداتو بچشه هر چند پدرته ولی حقشه بخدا

  46. بالا | پست 82

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط هیزل گریس نمایش پست ها
    فقط اینو میتونم بگم ک امیدوارم یه روزی پدرت درد این درداتو بچشه هر چند پدرته ولی حقشه بخدا
    میدونی چی بد تر بود اینکه فکر کردم اینجا کسی هست که درکم کنه نه اینکه بهم بگن دروغ میگی خوشحال بودم اینجا مشاور هست که میدونن نیازی نیست وقتی نمیشنا سمشون
    ومن رو نمیشناسن دروغی بهشون بگم من هر جای دیگه نمیتونستم بگم بابام منو میزنه خجالت میکشیدم

    رفته بودم خونه پدربزرگم اومد برم گردوند اما با این که فهمید زنش دروغ گفته بازم بد اخلاقه وقت وبی وقت داد میزنه یوسف....... یوسف...........

    اما خوب نا مادریمم خیلی خیلی کتک زد سر اون دوتا هم داد میزنه ماهان ومادرش
    به
    ویرایش توسط سلطنت : 11-08-2019 در ساعت 07:56 PM
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  47. کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  48. بالا | پست 83

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    38711
    نوشته ها
    46
    تشکـر
    71
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    سلام بنظرم اینا قصد شوخی دارن با شما
    ازمایش که هیچوقت اینطوری نمینویسه
    نتیجه ازمایش ۹۹ ممیز ۹ درصد! موافق سقط! در دو هفته پیش!! میباشد

    حالا از منگنه پاکتش که بگذریم اصلا نتیجه ازمایش هیچوقت از همچی جملاتی استفاده نمیکنه
    کل جمله طنزی بیش نیست

    من موندم ایا اینا با شما قصد شوخی دارن یا شما با ما؟!

    ضمنا شما که اسم از خودتونو افراد خانوادتون میبرین اگه واسشون اسم مستعار ساختین که خیلی کار بی معناییه
    چون میتونین به جاش خیلی راحت بگین نامادریم و پسرش و..
    از خودتونم که اصلا احتیاج نیست اسم ببرین
    اما اگه اسم واقعیشون باشه یه درصد فکر نمیکنین تو دنیای مجازی هم شناخته بشین و بعدش اینها که میگین اینهمه ذهن خلاق در ازار دادن شما دارن و هیچی نشده الانش یه سناریوی جنایی براتون درست کردن اگه بفهمن راجع بشون تو این انجمن نوشتین و بدیهاشونو تعریف کردین اونموقع چی به سر شما خواهند اورد؟!!

    ضمنا ادبیات شما به پسر ۱۸ ساله شبیه نیست بیشتر میخوره ۲۵ ساله باشین یا چیزی درین حدود..
    یاخدا اینا فازشون چیه
    بنظر من خدا بهت صبر بده ایناهم یه جور دیوونن آقا یوسف

  49. بالا | پست 84

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط هیزل گریس نمایش پست ها
    یاخدا اینا فازشون چیه
    بنظر من خدا بهت صبر بده ایناهم یه جور دیوونن آقا یوسف
    سپاس گزارم
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  50. بالا | پست 85

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    38711
    نوشته ها
    46
    تشکـر
    71
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام
    دوستان عزیز قبلا توضیح دادم که بعد از آزمایش نامادریم چه اتفاقاتی افتاد
    اون زمان دلم شکسته بودوناراحت بودم ازدست بابام احساس بدی بود قصد داشتم توی صورتش بایستم اما ...........................

    راستی درمورد اینکه کاربر delvapas2000 گفته بود آزمایش برای اثبات اینکه کسی سقط کرده توسط پزشک قانونی باید اول طرح شکایت بشه درست بود بابام چون معتقد بوده من دروغ این شکلی بلد نیستم بگم واز طرفی برای این که حقیقت روشن شه ظاهرا ازمن شکایت میکنند ومعرفی نامه از کلانتری برای پزشکی قانونی میگیرند وبعد آزمایش میدن
    اما همونطور که قبلا گفتم نامادریم به خاطر بابام جرات نداره مسئله رو قانونی پیش ببره هرچند مشاور حقوقی آنلاین بهم گفت اگه شکایت هم کنن بر اساس این که از تو عکس دیده وحالش بد شده قابل قبول نیست اصلا یعنی من باید ضربه عمد بهش بزنم وتازه شهادت شاهد باشه تا شکایت ازمن تو این زمینه به دردش بخوره
    یعنی نامادریم با این کارش فقط قصد فریب بابام رو داشته ومخدوش کردن ذهن بابام نسبت به من
    البته من هم گفته بودم که میخوان برند پزشک قانونی ولی از حرف نامادریم اینو گفتم از طرفی هم مطمئن بودم که بابام از من شکایت نمیکنه برا بچه حتی اگه با کمربند داغونم کنه ولی شکایت از من نه براهمین حرفام دوگانه بود چون نامادریم میگفت فلان قرص هارو بخورم نامه پزشک قانونی مشخص میکنه من سقط داشتم وبه بابات اثبات میشه که تو دروغ میگی

    خوب من تو اون شرایط نه اینترنت نه گوشی که بتونه به گوگل وصل بشه نداشتم وتنها سایت بود وبس اگه قصد دروغ داشتم که خوب توی اینتر نت تحقیق میکردم بعد دروغ میگفتم خودمن هم گیج وگم شدم علی الخصوص وقتی میگفتین نامه پزشک قانونی بعد از طرح شکایته یعنی میگفتم بابام اینقدر پیش رفته که ازمن شکایت کنه
    ولی خوب من توخونه پدربزرگم همه چیو گفتم بهشون به پدربزرگ مادربزگ
    وتوی مواردی که الان ذکر میکنم این دو عزیز بهم کمک کردن

    اولا به مدیر مدرسه گفتم که نامادریم چه دروغی گفته (درمورد لباس های ساسی که تاحالا مدرسه نبردم)ازش خواستم کمکم کنه ایشون هم به پدرم زنگ زد وخواست بیاد مدرسه بابام برای زنگ سوم رسید خبر کردند اومدم دفتر مدیر هم به بابام گفت که ما هیچ وقت همچین لباس هایی ازش ندیدیم که بابام خیلی اعصابش خورد شد داغون شد بابابزرگم هم گفت به خاطر عکس هاباید بریم پزشک قانون شکایت کردیم معرفی نامه گرفتیم ورفتیم جریانو که گفتیم گفت نگران نباش چون قصد دارند به شما تهمت بزنن که با رضایت هم جنس باز هستی گیر میوفتن چون اگه کاری با رضایت انجام بشه آثارش همیشه هست ولی به اجبار آثارش ۷۲ ساعت میمونه علتش رو هم گفت که خجالت میکشم بگم

    یک روز بعد زنگ زدند ونامه رو هم منگنه شده به بابابزرگم تحویل دادن پدبزرگم زنگ زد به بابام بیاد خونه وبهش داد نتیجه به من تعرض نشده بود توی نامه این طور گفته بود
    اما از کلانتری هم زنگ زدند که پدربزرگم گفت منصرف شدیم از شکایتمون
    ومورد بعد به بابام گفت باید بریم درخونه ای که یوسف میگه توش اون اتفاق افتاده بابام نگفت قبلا رفتم پدربزرگم میدونست با پدرم قبلا ساعت ۲ شب رفتم اما گفت یعنی دوباره بریم

    خلاصه کنم عکس هرو به خانم خونه وشوهرش پدربزرگم نشون دادوگفت ارتون سکایت میکنم اینجا توخونه شماست باید به پسرم بگین چی به چیه
    اوناهم قسم وآیه که نظافت گر قبلی خونه اومده بوده اون روز برای تمیز کاری وخودشون نبودن منزل من هم تصدیق کردم ندیدمشون تو اون خونه دنبال کردیم تا فهمیدیم منظورش از نظافت چی خواهر نامادریم

    سر درد نگیرین خلا صه مطلب بین بابام و زنش در گیریه شدید شدید فکر کنم صد مرتبه بد تر از کتک های که من خوردم به زنش زده

    الهی قربون خدام برم که این دفعه چوبش خیلی صدا داشت


    راستی به عمه ام نشون دادم تاپیکم وپست هایی که اینجا مطرح کردم

    ایشون با توجه به اینکه شماها شک کرده بودین به سرعت اتفاقات وبا توجه به اینکه کاربر delvapas2000 گفتند مادر زنده ات را به بهشت زهرا میفرستی گفت به احتمال زیاد این کاربران تهرانی هستند وفاصله قبرستونی که مادرت خاک هست رو تا مغازه طیور و تاداروخانه ومنزل به اندازه فاصله بهشت زهرا تا مکان های دیگه برآورد میکنن واینه که میگن همه چی برات خیلی زود اتفاق میوفته
    خداااااایا باورم نمیشه پس حل شده خداروشکرررر خیلی خوشحالم برات
    دلم خنک شه بدتر از اون کاراش سرش بیاد حال کنیم خخخ
    اون دنیا ببین چیا بیاد سرش خدا ک عدالت داره ...

  51. بالا | پست 86

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط هیزل گریس نمایش پست ها
    خداااااایا باورم نمیشه پس حل شده خداروشکرررر خیلی خوشحالم برات
    دلم خنک شه بدتر از اون کاراش سرش بیاد حال کنیم خخخ
    اون دنیا ببین چیا بیاد سرش خدا ک عدالت داره ...
    خیلی ممنون
    انشاء الله توی همین دنیا سرطان حلق وحلقوم بگیره
    وآخرت عذاب نار سهم خودش وپسرش بشه
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  52. بالا | پست 87

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    38711
    نوشته ها
    46
    تشکـر
    71
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    خیلی ممنون
    انشاء الله توی همین دنیا سرطان حلق وحلقوم بگیره
    وآخرت عذاب نار سهم خودش وپسرش بشه
    ان شالله بهتر از اون نصیبش بشه چون لایق بهتر از اونه

  53. بالا | پست 88

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط هیزل گریس نمایش پست ها
    ان شالله بهتر از اون نصیبش بشه چون لایق بهتر از اونه
    الهی آمین

    بابام قبلش که هی گیر میداد این لجن باعث شد که هم خودش بی خانمان شه هم من اوقاتم شبانه روز خدا تلخ باشه
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

  54. بالا | پست 89

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    218
    تشکـر
    51
    تشکر شده 74 بار در 70 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : از افکار نا مادریم میترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط saltanat نمایش پست ها
    الهی آمین

    بابام قبلش که هی گیر میداد این لجن باعث شد که هم خودش بی خانمان شه هم من اوقاتم شبانه روز خدا تلخ باشه
    فکر کنم میخواد طلاقش بده
    تا حالا سه چهار بار مفصل با کمربند خدمتش رسیده
    امضای ایشان
    🖤❤🖤

    بامادرم__\/_\/_\/_\/_\/_
    دور از مادرم_\/__\/___\/___\/_
    بدون مادرم____________________

    🖤❤🖤
    ]

صفحه 2 از 2 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من از بهشت میترسم
    توسط ابزوردیسم در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 08-15-2015, 03:19 PM
  2. مراقبت از کودکان در دنیای دیجیتال
    توسط CÆSAR در انجمن اینترنت و کامپیوتر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 08-12-2015, 06:55 AM
  3. ... از معرفی میترسم...
    توسط sam127 در انجمن ازدواج فامیلی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 06-19-2015, 04:15 PM
  4. قوانین ورود کودکان به دنیای دیجیتال
    توسط Artin در انجمن روانشناسی کودک و نوجوان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-14-2014, 11:45 PM
  5. روابط نامطلوب در زندگیتان را کنار بگذارید!
    توسط Artin در انجمن روانشناسی شغلی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-07-2014, 11:28 PM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد