نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15

موضوع: نگرانی از یک اتفاق

1779
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    27451
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    6
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    نگرانی از یک اتفاق

    سلام.امروز که از مسافرت بر میگشتیم توی راه رفتم که کیک و خوراکی واسه جمعمون بخرم و خودم داشتم حساب میکردم که شوهر خواهرم سر رسید و به فروشنده گفت پول رو بهش برگردون و فروشنده هم بهم داد.

    من ناراحت شدم چون تازگیا عروسی کردند زیر قسط و قرضند دلم نیومد اون پولشو حساب کنه.واسه همین با کمال بی شرمی چون چاره ای نداشتم گفتم اگر حساب کنی مجبورم بهت دست بزنم و جلوتو بگیرم اما سرسخت تر از این حرفا بود و منم واقعا نمیخواستم حساب کنه با دستم رو بازوشو هل دادم که جلوشو بگیرم که البته موفق هم نشدم کت هم تنش پوشیده بود.

    حالا من که فکر میکنم میگم اصلا تو شأن من نبود خیلی حرکتم زشت بود نبایست بهش دست میزدم.خانواده مذهبی هستیم و محرم و نامحرم هم رعایت میکنیم اما اینجا من خیلی اشتباه کردم از خودم بدم میاد واقعا وقتی به یاد میارم

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,711
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,174 بار در 5,102 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاحت نمایش پست ها
    سلام.امروز که از مسافرت بر میگشتیم توی راه رفتم که کیک و خوراکی واسه جمعمون بخرم و خودم داشتم حساب میکردم که شوهر خواهرم سر رسید و به فروشنده گفت پول رو بهش برگردون و فروشنده هم بهم داد.

    من ناراحت شدم چون تازگیا عروسی کردند زیر قسط و قرضند دلم نیومد اون پولشو حساب کنه.واسه همین با کمال بی شرمی چون چاره ای نداشتم گفتم اگر حساب کنی مجبورم بهت دست بزنم و جلوتو بگیرم اما سرسخت تر از این حرفا بود و منم واقعا نمیخواستم حساب کنه با دستم رو بازوشو هل دادم که جلوشو بگیرم که البته موفق هم نشدم کت هم تنش پوشیده بود.

    حالا من که فکر میکنم میگم اصلا تو شأن من نبود خیلی حرکتم زشت بود نبایست بهش دست میزدم.خانواده مذهبی هستیم و محرم و نامحرم هم رعایت میکنیم اما اینجا من خیلی اشتباه کردم از خودم بدم میاد واقعا وقتی به یاد میارم

    خودتون رو از این افکار بیرون بیارید ... و اینقدر به حواشی موضوع توجه نکنید

    اگر فرد مذهبی هستید باید بهتر بدونید خداوند مهربونتر از اون چیزیه که ما وحشتناک جلوه اش میدیم

    پس بهتره به جای این همه ابراز ناراحتی کمی عمیقتر در مسایل مذهبی وارد بشید تا برای هر اتفاقی ارامش خودتون رو به هم نریزید
    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار


  3. 8 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    27451
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    6
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    خودتون رو از این افکار بیرون بیارید ... و اینقدر به حواشی موضوع توجه نکنید

    اگر فرد مذهبی هستید باید بهتر بدونید خداوند مهربونتر از اون چیزیه که ما وحشتناک جلوه اش میدیم

    پس بهتره به جای این همه ابراز ناراحتی کمی عمیقتر در مسایل مذهبی وارد بشید تا برای هر اتفاقی ارامش خودتون رو به هم نریزید
    سلام.ممنونم از لطف شما.بله قبول دارم خدا ارحم الراحمین هست اما پیش خودم میگم اگر همسرم میفهمید چه حالی بهش دست میداد!!خیلی ناراحت و عصبانی میشد پس خیلی کارم زشت بوده
    البته شوهر خواهرم انقدر پاک و با ایمان هست منو عین خواهر واقعیش میدونه و من هم داداش صداش میکنم
    اما تو شأن من این حرکت نبود اصلا. واسه همین ناراحتم

  5. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضویت
    24045
    نوشته ها
    1,076
    تشکـر
    990
    تشکر شده 1,809 بار در 718 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاحت نمایش پست ها
    سلام.ممنونم از لطف شما.بله قبول دارم خدا ارحم الراحمین هست اما پیش خودم میگم اگر همسرم میفهمید چه حالی بهش دست میداد!!خیلی ناراحت و عصبانی میشد پس خیلی کارم زشت بوده
    البته شوهر خواهرم انقدر پاک و با ایمان هست منو عین خواهر واقعیش میدونه و من هم داداش صداش میکنم
    اما تو شأن من این حرکت نبود اصلا. واسه همین ناراحتم
    عذاب وجدان شما نشون دهنده ی اعتقادات پاک و قلبی شماست اما انقدر بزرگش نکنید و فراموشش کنید

    دوماد وظیفشه دونگه همه رو حساب کنه دختر مردمو که از سر راه نیاوردن که
    باید حساب کنه؛ شوفری کنه؛زور بزنه؛ والا

  6. 3 کاربران زیر از orbital بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    23156
    نوشته ها
    364
    تشکـر
    593
    تشکر شده 394 بار در 211 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    اولا که شما خودتون فهمیدید کارتون اشتباهه و یه لحظه جوگیری بوده و هر چی بوده گذشته ، اون آقا هم سفت و رفت تر از اینه که فکر بدی بکنه .

    شما هم نباید بیش از این به این موضوع فکر کنید ، چون باعث وسواس فکری میشه و به شکل فرسایشی ممکنه تا مدتها اثراتشو روی بقیه کاراتون بذاره و هر کاری که بکنید به خودتون شک کنید و بگید که نکنه مثلا این کاری که الان دارم میکنم اشتباهه یا ...

    الکی بزرگش نکنید برای خودتون ، به زندگیتون برسید

  8. کاربران زیر از ehsan1966 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    19503
    نوشته ها
    519
    تشکـر
    48
    تشکر شده 227 بار در 159 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاحت نمایش پست ها
    سلام.امروز که از مسافرت بر میگشتیم توی راه رفتم که کیک و خوراکی واسه جمعمون بخرم و خودم داشتم حساب میکردم که شوهر خواهرم سر رسید و به فروشنده گفت پول رو بهش برگردون و فروشنده هم بهم داد.

    من ناراحت شدم چون تازگیا عروسی کردند زیر قسط و قرضند دلم نیومد اون پولشو حساب کنه.واسه همین با کمال بی شرمی چون چاره ای نداشتم گفتم اگر حساب کنی مجبورم بهت دست بزنم و جلوتو بگیرم اما سرسخت تر از این حرفا بود و منم واقعا نمیخواستم حساب کنه با دستم رو بازوشو هل دادم که جلوشو بگیرم که البته موفق هم نشدم کت هم تنش پوشیده بود.

    حالا من که فکر میکنم میگم اصلا تو شأن من نبود خیلی حرکتم زشت بود نبایست بهش دست میزدم.خانواده مذهبی هستیم و محرم و نامحرم هم رعایت میکنیم اما اینجا من خیلی اشتباه کردم از خودم بدم میاد واقعا وقتی به یاد میارم
    اول صادقانه بشین با خودت فکر کن که چرا این موضوع انقد برات مهم شده؟
    واسه خاطر دین و مذهبه فقط؟
    یا واسه خاطر اینه که میترسی فکر بدی کنه در موردت؟
    یا میترسی خودت فکر بدی تو ذهنت بوده که بهش دست زدی؟
    یا چی؟
    بعدش کلا بزرگش نکن
    اتفاقیه که افتاده و دیگه نمیشه کاریش کرد اما یه نجربه شد که دیگه از این اتفاقا نیوفته

  10. کاربران زیر از دختر شاد بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    25494
    نوشته ها
    70
    تشکـر
    53
    تشکر شده 49 بار در 30 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    کاریه که شده بجای عذاب وجدان بهتره رفتارای عجولانه نکنی و مواظب باشی چی میگی

    دیگه بهتره فراموش کنی و حول و حوش این موضوعات نگردید

    بیشتر مراقب خودتون باشید

    (موفق باشید )
    امضای ایشان
    چگونه. وصف کنم لحظه لحظه خود را
    برای این. همه ناباور خیال پرست

  12. کاربران زیر از delaram54 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    27451
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    6
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط orbital نمایش پست ها
    عذاب وجدان شما نشون دهنده ی اعتقادات پاک و قلبی شماست اما انقدر بزرگش نکنید و فراموشش کنید

    دوماد وظیفشه دونگه همه رو حساب کنه دختر مردمو که از سر راه نیاوردن که
    باید حساب کنه؛ شوفری کنه؛زور بزنه؛ والا
    سلام.خیلی ممنونم از لطف شما.نه اون قدرها هم پاک نیستم

  14. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    27451
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    6
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط ehsan1966 نمایش پست ها
    اولا که شما خودتون فهمیدید کارتون اشتباهه و یه لحظه جوگیری بوده و هر چی بوده گذشته ، اون آقا هم سفت و رفت تر از اینه که فکر بدی بکنه .

    شما هم نباید بیش از این به این موضوع فکر کنید ، چون باعث وسواس فکری میشه و به شکل فرسایشی ممکنه تا مدتها اثراتشو روی بقیه کاراتون بذاره و هر کاری که بکنید به خودتون شک کنید و بگید که نکنه مثلا این کاری که الان دارم میکنم اشتباهه یا ...

    الکی بزرگش نکنید برای خودتون ، به زندگیتون برسید
    سلام.ممنونم از راهنماییتون

  15. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    27451
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    6
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر شاد نمایش پست ها
    اول صادقانه بشین با خودت فکر کن که چرا این موضوع انقد برات مهم شده؟
    واسه خاطر دین و مذهبه فقط؟
    یا واسه خاطر اینه که میترسی فکر بدی کنه در موردت؟
    یا میترسی خودت فکر بدی تو ذهنت بوده که بهش دست زدی؟
    یا چی؟
    بعدش کلا بزرگش نکن
    اتفاقیه که افتاده و دیگه نمیشه کاریش کرد اما یه نجربه شد که دیگه از این اتفاقا نیوفته
    سلام.نه شوهر خواهرم به هیچ وجه فکر بدی نمیکنه در موردم.
    میگم که از برادر و خواهر بهم نزدیکتریم
    خودم ناراحت بودم از کارم.هیچ نیت بدی هم جز اینکه جلوشو بگیرم حساب نکنه نداشتم
    ممنونم از شما

  16. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    27451
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    6
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط delaram54 نمایش پست ها
    کاریه که شده بجای عذاب وجدان بهتره رفتارای عجولانه نکنی و مواظب باشی چی میگی

    دیگه بهتره فراموش کنی و حول و حوش این موضوعات نگردید

    بیشتر مراقب خودتون باشید

    (موفق باشید )
    سلام.از شما ممنونم


    با صحبت های شما دوستان دیگه به این موضوع فکر نمیکنم

  17. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,431
    تشکـر
    10,741
    تشکر شده 13,557 بار در 6,912 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    خداوکیلی ملت چه دغدغه های ذهنی دارن شما چه دغدغه ای. ذهنت رو برای چیزایی الکی. خورد نکن معلومه دختر خیلی حساسی هستی اینو میگم برای همه موقع زندگیت. برای چیزایی الکی هیچ. وقت وقت فکر کردن هم نذار چون با فکر کردم به چیزایی بیهوده ذهن خودت و روح و جسمت به مرور زمان مریض میکنی و اون موقع دیگه تحمل اتفاق ها و مشکلات بزرگ زندگی رو نداری

    موفق باشی عزیزم
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  18. 2 کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    27451
    نوشته ها
    7
    تشکـر
    6
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    خداوکیلی ملت چه دغدغه های ذهنی دارن شما چه دغدغه ای. ذهنت رو برای چیزایی الکی. خورد نکن معلومه دختر خیلی حساسی هستی اینو میگم برای همه موقع زندگیت. برای چیزایی الکی هیچ. وقت وقت فکر کردن هم نذار چون با فکر کردم به چیزایی بیهوده ذهن خودت و روح و جسمت به مرور زمان مریض میکنی و اون موقع دیگه تحمل اتفاق ها و مشکلات بزرگ زندگی رو نداری

    موفق باشی عزیزم
    ممنونم از شما.بی خیال شدم
    لطف کردید.

  20. کاربران زیر از ملاحت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    25493
    نوشته ها
    100
    تشکـر
    83
    تشکر شده 91 بار در 58 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    همچین اتفاق مهمی هک هم نبوده اگر هم برخوردی بوده از قصد نبوده که بخواین خودتون رو اذیت کنید

    فرستاده شده از E2333ِ من با Tapatalk
    امضای ایشان
    esmiz

  22. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    42714
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : نگرانی از یک اتفاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    خودتون رو از این افکار بیرون بیارید ... و اینقدر به حواشی موضوع توجه نکنید

    اگر فرد مذهبی هستید باید بهتر بدونید خداوند مهربونتر از اون چیزیه که ما وحشتناک جلوه اش میدیم

    پس بهتره به جای این همه ابراز ناراحتی کمی عمیقتر در مسایل مذهبی وارد بشید تا برای هر اتفاقی ارامش خودتون رو به هم نریزید

    سوال کلی بود


    https://kosarprint.com/category/222/%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%B1

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ناامیدی و آرزوی مرگ
    توسط dorsa_0077 در انجمن خودکشی، ناامیدی و یاس
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 03-18-2016, 07:35 PM
  2. گذشته داغونم کرده
    توسط dima در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 10-06-2015, 07:50 PM
  3. ناراحتی اعصاب خواهرم
    توسط نازنین 2 در انجمن عصبانیت و پرخاشگری
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 05-07-2015, 07:22 PM
  4. دوستم زیاد تیکه میندازه
    توسط Javadno1 در انجمن سایر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 05-24-2014, 10:28 AM
  5. چرا وقتی عصبانی هستیم داد می زنیم ؟!
    توسط Star.Sz در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 01-16-2014, 09:27 AM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد