نمایش نتایج: از 1 به 9 از 9

موضوع: اختلاف عقیده با همسرم

174 بازدید
  1. Top | #1



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40535
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    اختلاف عقیده با همسرم

    سلام من ۳۷سالمه دو تا دختر دارم الان مدتیه ک با همسرم اختلاف سر تعصب ب پوششم پیدا کردیم من تو خونواده مذهبی بزرگ شده بودم ک ب اجبار خونواده باید چادر میزدم ک دو سال پیش تقریبا مادرم فوت کرد و من هم اسیب روحی شدیذی بعد فوت مامانم بهم وارد شد چادر رو چن سالیه گذاشتم کنار ولی دیگ اعصاب گیردادن ب پوششمو ندارم میخام اونجوری ک عقیدمه بگردم از بس تحت نظر همسرم بودم خسته شدم اونم میگ دست خودم نیس یکی بهت نگا کنه دیوونه میشم دیگ بقدری عصبی میشه که بیرون رفتنو کوفتمون میکنه میگ باید من پسندم تا احساس ارامش کنم منم دلم میخا کمی موهام معلوم باشه ارایش کنم میگ ارایش فقط برا مهمانی بیرون رفتن ن
    از بچگی فشار خونوادم و بعد هم همسرم از حجاب متنفر شدمه
    دل اینو هم ندارم پشت سرش راحت باشم میخام باهم باشیم ولی کاری ب پوششم نداشته باشه من ک نمیخام ناجور بگردم در حد عرف ولی میگ موهاتو باید بپوشونی چرا بیرون ارایش میکنی میگم برا اعتماد بنفسمه میگ من نمیتونم بپذیرم دخترام هم هم عقیده منن ولی از پدرشون میترسن ک راحت اونجوری ک دوست دارن باشن تا حرف این پیش میا ک اعتقاد ندارم نمیتونم میگ باش پ من بهتون کار ندارم و قهر میکنه تو خودش میریزه رنگش میپره چشماش عصبی میشن میترسیم سکته کنه از ترس کوتا میام این همه سال ولی مدتیه دیگه توان ندارم همش گریه میکنم خسته شدم نمیدونم بخاطر دخترام بخاطر دل خودم چ کار بکنم
    فکر میکنه اگ من کمی موهام معلوم بشه دیگ خراب شدمه فاتحه زندگیش خوندس اینقد بحث سر این موضوع کردیم ک زود حالم بد میشه دلم دیگ نمیخا برم بیرون اونم گیر میده باهم بریم بیرون باهم بریم سفر ولی من چون جوری ک میخام برم بیرون نمیتونم باشم دیگ دلم نمیخا بیرون برم کلاسی ورزشی چیزی برم
    اختلاف سنی ما دوازده ساله خیلی میخا منو درک کنه ولی نمیتونه تو خونواده کم احساس بزرگ شده برعکس من ک سرتا پا احساس و هیجانم ولی با سلیقم نمیکشه مرد خوبیه خیلی بیشتر شبیه پدره برام تنها مشکل زندگی ما همینه ک نمیزاره ب عقیده خودم باشم حدو حدود برام میزاره
    بارها شده دیده چی پوشیدم قبل بیرون رفتن مشکلی نداره ولی وقتی بیرون میریم کسی منو نگا کنه یهو رنگش عوض میشه شروع میکنه ب قر زدن و برمون میگردونه خونه بارها هرچی خوشی کردیم زهرمون کرده میگم مگ تقصیر منه نگا میکنن منکه همه توجه ام بتویه فقط تو رو میبینم
    تو رو خدا راهنماییم کنید من چکار باید کنم دیگ خیلی تحملم کم شده توان دیگ ندارم دلم میخا هرچی تو این همه سال برام عقده شده همونجور باشم من بی حیا و بی وجدان نیستم اونم ب پاکی من اعتقاد داره ولی نمیزاره کمی موهام بیا بیرون و‌یا برا بیرون رفتن بخودم برسم

  2. Top | #2



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    62
    تشکـر
    12
    تشکر شده 18 بار در 16 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : اختلاف عقیده با همسرم

    سلام عزیزم
    من خودم ابدا به پوشش اعتقاد ندارم
    میتونم نظرخودمم با دلیل ثابت کنم
    اما یه چیز درنظر بگیرین

    شما وقتی بااین اقا ازدواج کردین پوششتون چجوری بود؟
    محجب بودین دیگه
    درسته؟
    این اقا واسش حجاب معیار انتخابه
    یا لااقل جزو معیاراشه
    پس اینو نکته مثبت شما دیده واسه همین باتون ازدواج کرده

    یعنی روز اول اشناییتون‌ شما دوتا همفکر بودین
    الان شوهرتون هنوز همون ادمه اما شما تغییرکردین
    من میگم تغییرمثبت کردین اما شوهرتون اینطور فک نمیکنه

    ایشون طرزتفکرش همینه ازاولش همین بود الانم همینه
    تغییردادنش به این اسونی نیس اگه نگم محاله

    بنظر میاد فقط ۳ تا راه باشه
    یا شما بخواین باز بگردین و همش جنگ‌ اعصاب با شوهرتون باشه
    یا شما بپذیرین دوباره محجب شین
    یا اقدام کنین واسه طلاق که خب بهرحال اگه بخواین جدا شین بچه هاتون حتما ضربه میخورنو اذیت میشن

  3. Top | #3



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    2,747
    تشکـر
    3,229
    تشکر شده 1,626 بار در 1,081 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : اختلاف عقیده با همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Tarafatima نمایش پست ها
    سلام من ۳۷سالمه دو تا دختر دارم الان مدتیه ...
    سلام

    خوب کاری میکنی خانم اصلاً حجاب چیه فقط خواهشاً اگه بخاطر بدحجابی توی خیابون کسی برات مزاحمت ایجاد کرد از شوهرت توقع نداشته باش ازت حمایت کنه، تو که حرف شوهرتو گوش نمیدی همون بهتر که مال هر کس و ناکس باشی.

    امروز حجابو میذاری کنار، فردا کارای دیگه یاد میگیری، شیطان که وای نمی ایسته هر چی عقب نشینی کنی اونم بیشتر گولت میزنه.
    پنج سال دیگه چشم باز میکنی میبینی شوهرت طلاقت داده یه زن دیگه گرفته، دخترات بدبخت شدن، خودتم آخر عمری تک و تنها موندی هیچکس بهت اهمیت نمیده.

    خواهر من شوهر کردی سرتو بنداز پایین زندگیتو کن اخه این کارا چیه میکنی خوشی زده زیر دلت یا چی؟

    اون مرد بیچاره شوهرت چه گناهی کرده؟ اون بره زن دیگه ای صیغه کنه خوشت میاد؟ معلومه خوشت نمیاد پس شمام کاری نکن که اون خوشش نمیاد.
    امضای ایشان

  4. Top | #4



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40482
    نوشته ها
    61
    تشکـر
    9
    تشکر شده 12 بار در 11 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : اختلاف عقیده با همسرم

    سلام عزیزم
    احساس و خواسته ی شما قابل فهم و درکه اما شما دیگه خودتون نیستین کس دیگه ای هم تو زندگی شما وجود داراه که نیمه ای از شماست پس خواسته ی ایشون هم باید برای شما تو الویت باشه تا خدایی نکرده هر روز بابت این قضیه آشفتگی و اعصاب خوردی برای هردوتون و دخترای نازنینتون پیش نیاد تو زندگی زناشویی گاهی باید بخاطر طرف مقابلتون از خیلی خواسته ها چشم پوشی کنی تا از کنار هم بودن و زندگی نهایت لذت رو ببری.
    شما می تونی یه خانم چادری خیلی زیبا باشی که هم همسرتون ازتون راضی باشه هم خودتون از پوشش خودتون لذت ببرید و این آشفتگی ها تموم بشه و دخترای گلتون هم درگیر این اعصاب خوردی ها نشن تا خدایی نکرده برای اون هام ناراحتی و خاطره ی بد درست نشه.
    روسری های زیبا با چادر سر کنین و رنگی و مانتوهای رنگی و قشنگ به تن کنین تا هم روحیه ی خودتون خوب بشه و هم همسرتون راضی باشه عزیزم ...

  5. کاربران زیر از ♡Reyhaneh♡ بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #5



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    62
    تشکـر
    12
    تشکر شده 18 بار در 16 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : اختلاف عقیده با همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    سلام

    خوب کاری میکنی خانم اصلاً حجاب چیه فقط خواهشاً اگه بخاطر بدحجابی توی خیابون کسی برات مزاحمت ایجاد کرد از شوهرت توقع نداشته باش ازت حمایت کنه، تو که حرف شوهرتو گوش نمیدی همون بهتر که مال هر کس و ناکس باشی.

    امروز حجابو میذاری کنار، فردا کارای دیگه یاد میگیری، شیطان که وای نمی ایسته هر چی عقب نشینی کنی اونم بیشتر گولت میزنه.
    پنج سال دیگه چشم باز میکنی میبینی شوهرت طلاقت داده یه زن دیگه گرفته، دخترات بدبخت شدن، خودتم آخر عمری تک و تنها موندی هیچکس بهت اهمیت نمیده.

    خواهر من شوهر کردی سرتو بنداز پایین زندگیتو کن اخه این کارا چیه میکنی خوشی زده زیر دلت یا چی؟

    اون مرد بیچاره شوهرت چه گناهی کرده؟ اون بره زن دیگه ای صیغه کنه خوشت میاد؟ معلومه خوشت نمیاد پس شمام کاری نکن که اون خوشش نمیاد.
    بااینکه طرف صحبتتون من نیستم اما بهتره دقت کنین مقایسه زن صیغه کردن شوهر این خانم با ازادی پوشش این خانم مقایسه درستی نیس
    حالا بگو چرا؟
    ببینین ازادی پوشش جزو حقوق اولیه ادمهاس
    اما مرد زن دار بره زن صیغه کنه این یجور خیانت به همسر حساب میشه

    پس اینا رو بهتره مقایسه نکنین

    خواهشا نگین حجاب حکم اسلامه
    میدونم هس
    اما ایا همه مردم مجبورن پیرو اسلام باشن؟
    خیلیا هستن اسلام‌ رو بعنوان دستورزندگیشون قبول ندارن
    تکلیفشون چیه؟
    ایا به زور باس پیرو دین شما باشن؟

    انصافا یه مقدار فک‌ کنین

  7. Top | #6



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    2,747
    تشکـر
    3,229
    تشکر شده 1,626 بار در 1,081 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : اختلاف عقیده با همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    بااینکه طرف صحبتتون من نیستم اما بهتره دقت کنین مقایسه زن صیغه کردن شوهر این خانم با ازادی پوشش این خانم مقایسه درستی نیس
    حالا بگو چرا؟
    ببینین ازادی پوشش جزو حقوق اولیه ادمهاس
    اما مرد زن دار بره زن صیغه کنه این یجور خیانت به همسر حساب میشه

    پس اینا رو بهتره مقایسه نکنین

    خواهشا نگین حجاب حکم اسلامه
    میدونم هس
    اما ایا همه مردم مجبورن پیرو اسلام باشن؟
    خیلیا هستن اسلام‌ رو بعنوان دستورزندگیشون قبول ندارن
    تکلیفشون چیه؟
    ایا به زور باس پیرو دین شما باشن؟

    انصافا یه مقدار فک‌ کنین
    چیزی به نام ازادی پوشش وجود نداره این ساخته افکار ادمای بی بند و باریه که خانواده براشون ارزش و اولویتی نداره، حتی سایر زنها هم براشون اهمیتی نداره، شاید یه خانمی ظاهر خوبی نداره، اونی که با ارایش و بدحجابی خودشو به نمایش میذاره، شوهر اینو از راه بدر میکنه و باعث میشه شوهره به اون خانمه یا خیانت کنه یا باهاش بدرفتاری کنه، خب تقصیر اون خانمه چیه که ظاهر خوبی نداره و این بدحجابا زندگیشونو تبدیل به جهنم میکنن؟

    صیغه کردن زن برا یه مرد هیچم خیانت حساب نمیشه این حرفا احساسات شماست و از لحاظ قانونی اعتبار نداره.
    حالا باز اسلام با ازدواج و صیغه و گرفتن مهریه کمی دست و پای مردها رو بسته، اون مردهایی که اسلام و هیچ دینی رو قبول ندارن اگه پولدار باشن میتونن هر روز و هر ساعت با یه زن باشن و همسرشونم هیچی نمیتونه بگه( این اتفاق ممکنه بیفته چون پول و قدرت دست مرده ) و فقط باید لبخند بزنه که اگه لبخند نزنه با اردنگی میندازنش بیرون و هیچیم بهش نمیدن چون زن مسلمان نیست که حداقل اون مهریه رو داشته باشه و بتونه بگیره. پس اسلام به زنها کمک کرده.

    مقایسه کاملاً درست هست یه چیزی رو که خانما خوش ندارن با یه چیزی که آقایون(شوهرها) خوش ندارن، مقایسه کردم.

    پس همه مثل شما باشن که هیچی براتون مهم نیست؟

    شمایید که باید فکر کنید.

    میخوای خوش باشی، خوش باش ولی نه جوری که ضررت به دیگران برسه، یه ذره انصاف و وجدان داشتن خوب چیزیه.

    خواهشاً افکار مسموم خودتونو رواج ندید بذارید مردم زندگیشونو بکنن.
    ویرایش توسط Experience : 04-28-2019 در ساعت 01:41 AM
    امضای ایشان

  8. Top | #7



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    62
    تشکـر
    12
    تشکر شده 18 بار در 16 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : اختلاف عقیده با همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    چیزی به نام ازادی پوشش وجود نداره این ساخته افکار ادمای بی بند و باریه که خانواده براشون ارزش و اولویتی نداره، حتی سایر زنها هم براشون اهمیتی نداره، شاید یه خانمی ظاهر خوبی نداره، اونی که با ارایش و بدحجابی خودشو به نمایش میذاره، شوهر اینو از راه بدر میکنه و باعث میشه شوهره به اون خانمه یا خیانت کنه یا باهاش بدرفتاری کنه، خب تقصیر اون خانمه چیه که ظاهر خوبی نداره و این بدحجابا زندگیشونو تبدیل به جهنم میکنن؟

    صیغه کردن زن برا یه مرد هیچم خیانت حساب نمیشه این حرفا احساسات شماست و از لحاظ قانونی اعتبار نداره.

    مقایسه کاملاً درست هست یه چیزی رو که خانما خوش ندارن با یه چیزی که آقایون(شوهرها) خوش ندارن، مقایسه کردم.

    پس همه مثل شما باشن که هیچی براتون مهم نیست؟

    شمایید که باید فکر کنید.

    میخوای خوش باشی، خوش باش ولی نه جوری که ضررت به دیگران برسه، یه ذره انصاف و وجدان داشتن خوب چیزیه.

    خواهشاً افکار مسموم خودتونو رواج ندید بذارید مردم زندگیشونو بکنن.
    اگه فک میکنین حرف من احساسیه حرف خودتون چندبرابر احساساتیه
    شاید خودتون متوجه نباشین البته

    شما همه حرفاتون براساس دینتونه
    خوب و بد هرچیو فقط از داخل دینتون تعیین میکنین

    پس بهتره اینو بدونین خیلی از مردم مسلمون نیستن
    پس لطفا سعی کنین اونا رو با منطق خودشون قانع کنین نه با منطق خودتون
    از هر ۷ نفر ۱ نفر مسلمونه
    پس طرزفکرتون جزو اقلیته

    من اخرین باره جوابتونو میدم
    چون اصلا دلم نمیخواد تاپیک این خانوم از روال خارج شه
    شما هرچی دوس دارین بنویسین اما من به احترام صاحب تاپیک دیگه ادامه نمیدم

  9. Top | #8



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    2,747
    تشکـر
    3,229
    تشکر شده 1,626 بار در 1,081 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : اختلاف عقیده با همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    اگه فک میکنین حرف من احساسیه حرف خودتون چندبرابر احساساتیه
    شاید خودتون متوجه نباشین البته

    شما همه حرفاتون براساس دینتونه
    خوب و بد هرچیو فقط از داخل دینتون تعیین میکنین

    پس بهتره اینو بدونین خیلی از مردم مسلمون نیستن
    پس لطفا سعی کنین اونا رو با منطق خودشون قانع کنین نه با منطق خودتون
    از هر ۷ نفر ۱ نفر مسلمونه
    پس طرزفکرتون جزو اقلیته

    من اخرین باره جوابتونو میدم
    چون اصلا دلم نمیخواد تاپیک این خانوم از روال خارج شه
    شما هرچی دوس دارین بنویسین اما من به احترام صاحب تاپیک دیگه ادامه نمیدم
    خب دینمو با عقل و منطق میسنجم میبینم هیچ حرف و کار دیگه ای به اندازه حرفای دینم منطقی و قابل قبول نیست.

    زیاد بودن شماها دلیل بر درست و منطقی بودنتون نیست.

    این حرفا در راستای تاپیک هست.
    ویرایش توسط Experience : 04-28-2019 در ساعت 01:37 AM
    امضای ایشان

  10. Top | #9



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8594
    نوشته ها
    1,659
    تشکـر
    74
    تشکر شده 1,312 بار در 744 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : اختلاف عقیده با همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Tarafatima نمایش پست ها
    سلام من ۳۷سالمه دو تا دختر دارم الان مدتیه ک با همسرم اختلاف سر تعصب ب پوششم پیدا کردیم من تو خونواده مذهبی بزرگ شده بودم ک ب اجبار خونواده باید چادر میزدم ک دو سال پیش تقریبا مادرم فوت کرد و من هم اسیب روحی شدیذی بعد فوت مامانم بهم وارد شد چادر رو چن سالیه گذاشتم کنار ولی دیگ اعصاب گیردادن ب پوششمو ندارم میخام اونجوری ک عقیدمه بگردم از بس تحت نظر همسرم بودم خسته شدم اونم میگ دست خودم نیس یکی بهت نگا کنه دیوونه میشم دیگ بقدری عصبی میشه که بیرون رفتنو کوفتمون میکنه میگ باید من پسندم تا احساس ارامش کنم منم دلم میخا کمی موهام معلوم باشه ارایش کنم میگ ارایش فقط برا مهمانی بیرون رفتن ن
    از بچگی فشار خونوادم و بعد هم همسرم از حجاب متنفر شدمه
    دل اینو هم ندارم پشت سرش راحت باشم میخام باهم باشیم ولی کاری ب پوششم نداشته باشه من ک نمیخام ناجور بگردم در حد عرف ولی میگ موهاتو باید بپوشونی چرا بیرون ارایش میکنی میگم برا اعتماد بنفسمه میگ من نمیتونم بپذیرم دخترام هم هم عقیده منن ولی از پدرشون میترسن ک راحت اونجوری ک دوست دارن باشن تا حرف این پیش میا ک اعتقاد ندارم نمیتونم میگ باش پ من بهتون کار ندارم و قهر میکنه تو خودش میریزه رنگش میپره چشماش عصبی میشن میترسیم سکته کنه از ترس کوتا میام این همه سال ولی مدتیه دیگه توان ندارم همش گریه میکنم خسته شدم نمیدونم بخاطر دخترام بخاطر دل خودم چ کار بکنم
    فکر میکنه اگ من کمی موهام معلوم بشه دیگ خراب شدمه فاتحه زندگیش خوندس اینقد بحث سر این موضوع کردیم ک زود حالم بد میشه دلم دیگ نمیخا برم بیرون اونم گیر میده باهم بریم بیرون باهم بریم سفر ولی من چون جوری ک میخام برم بیرون نمیتونم باشم دیگ دلم نمیخا بیرون برم کلاسی ورزشی چیزی برم
    اختلاف سنی ما دوازده ساله خیلی میخا منو درک کنه ولی نمیتونه تو خونواده کم احساس بزرگ شده برعکس من ک سرتا پا احساس و هیجانم ولی با سلیقم نمیکشه مرد خوبیه خیلی بیشتر شبیه پدره برام تنها مشکل زندگی ما همینه ک نمیزاره ب عقیده خودم باشم حدو حدود برام میزاره
    بارها شده دیده چی پوشیدم قبل بیرون رفتن مشکلی نداره ولی وقتی بیرون میریم کسی منو نگا کنه یهو رنگش عوض میشه شروع میکنه ب قر زدن و برمون میگردونه خونه بارها هرچی خوشی کردیم زهرمون کرده میگم مگ تقصیر منه نگا میکنن منکه همه توجه ام بتویه فقط تو رو میبینم
    تو رو خدا راهنماییم کنید من چکار باید کنم دیگ خیلی تحملم کم شده توان دیگ ندارم دلم میخا هرچی تو این همه سال برام عقده شده همونجور باشم من بی حیا و بی وجدان نیستم اونم ب پاکی من اعتقاد داره ولی نمیزاره کمی موهام بیا بیرون و‌یا برا بیرون رفتن بخودم برسم
    سلام
    مطلب شما را خواندم عزیز نفرمودید چند ساله ازدواج کردید ولی میشه با توجه یه سن و سالتون و هم چنین داشتن دو فرزند دختر حدس زد بالای 10 تا 12 ساله که ازدواج کردین.

    حس و حالتون رو میفهمم و این خروشتون رو عزیز ولی شما و همسرتون در زمان عقد نکاتی رو به هم نعهد دادید و همدیگر رو پذیرفتید مانند یک معامله . پس بهتره هر دو به شرایط هم احترام بگذارید و تغییر
    و تحولتان در حدی باشه که باعث عدم اطمینان و دعوا و.... خدای نکرده سو ظن و .... جدای و طلاق نشه

    که در ورای ان هیچ چیز نیست با توجه به سن و سالتون جز افسوس.

    موفق باشید

    دکتر
    امضای ایشان
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  11. کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد