نمایش نتایج: از 1 به 9 از 9

موضوع: پشیمانی از ازدواج

2354
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38094
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پشیمانی از ازدواج

    سلام و خسته نباشید
    قصه من خیلی طولانیه، خلاصه میکنم، حدود پنج ساله که افسردگی شدید دارم دکتر هم نرفتم، پنج سال پیش بود که از اهواز مهاجرت کردیم اصفهان من اصلا دوست نداشتم بیام اصفهان و همون زمان تو یه شهرستان کوچیک واسم یه کار پیدا کردن پدر و مادرم و به اجبار میگفتن باید بری که من نمیخاستم برم سر همین مسائل بود که اضطراب و افسردگی شدید گرفتم تا حدی که سه روز پشت سرهم فقط می خوابیدم و غذا نمی خوردم فقط آب میخوردم خیلی حالم بد سد و هرچی میگذشت بدتر و بدتر میشدم کسی هم محلم نمیزاشت حتی نزاشتن برم دکتر ولی واقعا روزگارم سیاه بود حالتهای خیلی بدی داشتم مثلا حس میکردم تو قبر گزاشتنم از یه طرف سنم هم بالا رفته بود و ازدواج نکرده بودم بابت این موضوع هم خیلی نگران بودم و وضعم رو بدتر میکرد اینقدر که تمام روز به خودکشی فکر میکردم ولی جراتشو نداشتم، بعد از یه مدت پدر و مادرم وست از سرم برداشتن دیگه مجبورم نکردن که برم اون شهرستان واسه کار ولی چه فایده دیگه افسردگی من خوب نشد چند سال از عمرم رفت بدبخت شدم وضعیتم اینجوری بود ک اسفند 94 خواهرم ک خیلی بهش وابسته بودم از دنیا رفت و اوضاعم افتضاحتر شد تو همین بحران روحی چندتا خاستگار واسم اومدن که خیلی خیلی سطحسون پایین بود من خودم لیسانس دارم و ظاهرم هم خوبه ولی اونا سیکل داستن با مشاغل خیلی پایین مثلا جوشکار و راننده و قیافه افتضاح بعد از اونا یه خاستگار دیگه واسم اومد ک دیپلمه و شغل ازاد بود بد نبود ولی من اصلا دوسش نداشتم اما چون سنم بالا بود و بحران روحی شدید داشتم قبول کردم الان 8 ماهه ک ازدواج کردم و تمام این مدت دارم زجر میکشم و پشیمونم از ظاهرش و رفتارش خوشم نمیاد دائم با بقیه مقایسش میکنم و عذاب میکشم واقعا نمیدونم چی کار کنم هیچ راهی ندارم لطفا کمکم کنید

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38070
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    9
    تشکر شده 20 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پشیمانی از ازدواج

    سلام.. امیدوارم حداقل توی این لحظه حالتون خوب باشه
    چندتا مشکل الان وجود داره: دو تاش مال گذشته ست... و دو تاش هم مال الان
    دونه دونه سراغشون میریم که زورمون بهشون برسه

  3. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38070
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    9
    تشکر شده 20 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پشیمانی از ازدواج

    افسردگی تون زیادی طولانی شده و حتما باید برید پیش روانپزشکه خوب تا تحت درمان قرار بگیرید... مثل دندون درد میمونه... شاید لحظه ای بتونید آرومش کنید ولی تا اساسی درست نشه دایم اذیت میکنه
    اگر اصفهان نمیومدید، مثلا بقیه ی شهرا چی داشتن؟ چه چیزی وجود داره که تو اصفهان نیست؟ آسمان همه جا یه رنگه... جدایی از خانواده هم بهتر بود اتفاق بیوفته... فک نمی کنی زیاد هم بد نشد؟
    این که خانواده تون چه تصمیمی گرفته بودن و چه فشارهایی بهتون اعمال کردن... دیگه تموم شده ست... شاید هنوز تو ذهنتون حل نشده که چرا این کارو باهاتون کردن... ولی دلیلش هرچی باشه دیگه کمکی نمیکنه... شما دیگه با اونها نیستید... دونستن طرز فکر اونا دیگه بدردتون نمی خوره... اونا هرجور دوس دارن فکر کنن و تصمیم بگیرن.. دیگه به شما ارتباطی ندارن و تموم شده ست...
    فوت خواهرتون رو تسلیت میگم... روحشون شاد... حتما سخت بوده... برای زلزله زدگان که در یک لحظه ممکنه خیلی از عزیزانشون رو از دست داده باشن هم حتما سخت بوده... ولی این اتفاقی نیست که فقط برای خواهر شما افتاده باشه و به خاطرش از دنیا بیزار بشید... کیانو ریوز هم سرنوشت شبیه این داشت ولی الان یکی از محبوبترین هنرمندان جهانه... اگر به خاطر این قضیه متوقف میشد... الان دنیا یکی از زیبایی هاشو نداشت...
    یه چیزی که در مورد ازدواج باید بگم این هست که:

  4. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38070
    نوشته ها
    24
    تشکـر
    9
    تشکر شده 20 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پشیمانی از ازدواج

    دوس ندارم این حرفو بزنم... ولی شما باید بدونی که ازدواج برای خانم ها و آقایون معنای کاملا متفاوتی داره...
    شاید هردو یک چا قرار میگیرند ولی هدف های کاملا متفاوتی رو دنبال می کنن...
    آقایون بدون خانم ها خیلی سخت می تونن احساس آرامش کنن.. و بعضی از آقایون مجرد عنوان میکنن که دیگه خسته شدم... نه بخاطر مسایل جنسی... بخاطر آرامشه... (بگذریم که خانم ها بعضا باعث صلب آرامش میشن و این بدترین کاریه که یک خانم میتونه انجام بده)
    خانم ها برای رشد و پیشرفت... بالا بردن جایگاه اجتماعی... مادر شدن و چشیدن طعم مادر بودن... داشتن تکیه گاه عاطفی و مالی... و اینکه از مسابقه ی نامریی بین هم سالانشون جا نمونن ازدواج میکنن...
    شما با چهره ی همسرتون مشکلی ندارید... ولی وقتی مشکلات دیگرشو می بینید ترجیح میدید این قضیه هم لیست بشه و به اونها اضافه بشه...
    برای بهتر شدن موقعیت مالی و تحصیلی هردو نفرتون... پیشنهاد میکنم که از این کتاب و دفترچه که نوشته و طراحی خودم هست استفاده کنید... (دانلود و استفاده از اونها رایگان هستش):
    دانلود | آموزشگاه هادی
    شما میتونید به راحتی رفتاری که همسرتون با شما داره رو کنترل کنید... نگاهش کنید... لبخند بزنید و ازش بخواید رفتار اشتباهی که داشته رو دوباره تکرار کنه... بعدش بهش بگید دیگه این کارو نکن... ناراحتم میکنه... مهم نیست اون لحظه چی میگه ولی حتما توی ذهنش می مونه...
    شما به همسرتون آرامش هدیه بدید.... و ازش بخواید در مسایل مالی و تحصیلی پیشرفت بکنه....
    انشاله که خوشبخت بشید

  5. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2019
    شماره عضویت
    42492
    نوشته ها
    207
    تشکـر
    16
    تشکر شده 24 بار در 15 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : پشیمانی از ازدواج

    اگه هنوز اینجا هستید بیاید و از اوضاع امروزتون بگید

  6. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    42773
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پشیمانی از ازدواج

    سلام وقت بخیر. من دو ماه و هفت روزه نامزدم و به بن بست رسیدم واقعا نامزدمو دوست ندارم دارم تحملش میکنم . از روی ترحم بهش جواب مثبت دادم و الان نمیدونم چطور به خانواده بگم... اون پسر خوبیه ولی من از مدل شخصیتیش خوشم نمیاد از بعضی کارها و حرف هاش خجالت میکشم خواهش میکنم کمک کنید. من سی و یک و ایشون سی و شش سالشه و منو خیلی دوست داره ولی من برعکس. چه کنم؟؟؟

  7. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    42698
    نوشته ها
    89
    تشکـر
    55
    تشکر شده 86 بار در 53 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : پشیمانی از ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریسا67 نمایش پست ها
    سلام وقت بخیر. من دو ماه و هفت روزه نامزدم و به بن بست رسیدم واقعا نامزدمو دوست ندارم دارم تحملش میکنم . از روی ترحم بهش جواب مثبت دادم و الان نمیدونم چطور به خانواده بگم... اون پسر خوبیه ولی من از مدل شخصیتیش خوشم نمیاد از بعضی کارها و حرف هاش خجالت میکشم خواهش میکنم کمک کنید. من سی و یک و ایشون سی و شش سالشه و منو خیلی دوست داره ولی من برعکس. چه کنم؟؟؟
    سلام . بهتره هرچه زودتر تا وارد زندگی نشدید اینو به خانوادتون بگید و از روی ترحم این رابطه رو ادامه ندید چون بعدا هم زندگی شما خراب میشه هم زندگی اون اقا .ادامه ی رابطه ای که شما بهش علاقه ندارید فقط اوضاع رو بدتر میکنه . بهترین راه اینه که شما خانوادتون رو قانع کنید تا با نامزدتون صحبت کنن . به خانواده بگید اخلاقی داره که من ازش زده شدم یا بگو به هم نمیخوریم از نظر اخلاقی

  8. کاربران زیر از Leila.h بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,717
    تشکـر
    3,827
    تشکر شده 2,388 بار در 1,591 پست
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : پشیمانی از ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریسا67 نمایش پست ها
    سلام وقت بخیر. من دو ماه و هفت روزه نامزدم و به بن بست رسیدم واقعا نامزدمو دوست ندارم دارم تحملش میکنم . از روی ترحم بهش جواب مثبت دادم و الان نمیدونم چطور به خانواده بگم... اون پسر خوبیه ولی من از مدل شخصیتیش خوشم نمیاد از بعضی کارها و حرف هاش خجالت میکشم خواهش میکنم کمک کنید. من سی و یک و ایشون سی و شش سالشه و منو خیلی دوست داره ولی من برعکس. چه کنم؟؟؟
    سلام

    شما نباید برا ازدواج از رو ترحم تصمیم میگرفتین.

    اگه واقعاً نمیتونین دوسش داشته باشین بهتره واقعیت رو بگین.

  10. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2019
    شماره عضویت
    42296
    نوشته ها
    44
    تشکـر
    4
    تشکر شده 11 بار در 10 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پشیمانی از ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریسا67 نمایش پست ها
    سلام وقت بخیر. من دو ماه و هفت روزه نامزدم و به بن بست رسیدم واقعا نامزدمو دوست ندارم دارم تحملش میکنم . از روی ترحم بهش جواب مثبت دادم و الان نمیدونم چطور به خانواده بگم... اون پسر خوبیه ولی من از مدل شخصیتیش خوشم نمیاد از بعضی کارها و حرف هاش خجالت میکشم خواهش میکنم کمک کنید. من سی و یک و ایشون سی و شش سالشه و منو خیلی دوست داره ولی من برعکس. چه کنم؟؟؟
    سلام , البته بهتر بود برای این موضوع یک تاپیک جدید ایجاد می کردید!
    ببینید اگر شما از این بنده خدا خوشتون نمیاد بهتره یک رابطه یک طرفه و بی آینده رو سریع تموم کنی
    الان تموم بشه بهتره که از سر رو در بایستی به ازدواج ختم بشه و نهایتا طلاق و هزار و یک داستان و شاید بچه طلاق
    قرار نیست آدم ها حتما ازدواج کنن و یکی رو تحمل کنن! صبر کنید به وقتش یک گزینه مناسب رو انتخاب کنید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد