نمایش نتایج: از 1 به 19 از 19

موضوع: ترس و خجالتی بودن شدید

544 بازدید
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2018
    شماره عضویت
    38881
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    14
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    ترس و خجالتی بودن شدید

    سلام عزیزان

    من یک جوان 19 ساله هستم که بزودی 20 سالم میشه و مشکلات بزرگی دارم که دیگه از این زندگی تنفر پیدا کردم
    من از بچگی به شدت خجالتی بودن خیییلی! مخصوصا از مسخره شدن یا حتی پوزخند های معمولی هم خیلی فراری بودم و بخاطرش خیلی مشکلات در زندگیم بوجود اومده که کسی مسخره ام نکنه...
    هیچوقت بین دوستان اندکی هم که داشتم حرف خاصی برای گفتن نداشتم یا اگر 5-6 نفر از بچه ها داشتن حرف میزدن من حتی یک کلمه هم حرف نمیزدم و فقط گوشی میدادم
    فقط سال های اول ابتدایی فوتبال و بازی گروهی انجام دادم و بعدش هرگز توی بازی های گروهی مثل فوتبال نبودم و خیلی خیلی کم ورزش میکنم و از لحاظ عضلانی هم واقعا ضعیفم

    در دوران مدرسه خیلی اوقات موقع زنگ تفریح حتی یک نفر رو پیدا نمیکردم که باهم حرفی بزنیم یا... بخاطر همین موارد از مدرسه هم تنفر داشتم اما خب باز یکی دو نفر لااقل گاهی اوقات بودن که میتونستم بگم دوستم هستن اما الان خیر!
    در دوران مدرسه مشکلاتی بوجود اومده و چند بار مدرسه رو تغییر دادم و رفقای قدیمی رو کلا خداحافظی میکردم باهاشون و همین مشکل هم خیلی بد بود و در تنهایی من موثر بوده
    من الان حدود دوساله پشت کنکورم و دبیرستان نمیرم اما واقعا هیچکدوم از هم کلاسی ها و رفقای دبیرستان ها مختلفی که بودم حتی یک پیام توی موبایل و این پیام رسان ها هم بهم نمیدن :-( بعضی وقت ها من بهشون پیام میدم اولش ابراز خوشحالی میکنن ولی خیلی سریع و بدون حرف خاصی خداحافظی میکنن و بعدش هم اونا بهم پیام نمیدن!
    همین الان که دارم باهاتون حرف میزنم دوستام فقط خانواده کوچیک خودم هستن و حتی یک دوست هم ندارم که بهش پیامی بدم یا حرفی بزنم! توی فامیل هم با هیچ یکی ازشون رابطه دوستان ندارم و سال به سال هم نمیبینیم هم رو!

    متاسفانه بخاطر همین موارد روابط اجتماعی هم بلد نیستم و مثلا یکی تلفن میزنه نمیدونم باید بشم بگم خوبین یا بگم خوب هستین یا چیز دیگه بگم!!! بعضی وقت ها میبینی یکی هم سن خودمه ولی مثل آدم 80 ساله باهاش حال و احوال میکنم و...
    بخاطر همین از تلفن هم بدم میاد و اکثر اوقات بد از صحبت کردن اعصابم خورد میشه
    بیرون خونه هم برای همین احوال پرسی های ساده هم دچار مشکل میشم و نمیدونم باید چی بگم!

    الان اما مشکل اصلی من اینه که دیگه توی این تابستون حتما باید گواهینامه بگیرم و دیر شده دیگه و میترسم و خجالت میکشم...
    میترسم که نکنه بزنم به ماشین کسی یا... و مشکلی پیش بیاد!
    خجالت هم برای این میکشم که یکجورایی روم نمیشه رانندگی بکنم مخصوصا اینکه آرم آموزش رانندگی هم بالای ماشین باشه!

    این مشکل اول الان بود و مشکل دومم رفتن به دانشگاهه! میترسم مایه تمسخر بشم و بلد نیستم اونجا چطور باید رفتار کرد! مخصوصا مشکلم با دختر ها هست و نمیدونم چطور باید رفتار کرد! حتی توی فامیل هم اینطوره و مشکلات صحبت کردنم با دختر ها و زن ها چند برابر میشه و ضربان قلبم چند برابر!

    یکی به من بگه چکار بکنم؟! از موقعی هم که کنکور رو دادم انگار هزار تا بدبختی سراغم اومده و استرسم صد برابر شده چون باید گواهینامه بگیرم، برم دانشگاه و...

    در ضمن اینم بگم که هروقت عکس پروفایل و عکسهای اینستا دوستام رو میبینم تا چند ساعت یا چند روز حالم بد میشه چون اونا رو خیلی جا افتاده، با اعتماد به نفس و موفق میبینم اما خودم همیشه تنها و توی خونه بدون هیچ کار خاصی...

    امیدوارم هیچکس اینجوری نشه در دنیا :-(

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    29853
    نوشته ها
    112
    تشکـر
    24
    تشکر شده 45 بار در 38 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    با درود

    از نظر ظاهری ( چهره و ... ) چطور هستید از خودتان راضی هستید ؟
    از نظر مالی چگونه هستید ؟
    تمام نشانه هایی که هنگام روبرو شدن با خانمها دارید توضیح بدهید
    ویرایش توسط خرد : 07-15-2018 در ساعت 11:49 PM

  3. کاربران زیر از خرد بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2018
    شماره عضویت
    38881
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    14
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    نقل قول نوشته اصلی توسط خرد نمایش پست ها
    با درود

    از نظر ظاهری ( چهره و ... ) چطور هستید از خودتان راضی هستید ؟
    از نظر مالی چگونه هستید ؟
    تمام نشانه هایی که هنگام روبرو شدن با خانمها دارید توضیح بدهید
    ممنون بابت پاسخ تون

    ظاهرم بنظر خودم خوبه و یکبار پیش یک روانشناس رفته بودم میگفت چهره خوبی هم داری پس چرا دوست نداری و...
    از نظر مالی هم خدا رو شکر وضعمون مناسبه (عالی نیست)

    در مورد روبرو شدن با خانم ها هم اینطور بگم که اگر یک خانم نامحرم چه سن پایین چه بالا توی خونه مون باشه من همش عرق میکنم ، سر به هوا میشم و نمیدونم نگاه کردن به صورت شون یا نگاه به مبل و اطراف شون زشته یا نه! همش سعی میکنم فرش رو نگاه بکنم یا اگر با من حرفی میزنن خیلی دستپاچه میشم و تند تند حرف میزنم و نمیدونم باز روش درست دیدن یک خانم چیه! چند لحظه زمین رو نگاه میکنم موقع حرف زدن چند لحظه صورت شون رو و...

    متاسفانه آشنا خانوادگی که رفت و آمد داشته باشیم اصلا نداریم و اونا هم دختر هم سن و سال من ندارن و توی فامیل هم دختر خیلی کمه و با اون رفت و آمد کمی داریم! بخاطر همین کلا دختر ها و کلا برند خانم خا برای من مثل یک موجودات ناشناخته شدن!
    اگر مثلا یک همسایه هم داریم که هم سن و سالم هست میرم تو نخ ازدواج باهاش و رویا پردازی و... از بچگی همینطور بودم جالبه که حتی یکیشون رو ابتدایی که بودم میدیدمش انگار فرشته رویاهام رو دیدم و کلا دختر های دیگه هیچ به چشمم نمیومدن! با رفتنش از اون منطقه این مورد با دختر دیگه ای عوض شد و این مورد چندین بار تکرار شده و مورد آخر یکم از لحاظ روحی بدترم کرده

    وقتی هم میرم بیرون جدای از احساس غریبه بودن با محیط و انسان ها و ترس از اشتباه و سوتی دادن ،همیشه حضور دختر ها و خنده های بلندشون و حجابشون و... آزارم داده چون هیچوقت با یکیشون هم رابطه یا صحبتی نداشتم و نیاز عاطفی شدیدی هم دارم (البته پارسال خیلی بدتر بودم امسال خوشبختانه خانواده یکم این مورد رو جبران کردن)
    من اصولا آدم مهربون و احساسی هستم و بخاطر همین به دختر ها بیشتر علاقه مندم و دوست دارم یکی باشه که عاشقم باشه و عاشقش باشم اما متاسفانه با شرایطی که من دارم میدونم فقط اون دختر رو بدبخت میکنم ...

    متاسفانه مشکلاتم خیلی زیادن و نمیشه اینجا همه رو تشریح کرد و به نتیجه ای هم رسید اما از اون طرف نمیشه ناقص هم صحبت کرد چون به هم مرتبط هستن
    بهرحال عزر میخوام

  5. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    29853
    نوشته ها
    112
    تشکـر
    24
    تشکر شده 45 بار در 38 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    نقل قول نوشته اصلی توسط Naser_c7 نمایش پست ها
    ممنون بابت پاسخ تون

    ظاهرم بنظر خودم خوبه و یکبار پیش یک روانشناس رفته بودم میگفت چهره خوبی هم داری پس چرا دوست نداری و...
    از نظر مالی هم خدا رو شکر وضعمون مناسبه (عالی نیست)

    در مورد روبرو شدن با خانم ها هم اینطور بگم که اگر یک خانم نامحرم چه سن پایین چه بالا توی خونه مون باشه من همش عرق میکنم ، سر به هوا میشم و نمیدونم نگاه کردن به صورت شون یا نگاه به مبل و اطراف شون زشته یا نه! همش سعی میکنم فرش رو نگاه بکنم یا اگر با من حرفی میزنن خیلی دستپاچه میشم و تند تند حرف میزنم و نمیدونم باز روش درست دیدن یک خانم چیه! چند لحظه زمین رو نگاه میکنم موقع حرف زدن چند لحظه صورت شون رو و...

    متاسفانه آشنا خانوادگی که رفت و آمد داشته باشیم اصلا نداریم و اونا هم دختر هم سن و سال من ندارن و توی فامیل هم دختر خیلی کمه و با اون رفت و آمد کمی داریم! بخاطر همین کلا دختر ها و کلا برند خانم خا برای من مثل یک موجودات ناشناخته شدن!
    اگر مثلا یک همسایه هم داریم که هم سن و سالم هست میرم تو نخ ازدواج باهاش و رویا پردازی و... از بچگی همینطور بودم جالبه که حتی یکیشون رو ابتدایی که بودم میدیدمش انگار فرشته رویاهام رو دیدم و کلا دختر های دیگه هیچ به چشمم نمیومدن! با رفتنش از اون منطقه این مورد با دختر دیگه ای عوض شد و این مورد چندین بار تکرار شده و مورد آخر یکم از لحاظ روحی بدترم کرده

    وقتی هم میرم بیرون جدای از احساس غریبه بودن با محیط و انسان ها و ترس از اشتباه و سوتی دادن ،همیشه حضور دختر ها و خنده های بلندشون و حجابشون و... آزارم داده چون هیچوقت با یکیشون هم رابطه یا صحبتی نداشتم و نیاز عاطفی شدیدی هم دارم (البته پارسال خیلی بدتر بودم امسال خوشبختانه خانواده یکم این مورد رو جبران کردن)
    من اصولا آدم مهربون و احساسی هستم و بخاطر همین به دختر ها بیشتر علاقه مندم و دوست دارم یکی باشه که عاشقم باشه و عاشقش باشم اما متاسفانه با شرایطی که من دارم میدونم فقط اون دختر رو بدبخت میکنم ...

    متاسفانه مشکلاتم خیلی زیادن و نمیشه اینجا همه رو تشریح کرد و به نتیجه ای هم رسید اما از اون طرف نمیشه ناقص هم صحبت کرد چون به هم مرتبط هستن
    بهرحال عزر میخوام
    پاسخ شما را با پیام خصوصی می فرستم

  6. کاربران زیر از خرد بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2018
    شماره عضویت
    38881
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    14
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    از دوستان عزیز کسی راهنمایی ندارن به من بکنن؟

  8. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    26168
    نوشته ها
    459
    تشکـر
    498
    تشکر شده 271 بار در 183 پست
    میزان امتیاز
    4

    ترس و خجالتی بودن شدید

    سلام
    شما خانواده ي مذهبي اي داريد؟

  9. کاربران زیر از parsana بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2018
    شماره عضویت
    38881
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    14
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    نقل قول نوشته اصلی توسط parsana نمایش پست ها
    سلام
    شما خانواده ي مذهبي اي داريد؟
    سلام بله ولی نه خیلی هم مذهبی که مثلا زن خانواده چادری باشه و...

  11. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6495
    نوشته ها
    295
    تشکـر
    475
    تشکر شده 274 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    سلام.. در درجه اول باید خودت رو بپذیری و دوست داشته باشی.. نگرش های ما نسبت به خودمون باعث میشه دیگران هم همون ذهنیت رو در مورد ما داشته باشن.. (درمورد طرحواره نقص و شرم هم به نظرم یه سرچی کن)

    مهارت های اجتماعی چیزایی هستن که از کودکی اکتساب میشه... و نقش اصلیش رو خانواده برعهده داره... پس خودت رو سرزنش نکن.. و این مهارت های اکتسابی رو خودت بدست بیار..

    متخصصی چیزی نیستم..

    ولی بهت کتاب معرفی می کنم که بخونی.. و آگاهیت رو از رفتار خودت بالاتر ببری و همچنین مهارت هایی روکسب کنی..

    کتاب: "ازحال بد به حال خوب" (دیوید برنز)------ "روش های بازکردن سرصحبت و دوستیابی" (دان گابور)------ و کتابهایی که می تونی خودت درمورد مهارت های مختلف پیدا کنی..

  12. کاربران زیر از arameshh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38058
    نوشته ها
    267
    تشکـر
    301
    تشکر شده 173 بار در 118 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    سلام
    سعی کنن بیشتر تواجتماع باشی مثلا بری پارک یامراکز تفریحی و... چون این جورجا هارفت وآمد زیاده،سعی کن اونجا با کسی که فکر می کنید مناسبه سر صحبت روباز کنی ودرمورد چیزای مختلف صحبت کنید این طوری کم کم یاد می گیرید چه طوری رفتار کنید که مناسبه یا حتی به رفتارمردم(البته رفتار های مناسبشون) باهم توجه کن واز اونا یاد بگیر تا آدم نره تو اجتماع که نمی تونه خیلی چیزا رویاد بگیره.توشبکه های اجتماعیم لازم نیست حتما با دوستات باشی خیلیا اونجاباافراد دیگه ای دوست می شن که اتفاقا هم سن وسال هم هستن.صبح هاوشب ها هم ازتلقینات مثبت استفاده کن وسعیت این باشه که ازفکر کردن به این که خجالتی هستی بیای بیرون واین تو عمل هم نشون بده درضمن گواهینامه گرفتن اصلا نه ترس داره نه خجالت اینهمه آدم تو دنیا میرن گواهینامه می گیرن می شینن پشت ماشین آموزشگاه که تابلو داره مگه چه اشکالی داره؟منم مثل تو امسال می خوام گواهینامه بگیرم فوقش آدم چند بار رد میشه مثل خیلیای دیگه بعد گواهینامه می گیره!تازه اونجا می تونی بابقیه هم آشنا بشی وشاید دوستای خوبی هم پیدا کردی.رفتن به دانشگاه وصحبت با دخترها اصلا هم سخت نیست فوقش اوایل فقط باهمون پسراحرف می زنی(اویل اکثردانشجوها همین طورین) بعدش که محیط براتون عادی شد یه سلام وعلیک می کنی ومیری میشینی ولی بعد یه مدت بیشتر یاد می گیری چی کارکنی.یه نفر می گفت یکی از دوستاش اویل حتی روش نمی شده اگه دختری بهش متلک می گه جوابشو بده اما بعد ازگذشت زمان مشکلاتش حل شدن رفتاراش مثل یه آدم عادی شده بود.راستی از اشتباه کردن وسوتی دادن پیش کسی هم نترسید بالاخره هرکسی ممکنه اشتباه بکنه حتی بعضی افرادکه تواجتماع و...این همه راحتن قبلا کلی اشتباه کردن وکلی هم سوتی جلوبقیه دادن که الان فراموش شده ولی خودشون ازاونها درس گرفتن.
    ویرایش توسط daryak : 07-16-2018 در ساعت 01:19 PM

  14. کاربران زیر از daryak بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    26168
    نوشته ها
    459
    تشکـر
    498
    تشکر شده 271 بار در 183 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    نقل قول نوشته اصلی توسط Naser_c7 نمایش پست ها
    سلام بله ولی نه خیلی هم مذهبی که مثلا زن خانواده چادری باشه و...
    اتفاقا يه زمان هايي مشكلاتي مثل شما رو داشتم منظور اين كه خيلي نميتونستم با ديگران ارتباط بر قرار كنم و ترس از ضايع شدن داشتم
    اما با تلقين رو خودم كار كردم و خيلي خودم به خودم اعتماد به نفس ميدادم
    واقعا تاثير گذار بود
    يعني من راهنمايي اصلا دوستي نداشتم
    اما انقدر رو خودم كار كردم كه اول دبيرستان شدم قلدر كلاس(اين قسمت آخر صرفا جهت مزاح بود)

  16. کاربران زیر از parsana بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2018
    شماره عضویت
    38862
    نوشته ها
    36
    تشکـر
    9
    تشکر شده 10 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    سلام
    منم تقریبا همین مشکل رو دارم...البته نه در این حد...من مشکلی تو برقراری ارتباط با خانم ها ندارم و حتی با خانم ها بیرون میرم اما واسه کارایی مثل رقص یا آواز خوندن حتی تو خونه ی خودمون جلو خونواده هم رو ندارم و این یکمی آزارم میده...اصلا هم نمیتونم امتحانش کنم یا خجالتم از بین بره

  18. کاربران زیر از Bad بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2018
    شماره عضویت
    38467
    نوشته ها
    501
    تشکـر
    372
    تشکر شده 381 بار در 249 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    نقل قول نوشته اصلی توسط Naser_c7 نمایش پست ها
    از دوستان عزیز کسی راهنمایی ندارن به من بکنن؟
    سلام دوست گرامی
    شما نیاز دارید به روانشناس یا حتی روانپزشک مراجعه کنید اونم برای کمک به رفع اضطراب و بازگشت اعتماد به نفستون. دقت داشته باشید این مشکل به شدت میتونه فرصت های زندگی رو ازتون بگیره. پس ضروریه نسبت به حلش هرچه زودتر اقدام کنید.

  20. کاربران زیر از M.D Karimi بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2018
    شماره عضویت
    38818
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    Smile پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    نقل قول نوشته اصلی توسط Naser_c7 نمایش پست ها
    از دوستان عزیز کسی راهنمایی ندارن به من بکنن؟
    سلام بهتون پیشنهاد میکنم کتاب خود باوری در خود یابی رو بخونید بسیار کتاب مفیدی هست بهتون یاد میده چطور اعتماد بنفس لازم رو کسب کنید در مورد راننگی هم باید بگم همه حتی راننده های حرفه ای با اون ماشین ها که ارم راهنمایی رانندگی داشتن تمرین کردن پس خجالت رو کنار بگذارید واصلا به اون موضوع فکر نکنین بادقت وخونسردی به حرف مربی گوش بدین استرس طبیعه من هم سال گذشته که به اموزش میرفتم استرس داشتم ولی بعد از چند جلسه یاد گرفتم بهش غلبه کنم الان هم راحت رانندگی میکنم هر وقت فکر کردین نمیتونین به خودتون بگین این یه فکر منفیه نه بیشتر واقعیت نیست که به خاطرش خودتون رو ناراحت کنین با اون کتاب میتونین با تمام افکار منفی مقابله کنید امیدوارم حرفام کمکی بهتون بکنه.

  22. کاربران زیر از Beethoven بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,399
    تشکـر
    2,046
    تشکر شده 1,491 بار در 853 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    سلام
    تصورات شما از برخورد با دیگران از واقعیت به دور هست ضمنا خوب همه اشتباه می کنند اگر بخواهیم برای جلوگیری از اشتباه دست از کار بکشیم که منطقی نیست مثل اینکه یک بچه که میخواهد راه رفتن را یاد بگیرد از ترس افتادن شروع به راه رفتن نکند خوب از یک جا باید شروع کرد. ببینید همین تصور شما از آموزش رانندگی کاملا غلط هست تعلیم دهنده رانندگی خودش پدال ترمز و کلاچ را دارد اگر جایی خطری باشد خودش وارد عمل میشود.

  24. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,507 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    سلام
    خوش اومدید به انجمن
    ممنون از آقا سعید که من رو به تاپیک دعوت کردن

    من مشاور نیستم ولی تجربه و دونسته های خودم رو بهتون میگم ، امیدوارم مفید باشه براتون
    راستش اول های تاپیکتون رو که خوندم فکر می کردم حتما بیماری یا نقصی توی جسمتون خدایی نکرده دارید که به این شدت خجالتی بار اومدید
    که خب خداروشکر همچین چیزی نیست، هرچن که چینن افرادی هم نباید خجالت بکشند
    اما ریشه ی این خجالت شما رو من درک نمی کنم
    فکر می کنم یه مشاور آگاه و مجرب بتونه دقیقتر و بهتر این موضوع رو ریشه یابی کنه و بهتون راهکار بده برای حلش
    یا اگه خودتون میتونید یه قلم و کاغذ بیارید و دلایلتون رو برای خجالت کشیدن بنویسید
    میدونید بعضی چیزا هستن که آدم از نبود یا نقص توی اون ها احساس کمبود و خجالت در روبرو شدن با بقیه بهش دست میده
    مثل بیماری ها و نقص های جسمانی
    بعضی وقت ها هم هست نحوه ی تربیت، شرایط خونه و زندگی ،شرایط فردی و اجتماعی یا استرس ، اضطراب و وسواس فکری ممکنه باعث ایجاد خجالت بشه و یا دلایل دیگه
    یا اینکه آدم به توانایی هاش ایمان نداشته باشه و خودش رو باور نکرده باشه که توی هر موقعیت میتونه توانمندی خودش رو نشون بده
    یا مثلا فکر کنه بقیه ازش بالا تر هستن و خودش رو مشمول خجالت کشیدن بدونه
    یا اینکه باور داره که یه چیزی از بقیه کم داره

    متاسفانه توی سیستم آموزشی ما کلیشه ای با بچه ها برخورد میشه و درسهایی که لازمه ی زندگی برای یه فرد هست رو بهمون یاد میدن
    و این ها باعث میشه اکثر بچه ها نتونن توی سنی که نیاز دارن یه سری آگاهی ها و شناخت ها رو داشته باشن و از این بابت آسیب ببینند

    اما عزیز همونطور که خودتون میدونید خجالتی بودن آسیب زیادی میتونه به فرد بزنه به خصوص اگه شدت بیشتری داشته باشه
    و آدم رو منزوی و از اجتماع دور میکنه
    فکر می کنم باید روی اعتماد به نفس و خودباوریتون یه مقدار کار کنید
    و یه نکته ی دیگه، با توجه به اینکه من قبلا این حس خجالتی بودن رو تجربه کردم ولی نه به این شدت
    سعی کنید خودتون رو همونجوری که هستید( از نظر قیافه که خداروشکر میگید خوبید، از نظر شرایط فردی و خونوادگی ) بپذیرید
    و ترس و خجالت رو برای مقطع های زمانی کوتاه از خودتون دور کنید
    مثلا فردا برید بیرون توی پارک یا خرید یا برید باشگاه ثبت نام کنید یا کلاس مورد علاقه تون
    توی یه جایی که یه گروه از افراد باشن
    مثل بقیه عادی باشید و خود واقعیتون رو نشون بدید
    به خودتون باور داشته باشید که هیچ چیزی برای خجالت کشیدن وجود نداره
    اوایل بیشتر شنونده باشید که بتونید آداب معاشرت رو بیشتر یاد بگیرید
    این ها میتونه کم کم باعث بشه حضور توی جمع براتون عادی بشه
    بعد جمع های مهمونی رو که افراد مختلط هستند تجربه کنید
    آرامش و خونسردیتون رو کاملا حفظ کنید و بدونید که هیچ چیز بدی قرار نیست اتفاق بیفته
    بلکه خیلی هم خوبه که در کنار بقیه میتونید اوقات خوشی رو داشته باشید
    هر جا حس کردید حرفی برای گفتن دارید با اعتماد به نفس حرف بزنید
    میتونید قبلش جلوی آیینه با خودتون تمرین کنید

    موقع حرف زدن توی جمع هم به مطلبی که میخواد بیان کنید مسلط باشید که باعث استرس یا اشتباهتون نشه
    نفس عمیق بکشید و نشون بدید که اعتماد به نفستون بالا هست

    یه راه دیگه هم شاید مفید باشه
    همه ی اعمال ما از ذهن ما نشات میگیره و اگه بتونیم کنترل درستی روی افکار و ذهنمون داشته باشیم میتونیم کارهای موفقی هم انجام بدیم
    اول کاری که میخواید انجام بدید رو تو ذهنتون اوکی کنید یا حرفی که قراره بزنید بعد انجامش بدید
    اینجوری احساس قدرت بیشتری دارید و تسلط بهتری روی کارها و گفته هاتون دارید


    کتاب ها و مطالبی هم هستن که به نظرم میتونن بهتون کمک کنن
    قبل از رفتن توی جمع شروع کنید این ها رو مطالعه کنید
    کتاب هایی در مورد خودباوری و اعتماد به نفس، آداب معاشرت و فن بیان
    این ها به نظرم خوبن

    اگه هم توی جمع سوتی بدید اصلا چیز غیرعادی نیستش
    همه ی افراد ممکنه یه جا به هر دلیلی سوتی بدن یا اشتباهی یه چیزی رو بگن
    و این اصلا زشت نیست، سعی کنید حساسیتتون رو از این بابت کم کنید و عادی تر عمل کنید
    میتونید ابتدا از خونواده شروع کنید
    وقتی همه ی اعضای خونواده جمع هستند ازشون بخواید مثلا یک ساعت در مورد یه موضوعی دورهمی داشته باشید
    اینجوری اون ترس و خجالتتون کم کم میریزه
    میگن آدم از هرچیزی میترسه باید باهاش یه روزی روبرو بشه
    من این جمله رو خیلی قبول دارم و این روزا دارم ازش تو زندگیم استفاده میکنم
    ترس ها و ذهنیت های منفی و استرس ها فقط به ما آسیب میرسونن و هیچ کمکی بهمون نمیکنن
    بدترین حالت ممکن رو هم در نظر بگیرید که مثلا اگه توی جمع یه چیز اشتباهی گفتم به اون صورت که فکر میکنید بد نمیشه
    مطمئن باشید یه مدت که روش کار کنید و اگه ممکن باشه از یه مشاور خوب کمک بگیرید براتون به راحتی حل میشه و متوجه میشید چرا این همه سال خودتون رو الکی اذیت میکردید.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 07-16-2018 در ساعت 07:54 PM

  26. 4 کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,507 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    از تجربه هام براتون چند مثال میزنم
    موقعی که من دانشجو بودم گاهی پیش میومد استادها یه کلمه رو اشتباهی میگفتن
    یا توی جمع های دیگه، من بیشتر وقت ها همون موقع که اصلاح میکردن یادم میرفت و طبیعی بهش نگاه میکردم
    گاهی هم بوده خودم سوتی میدادم و بعد فکر کردم که اتفاق وحشتناکی هم نیفتاده کلی خندیدم

    اولین ارائه ام هم وقتی میخواستم انجام بدم تو دانشگاه اولش حس خجالت داشتم، قبلش دوسه بار توی خونه و برای خونواده ام اجرا کردم
    مثلا به داداشم میگفتم بیا بشین فرض کن من استادت هستم و میخوام بهت درس بگم
    البته درس دادن رو از بچگی دوست داشتم یا اینکه چیزی رو به بقیه یاد بدم، بعضی وقت ها با دوستام از این بازی ها میکردیم، یکی معلم میشد و بقیه شاگرد
    یا جلوی آیینه مطالب رو تمرین و مرور میکردم که مسلط بشم
    بعد موقع ارائه مشکل نداشتم دیگه

    یه بار هم یه کلاس مختلط خارج از دانشگاه داشتم
    جلسه ی سوم بود ،مدرس ازمون خواست یه نفر جلسه ی بعدی کنفرانس بده
    من چون دو جلسه دیرتر کلاس رو رفته بودم و حس کردم آمادگی ندارم داوطلب نشدم
    بقیه هم داوطلب نشدن و استاد به من گفت که من ارائه بدم
    منم گفتم من آمادگی ندارم و از کلاس عقبم اما قبول میکنم
    بعد اومدم خونه و کلی تمرین کردم که به موضوع مسلط بشم
    بعد که ارائه دادم مدرس موبایلش زنگ خورد اجازه گرفت و از کلاس بیرون رفت
    بعد که اومد منم گفتم لطفا توی کلاس موبایلتون رو خاموش کنید اینجا محیط آموزشیه و من دیگه بهتون اجازه نمیدم برید بیرون با موبایل حرف بزنید
    دیدم مدرس اول یکم جا خورد و بعد خندید ، منم با خنده گفتم اینو نگفتم که بخندید اگه تکرار بشه براتون منفی میذارم، دیگه خودتون میدونید
    کل کلاس از خنده منفجر شدن
    بعد گفتم بچه ها شما هم نخندید با شماها هم هستم من الان مدرس شما هستم و هر چیزی میگم شاگردام باید گوش کنن و گرنه منفی میگیرید
    خلاصه خیلی حال داد، اولش یه کم استرس داشتم بعد خیلی راحت شدم و صمیمی
    من اسم خیلی از بچه ها رو نمیدونستم و نمیشناختم
    بعد که بچه ها نطرشون رو ناشناس گفته بودن همه گفتن خیلی مسلط بودی و کلاست صمیمی بوده
    خلاصه راضی بودن و میگفتن اعتماد به نفست خیلی بالاست.
    توی جمع های دیگه هم اینجوری هستم و سعی می کنم راحت باشم به نسبت جمع

    یه بار هم یکی از پسرای فامیل با برادرم اومده بود خونمون
    منم اون روز کلاس داشتم و دیر رسیدم خونه، مادرم هم خونه نبود و سریع رفتم غذا درست کردم
    پسره خجالتی بود ولی از وقتی که متاهل شده بود خجالتش یه مقدار کمتر شده بود
    موقع ناهار چون من فقط دختر بودم فکر کردم شاید از حضور من خجالت بکشه و ناهارش رو نخوره
    بابام و داداش هام بودن با ایشون
    بعد که غذا رو کشیدم با لبخند گفتم میدونم خجالتی هستی به این خاطر من میرم آشپزخونه ناهار میخورم تا راحت غذات رو بخوری
    ایشونم خندید
    خجالت کشیدن باعث میشه آدم اذیت و محدود بشه.


    وقتی تو محیط جدیدی میخواید حرف بزنید اول یه تماس چشمی سریع با بقیه برقرار کنید
    بعد هر چند ثانیه یکی از اعضای جمع رو نگاه کنید و مخاطب قرار بدید
    با جمع صمیمی بشید و گاهی هم شوخی کنید
    خندیدن باعث راحتی بیشتر میشه و استرس رو کم میکنه
    همچنین همیشه نشون بدید که با عتماد به نفس هستید حتی وقتی اعتماد به نفستون پایینه
    این کار خودش باعث افزایش اعتماد به نفس و کاهش استرس میشه


    رئیس جمهور سابق امریکا باراک اوباما توی خاطراتشون گفته بودن وقتی مدرسه میرفتن سال ها بقیه به خاطر اینکه گوش هاشون بزرگ بوده مسخره شون میکردن تا اینکه بالاخره با خودباوری و تغییر و تلاش تونستن به رئیس جمهوری برسن
    آلبرت انیشتین شخصیت کمالگرا و وسواسی داشتن که تا چند سال اول زندگیشون خیلی کم حرف میزدن
    اما همین شخص که بقیه فکر میکردن کند ذهن هست نابغه ی قرن شد

    آدم وقتی توی ذهنش به توانایی خودش باور داشته باشه و فکر کنه از پسش بر میاد
    توی واقعیت هم بهش میرسه
    باورهای انسان زندگیش رو میسازن
    توی گوگل راجب خجالتی بودن و و اعتماد به نفس و اضطراب مطالبی هست که میتونید ازشون بهره بگیرید و یا زندگینامه ی افراد مشهور رو در که در این رابطه تجربه هاشون رو گفتن مطالعه کنید.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 07-16-2018 در ساعت 09:11 PM

  28. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  29. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2018
    شماره عضویت
    38881
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    14
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    از همه دوستان ممنونم و میخوام حتما حتما همین هفته به روانشناس مراجعه بکنم اما الان مشکلی که دارم دانشگاه و انتخاب رشته است!
    امروز هم روز آخر انتخاب رشته است اما من هنوز نتونستم انتخاب رشته بکنم چون از دانشگاه ترس دارم مخصوصا مخصوصا اینکه دختر ها هم هستن و من دختر های معدود فامیل مون رو هم میبینم به ته ته په ته میفتم! (حول میکنم خیلی)
    از الان استرس خیلی عجیبی دارم و همش فکر و خیال میکنم نمیدونم چکار کنم واقعا
    من از رفتن به دبیرستان های دیگه همیشه واهمه داشتم که محیط متفاوتی داشتن اما دانشگاه با دبیرستان که خییلی بیشتر متفاوته و جنس مخالف هم حضور داره
    همش ترس دارم از اینکه توی دانشگاه باید اصلا چطور حرف زد و رفتار کرد که درست باشه و...

    اگر دوستان برای منی که اطلاعات کمی از دانشگاه دارن یکم راهنماییم بکنن ممنون میشم

    ببینید من رو یکی مثل کمدین خجالتی دیشب خندوانه فرض بکنید (حتی خیلی بدتر از اون) دقیقا متوجه رفتارش بودم و اون خنده های بی موردش از ناراحتی شدیدش بود و استرس بیش از حدی که داشت
    گفتم که یکم متوجه بشید چطور شخصیتی دارم

    پیشاپیش ممنونم

  30. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6495
    نوشته ها
    295
    تشکـر
    475
    تشکر شده 274 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    نقل قول نوشته اصلی توسط arameshh نمایش پست ها
    سلام.. در درجه اول باید خودت رو بپذیری و دوست داشته باشی.. نگرش های ما نسبت به خودمون باعث میشه دیگران هم همون ذهنیت رو در مورد ما داشته باشن.. (درمورد طرحواره نقص و شرم هم به نظرم یه سرچی کن)

    مهارت های اجتماعی چیزایی هستن که از کودکی اکتساب میشه... و نقش اصلیش رو خانواده برعهده داره... پس خودت رو سرزنش نکن.. و این مهارت های اکتسابی رو خودت بدست بیار..

    متخصصی چیزی نیستم..

    ولی بهت کتاب معرفی می کنم که بخونی.. و آگاهیت رو از رفتار خودت بالاتر ببری و همچنین مهارت هایی روکسب کنی..

    کتاب: "ازحال بد به حال خوب" (دیوید برنز)------ "روش های بازکردن سرصحبت و دوستیابی" (دان گابور)------ و کتابهایی که می تونی خودت درمورد مهارت های مختلف پیدا کنی..
    روی ذهنیت و نگرشت کار کن... مطالعه کن.. مشاوره بگیر.. شجاعت به خرج بده..

    و مطمئن باش که می تونی تغییر کنی.

    کتاب زبان بدن هم بهت معرفی می کنم که بخونیش
    ویرایش توسط arameshh : 08-11-2018 در ساعت 03:15 PM

  31. کاربران زیر از arameshh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38058
    نوشته ها
    267
    تشکـر
    301
    تشکر شده 173 بار در 118 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ترس و خجالتی بودن شدید

    نقل قول نوشته اصلی توسط Naser_c7 نمایش پست ها
    از همه دوستان ممنونم و میخوام حتما حتما همین هفته به روانشناس مراجعه بکنم اما الان مشکلی که دارم دانشگاه و انتخاب رشته است!
    امروز هم روز آخر انتخاب رشته است اما من هنوز نتونستم انتخاب رشته بکنم چون از دانشگاه ترس دارم مخصوصا مخصوصا اینکه دختر ها هم هستن و من دختر های معدود فامیل مون رو هم میبینم به ته ته په ته میفتم! (حول میکنم خیلی)
    از الان استرس خیلی عجیبی دارم و همش فکر و خیال میکنم نمیدونم چکار کنم واقعا
    من از رفتن به دبیرستان های دیگه همیشه واهمه داشتم که محیط متفاوتی داشتن اما دانشگاه با دبیرستان که خییلی بیشتر متفاوته و جنس مخالف هم حضور داره
    همش ترس دارم از اینکه توی دانشگاه باید اصلا چطور حرف زد و رفتار کرد که درست باشه و...

    اگر دوستان برای منی که اطلاعات کمی از دانشگاه دارن یکم راهنماییم بکنن ممنون میشم

    ببینید من رو یکی مثل کمدین خجالتی دیشب خندوانه فرض بکنید (حتی خیلی بدتر از اون) دقیقا متوجه رفتارش بودم و اون خنده های بی موردش از ناراحتی شدیدش بود و استرس بیش از حدی که داشت
    گفتم که یکم متوجه بشید چطور شخصیتی دارم

    پیشاپیش ممنونم
    من همین الان داشتم اجراها رونگاه میکردم وچیز خاصی که مربوط به خجالتی بودن باشه ندیدم که متوجه بشم دقیقا چه مدلی هستید به هرحال نباید بزاری خجالت وترس ازبرخورد باخانم ها باعث بشه دانشگاه نری .تازمان رفتن به دانشگاهم هنوز چهل روزی وقته وتواین مدت می تونی خیلی روخودت کارکنی که این موارد برات عادی بشه.ولیییی اگه خیلی برات سخته می تونی دانشگاه هایی مثل فرهنگیان وبقیه الله بزنی که مرد وزن ازهم جدا هستن.

  33. کاربران زیر از daryak بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. یه تصمیم به بدبختی یا خوشبختی
    توسط nadia86 در انجمن مشاوره ازدواج
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: 08-31-2017, 11:17 AM
  2. حیواناتی که به این راحتی ها نمی میرند! /تصاویر
    توسط ASSASSIN در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-13-2015, 01:07 AM
  3. پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 01-19-2014, 11:29 PM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد