نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10

موضوع: مخالفت پدر

356
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2019
    شماره عضویت
    40850
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    1
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    مخالفت پدر

    سلام دختری ۲۰ ساله هستم که یک خواستگار دارم با موقعیت خوب .. نه ایده ال پدرم و در کل خانواده خیلی سخت میگیرند و میگویند هنوز زود است و تو موقعیت های بهتری ام داری .. خانواده پسرم هربار تماس میگیرن با نه مواجهه میشن ولی حریف پسر نمیشوند میگویند بذارید ما یک جلسه بیاییم خانه همدیگر را ببیند ولی خانواده من دنبال بهانه میگردند تا اینک الان بعد یکسال راضی شدند اجازه بدهند بیایند خانه ولی پدرم مدام به مادرم میگوید من دخترم را به این خانواده نمیدهم من از انها خواستم که بروند تحقیق کنند و برادرم حداقل چندباری با پسره بره بیرون ببینه چه جور ادمیه دورادور خانواده ها همو میشناسن ... ولی نمیدانم کی به پدرم گفته این ها خانواده بسیار خسیسی هستند و دنبال پول در صورتی که ‌ما پولدار نیستیم سطح متوسط و انها یکم شاید بهتر باشند از لحاظ مالی و یکی ازاطرافیان ان ها به پدرم گفته و گفته که پسرشان در شهر دیگر سوپر مارکت دارد درحالی که ایشون محل کارشون اونجاس و کارمند ارتش هستند. ... نمیدانم چی درست است چی غلط خودم هم دچار تردید شدم تا حدی علاقه مندم ولی میخواهم عاقلانه انتخاب کنم !!! برای تحقیق باید چ ملاک هایی در نظر گرفت و ازچه کسانی کمک کرد ؟؟؟
    با مخالفت پدرم چه کنم؟؟ دلیل منطقی ندارد مرا قانع کند در صورتی که من این خانواده را چهار سال است میشناسم و دخترشان همکلاسی و دوست من در دوره دبیرستان بوده ... مورد بعدی اینکه من دانشجو معلم هستم .

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    39631
    نوشته ها
    517
    تشکـر
    0
    تشکر شده 127 بار در 107 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : مخالفت پدر

    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    1. آیا شما از نزدیک این آقا را دیده اید و با ایشان صحبت کرده اید؟
    2. ملاک های شما برای ازدواج چیست؟
    3. در رفتارهای دوستتان که همکلاسی شما می باشند رفتاری مبنی بر خساست دیده اید؟
    4. این آقا چند سال می باشد؟
    5. کار و موقعیت اجتماعی ایشان چیست؟
    بهتر است اجازه بدهید تا آنها به صورت رسمی به منزل شما مراجعه کنند و یک سری صحبت ها انجام شود در این صورت اگر پدرتان نیز با گفت هایی خلاف تحقیقات مواجهه شوند در نظرشان تجدید نظر می کنند .
    به سوالات بالا پاسخ بدهید تا بیشتر باهم صحبت کنیم

  3. کاربران زیر از dehghan بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2019
    شماره عضویت
    40850
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    1
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مخالفت پدر

    1.بله با ایشون صحبت کرده ام ولی نه رو در رو در حد چند پیامک
    2.اخلاق . شغل و شان اجتماعی. تحصیلات اصالت خانوادگی .. اهل کار صادق و اینکه سرش به زندگیش گرم باشه
    3. نه من رفتاری مشاهده نکردم که مبنی بر خساست باشه .
    4. ۲۳ سالشونه
    5.کارمند نیروی دریایی ارتش هستن (نظامی )

  5. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    384
    تشکـر
    217
    تشکر شده 134 بار در 109 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : مخالفت پدر

    نقل قول نوشته اصلی توسط کوثر۱۸ نمایش پست ها
    سلام دختری ۲۰ ساله هستم که یک خواستگار دارم با موقعیت خوب .. نه ایده ال پدرم و در کل خانواده خیلی سخت میگیرند و میگویند هنوز زود است و تو موقعیت های بهتری ام داری .. خانواده پسرم هربار تماس میگیرن با نه مواجهه میشن ولی حریف پسر نمیشوند میگویند بذارید ما یک جلسه بیاییم خانه همدیگر را ببیند ولی خانواده من دنبال بهانه میگردند تا اینک الان بعد یکسال راضی شدند اجازه بدهند بیایند خانه ولی پدرم مدام به مادرم میگوید من دخترم را به این خانواده نمیدهم من از انها خواستم که بروند تحقیق کنند و برادرم حداقل چندباری با پسره بره بیرون ببینه چه جور ادمیه دورادور خانواده ها همو میشناسن ... ولی نمیدانم کی به پدرم گفته این ها خانواده بسیار خسیسی هستند و دنبال پول در صورتی که ‌ما پولدار نیستیم سطح متوسط و انها یکم شاید بهتر باشند از لحاظ مالی و یکی ازاطرافیان ان ها به پدرم گفته و گفته که پسرشان در شهر دیگر سوپر مارکت دارد درحالی که ایشون محل کارشون اونجاس و کارمند ارتش هستند. ... نمیدانم چی درست است چی غلط خودم هم دچار تردید شدم تا حدی علاقه مندم ولی میخواهم عاقلانه انتخاب کنم !!! برای تحقیق باید چ ملاک هایی در نظر گرفت و ازچه کسانی کمک کرد ؟؟؟
    با مخالفت پدرم چه کنم؟؟ دلیل منطقی ندارد مرا قانع کند در صورتی که من این خانواده را چهار سال است میشناسم و دخترشان همکلاسی و دوست من در دوره دبیرستان بوده ... مورد بعدی اینکه من دانشجو معلم هستم .
    سلام کوثرجان
    ایا شما به این اقا علاقه دارین؟

    خودتون به شخصه چقد ازش شناخت دارین؟

    فرمودین دانشگاه رشته تربیت معلم میخونین؟
    خب ایا این اقا هم تحصیلات دانشگاهی دارن یا خیر؟
    تا چه مقطعی خوندن ایشون؟

    فعلا لطف کنین این سوالها رو جواب بدین
    سوال اولم از همه مهمتره
    امضای ایشان
    رسیده ها چه غریب و نچیده میفتند
    به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

    هنوز زنده ام و زنده بودنم خاریست
    به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

  6. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    39631
    نوشته ها
    517
    تشکـر
    0
    تشکر شده 127 بار در 107 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : مخالفت پدر

    با سلام مجدد خدمت شما
    دوست عزیز در این مورد نیاز است که به ایشان فرصت شناخت در دنیای واقعی را بدهید تا هردویتان بتوانید در این مورد بهتر تصمیم گیری کنید تا زمانی که خودتان تحت نظر خانواده ها نتوانید به شناخت لازم برسید نمی توانید در این مسیر تصمیم گیری کنید .
    بهتر است در آرامش از پدرتان بخواهید که این فرصت را بدهند و خودشان برای تحقیق به صورت مستقیم اقدام کنند و در مورد شغل ایشان نیز بهتر است از خودشان سوال بپرسید .
    در کنار شناخت و تحقیق نیاز است مشاوره پیش از ازدواج را نیز هردویتان دریافت کنید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .

  7. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2019
    شماره عضویت
    40850
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    1
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مخالفت پدر

    سلام
    بله علاقه مندم ولی نه عاشق دیوانه وار حس میکنم که دوستش دارم .. نقشش پر رنگ شده تو زندگیم من خواستگار زیاد دارم با موقعیت های اجتماعی خیلی بهتر ولی این به دلم نشسته .. بعدش خانوادش منو بهش پیشنهاد دادن و خب اوناهم منو خیلی دوست دارن واین برام مهمه
    مهم دله وگرنه چشم که هر روز یکی بهترشو میبینه
    _من در جریان اکثر کارایی که میکنن هستم ..
    _بله من دبیری عربی میخونم .
    _ایشون در حال حاضر دیپلم دارن ولی به من گفتن که ادامه تحصیل میدن .
    من ادامه تحصیل میدم و شغلمو دوست دارم میترسم مانع بشه درصورتی که بهم گفتن تا هرجای که بخوای ادامه بدی من حمایتت میکنم.. منم شرطی ک گذاشتم این بوده که باید ادامه تحصیل بدن
    من به مادرم این پیشنهادو دادم که اینبار که تماس گرفتن با خانواده شون بیان خونه ما رو در رو حرف بزنیم اگه پذیرفتن یه چند ماهی نامزد باشیم شناخت بیشتر شکل بگیره ببینم ایا این آقا به حرفایی ک میزد عمل میکنع یانه؟؟؟
    متاسفانه یا خوشبختانه من خیلی محتاطم زیاد اهل ریسک نیستم و تردید منو اذیت میکنه ..
    ازتون ممنونم که همراهیم میکنید

  8. کاربران زیر از کوثر۱۸ بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2019
    شماره عضویت
    41009
    نوشته ها
    30
    تشکـر
    0
    تشکر شده 11 بار در 8 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مخالفت پدر

    شما با چند پيامك ايشون رو شناختي ؟؟؟؟
    نسبت به اين دوره زمانه سن كم براي ازدواج داريد
    نظر والدين علي الخصوص پدر در ازدواج بسيار مهم است
    مطمئن باشيد چيزي رو فهميده كه شما نميبينيد
    در ضمن ، شرايط زندگي با يك نظامي رو هم در نظر بگيريد و بدونيد سختي هايي داره

  10. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2019
    شماره عضویت
    40850
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    1
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مخالفت پدر

    پیامک که چه عرض کنم حدودا یکسالی باهم ارتباط داریم ولی درچارچوب شئونات فقط به قصد آشنایی بیشتر ... خیلی دو دلم فرداشبم قراره بیان خونه برای معارفه. تصمیم گرفتم واگذارش کنم اول به خدا بعد نظر خانوادم اگه تایید کردن با خودشون صحبت میکنم رو در رو و تحقیقات و ادامه جلسات....

  11. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    384
    تشکـر
    217
    تشکر شده 134 بار در 109 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : مخالفت پدر

    نقل قول نوشته اصلی توسط کوثر۱۸ نمایش پست ها
    سلام
    بله علاقه مندم ولی نه عاشق دیوانه وار حس میکنم که دوستش دارم .. نقشش پر رنگ شده تو زندگیم من خواستگار زیاد دارم با موقعیت های اجتماعی خیلی بهتر ولی این به دلم نشسته .. بعدش خانوادش منو بهش پیشنهاد دادن و خب اوناهم منو خیلی دوست دارن واین برام مهمه
    مهم دله وگرنه چشم که هر روز یکی بهترشو میبینه
    _من در جریان اکثر کارایی که میکنن هستم ..
    _بله من دبیری عربی میخونم .
    _ایشون در حال حاضر دیپلم دارن ولی به من گفتن که ادامه تحصیل میدن .
    من ادامه تحصیل میدم و شغلمو دوست دارم میترسم مانع بشه درصورتی که بهم گفتن تا هرجای که بخوای ادامه بدی من حمایتت میکنم.. منم شرطی ک گذاشتم این بوده که باید ادامه تحصیل بدن
    من به مادرم این پیشنهادو دادم که اینبار که تماس گرفتن با خانواده شون بیان خونه ما رو در رو حرف بزنیم اگه پذیرفتن یه چند ماهی نامزد باشیم شناخت بیشتر شکل بگیره ببینم ایا این آقا به حرفایی ک میزد عمل میکنع یانه؟؟؟
    متاسفانه یا خوشبختانه من خیلی محتاطم زیاد اهل ریسک نیستم و تردید منو اذیت میکنه ..
    ازتون ممنونم که همراهیم میکنید
    عزیزم محبت کنین ازین به بعد پاسخ هرکسیو که میدین همراه با نقل قول باشه

    مث منکه الان ازتون نقل قول گرفتم

    عمده ترین مساله ای که ارزش پیگیری داره علاقه شما به ایشون و علاقه ایشون به شماست

    بله دل اصل کاریه
    وگرنه ادم روزانه صدها نفر رو میبینه پس چه راز و رمزیه که از بین اونهمه ادم که میبینی فقط یه نفر به دلت میشینه

    تجربه ها ثابت کردن هیچ عشقی بعد از ازدواج به وجود نمیاد(متاسفانه وعده سر خرمنه) مگه اینکه از قبل ازدواج عشقی درکار بوده باشه و ادامه پیدا کنه

    اصل کار شما و ایشون هستین که قراره با همدیگه زندگی کنین و همپا و همنفس همدیگه باشین
    نظر خانواده ها فرع قضیه س و در اولویت خیلی پایینتری قرار داره

    اما متاسفانه تو شرایط فعلی شما دخالت پدرتون بقدری بولد و برجسته شده که مساله اصلی یعنی علاقه فی مابین شما دو نفر و تمایلتون واسه ایجاد شناخت بیشتر ،در سایه مداخلات پدرتون تحت الشعاع قرار گرفته و کمرنگ شده

    سعی کنین از هرفرصتی که بهرطریقی بدست میارین واسه کسب شناخت بیشتر از ایشون استفاده کنین

    درمورد علاقه شما به ادامه تحصیل هم مدنظر داشته باشین وقتی که برنامه شماها جدی شد و به مرحله عقد رسید واسه محکم کاری هم که شده حق ادامه تحصیل و کار دربیرون از منزل و اجازه سفرهای خارجی رو جزو شرایط ضمن عقد مکتوب و محضری کنین

    فعلا تمرکزتون بدست اوردن شناخت بیشتر از این اقا باشه
    شناخت بیشتر باعث افزایش علاقه بینتون میشه و اینو مطمئن باشین اگه هردو از ته دلتون همو بخواین اخرش پدرتونم مجبور میشه رضایت بده
    امضای ایشان
    رسیده ها چه غریب و نچیده میفتند
    به پای هرزه علفهای باغ کال پرست

    هنوز زنده ام و زنده بودنم خاریست
    به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

  12. کاربران زیر از delvapas2000 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2019
    شماره عضویت
    40850
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    1
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مخالفت پدر

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    عزیزم محبت کنین ازین به بعد پاسخ هرکسیو که میدین همراه با نقل قول باشه

    مث منکه الان ازتون نقل قول گرفتم

    عمده ترین مساله ای که ارزش پیگیری داره علاقه شما به ایشون و علاقه ایشون به شماست

    بله دل اصل کاریه
    وگرنه ادم روزانه صدها نفر رو میبینه پس چه راز و رمزیه که از بین اونهمه ادم که میبینی فقط یه نفر به دلت میشینه

    تجربه ها ثابت کردن هیچ عشقی بعد از ازدواج به وجود نمیاد(متاسفانه وعده سر خرمنه) مگه اینکه از قبل ازدواج عشقی درکار بوده باشه و ادامه پیدا کنه

    اصل کار شما و ایشون هستین که قراره با همدیگه زندگی کنین و همپا و همنفس همدیگه باشین
    نظر خانواده ها فرع قضیه س و در اولویت خیلی پایینتری قرار داره

    اما متاسفانه تو شرایط فعلی شما دخالت پدرتون بقدری بولد و برجسته شده که مساله اصلی یعنی علاقه فی مابین شما دو نفر و تمایلتون واسه ایجاد شناخت بیشتر ،در سایه مداخلات پدرتون تحت الشعاع قرار گرفته و کمرنگ شده

    سعی کنین از هرفرصتی که بهرطریقی بدست میارین واسه کسب شناخت بیشتر از ایشون استفاده کنین

    درمورد علاقه شما به ادامه تحصیل هم مدنظر داشته باشین وقتی که برنامه شماها جدی شد و به مرحله عقد رسید واسه محکم کاری هم که شده حق ادامه تحصیل و کار دربیرون از منزل و اجازه سفرهای خارجی رو جزو شرایط ضمن عقد مکتوب و محضری کنین

    فعلا تمرکزتون بدست اوردن شناخت بیشتر از این اقا باشه
    شناخت بیشتر باعث افزایش علاقه بینتون میشه و اینو مطمئن باشین اگه هردو از ته دلتون همو بخواین اخرش پدرتونم مجبور میشه رضایت بده

    سلام
    این خانواده سه روز پیش تشریف آوردن خونه .. پدرم متوجه قضاوت هاش در مورد این خانواده شد و کلا پدرشون رو با کس دیگه ای اشتباه گرفت بااززز پدرم گیر داده بود که ما قبلا جوابمونو دادیم چرا باز تماس گرفتین که پدر اون پسر پاسخ داد پسرم شیفته حجاب وحیا و شرافت دختر شما شده.. بعد پدرم عرض کردند که داره درس میخونه و سنشم کمه پسر شما مدرک تحصیلیش کمتره و شرایط شغلیش نمیخوره ..‌ بعد داداشم شروع به صحبت کرد از آقا پسره پرسید شما تا آخر سر شغلت میمونی تو بندر؟؟؟ ایشون صادقانه گفتن من تضمین نمیکنم ۱۰ سال دیگه بمونم شاید به همسرم سخت بگذره اگه کار دیگه ای تو شهر خودمون پیدا کردم که از این بهتر بود میام بیرون ... بعد از اینک از خونه رفتن بابام گفت نه شغلش تضمین نیست مادرم گفت من ازش خوشم نیومد پسره اصلا لبخند نزد کاملا سر سنگین نشسته بود که انگار بزور اومده خواستگاری ... بعد گفتن نظرت چیه منم جواب دادم که چه فرقی میکنه شما ک خوشتون نیومده باشه نه .. گفتن نه تو میخوای زندگی کنی ... گفتم وقتی شما با اصل موضوع مشکل دارین هر دقیقه ی عیب میذارید روش فقط نیمه خالی لیوان رو میبینید منم گفتم اگه واقعا خوشتون نمیاد و در حد من نیستن که کلا قضیه منتفیه منم با دلم کنار میام ولی شاید هیچوقت کنار کسی که پست داره مقام داره تحصیل کرده س و شما تایید ش کردید خوشبخت نباشم چون دلم باهاش نبوده... ولی اگه مشکل سر تحصیلات و تضمین کارش رسمیشه اینو شرط بذارید اون اقاهم اگه واقعا منو بخواد به این شرایط عمل میکنه ... که بازز مامان و بابام شروع کردن من حرف بدی نزدم ولی خیلی سنتی فکر میکنن و خودخواهانه برخورد میکنن .... که بیخبر از همه جا دیروز اون اقا پسر به برادر من زنگ زدن که ببیننشون .. داداش منم خیلی آدم منطقیه اصلا مثل پسرای الان نیست تیپ سوسول واینا بزنه درضمن همسن اون آقاست متولد ۷۵ هستن و سه سال از من بزرگترن من ۷۸ هستم منم از نجابت و حیای اون اقا خوشم اومده و خیالم از زندگیم راحته مثل پسرای الان نیست قرتی بگرده و .... وقتی با داداشم نشستن حرف بزنن دلیل حرف نزدنشو توضیح داده .. دلیل نخندیدن رو گفته من ازت میترسیدم گفتم الان چیزی بگم منو میزنی داداشم گفته نه گناه نکردی دوسش داری ... بعد ازش این سوال پرسیده ک مردونه بگو خودت خواهرمو دوست داری یا ب اصرار خانواده گفته نه بخدا من خودم میخوام و هرکاریم میکنم داداشمم گفته شرط ما اینه گفته من درس خوندنو دوست نداشتم ولی باشه مهر دوباره میرم دانشگاه ثبت نام میکنم رسمیم میشم .. اخر همین ماه رسمی میشه.. داداش اومد خونه به پدرو مادرم همه حرفا رو زد گفت پسره واقعا دوسش داره چیزی ک زیاده دختر من بودم نمیپذیرفتم که برم دانشگاه و فلان یا خودمو کوچیک کنم ... و به من گفت واقعا خوشبختت میکنه بابا و مامانمم راضی شدن ولی من میدونم ته دلشون راضی نیست .. من دیشب گفتم نه لج کردم فکر میکنم بهتره به درس خوندن ادامه بدم و براشون بشم خانم دکتر شاید اینجوری جبران کنم ... چون مامانم منت اینک این همه زحمت کشیدم حالا نظرم مهم نیست رو سرم میذارم .... دوراهی بدی گیر کردم
    داداشم میگه تو چشمات معلومه میخوایش پس باهاش خوشبخت میشی ....
    خواهرم کوچیکتره میاد میگ با زندگیت بازی نکن تو دوسش داری...
    ولی پدر و مادرم میگن خودت خواستی ماهم کنار میاییم ماهم خوبتو میخوایییم .. میگم خب من ک حرفی ندارم شما چیزی رو میبینی ک من نمیبینم هنوز سنم کمه اگ واقعا چیزی هست بگید چیزی نمیگن اونا دنبال موقعیت بهترن ... نمیدونم چیکار کنم؟؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد