نمایش نتایج: از 1 به 36 از 36

موضوع: حالا دیگه کم آوردم...

1651
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    حالا دیگه کم آوردم...

    همیشه میومدم تو تاپیک هرچه‌ میخواهی بگو
    با خدا حرف میزدم
    میگفتم خدایا کمکم کن کم نیارم
    کمک کن نپاشم از هم
    کمک کن ناامید نشم ازت
    من بدون کسی نیستم دستمو بگیر مثه گذشته
    همینجور درد دل میکردم بلکه یه کم سبک شم
    اما حالا دیگه کم آوردم
    مشکلاتم یکی دوتا نیست که بخام لیستشون کنم
    انقدر همه‌چی پیچیده و قاطی شده که فقط دارم خفه میشم تو این پیچش
    همش میگفتن اگه نمازاتو اول وقت بخونی
    اگه فلان دعا رو بخونی
    اگه چله‌ی زیارت عاشورا بگیری
    اگه اگه اگه...
    دیگه خسته شدم
    هرکاری تونستم کردم و در کنارش از خدا میخاستم کمکم کنه
    ولی به نتیجه نرسیدم
    خسته شدم دیگه
    تحمل ندارم
    نگاه دیگران، کنایه‌هاو طعنه‌های فامیل...پرس وجوهای بقیه
    خدایا مگه یه بنده چقد ظرفیت داره؟؟؟
    مگه ما پیامبریم؟ مگه امام‌ معصومیم؟؟؟
    خدایا یعنی میبینی و هیچی نمیگی؟
    نه باور نمیکنم
    خودت گفتی ازم بخاید
    دیگه چقدر ازت بخام
    چقدر بهت التماس کنم؟؟؟
    یعنی برات لذت بخشه عذاب بندتو ببینی؟؟؟؟
    دیگه هیچی ازت نمیخام
    دیگه هیچ امیدی ندارم
    دیگه دل نمیبندم به حرفات
    دیگه هیچوقت هیچی ازت نمیخام
    امضای ایشان
    و سوگند به حالی که پریشان شد
    خداوند از ما نخواهد گذشت...

  2. 3 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,497
    تشکـر
    2,204
    تشکر شده 1,595 بار در 922 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    همینجور در
    هرکاری تونستم کردم و در کنارش از خدا میخاستم کمکم کنه
    ولی به نتیجه نرسیدم
    خسته شدم دیگه
    تحمل ندارم
    نگاه دیگران، کنایه‌هاو طعنه‌های فامیل...پرس وجوهای بقیه
    خدایا مگه یه بنده چقد ظرفیت داره؟؟؟
    مگه ما پیامبریم؟ مگه امام‌ معصومیم؟؟؟
    خدایا یعنی میبینی و هیچی نمیگی؟
    نه باور نمیکنم
    خودت گفتی ازم بخاید
    دیگه چقدر ازت بخام
    چقدر بهت التماس کنم؟؟؟
    یعنی برات لذت بخشه عذاب بندتو ببینی؟؟؟؟
    دیگه هیچی ازت نمیخام
    دیگه هیچ امیدی ندارم
    دیگه دل نمیبندم به حرفات
    دیگه هیچوقت هیچی ازت نمیخام
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    آیات 155 تا 157 سوره بقره
    «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ * الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ * أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»؛ «قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و کاهش در مال ها و جان ها و میوه‏ ها، آزمایش مى‏کنیم و بشارت ده به استقامت‏ کنندگان! * آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسد، مى‏گویند: «ما از آنِ خدائیم و به سوى او باز مى‏گردیم!» * اینها، همان ها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت‏ یافتگان!»
    همانطور که در معنی آیه آمده همه ما با انواع سختیها از گرسنگی و ترس و نقصان در اموال و در جانها که منظور همان بیماری هاست و نقصان در میوه ها که همان از دست دادن فرزندان که میوه های عمر هستند و یا از دست رفتن نتایج تلاش و زحماتمان باشد و در آخر آیه به کسانی که صبر می کنند بشارت میدهد. و در دو آیه بعد ویژگیهای صابران را بیان می کند کسانی که هرگاه مصیبتی به آنها میرسد میگویند: انا لله و انا الیه راجعون" ما از خداییم و بسوی او باز میگردیم. در حقیقت این آیه اشاره به گذرا بودن دنیا می کند و اشاره می کند که خدا ما را بدین جهان آورده و در نهایت بسوی خودش باز خواهد گرداند و در آیه بعد توضیح بشارتی است که به صابران داده شده و در این آیه صابران را وعده لطف و رحمت الهی میدهد و الطاف خدا را خاص این گروه میداند و در نهایت آنها را هدایت شدگان و رستگاران واقعی می نامد.
    در کل همه ما در حال امتحان هستیم پس وقتی گرفتاری سختی به ما رسید راه استقامت و بردباری را بر گزینیم چون این وعده حتمی خداست به ما. که نتیجه صبر ظفر هست. بدانیم تمام سختیها گذراست و هدف ما از زندگی چیزی به غیر از وصال حضرت دوست نیست و در دام ناامیدی که از جنود شیطان هست نیافتیم
    امضای ایشان

    تا میتوانی دلی به دست آور
    دل شکستن هنر نمی باشد

  4. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    مگه خودش نگفته ان مع عسری یسری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من دیگه امیدی ندارم
    این آیات رو هم خیلی خوب میدونم
    اما دیگه خسته شدم

  6. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,497
    تشکـر
    2,204
    تشکر شده 1,595 بار در 922 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    مگه خودش نگفته ان مع عسری یسری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من دیگه امیدی ندارم
    این آیات رو هم خیلی خوب میدونم
    اما دیگه خسته شدم
    سلام
    خودت را رها کن بگذار آزاد باشی بگذار تا دیگران هر چه بخواهند درباره تو بگویند خودت را همانی که هستی باش خیلی خودت را اسیر کرده ای از چیزی فرار نکن داری فرار می کنی هر بیشتر تقلا کنی بیشتر گرفتار میشوی شما اسیر شخصیتی هستی که خودت برای دیگران تعریف کردی خودت باش بی هیچ پیرایه ای.
    متاسفانه خیلی میخواهی همه تحسینت کنند با یکی که خیلی نزدیکی مادر یا خواهر یا دوست صمیمی خودت را خالی کن بگو در دلت چه میگذرد خجالت نکش تو داری از خودت فرار میکنی باید خودت بیرون بریزی بشکن آن نقابی را که روی چهره داری غمهای تل انبار شده ات را از دلت خالی کن تا سبک شو ی فریاد بزن غلیانی که در وجودت هست را فوران کن تا راحت شوی.
    امضای ایشان

    تا میتوانی دلی به دست آور
    دل شکستن هنر نمی باشد

  7. 2 کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30434
    نوشته ها
    520
    تشکـر
    198
    تشکر شده 445 بار در 243 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    همیشه میومدم تو تاپیک هرچه‌ میخواهی بگو
    با خدا حرف میزدم
    میگفتم خدایا کمکم کن کم نیارم
    کمک کن نپاشم از هم
    کمک کن ناامید نشم ازت
    من بدون کسی نیستم دستمو بگیر مثه گذشته
    همینجور درد دل میکردم بلکه یه کم سبک شم
    اما حالا دیگه کم آوردم
    مشکلاتم یکی دوتا نیست که بخام لیستشون کنم
    انقدر همه‌چی پیچیده و قاطی شده که فقط دارم خفه میشم تو این پیچش
    همش میگفتن اگه نمازاتو اول وقت بخونی
    اگه فلان دعا رو بخونی
    اگه چله‌ی زیارت عاشورا بگیری
    اگه اگه اگه...
    دیگه خسته شدم
    هرکاری تونستم کردم و در کنارش از خدا میخاستم کمکم کنه
    ولی به نتیجه نرسیدم
    خسته شدم دیگه
    تحمل ندارم
    نگاه دیگران، کنایه‌هاو طعنه‌های فامیل...پرس وجوهای بقیه
    خدایا مگه یه بنده چقد ظرفیت داره؟؟؟
    مگه ما پیامبریم؟ مگه امام‌ معصومیم؟؟؟
    خدایا یعنی میبینی و هیچی نمیگی؟
    نه باور نمیکنم
    خودت گفتی ازم بخاید
    دیگه چقدر ازت بخام
    چقدر بهت التماس کنم؟؟؟
    یعنی برات لذت بخشه عذاب بندتو ببینی؟؟؟؟
    دیگه هیچی ازت نمیخام
    دیگه هیچ امیدی ندارم
    دیگه دل نمیبندم به حرفات
    دیگه هیچوقت هیچی ازت نمیخام
    سلام عزیزم خیلی ناراحت شدم وقتی تاپیک و خوندم.
    بنظرم هرآدمی تو زندگیش تو یه مقطعی شدیدا تحت فشار قرارمیگیره و سختیهای زندگی و مشکلات ناشی از اون نفستو میبره چون منم همین حس و حال رو ازچهارسال پیش تا چندوقت قبل داشتم.
    انقدر ازهمه چی زده شده بودم انقدر ناامیدبودم میگفتم خدا ولم کرده که هرچی ازش میخوام جوابمو نمیده بجای اینکه مشکلاتم حل بشه همش وضع بدتر و بدتر میشه
    یه اتفاقاتی افتاده بود که من مسببش نبودم ولی زندگی و حال و روزمنو هم تحت تاثیرگذاشته بود اشتباه یه نفرزندگی کل خانواده رو تحت تاثیرگذاشته بود بااینحال هرکاری ازم برمیومد انجام دادم.سال نود و سه بدترین سال عمرم بود خیلییییی سخت بود.
    ولی بالاخره کم کم همه چی افتاد رو روال و بهترشد اون مشکل حل نشد ولی گذشت زمان یجورایی التیام داد دردمو هنوزم یه وقتایی درگیراون قضیه هستم ولی خب عادی شده دیگه برام.
    همیشه تو زندگی مشکلاتی هست ولی تو یه مقطع خاص به حد اخرش میرسه بایدتلاشتو بکنی برای تغییراوضاع تاجایی که میتونی
    هیچوقتم خودتو ناراحت نکن برا چیزی که نمیتونی عوضش کنی.
    فقط باهاش کناربیا
    امضای ایشان
    جوری عاشقتم که

    انگار دنیا فقط همین یه مرد رو داره

  9. 3 کاربران زیر از hamideh banoo بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,023 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    همیشه میومدم تو تاپیک هرچه‌ میخواهی بگو
    با خدا حرف میزدم
    میگفتم خدایا کمکم کن کم نیارم
    کمک کن نپاشم از هم
    کمک کن ناامید نشم ازت
    من بدون کسی نیستم دستمو بگیر مثه گذشته
    همینجور درد دل میکردم بلکه یه کم سبک شم
    اما حالا دیگه کم آوردم
    مشکلاتم یکی دوتا نیست که بخام لیستشون کنم
    انقدر همه‌چی پیچیده و قاطی شده که فقط دارم خفه میشم تو این پیچش
    همش میگفتن اگه نمازاتو اول وقت بخونی
    اگه فلان دعا رو بخونی
    اگه چله‌ی زیارت عاشورا بگیری
    اگه اگه اگه...
    دیگه خسته شدم
    هرکاری تونستم کردم و در کنارش از خدا میخاستم کمکم کنه
    ولی به نتیجه نرسیدم
    خسته شدم دیگه
    تحمل ندارم
    نگاه دیگران، کنایه‌هاو طعنه‌های فامیل...پرس وجوهای بقیه
    خدایا مگه یه بنده چقد ظرفیت داره؟؟؟
    مگه ما پیامبریم؟ مگه امام‌ معصومیم؟؟؟
    خدایا یعنی میبینی و هیچی نمیگی؟
    نه باور نمیکنم
    خودت گفتی ازم بخاید
    دیگه چقدر ازت بخام
    چقدر بهت التماس کنم؟؟؟
    یعنی برات لذت بخشه عذاب بندتو ببینی؟؟؟؟
    دیگه هیچی ازت نمیخام
    دیگه هیچ امیدی ندارم
    دیگه دل نمیبندم به حرفات
    دیگه هیچوقت هیچی ازت نمیخام
    سلام خانم رزمریم
    دعا کردن خوبه اما اصرار به استجابت دعا در اون بازه زمانی که مدنظر ماست گاهی از صلاح ما خارج هستش
    میدونم واسه کسی که به خواسته اش نرسیده یا زمانش طولانی شده شنیدن و خواندن این موارد تکرار مکرراته. اما واقعا بایست گاهی سپرد دست خدا و اجازه داد زمان همه چیز رو درست کنه
    طعنه فامیل و پرس و جو که ذهن شما رو مشغول کرده یعنی چی؟
    شما به عنوان یه دختر در کنار پدرو مادرتون زندگی میکنید و در حال تحصیل هستید. اگر درباره ازدواج میپرسند اهمیت ندهید متاسفانه این حرفها همیشه درون بطن فامیل وجود داره.
    سعی کنید کاری مطابق با رشته تحصیلی تون که یا روحیات شما سازگاری داشته باشه پیدا کنید
    مطمئنا شرایط و روحیه تون تغییر پیدا میکنه ضمن ابنکه در محیط اجتماعی کیس های ازدواجی بهتری سر راه شما قرار میگیره
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  11. 4 کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام خانم رزمریم
    دعا کردن خوبه اما اصرار به استجابت دعا در اون بازه زمانی که مدنظر ماست گاهی از صلاح ما خارج هستش
    میدونم واسه کسی که به خواسته اش نرسیده یا زمانش طولانی شده شنیدن و خواندن این موارد تکرار مکرراته. اما واقعا بایست گاهی سپرد دست خدا و اجازه داد زمان همه چیز رو درست کنه
    طعنه فامیل و پرس و جو که ذهن شما رو مشغول کرده یعنی چی؟
    شما به عنوان یه دختر در کنار پدرو مادرتون زندگی میکنید و در حال تحصیل هستید. اگر درباره ازدواج میپرسند اهمیت ندهید متاسفانه این حرفها همیشه درون بطن فامیل وجود داره.
    سعی کنید کاری مطابق با رشته تحصیلی تون که یا روحیات شما سازگاری داشته باشه پیدا کنید
    مطمئنا شرایط و روحیه تون تغییر پیدا میکنه ضمن ابنکه در محیط اجتماعی کیس های ازدواجی بهتری سر راه شما قرار میگیره
    سلام آقا سیاوش ممنون از راهنماییتون
    مشکل فقط ازدواج نیست
    خیلی چیزای دیگه هست
    از کنترل من خارج هستن و دیگه نمیتونم کاری برای درست شدنشون بکنم
    فکر کردن بهشون داره زجرم میده
    و هیچ کاری هم ازم برنمیاد

  13. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,768
    تشکـر
    2,497
    تشکر شده 2,184 بار در 1,143 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    مریم عزیزم منم تو شرایطی وحشتناکی مثله تو قرار گرفتم که یهویی این سوال برام پیش میمومد که ایا اصلا خدا منو دوست داره؟ اصلا حواسش به من هست؟ چرا منو تنها گذاشته ؟ چرا نتیجه تلاشمو نداد ؟

    تقریبا 4 ماه پیش تو یه شرایطی قرار گرفتم که دیگه اصلا انگیزه تلاش نداشتم هرشب گریه میکردم و همه ی اعضای خانوادم داشتن منو دلداری میدادنن ولی نمیتونستن منو اروم کنن خیلی دوست داشتم بلندشم ولی نمیتونسم یه چیزی از درون بهم میگفت تو نمیتونی یکی میگفت میتونی . جنگ وحشتناکی بود . رفتم سراغ قران ، کتابو باز کردم آیه 20 سوره فرقان اومد واقعا منو شوکه کرد یه لحظه ترسیدم که خدا چقدر به من نزدیکه و صدامو میشنوه . خدا جوابه تمام سوالاتبو از طریق قران بهت داده از خودش بخواه که ارومت کنه
    سعی کن به نشونه های خدا توجه کنی و چشمتو روی چیزهای منفی ببندی مطمن باش راه درستو پیدا میکنی

    این سوره با تفسیرش هست
    وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ ۗ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ ۗ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا
    و ما هیچ رسولی پیش از تو به خلق نفرستادیم مگر آنکه آنها هم (مانند تو) غذا می‌خوردند و در میان بازارها راه می‌رفتند (پس امّت به این عذر تکذیب رسالت تو نتوانند کرد)، و ما بعضی از شما بندگان را سبب آزمایش بعضی دیگر می‌گردانیم تا آیا صبر (در طاعت خدا) خواهید کرد؟ و پروردگار تو (به احوال و اعمال همه خلق) بیناست.

    تفسیرش( اینو حتما بخون )
    حمد بن العباس بعد از دو واسطه از عیسى بن داود النجار نقل نماید که گوید: مولاى من امام کاظم علیه‌السلام از پدر بزرگوارش امام صادق علیه‌السلام و ایشان از پدر بزرگوار خود امام باقر علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روزى على علیه‌السلام و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین علیهماالسلام را نزد خود در اطاق جمع کرد و در را بست سپس فرمود: اى اهل بیت من که اهل اللَّه نیز هستید خداوند بر شما سلام می‌رساند و جبرئیل هم اکنون در این اطاق نزد ما قرار دارد و می‌گوید که خداوند می‌فرماید من دشمنان شما را براى شما وسیله آزمایش و فتنه قرار داده ام شما در این باره چه عقیده اى دارید؟ همه گفتند: ما بر این آزمایش صبر و شکیبائى را پیشه خود می‌سازیم و به قضاى الهى راضى و خشنود می‌شویم تا این که به رحمت و لطف خداوند واصل گردیم و بالاترین اجر و ثواب او را بدست آوریم زیرا می‌دانیم که صابرین در بلایا و مصائب بزرگترین پاداش خیر را دریافت خواهند نمود. پیامبر پس از این گفتار به گریه افتاد به قسمتى که صداى گریه رسول خدا صلى الله علیه و آله از بیرون اطاق شنیده می‌شد سپس این قسمت از آیه «وَ جَعَلْنا بَعْضَکمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَ کانَ رَبُّک بَصِیراً» نازل گردید.[۱]

    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  14. 3 کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,023 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    سلام آقا سیاوش ممنون از راهنماییتون
    مشکل فقط ازدواج نیست
    خیلی چیزای دیگه هست
    از کنترل من خارج هستن و دیگه نمیتونم کاری برای درست شدنشون بکنم
    فکر کردن بهشون داره زجرم میده
    و هیچ کاری هم ازم برنمیاد
    سلام
    مشکل چی هست که آنقدر شما رو بهم ریخته
    اگر میتونید عنوان کنید که چه بهتر اگر نه که سربسته بفرمایید شاید با کمک دوستان بشه راهکاری نظری داد
    هرچند نخواهید عنوان بشه به شما کاملا حق میدم چون متاسفانه در این سایت افراد قلیلی هستند که بخاطر مسائل زندگی آدمها توهم برشون میداره و هرچیزی رو با مشکلت میسنجند و نظر میدن
    در هرصورت امیدوارم هرچه زودتر این مسائل واستون به خوبی درست بشه
    اگر هم فکر میکنید کمکی از دست من برمیاد به من بگید
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  16. 4 کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    38164
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    257
    تشکر شده 377 بار در 270 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    طاقت بیار رفیق
    ما همه بی کسیم...
    امضای ایشان
    از مخاطبینی که مشاوره و راهنمایی دریافت میکنن میخوام که
    بعد از انجام دادن راه کارها بیان و بگن جواب گرفتن یا نه

    وقتی بی خداحافظی میرید، من می مونم و این سوال که؛
    آیا حرفم درست بود و مشکلش حل شد؟


  18. 4 کاربران زیر از heh_heh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,220
    تشکـر
    1,466
    تشکر شده 1,453 بار در 782 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    سلام مریم جان.

    میفهمم عزیزم،هر آدمی توی زندگیش ممکنه حتی بارها توی شرایط سختی که کاری از دستش برنمیاد قرار بگیره.

    اگه واقعا نمیتونی کاری کنی باید بسپاریش به زمان و در کنارش سعی کنی کمتر خودتو درگیرش کنی و بیشتر توجهت به خودت باشه تا بتونی این دوره رو با کمترین آسیب سپری کنی.

  20. 2 کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,540
    تشکـر
    653
    تشکر شده 3,173 بار در 1,787 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    زندگی پستی بلندی زیاد داره صبور باشه رزمریم و منتظر اتفاقات خوب

  22. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط heh_heh نمایش پست ها
    طاقت بیار رفیق
    ما همه بی کسیم...


    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    سلام مریم جان.

    میفهمم عزیزم،هر آدمی توی زندگیش ممکنه حتی بارها توی شرایط سختی که کاری از دستش برنمیاد قرار بگیره.

    اگه واقعا نمیتونی کاری کنی باید بسپاریش به زمان و در کنارش سعی کنی کمتر خودتو درگیرش کنی و بیشتر توجهت به خودت باشه تا بتونی این دوره رو با کمترین آسیب سپری کنی.
    از همین که نمیتونم کاری کنم بهم میریزم
    دیگه خسته کننده‌تر از همیشه شده
    احساس میکنم رها شدم

  23. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    17322
    نوشته ها
    3,619
    تشکـر
    3,580
    تشکر شده 6,725 بار در 2,681 پست
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    سلام رز مریم عزیز
    امیدوار بودم شما شروع کننده موضوع نباشی
    از شما بعیده مریم جان
    مطمئن باش خدا همین الان هم بهترین ها رو برات در نظر گرفته
    این که خانواده خوبی داری
    تحصیل کرده ای
    در سلامت کامل به سر میبری
    این نعمت ها رو خیلی ها ندارند و در حسرت یکی از این نعمت ها هستند .
    قبول دارم بعضی اوقات به قول خودت آدما کم میارن
    ولی خدا همین نزدیکی است ...
    پس باز هم با خودش صحبت کن و از خدا بخواه بهت صبر در برابر این آزمایش ها رو عطا کنه .
    امضای ایشان
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  25. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    37525
    نوشته ها
    160
    تشکـر
    35
    تشکر شده 34 بار در 29 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    راستش منم باورم نشد
    رزمریم خانوم و این تاپیک؟!!
    ولی یجورایی منم مثل خودتم پس فکر نکن تنهاترین هستی و خاص ترین مشکلات رو داری
    منم خیلی به دین اهمیت میدادم تا اینکه متوجه شدم چه نماز بخونم چه نخونم تغییر خاصی تو زندگیم صورت نمیگیره
    نماز میخوندم میرفتم بیرون همه تیکه مینداختن بهم و مسخرم میکردن اگه نمیخوندم همون اش و همون کاسه
    فرقی نکرد گرچه هنوز اعتقادمو به کل از دست ندادم
    ماها که حساسیم و دقیق هستیم تو زندگی معمولا این اتفاقا برامون میفته
    اونایی که بیخیالن حتی اگه کافرترین ادم هم باشن شرایط روحیشون بهتر از ماس
    من اصلا خوب نشدم اما نسبت به قبل استرسم کمتر شده اونم با در نظر گرفتن چند مورد که بعضی از دوستان بهت گفتن :
    اول اینکه مردمو گناهکار و پراشتباه فرض میکنم همین باعث میشه اعتماد به نفسم کم نشه گرچه تا حدودی حقیقت داره این فرضیه من
    دوم اینکه قرار نیست مورد تایید همه باشم اگه اینجور بود پیامبرا و امامارو همه دوست داشتن چون بهترین ادمهای روی کره زمین بودن اما میدونی که چقد دشمن داشتن
    حالا ما که خوبتر از اونا نیستیم
    امیدوارم حالت خوب شه با مشکلاتت بجنگ چون برات تجربه میشه چون باعث رشدت میشه هرچند اخرش شکست بخوری

  26. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,023 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط ناراحتم نمایش پست ها
    راستش منم باورم نشد
    رزمریم خانوم و این تاپیک؟!!
    ولی یجورایی منم مثل خودتم پس فکر نکن تنهاترین هستی و خاص ترین مشکلات رو داری
    منم خیلی به دین اهمیت میدادم تا اینکه متوجه شدم چه نماز بخونم چه نخونم تغییر خاصی تو زندگیم صورت نمیگیره
    نماز میخوندم میرفتم بیرون همه تیکه مینداختن بهم و مسخرم میکردن اگه نمیخوندم همون اش و همون کاسه
    فرقی نکرد گرچه هنوز اعتقادمو به کل از دست ندادم
    ماها که حساسیم و دقیق هستیم تو زندگی معمولا این اتفاقا برامون میفته
    اونایی که بیخیالن حتی اگه کافرترین ادم هم باشن شرایط روحیشون بهتر از ماس
    من اصلا خوب نشدم اما نسبت به قبل استرسم کمتر شده اونم با در نظر گرفتن چند مورد که بعضی از دوستان بهت گفتن :
    اول اینکه مردمو گناهکار و پراشتباه فرض میکنم همین باعث میشه اعتماد به نفسم کم نشه گرچه تا حدودی حقیقت داره این فرضیه من
    دوم اینکه قرار نیست مورد تایید همه باشم اگه اینجور بود پیامبرا و امامارو همه دوست داشتن چون بهترین ادمهای روی کره زمین بودن اما میدونی که چقد دشمن داشتن
    حالا ما که خوبتر از اونا نیستیم
    امیدوارم حالت خوب شه با مشکلاتت بجنگ چون برات تجربه میشه چون باعث رشدت میشه هرچند اخرش شکست بخوری
    سلام
    بخاطر نماز خواندن مسخره میکردن و تیکه مینداختن؟
    تا حالا ندیدم کسی رو واسه چنین چیزی مسخره کنند. اون که ایراد میگرفتن ربط دادن مسائل نامربوط به دین بوده
    آدم یا یه چیزی رو قبول داره یا نداره. کسی که با مسخره کردن دیگران اعتقادش شل بشه اون اسمش اعتقاد نیست. اگر هم اعتقادتون کم شده علتش رو در خودتون جستجو کنید
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  27. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    37525
    نوشته ها
    160
    تشکـر
    35
    تشکر شده 34 بار در 29 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام
    بخاطر نماز خواندن مسخره میکردن و تیکه مینداختن؟
    تا حالا ندیدم کسی رو واسه چنین چیزی مسخره کنند. اون که ایراد میگرفتن ربط دادن مسائل نامربوط به دین بوده
    آدم یا یه چیزی رو قبول داره یا نداره. کسی که با مسخره کردن دیگران اعتقادش شل بشه اون اسمش اعتقاد نیست. اگر هم اعتقادتون کم شده علتش رو در خودتون جستجو کنید
    عزیزم اشتباه متوجه شدی
    منو بخاطر نماز مسخره نمیکردن کلا حرف زدنم طرز برخوردم و ظاهرم و .... مسخره میکردن
    من نماز میخوندم که نتونن مسخره کنن اما دیدم تاثیری نداشت

  29. کاربران زیر از ناراحتم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,398
    تشکـر
    10,732
    تشکر شده 13,493 بار در 6,878 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...




    :
    سعی میکنم از این جمله بابا پنجعلی توی زندگیم استفاده کنم: «بود بود، نبود نبود!»

    : @Biwotext شوالیه

    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  31. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,497
    تشکـر
    2,204
    تشکر شده 1,595 بار در 922 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها



    از همین که نمیتونم کاری کنم بهم میریزم[replacer_img]
    دیگه خسته کننده‌تر از همیشه شده
    احساس میکنم رها شدم
    سلام
    خوب اگر شما کاری نمی توانی بکنی در وسعت نیست دیگر سخت نگیر آدم آنچه در وسعش هست انجام میدهد بقیه اش را واگذار می کند به خدا.
    تلاشت را بکن شد شد نشدم شما کارت کردید انسان مختار مطلق نیست که هر کاری بتواند بکند ولی در حد اختیارش مسئول هست وگرنه نباید ناراحت امری باشد که در دست او نیست خودت را اذیت نکن.
    ترس آینده هم نداشته باش چون هنوز نیامده که ما عزای آن را بگیریم من که تا حالا دیدم شما دختر مصمم و با اراده ای هستید شاید آینده بهتر شود فقط یک نکته شما خیلی سختگیر هستید اگر هم به کسی احساسی دارید که عقلتان خلاف آن را میگوید ببینید واقعا از چه ویژگی و خصوصیتی در او هست که شما را جذب خود کرده بیشتر آدمها جذب اشخاصی می شوند که خلاءهای روحی و جسمی و مادی و معنویشان را پر می کند دقت کنید که نداشته هاتان چی هست که با به دست آوردن آن شخص میخواهید دارای آن شوید.
    یک بار صادقانه با خودتان خلوت کنید و ببینید واقعا دردتان چیست؟
    دیگر در خلوت ریا نکنید خودتان را گول نزنید بلند و رسا آنچه هست با خود بگویید تا رها شوید.
    امضای ایشان

    تا میتوانی دلی به دست آور
    دل شکستن هنر نمی باشد

  33. بالا | پست 20

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    سلام رز مریم عزیز
    امیدوار بودم شما شروع کننده موضوع نباشی
    از شما بعیده مریم جان
    مطمئن باش خدا همین الان هم بهترین ها رو برات در نظر گرفته
    این که خانواده خوبی داری
    تحصیل کرده ای
    در سلامت کامل به سر میبری
    این نعمت ها رو خیلی ها ندارند و در حسرت یکی از این نعمت ها هستند .
    قبول دارم بعضی اوقات به قول خودت آدما کم میارن
    ولی خدا همین نزدیکی است ...
    پس باز هم با خودش صحبت کن و از خدا بخواه بهت صبر در برابر این آزمایش ها رو عطا کنه .
    این روزها انقدر عصبی و پراز تنش هستم که همه همینو بهم میگن" از تو بعیده"
    ولی واقعا دیگه تاب ندارم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ناراحتم نمایش پست ها
    راستش منم باورم نشد
    رزمریم خانوم و این تاپیک؟!!
    ولی یجورایی منم مثل خودتم پس فکر نکن تنهاترین هستی و خاص ترین مشکلات رو داری
    اخرش شکست بخوری
    ممنون

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها



    :
    سعی میکنم از این جمله بابا پنجعلی توی زندگیم استفاده کنم: «بود بود، نبود نبود!»

    : @Biwotext شوالیه

    مرسی که واسم نوشتی

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    خود بگویید تا رها شوید.
    سلام ممنون که وقت میذارید
    من اهل ریا نیستم آقا سعید
    فقط دوس ندارم کسی از مشکلاتم باخبر شه

  34. 2 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  35. بالا | پست 21

    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    تاریخ عضویت
    May 2018
    شماره عضویت
    38382
    نوشته ها
    208
    تشکـر
    79
    تشکر شده 61 بار در 49 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    سلام رز مریم جان
    باعث ناراحتیه که از دختران سرزمینم اینطور اشفته به نظر برسه
    دیگه همه شاهد خوبی ها و راهنمایی های تو توی انجمن هستن و به خیلیا کمک کردی و انرژی مثبت دادی
    ازت ممنونم
    ولی نکته ای که هستش اینه که متاسفانه و متاسفانه قصد توهین به اعتقادات رو ندارم ولی قانون طبیعت اینطوریه که هرچی بیشتر دل بسوزونی ، نگران باشی و این حرفا بیشتر سرت میاد
    ببین دعا درسته ، خیلیم خوبه به ادم آرامش میده ولی در کنارش باس قدم هم برداشت قطعا قدم برداشتی ولی شاید کافی نبوده
    میدونم سخته برا منم اولش سخت بود ولی ادم به حرفای بقیه نباید توجه کنه مردم حرف زیاد میزنن
    گاهی وقتا باید تو زندگی بیخیال باشی یکم خودت رو بزن به بیخیالی و از زندگی و حال خودت لذت ببر
    برا خودت زندگی کن همش فکر کمک به بقیه و تحسین و این حرفا نباش
    شاید نتونی تو این تایپک مشکلاتت رو بگی ولی قطعا با یه سری دخترا تو انجمن که خیلی با تجربه هم هستن و میتونن کمکت کنن مثل پریماه ، صبا ،ستیلا و ... میتونی در میون بزاری
    شاد باشی

  36. کاربران زیر از Tarah4 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  37. بالا | پست 22

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    مرسی که همه‌چی داره خراب تر میشه

  38. بالا | پست 23

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2018
    شماره عضویت
    38467
    نوشته ها
    501
    تشکـر
    372
    تشکر شده 381 بار در 249 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    مرسی که همه‌چی داره خراب تر میشه
    درود و عرض ادب
    به قولی نیک میدانم در چنین شرایطی که ترسیم کردین، فکر کردن به حرفا دشواره.
    اما گاهی اقدامات/کارهایی که برای رفع مشکلات می کنیم، در واقع عامل ماندگاری و تداوم اونها هستند. همین که دست از کارای قبلی بکشیم، ممکنه راه برای رهایی از اونا پیدا بشه.

  39. بالا | پست 24

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط M.D Karimi نمایش پست ها
    درود و عرض ادب
    به قولی نیک میدانم در چنین شرایطی که ترسیم کردین، فکر کردن به حرفا دشواره.
    اما گاهی اقدامات/کارهایی که برای رفع مشکلات می کنیم، در واقع عامل ماندگاری و تداوم اونها هستند. همین که دست از کارای قبلی بکشیم، ممکنه راه برای رهایی از اونا پیدا بشه.
    هیچی درست نمیشه
    فقط دیگه به شدت قبل آزاردهنده نیست

  40. 2 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  41. بالا | پست 25

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    همیشه میومدم تو تاپیک هرچه‌ میخواهی بگو
    با خدا حرف میزدم
    میگفتم خدایا کمکم کن کم نیارم
    کمک کن نپاشم از هم
    کمک کن ناامید نشم ازت
    من بدون کسی نیستم دستمو بگیر مثه گذشته
    همینجور درد دل میکردم بلکه یه کم سبک شم
    اما حالا دیگه کم آوردم
    مشکلاتم یکی دوتا نیست که بخام لیستشون کنم
    انقدر همه‌چی پیچیده و قاطی شده که فقط دارم خفه میشم تو این پیچش
    همش میگفتن اگه نمازاتو اول وقت بخونی
    اگه فلان دعا رو بخونی
    اگه چله‌ی زیارت عاشورا بگیری
    اگه اگه اگه...
    دیگه خسته شدم
    هرکاری تونستم کردم و در کنارش از خدا میخاستم کمکم کنه
    ولی به نتیجه نرسیدم
    خسته شدم دیگه
    تحمل ندارم
    نگاه دیگران، کنایه‌هاو طعنه‌های فامیل...پرس وجوهای بقیه
    خدایا مگه یه بنده چقد ظرفیت داره؟؟؟
    مگه ما پیامبریم؟ مگه امام‌ معصومیم؟؟؟
    خدایا یعنی میبینی و هیچی نمیگی؟
    نه باور نمیکنم
    خودت گفتی ازم بخاید
    دیگه چقدر ازت بخام
    چقدر بهت التماس کنم؟؟؟
    یعنی برات لذت بخشه عذاب بندتو ببینی؟؟؟؟
    دیگه هیچی ازت نمیخام
    دیگه هیچ امیدی ندارم
    دیگه دل نمیبندم به حرفات
    دیگه هیچوقت هیچی ازت نمیخام


    مریم جانم سلام
    من چند روز بود انجمن نیومده بودم، امروز اتفاقی تاپیکت رو دیدم
    از آقا سعید ممنونم، فکر کنم ایشون من رو به تاپیکت دعوت کرده بودن
    با اینکه حرفات ناراحتم کرد
    وبی نمیخوام بگم از تو بعیده یا حق نداری گاهی از زندگی خسته بشی
    چون فکر می کنم آدم در هر شرایطی که باشه یه روزی ممکنه از مسائل زندگیش خسته بشه

    عزیزم متاسفانه گاهی آدم تاوان چیزایی رو میده که خودش هیچ تقصیری توی اون ها نداشته
    گاهی تاوان بدی کردن آدمی رو میده، بهت حق میدم ناراحت باشی گاهی
    اما نباید اجازه بدیم ناراحتی ها توی قلبمون تداوم پیدا کنن
    باید با امید و تلاش و گذشت باهاشون برخورد کنی
    گاهی وقتا باید بگذاری و بگذری


    به هر حال خودت بهتر از من میدونی بهترین راه هست که با مسائل زندگی بهترین برخورد رو داشته باشیم
    چند روز پیش که حرف میزدیم من هم واقعا به یه مسافرت تنهایی نیاز داشتم
    ولی خودت میدونی دیگه گاهی نمیشه هر چی دلت میخواد رو انجام بدی
    ولی به نظرم یه مسافرت نیاز داری با خونواده هم بری درسته تنها نیستی ولی یه مقدار آروم میشی
    یه چند روز به خودت استراحت بده، یه مقدار بیا بیرون از اتفاقات و مسائل زندگی
    تو زندگی یاد گرفتم توی هیچ چیزی نباید غرق شد، گاهی فکر کردن زیادی به مسائل روح آدم رو اذیت میکنه
    پس یه استراحت به خودت بده یه مقدار روح لطیفت آرامش بگیره
    مطمئن باش همین خدایی که گاهی وقت ها خواسته اش رو به خواسته ی خودت ترجیح دادی تنهات نمیذاره
    می دونم اینارو از من بهتر می دونی ولی گاهی آدما نیاز دارن بهشون دونسته هاشونو یادآوری کنی!
    کاش می تونستم آرومت کنم...



    مثل خودت روانشناسی نخوندم که این مواقع بتونم خیلی خوب آرومت کنم
    ولی یه چیزای کوچولو هم بلدم و همه ی تلاشمو می کنم
    لطفا وقت کردی بیا تلگرام یعنی در اولین فرصت بیا، خودمم دلم برات تنگ شده
    از صمیم قلبم برات آرامش رو آرزو می کنم مریم جان
    از خدا می خوام هر چی زودتر شرایط برات بهتر و بهتر بشه.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 08-04-2018 در ساعت 07:49 PM
    امضای ایشان

    زن در زبان کوردی به زیباترین نحو ممکن معنا شده
    واژه ی "زن" در ادبیات کوردی، نه خانم است
    نه زنیکه
    نه بانو
    نه ضعیفه
    نه زن
    اور را"آفرت" می نامند، به معنای آفریننده!

  42. 2 کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  43. بالا | پست 26

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    متاسفانه این مدت هم شرایط کشور به نحوی حال همه رو بد کرده
    چند روز پیش از استادم سوال داشتم پیام دادم احوالپرسی کردم گفتم حالتون خوبه
    گفتن با این شرایط کشور مگه حال کسی خوب هست!
    بعد که فکر کردم دیدم حرفشون درسته
    امیدوارم این موقع حداقل مردممون پشت هم باشن،نه برای رای ندادن ، نه برای شعار علیه کشورای دیگه برای بیان مسائلشون...
    امضای ایشان

    زن در زبان کوردی به زیباترین نحو ممکن معنا شده
    واژه ی "زن" در ادبیات کوردی، نه خانم است
    نه زنیکه
    نه بانو
    نه ضعیفه
    نه زن
    اور را"آفرت" می نامند، به معنای آفریننده!

  44. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  45. بالا | پست 27

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    مریم جانم سلام
    من چند روز بود انجمن نیومده بودم، امروز اتفاقی تاپیکت رو دیدم
    از آقا سعید ممنونم، فکر کنم ایشون من رو به تاپیکت دعوت کرده بودن
    با اینکه حرفات ناراحتم کرد
    وبی نمیخوام بگم از تو بعیده یا حق نداری گاهی از زندگی خسته بشی
    چون فکر می کنم آدم در هر شرایطی که باشه یه روزی ممکنه از مسائل زندگیش خسته بشه

    عزیزم متاسفانه گاهی آدم تاوان چیزایی رو میده که خودش هیچ تقصیری توی اون ها نداشته
    گاهی تاوان بدی کردن آدمی رو میده، بهت حق میدم ناراحت باشی گاهی
    اما نباید اجازه بدیم ناراحتی ها توی قلبمون تداوم پیدا کنن
    باید با امید و تلاش و گذشت باهاشون برخورد کنی
    گاهی وقتا باید بگذاری و بگذری


    به هر حال خودت بهتر از من میدونی بهترین راه هست که با مسائل زندگی بهترین برخورد رو داشته باشیم
    چند روز پیش که حرف میزدیم من هم واقعا به یه مسافرت تنهایی نیاز داشتم
    ولی خودت میدونی دیگه گاهی نمیشه هر چی دلت میخواد رو انجام بدی
    ولی به نظرم یه مسافرت نیاز داری با خونواده هم بری درسته تنها نیستی ولی یه مقدار آروم میشی
    یه چند روز به خودت استراحت بده، یه مقدار بیا بیرون از اتفاقات و مسائل زندگی
    تو زندگی یاد گرفتم توی هیچ چیزی نباید غرق شد، گاهی فکر کردن زیادی به مسائل روح آدم رو اذیت میکنه
    پس یه استراحت به خودت بده یه مقدار روح لطیفت آرامش بگیره
    مطمئن باش همین خدایی که گاهی وقت ها خواسته اش رو به خواسته ی خودت ترجیح دادی تنهات نمیذاره
    می دونم اینارو از من بهتر می دونی ولی گاهی آدما نیاز دارن بهشون دونسته هاشونو یادآوری کنی!
    کاش می تونستم آرومت کنم...



    مثل خودت روانشناسی نخوندم که این مواقع بتونم خیلی خوب آرومت کنم
    ولی یه چیزای کوچولو هم بلدم و همه ی تلاشمو می کنم
    لطفا وقت کردی بیا تلگرام یعنی در اولین فرصت بیا، خودمم دلم برات تنگ شده
    از صمیم قلبم برات آرامش رو آرزو می کنم مریم جان
    از خدا می خوام هر چی زودتر شرایط برات بهتر و بهتر بشه.
    مرسی رفیق شب‌های غمگین

  46. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  47. بالا | پست 28

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,540
    تشکـر
    653
    تشکر شده 3,173 بار در 1,787 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    هرچی فکر میکنم آینده جوونا قراره چی بشه هیچ چیزی رو به روم نمیبینم

  48. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  49. بالا | پست 29

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    هرچی فکر میکنم آینده جوونا قراره چی بشه هیچ چیزی رو به روم نمیبینم
    از هر نظر که بگی
    نمیدونم یا من خیلی ناامیدم
    یا واقعا اوضاع خیلی خرابه

  50. بالا | پست 30

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26674
    نوشته ها
    694
    تشکـر
    170
    تشکر شده 276 بار در 199 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    از هر نظر که بگی
    نمیدونم یا من خیلی ناامیدم
    یا واقعا اوضاع خیلی خرابه
    سلام

    خواستم من هم اعلام کنم که اوضاع واقعا خرابه...نه تنها شما بلکه من و دوستان منم ناامیدیم...هر چی تلاشم کردم به جایی نمیرسم...فک کنم بن بست که میگن واقعا در اون نقطه ایم

    حالا بیشتر دلم به حال بچه هایی میسوزه که در حال تکاپو برای انتخاب رشته هستن!! به امید آینده بهتر...دنبال بهترین رشته میگردن غافل از اینکه...

  51. 2 کاربران زیر از shahriar بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  52. بالا | پست 31

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    مرسی رفیق شب‌های غمگین
    خواهش می کنم عزیزدلم
    خوشحالم که حالت بهتره عزیزم
    امضای ایشان

    زن در زبان کوردی به زیباترین نحو ممکن معنا شده
    واژه ی "زن" در ادبیات کوردی، نه خانم است
    نه زنیکه
    نه بانو
    نه ضعیفه
    نه زن
    اور را"آفرت" می نامند، به معنای آفریننده!

  53. بالا | پست 32

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    بچه ها به نظر من تو هر شرایطی بهترین کار اینه که آدم ناامید نشه
    واقعا ناامیدی اصلا خوب نیست و کلا حال آدم رو خیلی بد میکنه
    حتی وقتی که حس کنی شرایط خیلی نامساعده یا حس کنی شکست خوردی
    به نظرم امید تو زندگی مثل اکسیژن میمونه برای بدن

    یه چیز دیگم هست ما آدم ها بعضی هامون وقتی مسئله یا مسائلی برامون پیش میاد
    گاهی از اونی که هست موضوع رو بزرگتر یا خیلی بزرگترش میکنم ، اونقدر که آرامشمونو از دست میدیم به خاطرش
    اینجوری چیزی رو که درست نمیکنیم هیچ ، آرامش خودمونم از خودمون میگیریم
    یادته مریم پارسال من یه روز حالم خیلی بد بود اینارو بهم میگفتی؟
    سخت گرفتن تو زندگی، نتیجه ی خوبی نداره

    یکی از آشناها چند وقتی هست بنده ی خدا ورشکسته شده
    جریان این بوده که این آقا کار تجارتی انجام میدادن
    بعد تو فامیل هم چند نفر پس اندازهاشون رو به ایشون دادن
    حالا نه تنها خونه و ماشین و طلاهای همسرشون و پس اندازهاشون رفته
    کلی هم بدهکار بقیه شدن

    همسر یکی از این آقایون یه بار که بیرون بودیم و بقیه سعی میکردن دلداری بدن بهشون میگفت ما خیلی پوست کلفت هستیم وگرنه هر کی دیگه جای ما بود الان زیر خاک بود
    خیلی ناراحت بود ولی از اینکه یه ته مونده ی امید تو دلش بود من خوشم اومد
    در حالیکه پدرمادر بچه ها خیلی ناراحت بودن دوسه تاشون تازه عروسی کردن و میخواستن مثلا اینجوری اوضاعشون بهتر بشه
    یکیشون پسر داییمه باباش یه آپارتمان بهشون داد وقتی عروسی کردن
    ایشونم رفته بود سندش رو به این آقا که میشه پسرخاله اش داده بود که بذاره ضمانت تو این تجارت ها و خرید و فروش ها
    حالا میگفت خونه ام که رفته هیچ 70 میلیون هم داییم برای این آقا ضمانت وام شدن اینم رفته
    مبلغ بدهیشون حدود 5 میلیارد تومنه، الانم که اوضاع اقتصادی این شکلی شد
    میدونم گاهی گره های زندگی خیلی تو هم میپیچن ولی امیدوار بودن همیشه یه راه تازه برای آدم داره.
    امضای ایشان

    زن در زبان کوردی به زیباترین نحو ممکن معنا شده
    واژه ی "زن" در ادبیات کوردی، نه خانم است
    نه زنیکه
    نه بانو
    نه ضعیفه
    نه زن
    اور را"آفرت" می نامند، به معنای آفریننده!

  54. 2 کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  55. بالا | پست 33

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38058
    نوشته ها
    285
    تشکـر
    328
    تشکر شده 199 بار در 130 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    سلام مریم خانم می فهمم چی می گید چون خودمم تقریبا همین وضع رو دارم.
    می خواستم زودتربیام اینجاولی چون اوضاع روحی خودمم خوب نبودترسیدم بیام یه چیزی بگم اوضاع بدتر بشه.آدم وقتی ناامید میشه وشکست می خوره دیگه خیلی سخته که تواون شرایط بخوادخوشبین باشه وبه چیزای خوب فکر کنه امایه راه کاری هست که خیلیا ازش جواب گرفتن منم تویه کتاب به اسم هواوپونوپونو خوندمش وهروقت تکرارش می کنم حالم بهتر میشه راهکار اینه که شما برای مشکلاتی براتون پیش میاد ویااطرافیان دارن هرروزوتاجایی که می تونید این چهارجمله روتکرارمی کنید هرجوری که دوست دارید.
    ( دوستت دارم،منوببخش ،متاسفم ،متشکرم.)
    ایشالله که بهتون کمک کنه.

  56. بالا | پست 34

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    38770
    نوشته ها
    37
    تشکـر
    9
    تشکر شده 22 بار در 18 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    از هر نظر که بگی
    نمیدونم یا من خیلی ناامیدم
    یا واقعا اوضاع خیلی خرابه
    مریمممممممم
    چی شده
    منو ک نمیدونی کیم
    ولی با شناختی ک ازت دارم اینجوری بگم که

    الان وضعیت داغونه
    ن فقط تو
    بلکه همه همین جوری هستن
    همه ناامید
    همه رسیدن ب ی جایی ک شاید تقریبا شبیه ب بن بست باشه
    و توام حق داری
    هرآدمی تو زندگی ی سری مشکلات داره
    و شرایط جوری رقم میخوره ک خیلی کم پیش میاد کسی ازین قضیه مستثنی باشه
    حالا ی سریا بیشتر ی سریا کمتر
    ولی حقیقتش این تاپیکو ک دیدم جاخوردم
    تو همیشه ی غصه ای تو دلت داشتی ک من هیچوقت نفهمیدم دقیقا چی شد
    ولی با این وجود این رو هم میدونم ک دختر قوی هستی
    همیشه محکم واسادی جلو مشکلات
    نمیخام بگم چرا ضعیف شدی
    چون میدونم نشدی
    نمیخامم بگم چرا همچین چیزیو تاپیک کردی
    چون میدونم ادمگاهی اوقات ب ی جایی میرسه ک واقعا خسته میشه
    مثل همه ما
    نمیخامم بگم ک تو همیشه خودت بقیرو راهنمایی میکردی و الان ..
    چون بازم میدونم ک توام مثل همه آدما مشکل داری ،خسته میشی و حق داری

    ولی با شناختی ک از تو دارم
    میدونم ک میتونی
    فقط کافیه یکم ب خودت
    ب ذهنت
    استراحت بدی
    همه چیو دوباره شرو کنی
    یا
    اون جاهایی ک خرابرو درست کنی
    (این دیه با توجه ب مشکل خودته)

    این نیز بگذرد جانم
    امضای ایشان
    باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد
    آن قدر که اشک ها خشک شوند
    باید این تن اندوهگین را چلاند
    و
    بعد دفتر زندگی را ورق زد
    به چیز دیگری فکر کرد
    باید پاها را حرکت داد
    و
    همه چیز را از نو شروع کرد





  57. 2 کاربران زیر از Atefeh73 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  58. بالا | پست 35

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,073
    تشکـر
    8,063
    تشکر شده 8,510 بار در 3,897 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Atefeh73 نمایش پست ها
    مریمممممممم
    چی شده
    منو ک نمیدونی کیم
    ولی با شناختی ک ازت دارم اینجوری بگم که

    الان وضعیت داغونه
    ن فقط تو
    بلکه همه همین جوری هستن
    همه ناامید
    همه رسیدن ب ی جایی ک شاید تقریبا شبیه ب بن بست باشه
    و توام حق داری
    هرآدمی تو زندگی ی سری مشکلات داره
    و شرایط جوری رقم میخوره ک خیلی کم پیش میاد کسی ازین قضیه مستثنی باشه
    حالا ی سریا بیشتر ی سریا کمتر
    ولی حقیقتش این تاپیکو ک دیدم جاخوردم
    تو همیشه ی غصه ای تو دلت داشتی ک من هیچوقت نفهمیدم دقیقا چی شد
    ولی با این وجود این رو هم میدونم ک دختر قوی هستی
    همیشه محکم واسادی جلو مشکلات
    نمیخام بگم چرا ضعیف شدی
    چون میدونم نشدی
    نمیخامم بگم چرا همچین چیزیو تاپیک کردی
    چون میدونم ادمگاهی اوقات ب ی جایی میرسه ک واقعا خسته میشه
    مثل همه ما
    نمیخامم بگم ک تو همیشه خودت بقیرو راهنمایی میکردی و الان ..
    چون بازم میدونم ک توام مثل همه آدما مشکل داری ،خسته میشی و حق داری

    ولی با شناختی ک از تو دارم
    میدونم ک میتونی
    فقط کافیه یکم ب خودت
    ب ذهنت
    استراحت بدی
    همه چیو دوباره شرو کنی
    یا
    اون جاهایی ک خرابرو درست کنی
    (این دیه با توجه ب مشکل خودته)

    این نیز بگذرد جانم
    ممنون دوست خوبم
    همین درک شدن حس بهتری به آدم میده
    دارم سعی میکنم بیخیال باشم
    اگرچه امروز به شدت به مرگ فکر میکردم
    خفه‌کننده شده برام این دنیا و آدماش
    بازم ممنون که وقت گذاشتی و برام نوشتی

  59. 2 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  60. بالا | پست 36

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    38770
    نوشته ها
    37
    تشکـر
    9
    تشکر شده 22 بار در 18 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : حالا دیگه کم آوردم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    ممنون دوست خوبم
    همین درک شدن حس بهتری به آدم میده
    دارم سعی میکنم بیخیال باشم
    اگرچه امروز به شدت به مرگ فکر میکردم
    خفه‌کننده شده برام این دنیا و آدماش
    بازم ممنون که وقت گذاشتی و برام نوشتی
    خاهش میکنم عزیزم
    هرچیزی میگذره
    ی روزی ب این روزا میخندی
    که امیدوارم اون روز نزدیک باشه
    خیلی نزدیک
    امضای ایشان
    باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد
    آن قدر که اشک ها خشک شوند
    باید این تن اندوهگین را چلاند
    و
    بعد دفتر زندگی را ورق زد
    به چیز دیگری فکر کرد
    باید پاها را حرکت داد
    و
    همه چیز را از نو شروع کرد





  61. کاربران زیر از Atefeh73 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد