نمایش نتایج: از 1 به 8 از 8

موضوع: خشم زیاد ، بی تفاوتی، افسردگی شدید و انزجار از مردم

185
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    44254
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    خشم زیاد ، بی تفاوتی، افسردگی شدید و انزجار از مردم

    سلام پسری هستم تقریبا بیست ساله.
    کار بسیار خوبی دارم توی حوزه برنامه نویسی و درآمد مناسبی هم دارم.
    مشکلاتی که می‌خوام مطرح کنم بابتش مشاوره هم رفتم اما نتیجه نگرفتم الآنم واقعاً نمی‌دونم چرا اینجا دارم اینارو می گم اما موضوع از این قراره.

    سال پیش از یکی از اقوام دورمون که بیشتر از پنج بار ندیده بودنش خوشم میویمد. اما خب کسی نمی دونست و توی فکر ازدواج باهاش بودم تا اینکه دیدم ازدواج کرده و رفت. منم تا به حال دوست دختر نداشتم و نه عاشق کسی بودم واسه همین به راحتی از این موضوع گذشتم.

    مسائلی که این روزا درگیرشم اول از همه خشم بسیار زیاد هست. به طوری که لحظه شماری می کنم یکی توی خیابان بیاد یه چیزی بگه تا من بپرم بهش و دعوامون بشه البته این حالت اصلا داخل خونه جریان نداره و حتی پیش هم نیومده اما خشمش روی ذهنم هست.
    نمیدونم دلیلش چی هست اما واقعیت اینه دیگه دارم دیوونه میشم از دست افکار خوشنت آمیزی که توی ذهنمه.

    دوم انزجار بیش از حد از مردمه. زمان بسیار زیادی هست که از مردم خوشم نمیاد اما به تازگی این حس به نفرت تبدیل شده. دیگه از مرگ و مردن مردم بابت کرونا و اینا ناراحت نمیشم. حتی دو روز پیش خبر مرگ یکی از دوستانم رو شنیدم و باز ناراحت نشدم حتی خندم گرفت چون پارکور باز بود و سر حرکت زدن مرد.

    دیگه ارتباط صمیمانه‌ای با دو تا دوستی هم که واسم موندن ندارم.

    همچنین نسبت به همه چیز و همه کس و هر انفاقی بی تفاوت شدم. احساس می کنم دیگه هیچ چیز نمیتونه خوشحالم کنه. و به طور کلی افسرده شدم.
    -------
    تازگی ها هم همکاران سر کار یا توی خونه حرفایی میزنن که خندم میگیره از اینکه من مثالا کاری رو انجام ندادم و یادم نمیاد اما در واقع انجام دادم.

    مثالا چند ماه پیش یکی از همکاران گفت عجب آهنگی ریختی برام از فریدون فروغی بعد من گفتم اصلان نمی‌شناسمش بعد گفت دیوونه خودت دیروز واسم واتساپ فرستادی اسمشم تنها ترین عاشق بود.
    یه نگاه انداختم واتساپ دیدم بله یه آهنگ از فریدون فروغی واسش ریختم اونم درحالی که اصلا اونموق نمی شناختمش بعد که دقت کردم دیدم این آهنگ توی بیشترین پخش گوشیم بود اونم درحالی که یه ذره هم ازش نشنیده بودم.

    مواردی مانند بالا از کمی قبل تر وجود داشت اما حالا دیگه به کرار تکرار میشه به طوریکه که همش به این فکر می‌کنم چه کاری انجام دادم چه کاری انجام ندادم .

    ذهنم اونقدر درگیر خیال‌پردازی هستش و اونقدر واقعی هستن افکارم که گاهی فراموش میکنم چی واقعی هست و چی خیال.

    خلاصه بگم الان توی حالتی هستم که خوبه منظور کار و اینا اما واقعا دیگه دارم رد میدم و نمی‌دونم چیکار کنم. مشاوره رفتم اما متأسفانه هیچ نتیجه ای نگرفتم.

  2. بالا | پست 2


    عنوان کاربر
    مشاورکو یار
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    14,411
    تشکـر
    372
    تشکر شده 16,509 بار در 3,017 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : خشم زیاد ، بی تفاوتی، افسردگی شدید و انزجار از مردم

    نقل قول نوشته اصلی توسط aliehsan نمایش پست ها
    سلام پسری هستم تقریبا بیست ساله.
    کار بسیار خوبی دارم توی حوزه برنامه نویسی و درآمد مناسبی هم دارم.
    مشکلاتی که می‌خوام مطرح کنم بابتش مشاوره هم رفتم اما نتیجه نگرفتم الآنم واقعاً نمی‌دونم چرا اینجا دارم اینارو می گم اما موضوع از این قراره.

    سال پیش از یکی از اقوام دورمون که بیشتر از پنج بار ندیده بودنش خوشم میویمد. اما خب کسی نمی دونست و توی فکر ازدواج باهاش بودم تا اینکه دیدم ازدواج کرده و رفت. منم تا به حال دوست دختر نداشتم و نه عاشق کسی بودم واسه همین به راحتی از این موضوع گذشتم.

    مسائلی که این روزا درگیرشم اول از همه خشم بسیار زیاد هست. به طوری که لحظه شماری می کنم یکی توی خیابان بیاد یه چیزی بگه تا من بپرم بهش و دعوامون بشه البته این حالت اصلا داخل خونه جریان نداره و حتی پیش هم نیومده اما خشمش روی ذهنم هست.
    نمیدونم دلیلش چی هست اما واقعیت اینه دیگه دارم دیوونه میشم از دست افکار خوشنت آمیزی که توی ذهنمه.

    دوم انزجار بیش از حد از مردمه. زمان بسیار زیادی هست که از مردم خوشم نمیاد اما به تازگی این حس به نفرت تبدیل شده. دیگه از مرگ و مردن مردم بابت کرونا و اینا ناراحت نمیشم. حتی دو روز پیش خبر مرگ یکی از دوستانم رو شنیدم و باز ناراحت نشدم حتی خندم گرفت چون پارکور باز بود و سر حرکت زدن مرد.

    دیگه ارتباط صمیمانه‌ای با دو تا دوستی هم که واسم موندن ندارم.

    همچنین نسبت به همه چیز و همه کس و هر انفاقی بی تفاوت شدم. احساس می کنم دیگه هیچ چیز نمیتونه خوشحالم کنه. و به طور کلی افسرده شدم.
    -------
    تازگی ها هم همکاران سر کار یا توی خونه حرفایی میزنن که خندم میگیره از اینکه من مثالا کاری رو انجام ندادم و یادم نمیاد اما در واقع انجام دادم.

    مثالا چند ماه پیش یکی از همکاران گفت عجب آهنگی ریختی برام از فریدون فروغی بعد من گفتم اصلان نمی‌شناسمش بعد گفت دیوونه خودت دیروز واسم واتساپ فرستادی اسمشم تنها ترین عاشق بود.
    یه نگاه انداختم واتساپ دیدم بله یه آهنگ از فریدون فروغی واسش ریختم اونم درحالی که اصلا اونموق نمی شناختمش بعد که دقت کردم دیدم این آهنگ توی بیشترین پخش گوشیم بود اونم درحالی که یه ذره هم ازش نشنیده بودم.

    مواردی مانند بالا از کمی قبل تر وجود داشت اما حالا دیگه به کرار تکرار میشه به طوریکه که همش به این فکر می‌کنم چه کاری انجام دادم چه کاری انجام ندادم .

    ذهنم اونقدر درگیر خیال‌پردازی هستش و اونقدر واقعی هستن افکارم که گاهی فراموش میکنم چی واقعی هست و چی خیال.

    خلاصه بگم الان توی حالتی هستم که خوبه منظور کار و اینا اما واقعا دیگه دارم رد میدم و نمی‌دونم چیکار کنم. مشاوره رفتم اما متأسفانه هیچ نتیجه ای نگرفتم.
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به شما دوست عزیز

    دراین خصوص برای بررسی و تشخیص گزاری دقیق به روانشناس مراجعه کنید به احتمال زیاد جهت دارو درمانی و مداخلات تخصصی تر به روانپزشک ارجاع خواهید شد
    با دارو درمانی و مشاوره با روانسناس بالینی میتونید به نتیجه برسید و حالت نرمالی از عواطف و احساسات رو تجربه کنید
    در واقع از فضای مجازی و با مشاوره مجازی به نتیجه نخواهید رسید
    همونطور که گفتم باید تحت نظر روانشناس و روانپزشک و با دارو درمانی پیش برید تا به نتیجه برسید
    موفق باشید

  3. کاربران زیر از Saltanat بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    39631
    نوشته ها
    1,204
    تشکـر
    0
    تشکر شده 403 بار در 327 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : خشم زیاد ، بی تفاوتی، افسردگی شدید و انزجار از مردم

    سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک هست که این میزان از درگیری های فکری برای شما با احساسات ناخوشایندی همراه شده است اما اینکه تشخیص در این زمینه چیست و این فراموش کاری ها و یا خیالپردازی های شما برای روان شما چه کارایی دارد موضوع پر اهمیتی می باشد که نمی توان بدون طی کردن جلسات روان درمانی در مورد آن نظری بیان کرد .
    عدم لذت ، فراموش کاری ، کاهش روابط اجتماعی ،احساس خشم و عصبانیت ، خیالپردازی همه می تواند در یک مسیر قرار داشته باشد یعنی ما برای فرار از افکار و احساساتی که تجربه می کنید به دنیای درونی خودتان پناه می برید جایی که هر چیزی شدنی و هر تغییری ممکن است و کنترل همه چیز بر عهده خود شما می باشد و در کنار اینکه وقتی شما در دنیای خیالی خود به این موارد می پردازید دیگر نیاز نیست در دنیای واقعی انگار برای کسب و یا تلاش در مسیر کارهای لذت بخش اقدامی کنید اما اینکه چرا و در روان شما چه چیزی تجربه می شود و چقدر از این تئوری شکل گرفته در ذهن بنده بر اساس این کلیات درست هست موضوع پر اهمیتی هست که نیاز به بررسی دقیق دارد .
    بهتر است جلسات روان درمانی را تجربه کنید و سعی کنید مسیر خود را کامل کنید حتما در روان شما برای این شرایط روحی و احساسات دلایلی وجود دارد پس بهتر است که به خودتان فرصت بدهید تا در طی جلسات درمانی در این مسیر پیش بروید .

  5. 2 کاربران زیر از ravanshenas-therapy بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    43959
    نوشته ها
    66
    تشکـر
    106
    تشکر شده 16 بار در 13 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : خشم زیاد ، بی تفاوتی، افسردگی شدید و انزجار از مردم

    نقل قول نوشته اصلی توسط aliehsan نمایش پست ها
    سلام پسری هستم تقریبا بیست ساله.
    کار بسیار خوبی دارم توی حوزه برنامه نویسی و درآمد مناسبی هم دارم.
    مشکلاتی که می‌خوام مطرح کنم بابتش مشاوره هم رفتم اما نتیجه نگرفتم الآنم واقعاً نمی‌دونم چرا اینجا دارم اینارو می گم اما موضوع از این قراره.

    سال پیش از یکی از اقوام دورمون که بیشتر از پنج بار ندیده بودنش خوشم میویمد. اما خب کسی نمی دونست و توی فکر ازدواج باهاش بودم تا اینکه دیدم ازدواج کرده و رفت. منم تا به حال دوست دختر نداشتم و نه عاشق کسی بودم واسه همین به راحتی از این موضوع گذشتم.

    مسائلی که این روزا درگیرشم اول از همه خشم بسیار زیاد هست. به طوری که لحظه شماری می کنم یکی توی خیابان بیاد یه چیزی بگه تا من بپرم بهش و دعوامون بشه البته این حالت اصلا داخل خونه جریان نداره و حتی پیش هم نیومده اما خشمش روی ذهنم هست.
    نمیدونم دلیلش چی هست اما واقعیت اینه دیگه دارم دیوونه میشم از دست افکار خوشنت آمیزی که توی ذهنمه.

    دوم انزجار بیش از حد از مردمه. زمان بسیار زیادی هست که از مردم خوشم نمیاد اما به تازگی این حس به نفرت تبدیل شده. دیگه از مرگ و مردن مردم بابت کرونا و اینا ناراحت نمیشم. حتی دو روز پیش خبر مرگ یکی از دوستانم رو شنیدم و باز ناراحت نشدم حتی خندم گرفت چون پارکور باز بود و سر حرکت زدن مرد.

    دیگه ارتباط صمیمانه‌ای با دو تا دوستی هم که واسم موندن ندارم.

    همچنین نسبت به همه چیز و همه کس و هر انفاقی بی تفاوت شدم. احساس می کنم دیگه هیچ چیز نمیتونه خوشحالم کنه. و به طور کلی افسرده شدم.
    -------
    تازگی ها هم همکاران سر کار یا توی خونه حرفایی میزنن که خندم میگیره از اینکه من مثالا کاری رو انجام ندادم و یادم نمیاد اما در واقع انجام دادم.

    مثالا چند ماه پیش یکی از همکاران گفت عجب آهنگی ریختی برام از فریدون فروغی بعد من گفتم اصلان نمی‌شناسمش بعد گفت دیوونه خودت دیروز واسم واتساپ فرستادی اسمشم تنها ترین عاشق بود.
    یه نگاه انداختم واتساپ دیدم بله یه آهنگ از فریدون فروغی واسش ریختم اونم درحالی که اصلا اونموق نمی شناختمش بعد که دقت کردم دیدم این آهنگ توی بیشترین پخش گوشیم بود اونم درحالی که یه ذره هم ازش نشنیده بودم.

    مواردی مانند بالا از کمی قبل تر وجود داشت اما حالا دیگه به کرار تکرار میشه به طوریکه که همش به این فکر می‌کنم چه کاری انجام دادم چه کاری انجام ندادم .

    ذهنم اونقدر درگیر خیال‌پردازی هستش و اونقدر واقعی هستن افکارم که گاهی فراموش میکنم چی واقعی هست و چی خیال.

    خلاصه بگم الان توی حالتی هستم که خوبه منظور کار و اینا اما واقعا دیگه دارم رد میدم و نمی‌دونم چیکار کنم. مشاوره رفتم اما متأسفانه هیچ نتیجه ای نگرفتم.
    سلام ب نظرم ارتباط رو باخدا بیشتر کن نماز بخوان و ذکر بگو ذکر لاحول ولاقوه الاباالله العلی العظیم خیلی ارامش میده من خودم حالم رو اینجوری خوب میکنم کلا با خودت و خدا و دیگران خوب باش سعی کن مهربون باشی

  7. کاربران زیر از Fatimaho بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    44254
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خشم زیاد ، بی تفاوتی، افسردگی شدید و انزجار از مردم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Fatimaho نمایش پست ها
    سلام ب نظرم ارتباط رو باخدا بیشتر کن نماز بخوان و ذکر بگو ذکر لاحول ولاقوه الاباالله العلی العظیم خیلی ارامش میده من خودم حالم رو اینجوری خوب میکنم کلا با خودت و خدا و دیگران خوب باش سعی کن مهربون باشی
    سلام. نماز میخوانم. روزه می‌گیرم و به طور کلی آدم مقیدی هستم. کاملا هم به موضوعات اعتقادی ایمان دارم اما من تحت تاثیر جو حاکم بر فضای فکری جامعه هستم که کسی بهش توجهی نشون نمیده.
    مسائلی که به صورت دیوانه وار دارن در جامعه رشد می کنند غیر از مسائل اقتصادی و ذهن من نتنها نمیتونه اونارو حضم کنه بلکه در پیدا کردن راهکار برون رفت از این وضعیت هم ناکامه.

    اینطوری مثال بزنم که شما یه غذایی رو میخورید اما بدن نه میتونه حضمش کنه و نه میتونه پسش بزنه.
    --- ببخشید اگه مثال خوبی نبود.

    به طور کلی چیزی که من درگیرشم اینه که شاهد روند تغییر خودم از یه انسان معمولی به چیزی که نمیتونم پیش‌بینیش کنم هستم اونم فقط به این خاطر که نمیتونم خیلی چیزای متناقض در جامعه رو نادیده بگیرم یا درکش کنم.

    حتی چند جلسه مشاوره از بهترین مشاورانی که در منطقمون وجود داشتن رفتم اما واقعا میگم تاثیری نداشته.

  9. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    44254
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خشم زیاد ، بی تفاوتی، افسردگی شدید و انزجار از مردم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ravanshenas-therapy نمایش پست ها
    سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک هست که این میزان از درگیری های فکری برای شما با احساسات ناخوشایندی همراه شده است اما اینکه تشخیص در این زمینه چیست و این فراموش کاری ها و یا خیالپردازی های شما برای روان شما چه کارایی دارد موضوع پر اهمیتی می باشد که نمی توان بدون طی کردن جلسات روان درمانی در مورد آن نظری بیان کرد .
    عدم لذت ، فراموش کاری ، کاهش روابط اجتماعی ،احساس خشم و عصبانیت ، خیالپردازی همه می تواند در یک مسیر قرار داشته باشد یعنی ما برای فرار از افکار و احساساتی که تجربه می کنید به دنیای درونی خودتان پناه می برید جایی که هر چیزی شدنی و هر تغییری ممکن است و کنترل همه چیز بر عهده خود شما می باشد و در کنار اینکه وقتی شما در دنیای خیالی خود به این موارد می پردازید دیگر نیاز نیست در دنیای واقعی انگار برای کسب و یا تلاش در مسیر کارهای لذت بخش اقدامی کنید اما اینکه چرا و در روان شما چه چیزی تجربه می شود و چقدر از این تئوری شکل گرفته در ذهن بنده بر اساس این کلیات درست هست موضوع پر اهمیتی هست که نیاز به بررسی دقیق دارد .
    بهتر است جلسات روان درمانی را تجربه کنید و سعی کنید مسیر خود را کامل کنید حتما در روان شما برای این شرایط روحی و احساسات دلایلی وجود دارد پس بهتر است که به خودتان فرصت بدهید تا در طی جلسات درمانی در این مسیر پیش بروید .

    سلام. کاملا درست می گویید اما به این موضوع هم توجه کنید.
    تحت تاثیر جو حاکم بر فضای فکری جامعه هستم که کسی بهش توجهی نشون نمیده.
    مسائلی که به صورت دیوانه وار دارن در جامعه رشد می کنند غیر از مسائل اقتصادی و ذهن من نتنها نمیتونه اونارو حضم کنه بلکه در پیدا کردن راهکار برون رفت از این وضعیت هم ناکامه.

    اینطوری مثال بزنم که شما یه غذایی رو میخورید اما بدن نه میتونه حضمش کنه و نه میتونه پسش بزنه.
    --- ببخشید اگه مثال خوبی نبود.

    به طور کلی چیزی که من درگیرشم اینه که شاهد روند تغییر خودم از یه انسان معمولی به چیزی که نمیتونم پیش‌بینیش کنم هستم اونم فقط به این خاطر که نمیتونم خیلی چیزای متناقض در جامعه رو نادیده بگیرم یا درکش کنم.

    حتی چند جلسه مشاوره از بهترین مشاورانی که در منطقمون وجود داشتن رفتم اما واقعا میگم تاثیری نداشته.

  10. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    43959
    نوشته ها
    66
    تشکـر
    106
    تشکر شده 16 بار در 13 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : خشم زیاد ، بی تفاوتی، افسردگی شدید و انزجار از مردم

    نقل قول نوشته اصلی توسط aliehsan نمایش پست ها
    سلام. نماز میخوانم. روزه می‌گیرم و به طور کلی آدم مقیدی هستم. کاملا هم به موضوعات اعتقادی ایمان دارم اما من تحت تاثیر جو حاکم بر فضای فکری جامعه هستم که کسی بهش توجهی نشون نمیده.
    مسائلی که به صورت دیوانه وار دارن در جامعه رشد می کنند غیر از مسائل اقتصادی و ذهن من نتنها نمیتونه اونارو حضم کنه بلکه در پیدا کردن راهکار برون رفت از این وضعیت هم ناکامه.

    اینطوری مثال بزنم که شما یه غذایی رو میخورید اما بدن نه میتونه حضمش کنه و نه میتونه پسش بزنه.
    --- ببخشید اگه مثال خوبی نبود.

    به طور کلی چیزی که من درگیرشم اینه که شاهد روند تغییر خودم از یه انسان معمولی به چیزی که نمیتونم پیش‌بینیش کنم هستم اونم فقط به این خاطر که نمیتونم خیلی چیزای متناقض در جامعه رو نادیده بگیرم یا درکش کنم.

    حتی چند جلسه مشاوره از بهترین مشاورانی که در منطقمون وجود داشتن رفتم اما واقعا میگم تاثیری نداشته.
    درسته منم میبینم اینچیزایی ک میگین رو مثلا یکیش اینک دیگ کسی حجابش رو مثل قبل رعایت نمیکنه من خودم از این دسته بودم اما ب خودم و خدا قول دادم رعایتش کنه شما اون چیزی ک در جامعه اتفاق میفته رو توجه نکن بهش خودت ببین چجوری هستی ب خودت و خانوادت توجه کن اگه اینجوری باشه هرچیز ک درجامعه اتفاق میفته رو بخوایم توجه کنیم چیزی نمیمونه از خودمون ب خودت بگو مسائل بی اهمیتیه چون میدونم چی میگی مردم ی سری رد دادن توجه نکن ب خودت برس ب زندگیت توی نت سرچ کن ببین چ راه هایی برای خودت پیدا میکنی من اینجوری خودمو نجات دادم

  11. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    43959
    نوشته ها
    66
    تشکـر
    106
    تشکر شده 16 بار در 13 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : خشم زیاد ، بی تفاوتی، افسردگی شدید و انزجار از مردم

    نقل قول نوشته اصلی توسط aliehsan نمایش پست ها
    سلام. کاملا درست می گویید اما به این موضوع هم توجه کنید.
    تحت تاثیر جو حاکم بر فضای فکری جامعه هستم که کسی بهش توجهی نشون نمیده.
    مسائلی که به صورت دیوانه وار دارن در جامعه رشد می کنند غیر از مسائل اقتصادی و ذهن من نتنها نمیتونه اونارو حضم کنه بلکه در پیدا کردن راهکار برون رفت از این وضعیت هم ناکامه.

    اینطوری مثال بزنم که شما یه غذایی رو میخورید اما بدن نه میتونه حضمش کنه و نه میتونه پسش بزنه.
    --- ببخشید اگه مثال خوبی نبود.

    به طور کلی چیزی که من درگیرشم اینه که شاهد روند تغییر خودم از یه انسان معمولی به چیزی که نمیتونم پیش‌بینیش کنم هستم اونم فقط به این خاطر که نمیتونم خیلی چیزای متناقض در جامعه رو نادیده بگیرم یا درکش کنم.

    حتی چند جلسه مشاوره از بهترین مشاورانی که در منطقمون وجود داشتن رفتم اما واقعا میگم تاثیری نداشته.
    فقط خدارو درنظر داشته باش خودش کمکت میکنه ازش بخواه تنهات نمیزاره

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 05-29-2015, 12:00 PM
  2. تابلوهایی زیبا از گل‌ها و گیاهان زیر اشعه ایکس
    توسط Artin در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-25-2013, 11:59 PM
  3. زیبایی های جزیره بوراکای (Boracay) در فیلیپین
    توسط Artin در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-18-2013, 11:51 PM
  4. تصاویر سرسبز و زیبای جزیره یاکوشیما
    توسط R e z a در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 10-09-2013, 12:53 AM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد