نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10

موضوع: سردرگمی در ازدواج

478
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26797
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    0

    Unhappy سردرگمی در ازدواج

    سلام.
    ویرایش توسط sanaz73 : 03-05-2016 در ساعت 11:48 AM

  2. کاربران زیر از sanaz73 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضویت
    21877
    نوشته ها
    2,533
    تشکـر
    2,337
    تشکر شده 1,773 بار در 1,126 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : سردرگمی

    زندگی خوب هستش هم از نظر مادی وهم معنوی تامین باشه نبود یکی از اینا باعث میشه زندگی سرد بشه...

    شما کار اشتباه کرده بودین وارد رابطه عاطفی دوستی شده بودین و دوباره باز اون تکرار کردین!! حالا دونفر دو راهی خب اینم نشد فردا می خواین با یکی دیگه راه سه راه بشه!! برای خودتون خاطره نسازید

    رابطه عاطفی وغیره فقط با همسر باید ساخت، شناخت برای ازدواج با دوستی خیلی فرق داره...

    حالا شما تا زمانی دلت با یکی دیگه است یک قمار هستش ...مکنه خوب باشه و ممکنه بد!! یا کلا فراموشش کنید یا به خودتون فرصت بدهید تا تصمیم بهتر بگرید.... فعلا ازدواج صلاح نیست با هیچکدوم ...

    دوستان هم میان نظرشون میگن...

  4. 3 کاربران زیر از omidd بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    25494
    نوشته ها
    70
    تشکـر
    53
    تشکر شده 49 بار در 30 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : سردرگمی

    در حال حاضر ۲۱سالتونه و هفت سال با یکی از اقوام دوست بودید؟

    چرا تو این مدت نیمد خاستگاری ؟ فک نمیکنی بازیچه دست اون شدی ؟

    اما در مورد این خاستگارتون

    ببین دوست عزیز تغییر.باید جوری باشه که خودت هم راضی باشی اکثر مشکلات از اختلافات کوچیک شروع شده و اینقدر ادامه پیدا کرده که حتی زندگی هارو تا مرز نابودی کشونده .

    درسته که حجاب کاری پسندیده و برای حداقل امنیت ما زنان کار سازه اما سلیقه ها و نقطه نظرات فرق میکنه

    هدف از ازدواج شناخت و درک همدیگر و رسیدن به اهداف هست . که انسان خوشبخت میشه

    توی این چهار ماه اخلاقش چطور بوده ؟

    دوباره میگم هیچ مسعله ای رو تا قبل ازدواج ساده ازش نگزرید فرضا اگر با کاری.مخالفید اما به خاطر کسی قرار هست که انجام بدید ببینید ایا میتونید تحمل کنید ؟ایا بعدا پشمون نمیشید ؟ ایا انجام این کار پله ای برای خاسته های بعدیش نیست ؟

    اگر قرار هست که با ایشون ازدواج کنید اول به تفاهم برسید تمامی خاسته هاتون رو قبل از ازدواج و در مجلس خاستگاری مطرح کنید تا به تفاهم برسید و دچار مشکلات روحی و تشویش و نگرانی یا حتی پشیمانی نشید .

    چون کلی مطرح کرده بودید من هم کلی جواب دادم اگر میخواهید به نتیجه بهتری برسید کمی بیشتر.درباره خاستگارتون و دوستتون توضیح بدید

    (موفق باشید )

  6. کاربران زیر از delaram54 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    25019
    نوشته ها
    285
    تشکـر
    190
    تشکر شده 199 بار در 116 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : سردرگمی در ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz73 نمایش پست ها
    سلام.
    من یه دختر 21 ساله هستم که به مدت 6-7 سال با یکی از اقوام دور دوست بودم که اون آقا دوسال از من بزرگتره.
    تو دوران دوستیمون قهر و آشتی های اساسی زیاد داشتیم که فکر میکردیم از هم جدا شدیم واسه همیشه ولی باز یه جورایی انگار دلمون پیش هم گیر بود و برگشتیم باهم. خیلی هاش هم سره بچه بازی بود و فکر میکنم خب بزرگتر شدیم الان و عاقل تر.
    نزدیک به 6 ماه پیش از هم جدا شدیم و تصمیم گرفتیم که دیگه هیچ وقت برنگردیم پیش هم. تقریبا 4 ماه هست با یه آقایی آشنا شدم که 6 سال از من بزرگتره و موقعیت ازدواج داره و من رو به خانوادش معرفی کرده و قراره بیان خواستگاری.
    من یه خانواده معمولی دارم از نظر مذهبی. یعنی نه خیلی مومن و نه خیلی بی بند وبار. مامانم چادریه و اهل نماز و روزه ولی من با یه حجاب معمولی ولی خب نماز و روزه و... رو قبول دارم به همه ی اینا اعتقاد دارم. ولی اون یه خانواده ی خیلی مذهبی. مثلا مامانش توی محرم وصفر مو رنگ نمیکنه و مشکی میپوشه و... یا خودش توی شهادت ها صورتش رو اصلاح نمیکنه و.... به من گفت با حجاب شو و اینجوری شو .... گفتم باشه. قبول کردم ولی حالا حس میکنم پشیمون شدم. نمیتونم یه شبه بشم اون چیزی که اون میخواد. میترسم نتونم و بعد از ازدواج به مشکل بخوریم و جنگ اعصاب بشه برام.
    پسره خیلی خیلی خوبیه. مامانم میگه حیفه از دست بدیش ولی میترسم.
    به نظرتون چیکار کنم؟
    از طرفی هم من حس میکنم هوز دلم پیش اون فامیلمون مونده. موقعیت خیلی خوبی نداره اون. مامانم همش میگه اون اخلاق باباش بده اگه اینم بد باشه چی؟ میگم مامان تو این سال های دوستی من اخلاق بدی ازش ندیدم. اخلاقش کاملا دستمه. میگه بعد ازدواج همه چی فرق میکنه. هنوز سره کار نرفته و سربازی هم نرفته داره درس میخونه. از نظر درسی با هم تو یه سطح هستیم. مامانم میگه شاید اصلا بابا قبول نکنه تورو به اون بده.
    نمیگم حتما باید از بین این دو نفر یکی رو انتخاب کنم، نه. ولی میخوام اینو بگم که من کلا میترسم با شخص دیگه ای ازدواج کنم و بعدها پشیمون بشم و فکرم پیش این فامیلمون بمونه.
    نمیدونم این حسی که به فامیلمون دارم عشقه یا عادت. اگه عادت بود بعد از این مدت و با وجود یه مورد خیلی خوب فراموشش نمیکردم؟
    ممکنه با کسه دیگه ای ازدواج کنم و بعد پشیمون شم از کاری که کردم و شرمنده ی دلم بشم؟ نمیخوام یه عمر کنار کسی زندگی کنم و فکر و روحم پیش شخص دیگه ای باشه.
    میدونم که فامیلمون هم هنوز منو دوست داره و بدش نمیاد که باز باهم باشیم.
    من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم. نمیدونم چی درسته چی غلط. نمیخوام تو این مورد اشتباه کنم....
    دوست عزیز به نظر من هر دو رابطه ای که شما داشتید اشتباه و بدون هدف بوده.

    اولین رابطه ی شما که 7 سال طول کشیده که چندین بار ازش خارج شدید و باز دوباره واردش شدین و در نهایت به جایی نرسیده . دومین رابطه ی شما هم که زمانی شروع شده که رابطه ی قبلی هنوز به طور کامل تموم نشده .
    فکر کنم بهترین راه برای شما این باشه که یه خورده به خودتون زمان بدید و با هیچ کدوم در ارتباط نباشید تا بتونید در نهایت تصمیم درستی بگیرید چون ازدواج پیچیدگی های خاص خودشونه داره و باید با دقت انتخاب کنید که خدایی نکرده در اینده به مشکل نخورید .

    اگه یه مدت به خودتون زمان بدیدن می تونید تصمیم بهتری بگیرن (اگه الان تصمیمی بگیرید احتماال زیاد بر اساس احساس هست نه منطق) .

    با توجه به اینکه 21 سال دارید نیازی نیست خیلی عجله کنید و آینده ی خودتون و کسی که قراره باهاش ازدواج کنید یا در ارتباط باشید خراب کنید . من خیلی ها رو دیدم که چندین سال باهم در ارتباط بدون و خیال می کردن که نمی تونن از هم جدا بشن ولی در بعد از یه جدایی چند ماه هم دیگه رو فراموش کردن و وابستگیشون نابود شده .
    به صورت کلی بازم میگم به خودتون زمان بدید و تصمیم عجولانه ای نگیرین که بعدا پشیمون بشین . موفق باشید
    ویرایش توسط haaasaaa : 02-26-2016 در ساعت 11:07 PM
    امضای ایشان
    ... من از اینکه تو خوشبختی نه آرومم نه دلگیرم ...

    ... یه جوری زخم خوردم که نه می مونم نه میمیرم ..

    ... تمام آرزوم این بود یه رویایی که شد دردم ...

    ... یه بارم نوبت ما شد ببین چی آرزو کردم ...

    ... یه عمره با خودم میگم خدارو شکر خوشبخته ...

    ... خدارو شکر خوشبختی چقد این گفتنش سخته ...

  8. کاربران زیر از haaasaaa بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26797
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمی در ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط omidd نمایش پست ها
    زندگی خوب هستش هم از نظر مادی وهم معنوی تامین باشه نبود یکی از اینا باعث میشه زندگی سرد بشه...

    شما کار اشتباه کرده بودین وارد رابطه عاطفی دوستی شده بودین و دوباره باز اون تکرار کردین!! حالا دونفر دو راهی خب اینم نشد فردا می خواین با یکی دیگه راه سه راه بشه!! برای خودتون خاطره نسازید

    رابطه عاطفی وغیره فقط با همسر باید ساخت، شناخت برای ازدواج با دوستی خیلی فرق داره...

    حالا شما تا زمانی دلت با یکی دیگه است یک قمار هستش ...مکنه خوب باشه و ممکنه بد!! یا کلا فراموشش کنید یا به خودتون فرصت بدهید تا تصمیم بهتر بگرید.... فعلا ازدواج صلاح نیست با هیچکدوم ...

    دوستان هم میان نظرشون میگن...
    نقل قول نوشته اصلی توسط delaram54 نمایش پست ها
    در حال حاضر ۲۱سالتونه و هفت سال با یکی از اقوام دوست بودید؟

    چرا تو این مدت نیمد خاستگاری ؟ فک نمیکنی بازیچه دست اون شدی ؟

    اما در مورد این خاستگارتون

    ببین دوست عزیز تغییر.باید جوری باشه که خودت هم راضی باشی اکثر مشکلات از اختلافات کوچیک شروع شده و اینقدر ادامه پیدا کرده که حتی زندگی هارو تا مرز نابودی کشونده .

    درسته که حجاب کاری پسندیده و برای حداقل امنیت ما زنان کار سازه اما سلیقه ها و نقطه نظرات فرق میکنه

    هدف از ازدواج شناخت و درک همدیگر و رسیدن به اهداف هست . که انسان خوشبخت میشه

    توی این چهار ماه اخلاقش چطور بوده ؟

    دوباره میگم هیچ مسعله ای رو تا قبل ازدواج ساده ازش نگزرید فرضا اگر با کاری.مخالفید اما به خاطر کسی قرار هست که انجام بدید ببینید ایا میتونید تحمل کنید ؟ایا بعدا پشمون نمیشید ؟ ایا انجام این کار پله ای برای خاسته های بعدیش نیست ؟

    اگر قرار هست که با ایشون ازدواج کنید اول به تفاهم برسید تمامی خاسته هاتون رو قبل از ازدواج و در مجلس خاستگاری مطرح کنید تا به تفاهم برسید و دچار مشکلات روحی و تشویش و نگرانی یا حتی پشیمانی نشید .

    چون کلی مطرح کرده بودید من هم کلی جواب دادم اگر میخواهید به نتیجه بهتری برسید کمی بیشتر.درباره خاستگارتون و دوستتون توضیح بدید

    (موفق باشید )
    خب من وارد رابطه دوستی شده بودم. از زمانی که خب خیلی کوچیک بودم واسه این حرفا و یه دختر احساساتی بودم. مخصوصا که این پسر کسی بود که تو دوران بچگی هم ازش

    خوشم میومد. مثلا به عنوان یه همبازی و یار تو بازی های گروهی. و خب اینجوری شد که دوستی ادامه دار شد. این وسط خانواده ها در جریان بودن. یعنی مادر و پدر اون و مادر من. و

    خب اینکه این سال ها نیومد خاستگاری دلیلش اینه که موقعیت ازدواج نداشته و اینکه بچه بودیم!! مخصوصا اون به عنوان یه پسر " این مسئله بچه بودن رو روی حساب سن ازدواج

    دختر و پسرای فامیلای دوطرف میگم"

    این آقای خواستگار هم توی این چهار ماه با شناختی که من ازش داشتم پسر خیلی خوبی بودن و تنها مشکل من اینه که سره مسائل اعتقادی و مذهبی باهم به مشکل بخوریم. یعنی

    من نگرانم که الان با حجاب من کنار بیاد و بعد از عقد و ازدواج جوره دیگه ای بشه و این موضوع باعث بحث و دعوا بشه بینمون.

    اون فامیلمون هم با اخلاق و رفتارش تو این سال های دوستی مشکلی نداشتم. باهم خیلی خوب کنار میومدیم و میساختیم و تقریبا دوستی آرومی داشتیم. ولی چیزی که هست اینه

    که همه بهم میگن تو آدمی هستی که اراده کنی پسرای بهتری هم هستن که تورو بخوان و به قول خودشون لیاقت بهتر از اونم دارم. ولی من دلم پیش اون گیره و از آینده میترسم.

    میترسم نتونم فراموشش کنم...

  10. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26797
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمی در ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط haaasaaa نمایش پست ها
    دوست عزیز به نظر من هر دو رابطه ای که شما داشتید اشتباه و بدون هدف بود . اولین رابطه ی شما که 7 سال طول کشیده که چندین بار ازش خارج شدید و باز دوباره واردش شدین و در نهایت به جایی نرسیده . دومین رابطه ی شما هم که زمانی شروع شده که رابطه ی قبلی هنوز به طور کامل تموم نشده . فکر کنم بهترین راه برای شما این باشه که یه خورده به خودتون زمان بدید و با هیچ کدوم در ارتباط نباشید تا بتونید در نهایت تصمیم درستی بگیرید چون ازدواج پیچیدگی های خاص خودشونه داره و باید با دقت انتخاب کنید که خدایی نکرده در اینده به مشکل نخورید . اگه یه مدت به خودتون زمان بدیدن می تونید تصمیم بهتری بگیرن برای اینده ی خودتون با توجه به اینکه 21 سال دارید نیازی نیست خیلی عجله کنید و آینده ی خودتون و کسی که قراره باهاش ازدواج کنید یا در ارتباط باشید خراب کنید . من خیلی ها رو دیدم که چندین سال باهم در ارتباط بدون و خیال می کردن که نمی تونن از هم جدا بشن ولی در بعد از یه جدایی چند ماه هم دیگه رو فراموش کردن و وابستگیشون نابود شده . به صورت کلی بازم میگم به خودتون زمان بدید و تصمیم عجولانه ای نگیرین که بعدا پشیمون بشین . موفق باشید
    6 ماه کافی نیست برای اینکه حداقل یه کمی حسم به اون شخص تغییر کنه؟؟ یا برعکس. اون شخص حسش به من تغییر کنه؟ تازه این در حالیه که من درگیر آشنایی با این آقای خواستگار بودم و اینکه این خواستگارم واقعا یه گزینه ی مناسبه و فقط مشکلم با این آقا مسئله حجاب هستش.

  11. کاربران زیر از sanaz73 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    25019
    نوشته ها
    285
    تشکـر
    190
    تشکر شده 199 بار در 116 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : سردرگمی در ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz73 نمایش پست ها
    6 ماه کافی نیست برای اینکه حداقل یه کمی حسم به اون شخص تغییر کنه؟؟ یا برعکس. اون شخص حسش به من تغییر کنه؟ تازه این در حالیه که من درگیر آشنایی با این آقای خواستگار بودم و اینکه این خواستگارم واقعا یه گزینه ی مناسبه و فقط مشکلم با این آقا مسئله حجاب هستش.
    6 ماه کافیه ولی در صورت اینکه شما واقعا بخواین اون اقا رو فراموش کنید که با توجه به گفته های شما فعلا این قصد رو ندارین . اگر با عجله تصمیم بگیرید اینو مطمعن باشید که تصمیم درستی نیست . در مورد حجاب باید با اون اقا یه صحبت کامل انجام بدید البته اگه به صورت کامل قصدتون ازدواج با اون هست و شکی برای انتخابش ندارین .[replacer_img]
    امضای ایشان
    ... من از اینکه تو خوشبختی نه آرومم نه دلگیرم ...

    ... یه جوری زخم خوردم که نه می مونم نه میمیرم ..

    ... تمام آرزوم این بود یه رویایی که شد دردم ...

    ... یه بارم نوبت ما شد ببین چی آرزو کردم ...

    ... یه عمره با خودم میگم خدارو شکر خوشبخته ...

    ... خدارو شکر خوشبختی چقد این گفتنش سخته ...

  13. کاربران زیر از haaasaaa بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26797
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمی در ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط haaasaaa نمایش پست ها
    6 ماه کافیه ولی در صورت اینکه شما واقعا بخواین اون اقا رو فراموش کنید که با توجه به گفته های شما فعلا این قصد رو ندارین . اگر با عجله تصمیم بگیرید اینو مطمعن باشید که تصمیم درستی نیست . در مورد حجاب باید با اون اقا یه صحبت کامل انجام بدید البته اگه به صورت کامل قصدتون ازدواج با اون هست و شکی برای انتخابش ندارین .[replacer_img]
    واسه فراموشی یه آدم چیکار میشه کرد؟ همه ی یادگاری هاشو جمع کردم. عکساشو پاک کردم. شمارش... و از همه ی شبکه های مجازی بلاکش کردم.
    تو این مدت به هیچ کس اجازه ندادم راجبش حرف بزنه. هر چیزی و هر کاری که منو یاد اون مینداخت رو ازش دوری کردم. دیگه چیکار باید کنم؟

  15. کاربران زیر از sanaz73 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضویت
    21877
    نوشته ها
    2,533
    تشکـر
    2,337
    تشکر شده 1,773 بار در 1,126 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : سردرگمی در ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz73 نمایش پست ها
    خب من وارد رابطه دوستی شده بودم. از زمانی که خب خیلی کوچیک بودم واسه این حرفا و یه دختر احساساتی بودم. مخصوصا که این پسر کسی بود که تو دوران بچگی هم ازش

    خوشم میومد. مثلا به عنوان یه همبازی و یار تو بازی های گروهی. و خب اینجوری شد که دوستی ادامه دار شد. این وسط خانواده ها در جریان بودن. یعنی مادر و پدر اون و مادر من. و

    خب اینکه این سال ها نیومد خاستگاری دلیلش اینه که موقعیت ازدواج نداشته و اینکه بچه بودیم!! مخصوصا اون به عنوان یه پسر " این مسئله بچه بودن رو روی حساب سن ازدواج

    دختر و پسرای فامیلای دوطرف میگم"

    این آقای خواستگار هم توی این چهار ماه با شناختی که من ازش داشتم پسر خیلی خوبی بودن و تنها مشکل من اینه که سره مسائل اعتقادی و مذهبی باهم به مشکل بخوریم. یعنی

    من نگرانم که الان با حجاب من کنار بیاد و بعد از عقد و ازدواج جوره دیگه ای بشه و این موضوع باعث بحث و دعوا بشه بینمون.

    اون فامیلمون هم با اخلاق و رفتارش تو این سال های دوستی مشکلی نداشتم. باهم خیلی خوب کنار میومدیم و میساختیم و تقریبا دوستی آرومی داشتیم. ولی چیزی که هست اینه

    که همه بهم میگن تو آدمی هستی که اراده کنی پسرای بهتری هم هستن که تورو بخوان و به قول خودشون لیاقت بهتر از اونم دارم. ولی من دلم پیش اون گیره و از آینده میترسم.

    میترسم نتونم فراموشش کنم...
    خانوم دیگه گذشته حالا سنتون کوچک بود یا هر چی !! خب خانواده شما هم اشنباه کردند ایجاد رابطه عاطفی که اخرش معلوم نیست اینطور میشه دیگه!!! خب الان که سن تون زیاد و به بلوغ فکری رسیدن بعد دچار اشتباه نشید !!

    شما از اون جدا شدید بعد هفت سال دوباره با یکی دیگه شروع کردین خب دیگه اینم اشتباه بود!! نمی دونم با این نفر دومی هم وارد رابطه عاطفی شدین یا نه!! ولی بهتره زود تصمیم نگرید!!

    حالا نمی دونم بهش گفتین قبلا با یکی دیگه به مدت هفت سال دوست بودین یا نه!! خود این موضوع هم می تونه به اندازه که حجاب براش مهمه ،مهم باشه و دچار مشکل کنه...

    فراموش کردن باید مشاوره حضوری برید ....

    ولی گفتم زندگی خوبه که از لحاظ مادی ومعنوی باهم باشه!! پسر های دیگه میاد و فلان بیخیال شید، آینده هیچکس خبر نداره!! اگر این شخص دوست داری نمی تونی فراموش کنی به خودتون فرصت بدهید یا پا پیش بزاره یا شما فراموش کنید وگرنه ازدواج با این شرایط خوب نیست...

    مشاوره حضوری بهتره می تونه کمک کنه موفق باشید.

  17. 2 کاربران زیر از omidd بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26797
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمی در ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط omidd نمایش پست ها
    خانوم دیگه گذشته حالا سنتون کوچک بود یا هر چی !! خب خانواده شما هم اشنباه کردند ایجاد رابطه عاطفی که اخرش معلوم نیست اینطور میشه دیگه!!! خب الان که سن تون زیاد و به بلوغ فکری رسیدن بعد دچار اشتباه نشید !!

    شما از اون جدا شدید بعد هفت سال دوباره با یکی دیگه شروع کردین خب دیگه اینم اشتباه بود!! نمی دونم با این نفر دومی هم وارد رابطه عاطفی شدین یا نه!! ولی بهتره زود تصمیم نگرید!!

    حالا نمی دونم بهش گفتین قبلا با یکی دیگه به مدت هفت سال دوست بودین یا نه!! خود این موضوع هم می تونه به اندازه که حجاب براش مهمه ،مهم باشه و دچار مشکل کنه...

    فراموش کردن باید مشاوره حضوری برید ....

    ولی گفتم زندگی خوبه که از لحاظ مادی ومعنوی باهم باشه!! پسر های دیگه میاد و فلان بیخیال شید، آینده هیچکس خبر نداره!! اگر این شخص دوست داری نمی تونی فراموش کنی به خودتون فرصت بدهید یا پا پیش بزاره یا شما فراموش کنید وگرنه ازدواج با این شرایط خوب نیست...

    مشاوره حضوری بهتره می تونه کمک کنه موفق باشید.
    ممنون

  19. 2 کاربران زیر از sanaz73 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد