نمایش نتایج: از 1 به 34 از 34

موضوع: با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

2212
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام
    حدود پنج سال پیش همسرم به سرطان ریه میتلا شدند با کلی درمان بعد از تفریبا" شش ماه بهبود پیدا کردند. نوشتنش هم برایم سخته. من سه ماه تمام کارم و همه چیز رو تعطیل کرده بودم و فقط در بیمارستان بودم. یعنی فقط شبها رو چون اجازه نمیدادند نمیتوانستم کنارشون باشم و مادر و خواهر خانمم و مادرم به نوبت می بودند که بیشترش رو هم من از شب تا صبح یا در راهرو بیمارستان می نشستم یا در حیاط قدم میزدم.

    جز اینکه خانمم خیلی اذیت شدند این مسئله از نظر روحی تاثیرات بدی بر روی همه گذاشت خصوصا" بر روی بچه هایم.
    یک جا نمی تونستند ثابت باشند و هر روز خانه پدرخانمم و خانه پدرم بودند و یکی دو نفر فقط مسئول این شده بودند با بچه ها صحبت کنند و بیرون ببرند تا کم و کسری نداشته باشند. آن سال خوشبختانه حالشون خوب شد یعنی دکتر گفتند روند بهبودی ایشون خیلی خوب پیش رفته و وجود عشق و علاقه و امیدی که به همسرم میدادم باعث شده به این شکل بیماریشون بهبود پیدا کنه و حتی خیلی از من تشکر کردند و گفتند فقط هر شش ماه بکدفعه یک آزمایش باید انجام بشه که مطمئن بشیم .
    مدتی پیش دوباره حال خانمم بد شد آزمایش انجام دادند دکتر گفتند احتمال اینکه بیماریشون برگرده زیاد هستش.علت اصلیش هم هوای بسیار آلوده و ناسالم تهران هست و اینکه افراد سالم رو بیمار کرده همسر من که جای خود دارد.
    طبق چیزی که دکتر گفتند بایست خانمم رو برای زندگی خارج از تهران و حتی اگر میتونم خارج از ایران ببرم البته به همراه بچه ها چون نبود بچه ها تاثیرمعکوس میگذاره.ضمنا" همسرم بایست دوره درمان رو دوباره شروع کنند که بیماری پیشروی نداشته باشه.
    برای این موضوع که ایشون رو خارج از تهران ببرم و فقط برای درمان اینجا باشند در حال برنامه ریزی هستم هرچند خانمم نمیخوان از تهران بیرون باشند و اصرار دارند همه باید با هم باشیم و میگن تو و بچه ها نمیتونید همه چیز رو رها کنید بخاطر من و همراهم به یک شهر دیگه بیایید. اما تصمیم گرفتم عمده کار رو موقت به یکی دو تا از بچه های همکار بسپرم و بیشتر مراقب خانمم باشم.
    الان یک حس مقاومت درباره بیماری همسرم رو دارم که بیانش واقعا" برایم سخت هست.حس اینکه اگر این بیماری دوباره برگشت پیدا کرده ایندفعه چطوری پیش میره چطور رفتارکنم اون روحیه اش رو حفظ کنه چطور کنار بیام چطوری احساس واقعیم رو مخفی کنم کسی متوجه نشه و در روحیه دیگران تاثبر نگذاره.امیدوارم این اتفاق واسه هیچکدام از شما وعزیزانتون پیش نیاد. اگر دوستان تجربه ای دارند ممنونم واسه من هم بنویسید.



    ویرایش توسط siavash_en : 01-17-2017 در ساعت 04:14 PM
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  2. 3 کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    32417
    نوشته ها
    1,001
    تشکـر
    608
    تشکر شده 1,198 بار در 635 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام اقا سیاوش من فکر میکردم بیماری همسرتون نهایتا یک انفولانزای ساده باشه نمیدونستم تا این حد جدیه
    متاسفم واقعا این اب و هوای بد باعث اینهمه بیماری شده
    از صمیم قلب براشون دعا میکنم و میدونم عشق شما و فرزندانتون به ایشون میتونهه ایشون رو دوباره سالم کنه
    دوست من دچار سرطان خون شده بود خیلی هم پیشرفته اما خداروشکر بهبود پیدا کرده
    خیلی خوبه که می خواید نقل مکان کنید به روستا
    یه سرچی انجام دادم واستون امیدوارم مفید باشه


    فداکاری اجباری:

    پیش از ابتلای همسرتان به سرطان ، ممکن است برای جمع کردن پول برای رفتن به تعطیلات اضافه کاری کرده باشید، اما اکنون ممکن است مجبور شوید اضافه کاری کنید تا پول داروهای او را که بیمه پوشش نمی‌دهد، دربیاورید. تقویم‌تان پر از مراسم و مهمانی‌هایی بود که می‌خواستید در آن شرکت کنید، اما اکنون نمی‌توانید در هیچکدام از آنها شرکت کنید زیرا باید در کنار همسرتان باشید. هنگامی فداکاری شما برای همسرتان جنبه اجباری و نه گزینشی به خود می‌گیرد، استرس ناشی از اینکه بر زندگی‌تان کنترلی ندارید، ممکن است به شما فشار آورد.

    نقشی که برای آن آماده نیستید

    اولین نگرانی یک بیمار سرطانی از دست دادن زیبایی‌ها و نگرانی از آینده و زندگی خویش است و این که آیا همسرم مرا دوست خواهد داشت؟ پس مهم‌ترین وظیفه شما این است که از وی حمایت روحی و روانی کنید
    هنگامی که همسر شما بیمار می‌شود، مجبور می‌شوید که نقش‌هایی را در رابطه با همسرتان و خانواده به عهده بگیرید که پیش از آن همسرتان به عهده می‌گرفت. ممکن است اکنون مجبور شوید علاوه بر کار تمام وقت در بیرون از خانه مسئولیت کارهای خانه را هم به عهده بگیرید.

    میل جنسی همسرتان کاهش یافته

    کاهش میل جنسی یکی از اثرات جانبی درمان سرطان است. این عارضه همچنین ممکن است در نتیجه کاهش عزت نفس به علت از دست دادن موها، اضافه وزن یا کاهش وزن، و استرس و نگرانی‌های روزانه درباره بیماری ایجاد شود. حفظ این صمیمیت برای سلامت عاطفی شما و همسرتان در حین درمان مهم است.

    استرس پرستاری بالاست

    مراقبت روزانه از همسر ممکن است بسیاراسترس‌زا باشد- ممکن است درباره توانایی‌های خودتان دچار تردید شوید، در سازماندهی زمان مشکل پیدا کنید، و احساس کنید که کنترل زندگی‌ از دست‌تان خارج شده است. پرستاری از بیمار نقشی فداکارانه است که تنها معدودی از افراد می‌توانند به تنهایی استرس و نومیدی ناشی از آن را تحمل کنند.

    راهکار

    *برای آنکه چنین احساسی در شما بروز نکند یا بتوانید بر آن غلبه کنید، به این توصیه‌ها توجه کنید:

    توجه به نکات مثبت زندگی

    برای آینده برنامه بریزید. توجه به لحظات مخصوص زندگی مانند سالگرد تولد یا ازدواج می‌تواند به شما کمک کند که همسرتان را در زمانی به یاد آورید که هنوز مبتلا به سرطان نبود و روحیه خود را تقویت کنید.

    احساسات خود را تخلیه کنید

    بیان کردن احساسات، چه مثبت و چه منفی، شیوه‌ای مفیدی برای تخلیه عواطف است. انجام این کار استرس شما را تخفیف می‌دهد و مانع از احساس نومیدی می‌شود.صحبت با روحانیون، مشاوران و دوستان معتمد نیز به شما کمک می‌کند. نوشتن خاطرات و یادداشت‌های روزانه هم به تخلیه عواطف‌تان کمک می‌کند.

    قبل از لبریز شدن کاسه صبر، اقدام کنید

    از آنجایی که احتمالا مسئولیت‌هایی بیشتری مانند پخت و پز، پاک کردن خانه، مراقبت از بچه‌ها، حساب و کتاب، و سایر و وظایف را انجام دهید، مهم است که پیش از اینکه به مرحله فرسودگی برسید، منابعی را که می‌توانید از آنها کمک بگیرید، در نظر گرفته باشید.

    استراحت کنید

    هنگامی که همسر شما بیمار می‌شود، مجبور می‌شوید که نقش‌هایی را در رابطه با همسرتان و خانواده به عهده بگیرید که پیش از آن همسرتان به عهده می‌گرفت
    برخی فکر می‌کنند از آنجایی که سرطان همسرشان تعطیل‌بردار نیست، آنها هم نباید تعطیلی داشته باشند. شما باید سلامت جسمی و روانی‌تان برای مراقبت از همسرتان را حفظ کنید، و دادن استراحت به خودتان یکی از بهترین راه‌ها برای تجدید قوای از دست رفته است.

    چرا حمایت روحی و روانی از همسر مهم است؟

    اولین نگرانی یک بیمار سرطانی از دست دادن زیبایی‌ها و نگرانی از آینده و زندگی خویش است و این که آیا همسرم مرا دوست خواهد داشت؟ پس مهم‌ترین وظیفه شما این است که از وی حمایت روحی و روانی کنید. همیشه در کنار او باشید و گاهی نیز به او بگویید که مثل گذشته او را دوست‌داشتنی و جذاب می‌دانید.
    در این میان واکنش بیماران سرطانی در فرایند درمان به چند دسته تقسیم می‌شود. عده‌ای عصبانیت و خشم را از خود بروز می‌دهند، چراکه می‌خواهند نارضایتی خودشان از قرار گرفتن در این وضعیت را به گونه‌ای نشان دهند و خود را تخلیه کنند، سعی کنید به او نشان دهید که همواره در کنارش هستید و با این کار عصبانیتش را کاهش دهید و با گفتن جملات امیدوارکننده انرژی مثبت به او بدهید.
    گروه دیگری در زمان‌های اوج بیماری گریه می‌کنند. هیچ‌گاه مانع گریه کردن وی نشوید، چراکه با گریه کردن به آرامش و اطمینان می‌رسد و باعث می‌شود تمام غصه‌هایش تخلیه شود و اما گروهی گوشه‌گیر و منزوی می‌شوند و احساسات خود را بروز نمی‌دهند و مانع از نزدیک شدن شما به خود می‌شوند که این بدترین شکل واکنش یک بیمار است، سعی کنید از دوستان و آشنایان برای برقراری دوباره ارتباط کمک بگیرید. گاهی نیز نیاز به مشاوره و کمک گرفتن از یک روان‌پزشک است پس قبل از این که خیلی دیر شود اقدام کنید.
    امضای ایشان
    أَلَم تَرَ كَيفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِي السَّماءِ

    حرفی که می‌زنی می‌شه بذری که
    می‌کاری توی دل آدم‌ها
    و یه روز
    درخت می‌شه

  4. کاربران زیر از حناء بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    ممنون از توضیحاتتون
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  6. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    11132
    نوشته ها
    3,137
    تشکـر
    6,908
    تشکر شده 4,091 بار در 2,141 پست
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام آقا سیاوش ، واقعا متاسف شدم بابت این اتفاقی که افتاده ، ان شالله همسرتون هرچه زودتر حالشون خوب میشه و بهبودی کامل پیدا میکنن فقط نیاز به زمان دارید .

    اینسری هم با عشق و محبت و روحیه ای که بهش میدید مطمئنن خیلی سریع دوره ی درمانشون رو طی میکنن و حالشون خوب میشه

    فقط حتما از تهران خارج بشید و یه طوری باشه که همه پیش هم باشید . چون واقعا برای یه مادر خیلی سخته که از بچه هاش دور باشه و همینطور از همسرش . اینجوری همش دغدغه و ناراحتیه دوریشون رو داره . کاشکی مشکل مدرسه و دانشگاه بچه هارو نداشتید یا حتی کار خودتون که کلا یه مدت زیادی دور باشید از تهران .

    درمورد خودتون هم باید به همسرتون روحیه بدید که خودشو نبازه .

    حداقل ناراحتیتون رو جلوی اون بروز ندید ، خیلی سخته ولی باید خودتون رو کنترل کنید و جلوی اون طوری صحبت کنید که " همه چیز خیلی زود روبراه میشه و دوباره حالش خوب میشه "
    این خیلی تاثیر میزاره تو روحیشون .

    ان شالله به امید خدا حالشون زودی خوب بشه .
    ویرایش توسط love : 01-17-2017 در ساعت 04:43 PM

  7. کاربران زیر از love بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    ممنون. پسرم که از خانه دور هست و خیلی فرقی نداره. دخترم هست که دوست نداریم بچگیش تحت تاثبر قرار بگیره و باید مدرسه اش رو داشته باشه. میخواستم شمال ببرم همسرم رو اما گفتند آب و هوای شمال چون مرطوب هست زیاد مناسب نیست. بک آب و هوای تمیز و معتدل باید باشه.
    شاید یکی از شهرهای اطراف تهران که تردد هم راحت تر باشه
    منم خیلی سعی میکنم ناراحتیم رو پیش خانمم بروز ندم و همه شکلی سعی میکنم فضا رو خوب و بدون تنش نگه دارم.
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  9. 3 کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,123
    تشکـر
    8,085
    تشکر شده 8,564 بار در 3,926 پست
    میزان امتیاز
    15

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام آقا سیاوش

    از صمیم قلبم برای همسرتون دعا میکنم که خداوند ان شاءالله سلامتیشون رو بهبود ببخشه و در کنار هم عمر طولانی و پربرکتی داشته باشید!

    خیلی سخته مادر خانواده حالش بد باشه، من چن روز پیش مامانم یه کمی حالش بهم خورد حاضر بودم دنیا رو بدم که چیزیش نباشه! که خدا رو شکر دکتر گفت مشکلی نداره!

    تنها کاری که از من برمیاد دعا کردن هست...برای همه ی مادرها و پدرها و همه ی بیمارها دعا میکنم خداوند حفظشون کنه و سلامت و تندرست باشن!

    یه نکته ای که حنا جان هم در مقاله اش متذکر شده بود اینکه

    به نظرم شما نباید ناراحتیتون رو تو خودتون بریزید چون اینجوری نمیتونید روحیه بدید به خانمتون!

    البته منظورم این نیست که پیش خانمتون ناراحت باشید نه اصلا!

    منظورم اینکه هرازگاهی به یه مکان متبرک برید هم دعا کنید و هم اونجا خودتون رو تخلیه کنید یا هرجای دیگه ای که بهتون آرامش میده

    اینجوری هم حالتون خوب میشه و هم یه انرژی مضاعف میگیرید و بهتر به امور رسیدگی میکنید

    از دکتر رائفی پور بود که شنیدم میگفت انسان ها نیاز دارن هیجاناتشون رو تخلیه کنن حتی شده برن سوار ترن هوایی بشن و داد بزنن

    پس این فکر رو بذارید کنار که حتما باید همیشه قوی باشید و ضعف نداشته باشید ( که خدا رو شکر شما قوی هستید ) بلکه در خلوت خودتون این فرصت رو به خودتون بدید که تجدید قوا کنید

    و تنها جایی که باید قوی باشید بین جمع خانوادست!

    خدا رو شکر همسر شما هم با وجود شما روحیه ی قوی ای دارن

    پس نگران نباشید ان شاءالله به زودی حالشون بهتر و بهتر میشه!
    امضای ایشان
    مشاور.کو فراموشت نمیکنم، اما اینجا دیگه جذابیتی نداره

    خدانگهدار

  11. 2 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    11132
    نوشته ها
    3,137
    تشکـر
    6,908
    تشکر شده 4,091 بار در 2,141 پست
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    ممنون. پسرم که از خانه دور هست و خیلی فرقی نداره. دخترم هست که دوست نداریم بچگیش تحت تاثبر قرار بگیره و باید مدرسه اش رو داشته باشه. میخواستم شمال ببرم همسرم رو اما گفتند آب و هوای شمال چون مرطوب هست زیاد مناسب نیست. بک آب و هوای تمیز و معتدل باید باشه.
    شاید یکی از شهرهای اطراف تهران که تردد هم راحت تر باشه
    منم خیلی سعی میکنم ناراحتیم رو پیش خانمم بروز ندم و همه شکلی سعی میکنم فضا رو خوب و بدون تنش نگه دارم.
    خوبه که تلاشتون رو میکنید فضا آروم باشه . شما مرد خونه هستید و وظیفتون سنگینه ولی نتیجه ای که ازش میگیرید رضایت بخشه .

    توی خونه سعی کنید جو رو شاد و پر انرژی نگه دارید .

    ان شالله حال همسرتون و همینطور همه ی اونایی که ناراحتی دارن خوب بشه .

  13. کاربران زیر از love بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضویت
    8050
    نوشته ها
    1,470
    تشکـر
    3,819
    تشکر شده 3,321 بار در 1,145 پست
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام انشالله که همسرتون هرچه زودتر حالشون خوب خوب بشه راستش خیلی سخته تا وقتی توی این شرایط قرار نگرفتی واقعا سخته حرف زدن در موردش و نمیشه خیلی درک کرد ولی من نظرم اینه اگه میخاین برید یه شهر دیگه حتما بچه هاتون هم با شما باشن چون اینطوری مادر حس راحتی بیشتری داره و حداقل غم دوری از اون ها رو نداره و حس بدی بهش دست نمیده که اره بخاطر من بچه هامم ازم دورن و دارن اذیت میشن دوم اینکه شما بیش از اندازه بهش محبت نکنید تا فک کنه دارید بهش ترحم میکنید و اون حس منفی بیاد سراغش ایشون الان تنها پشتوانش شمایید امیدوارم همینطور تا اخر زندگی سفت و محکم همراهیش کنید.

  15. کاربران زیر از رهگذر زندگی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضویت
    7488
    نوشته ها
    381
    تشکـر
    942
    تشکر شده 1,132 بار در 595 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام آقا سیاوش،
    اصلا نگران بیماری همسرتون نباشید، الان دیگه علم اونقدر پیشرفت کرده که من خودم به شخصه از مبتلا شدن به سرطان هیچ ترسی ندارم، فقط درمانش سخت تر و طولانی تر و پرهزینه تر هست.

    پس غصه هیچی رو نخورید. اقداماتی که لازم هست انجام بدید خودتون بهتر از ما میدونید و حتما تا حالا هر کاری برای ایشون کردید.

    این لینک هم اگه دوس داشتید بخونید.
    http://forum.moshaver.co/f124/%D9%86...6%DB%8C-34396/

  17. 3 کاربران زیر از رنگو بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    دوستان ممنون واسه راهتمایی همینطور برای لینک
    دوره قبل که ایشون بیمار بودند بیشتر با سیگار آروم میشدم دیگه از آنموقع قول دادم ترک کنم انگار همان کوه رفتن بهتر از همه چیز میتونه باشه
    متاسفانه داروهایی که در ایران استفاده میشه اصلا" جوابگوی این بیماری نیستش
    مشکل یکی دو تا نیست
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  19. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضویت
    7488
    نوشته ها
    381
    تشکـر
    942
    تشکر شده 1,132 بار در 595 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    دوستان ممنون واسه راهتمایی همینطور برای لینک
    دوره قبل که ایشون بیمار بودند بیشتر با سیگار آروم میشدم دیگه از آنموقع قول دادم ترک کنم انگار همان کوه رفتن بهتر از همه چیز میتونه باشه
    متاسفانه داروهایی که در ایران استفاده میشه اصلا" جوابگوی این بیماری نیستش
    مشکل یکی دو تا نیست
    آقا سیاوش این امکان براتون هست که با خونواده از ایران مهاجرت کنید؟
    راستش من اگه جای شما بودم، خانمم بیماری صعب العلاج داشت، پسر و دختری همسن بچه های شما داشتم و توانایی مالی هم داشتم، از ایران میرفتم.
    هم بخاطر درمان بیماری خانمم، هم بخاطر آینده بچه هام.

    ولی اگر مهاجرت کردن براتون ممکن نیست، باید تلاش کنید که توی همین ایران بهترین بیمارستان و بهترین کادر پزشکی رو برای درمانشون انتخاب کنید.

  20. کاربران زیر از رنگو بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,219
    تشکـر
    1,466
    تشکر شده 1,464 بار در 787 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    من واقعا از مشکل پیش آمده ناراحت و متاسف شدم و قلبا از خدا میخوام به همسرتون قدرت بده تا بتونه با این بیماری مقابله کنه!

    این پشتکار شما در حمایت از بهبودی همسرتون قابل تقدیر و تحسینه واقعا!

    من به همسرتون واسه داشتن چنین مرد محکم٬ با مسئولیت و مهربونی تبریک میگم.

    خیلی عالیه که در حال جا به جایی هستین٬ هوای تهران خودش به تنهایی سرطانه!

    چیزی که از همه بهتر خودتون میدونید اینه که توی هر بیماری امید و انگیزه نقش اول رو در کاهش تاثیر بیماری و بهبودی داره.

    شما فقط کافیه مثل همیشه عاشقانه کنارشون باشید؛

    سعی کنید ترسهاتونو بزارید کنار و فقط به لحظاتی که در کنار هم هستید فکر کنید٬

    به این فکر نکنید که بیماری باعث این تغییرات شده و به خاطر این بیماریه که باید تایم بیشتری رو کنار همسرتون باشید ؛

    به این فکر کنید که نیاز دارید بیشتر کنار هم باشین تا عشقتونو دوپینگ کنید و از قدرتش واسه زندگی بهتر کمک بگیرید!

    سعی کنید زندگی کنید قشنگتر از قبل٬ حتی با وجود بیماری!

    اونوقت میبینید هم شما حال بهتری خواهید داشت و هم همسرتون با معجزه عشق حالشون خوب میشه!

  22. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگو نمایش پست ها
    آقا سیاوش این امکان براتون هست که با خونواده از ایران مهاجرت کنید؟
    راستش من اگه جای شما بودم، خانمم بیماری صعب العلاج داشت، پسر و دختری همسن بچه های شما داشتم و توانایی مالی هم داشتم، از ایران میرفتم.
    هم بخاطر درمان بیماری خانمم، هم بخاطر آینده بچه هام.

    ولی اگر مهاجرت کردن براتون ممکن نیست، باید تلاش کنید که توی همین ایران بهترین بیمارستان و بهترین کادر پزشکی رو برای درمانشون انتخاب کنید.


    امکانش هست ولی شرایط بچه ها رو هم باید در نظر بگیرم.
    دخترم رو میتونم همراهم ببرم ولی پسرم ترم اول پزشکیه نمیخواهم سرنوشتش رو عوض کنم.اینکه خانمم بیمار شدند خیلی در زندگیشون تاثیر مخرب میگذاره دیگه نمیتونم بگذارم از جهات دیگه هم ضربه بخورند.
    نمونه آزمایش ها رو برای خواهرم فرستادم قرار هست به متخصص نشان بدن اگر درمان بهتری داشته باشند هر فرمی باشه همسرم رو برای درمان می برم
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  24. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    من واقعا از مشکل پیش آمده ناراحت و متاسف شدم و قلبا از خدا میخوام به همسرتون قدرت بده تا بتونه با این بیماری مقابله کنه!

    این پشتکار شما در حمایت از بهبودی همسرتون قابل تقدیر و تحسینه واقعا!

    من به همسرتون واسه داشتن چنین مرد محکم٬ با مسئولیت و مهربونی تبریک میگم.

    خیلی عالیه که در حال جا به جایی هستین٬ هوای تهران خودش به تنهایی سرطانه!

    چیزی که از همه بهتر خودتون میدونید اینه که توی هر بیماری امید و انگیزه نقش اول رو در کاهش تاثیر بیماری و بهبودی داره.

    شما فقط کافیه مثل همیشه عاشقانه کنارشون باشید؛

    سعی کنید ترسهاتونو بزارید کنار و فقط به لحظاتی که در کنار هم هستید فکر کنید٬

    به این فکر نکنید که بیماری باعث این تغییرات شده و به خاطر این بیماریه که باید تایم بیشتری رو کنار همسرتون باشید ؛

    به این فکر کنید که نیاز دارید بیشتر کنار هم باشین تا عشقتونو دوپینگ کنید و از قدرتش واسه زندگی بهتر کمک بگیرید!

    سعی کنید زندگی کنید قشنگتر از قبل٬ حتی با وجود بیماری!

    اونوقت میبینید هم شما حال بهتری خواهید داشت و هم همسرتون با معجزه عشق حالشون خوب میشه!



    ممنونم از شما
    همان چند سال قبل که حال همسرم بهنر شده بود نبایست دیگه اینجا زندگی میکردیم خیلی اشتباه کردیم
    خدا خیرشون بده هرچی من گفتم خانمم و اطرافیان گفتند نه خوب شده! اینم خوب شدنش!
    حالا قرار هست جای دیگه بریم این خانه همین شکلی باقی بمونه که آخر هفته ها برگردیم
    خدا میدونه هر کاری از دستم بر آمده تا الان انجام دادم. خانمم لجبازی میکنند اطرافیان قیافه های نِروِسی گرفتند خوب باید همکاری کنند تا از پسش بربیاییم.
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  25. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    لطفا" صحبت ها و رفتارهایی که به ذهنتون میرسه یک خانم رو خوشحال میکنه و میتونه به اون امید واسه زندگی و دوست داشتن بده رو واسم بنوبسید.
    ممکن هست یک چیزهایی رو فراموش کرده باشم یا حضور ذهن نداشته باشم.
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  26. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضویت
    7488
    نوشته ها
    381
    تشکـر
    942
    تشکر شده 1,132 بار در 595 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    امکانش هست ولی شرایط بچه ها رو هم باید در نظر بگیرم.
    دخترم رو میتونم همراهم ببرم ولی پسرم ترم اول پزشکیه نمیخواهم سرنوشتش رو عوض کنم.اینکه خانمم بیمار شدند خیلی در زندگیشون تاثیر مخرب میگذاره دیگه نمیتونم بگذارم از جهات دیگه هم ضربه بخورند.
    نمونه آزمایش ها رو برای خواهرم فرستادم قرار هست به متخصص نشان بدن اگر درمان بهتری داشته باشند هر فرمی باشه همسرم رو برای درمان می برم
    هرجور که خودتون صلاح میدونید.

    توکل کنید به خدا. امیدوارم همه مشکلاتتون حل بشه.

  27. کاربران زیر از رنگو بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    9968
    نوشته ها
    5,270
    تشکـر
    6,024
    تشکر شده 6,172 بار در 2,946 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام
    چقدر ناراحت شدم با خوندن این پست
    همش منتظر بودم بنویسید یک داستان هست و یک سوال کلی
    خدا شفاشون بده به حق حضرت رقیه (س).
    واقعا شرایط حساسی هسین
    از طرفی بچه ها
    از طرفی خانمتون
    از طرفی روحیه خودتون
    باید برنامه ریزی درست کنید تا محیط خانه را شاد کنید.تفریح ها را افزایش بدین.
    بیشتر بابچه ها و خانمتون دور هم باشین و بگین و بخندین
    رفتار و برخوردتون باهاش مثه قبل باشه تا فک نکنه چیزی تغییر کرده.
    کاری ک به هرزنی حس شادی و خوشبختی بی پایان میده اینه ک شوهرش بگه وای دیرم شد بعد ی نگاه به خانمش کنه و بگه بیخیال حالا ک دیر شده پ بیخیال کار، امروز درخدمت خانمم هستم.(من ک از این حرف بی نهایت غرق شادی میشم)

    یا علی مدد

  29. کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    شماره عضویت
    32790
    نوشته ها
    59
    تشکـر
    18
    تشکر شده 39 بار در 23 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام
    در اول برای بهبود سلامتی خانمتون دعا میکنم انشالله به دعای همه دوستان هرچه زودتر کسالت رفع شه

    بابت رفتن به روستا کار خیلی خوبی میکنید چون هوای سالم برای همسرتون مثله قرص خوردن و دواهای دیگه هستش

    بابت روحیه بخشیدن بهشون باید بگم همینجور که تاالان کنارشون بودین من بعد این هم باشین ، بابت بچه ها هم کنارش باشن خب بودن بچه ها کنارشون خیلی مهمه برای روحیشون اما اگر بچه هاتون مدرسه دارن یکم سخته دور از شهر بودن حداقل باید برین روستایی نزدیک تهران که بتونین هرروز صبح بچه ها روببرین مدرسه و برگردونین اگرم که مدرسه ای نیستن که چه بهتر همونجا تو روستا کنار مادرشون هستن و مادرشونم روحیش تضعیف نمیشه
    خوش بحال همسرتون که شوهری مثله شما دارن که وفادارانه پای همسرشون هستن چه بسا دیدم مردایی که تا خانمشون به بیماری مبتلا میشه به جای اینکه عصای دستش شن بلای جون همسرشون میشن
    مثله همیشه به همسرتون عشق بورزین و کنارش باشین تا مثله قبل بحاطر روحیه خوبی که از شما میگیرن بر بیماری غلبه کنن

    شاد باشین و سرزنده

  31. کاربران زیر از fazi0315 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    32417
    نوشته ها
    1,001
    تشکـر
    608
    تشکر شده 1,198 بار در 635 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    لطفا" صحبت ها و رفتارهایی که به ذهنتون میرسه یک خانم رو خوشحال میکنه و میتونه به اون امید واسه زندگی و دوست داشتن بده رو واسم بنوبسید.
    ممکن هست یک چیزهایی رو فراموش کرده باشم یا حضور ذهن نداشته باشم.
    اقا سیاوش خانومها فقط امنیت و محبت کلامی می خوان نیاز نیست برای خوشحال کردنشون شاخ گول بشکنید
    فقط بهشون این اطمینا بدید که همیشه پشتشید ولی زیاده روی نکنید
    نگذارید فکر کنه مریضیشون خیلی حاده ساده با این مسئله برخورد کنید بگید ممکنه برای هرکسی پیش بیاد
    اصلا چیز غیر عادی نیست
    اصلا به دید ترحم نگاهش نکنید
    در ضمن تو این مدت که دارن مداوا میشن به ظاهرشون برسید یا تشویقش کنید به ظاهرش برسه خانومها اینطوری روحیشون خوب میمونه
    براشون لباس نو بخرید عطر بخرید نزارین فکر کنن حالا که مریض شدن باید لباس گشاد صورتی بیمارستان بپوشنو بوی دارو بدن
    سرگرمشون کنید
    عادی برخورد کنید
    ازشون تعریف کنید
    و بگید که همیشه پشتشید
    امضای ایشان
    أَلَم تَرَ كَيفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِي السَّماءِ

    حرفی که می‌زنی می‌شه بذری که
    می‌کاری توی دل آدم‌ها
    و یه روز
    درخت می‌شه

  33. کاربران زیر از حناء بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  34. بالا | پست 20

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.68 نمایش پست ها
    سلام
    چقدر ناراحت شدم با خوندن این پست
    همش منتظر بودم بنویسید یک داستان هست و یک سوال کلی
    خدا شفاشون بده به حق حضرت رقیه (س).
    واقعا شرایط حساسی هسین
    از طرفی بچه ها
    از طرفی خانمتون
    از طرفی روحیه خودتون
    باید برنامه ریزی درست کنید تا محیط خانه را شاد کنید.تفریح ها را افزایش بدین.
    بیشتر بابچه ها و خانمتون دور هم باشین و بگین و بخندین
    رفتار و برخوردتون باهاش مثه قبل باشه تا فک نکنه چیزی تغییر کرده.
    کاری ک به هرزنی حس شادی و خوشبختی بی پایان میده اینه ک شوهرش بگه وای دیرم شد بعد ی نگاه به خانمش کنه و بگه بیخیال حالا ک دیر شده پ بیخیال کار، امروز درخدمت خانمم هستم.(من ک از این حرف بی نهایت غرق شادی میشم)

    یا علی مدد

    سلام ممنون برای دعاتون.در این شرایط دیگه به خودم فکر نمیکنم همه فکرم همسرم و بچه ها هستند.
    همه تلاشم این هست رفتارم تغییری نداشته باشه خانمم روحیه خوبی دارند بعنی با اینکه میدونند باید به زودی درمان رو شروع کنند ولی عادی کارهای روزمره رو انجام میدن و سعی میکنم حواسم باشه نه گیر بدم که همه اش استراحت کن و روحیه اش ضعیف شه نه اینکه بی تفاوت باشم.
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  35. بالا | پست 21

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط fazi0315 نمایش پست ها
    سلام
    در اول برای بهبود سلامتی خانمتون دعا میکنم انشالله به دعای همه دوستان هرچه زودتر کسالت رفع شه

    بابت رفتن به روستا کار خیلی خوبی میکنید چون هوای سالم برای همسرتون مثله قرص خوردن و دواهای دیگه هستش

    بابت روحیه بخشیدن بهشون باید بگم همینجور که تاالان کنارشون بودین من بعد این هم باشین ، بابت بچه ها هم کنارش باشن خب بودن بچه ها کنارشون خیلی مهمه برای روحیشون اما اگر بچه هاتون مدرسه دارن یکم سخته دور از شهر بودن حداقل باید برین روستایی نزدیک تهران که بتونین هرروز صبح بچه ها روببرین مدرسه و برگردونین اگرم که مدرسه ای نیستن که چه بهتر همونجا تو روستا کنار مادرشون هستن و مادرشونم روحیش تضعیف نمیشه
    خوش بحال همسرتون که شوهری مثله شما دارن که وفادارانه پای همسرشون هستن چه بسا دیدم مردایی که تا خانمشون به بیماری مبتلا میشه به جای اینکه عصای دستش شن بلای جون همسرشون میشن
    مثله همیشه به همسرتون عشق بورزین و کنارش باشین تا مثله قبل بحاطر روحیه خوبی که از شما میگیرن بر بیماری غلبه کنن

    شاد باشین و سرزنده


    سلام ممنونم. بله در فکر جایی هستم که به مدرسه دخترم نزدیک باشه و بتونم اون رو صبح ها مدرسه ببرم.
    آن هایی رو که شما فرمودید من اسمشان رو مرد نمیگذارم آنها هر موجودی هستند جز مرد.
    امیدوارم همینطور باشه که شما گفتید نمیدانم کسی دفعه دوم بیماریش برگرده دوباره مثل قبل خوب میشه
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  36. بالا | پست 22

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط حناء نمایش پست ها
    اقا سیاوش خانومها فقط امنیت و محبت کلامی می خوان نیاز نیست برای خوشحال کردنشون شاخ گول بشکنید
    فقط بهشون این اطمینا بدید که همیشه پشتشید ولی زیاده روی نکنید
    نگذارید فکر کنه مریضیشون خیلی حاده ساده با این مسئله برخورد کنید بگید ممکنه برای هرکسی پیش بیاد
    اصلا چیز غیر عادی نیست
    اصلا به دید ترحم نگاهش نکنید
    در ضمن تو این مدت که دارن مداوا میشن به ظاهرشون برسید یا تشویقش کنید به ظاهرش برسه خانومها اینطوری روحیشون خوب میمونه
    براشون لباس نو بخرید عطر بخرید نزارین فکر کنن حالا که مریض شدن باید لباس گشاد صورتی بیمارستان بپوشنو بوی دارو بدن
    سرگرمشون کنید
    عادی برخورد کنید
    ازشون تعریف کنید
    و بگید که همیشه پشتشید


    یک سایت آنلاین پیدا کردم لباس زنانه داره تصمیم دارم از اون سایت واسشون بگیرم
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  37. بالا | پست 23

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضویت
    7488
    نوشته ها
    381
    تشکـر
    942
    تشکر شده 1,132 بار در 595 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    آقا سیاوش، اینجوری که من فهمیدم خانمتون شما رو خیلی دوست دارن. بنظرم یکی از چیزهایی که حال یه خانم عاشق رو خوب میکنه اینه که حال عشقش (شما و بچه هاتون) خیلی خوب باشه.
    بنظرم روحیه خود شما خیلی مهمه. چون ایشون از شما انرژی میگیرن.

  38. 2 کاربران زیر از رنگو بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  39. بالا | پست 24

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    11132
    نوشته ها
    3,137
    تشکـر
    6,908
    تشکر شده 4,091 بار در 2,141 پست
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام

    درمورد روحیه و اینکه میگید خانمتون داره کارای روزانشو میکنه و یا به قولی " زندگی جریان داره " خیلی خوبه و خیلی انرژی بخشه ، یه چیزی بگم ؛

    اونموقع که پسرم به دنیا اومد فوری بردنش بیمارستان دیگه چون مشکل تنفسی داشت و من اصلا ندیدمش بعد به دنیا اومدنش . شما فکر کنید حال روحیه من چه شکل بود ، مادری که نه ماه انتظار بچشو میکشه و با چه سختی ویارا رو تحمل میکنه به امید بزرگ شدن بچش و تو بغل گرفتنش بعد دکترا بهت بگن معلوم نیست زنده بمونه یا نه .

    حالا خودم ناراحت بودم از این قضیه بعد خونه ی پدرشوهرم اینا میرفتم انگار زندگی تعطیل شده بود ، هرکی تو اتاق خودش بود و صدای گریه ی هرکدوم رو از اتاقش میشنیدی مادرشوهرم یا پدر شوهرمم جلو من یه چشمشون اشک بود یه چشمشون غصه و اینکه خدا این چه بلایی بود سرمون اومد خونه تاریک چون هیچکی حال روشن کردن چراغارو نداشت . اونجا که میرفتم گلوم سنگ میشد از اینکه غصمو بیشتر میکردن و دلم میخواست گریه کنم از اینکه میدیدم بچه ی یکی دو روزم تو دستگاه و زیر کلی اکسیژن و لوله های ریزو درشته که از تو ریه اش رد کرده بودن ولی نمیخواستم جلوشون گریه کنم و فقط بغضمو قورت میدادم تا به شوهرم میگفتم بریم خونه ی مامانم اینا .

    خونه ی مامانم اینا که میرفتیم خونه پر از سروصدای تی وی و چراغا همه روشن و بگو بخند و صحبت کردن . راجب بچم راجب اینکه خب حالا کی میری ببینیش . خب ان شالله مرخص بشه میاریش خونه کلی باهاش بازی میکنی بغلش میکنی . واقعا حس میکردم زندگی هنوز جریان داره همش حرف از امیدواری میزدن

    با خودم میگفتم انگار اتفاقی نیفتاده که همه دارن زندگیه خودشونو میکنن و کارای روزمرشونو میکنن

    بماند که باز گاهی تو تنهاییه خودم مینشستمو کلی گریه میکردم ولی خب طبیعی بود یه تیکه از وجودم تو عذاب بود

    شوهرم بیشتر میومد خونه ی مامانم اینا میگفت اینجا همه به آدم انرژی میدن اونجا که بری فقط باید بشینی گریه کنی و روحتو میکشن .


    ببخشید خیلی طولانی شد ولی خواستم بگم هم خانمتون خیلی کار خوبی میکنه که داره کارای روزانشو انجام میده هم اینکه شما طوری رفتار کنید که " اتفاقی نیفتاده و ان شالله حل میشه "

  40. کاربران زیر از love بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  41. بالا | پست 25

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    32417
    نوشته ها
    1,001
    تشکـر
    608
    تشکر شده 1,198 بار در 635 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    یک سایت آنلاین پیدا کردم لباس زنانه داره تصمیم دارم از اون سایت واسشون بگیرم
    میگن حال روحتو خوب کن تا حل جسمت خوب شه

    بنظر من همسر شما کنار شما حالشون خوبه پس بهتون قول میدم به مرور سلامتیشونم بدست میارن
    امضای ایشان
    أَلَم تَرَ كَيفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِي السَّماءِ

    حرفی که می‌زنی می‌شه بذری که
    می‌کاری توی دل آدم‌ها
    و یه روز
    درخت می‌شه

  42. کاربران زیر از حناء بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  43. بالا | پست 26

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگو نمایش پست ها
    آقا سیاوش، اینجوری که من فهمیدم خانمتون شما رو خیلی دوست دارن. بنظرم یکی از چیزهایی که حال یه خانم عاشق رو خوب میکنه اینه که حال عشقش (شما و بچه هاتون) خیلی خوب باشه.
    بنظرم روحیه خود شما خیلی مهمه. چون ایشون از شما انرژی میگیرن.

    درسته ... کلا" امروز قرار هست واسه کارهایی که قراره انجام بدیم برنامه ریزی کنیم
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  44. بالا | پست 27

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط love نمایش پست ها
    سلام

    درمورد روحیه و اینکه میگید خانمتون داره کارای روزانشو میکنه و یا به قولی " زندگی جریان داره " خیلی خوبه و خیلی انرژی بخشه ، یه چیزی بگم ؛

    اونموقع که پسرم به دنیا اومد فوری بردنش بیمارستان دیگه چون مشکل تنفسی داشت و من اصلا ندیدمش بعد به دنیا اومدنش . شما فکر کنید حال روحیه من چه شکل بود ، مادری که نه ماه انتظار بچشو میکشه و با چه سختی ویارا رو تحمل میکنه به امید بزرگ شدن بچش و تو بغل گرفتنش بعد دکترا بهت بگن معلوم نیست زنده بمونه یا نه .

    حالا خودم ناراحت بودم از این قضیه بعد خونه ی پدرشوهرم اینا میرفتم انگار زندگی تعطیل شده بود ، هرکی تو اتاق خودش بود و صدای گریه ی هرکدوم رو از اتاقش میشنیدی مادرشوهرم یا پدر شوهرمم جلو من یه چشمشون اشک بود یه چشمشون غصه و اینکه خدا این چه بلایی بود سرمون اومد خونه تاریک چون هیچکی حال روشن کردن چراغارو نداشت . اونجا که میرفتم گلوم سنگ میشد از اینکه غصمو بیشتر میکردن و دلم میخواست گریه کنم از اینکه میدیدم بچه ی یکی دو روزم تو دستگاه و زیر کلی اکسیژن و لوله های ریزو درشته که از تو ریه اش رد کرده بودن ولی نمیخواستم جلوشون گریه کنم و فقط بغضمو قورت میدادم تا به شوهرم میگفتم بریم خونه ی مامانم اینا .

    خونه ی مامانم اینا که میرفتیم خونه پر از سروصدای تی وی و چراغا همه روشن و بگو بخند و صحبت کردن . راجب بچم راجب اینکه خب حالا کی میری ببینیش . خب ان شالله مرخص بشه میاریش خونه کلی باهاش بازی میکنی بغلش میکنی . واقعا حس میکردم زندگی هنوز جریان داره همش حرف از امیدواری میزدن

    با خودم میگفتم انگار اتفاقی نیفتاده که همه دارن زندگیه خودشونو میکنن و کارای روزمرشونو میکنن

    بماند که باز گاهی تو تنهاییه خودم مینشستمو کلی گریه میکردم ولی خب طبیعی بود یه تیکه از وجودم تو عذاب بود

    شوهرم بیشتر میومد خونه ی مامانم اینا میگفت اینجا همه به آدم انرژی میدن اونجا که بری فقط باید بشینی گریه کنی و روحتو میکشن .


    ببخشید خیلی طولانی شد ولی خواستم بگم هم خانمتون خیلی کار خوبی میکنه که داره کارای روزانشو انجام میده هم اینکه شما طوری رفتار کنید که " اتفاقی نیفتاده و ان شالله حل میشه "


    روحیه اطرافیان خیلی مهمه ... به خواهر خانمم گفتم با این قیافه اینجا پیشش نیا. گفتند مگه قیافه م چشه؟ گفتم چیزیش نیست ولی این قیافه ناراحت رو دارید اگر قرار باشه حالش خوب باشه این چهره رو می بینه حالش خود بخود بد میشه.حرفم رو قبول کردند و رفتارشون رو تغییر دادند.البته من حق میدادم ناراحت باشند ولی آنجا جایش نبود.
    خانوادم خوشبختانه رفتارشون خیلی امیدوارکننده است و حمایت میکنند.مادرم که همیشه میگن چیزی نشده خوب میشه.پدر و مادرم گفتند نگران بچه ها نباشم و اگر میخواهم خانمم رو جایی واسه درمان ببرم آنها از بچه ها مراقبت میکنند و هر کاری از دستشون بربیاد انجام میدن.
    خدا هم کمک کنند حالشون خوب بشه
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  45. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  46. بالا | پست 28

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,714
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,171 بار در 5,102 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    خوشبختی در زندگی این نیست که شما در کمال آسایش باشید و همه چی مرتب باشه

    خوشبختی واقعی وقتیه که شما بتونید برای مشکلات راه حل پیدا کنید و مثل این مشکل اونو پشت سر بگذارید

    پس در حال حاضر فقط و فقط حفظ روحیه میتونه شما و خانمتون رو از این مرحله بیماری خارج کنه ...

    به همین خاطر نیاز به انگیزه و امید دارید پس رابطه معنوی با خدارو بیشتر کنید چون نیاز داریم که با عالم ماوراء در ارتباط باشیم و انرژی بگیریم


    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22689558
    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار


  47. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  48. بالا | پست 29

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضویت
    21182
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,202 بار در 751 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام اقای سیاوش با ازوی سلامتی برای همسرتون
    گفتنی ها رو دوستان گفتند هر چند خودتون بسیار مقتدرانه و با اگاهی عمل میکنید .

    منم اگر بخوام نظری از جنس خودم داشته باشم که کمکتون کنم اینه که ما خانوم ها مسایل رو بسیار بزرگتر از حدی که ارزش فکر کردن داره جلوه میدیم .

    مخصوصا اکر اون مسیله بیماری باشه ...باز بیماری خودمون رو با دید بهتری میپذیریم ت کوچکترین سرماخوردگی فرزندمون رو .

    بیشترین کمکی که میتونید به حال همسرتون کنید اینه که به مشکلشون به دید درمان نشدنی نگاه نکنید ...به عنوان یک بیماری که باید درمان بشه مثل عفونت ریه و از این دست نگاه کنید و عادی برخورد کنید .

    درسته ممکنه همسرتون ظاهرا عادی برخورد کنه و سعی کنه همه چیز مثل قبل باشه ولی واقعا تو دلش اشوبه ...
    ما یه سرماهم بخوریم نگران این میشیم نکنه بیفتیم نتونیم از بچه ها مثل روزهای قبل مراقبت کنیم !!!

    پس شمام کنار عشق ستودنی که دارید فقط عادی و با روی باز رفتار کنید و مدام اسم درمان بیماری و این حرف ها تو خونتون نباشه .

    نقل مکانتون هم فک کنید یک ماموریت کاری پیش اومده و در عین حال که سخته ولی حداقل ظاهرا طوری رفتار کنید که انگار کار سختی نیست و وسواسی توش نداشته باشید .

    اتفاقا خیلی هم بهتره که از الودگی کشنده تهران دور بشید .
    بالاخره یک روز باید این اتفاق بیفته .واقعا تمام ساکنین تهران بااااااید خارج شدن از تهران رو مثل معضل بی ابی جدی بگیرن!!!

    در ضمن باور کنید همه مدارس خوب فقط توی تهران نیستند...
    مثلا شهر قزوین قوی ترین سیستم اموزشی رو به نظر من و شاید میلیون ها نفر دیگه تو ایران داره . و یک شهر نخبه پروره از لحاظ اموزشی .

    یا امکانات دیگه ای که تو شهر های دیگه هست .

    پس خارج شدن از تهران رو برای خودتون محدودیت یا محرومیت نبینید و با خیال راحت مدرسه بچه هارو هم از تهران خارج کنید در صورت تمایل .

    البته میدونم با درایتی که دارید بهترین تصمیم و عملکرد ممکن رو انجاممیدین.

    بازم برای خانوادتون ارزوی سلامتی و عمری طولانی دارم.

  49. کاربران زیر از ghazal1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  50. بالا | پست 30

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    خوشبختی در زندگی این نیست که شما در کمال آسایش باشید و همه چی مرتب باشه

    خوشبختی واقعی وقتیه که شما بتونید برای مشکلات راه حل پیدا کنید و مثل این مشکل اونو پشت سر بگذارید

    پس در حال حاضر فقط و فقط حفظ روحیه میتونه شما و خانمتون رو از این مرحله بیماری خارج کنه ...

    به همین خاطر نیاز به انگیزه و امید دارید پس رابطه معنوی با خدارو بیشتر کنید چون نیاز داریم که با عالم ماوراء در ارتباط باشیم و انرژی بگیریم


    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22689558


    سلام
    رابطه معنوی با خدا رو دارم ولی همسرم خیلی بیشتر چون مرتب نماز میخواند یعنی از اول رابطه معنوی ایشون خوب بود.
    یک انرژی درمانگر خانم که جزو اساتید خیلی خوب هستند رو هم خواهش کردم هفته ای یک مرتبه برای خانمم قرار هست درمان انجام بدن.
    ممنون از زاهنمایی تون
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  51. بالا | پست 31

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazal1 نمایش پست ها
    سلام اقای سیاوش با ازوی سلامتی برای همسرتون
    گفتنی ها رو دوستان گفتند هر چند خودتون بسیار مقتدرانه و با اگاهی عمل میکنید .

    منم اگر بخوام نظری از جنس خودم داشته باشم که کمکتون کنم اینه که ما خانوم ها مسایل رو بسیار بزرگتر از حدی که ارزش فکر کردن داره جلوه میدیم .

    مخصوصا اکر اون مسیله بیماری باشه ...باز بیماری خودمون رو با دید بهتری میپذیریم ت کوچکترین سرماخوردگی فرزندمون رو .

    بیشترین کمکی که میتونید به حال همسرتون کنید اینه که به مشکلشون به دید درمان نشدنی نگاه نکنید ...به عنوان یک بیماری که باید درمان بشه مثل عفونت ریه و از این دست نگاه کنید و عادی برخورد کنید .

    درسته ممکنه همسرتون ظاهرا عادی برخورد کنه و سعی کنه همه چیز مثل قبل باشه ولی واقعا تو دلش اشوبه ...
    ما یه سرماهم بخوریم نگران این میشیم نکنه بیفتیم نتونیم از بچه ها مثل روزهای قبل مراقبت کنیم !!!

    پس شمام کنار عشق ستودنی که دارید فقط عادی و با روی باز رفتار کنید و مدام اسم درمان بیماری و این حرف ها تو خونتون نباشه .

    نقل مکانتون هم فک کنید یک ماموریت کاری پیش اومده و در عین حال که سخته ولی حداقل ظاهرا طوری رفتار کنید که انگار کار سختی نیست و وسواسی توش نداشته باشید .

    اتفاقا خیلی هم بهتره که از الودگی کشنده تهران دور بشید .
    بالاخره یک روز باید این اتفاق بیفته .واقعا تمام ساکنین تهران بااااااید خارج شدن از تهران رو مثل معضل بی ابی جدی بگیرن!!!

    در ضمن باور کنید همه مدارس خوب فقط توی تهران نیستند...
    مثلا شهر قزوین قوی ترین سیستم اموزشی رو به نظر من و شاید میلیون ها نفر دیگه تو ایران داره . و یک شهر نخبه پروره از لحاظ اموزشی .

    یا امکانات دیگه ای که تو شهر های دیگه هست .

    پس خارج شدن از تهران رو برای خودتون محدودیت یا محرومیت نبینید و با خیال راحت مدرسه بچه هارو هم از تهران خارج کنید در صورت تمایل .

    البته میدونم با درایتی که دارید بهترین تصمیم و عملکرد ممکن رو انجاممیدین.

    بازم برای خانوادتون ارزوی سلامتی و عمری طولانی دارم.



    سلام
    ممنونم
    نقل مکان در اولویت برنامه م هست آلودگی تهران بیداد میکنه تا به سرمان نیاد باور نمیکنیم چه فاجعه ای هست
    من که به همسرم گفتم برای همیشه از فکر زندگی کردن در تهران بیرون بیان. هرچه باشه ارزش جون و زندگی آدم رو نداره.
    منم نهایتا" اینکه میخواهم روزی دو سه ساعت یرای سرکار رفتن رانندگی کنم و به جای 13و14 ساعت کار، 8 تا10 ساعت کار کنم مشکلی نیست.
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  52. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  53. بالا | پست 32

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    سلام
    بمیرم اشک تو چشام جمع شد...
    از صمیم قلبم برای همه بیمارا و همچنین همسر شما دعا می کنم که خداوند شفاشون بده و هر چی زودتر حالشون بهبود پیدا کنه
    داشتم درس میخوندم زمان استراحت اینجارو باز کردم و پست رو خوندم کلا حالم گرفته شد
    تقریبا همه پستارو خوندم دوستان نکات مهم رو گفتن
    دو تا موضوع یادم اومد که فکر کردم گفتنشون خالی از لطف نباشه
    مادرم وقتی بچه بودن به علت یه اتفاق ناگوار به یه بیماری مبتلا شده بودن که سال ها به خاطرش دارو میخوردن
    بعد ازدواج کردن و به قول خودش خدا بهش لطف کرد و اون داروها و بیماریش رو هیچکدوم از بچه ها اثر منفی نداشت
    مادرم روحیه ی معنوی و قلبی بالایی داره و همیشه در مقابل مشکلات محکمه
    من وقتی بچه بودم این موضوع رو فهمیدم و مادرم بعد سال ها هنوز تحت درمان بود
    یه بار که به یه دکتر معروف تو تهران مراجعه کرد گفته بود دور از جونش تا چهل سالگی فقط میتونه به زندگیش ادامه بده خیلی دردناکه واقعا الان که دارم اینارو مینویسم اشکام دراومد...
    اما وقتی برگشت حتی موضوع رو از ما پنهان کرده بود که ما ناراحت نباشیم
    ولی بعد که ما تا حدودی جریان رو فهمیده بودیم همیشه میخندید و می گفت عمر دست خداست تا هر موقع اون بخواد آدم زنده میمونه اون فقط یه دکتره و یه انسان هست خدا که نیست
    خیلی محکم و آروم بود حالا نمیدونم درونش چی می گذشت
    من به حدی اذیت میشدم که تو همون بچگی تصمیم گرفتم متخصص مغز و اعصاب بشم که همه مادرایی که اون مشکل رو دارن درمان کنم که بعدها با بهبودی مادرم و عدم علاقه ام به این رشته پشیمون شدم..!
    خلاصه مادرم بیشتر از هممون روحیه میداد هم به خودش و هم به ما!
    البته پدرم هم خیلی روحیه میداد و می گفت من میدونم هیچی نیست
    خلاصه سال ها گذشت و مادرم از سن چهل سالگی به سلامتی عبور کرد و حالش کاملا خوب شد طوری که دیگه داروهارو هم نمیخورد و هیچ مشکلی هم نداشت
    من همیشه این تجربه و روحیه ی بالای مادرم رو برای خودم یادآوری می کنم و واقعا با چشمای خودم دیدم روحیه و ایمان داشتن چقدر میتونه تاثیر مثبت بذاره
    یکی از آشناها هم چند سال پیش همین بیماری همسر شما رو مبتلا شده بودن
    یه آقایی بودن سنشون هم بالا بود دکتر گفته بود که به علت چایی داغ خوردن مریض شده و خب به نظر حرفش درست بوده چون منطقه ی ما آلودگی هواش خیلی کمه فقط گاها به علت ریزگردها آلوده میشه
    خلاصه پسرش که تهران زندگی می کرد ایشون رو برای مراحل درمان برد خونه ی خودش و خیلی ازش مراقبت کرد
    بعد چند ماه درمانش خیلی خوب جواب داد و خوب و سالم برگشت
    خیلیا باورشون نمیشد که بیماریشون خوب شده باشه
    ان شاالله که همسر شما هم خیلی زود حالشون کامل کامل خوب بشه
    همونطور که خودتون هم میدونین و دوستان دیگه فرمودن حفظ روحیه خیلی خیلی خیلی مهمه و امید و ایمان داشتن به بهبودی حال همسرتون
    اول از همه روحیه ی خودتون رو حفظ کنین و به خدا ایمان داشته باشین که به خوبی همسرتون درمان میشن چون شما باید به ایشون و به بچه ها امید و انرژی بدین و آرامش خونواده رو حفظ کنین پس باید اول خودتون آرامشتونو حفظ کنین
    برای درمان هم کارایی که پزشکشون گفته رو و تصمیماتتون رو انجام بدین
    سعی کنین عادی برخورد کنین و اجازه بدین که همسرتون همون روال قبلی زندگی رو داشته باشن که زندگی براشون تلخ نشه
    بیشتر کنارشون باشین سعی کنین زیاد تنها نباشن کارایی که میدونین خوشحالشون میکنه رو انجام بدین که روحیه شون حفظ بشه
    باهاشون بیرون برین، خرید و تفریح در هوای پاک و سالم شاد بودن و خنده رو هم فراموش نکنین
    واقعا این آلودگی هوای تهران و شهرای بزرگ دیگه خیلی داره وحشتناک میشه نمیدونم چرا مسئولین یه اقدام جدی برای این موضوع نمیکنن
    البته سال هاست که شهر مرزی زندگی می کنیم و با وجود آب و هوای خوبی که داره این ریزگردها خیلی اذیت میکنن البته جدیدا خداروشکر کمتر شده ولی امیدوارم به هرحال مسئولین به فکر سلامتی مردمشون باشن
    من گاهی میگم تهران بهترین شهر برای زندگی هست از نظر پیشرفت اما واقعا این مشکل خیلی جدی و مهمه
    حالا شهر ما فقط آب و هواش خوبه و بقیه ی شرایطش متاسفانه خیلی بحرانی و ناجور هست.
    با آرزوی سلامتی برای همه ی مادرها و همسر شما.

  54. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  55. بالا | پست 33

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,025 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام
    بمیرم اشک تو چشام جمع شد...
    از صمیم قلبم برای همه بیمارا و همچنین همسر شما دعا می کنم که خداوند شفاشون بده و هر چی زودتر حالشون بهبود پیدا کنه
    داشتم درس میخوندم زمان استراحت اینجارو باز کردم و پست رو خوندم کلا حالم گرفته شد
    تقریبا همه پستارو خوندم دوستان نکات مهم رو گفتن
    دو تا موضوع یادم اومد که فکر کردم گفتنشون خالی از لطف نباشه
    مادرم وقتی بچه بودن به علت یه اتفاق ناگوار به یه بیماری مبتلا شده بودن که سال ها به خاطرش دارو میخوردن
    بعد ازدواج کردن و به قول خودش خدا بهش لطف کرد و اون داروها و بیماریش رو هیچکدوم از بچه ها اثر منفی نداشت
    مادرم روحیه ی معنوی و قلبی بالایی داره و همیشه در مقابل مشکلات محکمه
    من وقتی بچه بودم این موضوع رو فهمیدم و مادرم بعد سال ها هنوز تحت درمان بود
    یه بار که به یه دکتر معروف تو تهران مراجعه کرد گفته بود دور از جونش تا چهل سالگی فقط میتونه به زندگیش ادامه بده خیلی دردناکه واقعا الان که دارم اینارو مینویسم اشکام دراومد...
    اما وقتی برگشت حتی موضوع رو از ما پنهان کرده بود که ما ناراحت نباشیم
    ولی بعد که ما تا حدودی جریان رو فهمیده بودیم همیشه میخندید و می گفت عمر دست خداست تا هر موقع اون بخواد آدم زنده میمونه اون فقط یه دکتره و یه انسان هست خدا که نیست
    خیلی محکم و آروم بود حالا نمیدونم درونش چی می گذشت
    من به حدی اذیت میشدم که تو همون بچگی تصمیم گرفتم متخصص مغز و اعصاب بشم که همه مادرایی که اون مشکل رو دارن درمان کنم که بعدها با بهبودی مادرم و عدم علاقه ام به این رشته پشیمون شدم..!
    خلاصه مادرم بیشتر از هممون روحیه میداد هم به خودش و هم به ما!
    البته پدرم هم خیلی روحیه میداد و می گفت من میدونم هیچی نیست
    خلاصه سال ها گذشت و مادرم از سن چهل سالگی به سلامتی عبور کرد و حالش کاملا خوب شد طوری که دیگه داروهارو هم نمیخورد و هیچ مشکلی هم نداشت
    من همیشه این تجربه و روحیه ی بالای مادرم رو برای خودم یادآوری می کنم و واقعا با چشمای خودم دیدم روحیه و ایمان داشتن چقدر میتونه تاثیر مثبت بذاره
    یکی از آشناها هم چند سال پیش همین بیماری همسر شما رو مبتلا شده بودن
    یه آقایی بودن سنشون هم بالا بود دکتر گفته بود که به علت چایی داغ خوردن مریض شده و خب به نظر حرفش درست بوده چون منطقه ی ما آلودگی هواش خیلی کمه فقط گاها به علت ریزگردها آلوده میشه
    خلاصه پسرش که تهران زندگی می کرد ایشون رو برای مراحل درمان برد خونه ی خودش و خیلی ازش مراقبت کرد
    بعد چند ماه درمانش خیلی خوب جواب داد و خوب و سالم برگشت
    خیلیا باورشون نمیشد که بیماریشون خوب شده باشه
    ان شاالله که همسر شما هم خیلی زود حالشون کامل کامل خوب بشه
    همونطور که خودتون هم میدونین و دوستان دیگه فرمودن حفظ روحیه خیلی خیلی خیلی مهمه و امید و ایمان داشتن به بهبودی حال همسرتون
    اول از همه روحیه ی خودتون رو حفظ کنین و به خدا ایمان داشته باشین که به خوبی همسرتون درمان میشن چون شما باید به ایشون و به بچه ها امید و انرژی بدین و آرامش خونواده رو حفظ کنین پس باید اول خودتون آرامشتونو حفظ کنین
    برای درمان هم کارایی که پزشکشون گفته رو و تصمیماتتون رو انجام بدین
    سعی کنین عادی برخورد کنین و اجازه بدین که همسرتون همون روال قبلی زندگی رو داشته باشن که زندگی براشون تلخ نشه
    بیشتر کنارشون باشین سعی کنین زیاد تنها نباشن کارایی که میدونین خوشحالشون میکنه رو انجام بدین که روحیه شون حفظ بشه
    باهاشون بیرون برین، خرید و تفریح در هوای پاک و سالم شاد بودن و خنده رو هم فراموش نکنین
    واقعا این آلودگی هوای تهران و شهرای بزرگ دیگه خیلی داره وحشتناک میشه نمیدونم چرا مسئولین یه اقدام جدی برای این موضوع نمیکنن
    البته سال هاست که شهر مرزی زندگی می کنیم و با وجود آب و هوای خوبی که داره این ریزگردها خیلی اذیت میکنن البته جدیدا خداروشکر کمتر شده ولی امیدوارم به هرحال مسئولین به فکر سلامتی مردمشون باشن
    من گاهی میگم تهران بهترین شهر برای زندگی هست از نظر پیشرفت اما واقعا این مشکل خیلی جدی و مهمه
    حالا شهر ما فقط آب و هواش خوبه و بقیه ی شرایطش متاسفانه خیلی بحرانی و ناجور هست.
    با آرزوی سلامتی برای همه ی مادرها و همسر شما.



    سلام
    اگر باعث ناراحتی شما شدم شرمنده ام. قصدم راهنمایی و ایده گرفتن از دوستان بود چون فکر میکردم واقعا" یک خواسته هایی رو از طرف خانمم در این وضعیتی که دارند شاید درست متوجه نباشم
    خلاصه عذر میحواهم اگر باعث ناراحتی دوستان شدم ممنون از توضیحات کامل و خوبتون

    یک مورد رو هم خانم غزل اشاره کردند الان با اون مواجه شدم. اینکه خانم ها مشکلات رو بزرگتر از حد جلوه میدن و دلشون آشوب میشه .
    همسرم با خارج شدن از تهران موافقت نمیکنند.میگن چرا بریم از اینجا.چرا تو نمیای.چرا من باید اینجا باشم مگه قبلا" تهران نبودم حالم خوب شد.
    حالا من توضیح میدم برای سلامتی و اینکه خیال ما راحت بشه هوای آلوده بیماری رو تشدید نمیکنه.منم هستم ولی سرکار رو بایست برم ولی با ساعت کمتر.تا وقتی که درمان تمام شه سرکار نمیرم کنارت هستم.هوای تهران مثل پنج سال پیش نیست الان بسیار آلوده تر شده و...
    گفتم میخوای بریم پیش یه مشاور صحبت کنیم.میگن نه مشاور چی میخواد به من بگه همه چیز رو میدونم.
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  56. کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  57. بالا | پست 34

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : با بیماری همسرم چطوری کنار بیام؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام
    اگر باعث ناراحتی شما شدم شرمنده ام. قصدم راهنمایی و ایده گرفتن از دوستان بود چون فکر میکردم واقعا" یک خواسته هایی رو از طرف خانمم در این وضعیتی که دارند شاید درست متوجه نباشم
    خلاصه عذر میحواهم اگر باعث ناراحتی دوستان شدم ممنون از توضیحات کامل و خوبتون

    یک مورد رو هم خانم غزل اشاره کردند الان با اون مواجه شدم. اینکه خانم ها مشکلات رو بزرگتر از حد جلوه میدن و دلشون آشوب میشه .
    همسرم با خارج شدن از تهران موافقت نمیکنند.میگن چرا بریم از اینجا.چرا تو نمیای.چرا من باید اینجا باشم مگه قبلا" تهران نبودم حالم خوب شد.
    حالا من توضیح میدم برای سلامتی و اینکه خیال ما راحت بشه هوای آلوده بیماری رو تشدید نمیکنه.منم هستم ولی سرکار رو بایست برم ولی با ساعت کمتر.تا وقتی که درمان تمام شه سرکار نمیرم کنارت هستم.هوای تهران مثل پنج سال پیش نیست الان بسیار آلوده تر شده و...
    گفتم میخوای بریم پیش یه مشاور صحبت کنیم.میگن نه مشاور چی میخواد به من بگه همه چیز رو میدونم.

    سلام
    خواهش می کنم
    ببخشید راستش من دیشب خیلی ناراحت شدم
    اما وقتی از احساسات بگذریم باید سعی کنین که بهترین راه حل رو برای مسئله پیدا کنین
    خب حرف شما منطقی هست
    چون اگه آلودگی هوای تهران باعث ناراحتی همسر شما شده خب تصمیم درست اینه که یا شرایطی رو فراهم کنین که ایشون بتونن کمترین آسیب رو از آلودگی بگیرن
    یا وقتی دکترشون گفتن که بهتره از تهران خارج بشین خب شاید واقعا این بهتر باشه
    به همسرتون بگین شاید اگه 5 سال پیش از تهرن می رفتین الان دوباره اون بیماری برنمیگشت
    خونواده ی پسرعموی من تهران زندگی میکنن یه دختر 5 ساله دارن که به خاطر آلودگی مشکل تنفسی گرفته
    با وجودی که همسرشون موافق خارج شدن از تهران هستن ولی ایشون همچنان زندگی اونجارو ترجیح میدن
    بهشون بگین که تو شرایط الان شاید بهتره برای مدتی از تهران برین گاهی برای بدست آوردن یه چیز باارزشتر از چیزای دیگه گذشت
    شغل و پول و موقعیت خیلی مهمن ولی سلامتی از همه ی این ها بالاتر و مهمتره.
    کم کم باهاشون حرف بزنین که بتونن این مسئله رو بهتر بپذیرن
    ان شاالله خدا کمکشون کنه زودتر حالشون خوب بشه.

  58. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد