نمایش نتایج: از 1 به 13 از 13

موضوع: همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

134
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    32142
    نوشته ها
    38
    تشکـر
    8
    تشکر شده 7 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    0

    همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    سلام خسته نباشید
    خانمی ۲۵ ساله هستم و همسرم ‌۳۱ سالشه صاحب ۲ فرزند هستیم
    ۵ ساله ازدواج کردیم
    همسرم مثل یه نگهبان تو زندگیم رفتار می کنه
    احساس می کنم تو قفس زندگی می کنم بدون اجازه شوهرم حق انجام هیچ کاری و ندارم
    بدون اجازه ایشون حق بیرون رفتن و هم ندارم اگه جایی کار داشته باشم باید بهشون بگم هر وقت خودش دوست داشت و میلش بود من و ببر اونجایی که می خوام
    من تو یه خانواده آزاد بزرگ شدم که اصلا اجازه گرفتن یه چیز بی معنیه
    ولی خانواده ایشون زن ها بدون اجازه همسراشون حق انجام هیچ کاری و ندارن
    واقعا برای من سخته احساس خفگی بهم دست می ده اوایل زندگی به علت مشغله و کوچیکی بچه خیلی این مسائل بهم فشار نمیاورد ولی الان واقعا برام طاقت فرسا
    حتی برای یه دکتر رفتن هم باید هر وقت ایشون میلشون بود اجازه بدن و منو ببرن
    کلا تو زندگی حرف باید حرف ایشون باشه اگه بگه در و ببند و نبند عصبانی میشه و فحاشی می کنی و اگر من از حقم دفاع کنم کار به کتک کاری می رسه
    ترو خدا راهنمایی کنید من چیکار باید بکنم

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    892
    تشکـر
    381
    تشکر شده 436 بار در 294 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریسی نمایش پست ها
    سلام خسته نباشید
    خانمی ۲۵ ساله هستم و همسرم ‌۳۱ سالشه صاحب ۲ فرزند هستیم
    ۵ ساله ازدواج کردیم
    همسرم مثل یه نگهبان تو زندگیم رفتار می کنه
    احساس می کنم تو قفس زندگی می کنم بدون اجازه شوهرم حق انجام هیچ کاری و ندارم
    بدون اجازه ایشون حق بیرون رفتن و هم ندارم اگه جایی کار داشته باشم باید بهشون بگم هر وقت خودش دوست داشت و میلش بود من و ببر اونجایی که می خوام
    من تو یه خانواده آزاد بزرگ شدم که اصلا اجازه گرفتن یه چیز بی معنیه
    ولی خانواده ایشون زن ها بدون اجازه همسراشون حق انجام هیچ کاری و ندارن
    واقعا برای من سخته احساس خفگی بهم دست می ده اوایل زندگی به علت مشغله و کوچیکی بچه خیلی این مسائل بهم فشار نمیاورد ولی الان واقعا برام طاقت فرسا
    حتی برای یه دکتر رفتن هم باید هر وقت ایشون میلشون بود اجازه بدن و منو ببرن
    کلا تو زندگی حرف باید حرف ایشون باشه اگه بگه در و ببند و نبند عصبانی میشه و فحاشی می کنی و اگر من از حقم دفاع کنم کار به کتک کاری می رسه
    ترو خدا راهنمایی کنید من چیکار باید بکنم
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    توجه کنید بهتره این مشکلات همسرتون توسط روانشناس بررسی بشه و ایشون بتونند رفتارهاشو ن را مورد ارزیابی قرار بدن و باطریق چگونگی حل مسائل بیشتر آشنا بشن که وقتی با مشکلات مواجهه شدن از این روش ها بهره ببرند
    ممکنه همسرتون با مشکلات مالی ، اجتماعی ، روحی و... که برای هیچ کسی غیر ممکن نیست سر وکله میزنه و در مورد کنش های همسرتون با مسائل و روابط با شما اینکه همسرتون به چه شکل به این مشکلات پاسخ دهی داره = بسته به سبک شخصیت و استاندارد هاشون در حل مشکلات زندگی مربوط میشه و درکل راهکارهایی که به عنوان مهارت اموزش دیده ( طرز برخورد افراد خانوادش با این مسائل ) دخیل هستند
    بهتره اول همسرتون به صورت حضوری برای بررسی این مشکلات رفتاری به شناخت درمانگر مراجعه کنه و جلسات گفتگو درمانی رو طی کنه

    1. دلیل ایشون برای نرفتن بیرون از منزل شما چیست؟
    2.ایشون به دنبال رفتارهای کنترل کننده شک و سوءظن دارند/
    3. روابط اجتماعی ایشون بیرون از منزل چطوره؟
    4. در زمان ازدواج باشما بهتون گفته بود که نسبت به رفت وآمد خانمش حساسه یا نه؟
    امضای ایشان
    👑 👑 👑 🖤 👑 👑 👑

    توانگری به هنر است نه به مال، بزرگی به عقل است نه به سال

    👑 👑 👑 🖤 👑 👑 👑

  3. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    892
    تشکـر
    381
    تشکر شده 436 بار در 294 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    دوست گرامی برای ادامه زندگی مشترک در کنار اینکه باید به فرزنداتون توجه کنید باید شرایط روحی خودتون رو هم مورد توجه قرار بدین تا بتونید زندگی خوب رو تجربه کنید اگر با کمک همسرتون و روانشناس تغییری ایجاد نکنید فشارهای روحی که به شما وارد میشه و همچنین بحث ها و دگیری بین شما به خاطر مسائل کاملا ریز ( رفت وآمد شما با هم نوع / هم جنس ) هم برشما وهم روی بچه هاتون تاثیر منفی میزاره
    شوهر شما کم وکان نشونه های شخصیت پرانوئید داره پرانوئید ( خفیف ) اما حواستو جمع کن که اینو بهش نگی و در آرامش از ایشون بخواین که با هم برای بهبود زندگیتون به رواننشاس مراجعه کنید.نشونه های رفتاری این افراد ! 1 دچار بدبینی و بی‌اعتمادی بدون دلیل منطقی هستند 2 تویرابطه میان‌فردی به ویژه با خانواده و همسر ناتوان هستند 3 فکر میکنند هسمرشون قابل اعتماد نیست 4 5منظور اصلی حرف رو درک نمیکنند و 5 دچار سوء تفاهم میشن
    6همیشه حق به جانب هستند 7خودرای و پرخاشگرهستند
    دقت کن شوهر شما با اقدامات و حرف های شما نمی‌پذیره که دچار بدبینی و بی‌اعتمادی غیرمنطقی هست پس بهتره به صورت حضوری هر دو تون و یا حداقل خودتون به صورت حضوری به رواننشاس مراجعه کنید تا حداقل راهکارها ی درست در مابله با ایشون رو فرا بگیری !
    ویرایش توسط سلطنت : 01-18-2020 در ساعت 05:20 PM
    امضای ایشان
    👑 👑 👑 🖤 👑 👑 👑

    توانگری به هنر است نه به مال، بزرگی به عقل است نه به سال

    👑 👑 👑 🖤 👑 👑 👑

  4. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    32142
    نوشته ها
    38
    تشکـر
    8
    تشکر شده 7 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سلطنت نمایش پست ها
    دوست گرامی برای ادامه زندگی مشترک در کنار اینکه باید به فرزنداتون توجه کنید باید شرایط روحی خودتون رو هم مورد توجه قرار بدین تا بتونید زندگی خوب رو تجربه کنید اگر با کمک همسرتون و روانشناس تغییری ایجاد نکنید فشارهای روحی که به شما وارد میشه و همچنین بحث ها و دگیری بین شما به خاطر مسائل کاملا ریز ( رفت وآمد شما با هم نوع / هم جنس ) هم برشما وهم روی بچه هاتون تاثیر منفی میزاره
    شوهر شما کم وکان نشونه های شخصیت پرانوئید داره پرانوئید ( خفیف ) اما حواستو جمع کن که اینو بهش نگی و در آرامش از ایشون بخواین که با هم برای بهبود زندگیتون به رواننشاس مراجعه کنید.نشونه های رفتاری این افراد ! 1 دچار بدبینی و بی‌اعتمادی بدون دلیل منطقی هستند 2 تویرابطه میان‌فردی به ویژه با خانواده و همسر ناتوان هستند 3 فکر میکنند هسمرشون قابل اعتماد نیست 4 5منظور اصلی حرف رو درک نمیکنند و 5 دچار سوء تفاهم میشن
    6همیشه حق به جانب هستند 7خودرای و پرخاشگرهستند
    دقت کن شوهر شما با اقدامات و حرف های شما نمی‌پذیره که دچار بدبینی و بی‌اعتمادی غیرمنطقی هست پس بهتره به صورت حضوری هر دو تون و یا حداقل خودتون به صورت حضوری به رواننشاس مراجعه کنید تا حداقل راهکارها ی درست در مابله با ایشون رو فرا بگیری !
    ممنون از پاسخگوییتون تمام گزینه هایی که گفتید تو رفتاراش هست و متاسفانه تمام خانوادشون هم تو رفتاراشون تمام گزینه های شما هست
    متاسفانه قبول نمی کنن که پیش روانشناس بریم و همیشه هنگام دعوا به من می گه تو دو قطبی
    کلا همسرم ادم با انرژی و اجتماعی طوری که شما کنارش بشینید لذت میبرید از صحبت هاش ولی در کنارش فوق العاده خودخواه وقتی تنها هستیم از همون کسایی که باهاشون می گفت و می خنده بد میگه عیب و ایراداشونو میگه جز خودش و خانوادشون همه رو عیب دار و بد می دونه
    گاها شده جلو من و بچه ها به دوستای نزدیکش بد دهنی می کنه ولی دوستانش هیچ وقت جوابشو نمیدن
    من با توهیناش هم مشکل دارم واقعا برام سنگینه
    وقتی میشینم منطقی و با در دوستی و احترام اشتباهات ۲ تامونو می گم اصلا قبول نمیکنه با کلمات به توچه ، دلم می خواد، برو بمیر ، کاش بمیری ، مایع ننگ منی
    همیشه به من سرکوفت می زنه من و کوچیک و حقیر می کنه
    دلمو می شکنه
    من ادمیم که زود دلم می شکنه با اینکه همیشه این مشکلاتو باهاش دارم ولی هر سری که توهین می کنه دوباره دلم میشکنه یه جور که انگار باور نداری اون ادم بتونی انقدر بد باشه

  5. کاربران زیر از کریسی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    32142
    نوشته ها
    38
    تشکـر
    8
    تشکر شده 7 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سلطنت نمایش پست ها
    دوست گرامی برای ادامه زندگی مشترک در کنار اینکه باید به فرزنداتون توجه کنید باید شرایط روحی خودتون رو هم مورد توجه قرار بدین تا بتونید زندگی خوب رو تجربه کنید اگر با کمک همسرتون و روانشناس تغییری ایجاد نکنید فشارهای روحی که به شما وارد میشه و همچنین بحث ها و دگیری بین شما به خاطر مسائل کاملا ریز ( رفت وآمد شما با هم نوع / هم جنس ) هم برشما وهم روی بچه هاتون تاثیر منفی میزاره
    شوهر شما کم وکان نشونه های شخصیت پرانوئید داره پرانوئید ( خفیف ) اما حواستو جمع کن که اینو بهش نگی و در آرامش از ایشون بخواین که با هم برای بهبود زندگیتون به رواننشاس مراجعه کنید.نشونه های رفتاری این افراد ! 1 دچار بدبینی و بی‌اعتمادی بدون دلیل منطقی هستند 2 تویرابطه میان‌فردی به ویژه با خانواده و همسر ناتوان هستند 3 فکر میکنند هسمرشون قابل اعتماد نیست 4 5منظور اصلی حرف رو درک نمیکنند و 5 دچار سوء تفاهم میشن
    6همیشه حق به جانب هستند 7خودرای و پرخاشگرهستند
    دقت کن شوهر شما با اقدامات و حرف های شما نمی‌پذیره که دچار بدبینی و بی‌اعتمادی غیرمنطقی هست پس بهتره به صورت حضوری هر دو تون و یا حداقل خودتون به صورت حضوری به رواننشاس مراجعه کنید تا حداقل راهکارها ی درست در مابله با ایشون رو فرا بگیری !
    وقتی نمی زاره من بدون اجازش جایی برم یا کاری کنم من چطوری می تونم پیش روانشناس برم که بهم راهکار بدن؟
    من بخاطر همین موضوع اینجا پیام دادم

  7. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    892
    تشکـر
    381
    تشکر شده 436 بار در 294 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریسی نمایش پست ها
    وقتی نمی زاره من بدون اجازش جایی برم یا کاری کنم من چطوری می تونم پیش روانشناس برم که بهم راهکار بدن؟
    من بخاطر همین موضوع اینجا پیام دادم
    بله روانشناس با بافت موضوع آشنا میشه و با توجه به شرایط راهکارهایی دال بر بهبود اوضاع بهتون ارائه میده
    امضای ایشان
    👑 👑 👑 🖤 👑 👑 👑

    توانگری به هنر است نه به مال، بزرگی به عقل است نه به سال

    👑 👑 👑 🖤 👑 👑 👑

  8. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,443
    تشکـر
    3,760
    تشکر شده 2,262 بار در 1,484 پست
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریسی نمایش پست ها
    ممنون از پاسخگوییتون تمام گزینه هایی که گفتید تو رفتاراش هست و متاسفانه تمام خانوادشون هم تو رفتاراشون تمام گزینه های شما هست
    متاسفانه قبول نمی کنن که پیش روانشناس بریم و همیشه هنگام دعوا به من می گه تو دو قطبی
    کلا همسرم ادم با انرژی و اجتماعی طوری که شما کنارش بشینید لذت میبرید از صحبت هاش ولی در کنارش فوق العاده خودخواه وقتی تنها هستیم از همون کسایی که باهاشون می گفت و می خنده بد میگه عیب و ایراداشونو میگه جز خودش و خانوادشون همه رو عیب دار و بد می دونه
    گاها شده جلو من و بچه ها به دوستای نزدیکش بد دهنی می کنه ولی دوستانش هیچ وقت جوابشو نمیدن
    من با توهیناش هم مشکل دارم واقعا برام سنگینه
    وقتی میشینم منطقی و با در دوستی و احترام اشتباهات ۲ تامونو می گم اصلا قبول نمیکنه با کلمات به توچه ، دلم می خواد، برو بمیر ، کاش بمیری ، مایع ننگ منی
    همیشه به من سرکوفت می زنه من و کوچیک و حقیر می کنه
    دلمو می شکنه
    من ادمیم که زود دلم می شکنه با اینکه همیشه این مشکلاتو باهاش دارم ولی هر سری که توهین می کنه دوباره دلم میشکنه یه جور که انگار باور نداری اون ادم بتونی انقدر بد باشه
    سلام

    اول در مورد توهین کردناشون باهاشون حرف بزنید و سعی کنید متقاعد بشن و توهین کردنو ترک کنن.

    وقتی رفتارشون توی خونه نرمال شد بعد در مورد بیرون رفتن باهاشون صحبت کنید.

    شغل شوهرتون چیه؟
    محیط کارشون آرومه یا اعصاب خورد کن؟
    امضای ایشان

  9. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    32142
    نوشته ها
    38
    تشکـر
    8
    تشکر شده 7 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    سلام

    اول در مورد توهین کردناشون باهاشون حرف بزنید و سعی کنید متقاعد بشن و توهین کردنو ترک کنن.

    وقتی رفتارشون توی خونه نرمال شد بعد در مورد بیرون رفتن باهاشون صحبت کنید.

    شغل شوهرتون چیه؟
    محیط کارشون آرومه یا اعصاب خورد کن؟
    متاسفانه چند ساله می گم که از توهین کردناشون خوشم نمیاد و اصلا در شخصیتش نیست که توهین کنه تحقیر کنه و تهدید کنه ولی متاسفانه فایده ایی نداشته وقتی که می گم خوشم نمیاد و ناراحت میشم حس می کنم می فهمه که نقطه ضعف منه توهیناش و به مراتب بدتر توهین می کنه
    کارمند پالایشگاه هستن بله شغلشون مشغله ها و سختی های خاص خودش رو داره ولی دلیل بر کنترل نکردن رفتارشون نیست چون در مقابل یه سری از دوستانشو خانوادشون و... اصلا از موضع توهین و ... استفاده نی کنن
    ولی متاسفانه کنترل خشم ندارن من واقعیت بعضی وقتا خجالت می کشم باهاشون بیرون برم تو مطب، مغازه یا هر مکان دیگه تا یه گفتمانی میشه زود از کنترل خارج میشن و پرخاش می کنن
    ببینید من از این موضوع ناراحتم مگر من جزئی از اعضای اصلی زندگیش نیستم مثل پدر و مادرو... چرا مثل اونا که کنترل می کنه رفتاراشو با من هم به اون صورت رفتار نمی کنه چون زنشم سو استفاده کنه از زن بودنم و بخواد رفتارای بد نشون بده

  10. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,443
    تشکـر
    3,760
    تشکر شده 2,262 بار در 1,484 پست
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریسی نمایش پست ها
    متاسفانه چند ساله می گم که از توهین کردناشون خوشم نمیاد و اصلا در شخصیتش نیست که توهین کنه تحقیر کنه و تهدید کنه ولی متاسفانه فایده ایی نداشته وقتی که می گم خوشم نمیاد و ناراحت میشم حس می کنم می فهمه که نقطه ضعف منه توهیناش و به مراتب بدتر توهین می کنه
    کارمند پالایشگاه هستن بله شغلشون مشغله ها و سختی های خاص خودش رو داره ولی دلیل بر کنترل نکردن رفتارشون نیست چون در مقابل یه سری از دوستانشو خانوادشون و... اصلا از موضع توهین و ... استفاده نی کنن
    ولی متاسفانه کنترل خشم ندارن من واقعیت بعضی وقتا خجالت می کشم باهاشون بیرون برم تو مطب، مغازه یا هر مکان دیگه تا یه گفتمانی میشه زود از کنترل خارج میشن و پرخاش می کنن
    ببینید من از این موضوع ناراحتم مگر من جزئی از اعضای اصلی زندگیش نیستم مثل پدر و مادرو... چرا مثل اونا که کنترل می کنه رفتاراشو با من هم به اون صورت رفتار نمی کنه چون زنشم سو استفاده کنه از زن بودنم و بخواد رفتارای بد نشون بده
    احتمالاً فکر میکنن میشه با همسر همه جوره راحت بود و همه نوع رفتارو بروز داد.

    در طب سنتی برا کاهش و کنترل خشم و عصبانیت، خوردن غذاهای سرد مزاج و ترش مزه توصیه میشه.
    امضای ایشان

  11. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,432
    تشکـر
    10,741
    تشکر شده 13,556 بار در 6,911 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    سلام

    واقعا درک نمیکنم همچین مرد هایی رو تا وقتی زن و به چشم یه کالا میبینن هرجور میخوان باهاش رفتار میکنن!!!

    عزیزم تو اشیا نیستی تو مال نیستی کالا نیستی صاحب اختیاری نداری
    هیچ کسی هیییچ کسی حق نداره بهت امر و نهی کنی تو قبل از جنسیتت یک انسان هستی
    یک انسان آزادی یک زن آزادی


    وقتی آزاد باشی چه کاری میکنی؟ همون کار و کن
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  13. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38058
    نوشته ها
    309
    تشکـر
    367
    تشکر شده 239 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریسی نمایش پست ها
    سلام خسته نباشید
    خانمی ۲۵ ساله هستم و همسرم ‌۳۱ سالشه صاحب ۲ فرزند هستیم
    ۵ ساله ازدواج کردیم
    همسرم مثل یه نگهبان تو زندگیم رفتار می کنه
    احساس می کنم تو قفس زندگی می کنم بدون اجازه شوهرم حق انجام هیچ کاری و ندارم
    بدون اجازه ایشون حق بیرون رفتن و هم ندارم اگه جایی کار داشته باشم باید بهشون بگم هر وقت خودش دوست داشت و میلش بود من و ببر اونجایی که می خوام
    من تو یه خانواده آزاد بزرگ شدم که اصلا اجازه گرفتن یه چیز بی معنیه
    ولی خانواده ایشون زن ها بدون اجازه همسراشون حق انجام هیچ کاری و ندارن
    واقعا برای من سخته احساس خفگی بهم دست می ده اوایل زندگی به علت مشغله و کوچیکی بچه خیلی این مسائل بهم فشار نمیاورد ولی الان واقعا برام طاقت فرسا
    حتی برای یه دکتر رفتن هم باید هر وقت ایشون میلشون بود اجازه بدن و منو ببرن
    کلا تو زندگی حرف باید حرف ایشون باشه اگه بگه در و ببند و نبند عصبانی میشه و فحاشی می کنی و اگر من از حقم دفاع کنم کار به کتک کاری می رسه
    ترو خدا راهنمایی کنید من چیکار باید بکنم
    سلام
    البته که باید این تفاوت رفتاری رو قبل از ازدواج در نظر میگرفتید که متاسفانه این کاررو نکردید ...باتوجه به اینی که گفتید درخانوادشون هم چنین چیزی هست پس یه مورد نهادینه شده ای درایشونه که به همین راحتیا نمیشه درستش کرد اگه بتونید برید پیش روانشناس یالااقل تلفنی با یه روانشناس صحبت کنیدبه نظرم بیشتر جواب میگیریدتا اینجا ...
    چون همسر شما به شدت بدبین هستن وبه شما که حتی همسرشی اعتماد ندارن اما فکر میکنم که با صبر وحوصله اینمورد رو بشه درستش کرد مثلا یه سری از آشناها که آزادی به خانماشون میدن باهاش غیر مستقیم حرف بزنن یا اینکه خودشما مثلا دریه سری مواقع که ضروریه مثل همین دکتر رفتن و...خودتون برید وازش اجازه نگیرید ببینید ری اکشنش چیه اصلا ؟ به نظرم این قضیه رو جوری باید حل کنید که کم کم براش جابیوفته یهویی نباشه که منجر به دعوا بشه و...
    اما درمورد توهین وفحاشی دوراه دارین یا اینکه یه مدت اصلا محلش نذارید وقتی توهین میکنه ببینید چی میشه نتیجه ویا اینکه اگه درست نشد شماهم مقابله به مثل کنید واگه توهینی کرد شما هم بهش توهین کنید اینجوری چون مسلما خوشش نمیاد کسی بهش توهین کنه پس متوجه میشه که توهین وفحاشی درست نیست واحتمال اینکه این کارشو ترک کنه زیاده ...ومتاسفانه باید بگم که همسر شما یه آدم دورو هست که جلو افراد خوبشونو میگه وپشت سرش بدیشونو که اینم اگه یه بار جلو اونایی که پشت سرشون بد میگه ضایعش کنید فکر کنم درست میشه ...
    امضای ایشان
    تنها چیز غیر ممکن درجهان خود کلمه غیر ممکن است.

    منی که، نام شراب ازکتاب می شستم

    زمانه چنان کرد،که کاتب دکان میفروش شدم

  15. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    1,237
    تشکـر
    784
    تشکر شده 569 بار در 467 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریسی نمایش پست ها
    سلام خسته نباشید
    خانمی ۲۵ ساله هستم و همسرم ‌۳۱ سالشه صاحب ۲ فرزند هستیم
    ۵ ساله ازدواج کردیم
    همسرم مثل یه نگهبان تو زندگیم رفتار می کنه
    احساس می کنم تو قفس زندگی می کنم بدون اجازه شوهرم حق انجام هیچ کاری و ندارم
    بدون اجازه ایشون حق بیرون رفتن و هم ندارم اگه جایی کار داشته باشم باید بهشون بگم هر وقت خودش دوست داشت و میلش بود من و ببر اونجایی که می خوام
    من تو یه خانواده آزاد بزرگ شدم که اصلا اجازه گرفتن یه چیز بی معنیه
    ولی خانواده ایشون زن ها بدون اجازه همسراشون حق انجام هیچ کاری و ندارن
    واقعا برای من سخته احساس خفگی بهم دست می ده اوایل زندگی به علت مشغله و کوچیکی بچه خیلی این مسائل بهم فشار نمیاورد ولی الان واقعا برام طاقت فرسا
    حتی برای یه دکتر رفتن هم باید هر وقت ایشون میلشون بود اجازه بدن و منو ببرن
    کلا تو زندگی حرف باید حرف ایشون باشه اگه بگه در و ببند و نبند عصبانی میشه و فحاشی می کنی و اگر من از حقم دفاع کنم کار به کتک کاری می رسه
    ترو خدا راهنمایی کنید من چیکار باید بکنم
    سلام
    شما بقول خودتون ۵ ساله توی قفس زندگی میکنین و تازه به تنگ اومدین؟
    یعنی ۵ سال مورد بدترین رفتارا قرار گرفتین و ازادی و شخصیت شما سرکوب شده الان تازه فهمیدین عمق فاجعه چی بوده؟

    عزیزم ۵ سال ستم کشیدین و الان وقتشه یه تغییر اساسی ایجاد کنین

    مشکل همسر شما در رفتارش نیست در بینش و طرزنگاهشه
    رفتار رو تا حدی میشه تغییر داد اما بینش به این سادگیا تغییر نمیکنه

    اگه بنا باشه مشاور مشکل شما رو حل کنه که خب حتما حضور همسر شما در جلسات مشاوره لازمه و مشخصه که این شخصیت با این نوع نگرش و رفتارش غیرممکنه بپذیره که بیاد مشاوره و حتی فرضا اگرم قبول کنه نهایتا چندتا انگ و برچسب به مشاور میچسبونه و اونو متهم میکنه!
    یاد فیلم زیر سقف دودی افتادم
    البته ماجراش ربطی به شما نداشت اما برخورد نامناسب فرهاد اصلانی با مشاور خانواده..

    میدونم احتمال قوی تنها دلیل اینکه حاضر به جدایی نیستین بخاطر بچه هاتونه
    اما..

    اولا کی گفته که شما باید بخاطر بچه هاتون فداکاری کنین و ستم بکشین؟
    فداکاری یجور رذیله و صفت ناپسنده و در شان انسان عاقلی مث شما نیست

    دوما مطمئن باشین بچه هایی که در خانواده های پرتنش و وسط دعواهای پدر مادرها بزرگ میشن در اینده نه تنها وضع نرمالی نخواهند داشت بلکه حتما حس بیزاری و تنفر هم از پدر مادراشون پیدا میکنن

    واسه زندگیتون شخصا تصمیم بگیرین
    بهترین راه اینه که فرمون رو کلا عوض کنین
    ارامش شما مهمه و دیگران چه فرزند یا غیر فرزند نمیتونن اولویت اول شما باشن وقتی خودتون اولویت اول باشین
    و قطعا شما اولویت اول خودتون هستین
    غیر از اینه؟
    امضای ایشان
    به طبیعت بگو حواسش جمع باشد

    اگرچه کلی دیر ای تقدیر

    اما با دستان و شاخهایم امده‌ام!

    اما بخاطر جنگ جنى با حيواناتت به سركردگی سگی ت

    مجبور شده ام سُم به پاى شعرم بكوبم

    شاخ دراورده باشد هنر

    و دُمى بافته ام در اخر مغزم

    چون جنگ حیوان با حیوان زبان مشترک میخواست

  16. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    892
    تشکـر
    381
    تشکر شده 436 بار در 294 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : همسر نگهبان ، احساس می کنم تو قفس اسیرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریسی نمایش پست ها
    وقتی نمی زاره من بدون اجازش جایی برم یا کاری کنم من چطوری می تونم پیش روانشناس برم که بهم راهکار بدن؟
    من بخاطر همین موضوع اینجا پیام دادم
    سلام
    اوه ببخشید من منظور شما رو توی جواب اولی که به این پست دادم درست متوجه نشدم
    چون همزمان با پاسخ گویی به شما داشتم درس میخوندم ببخشید !

    جواب شما رو توی پیام خصوصی که گزاشتین خواهم داد
    امضای ایشان
    👑 👑 👑 🖤 👑 👑 👑

    توانگری به هنر است نه به مال، بزرگی به عقل است نه به سال

    👑 👑 👑 🖤 👑 👑 👑

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهر میگه باید کارتو ول کنی
    توسط saba saberi در انجمن اخلاق و رفتار همسر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 11-16-2019, 12:02 PM
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 09-07-2019, 03:25 PM
  3. فکر میکنم تو رابطه معلق موندم
    توسط Saramiss123 در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 01-28-2019, 02:51 PM
  4. تو این عشق موندم چیکار کنم؟
    توسط adine1 در انجمن عشق و دوست داشتن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 05-04-2017, 12:09 PM
  5. حس مردن تو زندگی
    توسط 72111165 در انجمن سایر مشکلات زن و شوهر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 08-16-2015, 12:06 PM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد