نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15

موضوع: سپردن عشق واقعی به دوست

1195
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18919
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    5
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    سپردن عشق واقعی به دوست

    موضوع مال خیلی وقت پیشه.
    نمیدونم چی شد آبجی صداش کردم.اوایل خوب بود شاد بودیم.خب سن زیادی نداشتم.دوتا آدم باهوش.موفق به نظر میرسیدیم.
    چند سالی گذشت خیلی وقتا کمکم میکرد.واقعا دوستش داشتم.عاشقش شده بودم.اما باورش برای خودمم سخت بود.نتونستم بهش بگم، همش میترسیدم از دستش بدم،میترسیدم راجبم چه فکری کنه.ماها پاک بودیم،دعا ،نماز، روزه و ... احساسم پاک بود اما جرات گفتنشو نداشتم. چند باری ام خواستم بگم اما نشد.انگار متوجه هیچ اشاره ایم نمیشد.
    بزرگتر که شدیم نمیدونم چی شد از هم جدا شدیم.من دانشگاه میرفتم.دوری و بی خبری ازش داغونم میکرد.چند سال گذشت ، یهو اتفاقی دوباره سر یه پروژه علمی خوردیم بهم.همه چی داشت عالی میشد.خدا دوباره فرصت داده بود.اما هنوز من انگار میترسیدم بگم. حالا کار داشتم پول داشتم درس داشتم. چند وقتی که همکاری کردیم انگار همه چی عالی بود یه رویا.همه مقاله ها و پروژه ها عالی پیش میرفت.
    کم کم همه متوجه تغییر رفتار من شده بودن، جز اون، متوجه نمیشد انگار دوسش داشتم. آخر استادم موضوعو مطرح کرد.من داشتم میمردم از اضطراب. فهمیدم شکه شده و وقت خواسته.داشتم بال در میاوردم.تصمیم گرفتم فردا با خانواده صحبت کنم.اما فردا ....
    صبح شد.سرکارم بودم که دوست صمیمیم بعد از 10 سال اومد کارم داشت.باهام صحبت کرد... من فقط گوش میدادم مثل گیجا. اونا 3 -4 ماهی بود آشنا شده بودن.قرار گذاشت همو دیدم.سه تایی ...
    خیلی بد بود .گفت چرا نگفتم بهش. گفت خیلی منتظرم بوده. هی منتظر بوده اما من هیچ کاری نکردم...
    دوستم از دستش ناراحت بود.احساس میکرد بهش خیانت شده.
    من گفتم شمارو بهم میرسونم و رسوندم.خیلی کارا کردم تا آشتی شدن.چون فکر میکردم کسی من عاشقشم حق داره آروم و خوب زندگی کنه.از اون طرفم اون دوست قدیمیم بود.چیکار باید میکردم؟
    حالا من موندمو کلی غم .تنهایی . چند روزی میگذره من 7 سال بهش فکر کردم .همش میگفتم به جای مهمی برسم تا شاد شه. حالا بی هدفم. اشکاش وقتی باهام صحبت میکرد داره میکشتم.بهم گفت چی کنه؟ منم کمکش کردم. میدونم کارم یه جورایی بی غیرتی بوده.اما همیشه از من مهمتر بوده برای خودم.
    چند روزی گذشته دارم میمیرم. از همه چیز افتادم. چی کار باید انجام بدم؟ کاش زودتر بمیرم.
    ببخشید خیلی طولانی شد.به کسی نگفتم.فک کنم دلم لبریز شده.

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18924
    نوشته ها
    94
    تشکـر
    24
    تشکر شده 43 بار در 27 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    وقتی اینقدر بزرگوارانه گذشتی ، سعی کن فراموشش کنید . ولی خب نمیشه لامسب فراموشی نداره !

    من اگه جای تو بودم همچین کاری نمیکردم ! چون خودم مهم نه دوستم البته داستان من برعکس تو شد.

  3. کاربران زیر از ali_yas19 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    12089
    نوشته ها
    773
    تشکـر
    572
    تشکر شده 461 بار در 297 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    من جای شما بودم همچین کاری نمیکردم.
    حالا که دیگه ازش گذشتی چاره ای نیست جز فراموش کردنش.تو تصمیمت رو گرفتی پس سر حرفت باش و زندگی بکن.تو میتونی ازدواج بکنی و خوش بخت بشی.
    امضای ایشان
    ...!

  5. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18840
    نوشته ها
    130
    تشکـر
    74
    تشکر شده 46 بار در 36 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    گاهی اگر ثانیه ای دوستت دارم را به تاخیر بیاندازی سالها دیر میشود ..

  6. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,432
    تشکـر
    10,741
    تشکر شده 13,556 بار در 6,911 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    خیلی قلب بزرگی داری که بخشیدیم و خوشبختی خواستی

    قطعا کس دیگه ای برای تو هست

    بسپارش دست خدا و از خدا بخواه برات بهترین هارو قرار بده

    همه ماها تو زندگیمون سختی و بدبختی داریم و شما وقتی تونستی بگذری مطعنن روز به روز هم فراموشش میکنی
    کمرنگ میشه تو زندگیت و ممکن یه نفر بیاد تو زندگیت که صد برابر اون طرف دوستش داشته باشی و عاشقش باشی


    به چیزایی خوب و مثبت فکر کن

    موفق باشی
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  7. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18919
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    5
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    ممنون از همه دوستان
    همه میگید اشتباه کردم.
    میدونم، اما چطور نسوزم.حال بدی دارم...
    لطفا راهنماییم کنید.
    دوست دارم راحت شم ازاین زندگی . اما بهم گفته بود نباید طوریم شه.گفت من مسولم پیش جامعم.
    دیگه واقعا بی هدفم.انگیزه ای ندارم.چطور بدون اون پیش برم؟

  9. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    7052
    نوشته ها
    1,135
    تشکـر
    6,692
    تشکر شده 1,279 بار در 639 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    سلام. عشق مقدس ولی نه به تاوان دادنش نمیارزه . دوست داشتن به این نیست که حتما کنارش باشی دوست داشتن یعنی هرجا هستی باش ولی خوش باش . ب
    رو دنبال زندگیت اصلا هم ناراحت نباش مهم خوشبختی اون دیگه که خوشبخت . سعی کن اینبار برای بدست اوردن عشق تلاش کنی و بدستش بیاری .

  10. کاربران زیر از satare بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18919
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    5
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    نقل قول نوشته اصلی توسط satare نمایش پست ها
    سلام. عشق مقدس ولی نه به تاوان دادنش نمیارزه . دوست داشتن به این نیست که حتما کنارش باشی دوست داشتن یعنی هرجا هستی باش ولی خوش باش . ب
    رو دنبال زندگیت اصلا هم ناراحت نباش مهم خوشبختی اون دیگه که خوشبخت . سعی کن اینبار برای بدست اوردن عشق تلاش کنی و بدستش بیاری .
    ممنون.از همه و شما.اسمتون جالب بود.اسمی که قدیما صداش میزدم.ستاره.
    زندگی رو ول نمیکنم،تلاش میکنم .دیگه بقیه عمرمو وقت دارم فقط کار کنم و تلاش و آرزوی خوشبختی برای اون.
    فکر کنم بیشتر باید بدوم.هرچند دیگه انگیزه ای ندارم.کار تنها پناهمه از فکر و خیال.

  12. کاربران زیر از rainy boy بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    7052
    نوشته ها
    1,135
    تشکـر
    6,692
    تشکر شده 1,279 بار در 639 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    نقل قول نوشته اصلی توسط rainy boy نمایش پست ها
    ممنون.از همه و شما.اسمتون جالب بود.اسمی که قدیما صداش میزدم.ستاره.
    زندگی رو ول نمیکنم،تلاش میکنم .دیگه بقیه عمرمو وقت دارم فقط کار کنم و تلاش و آرزوی خوشبختی برای اون.
    فکر کنم بیشتر باید بدوم.هرچند دیگه انگیزه ای ندارم.کار تنها پناهمه از فکر و خیال.
    برای بدست اوردن هر چی تلاش کنی اون قسمتت نبود فراموشش کن به زندگی جدید فکر کن.

  14. کاربران زیر از satare بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18720
    نوشته ها
    313
    تشکـر
    117
    تشکر شده 142 بار در 96 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    به کس دیگه فکر کن و باهاش خوشبخت باش

  16. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18919
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    5
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    نقل قول نوشته اصلی توسط absh نمایش پست ها
    به کس دیگه فکر کن و باهاش خوشبخت باش
    چه راحت میگید، من خیلی از عمرمو بهش فکر کردم. کس دیگه از نظر من غریبه است.
    نه. فکر نمیکنم دیگه کسی رو راه بدم تو زندگیم. تو فکر رفتنم، خدا کمک کنه.شاید از شهر و کار الانم به شهر یا کشور دیگه ای. شاید تو غربت راحتتر زندگی کنم.خدا میدونه...

  17. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18720
    نوشته ها
    313
    تشکـر
    117
    تشکر شده 142 بار در 96 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    نقل قول نوشته اصلی توسط rainy boy نمایش پست ها
    چه راحت میگید، من خیلی از عمرمو بهش فکر کردم. کس دیگه از نظر من غریبه است.
    نه. فکر نمیکنم دیگه کسی رو راه بدم تو زندگیم. تو فکر رفتنم، خدا کمک کنه.شاید از شهر و کار الانم به شهر یا کشور دیگه ای. شاید تو غربت راحتتر زندگی کنم.خدا میدونه...
    اخه اون دیگه مال شما نیست خودتون بهش بخشیدی
    مگر اینکه زن دومش باشی.

  18. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18720
    نوشته ها
    313
    تشکـر
    117
    تشکر شده 142 بار در 96 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    نقل قول نوشته اصلی توسط absh نمایش پست ها
    اخه اون دیگه مال شما نیست خودتون بهش بخشیدی
    مگر اینکه زن دومش باشی.
    عذرخواهی میکنم این پاسخ مربوط به این تاپیک نیست

  19. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    9968
    نوشته ها
    5,251
    تشکـر
    6,024
    تشکر شده 6,173 بار در 2,946 پست
    میزان امتیاز
    13

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    چقد داستانتون تلخ بود و چقد وحشتناکه
    همیشه چیز وحشتناک ی صحنه خون و خونریزی نیست گاهی ی آدم با مردن قلبش طوری میمیره ک هیچکس نمیتونه عمق فاجعه اش را بفهمه
    نه میشه فراموش کرد نه بهش فکر کرد
    چه دوراهی سخت و ناممکنی گیرکردین
    فکرتون را درگیر کار و ورزش کنید کتاب بخونید و ارتباطتون را باخدا قوی تر کنید
    فقط میتونم بگم خدا بهتون صبر بده و کمکتون کنه

  20. کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    18919
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    5
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سپردن عشق واقعی به دوست

    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.68 نمایش پست ها
    چقد داستانتون تلخ بود و چقد وحشتناکه
    همیشه چیز وحشتناک ی صحنه خون و خونریزی نیست گاهی ی آدم با مردن قلبش طوری میمیره ک هیچکس نمیتونه عمق فاجعه اش را بفهمه
    نه میشه فراموش کرد نه بهش فکر کرد
    چه دوراهی سخت و ناممکنی گیرکردین
    فکرتون را درگیر کار و ورزش کنید کتاب بخونید و ارتباطتون را باخدا قوی تر کنید
    فقط میتونم بگم خدا بهتون صبر بده و کمکتون کنه
    بالاخره یکی گفت داستان تلخه
    ممنون.
    همه میگن اشتباه کردم.خامی کردم و... اما هیچکس نمیفهمه من دیدم کسی که همه وجودم بود داشت جلوم اشک میریخت. منکه میخواستم آرامشو براش بیارم شده بودم مایه صلب آرامشش.
    من دوستش داشتم.بیشتر از خودم.تصمیم گرفتم خودمو تباه کنم.
    هرجور نگاه میکنم.این مسله راه حلی نداره که بشه کشفش کرد.
    بهترین مشاوران هم نمیتونن یه لحظه جای من باشن.
    حق با شماست بیشتر کار میکنم و بیشتر.تا تموم شه این عذاب ثانیه ها.

  22. کاربران زیر از rainy boy بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصاویر آدم فضایی واقعی. آیا واقعی هستند؟
    توسط ASSASSIN در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 05-14-2015, 08:49 AM
  2. رفتار دوست دختر در شبکه های اجتماعی
    توسط mahmud در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 03-04-2015, 12:40 AM
  3. حکم شرعی دوست مجازی
    توسط مهسا370 در انجمن مشاوره فقهی و دینی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 11-26-2014, 12:33 PM
  4. 6 نکته مهم به کسانی که اسپری مو می زنند
    توسط a در انجمن زیبایی پوست و مو
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-23-2014, 12:03 PM
  5. سندروم آسپرگر
    توسط R e z a در انجمن روانشناسی فردی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 09-12-2013, 02:09 AM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد