صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 59

موضوع: معاینه ی بکارت

1784 بازدید
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    معاینه ی بکارت

    سلام
    من یه سوالی برام پیش اومده ، چون جای دیگه به جواب قطعی نرسیدم، اومدم اینجا بپرسم
    میخواستم بدونم معاینه ی بکارت همراه با درد هست یا نه؟
    یعنی یه قاعده ی کلی در مورد همه ی افراد هستش یا نه برای هر کسی قضیه فرق میکنه؟

    اگه کسی در این زمینه تخصص یا اطلاعات دقیق داره و یا خودش معاینه شده ممنون میشم راهنمایی کنین، خیلی برام مهمه.

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,421
    تشکـر
    2,071
    تشکر شده 1,525 بار در 873 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    معاینه پرده بکارت چگونه است؟



    سالم و یا پارگی پرده بکارت از مسائل مورد مناقشه زوج‌های جوان در این روزهاست. معاینه پرده بکارت و تشخیص سالم بودن این عضو تناسلی چگونه است؟
    پرده بکارت (hymen)


    پرده بکارت بر خلاف تصور عمومی که فکر می‌کنند در داخل واژن است در بخش خارجی اندام تناسلی و در ابتدای دهانه واژن قرار دارد و در برخی از افراد مشاهده پرده قابل رویت است و در برخی دیگر از زنان قابل رویت نیست. این پرده یک غشاء نسبتا نازک و لاستیکی کشش‌دار است. در بیشتر پرده‌ها یک دهنه ۱ تا ۲ سانتی‌متر باز برای خارج شدن خون هنگام عادت ماهانه وجود دارد. اندازه بزرگی این دهنه و شکل آن در افراد مختلف متفاوت است. به طوری که در برخی دختران شکل یک حاشیه باریک را دارد اما در برخی دیگر به صورت هلالی شکل بوده و تقریبا نیم دهنه واژن را می‌پوشاند.





    معاینه پرده بکارت در پزشکی قانونی به چه صورتی است؟
    معاینات زنان معمولاً روی یک صندلی مخصوص و در حالتی که به وضعیت لیتوتومی معروف است انجام می‌شود. در این حالت معاینه کننده به دستگاه تناسلی معاینه شونده تسلط کامل دارد و با استفاده از ابزار مخصوص می‌تواند معاینه خود را انجام دهد. معاینه باید توسط شخص دیگری انجام شود و خود فرد قادر به انجام این معاینه نیست.
    توجه:

    • توجه داشته باشید معاینه پرده بکارت توسط فرد متبحر باعث آسیب آن نخواهد شد.
    • همچنین معاینات زیاد پرده بکارت باعث آسیب تدریجی پرده نمی‌گردد.


    آیا معاینه پرده بکارت دردناک هست؟


    چون این معاینه معمولاً در افرادی انجام می‌شود که چنین تجربه ای ندارند ممکن است به دلیل حساسیت منطقه مورد معاینه درد و اسپاسم ایجاد شود.


    معاینه پرده بکارت توسط خود فرد


    همئاره دقت کنید خود فرد قادر نیست که به درستی پرده بکارت خود را مشاهده کند و لازم است که معاینه توسط معاینه کننده ماهر انجام شود.
    البته توجه داشته باشید با توجه به این که پرده بکارت یک قسمت از دستگاه تناسلی خارجی محسوب می‌شود خود فرد فقط می‌تواند آن را مشاهده کند اما قضاوت در مورد سلامت یا عدم سلامت پرده به مهارت و تبحر نیاز دارد و در حیطه تخصص پزشکی قانونی است.
    برای مشاهده پرده بکارت می‌توانید جلوی یک آینه بزرگ که به دیوار تکیه داده شده است بنشینید و کف پاها را در دو طرف آینه به دیوار بچسبانید و دستان خود را از زیر ران داخل ببرید. بدین ترتیب که با استفاده از انگشت‌های میانی و اشاره یک دست و انگشت شست و اشاره دست دیگرتان دو لب فرج را کاملاً باز می‌کنید و با استفاده از یک چراغ قوه یا چراغ خواب که محل استقرار آن را قبلاً درست کرده‌اید نور را به آینه می‌تابانید تا نور به داخل مهبل منعکس شود تا به خوبی قابل مشاهده باشد.


    نکته: عواقب هر گونه آسیب دیدگی پرده بکارت در حین معاینه توسط خود فرد بر عهده خود اوست.



    روش‌های جدید برای معاینه پرده بکارت
    در دهه‌های اخیر با مراجعه زیاد دختران جوان به مراکز پزشکی قانونی برای اعاده حیثیت و انجام شکایت در مواردی مانند تجاوز استفاده از روش‌های مدرن برای تعیین نوع آسیب دیدگی پرده بکارت انجام می‌گیرد. یکی از روش‌های مدرن استفاده از کولپوسکپی است.


    کولپوسکوپی چیست و چگونه انجام می‌شود؟
    • كولپوسكوپی آزمایشی است كه جهت معاینه لگن یا تست پاپ اسمیر.
    • و در سال‌های اخیر در رابطه با معاینه پرده بکارت مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    • كولپوسكوپی در مطب پزشك صورت میگرد و معمولاً 10 تا 20 دقیقه بطول می‌انجامد.
    • این آزمایش در حالی انجام می‌شود كه فرد به كمر روی تخت خوابیده و پاهای خود را جمع می‌کند.
    • پزشك یك اسپكولوم فلزی در واژن قرار می‌دهد. اسپكولوم كمك می‌کند دهانه واژن باز بماند .
    • تا از این طریق پزشك بتواند به راحتی دهانه رحم را بررسی نماید.
    • سپس پزشك ابزار بزرگنمایی خاصی بنام كولپوسكوپ را چند سانت داخل فرج قرار می‌دهد.
    • نور چراغ این ابزار، داخل واژن را روشن می‌کند و پزشك از طریق لنز دوربین قادر به رویت واژن می‌گردد.
    • جهت پاك كردن هرگونه مخاط، دهانه رحم و واژن با پنبه تمیز می‌شود.
    • ممكن است پزشك از محلول سركه یا سایر محلول‌ها جهت پاكسازی استفاده نماید.
    • در اینصورت، این امر منجربه بروز سوزش یا سوزن سوزن شدن خواهد شد.
    • محلول كمك می‌کند بخش‌های مشكوك مشخص شوند.


    علائم پرده بکارت سالم و پرده بکارت آسیب دیده
    به طور کلی می‌توان از علائم زیر را برای تشخیص سالم و یا آسیب دیدن پرده بکارت استفاده کرد.
    البته همه این نشانه ها در همه افراد قابل مشاهد نیست.


    نشانه‌های پرده بکارت سالم

    • پرده بكارت قابل اتساع و دارای سوراخ بدون پارگی
    • مخاط مهبل ضخیم و چین دار و دارای چینهای روی هم خوابیده
    • خواب چین‌ها معمولاً رو به دهانه مهبل است.
    • مجرای مهبل باریك و عمق آن قابل رویت نیست.
    • معاینه با انگشت مقدور نیست و در اثر اصرار به معاینه احتمال آسبی مخاط می‌رود.



    علائم پرده بکارت آسیب دیده

    • پرده بكارت شل و متسع و دارای سوراخ بدون پارگی
    • مخاط مهبل نسبتاً ضخیم و چینهای اندكی صاف‌تر و دارای چینهای جدا شده از هم
    • خواب چین‌ها نامنظم است و به یك سو نیست.
    • مجرای مهبل باز و معمولاً تا دو سوم آن قابل رویت است.
    • قابل معاینه با انگشت است و حتی باز كردن آن با اسپكولومهای ظریف مقدور است و صدمه ای به مخاط وارد نمی‌شود.

  3. 2 کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    ممنونم آقا سعید
    بعضی سایت ها اطلاعاتشون درست نیست
    به هر مطلبی هم نمیشه اعتماد کرد

    من نمیدونستم با دستگاه هم میشه معاینه انجام داد
    ولی فکر کنم با دستگاه خیلی دردناک تر باشه و خیلی هم طولانی تر هستش.
    کاش خدا این رو برای دخترها قرار نمیداد...

  5. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27925
    نوشته ها
    2,295
    تشکـر
    3,103
    تشکر شده 3,028 بار در 1,575 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    یلداجان من فکر کنم نظرمو قبلا بهت گفتم اما بازم برات مینویسم چون جمله اخرت که گفتی کاش خدا اینو برا دخترا نمیافرید توجهمو جلب کرد.
    ببین من خودم باکره هستم و تابحال تجربه رابطه جنسی ندارم ولی اگر بر حسب ورزش و یا اتفاقای دیگه بکارتم از دست بره هیچ نگرانی ندارم و اصلا برام مهم نیست چون من باید خیلی خودمو کم ارزش بدونم که تمام ارزشم رو به یه عضو فیزیکی بدونم .یه عده از دخترای کوتاه فکر که فک میکنن فقط خودشون تو دنیا باکرن یاد گرفتن میان میگن طلا که پاکه چه منتش به خاکه اما اینا نمیفهمن مسئله داشتن یا نداشتن بکارت نیست مسئله اینه تو شخصیتت رو زیرسوال بردی وقتی برای یه پسر برگه میاری تا بهش ثابت بکنی کسی بهت دست نزده!!ایا اون پسر هم برای تو برگه میاره؟نه نمیاره تو مبنا رو میزاری رو صداقت طرف و بهش توهین نمیکنی بگی برو برا من مدرک بیار باکره ای.
    من تجربه رابطه جنسی قبل ازدواجو حالا به دلایلی قبول ندارم اما اگر شوهرم ازم معاینه بکارت بخواد کلا به چشم ادم نگاهش نمیکنم و همچین مرد بیشخصیتی رو لایق ازدواج نمیدونم.
    تو هم همین طور .منم مثل تو تو یه خانواده سنتی بزرگ شدم فرقی با هم نداریم ولی این مسئله برام اصلا مهم نیست.
    استرسی که داری مطمئنا فقط بخاطر اینه که اگر یوقت ازدواج کردی میخوای به همسرت ثابت کنی باکره ای و اگر خلاف این باشه ننگ بوجود میاد و برات حرف درست میشه .این نظریه منه با توجه به شناختی که ازت دارم چون اگر غیر این باشه و بگی نه بخاطر شوهرم نیست اونوقت من بهت میگم پس بود یا نبود بکارت چه تاثیری تو ادامه روند زندگیت داره؟
    جمله اخرت رو راستی در موردش بگم .ببین خود ما دخترا بکارتو اینقد بولد کردیم و سرش داریم خودمونو عذاب میدیم تقصیر خدا نیست تقصیر خود ماست .اگر تو جامعه دخترا اینقدر خودشونو اذیت نکنن پسرا هم به اون فهم میرسن ارزش یه دختر به یه عضو فیزیکی نیست بلکه به ذات و وجودشه.
    توی ایران تو اول باید بیایی به خود دخترا بفهمونی چه حق و حقوقی دارن که خب خیلیا زیربار نمیرن و خیلی از تبعیض ها رو پذیرفتن(حالا بخاطر سنت گذشته،باورای غلط راجب زن،فرهنگ اشتباه ووو) و سخت میشه بهشون فهموند ارزششون کمتر از یه مرد نیست و با مرد برابرن بعد بیایی پیش مردا دم از حقوق برابر بزنی.
    خیلی از خود ما دخترا با پایبند بودن به یسری قوانین تبعیض امیز داریم تبعیض جنسیتی رو رواج میدیم.
    ما که میشناسیمت میدونیم دختر پاکی هستی (حتی اگر بکارتت بر حسب اتفاق مثلا از بین رفته باشه)نیازی نیست پاک بودنتو برای کسی اثبات کنی .
    ویرایش توسط saba95 : 06-24-2018 در ساعت 01:48 AM

  6. 5 کاربران زیر از saba95 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,421
    تشکـر
    2,071
    تشکر شده 1,525 بار در 873 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    ممنونم آقا سعید
    بعضی سایت ها اطلاعاتشون درست نیست
    به هر مطلبی هم نمیشه اعتماد کرد

    من نمیدونستم با دستگاه هم میشه معاینه انجام داد
    ولی فکر کنم با دستگاه خیلی دردناک تر باشه و خیلی هم طولانی تر هستش.
    کاش خدا این رو برای دخترها قرار نمیداد...
    سلام
    اصلا دغدغه درستی ندارید کی مجبورت کرده بروی آزمایش بکارت بدهی؟!!!
    وقتی که خودت میدانی کاری نکردی و پاکی. افکارت برای این دست مسائل درگیر نکن. شما اشتباهی نکردید که برایش نگران باشی.
    شما اصلا خودت ناراحت این موضوع نکن. این را بدان نیاز نیست به کسی چیزی را اثبات کنید همین که خدا میدونه تو پاکی و خودت هم میدونی یعنی دلیلی برای ناراحتی نداری.
    همیشه مردم حرف برای زدن دارند. شما برای خودتان زندگی کنید این داستان پیرمرد و بچه اش و الاغشان را فکر کنم یک بار تعریف کردم هر کاری کنی مردم حرف برای زدن دارند پس برای خودت زندگی کن.

  8. 2 کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2018
    شماره عضویت
    38467
    نوشته ها
    501
    تشکـر
    372
    تشکر شده 381 بار در 249 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    زنان ایرانی از ژست های فمنیسمی فقط

  10. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2018
    شماره عضویت
    38467
    نوشته ها
    501
    تشکـر
    372
    تشکر شده 381 بار در 249 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    "برای بسیاری از زنان جامعهٔ ما، فمینیست بودن تنها در «کشمکش قدرت» با پدرشان یا با همسرشان تجلّی می یابد. این زنان نه علیه مذهب مردسالار موضع می گیرند، نه علیه حکومت مردسالار. این زنان، برای لوازم آرایش دهها برابر کتاب پول صرف می کنند، به جای موضوعات سیاسی-اجتماعی راجع به حریم خصوصی دیگران کنجکاوی می کنند و به جای کارآفرینی و فعالیت اقتصادی به «بِرَند بازی» مشغولند.

    این زنان حتی به مفهوم شرم آوری همچون «اهمیت بکارت و دوشیزگی» نیز معترض نمی شوند و در عین حال همچنان خود را فمینیست می دانند!

    به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهٔ خود را؟!"
    نوشته دکتر سرگلزایی

  11. کاربران زیر از M.D Karimi بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    یلداجان من فکر کنم نظرمو قبلا بهت گفتم اما بازم برات مینویسم چون جمله اخرت که گفتی کاش خدا اینو برا دخترا نمیافرید توجهمو جلب کرد.
    ببین من خودم باکره هستم و تابحال تجربه رابطه جنسی ندارم ولی اگر بر حسب ورزش و یا اتفاقای دیگه بکارتم از دست بره هیچ نگرانی ندارم و اصلا برام مهم نیست چون من باید خیلی خودمو کم ارزش بدونم که تمام ارزشم رو به یه عضو فیزیکی بدونم .یه عده از دخترای کوتاه فکر که فک میکنن فقط خودشون تو دنیا باکرن یاد گرفتن میان میگن طلا که پاکه چه منتش به خاکه اما اینا نمیفهمن مسئله داشتن یا نداشتن بکارت نیست مسئله اینه تو شخصیتت رو زیرسوال بردی وقتی برای یه پسر برگه میاری تا بهش ثابت بکنی کسی بهت دست نزده!!ایا اون پسر هم برای تو برگه میاره؟نه نمیاره تو مبنا رو میزاری رو صداقت طرف و بهش توهین نمیکنی بگی برو برا من مدرک بیار باکره ای.
    من تجربه رابطه جنسی قبل ازدواجو حالا به دلایلی قبول ندارم اما اگر شوهرم ازم معاینه بکارت بخواد کلا به چشم ادم نگاهش نمیکنم و همچین مرد بیشخصیتی رو لایق ازدواج نمیدونم.
    تو هم همین طور .منم مثل تو تو یه خانواده سنتی بزرگ شدم فرقی با هم نداریم ولی این مسئله برام اصلا مهم نیست.
    استرسی که داری مطمئنا فقط بخاطر اینه که اگر یوقت ازدواج کردی میخوای به همسرت ثابت کنی باکره ای و اگر خلاف این باشه ننگ بوجود میاد و برات حرف درست میشه .این نظریه منه با توجه به شناختی که ازت دارم چون اگر غیر این باشه و بگی نه بخاطر شوهرم نیست اونوقت من بهت میگم پس بود یا نبود بکارت چه تاثیری تو ادامه روند زندگیت داره؟
    جمله اخرت رو راستی در موردش بگم .ببین خود ما دخترا بکارتو اینقد بولد کردیم و سرش داریم خودمونو عذاب میدیم تقصیر خدا نیست تقصیر خود ماست .اگر تو جامعه دخترا اینقدر خودشونو اذیت نکنن پسرا هم به اون فهم میرسن ارزش یه دختر به یه عضو فیزیکی نیست بلکه به ذات و وجودشه.
    توی ایران تو اول باید بیایی به خود دخترا بفهمونی چه حق و حقوقی دارن که خب خیلیا زیربار نمیرن و خیلی از تبعیض ها رو پذیرفتن(حالا بخاطر سنت گذشته،باورای غلط راجب زن،فرهنگ اشتباه ووو) و سخت میشه بهشون فهموند ارزششون کمتر از یه مرد نیست و با مرد برابرن بعد بیایی پیش مردا دم از حقوق برابر بزنی.
    خیلی از خود ما دخترا با پایبند بودن به یسری قوانین تبعیض امیز داریم تبعیض جنسیتی رو رواج میدیم.
    ما که میشناسیمت میدونیم دختر پاکی هستی (حتی اگر بکارتت بر حسب اتفاق مثلا از بین رفته باشه)نیازی نیست پاک بودنتو برای کسی اثبات کنی .





    سلام صبا جان
    ممنونم از نظرت
    حرفات به نظرم منطقیه و به دلم نشست
    قبلا هم راجبش حرف زدیم ولی میدونی من یهاخلاقی دارم گاهی وقت ها با اینکه میدونم نباید نگران نباشم نمیتونم یعنی برام آسون نیست


    می دونی بعضی فکرها و رسم و رسوم های نادرست اونقدر ریشه پیدا میکنن که برای آدم میشن ذهنیت، میشن باور
    و اون موقع دیگه تغییرشون کار آسونی نیست
    تغییر کردن کلا آسون نیست، اما من یه جاهایی که احساس کردم نیاز دارم تغییر کنم اینکارو کردم
    ولی تو این مورد زیاد موفق نبودم
    چون میگم که فقط به من مربوط نیست
    به نظرت باور و کلا اطلاعات من در مورد بکارت از چه چیزایی نشات گرفته؟
    کجای نظام آموزشی اومدن به دخترا این چیزارو یاد بدن و بهشون آگاهی بدن که خیلی وقت ها به خاطر این مسائل نگرانی نداشته باشن؟
    حتی یه پریود شدن رو هم برای آدم درست نمی گفتن، مادرمم از قبل بلوغ توی اون سن چیزی راجب این موضوع بهم نگفته بود
    خواهر هم نداشتم که بگه یا ازش بپرسم، حداقل خدای بابای اون معلممون رو بیامرزه و بعضی بچه ها که زودتر از من بلوغ شده بودن که میگفتن و من مطلع شدم
    وگرنه با شناختی که از خودم دارم خدا میدونست چه بلایی سرم میومد! حتی کلی بدبختی کشیدم و جونم اومد بالا که خجالت رو کنار بذارم و بتونم به مادرم بگم
    من امروز به مادرم هم انتقاد کردم ولی حداقلش اینه اگه ازدواج کنم و دختری داشته باشم نمیذارم مثل خودم اینقدر به خاطر این مسائل نگران بشه و عذاب ببینه


    من بچه نیستم، یه دختر 27 ساله ام، اگه ازدواج میکردم شاید الان بچه هم داشتم
    به قول پریماه شاید بعضی رفتارهام متناسب با سنم نیست
    ولی اینو میدونم یه فکر یه نظر یه عقیده یه ارزش یه روزه و به این آسونی برای کسی به وجود نمیاد، بلکه خیلی از عوامل و افراد و محیط خونواده و جامعه و خود فرد دست به دست هم میدن که این ها رو شکل بدن


    وقتی از بچگی بعضی خانومها رو میدیدم میگفتن دختر نباید بالا پایین بپره، دختر نباید فلان دختر نباید بیسار
    من اون موقع نمی دونستم بکارت چی هست اصلا
    کلی سال گذشت تا فهمیدم اصلا اندام دختر چه شکلیه!
    یادمه دبستانی بودم یه بار که تابستون داشتم دوچرخه سواری میکردم خیلی بد افتادم زمین و دوچرخه به بدنم برخورد کرد
    البته چون به اصطلاح دیگه به سن تکلیف رسیده بودم خجالت میکشیدم روزا برم خیابون و جلوی پشم پسرا سوار دوچرخه بشم
    چند بار آخر شب ها که خیابون خلوت بود میرفتم
    خلاصه بعد که اومدم خونه هنوز احساس درد داشتم
    نمی دونستم باید چیکار کنم، نمیدونستم هم اصلا چیزی به اسم بکارت وجود داره
    ولی خب مثل وقتایی که سر زانوم تو زمین خوردن کبود میشد و من چک میکردم که ببینم چه اتفاقی افتاده
    اون موقع هم کنجکاو شدم ولی خب اونجا دیگه دست یا پا یا زانو نبود که راحت جلو چشمم باشه و ببینمش
    خجالتم هم کشیدم به مادرم بگم نگاه کنه
    به ذهنم رسید برم تو آیینه ببینم، هنوز اون موقع رو یادمه وقتی اندامم رو توی آیینه دیدم خیلی تعجب کردم
    و کلی برام سوال شد ولی خب همین که خونی ندیدم خیالم راحت شد که زخمی نشدم و نیازی به چسب و مداوا نیست!
    چند سال گذشت که متوجه شدم دخترها پرده ی بکارت دارند! و تازه فهمیدم چرا بعضی مادرها به دختراشون میگفتن از ارتفاع نپرید یا با پسرا بازی های بپر بپر نکنید
    و بادم اومد که اون روز که من از دوچرخه افتاده بودم نکنه بکارتم آسیب دیده و بعد که فهمیدم میشه معاینه انجام داد نمیشد برم یعنی نمیتونستم
    اما خب گاهی تو ذهنم میومد
    تا اینکه بعد از دانشگاه یه بار که مسافرت رفته بودیم و من به یاد بچگی دلم هوای دورچخه سواری کرده بود سوار دوچرخه شدم و از شانس خوردم زمین!
    اون ماه پریودم برعکس همیشه چند روز جلو افتاد و خب به خاطر مسافرت هم بود یه مقدار فرق کرده بود
    انا دوباره من یاد بکارت افتادم خدایا نکنه...
    اما بازم روم نمیشد به مادرم بگم، خودمم میترسیدم تنهایی برم دکتر، با هیچ دوستی هم اینقدر راحت و صمیمی نبودم که ازش کمک بگیرم
    خلاصه چند وقت بعدش یه شب توی پارک محوطه نورش کم بود من صندل پاشنه بلند پوشیده بودم یهویی از جدول افتادم پایین
    بعد چند دقیقه زیر دلم درد گرفت و حس بدی بهم دست داد، یهویی سردم شد و احساس خیس بودن کردم! چون توالت های پارک بهداشت خوبی نداشتن و خب منم مگه مجبور باشم وگرنه توالت عمومی نمیرم دیگه به مادرم اینا گفتم من حالم خوب نیست سردمه بریم خونه
    بعد که برگشتیم دیدم خونریزی داشتم، به مادرم که گفتم گفت به خاطر اینکه تابستون شده و هوا گرمه پریود هم ممکنه زودتر باشه نگران نباش
    خلاصه منم قبول کردم ، گفتم لابد چون پرت شدم پایین باعث شده زودتر اتفاق بیفته حالا مهم نیست، لباسمو عوض کردم و خوابیدم
    صبح روز بعد که بیدار شدم هیچ حسی از درد نداشتم، حتی حس کردم دیگه خونریزی هم ندارم! طول شب هم به خاطر درد بیدار نشده بودم اصلا
    در حالیکه قبلش گاهی که روز اول پریود بودم شب وقت خواب گاها از درد بیدار میشدم
    وقتی چک کردم دیدم خونریزی فقط در حد یه کم برای دیشب بوده!!!!!!!! سریع پله ها رو اومدم بالا و دوباره رفتم توی اتاق از ته دلم دیونه وار گریه می کردم
    حس بدی به خودم داشتم ، ترس ، استرس، حتی فکر خودکشی به سرم زده بود!!!!!!!!
    خب من از خودم مطمئن بودم که با کسی رابطه نداشتم اما اون همه حجم ترس برای چی بود؟
    شاید باورم شده بود ارزش یه دختر به بکارتشه و آبروش به خاطر اونه
    خلاصه اون روز شد یکی از بدترین روزای زندگی من
    اونقدر حالم از گریه بد شده بود مادرم از ترس رفته بود به برادرم گفته بود
    از طرفی نمیتونستم آروم باشم ، از طرفی هم نمیتونستم به برادرم بگم دردم چیه
    حتی زن داداشمم گفت من هیچوقت ندیدم این دختر اینجور حالی داشته باشه حتما یه موضوعی باعثش شده، راست میگفت خودمم هیچوقت خودمو تو همچین حالی ندیده بودم حتی وقتی که رتبه ی کنکورم اونی که خواسته بودم نشده بود


    هر چی هم پرسیدن من فقط گریه میکردم گفتم من میترسم تنهام نذارید لطفا!!!! اون موقع 25 سالم بود اما اون روز شده بودم یه دختر 5 ساله!اونا هم گفتن ما پیشتیم نیازی نیست از چیزی بترسی
    برادرمم طفلک هاج و واج مونده بود ، خب ما شب قبلش توی پارک با هم بگو بخند بودیم اونم از ترس من ترسیده بود بعد که میخواست آرومم کنه بغلم کرد گفت هر چی که هست بگو چی اذیتت میکنه من کمکت میکنم من چیزی نگفتم بعد گفت خواب بد دیدی؟ منم از خدا خواسته گفتم اوهوم یه خواب خیلی بددددد!
    تا نیم ساعت از بغلش بیرون نرفتم، نمیدونم احساس میکردم بکارتم رو از دست دادم و دیگه زندگیم خراب شده! مادرمم رفته بود قرآن رو آورده بود صدقه میذاشت
    خلاصه یکم که به خودم اومدم خودمو جمع کردم گفتم حالم بهتره، حتی داداشم میگفت من سرکار نمیزم امروز بیا دوتایی بریم بیرون حال و هوات عوض بشه
    منم قبول نکردم عذر خواهی کردم گفتم یه کابوس خیلی بد دیدم برای همین اینجوری بهم ریختم، واقعا هم مثل یه کابوس بود
    بعد که با مادرم تنها شدم با خجالت بهش گفتم
    اولش خیلی تعجب کرد بعد گفت کی اینارو به تو گفته!؟ منم گفتم من بچه نیستم به هرحال تو دانشگاه یه چیزایی خوندم از اینترنت هم یه چیزایی یاد گرفتم
    بعدش که حرفاش نتونست منو آروم کنه رفتیم پیش دکتر


    بعد که به دکتر گفتم نگاهم کرد گفت اگه آسیب دیده باشی باید همون موقع میومدی که پزشکی قانونی بهت گواهی سلامت بده و علت آسیب روشن میشده
    انگاری کل دنیا رو سرم خراب شد گفتم من چند ماه پیش از دوچرخه افتادم چند روز پیش هم توی پارک افتادم، بعد هم با ترس گفتم یعنی اتفاقی افتاده به نظرتون؟؟؟؟؟؟؟
    گفت من اینو نگفتم فقط روالش رو بهت گفتم باید معاینه کنم بعد ببینم چی شده
    خلاصه با خجالت و درد معاینه رو انجام داد و گفت بکارتت سالمه و هیچ مشکلی هم نیست
    انگاری تموم دنیا رو بهم دادن!!!!!!




    الان هم خودتدر جریانی که چند روزه چون شک توی دلم افتاده خیالم راحت نیست
    دیگه مثل دفعه ی قبل گریه نمیکردم ولی خب گاهی میدونی اتفاقی هم نیفتاده ولی خیالت راحت نیست
    من از خودم خبر دارم خب میدونم بکارت با داخل کردن چیزی آسیب میبینه
    ولی خب چون پریودم فرق کرد دوباره شک تو دلم افتاد
    ولی از شانس این چند روز رو یا مهمون داشتیم یا مادرم خونه نبود دیروز هم خواستم برم که تو این گرما مادرم شدید سرما خورد!
    دیگه بهش گفتم امروز اگه بتونی باهام بیای که هیچی اگه نه خودم مجبورم برم چون چند شبه سرمو راحت روی بالش نمیذارم


    قبلا هم بهت گفتم من به خاطر کسی اینکارو نمیخوام بکنم
    یه بار هم بحثش شد به مادرمم گفتم من اگه بخوام ازدواج کنم معاینه ی بکارت نمیرم ، حتی بحثمون شد
    امروز هم باهاش حرف زدم بازم روی حرف خودشه میگه تو لجبازی و زیاد از زندگی نمیدونی من میدونم و این برگ برنده است برای دختر!
    واقعا نمیدونم
    نمیدونم تاوان چی رو دارم پس میدم که چند شبه راحت نمیخوابم
    توی خونه همش دارم حفظ ظاهر میکنم که حالم خوبه، حتی چند بار که تو فکر بودم داداشم گفت حالت خوبه گفتم اره همه چی خوبه
    دیروز توی نت تو یه سایت دیدم که گفته بود معاینه ی بکارت درد دنداره و اگه شخص احساس درد کنه یعنی معاینه به درستی انجام نشده!
    منم دوباره نگران شدم، من سری قبل پیش یکی از دکترای خوب شهرمون رفته بودم متخصص زنان و زایمان
    یعنی بلد نبوده درست معاینه کنه؟!
    اون دفعه دردش به حدی بود که جیغم رو درآورد! مادرمم حتی شاکی شد گفت آبرومونو بردی چرا جیغ زدی!
    اولش هم خیلی خجالت کشیدم درسته دکتر خانوم بود ولی خب اینکه منو توی اون وضع ببینه خیلی خجالت کشیدم
    بعدشم خیلی ترسیدم بعد میخواست بیاد نزدیکم گفتم نه من میترسم، خلاصه خودش متوجه شد گفت نه خجالت نداره نه ترس و نه چیزی دستمه که داخل بدنت بکنم فقط چند ثانیه آروم باش من چک کنم بعد تموم
    اینارو یادمه هنوز و فکر میکنم دوباره اون درد رو داره ولی حاضرم درد و خجالتش رو تحمل کنم ولی دیگه ذهنم آزاد بشه

    از طرفی هم توی کتاب جمعیت تنظیم و توی نت هم خوندم که بکارت عضو خارجی دستگاه تناسلی به حساب میاد
    و همین عین خوره دوباره افتاده روی مغز من
    نمیدونم چرا!
    اما برام سوال شد از خودت هم پرسیدم گفتی دقیق نمیدونی دیگه اومدم انجمن سوال کردم


    اون حرف رو هم زدم که ای کاش خدا بکارت رو برای دختر نمیذاشت به خاطر این همه آسیبی بوده که به خاطرش بهم وارد شده
    من نمیخوام پاک بودنم رو برای کسی ثابت کنم نمیخوام واقعا
    ولی میخوام برای خودم ثابت بشه که چیزی شده یا نه! شاید همیشه هم مجرد زندگی کنم
    چون چند روزه آرامشم مختل شده نمیتونم درست به کارام برسم
    گاهی بیرون رفتم قدم میزدم رفتم خرید رفتم با دوستم حرف زدم چند ساعت
    ولی وقتی تنها میشم یا موقع خواب همش میاد تو ذهنم
    چند روزه موهام ریزش بیشتری پیدا کرده
    خسته شدم واقعا دیگه، مادرمم میدونه چند روزه حالم به این خاطر خوب نیست میگه میدونم مشکلی نیست ولی مجبورم به خاطر ارامشت باهات بیام دکتر
    ببخشید حرفام خیلی طولانی شد، ولی خواستم بهت بگم که وقتی یه مشکلی پیش میاد خیلی از عوامل میتونن دخیل باشن.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 06-24-2018 در ساعت 02:25 PM

  13. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36965
    نوشته ها
    490
    تشکـر
    150
    تشکر شده 432 بار در 240 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام صبا جان
    ممنونم از نظرت
    حرفات به نظرم منطقیه و به دلم نشست
    قبلا هم راجبش حرف زدیم ولی میدونی من یهاخلاقی دارم گاهی وقت ها با اینکه میدونم نباید نگران نباشم نمیتونم یعنی برام آسون نیست


    می دونی بعضی فکرها و رسم و رسوم های نادرست اونقدر ریشه پیدا میکنن که برای آدم میشن ذهنیت، میشن باور
    و اون موقع دیگه تغییرشون کار آسونی نیست
    تغییر کردن کلا آسون نیست، اما من یه جاهایی که احساس کردم نیاز دارم تغییر کنم اینکارو کردم
    ولی تو این مورد زیاد موفق نبودم
    چون میگم که فقط به من مربوط نیست
    به نظرت باور و کلا اطلاعات من در مورد بکارت از چه چیزایی نشات گرفته؟
    کجای نظام آموزشی اومدن به دخترا این چیزارو یاد بدن و بهشون آگاهی بدن که خیلی وقت ها به خاطر این مسائل نگرانی نداشته باشن؟
    حتی یه پریود شدن رو هم برای آدم درست نمی گفتن، مادرمم از قبل بلوغ توی اون سن چیزی راجب این موضوع بهم نگفته بود
    خواهر هم نداشتم که بگه یا ازش بپرسم، حداقل خدای بابای اون معلممون رو بیامرزه و بعضی بچه ها که زودتر از من بلوغ شده بودن که میگفتن و من مطلع شدم
    وگرنه با شناختی که از خودم دارم خدا میدونست چه بلایی سرم میومد! حتی کلی بدبختی کشیدم و جونم اومد بالا که خجالت رو کنار بذارم و بتونم به مادرم بگم
    من امروز به مادرم هم انتقاد کردم ولی حداقلش اینه اگه ازدواج کنم و دختری داشته باشم نمیذارم مثل خودم اینقدر به خاطر این مسائل نگران بشه و عذاب ببینه


    من بچه نیستم، یه دختر 27 ساله ام، اگه ازدواج میکردم شاید الان بچه هم داشتم
    به قول پریماه شاید بعضی رفتارهام متناسب با سنم نیست
    ولی اینو میدونم یه فکر یه نظر یه عقیده یه ارزش یه روزه و به این آسونی برای کسی به وجود نمیاد، بلکه خیلی از عوامل و افراد و محیط خونواده و جامعه و خود فرد دست به دست هم میدن که این ها رو شکل بدن


    وقتی از بچگی بعضی خانومها رو میدیدم میگفتن دختر نباید بالا پایین بپره، دختر نباید فلان دختر نباید بیسار
    من اون موقع نمی دونستم بکارت چی هست اصلا
    کلی سال گذشت تا فهمیدم اصلا اندام دختر چه شکلیه!
    یادمه دبستانی بودم یه بار که تابستون داشتم دوچرخه سواری میکردم خیلی بد افتادم زمین و دوچرخه به بدنم برخورد کرد
    البته چون به اصطلاح دیگه به سن تکلیف رسیده بودم خجالت میکشیدم روزا برم خیابون و جلوی پشم پسرا سوار دوچرخه بشم
    چند بار آخر شب ها که خیابون خلوت بود میرفتم
    خلاصه بعد که اومدم خونه هنوز احساس درد داشتم
    نمی دونستم باید چیکار کنم، نمیدونستم هم اصلا چیزی به اسم بکارت وجود داره
    ولی خب مثل وقتایی که سر زانوم تو زمین خوردن کبود میشد و من چک میکردم که ببینم چه اتفاقی افتاده
    اون موقع هم کنجکاو شدم ولی خب اونجا دیگه دست یا پا یا زانو نبود که راحت جلو چشمم باشه و ببینمش
    خجالتم هم کشیدم به مادرم بگم نگاه کنه
    به ذهنم رسید برم تو آیینه ببینم، هنوز اون موقع رو یادمه وقتی اندامم رو توی آیینه دیدم خیلی تعجب کردم
    و کلی برام سوال شد ولی خب همین که خونی ندیدم خیالم راحت شد که زخمی نشدم و نیازی به چسب و مداوا نیست!
    چند سال گذشت که متوجه شدم دخترها پرده ی بکارت دارند! و تازه فهمیدم چرا بعضی مادرها به دختراشون میگفتن از ارتفاع نپرید یا با پسرا بازی های بپر بپر نکنید
    و بادم اومد که اون روز که من از دوچرخه افتاده بودم نکنه بکارتم آسیب دیده و بعد که فهمیدم میشه معاینه انجام داد نمیشد برم یعنی نمیتونستم
    اما خب گاهی تو ذهنم میومد
    تا اینکه بعد از دانشگاه یه بار که مسافرت رفته بودیم و من به یاد بچگی دلم هوای دورچخه سواری کرده بود سوار دوچرخه شدم و از شانس خوردم زمین!
    اون ماه پریودم برعکس همیشه چند روز جلو افتاد و خب به خاطر مسافرت هم بود یه مقدار فرق کرده بود
    انا دوباره من یاد بکارت افتادم خدایا نکنه...
    اما بازم روم نمیشد به مادرم بگم، خودمم میترسیدم تنهایی برم دکتر، با هیچ دوستی هم اینقدر راحت و صمیمی نبودم که ازش کمک بگیرم
    خلاصه چند وقت بعدش یه شب توی پارک محوطه نورش کم بود من صندل پاشنه بلند پوشیده بودم یهویی از جدول افتادم پایین
    بعد چند دقیقه زیر دلم درد گرفت و حس بدی بهم دست داد، یهویی سردم شد و احساس خیس بودن کردم! چون توالت های پارک بهداشت خوبی نداشتن و خب منم مگه مجبور باشم وگرنه توالت عمومی نمیرم دیگه به مادرم اینا گفتم من حالم خوب نیست سردمه بریم خونه
    بعد که برگشتیم دیدم خونریزی داشتم، به مادرم که گفتم گفت به خاطر اینکه تابستون شده و هوا گرمه پریود هم ممکنه زودتر باشه نگران نباش
    خلاصه منم قبول کردم ، گفتم لابد چون پرت شدم پایین باعث شده زودتر اتفاق بیفته حالا مهم نیست، لباسمو عوض کردم و خوابیدم
    صبح روز بعد که بیدار شدم هیچ حسی از درد نداشتم، حتی حس کردم دیگه خونریزی هم ندارم! طول شب هم به خاطر درد بیدار نشده بودم اصلا
    در حالیکه قبلش گاهی که روز اول پریود بودم شب وقت خواب گاها از درد بیدار میشدم
    وقتی چک کردم دیدم خونریزی فقط در حد یه کم برای دیشب بوده!!!!!!!! سریع پله ها رو اومدم بالا و دوباره رفتم توی اتاق از ته دلم دیونه وار گریه می کردم
    حس بدی به خودم داشتم ، ترس ، استرس، حتی فکر خودکشی به سرم زده بود!!!!!!!!
    خب من از خودم مطمئن بودم که با کسی رابطه نداشتم اما اون همه حجم ترس برای چی بود؟
    شاید باورم شده بود ارزش یه دختر به بکارتشه و آبروش به خاطر اونه
    خلاصه اون روز شد یکی از بدترین روزای زندگی من
    اونقدر حالم از گریه بد شده بود مادرم از ترس رفته بود به برادرم گفته بود
    از طرفی نمیتونستم آروم باشم ، از طرفی هم نمیتونستم به برادرم بگم دردم چیه
    حتی زن داداشمم گفت من هیچوقت ندیدم این دختر اینجور حالی داشته باشه حتما یه موضوعی باعثش شده، راست میگفت خودمم هیچوقت خودمو تو همچین حالی ندیده بودم حتی وقتی که رتبه ی کنکورم اونی که خواسته بودم نشده بود


    هر چی هم پرسیدن من فقط گریه میکردم گفتم من میترسم تنهام نذارید لطفا!!!! اون موقع 25 سالم بود اما اون روز شده بودم یه دختر 5 ساله!اونا هم گفتن ما پیشتیم نیازی نیست از چیزی بترسی
    برادرمم طفلک هاج و واج مونده بود ، خب ما شب قبلش توی پارک با هم بگو بخند بودیم اونم از ترس من ترسیده بود بعد که میخواست آرومم کنه بغلم کرد گفت هر چی که هست بگو چی اذیتت میکنه من کمکت میکنم من چیزی نگفتم بعد گفت خواب بد دیدی؟ منم از خدا خواسته گفتم اوهوم یه خواب خیلی بددددد!
    تا نیم ساعت از بغلش بیرون نرفتم، نمیدونم احساس میکردم بکارتم رو از دست دادم و دیگه زندگیم خراب شده! مادرمم رفته بود قرآن رو آورده بود صدقه میذاشت
    خلاصه یکم که به خودم اومدم خودمو جمع کردم گفتم حالم بهتره، حتی داداشم میگفت من سرکار نمیزم امروز بیا دوتایی بریم بیرون حال و هوات عوض بشه
    منم قبول نکردم عذر خواهی کردم گفتم یه کابوس خیلی بد دیدم برای همین اینجوری بهم ریختم، واقعا هم مثل یه کابوس بود
    بعد که با مادرم تنها شدم با خجالت بهش گفتم
    اولش خیلی تعجب کرد بعد گفت کی اینارو به تو گفته!؟ منم گفتم من بچه نیستم به هرحال تو دانشگاه یه چیزایی خوندم از اینترنت هم یه چیزایی یاد گرفتم
    بعدش که حرفاش نتونست منو آروم کنه رفتیم پیش دکتر


    بعد که به دکتر گفتم نگاهم کرد گفت اگه آسیب دیده باشی باید همون موقع میومدی که پزشکی قانونی بهت گواهی سلامت بده و علت آسیب روشن میشده
    انگاری کل دنیا رو سرم خراب شد گفتم من چند ماه پیش از دوچرخه افتادم چند روز پیش هم توی پارک افتادم، بعد هم با ترس گفتم یعنی اتفاقی افتاده به نظرتون؟؟؟؟؟؟؟
    گفت من اینو نگفتم فقط روالش رو بهت گفتم باید معاینه کنم بعد ببینم چی شده
    خلاصه با خجالت و درد معاینه رو انجام داد و گفت بکارتت سالمه و هیچ مشکلی هم نیست
    انگاری تموم دنیا رو بهم دادن!!!!!!




    الان هم خودتدر جریانی که چند روزه چون شک توی دلم افتاده خیالم راحت نیست
    دیگه مثل دفعه ی قبل گریه نمیکردم ولی خب گاهی میدونی اتفاقی هم نیفتاده ولی خیالت راحت نیست
    من از خودم خبر دارم خب میدونم بکارت با داخل کردن چیزی آسیب میبینه
    ولی خب چون پریودم فرق کرد دوباره شک تو دلم افتاد
    ولی از شانس این چند روز رو یا مهمون داشتیم یا مادرم خونه نبود دیروز هم خواستم برم که تو این گرما مادرم شدید سرما خورد!
    دیگه بهش گفتم امروز اگه بتونی باهام بیای که هیچی اگه نه خودم مجبورم برم چون چند شبه سرمو راحت روی بالش نمیذارم


    قبلا هم بهت گفتم من به خاطر کسی اینکارو نمیخوام بکنم
    یه بار هم بحثش شد به مادرمم گفتم من اگه بخوام ازدواج کنم معاینه ی بکارت نمیرم ، حتی بحثمون شد
    امروز هم باهاش حرف زدم بازم روی حرف خودشه میگه تو لجبازی و زیاد از زندگی نمیدونی من میدونم و این برگ برنده است برای دختر!
    واقعا نمیدونم
    نمیدونم تاوان چی رو دارم پس میدم که چند شبه راحت نمیخوابم
    توی خونه همش دارم حفظ ظاهر میکنم که حالم خوبه، حتی چند بار که تو فکر بودم داداشم گفت حالت خوبه گفتم اره همه چی خوبه
    دیروز توی نت تو یه سایت دیدم که گفته بود معاینه ی بکارت درد دنداره و اگه شخص احساس درد کنه یعنی معاینه به درستی انجام نشده!
    منم دوباره نگران شدم، من سری قبل پیش یکی از دکترای خوب شهرمون رفته بودم متخصص زنان و زایمان
    یعنی بلد نبوده درست معاینه کنه؟!
    اون دفعه دردش به حدی بود که جیغم رو درآورد! مادرمم حتی شاکی شد گفت آبرومونو بردی چرا جیغ زدی!
    اولش هم خیلی خجالت کشیدم درسته دکتر خانوم بود ولی خب اینکه منو توی اون وضع ببینه خیلی خجالت کشیدم
    بعدشم خیلی ترسیدم بعد میخواست بیاد نزدیکم گفتم نه من میترسم، خلاصه خودش متوجه شد گفت نه خجالت نداره نه ترس و نه چیزی دستمه که داخل بدنت بکنم فقط چند ثانیه آروم باش من چک کنم بعد تموم
    اینارو یادمه هنوز و فکر میکنم دوباره اون درد رو داره ولی حاضرم درد و خجالتش رو تحمل کنم ولی دیگه ذهنم آزاد بشه

    از طرفی هم توی کتاب جمعیت تنظیم و توی نت هم خوندم که بکارت عضو خارجی دستگاه تناسلی به حساب میاد
    و همین عین خوره دوباره افتاده روی مغز من
    نمیدونم چرا!
    اما برام سوال شد از خودت هم پرسیدم گفتی دقیق نمیدونی دیگه اومدم انجمن سوال کردم


    اون حرف رو هم زدم که ای کاش خدا بکارت رو برای دختر نمیذاشت به خاطر این همه آسیبی بوده که به خاطرش بهم وارد شده
    من نمیخوام پاک بودنم رو برای کسی ثابت کنم نمیخوام واقعا
    ولی میخوام برای خودم ثابت بشه که چیزی شده یا نه! شاید همیشه هم مجرد زندگی کنم
    چون چند روزه آرامشم مختل شده نمیتونم درست به کارام برسم
    گاهی بیرون رفتم قدم میزدم رفتم خرید رفتم با دوستم حرف زدم چند ساعت
    ولی وقتی تنها میشم یا موقع خواب همش میاد تو ذهنم
    چند روزه موهام ریزش بیشتری پیدا کرده
    خسته شدم واقعا دیگه، مادرمم میدونه چند روزه حالم به این خاطر خوب نیست میگه میدونم مشکلی نیست ولی مجبورم به خاطر ارامشت باهات بیام دکتر
    ببخشید حرفام خیلی طولانی شد، ولی خواستم بهت بگم که وقتی یه مشکلی پیش میاد خیلی از عوامل میتونن دخیل باشن.
    سلام عزیزم
    من اول بابت نظرم عذرخواهی کنم.
    اول بهم بگو چند سالته الان؟
    بنظرم عزیزم شما کلا زیاد دید خاصی نسبت به بکارت نداری. بگذارید کلا عکس بکارت رو اگر ادمین اجازه بدن بذارم و روش توضیح بدم. شاید این استرس شما رفع بشه.
    این عکس انواع پرده ها.
    HYMEN1.jpg
    پرده بکارت یک لایه گوشت نازک که در دهانه رحم قرار داره و اول لبه ها هستش و پرده کمی عقب تره. پس با هر اتفاقی سریعا از بین نمیره. همونطور که مبینی پرده اونقدرا بیرون نیست. درضمن همون طور که میدونی پرده ها انواع مختلفی دارند و خیلی از دخترخانم ها حلقوی ( قابل اتساع و غیرقابل اتساع هستش. که غیر قابل اتساع ها با رابطه هم از بین نمیرن و میمونن تا اولین زایمان اغلب.) و مثلثی هستند. سایرشم دیگه هبتره دوستان خودشون بخونن فکر کنم همینشم مدیر پاک کنه
    در ضمن شما شدیدا شدیدا دچار وسواس فکری هستی و باید اینو درمان کنی. چون هرچیزیو انقدر بزرگ میکنی که هیچکس انقدر به گوشه و زوایاش فکر نکرده و این ریز بینی یا دقت یا حساسیت نیست. بلکه یک اختلال هستش. اینو فکر میکنم چندبار دیگه هم بهتون گفتم. لطفا به توصیه من گوش بده عزیزم.
    اینکه یک بار رفتی و اکی بوده دوباره باید چه اتفاقی بیافته که باز شک کنی؟ از خودت بپرس دلیلم برای این همه وسواس درمورد این مورد چیه؟اگر برام مهم نیست داشتن یا نداشتن پرده چرا انقدر وسواس نشون میدم. روی کاغذ این دلایلو بنویس تا برسی به درونی ترین احساس و دلیلت توی ناخوداگاهت. حتما این کار رو انجام بده.
    در ضمن من معاینه پرده رفتم (هم اتاقی دانشگاهم مامایی میخوند و برای تمرین، پرده های همه ی مارو معاینه کرد) ولی هیچ دردی نداشت و اصلا دستی بهم نزد و اون خانم دکتر هم نمیدونم چیکار کردند که شما انقدر درد کشیدی.چون هیچ دردی نداره و هیچ لمسی هم نداره.
    بنظرم بهتره به جای پزشک زنان حتما حتما به یک روانشناس مراجعه کنی و این وسواس بی حد و حصرتو قبل از اینکه به یک بیماری روانی حاد تبدیل بشه درمان کنی.
    موفق باشی

  15. 2 کاربران زیر از ghm بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    17322
    نوشته ها
    3,604
    تشکـر
    3,530
    تشکر شده 6,701 بار در 2,668 پست
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    سلام
    ببینید اصلا فلسفه برگه سلامت به خاطر ثابت کردن موضوع باکره بودن و یا نبودن دختر نبوده
    حدود دو الی سه دهه قبل که اطلاعات زوجین در مورد روابط زناشویی کم تر بود
    به دلایل دسترسی کمتر به نت و مطالعه کم و همچنین کمبود کتاب های مخصوص زناشویی
    در نتیجه بعضی از آقایان به دلیل عدم اطلاع از نوع پرده و عدم خونریزی در اولین رابطه متاسفانه به همسر خود مشکوک میشدند
    این شک گاها تا متارکه و طلاق حتی در همان روزهای اول زندگی میشد .
    معاینه پرده بکارت حدود سه دهه قبل در ایران و در شهرهای بزرگ به خاطر اطلاع زوجین از نوع پرده صورت می‌گرفت
    تا زوجین در صورت مواجه با موارد خاص اطلاع لازم رو داشته باشند
    مثلاً ازاله بکارت در بعضی از انواع پرده در اولین رابطه بدون خونریزی بوده و بر عکس در بعضی موارد با خونریزی زیاد
    همراه است . پس اطلاع از نوع پرده و آگاهی کافی در مورد رابطه نه تنها مشکلی ایجاد نمی‌کرد
    بلکه کمک بزرگی هم به زوجین میشد
    از طرفی سال ها قبل اکثر خانواده ًایرانی قبل از مراسم ازدواج با رفت و آمد زیاد و مسافرت و ....دختر و پسر حتی با وجود عقد رسمی ممانعت میکردند
    حتی همخوابی دختر و پسر رو قبل از ازدواج منع میکردند
    حتی هنوز هم بعضی خانواده های سنتی اجازه نمیدهند دختر عقد کرده شب رو با همسرش بگذرونه
    به درست و غلط این موضوع کاری نداریم ولی از زمانی که حساسیت خانواده ها کمتر شده و رفت و آمد ها بیشتر شده
    گاهی اوقات دختر در اثر رابطه زناشویی پرده بکارتش رو از دست میداد حالا خدایی نکرده اگر کار به طلاق کشید
    ممکنه آقا قبول نکنه که در اثر رابطه پرده بکارت خانم از بین رفته
    بعضی از خانواده ها مصادف با عقد وشروع محرمیت این برگه سلامت رو تحویل آقای داماد میدادند
    که اگر خدایی نکرده کار به جدایی کشید آقا انکار نکنه
    این هم یکی از مواردی که برگه سلامت می‌گرفتند
    به نظر من در هر دو مورد فوق گرفتن برگه سلامت نه توهین به دختر خانمها و نه ناشی از عدم اعتماد به آقا پسر
    پس من توصیه میکنم به تمام زوج های جوان که مصادف با عقد وشروع محرمیت حتما به پزشک مراجعه کنند
    هم از نوع پرده مطلع میشن و هم این که با خیال راحت و بدون دغدغه روابط زناشویی رو خواهند داشت .
    به نظر من حتی اگر برگه هم نباشه آقا باید سرش رو مثل یه مرد بالا بگیره و در صورت متارکه بگه که با همسرش رابطه داشته
    امیدوارم حالا یکی از دلایلی رو که اکثر مشاورین رابطه دخول رو در ایام عقد ممنوع میکنند بفهمید
    تمام روابط زناشوییغیر از دخول در ایام عقد قبل از شروع زندگی مشترک آزاده
    در ضمن دوست عزیز خون پرده بکارت با خونریزی عادت ماهیانه کاملا متفاوته
    خون حیض غلیض و به صورت لخته است در صورتی که خون پرده بکارت روشنه و با انقباض خارج نمیشه
    خونریزی پرده بکارت سریع قطع میشه ولی خونریزی عادت ماهیانه سه الی هفت روزه
    ببخشید اینقدر صریح و رک پاسخ دادم .
    پس از این به بعد به برگه سلامت به چشم برگه سلامت جنسی دختر نگاه نکنیم
    اگر به دختر اعتماد ندارید اصلا به عنوان شریک زندگی انتخابش نکنید که مجبور باشید برگه سلامت بخواهید
    برگه رو فقط به خاطر اطلاع بگیرید لازم نیست خانواده ها هم در جریان باشند
    و در بوق و کرنا کنید
    زوجین کافیه به پزشک مراجعه کنند و عنوان کنند برای تشخیص نوع پرده مراجعه کردند
    بعد هم با خیال راحت دوران عقد رو پشت سر بگذارند و از روابطشون لذت ببرند .
    موفق باشید .
    امضای ایشان
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  17. 3 کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,421
    تشکـر
    2,071
    تشکر شده 1,525 بار در 873 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام صبا جان
    ممنونم از نظرت
    حرفات به نظرم منطقیه و به دلم نشست
    قبلا هم راجبش حرف زدیم ولی میدونی من یهاخلاقی دارم گاهی وقت ها با اینکه میدونم نباید نگران نباشم نمیتونم یعنی برام آسون نیست
    حتی یه پریود شدن رو هم برای آدم درست نمی گفتن، مادرمم از قبل بلوغ توی اون سن چیزی راجب این موضوع بهم نگفته بود
    خواهر هم نداشتم که بگه یا ازش بپرسم، حداقل خدای بابای اون معلممون رو بیامرزه و بعضی بچه ها که زودتر از من بلوغ شده بودن که میگفتن و من مطلع شدم
    وگرنه با شناختی که از خودم دارم خدا میدونست چه بلایی سرم میومد! حتی کلی بدبختی کشیدم و جونم اومد بالا که خجالت رو کنار بذارم و بتونم به مادرم بگم
    من امروز به مادرم هم انتقاد کردم ولی حداقلش اینه اگه ازدواج کنم و دختری داشته باشم نمیذارم مثل خودم اینقدر به خاطر این مسائل نگران بشه و عذاب ببینه


    من بچه نیستم، یه دختر 27 ساله ام، اگه ازدواج میکردم شاید الان بچه هم داشتم
    به قول پریماه شاید بعضی رفتارهام متناسب با سنم نیست
    ولی اینو میدونم یه فکر یه نظر یه عقیده یه ارزش یه روزه و به این آسونی برای کسی به وجود نمیاد، بلکه خیلی از عوامل و افراد و محیط خونواده و جامعه و خود فرد دست به دست هم میدن که این ها رو شکل بدن


    وقتی از بچگی بعضی خانومها رو میدیدم میگفتن دختر نباید بالا پایین بپره، دختر نباید فلان دختر نباید بیسار
    من اون موقع نمی دونستم بکارت چی هست اصلا
    کلی سال گذشت تا فهمیدم اصلا اندام دختر چه شکلیه!
    یادمه دبستانی بودم یه بار که تابستون داشتم دوچرخه سواری میکردم خیلی بد افتادم زمین و دوچرخه به بدنم برخورد کرد
    البته چون به اصطلاح دیگه به سن تکلیف رسیده بودم خجالت میکشیدم روزا برم خیابون و جلوی پشم پسرا سوار دوچرخه بشم
    چند بار آخر شب ها که خیابون خلوت بود میرفتم
    خلاصه بعد که اومدم خونه هنوز احساس درد داشتم
    نمی دونستم باید چیکار کنم، نمیدونستم هم اصلا چیزی به اسم بکارت وجود داره
    ولی خب مثل وقتایی که سر زانوم تو زمین خوردن کبود میشد و من چک میکردم که ببینم چه اتفاقی افتاده
    اون موقع هم کنجکاو شدم ولی خب اونجا دیگه دست یا پا یا زانو نبود که راحت جلو چشمم باشه و ببینمش
    خجالتم هم کشیدم به مادرم بگم نگاه کنه
    به ذهنم رسید برم تو آیینه ببینم، هنوز اون موقع رو یادمه وقتی اندامم رو توی آیینه دیدم خیلی تعجب کردم
    و کلی برام سوال شد ولی خب همین که خونی ندیدم خیالم راحت شد که زخمی نشدم و نیازی به چسب و مداوا نیست!
    چند سال گذشت که متوجه شدم دخترها پرده ی بکارت دارند! و تازه فهمیدم چرا بعضی مادرها به دختراشون میگفتن از ارتفاع نپرید یا با پسرا بازی های بپر بپر نکنید
    و بادم اومد که اون روز که من از دوچرخه افتاده بودم نکنه بکارتم آسیب دیده و بعد که فهمیدم میشه معاینه انجام داد نمیشد برم یعنی نمیتونستم
    اما خب گاهی تو ذهنم میومد
    تا اینکه بعد از دانشگاه یه بار که مسافرت رفته بودیم و من به یاد بچگی دلم هوای دورچخه سواری کرده بود سوار دوچرخه شدم و از شانس خوردم زمین!
    اون ماه پریودم برعکس همیشه چند روز جلو افتاد و خب به خاطر مسافرت هم بود یه مقدار فرق کرده بود
    انا دوباره من یاد بکارت افتادم خدایا نکنه...
    اما بازم روم نمیشد به مادرم بگم، خودمم میترسیدم تنهایی برم دکتر، با هیچ دوستی هم اینقدر راحت و صمیمی نبودم که ازش کمک بگیرم
    خلاصه چند وقت بعدش یه شب توی پارک محوطه نورش کم بود من صندل پاشنه بلند پوشیده بودم یهویی از جدول افتادم پایین
    بعد چند دقیقه زیر دلم درد گرفت و حس بدی بهم دست داد، یهویی سردم شد و احساس خیس بودن کردم! چون توالت های پارک بهداشت خوبی نداشتن و خب منم مگه مجبور باشم وگرنه توالت عمومی نمیرم دیگه به مادرم اینا گفتم من حالم خوب نیست سردمه بریم خونه
    بعد که برگشتیم دیدم خونریزی داشتم، به مادرم که گفتم گفت به خاطر اینکه تابستون شده و هوا گرمه پریود هم ممکنه زودتر باشه نگران نباش
    خلاصه منم قبول کردم ، گفتم لابد چون پرت شدم پایین باعث شده زودتر اتفاق بیفته حالا مهم نیست، لباسمو عوض کردم و خوابیدم
    صبح روز بعد که بیدار شدم هیچ حسی از درد نداشتم، حتی حس کردم دیگه خونریزی هم ندارم! طول شب هم به خاطر درد بیدار نشده بودم اصلا
    در حالیکه قبلش گاهی که روز اول پریود بودم شب وقت خواب گاها از درد بیدار میشدم
    وقتی چک کردم دیدم خونریزی فقط در حد یه کم برای دیشب بوده!!!!!!!! سریع پله ها رو اومدم بالا و دوباره رفتم توی اتاق از ته دلم دیونه وار گریه می کردم
    حس بدی به خودم داشتم ، ترس ، استرس، حتی فکر خودکشی به سرم زده بود!!!!!!!!
    خب من از خودم مطمئن بودم که با کسی رابطه نداشتم اما اون همه حجم ترس برای چی بود؟
    شاید باورم شده بود ارزش یه دختر به بکارتشه و آبروش به خاطر اونه
    خلاصه اون روز شد یکی از بدترین روزای زندگی من
    اونقدر حالم از گریه بد شده بود مادرم از ترس رفته بود به برادرم گفته بود
    از طرفی نمیتونستم آروم باشم ، از طرفی هم نمیتونستم به برادرم بگم دردم چیه
    حتی زن داداشمم گفت من هیچوقت ندیدم این دختر اینجور حالی داشته باشه حتما یه موضوعی باعثش شده، راست میگفت خودمم هیچوقت خودمو تو همچین حالی ندیده بودم حتی وقتی که رتبه ی کنکورم اونی که خواسته بودم نشده بود


    هر چی هم پرسیدن من فقط گریه میکردم گفتم من میترسم تنهام نذارید لطفا!!!! اون موقع 25 سالم بود اما اون روز شده بودم یه دختر 5 ساله!اونا هم گفتن ما پیشتیم نیازی نیست از چیزی بترسی
    برادرمم طفلک هاج و واج مونده بود ، خب ما شب قبلش توی پارک با هم بگو بخند بودیم اونم از ترس من ترسیده بود بعد که میخواست آرومم کنه بغلم کرد گفت هر چی که هست بگو چی اذیتت میکنه من کمکت میکنم من چیزی نگفتم بعد گفت خواب بد دیدی؟ منم از خدا خواسته گفتم اوهوم یه خواب خیلی بددددد!
    تا نیم ساعت از بغلش بیرون نرفتم، نمیدونم احساس میکردم بکارتم رو از دست دادم و
    از طرفی هم توی کتاب جمعیت تنظیم و توی نت هم خوندم که بکارت عضو خارجی دستگاه تناسلی به حساب میاد
    و همین عین خوره دوباره افتاده روی مغز من
    نمیدونم چرا!
    اما برام سوال شد از خودت هم پرسیدم گفتی دقیق نمیدونی دیگه اومدم انجمن سوال کردم


    اون حرف رو هم زدم که ای کاش خدا بکارت رو برای دختر نمیذاشت به خاطر این همه آسیبی بوده که به خاطرش بهم وارد شده
    من نمیخوام پاک بودنم رو برای کسی ثابت کنم نمیخوام واقعا
    ولی میخوام برای خودم ثابت بشه که چیزی شده یا نه! شاید همیشه هم مجرد زندگی کنم
    چون چند روزه آرامشم مختل شده نمیتونم درست به کارام برسم
    گاهی بیرون رفتم قدم میزدم رفتم خرید رفتم با دوستم حرف زدم چند ساعت
    ولی وقتی تنها میشم یا موقع خواب همش میاد تو ذهنم
    چند روزه موهام ریزش بیشتری پیدا کرده
    خسته شدم واقعا دیگه، مادرمم میدونه چند روزه حالم به این خاطر خوب نیست میگه میدونم مشکلی نیست ولی مجبورم به خاطر ارامشت باهات بیام دکتر
    ببخشید حرفام خیلی طولانی شد، ولی خواستم بهت بگم که وقتی یه مشکلی پیش میاد خیلی از عوامل میتونن دخیل باشن.
    سلام
    اطمینان را بهت میدم که پرده بکارتت سالم هست.
    این همه استرس این همه نگرانی
    اینها همش کاذب هست خیلی برایتان نگرانم اینجوری صدمه می بینید
    دو حالت هست دارید :
    1- بزرگنمایی مشکلات
    2-نهایت منفی نگری
    تو را خدا حتما برو پیش روانشناس نشد برو پیش روانپزشک خیلی این شدت استرس به سلامتیت آسیب میرساند.
    اینقدر خودت را آزار نده
    بی خیال

  19. 2 کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    اصلا دغدغه درستی ندارید کی مجبورت کرده بروی آزمایش بکارت بدهی؟!!!
    وقتی که خودت میدانی کاری نکردی و پاکی. افکارت برای این دست مسائل درگیر نکن. شما اشتباهی نکردید که برایش نگران باشی.
    شما اصلا خودت ناراحت این موضوع نکن. این را بدان نیاز نیست به کسی چیزی را اثبات کنید همین که خدا میدونه تو پاکی و خودت هم میدونی یعنی دلیلی برای ناراحتی نداری.
    همیشه مردم حرف برای زدن دارند. شما برای خودتان زندگی کنید این داستان پیرمرد و بچه اش و الاغشان را فکر کنم یک بار تعریف کردم هر کاری کنی مردم حرف برای زدن دارند پس برای خودت زندگی کن.


    سلام آقا سعید
    ممنونم از نظرتون
    حق با شماست
    اما خب یه لحظه که شک کردم راستش دیگه دلم آروم نمیشد و چون چند روز ذهنم درگیر بود گفتم برم دکتر بهتره.
    درست میگید اما من برای خودم اینکارو کردم
    توی پست قبلی هم این مورد رو گفتم ، من شاید مجردی زندگی کنم
    حالا نمیگم این مورد اصلا تو ذهنم نبوده
    ولی خب قبل هر کسی میخواستم خیال خودم راحت بشه.
    درسته واقعا افراط توی هیچ چیزی خوب نیست.
    من آرامش رو از خودم گرفته بودم این چند روز.

  21. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    38130
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    161
    تشکر شده 97 بار در 79 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    واقعا خوشحالم توو همچین جمعی هستم. که میتونم از حرفای ارزشمند دوستانی چون اقا سعید یلدا خانوم پریماه خانوم سیتلا و... فیض ببرم.

  23. 3 کاربران زیر از maam76 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghm نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    من اول بابت نظرم عذرخواهی کنم.
    اول بهم بگو چند سالته الان؟
    بنظرم عزیزم شما کلا زیاد دید خاصی نسبت به بکارت نداری. بگذارید کلا عکس بکارت رو اگر ادمین اجازه بدن بذارم و روش توضیح بدم. شاید این استرس شما رفع بشه.
    این عکس انواع پرده ها.
    HYMEN1.jpg
    پرده بکارت یک لایه گوشت نازک که در دهانه رحم قرار داره و اول لبه ها هستش و پرده کمی عقب تره. پس با هر اتفاقی سریعا از بین نمیره. همونطور که مبینی پرده اونقدرا بیرون نیست. درضمن همون طور که میدونی پرده ها انواع مختلفی دارند و خیلی از دخترخانم ها حلقوی ( قابل اتساع و غیرقابل اتساع هستش. که غیر قابل اتساع ها با رابطه هم از بین نمیرن و میمونن تا اولین زایمان اغلب.) و مثلثی هستند. سایرشم دیگه هبتره دوستان خودشون بخونن فکر کنم همینشم مدیر پاک کنه
    در ضمن شما شدیدا شدیدا دچار وسواس فکری هستی و باید اینو درمان کنی. چون هرچیزیو انقدر بزرگ میکنی که هیچکس انقدر به گوشه و زوایاش فکر نکرده و این ریز بینی یا دقت یا حساسیت نیست. بلکه یک اختلال هستش. اینو فکر میکنم چندبار دیگه هم بهتون گفتم. لطفا به توصیه من گوش بده عزیزم.
    اینکه یک بار رفتی و اکی بوده دوباره باید چه اتفاقی بیافته که باز شک کنی؟ از خودت بپرس دلیلم برای این همه وسواس درمورد این مورد چیه؟اگر برام مهم نیست داشتن یا نداشتن پرده چرا انقدر وسواس نشون میدم. روی کاغذ این دلایلو بنویس تا برسی به درونی ترین احساس و دلیلت توی ناخوداگاهت. حتما این کار رو انجام بده.
    در ضمن من معاینه پرده رفتم (هم اتاقی دانشگاهم مامایی میخوند و برای تمرین، پرده های همه ی مارو معاینه کرد) ولی هیچ دردی نداشت و اصلا دستی بهم نزد و اون خانم دکتر هم نمیدونم چیکار کردند که شما انقدر درد کشیدی.چون هیچ دردی نداره و هیچ لمسی هم نداره.
    بنظرم بهتره به جای پزشک زنان حتما حتما به یک روانشناس مراجعه کنی و این وسواس بی حد و حصرتو قبل از اینکه به یک بیماری روانی حاد تبدیل بشه درمان کنی.
    موفق باشی



    سلام عزیز
    متشکرم از نظر خوبتون
    من الان 27 سالمه


    بابت توضیحات راجب بکارت ازتون متشکرم، فکر نکنم مطالبی که توضیح دادین خارج از قوانین انجمن باشه
    هر چند راستش خودم چند روز بود که درگیر این موضوع بودم ولی روم نمیشد راجبش تاپیک بزنم
    اما چون دیروز توی اون سایت اون مطلب رو خوندم و با تجربه ی خودم تناقض داشت دیگه خیلی سردرگم شدم و از دوتا دخترای سایت هم پرسیدم گفتن ما دقیقا نمیدونیم
    منم دیگه به این خاطر تاپیک زدم و خب شایدم خوب نیست بعضی چیزهارو اینجا گفتن ، به هرحال انجمن مختلط هستش و آدم گاهی خجالت میکشه...
    ولی راستش اونقدر گاهی از این بابت ها اذیت شدم دیگه امروز پست گذاشتم یه جورایی شبیه درددل شد و خیلی هم طولانی شده بود حرفام
    چون ذهنمم آروم نبود کلا خیلی چیزا تو ذهنم بود
    از این بابت عذر خواهی میکنم که رک بعضی مسائل رو مطرح کردم
    شاید اگه قبل تر ها یکی این ها رو بهتر برای من توضیح میداد خیلی از این نگرانی ها رو نداشتم!

    یه نکاتی رو بهتون توضیح میدم که دقیق تر متوجه شرایطم بشید پیشاپیش بابت طولانی شدنش بنده رو ببخشید
    اگه حوصله داشتید بخونید


    بارها به وِِیژه این چند روز این عکس ها رو دیدم، توی نت مطالب مرتبط خوندم و خب توی دانشگاه هم یه واحد جمعیت و تنظیم رو که پاس کردم از این چیزا هم گفته بود
    و جالب اینجاس من توی همون کتاب دانشگاه خوندم که بکارت جزو اندام خارجی محسوب میشه و هر بار که کتاب رو میخوندم با این جمله مشکل داشتم
    الانم برام سواله هنوز راستش! امروز چون ذهنم شلوغ بود یادم رفت از دکتر بپرسم
    بکارت مگه توی رحم نیست؟ چرا جزو اندام خارجی به حساب میارنش پس!؟
    مثلا من دندونم توی دهانم هستش و جزو اندام داخلیه
    ولی بکارت که توی یکی دوسانتی ورودی واژن هست چرا باید جزو اندام خارجی به حساب بیاد!؟




    بعضی نظرات بقیه رو بعضی سایت ها میدیدم خیلی ها بودن مثل من نگرانی در این مورد داشتن و همین هم نگرانی منو زیاد میکرد!
    یه جورایی توی برزخ فکری افتاده بودم
    و خب یه چیزای عجیب غریبی هم دیدم البته بیشتر سری قبل چون قبلش ندیده و نشنیده بودم
    مثلا فکر کنید دختر 15 ساله نظر گذاشته بود که خودارضایی کرده و یه شی اونم اشیاء عجیب غریب وارد واژن کرده بود بعد نگران بوده که بکارتش آسیب دیده یا نه!
    بعد من زمانی که دانشجو بودم یه روز خونه شلوغ بود رفتم کتابخونه درس خوندم موقع استراحت یه کتاب آناتومی بدن توی قفسه ی کتاب ها نظرم رو جلب کرد
    بعد دیدم کل اندام های بدن رو قشنگ با تصویر و واضح توضیح داده بود
    حتی بعدها سعی کردم از روی بدن خودم و عملی بفهمم این رو!
    من تا قبل از اون دقیقا نمی دونستم مجرای ادرار جدا از مجرای واژن هستش! شناخت و آگاهی خیلی خیلی به نظرم تو زندگی مهمه
    من اگه از اول که به سن بلوغ رسیدم اطلاعات درستی در این موارد داشتم شاید هیچوقت برای معاینه نمیرفتم





    به جز این هم من خب یه بار تجربه ی معاینه داشتم دوسال پیش و با اینکه چند بار از دوچرخه افتاده بودم و حس درد و فشار توی واژن داشتم ولی بکارت سالم بود
    این بار فشار و ضربه مثل دفعه ی قبل نبود اما
    من موقع پریود مشکل پیدا کردم، حتی وقتی زمین خوردم چون میدونستم بکارت به آسونی آسیب نمیبینه و خب دکتر هم بهم گفته بود که بکارت من از نوعی هست که موقع پاره شدن خون میاد و من اینو میدونستم بعد که دیدم خونی نیومده خب کلا دیگه بهش فکر نکردم
    ولی بعد که دیدم پریودم 5 روز زودتر شد بازم گفتم خب هوا گرما شده ماه رمضون بود و یا گاهی استرس داشتم به این خاطر بوده، بازم نگران نبودم اصلا
    تا اینکه دیدم دردم خیلیییی کم شده بود، حتی وقتی پریود شده بودم خودم متوجه نبودم اول!
    اما خب مدت هاست که اکثر وقت ها روز اول پریود شدیدا درد دارم حتی بعضا دوسه بار به خاطر شدت درد بیمارستان رفته بودم
    بعد یکم شک کردم، بعد که دوسه روز گذشت و روز چهارم هم لباسم یکم تنگ بود و خب با توجه به لباس پوشیدن تو شرایط پریود فکر کردم که نکنه لباس توی بدنم رفته باشه و فشاری ایجاد کرده و چون همون موقع یکم حس درد داشتم بلافاصله زیر دلم درد گرفت!!!!! و این منو ترسوند
    و همون موقع چند قطره خون دیدم! و دلیل اصلی شک من همین بود!
    دیگه این شک توی وجودم ریشه پیدا کرد!
    خلاصه شبش بهش فکرکردم و بعد یادم افتاد که افتادم و بهم یکم فشار اومده و دوباره یاد بکارت افتادم!
    ولی چون باید صبر میکردم تا دوره ی پریود تموم بشه و بعد برم دکتر، بعد که تموم شد چند روز مهمون داشتیم و وقت نشد با مادرم تنها باشم که بهش بگم
    یه نکته ی دیگم این بود که من بعد از تموم شدن پریود دو روز کمرم غیر عادی درد میکرد یه کم هم خارش داشتم
    از طرفی هم نه زیاد سرپا بودم و نه چیز سنگینی بلند کرده بودم
    بعد حدس میزدم که شاید عفونت واژن داشته باشم و این هم منو ترغیب کرد که برم دکتر


    از طرفی هم راحت نبودم که تنها برم چون احتمال آسیب وجود داشت نیاز داشتم کسی همراهم
    باشه و کسی که میتونستم بهش موضوع رو بگم فقط مادرم بود
    خلاصه بعد مهمونی من و بعد مادرم سرمای شدیدی خوردیم و من کلا بدنم ضعیف شد، این شد که قضیه طولانی شد و منم درگیرش شده بودم
    چند روز که گذشت با دو تا از دخترای انجمن که دوست هستیم حرف میزدم حرفاشون یه مقدار آرومم کرد ولی خب بازم ته دلم یه چیزی سرجاش نبود
    دیگه امروز رفتم دکتر، همون دکتری که قبلا رفته بودم
    خوشبختانه با اینکه من عصر رفتم نوبت ویزیت داد و بعد موضوع رو بهش گفتم
    اول پرسید که اون موقع که زمین خوردم و احساس فشار کردم خون اومده که من گفتم نه ولی شرایطم توی پریود عوض شده و براش توضیح دادم
    مادرمم گفت یه بار دیگه خودتون معاینه کردین و از من شاکی شد که زیادی حساس شدم
    دکتر هم گفت معلومه حساس شده
    برای معاینه هم خوشبختانه با دستگاه انجام نداد
    ولی واقعا درد داشت برای من ولی تعجب می کنم که شما چطوری درد نداشتید و گفتید که دوستتون لمس نکردن اصلا!!!
    مگه میشه بدون لمس بکارت رو معاینه کرد!!؟؟ مگه اینکه خودتون لمس کردید و کمک کردید که دوستتون بتونه داخل اندام رو ببینه
    من تا چند ساعت بعدش هم یه مقدار حس درد داشتم و حتی زیر دلمم درد میکرد!
    موقع معاینه هم به خاطر خجالت و درد چشامو ناخوداگاه بسته بودم ولی یه لحظه دست دکتر رو توی بدنم حس کردم که یه چیزی رو لمس میکرد و فکر می کنم همون بکارت باشه چون دستش که خورد بعد دستشو برداشت و معاینه تموم شد و گفت بکارتت کاملا سالمه
    بعد حتی ترسیدم که دستش نکنه به بکارت فشار اورده باشه! بعد هم چک کردم که خونی نیومده!البته اگه احساسم درست بوده حالا نمیدونم دقیقا لمس کرد یا نه ولی خب من حسش کردم
    اما از چیزایی که توی نت خوندم راجب معاینه چه برای دکتر چه خود فرد یا کسی دیگه اگه بخواد چک کنه
    روالش اینه که دهانه ی واژن رو به حدی میکشن که باز بشه و با نوری که میندازن بکارت رو نگاه میکنن
    من این چند روز خواستم خودم چک کنم راستش ترسیدم بدتر بشه وضع ام و نگرانی ام بیشتر شه دیگه کلا دست نزدم
    ولی فکر نکنم نیازی باشه که معاینه کننده دست به بکارت بزنه حتما درسته؟؟
    حس می کنم بار قبل دست نزد یا من شاید دقیق یادم نیست ولی امروز این حس رو داشتم اما خب لمس هم کرده باشه چون پزشک هست و مهارت داره الزاما نباید اونقدر فشار بده که آسیبی وارد بشه


    من دفعه ی اول خیلی میترسیدم و اول ناخوداگاه مانع میشدم دکتر به بدنم دست بزنه، با اینکه خودم ازش خواستم معاینه کنه!
    ولی واقعا کنترل ترسش آسون نبود، از طرفی هم خب بار اولم بود کسی بدنم رو لخت و اون مدلی میدید حتی با نشستن رو صندلی معاینه هم مشکل داشتم و حس کردم پاهام داره میشکنه!
    ولی امروز کلا راحت تر بودم و دردشم یه کم کمتر بودش
    دکتر هم گفت نترس ما با مجردا کاری نداریم که فقط چند لحظه نگاه می کنم
    ولی وقتی متوجه شدم برای معاینه ی خانوم های متاهل دستگاه و ابزار استفاده میکنن راستش دیگه ترسیدم!
    به مادرم گفتم من ازدواج نمیکنم!
    انصافا هم جای حساس بدن هستش و بدون اینکه سر کنن ابزار رو توی بدن فرو میکنن درد داره خب


    مثلا شما پوست دستتون رو بگیرید بکشید یا مثلا پاتون رو دو دستی بگیرید بکشید قطعا حس درد میکنید هر چند کم هم باشه
    ضمن اینکه تا جایی که میدونم عصب های توی ناحیه ی تناسلی بیشتر هستن






    راجب وسواس فکری هم راستش حرفتونو قبول دارم
    وقتی مسئله ای پیش میاد گاهی زیادی بهش فکر می کنم و حتی از کارای روز مره ام میفتم
    اما قبلا مشاوره رفتم خیلی عادی برخورد کرد و گفت به نظرم مشکلی نداری فقط زیاد حساس نباشه و خودت رو به خاطر مسئله ای که بوجود میاد زیاد درگیر نکن
    منم مثال دعوای پدرمادرم رو زدم ، بعد گفتن که من و همسرم هر دو مشاور هستیم و گاهی وقتا دعوامون میشه!
    منم راستش تعجب کردم و خنده ام گرفته بود گفتم یعنی مشاورها هم واقعا اینجوری دعوا میکنن!؟
    همسر ایشون هم مشاور هستن و دفترهای مشاوره شون تو یه ساختمون هستش
    بعد گفتن که بله حتی گاهی صدامونم بالا میبریم، البته ظاهرا بچه نداشتن
    و بعد که خواستن من از خودم حرف بزنم و زندگی ام که ایشون شناخت پیدا کنن
    گفتن که مثلا وقت دعوای پدرمادر برم توی اتاق هنذفری بذارم یا مثلا برم بیرون و این چیزا
    حتی من گفتم حس می کنم اعتماد به نفسم زیاد نیست
    همون موقع ها هم من یه کلاسی میرفتم که دوبار ارائه داشتم و هر دو هم به گفته ی مدرس و بچه ها که ناشناس نظر داده بودن خیلی راضی بودن
    خودمم راضی بودم از اعتماد به نفسم، مشاور هم گفتن مشکلی نیست
    یه بار دیگه ام با یه مشاور دیگه ای چند ساعت حرف زدم عملا بهم کمکی نکردم حرف زدن باهاش
    اما خب حرف شما رو قبول دارم و مدت هاست دارم روی خودم کار میکنم که حلش کنم
    بعضی نظرات دوستان تو همین انجمن واقعا برام مفید بوده حتی مفیدتر از حرفای مشاور
    نمی دونم ولی حس کردم که هیچکدوم از اون مشاورها دقیقا منو درک نکردن و این زیادی حساس بودن یا وسواس فکری رو تو وجود من متوجه نشدم
    نمیدونم چرا! ولی منم دیگه پیگیری نکردم و خودم با مطالعه و فیدبک های بقیه سعی کردم شرایطم رو بهتر کنم
    یه بزرگی جمله ی قشنگی در این مورد داره
    میگه هر گاه ردپای کسی که آرامشم را گرفته بود دنبال کردم به خودم رسیدم!
    من بارها تو زندگی مسائل رو برای خودم خیلی بزرگتر کردم و خیلی بیشتر از اونی که باید نگران شدم
    اگه مثلا بکارت من آسیبی هم دیده بود به نظرم درست نبود من اونقدر نگران شده بودم
    خب دکتر میتونه تشخیص بده که علت آسیب چی بوده اما فکر کنم تا 24 ساعت باید معاینه کنه


    قبل از شما هم بعضی دوستان انجمن تو تاپیک ها بهم گفتن که گاهی زیادی حساس میشم
    آقا سیاوش هم یه کتاب خوب بهم معرفی کردن که خیلی مفید بود و من خیلی چیزارو از اون کتاب یاد گرفتم، راجب مدیریت و کنترل احساسات و افکار
    قبل تر هم چون حس می کردم کمالگرایی ام زیاده در این مورد هم یه سری مطالب رو مطالعه کردم
    و الان در حال حاضر به نسبت قبل حس می کنم خیلی کمتر روی مسائل حساسیت نشون میدم
    اما واقعا بکارت با همه ی مسائل دیگه فرق داشت برام
    توی پست قبلی هم توضیح دادم شرایط جامعه، خونواده و دیده ها و شنیده ها گاها خیلی روی طرز فکر آدم تاثیر میذارن راجب مسائل
    و این باعث شد من با اینکه میدونم بکارت با ضربه ی مستیقم که داخل واژن بره پاره میشه، امروز هم دکتر برام توضیح داد و گفت افتادن از دوجرخه یا بالا و پایین پریدن به بکارت آسیبی نمیرسونه مگر ایکه ضربه ی مستقیم بخوره
    ولی من به خاطر همون موضوع روز چهارم پریود در واقع نگران شده بودم و همون باعث شد یاد زمین خوردن بیفتم و دوباره شک کنم.
    بازم بابت طولانی شدن حرف ها و رک حرف زدنم عذرخواهی می کنم.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 06-25-2018 در ساعت 02:33 AM

  25. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    38130
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    161
    تشکر شده 97 بار در 79 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام آقا سعید
    ممنونم از نظرتون
    حق با شماست
    اما خب یه لحظه که شک کردم راستش دیگه دلم آروم نمیشد و چون چند روز ذهنم درگیر بود گفتم برم دکتر بهتره.
    درست میگید اما من برای خودم اینکارو کردم
    توی پست قبلی هم این مورد رو گفتم ، من شاید مجردی زندگی کنم
    حالا نمیگم این مورد اصلا تو ذهنم نبوده
    ولی خب قبل هر کسی میخواستم خیال خودم راحت بشه.
    درسته واقعا افراط توی هیچ چیزی خوب نیست.
    من آرامش رو از خودم گرفته بودم این چند روز.
    انشاا... همیشه سالم تندرست باشین خواهر گرامی.این حرفو نزنین که شاید مجردی زندگیی کنین .یکی از کارهایی ک باعث ارامش میشه ازدواجه. برای این امر حداکثر تلاشو کنین.منتظر کارت دعوت هستیم

  26. کاربران زیر از maam76 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36965
    نوشته ها
    490
    تشکـر
    150
    تشکر شده 432 بار در 240 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام عزیز
    متشکرم از نظر خوبتون
    من الان 27 سالمه


    بابت توضیحات راجب بکارت ازتون متشکرم، فکر نکنم مطالبی که توضیح دادین خارج از قوانین انجمن باشه
    هر چند راستش خودم چند روز بود که درگیر این موضوع بودم ولی روم نمیشد راجبش تاپیک بزنم
    اما چون دیروز توی اون سایت اون مطلب رو خوندم و با تجربه ی خودم تناقض داشت دیگه خیلی سردرگم شدم و از دوتا دخترای سایت هم پرسیدم گفتن ما دقیقا نمیدونیم
    منم دیگه به این خاطر تاپیک زدم و خب شایدم خوب نیست بعضی چیزهارو اینجا گفتن ، به هرحال انجمن مختلط هستش و آدم گاهی خجالت میکشه...
    ولی راستش اونقدر گاهی از این بابت ها اذیت شدم دیگه امروز پست گذاشتم یه جورایی شبیه درددل شد و خیلی هم طولانی شده بود حرفام
    چون ذهنمم آروم نبود کلا خیلی چیزا تو ذهنم بود
    از این بابت عذر خواهی میکنم که رک بعضی مسائل رو مطرح کردم
    شاید اگه قبل تر ها یکی این ها رو بهتر برای من توضیح میداد خیلی از این نگرانی ها رو نداشتم!

    یه نکاتی رو بهتون توضیح میدم که دقیق تر متوجه شرایطم بشید پیشاپیش بابت طولانی شدنش بنده رو ببخشید
    اگه حوصله داشتید بخونید


    بارها به وِِیژه این چند روز این عکس ها رو دیدم، توی نت مطالب مرتبط خوندم و خب توی دانشگاه هم یه واحد جمعیت و تنظیم رو که پاس کردم از این چیزا هم گفته بود
    و جالب اینجاس من توی همون کتاب دانشگاه خوندم که بکارت جزو اندام خارجی محسوب میشه و هر بار که کتاب رو میخوندم با این جمله مشکل داشتم
    الانم برام سواله هنوز راستش! امروز چون ذهنم شلوغ بود یادم رفت از دکتر بپرسم
    بکارت مگه توی رحم نیست؟ چرا جزو اندام خارجی به حساب میارنش پس!؟
    مثلا من دندونم توی دهانم هستش و جزو اندام داخلیه
    ولی بکارت که توی یکی دوسانتی ورودی واژن هست چرا باید جزو اندام خارجی به حساب بیاد!؟




    بعضی نظرات بقیه رو بعضی سایت ها میدیدم خیلی ها بودن مثل من نگرانی در این مورد داشتن و همین هم نگرانی منو زیاد میکرد!
    یه جورایی توی برزخ فکری افتاده بودم
    و خب یه چیزای عجیب غریبی هم دیدم البته بیشتر سری قبل چون قبلش ندیده و نشنیده بودم
    مثلا فکر کنید دختر 15 ساله نظر گذاشته بود که خودارضایی کرده و یه شی اونم اشیاء عجیب غریب وارد واژن کرده بود بعد نگران بوده که بکارتش آسیب دیده یا نه!
    بعد من زمانی که دانشجو بودم یه روز خونه شلوغ بود رفتم کتابخونه درس خوندم موقع استراحت یه کتاب آناتومی بدن توی قفسه ی کتاب ها نظرم رو جلب کرد
    بعد دیدم کل اندام های بدن رو قشنگ با تصویر و واضح توضیح داده بود
    حتی بعدها سعی کردم از روی بدن خودم و عملی بفهمم این رو!
    من تا قبل از اون دقیقا نمی دونستم مجرای ادرار جدا از مجرای واژن هستش! شناخت و آگاهی خیلی خیلی به نظرم تو زندگی مهمه
    من اگه از اول که به سن بلوغ رسیدم اطلاعات درستی در این موارد داشتم شاید هیچوقت برای معاینه نمیرفتم





    به جز این هم من خب یه بار تجربه ی معاینه داشتم دوسال پیش و با اینکه چند بار از دوچرخه افتاده بودم و حس درد و فشار توی واژن داشتم ولی بکارت سالم بود
    این بار فشار و ضربه مثل دفعه ی قبل نبود اما
    من موقع پریود مشکل پیدا کردم، حتی وقتی زمین خوردم چون میدونستم بکارت به آسونی آسیب نمیبینه و خب دکتر هم بهم گفته بود که بکارت من از نوعی هست که موقع پاره شدن خون میاد و من اینو میدونستم بعد که دیدم خونی نیومده خب کلا دیگه بهش فکر نکردم
    ولی بعد که دیدم پریودم 5 روز زودتر شد بازم گفتم خب هوا گرما شده ماه رمضون بود و یا گاهی استرس داشتم به این خاطر بوده، بازم نگران نبودم اصلا
    تا اینکه دیدم دردم خیلیییی کم شده بود، حتی وقتی پریود شده بودم خودم متوجه نبودم اول!
    اما خب مدت هاست که اکثر وقت ها روز اول پریود شدیدا درد دارم حتی بعضا دوسه بار به خاطر شدت درد بیمارستان رفته بودم
    بعد یکم شک کردم، بعد که دوسه روز گذشت و روز چهارم هم لباسم یکم تنگ بود و خب با توجه به لباس پوشیدن تو شرایط پریود فکر کردم که نکنه لباس توی بدنم رفته باشه و فشاری ایجاد کرده و چون همون موقع یکم حس درد داشتم بلافاصله زیر دلم درد گرفت!!!!! و این منو ترسوند
    و همون موقع چند قطره خون دیدم! و دلیل اصلی شک من همین بود!
    دیگه این شک توی وجودم ریشه پیدا کرد!
    خلاصه شبش بهش فکرکردم و بعد یادم افتاد که افتادم و بهم یکم فشار اومده و دوباره یاد بکارت افتادم!
    ولی چون باید صبر میکردم تا دوره ی پریود تموم بشه و بعد برم دکتر، بعد که تموم شد چند روز مهمون داشتیم و وقت نشد با مادرم تنها باشم که بهش بگم
    یه نکته ی دیگم این بود که من بعد از تموم شدن پریود دو روز کمرم غیر عادی درد میکرد یه کم هم خارش داشتم
    از طرفی هم نه زیاد سرپا بودم و نه چیز سنگینی بلند کرده بودم
    بعد حدس میزدم که شاید عفونت واژن داشته باشم و این هم منو ترغیب کرد که برم دکتر


    از طرفی هم راحت نبودم که تنها برم چون احتمال آسیب وجود داشت نیاز داشتم کسی همراهم
    باشه و کسی که میتونستم بهش موضوع رو بگم فقط مادرم بود
    خلاصه بعد مهمونی من و بعد مادرم سرمای شدیدی خوردیم و من کلا بدنم ضعیف شد، این شد که قضیه طولانی شد و منم درگیرش شده بودم
    چند روز که گذشت با دو تا از دخترای انجمن که دوست هستیم حرف میزدم حرفاشون یه مقدار آرومم کرد ولی خب بازم ته دلم یه چیزی سرجاش نبود
    دیگه امروز رفتم دکتر، همون دکتری که قبلا رفته بودم
    خوشبختانه با اینکه من عصر رفتم نوبت ویزیت داد و بعد موضوع رو بهش گفتم
    اول پرسید که اون موقع که زمین خوردم و احساس فشار کردم خون اومده که من گفتم نه ولی شرایطم توی پریود عوض شده و براش توضیح دادم
    مادرمم گفت یه بار دیگه خودتون معاینه کردین و از من شاکی شد که زیادی حساس شدم
    دکتر هم گفت معلومه حساس شده
    برای معاینه هم خوشبختانه با دستگاه انجام نداد
    ولی واقعا درد داشت برای من ولی تعجب می کنم که شما چطوری درد نداشتید و گفتید که دوستتون لمس نکردن اصلا!!!
    مگه میشه بدون لمس بکارت رو معاینه کرد!!؟؟ مگه اینکه خودتون لمس کردید و کمک کردید که دوستتون بتونه داخل اندام رو ببینه
    من تا چند ساعت بعدش هم یه مقدار حس درد داشتم و حتی زیر دلمم درد میکرد!
    موقع معاینه هم به خاطر خجالت و درد چشامو ناخوداگاه بسته بودم ولی یه لحظه دست دکتر رو توی بدنم حس کردم که یه چیزی رو لمس میکرد و فکر می کنم همون بکارت باشه چون دستش که خورد بعد دستشو برداشت و معاینه تموم شد و گفت بکارتت کاملا سالمه
    بعد حتی ترسیدم که دستش نکنه به بکارت فشار اورده باشه! بعد هم چک کردم که خونی نیومده!البته اگه احساسم درست بوده حالا نمیدونم دقیقا لمس کرد یا نه ولی خب من حسش کردم
    اما از چیزایی که توی نت خوندم راجب معاینه چه برای دکتر چه خود فرد یا کسی دیگه اگه بخواد چک کنه
    روالش اینه که دهانه ی واژن رو به حدی میکشن که باز بشه و با نوری که میندازن بکارت رو نگاه میکنن
    من این چند روز خواستم خودم چک کنم راستش ترسیدم بدتر بشه وضع ام و نگرانی ام بیشتر شه دیگه کلا دست نزدم
    ولی فکر نکنم نیازی باشه که معاینه کننده دست به بکارت بزنه حتما درسته؟؟
    حس می کنم بار قبل دست نزد یا من شاید دقیق یادم نیست ولی امروز این حس رو داشتم اما خب لمس هم کرده باشه چون پزشک هست و مهارت داره الزاما نباید اونقدر فشار بده که آسیبی وارد بشه


    من دفعه ی اول خیلی میترسیدم و اول ناخوداگاه مانع میشدم دکتر به بدنم دست بزنه، با اینکه خودم ازش خواستم معاینه کنه!
    ولی واقعا کنترل ترسش آسون نبود، از طرفی هم خب بار اولم بود کسی بدنم رو لخت و اون مدلی میدید حتی با نشستن رو صندلی معاینه هم مشکل داشتم و حس کردم پاهام داره میشکنه!
    ولی امروز کلا راحت تر بودم و دردشم یه کم کمتر بودش
    دکتر هم گفت نترس ما با مجردا کاری نداریم که فقط چند لحظه نگاه می کنم
    ولی وقتی متوجه شدم برای معاینه ی خانوم های متاهل دستگاه و ابزار استفاده میکنن راستش دیگه ترسیدم!
    به مادرم گفتم من ازدواج نمیکنم!
    انصافا هم جای حساس بدن هستش و بدون اینکه سر کنن ابزار رو توی بدن فرو میکنن درد داره خب


    مثلا شما پوست دستتون رو بگیرید بکشید یا مثلا پاتون رو دو دستی بگیرید بکشید قطعا حس درد میکنید هر چند کم هم باشه
    ضمن اینکه تا جایی که میدونم عصب های توی ناحیه ی تناسلی بیشتر هستن






    راجب وسواس فکری هم راستش حرفتونو قبول دارم
    وقتی مسئله ای پیش میاد گاهی زیادی بهش فکر می کنم و حتی از کارای روز مره ام میفتم
    اما قبلا مشاوره رفتم خیلی عادی برخورد کرد و گفت به نظرم مشکلی نداری فقط زیاد حساس نباشه و خودت رو به خاطر مسئله ای که بوجود میاد زیاد درگیر نکن
    منم مثال دعوای پدرمادرم رو زدم ، بعد گفتن که من و همسرم هر دو مشاور هستیم و گاهی وقتا دعوامون میشه!
    منم راستش تعجب کردم و خنده ام گرفته بود گفتم یعنی مشاورها هم واقعا اینجوری دعوا میکنن!؟
    همسر ایشون هم مشاور هستن و دفترهای مشاوره شون تو یه ساختمون هستش
    بعد گفتن که بله حتی گاهی صدامونم بالا میبریم، البته ظاهرا بچه نداشتن
    و بعد که خواستن من از خودم حرف بزنم و زندگی ام که ایشون شناخت پیدا کنن
    گفتن که مثلا وقت دعوای پدرمادر برم توی اتاق هنذفری بذارم یا مثلا برم بیرون و این چیزا
    حتی من گفتم حس می کنم اعتماد به نفسم زیاد نیست
    همون موقع ها هم من یه کلاسی میرفتم که دوبار ارائه داشتم و هر دو هم به گفته ی مدرس و بچه ها که ناشناس نظر داده بودن خیلی راضی بودن
    خودمم راضی بودم از اعتماد به نفسم، مشاور هم گفتن مشکلی نیست
    یه بار دیگه ام با یه مشاور دیگه ای چند ساعت حرف زدم عملا بهم کمکی نکردم حرف زدن باهاش
    اما خب حرف شما رو قبول دارم و مدت هاست دارم روی خودم کار میکنم که حلش کنم
    بعضی نظرات دوستان تو همین انجمن واقعا برام مفید بوده حتی مفیدتر از حرفای مشاور
    نمی دونم ولی حس کردم که هیچکدوم از اون مشاورها دقیقا منو درک نکردن و این زیادی حساس بودن یا وسواس فکری رو تو وجود من متوجه نشدم
    نمیدونم چرا! ولی منم دیگه پیگیری نکردم و خودم با مطالعه و فیدبک های بقیه سعی کردم شرایطم رو بهتر کنم
    یه بزرگی جمله ی قشنگی در این مورد داره
    میگه هر گاه ردپای کسی که آرامشم را گرفته بود دنبال کردم به خودم رسیدم!
    من بارها تو زندگی مسائل رو برای خودم خیلی بزرگتر کردم و خیلی بیشتر از اونی که باید نگران شدم
    اگه مثلا بکارت من آسیبی هم دیده بود به نظرم درست نبود من اونقدر نگران شده بودم
    خب دکتر میتونه تشخیص بده که علت آسیب چی بوده اما فکر کنم تا 24 ساعت باید معاینه کنه


    قبل از شما هم بعضی دوستان انجمن تو تاپیک ها بهم گفتن که گاهی زیادی حساس میشم
    آقا سیاوش هم یه کتاب خوب بهم معرفی کردن که خیلی مفید بود و من خیلی چیزارو از اون کتاب یاد گرفتم، راجب مدیریت و کنترل احساسات و افکار
    قبل تر هم چون حس می کردم کمالگرایی ام زیاده در این مورد هم یه سری مطالب رو مطالعه کردم
    و الان در حال حاضر به نسبت قبل حس می کنم خیلی کمتر روی مسائل حساسیت نشون میدم
    اما واقعا بکارت با همه ی مسائل دیگه فرق داشت برام
    توی پست قبلی هم توضیح دادم شرایط جامعه، خونواده و دیده ها و شنیده ها گاها خیلی روی طرز فکر آدم تاثیر میذارن راجب مسائل
    و این باعث شد من با اینکه میدونم بکارت با ضربه ی مستیقم که داخل واژن بره پاره میشه، امروز هم دکتر برام توضیح داد و گفت افتادن از دوجرخه یا بالا و پایین پریدن به بکارت آسیبی نمیرسونه مگر ایکه ضربه ی مستقیم بخوره
    ولی من به خاطر همون موضوع روز چهارم پریود در واقع نگران شده بودم و همون باعث شد یاد زمین خوردن بیفتم و دوباره شک کنم.
    بازم بابت طولانی شدن حرف ها و رک حرف زدنم عذرخواهی می کنم.
    خوب پس شما علی رغم این همه حرف دوستان اخرش کار خودتو کردیو رفتی معاینه.
    یک اینکه یلداجان عزیزم شما با این کارت خانوادتم کم کم حساس میکنی. و میگن این حتما داره کاری میکنه که انقد میترسه و هر چندسال یک بار میره چک میکنه و کم کم اعتبار و شخصیت خودتو از دست میدی جلوی دیگران. مخصوصا که شما ماشالا تا یه مشکلی برات پیش میاد عالمو ادمو خبردار میکنی برادر پدر و مادر و ... و این برای یک دختر خانم بالغ 27 ساله خیلی بده چون این مدل رفتارها فقط از یک نوجوون 18 19 ساله برمیاد. امیدوارم از رک بودن من نرنجی ولی من چیزی که نسبت به حرف هات دستگیرم شده رو میگم.
    والا معاینه تا جایی که یادم میاد این جوری که شما تعریف کردی که دکتر فشار میداد و میکشیدش و شما دردت میومد نبود فقط یه لحظه بهم دست زد تا دید خودشو تنظیم کنه. اونم هیچ دردی نداشت معاینه بکارت رو خودت هم میتونی توی خونه انجام بدی. حالا شاید خانم دکتر به خاطر وسواس شما خواستن دقیق تر مشاهده کنن. من متاسفانه پزشکی نخوندم و این بخش هارو نمیدونم دقیق.
    اینم که میگی چرا بکارت جزو اندام خارجیه بخاطر اینکه در بخش خارجی دستگاه تناسلی خانم ها قرار داره.
    در ضمن جا به جا شدن تایم دوران قاعدگی هیچ ربطی به پاره شدن پرده نداره. مکنه به علت دوچرخه سواری و فعالیت زیاد زمانش جا به جا بشه اما صرفا بخاطر پاره شدن چنین اتفاقی نمیافته. اگر با دوچرخه سواری قرار بود بکارت از بین بره باید تمام دخترهای دوچرخه سوار بکارتشونو از دست داده باشند در ضمن خونریزی بکارت در حد یکی دو قطره هستش و حتی گاهی با ترشحات واژن خانم قاطی شده و خانم عملا خونی ندیده. ولی فکر کنم انتظاری که شما از خون اومدن بکارت داری اینه که مثل خون ریزی قاعدگی باشه!!
    و متاسفانه مشاوران این مملکت فوق العاده انسان های بی سوادی هستند و من اینو شدیدا قبول دارم ( چنتاشون بااینکه تهران بسیار معروف هستند زندگی منو به گند کشیدند و متاسفانه من هنوز دارم تاوان اشتباهات اون هارو توی زندگی شخصیم میدم.) پس نظر این بزرگواران الزاما وحی منزل نیست و ایشونی که گفته خودمونم داد میزنیمو دعوا میکنیم صدقه سری عدم کنترل خودشون هست. من همیشه میگم یک روانشناس و مشاور خوب در درجه اول باید بتونه زندگی خودش و رفتار خودش رو مدیریت بحران کنه. بعدم بنده تاکید کردم که روانشناس بالینی میدونی فرق این دوتا چیه؟ روانشناس عادی رشته دبیرستانش انسانی بوده و عملا چیز زیادی از بدن انسان نمیدونه ولی روانشناس بالینی رشته دبیرستانش تجربی بوده و میتونه دارو تجویز کنه. روانشناس مشاور در صورت تشخیص ارجاع میده به روانشناس بالینی و اغلب روانپزشکا هم ترجیح میدن با روانشناس بالینی کار کنن ولی متاسفانه هر ادمی میره و روانشناسی میخونه و شروع میکنه مشاوره دادن و بدبختانه هیچ مرجعی نیست که بشه از این بزرگواران شکایت کرد و این کارو سخت تر میکنه.
    ببخشید یکمی حرف هام نامربوط شد ولی هدفم این بود که بگم حرف های اون بزرگواران دلیل بر بدون مشکل بودن شما نیست. و شما همچنان نیاز به درمان با نظارت و راهنمایی داری و تشخیصی که من میدم از روی حرف هات، اختلال ocd فکری و از دسته شکاک ها و وارسی کننده ها هستی. البته معاینه بیشتر حتما باید به صورت حضوری باشه و به خاطر موفقیت زندگی اینده ات و بدون اینکه از من ناراحت بشی اینو جدی بگیر.
    موفق باشی
    ویرایش توسط ghm : 06-25-2018 در ساعت 08:45 AM

  28. 2 کاربران زیر از ghm بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  29. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط nima01371 نمایش پست ها
    "برای بسیاری از زنان جامعهٔ ما، فمینیست بودن تنها در «کشمکش قدرت» با پدرشان یا با همسرشان تجلّی می یابد. این زنان نه علیه مذهب مردسالار موضع می گیرند، نه علیه حکومت مردسالار. این زنان، برای لوازم آرایش دهها برابر کتاب پول صرف می کنند، به جای موضوعات سیاسی-اجتماعی راجع به حریم خصوصی دیگران کنجکاوی می کنند و به جای کارآفرینی و فعالیت اقتصادی به «بِرَند بازی» مشغولند.

    این زنان حتی به مفهوم شرم آوری همچون «اهمیت بکارت و دوشیزگی» نیز معترض نمی شوند و در عین حال همچنان خود را فمینیست می دانند!

    به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهٔ خود را؟!"
    نوشته دکتر سرگلزایی

    سلام آقا نیما
    ممنون بابت نظرتون، از اینکه دیر جواب دادم ببخشید، چون فرصت نکردم زودتر جواب بدم
    اما یه چیزی برام سوال شد
    راستش تا دیروز من عمده ی دغدغه ی ذهنی ام همون موضوع بکارت بود
    اما نمی دونم چرا شما بحث فمنیست رو اینجا مطرح کردید؟!

    من از وقتی که خودمو تا حدودی شناختم همیشه سعی کردم به هر دو جنس به صورت معتدلانه نگاه کنم تا اینکه بخوام افراطی از جنسیتی دفاع کنم
    ضمن اینکه خب چه ناعدالتی های توی جامعه ی حاضر و توی احتماع و تجربه ی خودم دیدم ولی باز هم به کلیت نسبت ندادم
    در عین حال هم آدم انتقاد پذیری هستم و از انتقادهای به جا و درست ناراحت نمیشم بلکه استقبال هم میکنم
    پس اگه موضوعی هست خوشحال میشم واضح تر منظورتونو بفرمایید
    حالا چی شد که فکر کردید من دیدگاه فمنیسیتی دارم؟

  30. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  31. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    سلام
    ببینید اصلا فلسفه برگه سلامت به خاطر ثابت کردن موضوع باکره بودن و یا نبودن دختر نبوده
    حدود دو الی سه دهه قبل که اطلاعات زوجین در مورد روابط زناشویی کم تر بود
    به دلایل دسترسی کمتر به نت و مطالعه کم و همچنین کمبود کتاب های مخصوص زناشویی
    در نتیجه بعضی از آقایان به دلیل عدم اطلاع از نوع پرده و عدم خونریزی در اولین رابطه متاسفانه به همسر خود مشکوک میشدند
    این شک گاها تا متارکه و طلاق حتی در همان روزهای اول زندگی میشد .
    معاینه پرده بکارت حدود سه دهه قبل در ایران و در شهرهای بزرگ به خاطر اطلاع زوجین از نوع پرده صورت می‌گرفت
    تا زوجین در صورت مواجه با موارد خاص اطلاع لازم رو داشته باشند
    مثلاً ازاله بکارت در بعضی از انواع پرده در اولین رابطه بدون خونریزی بوده و بر عکس در بعضی موارد با خونریزی زیاد
    همراه است . پس اطلاع از نوع پرده و آگاهی کافی در مورد رابطه نه تنها مشکلی ایجاد نمی‌کرد
    بلکه کمک بزرگی هم به زوجین میشد
    از طرفی سال ها قبل اکثر خانواده ًایرانی قبل از مراسم ازدواج با رفت و آمد زیاد و مسافرت و ....دختر و پسر حتی با وجود عقد رسمی ممانعت میکردند
    حتی همخوابی دختر و پسر رو قبل از ازدواج منع میکردند
    حتی هنوز هم بعضی خانواده های سنتی اجازه نمیدهند دختر عقد کرده شب رو با همسرش بگذرونه
    به درست و غلط این موضوع کاری نداریم ولی از زمانی که حساسیت خانواده ها کمتر شده و رفت و آمد ها بیشتر شده
    گاهی اوقات دختر در اثر رابطه زناشویی پرده بکارتش رو از دست میداد حالا خدایی نکرده اگر کار به طلاق کشید
    ممکنه آقا قبول نکنه که در اثر رابطه پرده بکارت خانم از بین رفته
    بعضی از خانواده ها مصادف با عقد وشروع محرمیت این برگه سلامت رو تحویل آقای داماد میدادند
    که اگر خدایی نکرده کار به جدایی کشید آقا انکار نکنه
    این هم یکی از مواردی که برگه سلامت می‌گرفتند
    به نظر من در هر دو مورد فوق گرفتن برگه سلامت نه توهین به دختر خانمها و نه ناشی از عدم اعتماد به آقا پسر
    پس من توصیه میکنم به تمام زوج های جوان که مصادف با عقد وشروع محرمیت حتما به پزشک مراجعه کنند
    هم از نوع پرده مطلع میشن و هم این که با خیال راحت و بدون دغدغه روابط زناشویی رو خواهند داشت .
    به نظر من حتی اگر برگه هم نباشه آقا باید سرش رو مثل یه مرد بالا بگیره و در صورت متارکه بگه که با همسرش رابطه داشته
    امیدوارم حالا یکی از دلایلی رو که اکثر مشاورین رابطه دخول رو در ایام عقد ممنوع میکنند بفهمید
    تمام روابط زناشوییغیر از دخول در ایام عقد قبل از شروع زندگی مشترک آزاده
    در ضمن دوست عزیز خون پرده بکارت با خونریزی عادت ماهیانه کاملا متفاوته
    خون حیض غلیض و به صورت لخته است در صورتی که خون پرده بکارت روشنه و با انقباض خارج نمیشه
    خونریزی پرده بکارت سریع قطع میشه ولی خونریزی عادت ماهیانه سه الی هفت روزه
    ببخشید اینقدر صریح و رک پاسخ دادم .
    پس از این به بعد به برگه سلامت به چشم برگه سلامت جنسی دختر نگاه نکنیم
    اگر به دختر اعتماد ندارید اصلا به عنوان شریک زندگی انتخابش نکنید که مجبور باشید برگه سلامت بخواهید
    برگه رو فقط به خاطر اطلاع بگیرید لازم نیست خانواده ها هم در جریان باشند
    و در بوق و کرنا کنید
    زوجین کافیه به پزشک مراجعه کنند و عنوان کنند برای تشخیص نوع پرده مراجعه کردند
    بعد هم با خیال راحت دوران عقد رو پشت سر بگذارند و از روابطشون لذت ببرند .
    موفق باشید .





    سلام ستیلا خانوم
    متشکرم از حرفای مفیدتون
    عذر خواهی می کنم بعضی موارد رو رک عرض می کنم


    ببینید همونظور که خودتون اشاره کردید و توضیح دادید این بحث بکارت دختر و معاینه و گواهی از چند جنبه باید بررسی بشه
    طبق تجربه هایی که از اطرفیانم داشتم تا حالا نشنیدم کسی به خاطر آگاهی از نوع پرده رفته باشه دکتر
    با مادرم هم خیلی در این مورد حرف زدم، حتی بحثمون شد می گفت کلی دخترای فامیل که همه پاکیشون رو قبول دارن برای ازدواج رفتن گواهی گرفتن
    که برگ برنده ی پاکیشون دستشون باشه و اگه فردای روز تو رابطه ی زناشویی با شوهرشون مشکلی براشون پیش بیاد اون برگ سلامت رو داشته باشن و کسی پشت سرشون چیزی نگه!
    میخواست به من ثابت کنه که گرفتن گواهی به منزله ی شک به پاکی دختر نیست بلکه یه برگ برنده است بپکه فردای روز بحثی پیش نیاد!


    من دیروزم که با مادرم دوباره در این مورد حرف میزدم گفتم من اگه بخوام ازدواج کنم حتی اگه اون پسر رو خیلی دوست داشته باشم اگه ازم گواهی سلامت بخواد دورشو برای همیشه خط میکشم ، چون پسری که برای حرف من احترام و اعتماد قائل نشه و لزوما بخواد با گواهی به من اعتماد داشته باشه به نظرم خوشبختی رو برای کسی به ارمغان نمیاره!
    وقتی مادرم اصرار من رو برای این عدم گواهی موقع ازدواج دید گفت حداقل میتونی قبلش خودت تنهایی بری گواهی سلامت از دکتر بگیری و پیش خودت نگه داشته باشی که خیالت راحت باشه!
    هنوز دارم روی حرفش فکر می کنم نمیدونم چقدر درست باشه
    خب قاعدتا مادرم هم دلایلی برای حرفاش داره
    می گفت چند سال پیش یکی از دخترای فامیل توی مجردی به علت شدت عفونت زیاد پرده ی بکارتش رو از دست داده به گفته ی دکتر
    بعد شب عروسیش دوماد شاکی شده و فکر بد کرده راجب همسرش
    بعد خلاصه که دکتر مراجعه کردن و کار به خونواده ها کشیده ثابت شده که این دختر پاک بوده و گناهی نداشته
    ضمن اینکه تا چند سال بینشون اختلاف بود و تا مرز طلاق زندگیشون رفت


    حالا مادرم بازم میگه قضیه مربوط به چند سال پیش بوده و اون دختر توی روستا زندگی میکرده و شاید شرایط بهداشتی نامناسب باعث ایجاد عفونت شده و ناآگاهی و سهل انگاری مادر و دختر باعث اون اتفاق شده، برای من جالب شد، نمیدونستم شدت عفونت میتونه بکارت رو ازاله کنه!
    شما خودتون خانوم هستید و خیلی خوب درک میکنید که خانوم ها به صورت طبیعی یه سری ترشحات واژن دارن
    اما خب فاکتورهایی هست که این ترشحات طبیعی رو از ترشحی که نشونه ی عفونت واژن باشه قابل تشخیص میکنه
    من خودم مدتی بود چند بار شک کردم عفونت داشته باشم و بعد که بحث بکارت پیش اومد گفتم اگه مراجعه کنم به هرحال بد نیست و خیالم از این بابت هم راحت میشه
    ولی بعد که دکتر توضیح داد دقیق تر فهمیدم که چطوری میتونم بفهمم که چه ترشحی نشونه ی عفونت هستش




    دلیل دیگه ای که مادرم چند وقته اصرار میکنه که اگه من ازدواج کنم برم گواهی بکارت بگیرم
    موضوع زن داداشم و بیماری زناشویی ایشون هست
    نمی دونم چقدر اطلاع داشته باشید در این مورد
    زن داداش من معاینه ی بکارت نرفت یعنی نه خودشون گفته بودن و نه برادرم و خونواده ام مطرح کرده بودن
    زن داداش بزرگمم همینطور
    خب زن داداش اولم مشکلی نداشت و داره زندگیش رو میکنه
    اما دومی شب عروسیش به مشکل برخورده بود و بعد که به دکتر مراجعه کردن متوجه شدن که ایشون بیماری واژینیسموس دارن
    من اول در این مورد چیز زیادی نمیدونستم ولی وقتی برگه ی گواهی ای که دکتر داده بود رو دیدم اسم بیماری رو به صورت لاتین گفته بود
    و وقتی توی نت سرچ کردم بیشتر در موردش فهمیدم
    حتی اول یه کم نگران شدم که نکنه منم همچین مشکلی رو داشته باشم!
    چون دفعه ی اولی که من معاینه ی بکارت رفته بودم خیلی ترس و خجالت و درد داشتم اما خب دکتر معاینه رو انجام داد و از نظر منطقی هم دلیلی برای نگرانی نبود منم دیگه بیخیالش شدم


    درمورد شرایط پریود و خونی که موقع پاره شدن بعضی بکارت ها میاد موافق حرفتون هستم
    اما خب اگه دقت کنید تمام دوره ی پریود خون به یک شکل و ظاهر نیست
    حداقل در مورد خودم به شخصه اینطوری نیستش
    من از 13 سالگی بلوغ شدم و از اولین باری که پریود شدم 14 سال زمان میگذره
    توی تاپیک قبلی هم اشاره کردم شرایط پریود من جوریه که روز چهارم شاید در حد یک ساعت خونریزی وجود داشته باشه
    که این دفعه برای من عصر روز چهارم و دقیقا وقتی که حس کردم پد به بدنم فشار آورده بعدش خون رقیق دیدم در حد چند قطره و دل درد و کمر درد
    که همین باعث شد من بترسم
    با اینکه میدونستم این فشارها و یا پریدن ها آسیبی به بکارت نمیرسونه ولی خب بدشانسی من اونجا بود که همون موقع خون دیدم
    و اگه به قول شما شاید اگه روشن نبود من بازم اینقدر نگران نمیشدم.
    اما مشکل اینجاس وقتی آدم یه فکری تو ذهنش میفته بعد ممکنه تلقین بشه و بعد بشه یه دغدغه
    من قبلنا یه بار کوه رفته بودیم بعد که روی زیرانداز یهویی نشستم متوجه شدم دقیقا روی یه سنگ نشسته بودم
    بعد یه لحظه به خودم اومدم گفتم وای نکنه!! ولی بعدش که با مادرم حرف زدم دیدم چیز مهمی نبوده
    یا حتی چند وقت پیش من کوه رفته بودم و چون زمین لیز بود و شیب تند بود من از اون بالا یهویی پام لیز خورد و افتادم پایین
    جوری که تا چند روز کمرم و پاهام درد میکرد و حتی مثانه ام هم درد گرفته بود چون پرت شدم از ارتفاع و چون به بدنم فشار اومد دقیقا روز بعد پریود شدم!
    ولی بازم دیدم که اون موقع نه چیزی مستقیم بهم خورده و نه خونی دیده بودم دیگه خیالم راحت شد که چیزی نبوده.


    با این حال اگه بخوام ازدواج کنم نمی دونم کار درست و عاقلانه ای هست که برم خودم گواهی بگیرم و به کسی نشون ندم و بعدا اگه لازم شد ارائه بدم یا نه
    باید بیشتر بهش فکر کنم
    میتونم نظر شما رو در این مورد بدونم؟
    و یه سوال دیگه
    اینکه گفتید بهتره دختر و پسر برای آگاهی از نوع بکارت به دکتر مراجعه کنن یعنی بهتره پسر هم در جریان باشه؟
    و این پیشنهاد اگه از سمت پسر باشه خب دختر از کجا بدونه که منظور پسره عدم اعتماد نیستش و صرفا برای شناخت نوع بکارت هستش؟
    ویرایش توسط یلدا 25 : 06-25-2018 در ساعت 01:55 PM

  32. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط maam76 نمایش پست ها
    انشاا... همیشه سالم تندرست باشین خواهر گرامی.این حرفو نزنین که شاید مجردی زندگیی کنین .یکی از کارهایی ک باعث ارامش میشه ازدواجه. برای این امر حداکثر تلاشو کنین.منتظر کارت دعوت هستیم

    سلام آقا مهدی
    ممنونم
    من خیلی راجب ازدواج فکر کردم
    و خب تا حدودی هم شاید شرایط خونواده ام و پدر مادرم بعضی وقت ها باعث شده که من ترجیح بدم مجردی زندگی کنم
    مادرم به خاطر مشکلاتی که تو زندگی با پدرم این سال ها داشتن گاهی به خصوص وقتی با پدرم دعواشون میشه میگه اگه پسری که خودتت دوستش داشته باشی و خودم هم از همه نظر تاییدش کنم در غیر اینصورت بهتره مجرد باشی
    البته جدیدا خیلی دوست داره که من ازدواج کنم
    به هر حال من هم که ال ها تو این خونواده و با این پدرمادر زندگی کردم ازشون تاثیر گرفتم بعضی جاها ازشون درس یاد گرفتم
    و بعضی وقت ها هم به خاطر دعواهاشون چون آرامشم سلب میشد دوست داشتم یه خونه ی مجردی داشته باشم که دیگه کسی آرامشم رو بهم نزنه!

    بعضی وقت ها هم بوده که بعضی رفتارهای غیر منطقی و نادرست رو از پدرم دیدم میخواستم من مجرد بمونم و همیشه کنار مادرم باشم که اون خلع هایی که از طرف بابام رو داشته بعضی هاشون رو من براش جبران کنم!

    این شد که دیگه بعضی وقت ها به خصوص سال های قبل بعضی خواستگارها رو همون اول رد میکردم
    چون میدونستم نمیخوام ازدواج کنم درست ندیدم به بقیه زحمت بدم و بیان و برن
    البته خب شرایط اون ها هم بی تاثیر نبود بعضی ها نظامی بودن که من اصلا دوست ندارم همسرم نظامی باشه
    تو فامیل و اطرافیان هم دیدم خونواده هاشون زندگی معمولا عادی ای ندارن
    علاوه بر این هم میخواستم فعلا روی زندگی خودم تمرکز کنم و یه چیزایی رو برای خودم حل کنم بعد به کسی دیگه فکر
    کنم


    شاید دردناک باشه ولی خب آدم بهتره با واقعیت های زندگیش کنار بیاد
    دیروز من به خاطر این موضوع بکارت فکرم خیلی مشغول بود و میخواستم برم دوش بگیرم بعدش با مادرم برم دکتر
    بعد متوجه دعوای پدرمادرم شدم و بعد که صداشون بالا رفت منم ناچارا از اتاق رفتم بیرون
    دیگه مثل قبلنا به این خاطر زیاد به خودم آسیب نمیزنم و قبا اینکه بدونم موضوع دعواشون چی بوده
    گفتم دوتاتون آروم باشید بگید چی شده ، من از بلند حرف زدن به شدت ناراحت میشم
    بعد دیدم بازم ادامه میدن منم گفتم یا ساکت میشید یا الان از خونه میرم بیرون
    بعد که عصبانی شدم پدرم گفت به حای این کارا برو مادرت رو ساکت کن! بعدشم من گفتم وقتی نمیتونی آروم حرف بزنی لطفا اینجا نمون، بعد دیگه رفت تو اتاق
    مادرمم گفت حق با منه و طبق معمولا شروع کرد اگه سی سال پیش با بابام دعوا کردن اومد خاطرات رو بازگو میکرد! و از عمد با صدای بلند حرف میزد که بابام بشنوه!
    میدونین برای یه دختر به سن من این چیزا زیاد قابل هضم نیست
    وقتی میبینم پدرمادرم که بعد از خدا من به این ها تکیه کردم بعد از 35 سال زندگی مشترک دارن با همدیگه اینجوری حرف میزنن واقعا حق دارم از زندگی متاهلی دید بدی پیدا کنم! خودم این حق رو به خودم میدم
    بارها که به زندگی پدرمادرم فکر می کنم میگم شاید بهتر بود این دو نفر سال ها قبل از همدیگه جدا میشدن و این همه سال با دعواهاشون به بجه ها آسیب نمیرسوندن
    چون این ها دو تا آدم کاملا متفاوت هستن
    و یه چیز دردناک تر دیروز که سعی میکردم مادرم رو آروم کنم میگفت اگه تو ازدواج کنی و سروسامون بگیری منم از این خونه میرم پدرت هر کاری هم بکنه دیگه برنمیگردم ولی چیکار کنم الان نمیتونم تورو تنها بذارم!
    گاهی آرزو می کنم که پدرمادرم سال ها قبل از هم جدا میشدن
    میدونم زندگی بدون پدر یا مادر آسون نیست و اون خلع همیشه با ادم هستش
    ولی وقتی پدرمادرت کنارت باشن و گاها خونه رو که محل آسایش و آرامش هست تبدیل کنن به یه جهنم و کل آرامشت بهم بریزه دیگه ترجیح میدی کلا تنها باشی
    گاهی واقعا طلاق بهترین راهه
    همین دعواهای پدرمادرم تو این چند سال حداقل از وقتی که یادم میاد به نظرم روی میزان استرسی که من تو زندگی داشتم موثر بوده
    و حتی روی برادرهام
    به هر حال پسرها از نظر احساسی یه مقدار قوی تر هستن
    من گاهی بوده یه خاطر دعواشون تا یه هفته حالم بد شده
    اما برادرمم که پسر هست گاهی حالش از من بدتر شده و حتی میخواسته خودکشی کنه!
    شاید بعضی ها فکر کنن ما تو خونه مشکلی نداریم
    ولی خب مشکل هر آدمی از نگاه خودش به راحتی قابل دیدنه
    تمام این سال ها با وجود شرایطی که تو خونه مون بود من معمولا پیش کسی حتی دوستای صمیمیم حرفی از این مشکلات نمیزدم
    و معمولا همیشه تو جمع دوستام چه مدرسه چه دانشگاه من شادترین بودم
    و حتی توی خونه هم
    به این خاطر دوستام همیشه فکر میکردن تو خونه ی ما همه چی گل و بلبله
    در حالیکه بعضا غصه هام رو پشت لبخندهام پنهان میکردم...



    با این حال دیروز حق رو به مادرم دادم
    قضاوت کار آسونی نیستش
    ولی خب بعد از سال ها زندگی با پدرمادرم شناخت زیادی ازشون دارم
    به مادرم گفتم اگه واقعا فکر می کنی جدایی از بابام برات بهتره شاید بهتر باشه اینکارو بکنی
    ولی خب میگه تموم این سال ها به خاطر بچه هام موندم و الان هم به خاطر شماهاست که به زندگی امیدوارم
    حداقل این حرفش یه ذره بهم دلگرمی داد

    اما از طرفی هم حق با شماست به هر حال منم یه آدم هستم مثل بقیه و با یه سری نیازها
    من گاهی سعی می کنم منطقی باشم و خب میبینم بعضی زوج ها رو که با هم خوشبختن
    درسته ازدواج حسن های زیادی داره، ولی به شرط اینکه طرف آدم کسی باشه که همه جوره قبولش داشته باشی و بتونی دوسش داشته باشی
    قبلش هم خود فرد باید آمادگی ازدواج رو از جهات مختلف داشته باشه
    گاهی حس می کنم ازدواج با خوبی هایی که داره ممکنه بعضا مشکل ساز بشه
    چون من دوس ندارم باز ازدواج و اومدن کسی تو زندگیم ، زندگی ام محدود بشه
    منظورم راجب ادامه تحصیل، سرکار رفتن و بعد هم مسئولیت های زندگی متاهلی هستش و بعد هم که بچه بیاد تو زندگی واقعااا آسون نیست
    و باید آدم با همه ی این ها کنار بیاد بعد ازدواج کنه که بعدا به مشکلی برنخوره
    با همه ی این ها شاید واقعا اگه اون کسی که مد نظر فرد باشه و یه همسر انعطاف پذیر و منطقی باشه خب متاهلی بهتر هستش.
    این بستگی به فرد داره و شرایطش که بررسی کنه مجردی براش بهتره یا متاهلی.
    با این حال از نظر روانشناسی میگن اگه زندگی رو مثل یه مسافرت در نظر بگیریم خب وقتی دو نفر با هم همراه بشن لذت بیشتری ممکنه ببرن تا اینکه فرد به تنهایی مسیر رو طی کنه. اما به شرط اینکه همسفرت اونی باشه که خودت میخوای.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 06-25-2018 در ساعت 02:30 PM

  33. بالا | پست 20

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2018
    شماره عضویت
    38467
    نوشته ها
    501
    تشکـر
    372
    تشکر شده 381 بار در 249 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : معاینه ی بکارت

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام آقا نیما
    ممنون بابت نظرتون، از اینکه دیر جواب دادم ببخشید، چون فرصت نکردم زودتر جواب بدم
    اما یه چیزی برام سوال شد
    راستش تا دیروز من عمده ی دغدغه ی ذهنی ام همون موضوع بکارت بود
    اما نمی دونم چرا شما بحث فمنیست رو اینجا مطرح کردید؟!

    من از وقتی که خودمو تا حدودی شناختم همیشه سعی کردم به هر دو جنس به صورت معتدلانه نگاه کنم تا اینکه بخوام افراطی از جنسیتی دفاع کنم
    ضمن اینکه خب چه ناعدالتی های توی جامعه ی حاضر و توی احتماع و تجربه ی خودم دیدم ولی باز هم به کلیت نسبت ندادم
    در عین حال هم آدم انتقاد پذیری هستم و از انتقادهای به جا و درست ناراحت نمیشم بلکه استقبال هم میکنم
    پس اگه موضوعی هست خوشحال میشم واضح تر منظورتونو بفرمایید
    حالا چی شد که فکر کردید من دیدگاه فمنیسیتی دارم؟
    سلام دوست گرامی
    شما باید به خودتان بفهمانید که بدن شما متعلق به شما است و هیچ کس حق نداره شمارو نسبت به بدنتان مورد بازخواست قرار بده. پرداختن به دوشیزگی کاملاً تحقیر آمیز است، هرچند که الان شما با داشتن اون احساس غرور و سر بلندی میکنید اما در اصل کاملاً برعکسه.
    هدف از بیان این موضوع تلنگری بود تا شاید این افکار رو آسون تر کنار بزارید.
    عموماً بانوان امروزی حسابی زور میزنند که حقوق مردا رو برای خودشون محفوظ بدارن اما در اصل صرفاً به دنبال برخی مسایل پیش پا افتاده هستند و هنوز به تحقیر تن می دهند. در واقع یک زن ممکن است آزادی در انتخاب لباس، بیرون رفتن، کار و... رو حق خودش بدونه اما هم زمان به تحقیر هایی چون بکارت تن بده.
    عموم زنان ما از برابری و حقوق زن و مرد فقط بخش های ویترینی اون رو دنبال میکنن اونم در چارچوبی که از پایه تحقیر آمیز است.

    به هیچ کس اجازه ندهید درباره بکارت از شما بپرسد، چون هیچ کس چنین حقی رو نداره.
    شاد باشید.

  34. 2 کاربران زیر از M.D Karimi بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد