نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: اختلال در ارتباطات اجتماعی

451
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    17180
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    Red face اختلال در ارتباطات اجتماعی

    با سلام<br>
    من مشکلی دارم که در حدود 4 سال هست که درگیرش هستم و هنوز از عهده برطرف کردنش بر نیومدم و به شدت آذارم میده<br>
    مشکل من اینه که موقع صحبت کردن با دیگران دچار اختلال و ضعف می شم و مثل کسی که دچار هیجان همراه با نوعی ضعف در اعتماد بنفس شده صحبت می کنم، یعنی طرف مقابلم هم می فهمه که من این مشکل رو دارم و اون هم نحوه حرف زدنش- وحتی نوع نگاهش- با من عوض می شه!<br>
    اول فکر میکردم وقتی با کسی که از نظر شعور و جایگاه اجتماعی و تحصیلات از من بالاتره صحبت می کنم این مشکل رو دارم بعد فهمیدم که در اون موارد فقط شدیدتره وگرنه در صحبت کردن با همه از پیر و جوون، کوچیک و بزرگ این معضلو دارم!<br>
    چه موقع این قضیه حاد تره:<br>
    وقتی که کسی سوالی از من می پرسه که خودش جوابشو نمی دونه اما می دونه من جواب اون سوال رو بلدم و در این حالت من احساس می کنم بهم این افتخار داده شده که جواب سوال کسی رو بدم و شدیدا در جواب دادن دچار این مشکل می شم، طوریکه اصلا توجهم از اصل موضوع پرت می شه و نمی تونم جواب سوال رو به درستی و کامل بدم و یه جوری دوست دارم سریع تر از این وضع راحت بشم تا بخوام کاملتر جوابشو بدم!<br>
    بعضی مواقع این مشکل رو ندارم:<br>
    وقتی در حال دعوا کردن یا انتقاد کردن از کسی باشم که از حالت صحبت کردن معمول خارجه<br>
    وقتی در حال جک گفتن یا حرف زدن همراه با شوخی باشم<br>
    خلاصه احساس می کنم باید یه موضوعی حواس منو از خودم پرت کنه تا بتونم درست و راحت با کسی صحبت کنم... <br>

    کسی می تونی راهنماییم کنه یا اگه مشاور باتجربه روشن ضمیری می شناسه بهم معرفی کنه برم پیشش؟

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,715
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,168 بار در 5,101 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : اختلال در ارتباطات اجتماعی

    نقل قول نوشته اصلی توسط creativeson نمایش پست ها
    با سلام<br>
    من مشکلی دارم که در حدود 4 سال هست که درگیرش هستم و هنوز از عهده برطرف کردنش بر نیومدم و به شدت آذارم میده<br>
    مشکل من اینه که موقع صحبت کردن با دیگران دچار اختلال و ضعف می شم و مثل کسی که دچار هیجان همراه با نوعی ضعف در اعتماد بنفس شده صحبت می کنم، یعنی طرف مقابلم هم می فهمه که من این مشکل رو دارم و اون هم نحوه حرف زدنش- وحتی نوع نگاهش- با من عوض می شه!<br>
    اول فکر میکردم وقتی با کسی که از نظر شعور و جایگاه اجتماعی و تحصیلات از من بالاتره صحبت می کنم این مشکل رو دارم بعد فهمیدم که در اون موارد فقط شدیدتره وگرنه در صحبت کردن با همه از پیر و جوون، کوچیک و بزرگ این معضلو دارم!<br>
    چه موقع این قضیه حاد تره:<br>
    وقتی که کسی سوالی از من می پرسه که خودش جوابشو نمی دونه اما می دونه من جواب اون سوال رو بلدم و در این حالت من احساس می کنم بهم این افتخار داده شده که جواب سوال کسی رو بدم و شدیدا در جواب دادن دچار این مشکل می شم، طوریکه اصلا توجهم از اصل موضوع پرت می شه و نمی تونم جواب سوال رو به درستی و کامل بدم و یه جوری دوست دارم سریع تر از این وضع راحت بشم تا بخوام کاملتر جوابشو بدم!<br>
    بعضی مواقع این مشکل رو ندارم:<br>
    وقتی در حال دعوا کردن یا انتقاد کردن از کسی باشم که از حالت صحبت کردن معمول خارجه<br>
    وقتی در حال جک گفتن یا حرف زدن همراه با شوخی باشم<br>
    خلاصه احساس می کنم باید یه موضوعی حواس منو از خودم پرت کنه تا بتونم درست و راحت با کسی صحبت کنم... <br>

    کسی می تونی راهنماییم کنه یا اگه مشاور باتجربه روشن ضمیری می شناسه بهم معرفی کنه برم پیشش؟

    دوست عزیز توجه بیش از حد به موضوع و اینکه میخوایت کاری رو در نهایت درستی انجام بدید چنین حالتی رو به وجود میاره

    و این نوعی کمالگرایی به حساب میاد در صورتی که شما مشکلی برای برقراری ندارید باید بتونید با کلماتی که دارید مفهموم رو برسونید

    پس ایجاب میکنه سطح مطالعاتی خودتون رو بالا ببرید تا بتونید در بیان جملات و یا کلمات به مشکل برخورد نکنید

    متنی رو تهیه کنید و جلوی آیینه با صدای بلند بخونیدش ... صدای خودتون رو ضبط کرده و بهش گوش بدید تا متوجه نقص صحبت کردن خودتون بشید

    افرادی که از نظر برقراری ارتباط با جامعه دچار مشکل هستند.

    اغلب دچار افسردگی می شوند. محققان طی تحقیقاتی ثابت کرده اند که مسئله ی افسردگی رابطه ی مستقیمی با روابط اجتماعی فرد دارد. در این مطلب این موضوع را برای شما بیشتر شرح می دهیم.

    طرحواره به عنوان هسته اصلی باورهای انسان، مدت زیادی است که مورد بررسی روان شناسان قرار گرفته است. آن ها می گویند تجربیات دوران کودکی و زندگی باعث شکل گیری طرحواره در ذهن افراد می شود؛ یعنی همان قالب فکری ما و آن چه به وسیله آن دنیا را می بینیم و مسائل را حلاجی می کنیم، رفتار دیگران را معنا می کنیم و به اتفاقاتی که پیرامون ما رخ می دهد، بار معنایی می دهیم. طرحواره ها یک سری جملات خبری غیرمشروط است که درباره زندگی، محیط پیرامون و روابط با دیگران آن ها را باور داریم و در همین قالب فکری می مانیم.
    به عنوان مثال کودکی را تصور کنید که پدر سختگیری دارد که در بیشتر موارد از فرزندش راضی نیست. وی در طول زمان می اندیشد، ایرادی دارد که قابل رفع نیست برای همین هرگز پدرش از او راضی نیست. به این ترتیب طرحواره نقص در ذهن وی شکل می گیرد و با همین تفکر وارد دنیای بزرگسالی یا زندگی مشترک می شود. عباس کیوانلو کارشناس ارشد روان شناسی بالینی و مشاور با بیان این مقدمه به خراسان می گوید: خوب است بدانید انسان با ۳شیوه با طرحواره های منفی که در ذهن دارد، روبه رو می شود؛ گاهی تسلیم می شود گاهی به اجتناب و گاهی به جبران افراطی رو می آورد.
    طرحواره ها به خودی خود فعال نیست بلکه در موقعیت های مختلف ظاهر می شود و فرد ناخودآگاه برای مقابله با آن از یکی از ۳شیوه ای که نام بردیم، استفاده می کند. در صورتی که تسلیم شود، خود را رها می کند و تسلیم شرایط می شود. اگر از اجتناب استفاده کند از شرایط و روبه رو شدن با موقعیت دوری می کند و در حالت جبران سعی می کند به شیوه جبرانی، طرحواره خود را ناکارآمد کند اما به دلیل عملکرد نادرست در بیشتر موارد موفق نمی شود. نکته این جاست که در بیشتر موارد، فرد فرصت اصلاح رفتارها و باورهای ذهنی خود را پیدا نمی کند. او نمی تواند دریابد که طرحواره ای که او را به فعالیت و تحرک واداشته، از اساس نادرست است.وی به این ترتیب وارد چرخه باطلی می شود که خارج شدن از آن جز با کمک مشاور امکان ندارد. طرحواره افراد به دلیل ادامه یافتن رفتارهای نادرست تداوم پیدا می کند. آن ها با باورهای تثبیت شده ذهنی به زندگی فردی و اجتماعی ادامه می دهند و طبیعی است که در طول زندگی اشتباه های خود را تکرار می کنند. کیوانلو با اشاره به این که افراد در مراجعه به مشاوره دلایل متفاوتی را ذکر می کنند اما ریشه مشکلات بسیاری از افراد معمولا مشکلات ارتباطی است، تصریح می کند: ریشه شکایات ناشی از اضطراب، افسردگی و… در واقع مشکلات ارتباطی است. زیرا اگر فردی در ارتباط و تعامل با دیگران مشکلی نداشته باشد، طبیعی است که کمتر احتمال دارد به اضطراب یا افسردگی مبتلا شود.


    طرحواره درمانی

    اولین گام برای طی مراحل طرحواره درمانی آموزش آن است. یعنی آموزش معنای طرحواره و چگونگی استفاده از آن برای حل مشکلی که فرد را به مرکز مشاوره کشانده است.
    مشاور پس از سنجش فرد و استفاده از طرحواره درمانی برای حل مشکل وی، باید مسائلی مانند بلوغ فکری فرد را نیز مدنظر قرار دهد.سپس تاریخچه زندگی فرد، تجربیات زندگی، روابط با دیگران و همسر و خانواده، تعامل با همکاران و… را مدنظر قرار دهد تا دریابد که آیا برای مراجعه کننده امکان استفاده از طرحواره وجود دارد یا خیر. نکته این جاست که ریشه تحولی طرحواره در اتفاقات زندگی، در دوران کودکی نهفته است. همچنین پرسش نامه ای به مراجعه کننده داده می شود که بر اساس نتایج آن مشخص می شود وی چه طرحواره هایی دارد آیا دچار طرحواره محرومیت هیجانی است یا از طرحواره نقص رنج می برد یا دچار طرحواره بی اعتمادی است.
    گاهی در پاسخ به پرسش نامه، فرد ممکن است خطا کند یا با تکیه بر طرحواره ای که در ذهن دارد، به سوالات پاسخ دهد و یا از شیوه اجتناب استفاده کند. در این مرحله برقراری ارتباط صحیح با مراجعه کننده اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تا زمانی که اعتماد کافی بین وی و درمانگر به وجود نیاید نمی توان به تاثیر طرحواره درمانی امیدوار بود.بسیاری از طرحواره های فرد در هنگام آماده سازی برای ورود به مرحله درمان، بازبینی تاریخچه زندگی فرد و اتفاقاتی که برای وی افتاده است، مشخص می شود.به عنوان مثال فردی که در کودکی مادرش را از دست می دهد به احتمال بیشتری ممکن است به طرحواره رهاشدگی دچار شود.طبق این باور ممکن است افرادی که دوستشان دارد بدون دلیل او را ترک یا رهایش کنند.


    شناخت درمانی

    کیوانلو با بیان این که سنجش و درمان گاهی تا پایان دوره درمان پا به پای هم پیش می رود، ادامه می دهد: در مراحل درمان، اولویت بندی وجود ندارد و مشاور می تواند از هر مسیری که فکر می کند سودمندتر است، حرکت کند.در شناخت درمانی تلاش می کنیم شناخت فرد را نسبت به طرحواره ای که در ذهن دارد بالا ببریم و او را برای تغییر فکر و باور آماده کنیم.اعتبار طرحواره را می سنجیم، سعی می کنیم دریابیم که او قبول دارد که دچار طرحواره نقص یا شرم است و شواهد تایید کننده آن را بیان می کنیم.به عنوان مثال مردی دچار طرحواره نقص است، قادر نیست تعریف دیگران را بپذیرد و آن قدر نکات منفی را در ذهنش بزرگ می کند که جایی برای تحسین دیگران باقی نمی گذارد. او پس از تعریف دیگران به خودش می گوید: «هنوز من را نشناخته اند، حتما از همه تعریف می کنند و…»
    در ادامه از وی می خواهیم مزایا و معایب سبک های مقابله ای را بگوید؛ این که بگوید از اجتناب، تسلیم و جبران افراطی چه فایده ای نصیبش شده است و چرا در صورت ادامه این شیوه باید با مشکلات تکراری دست و پنجه نرم کند. سپس بین جنبه سالم فرد و طرحواره گفت وگو برقرار می شود که طی آن جنبه سالم فرد درباره نقاط مثبت شخصیت وی صحبت می کند و به او فرصت می دهد که از خود حمایت کند. استفاده از کارت های آموزشی برای ثبت افکار و رفتارهایی که فرد را در طول یک هفته آزار می دهد هم بسیار کمک کننده است. این که احساسش را بنویسد و حدس بزند چه طرحواره هایی در وی فعال شده است.


    تغییر رفتار

    این کارشناس ارشد روان شناسی بالینی از تکنیک های هیجانی که بر کنترل هیجانات فرد استوار است، به عنوان یکی دیگر از مراحل درمان یاد می کند و می گوید: یک سری باورها فقط با شناخت تغییر نمی کند زیرا هیجان فرد در شرایط به خصوصی بر منطقش غلبه دارد. وقتی فرد می گوید: می دانم کار درستی نمی کنم اما دلم نمی گذارد در واقع هیجانش درگیر شده است.در چنین شرایطی فرد را با موقعیت های مشابهی که در گذشته داشته است، روبه رو می کنیم تا احساس و هیجان را بروز دهد. در واقع وی تجربه ای را که در گذشته داشته و فراموش کرده است، به یاد می آورد و احساس و هیجان سرکوب شده را آشکار می کند. اگر بار هیجانی و احساسی که پس از یک اتفاق ناخوشایند سرکوب شده است، بیرون بریزد، فرد از آن رها می شود و در موقعیت های مشابه درگیر آن احساس یا هیجان نمی شود.سپس بحث الگوشکنی رفتاری پیش می آید که طی آن از فرد می خواهیم رفتارهای ناکارآمد را کنار بگذارد. در واقع فرد بر اساس طرحواره ای که در ذهن دارد، رفتارهای ناکارآمدی را انجام می دهد که پس از شناسایی ریشه آن و طرحواره باید در این رفتارهای ناکارآمد هم تجدیدنظر و سعی کند آن را کنار بگذارد. مشاور در این مرحله رفتارهایی را که باعث تداوم طرحواره می شود بررسی و تحلیل می کند و می سنجد و جایگزین هایی برای آن در نظر می گیرد. او منشا احساسات و هیجانات نادرست فرد را شناسایی و سعی می کند با تغییر فکر و کاهش بار هیجانی و جایگزین کردن رفتارهای ناکارآمد، فرد را به ادامه روند درمان تشویق کند.
    نکته قابل ذکر این است که هدف در طرحواره درمانی این نیست که طرحواره ناکارآمد را برداریم و طرحواره جدید را جایگزین کنیم، بلکه قصدمان این است که در کنار طرحواره ناکارآمد، کارآمد را جایگزین کنیم. در واقع ادامه درمان بر اساس استفاده از طرحواره کارآمد است.

    در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354282
    021-88422495
    021-88472864
    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصاویر آدم فضایی واقعی. آیا واقعی هستند؟
    توسط ASSASSIN در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 05-14-2015, 07:49 AM
  2. مرکز ترک شبکه های اجتماعی
    توسط mronaldo در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 12-19-2014, 07:54 AM
  3. روابط اجتماعی
    توسط سادنا در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-16-2014, 11:52 AM
  4. روابط اجتماعی
    توسط سادنا در انجمن سایر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-16-2014, 11:26 AM
  5. عشق واقعی
    توسط شیدا۱۳۹۳ در انجمن مشاوره فقهی و دینی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 10-18-2014, 03:46 PM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد