نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7

موضوع: برای هیچکس مهم نیستم

6365
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    15415
    نوشته ها
    48
    تشکـر
    0
    تشکر شده 9 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    0

    برای هیچکس مهم نیستم

    سلام.
    من یه دختر شونزده ساله هستم.من یه مشکلی دارم که شاید به نظر بقیه خیلی مسئله ی مهمی نباشه اما در حقیقت من خیلی از این موضوع ناراحتم و واقعا خیلی اذیتم میکنه.من توی فامیل چه پدری و چه مادری تقریبا از همه کوچکترم و هیچ هم سن و سالی ندارم.توی خانواده پدریم نوه ی یکی مونده به آخریم و پسرعموم سه سالشه و از همه کوچکتر.فامیل های دیگه مثلا مثل پسر عمه هام و دخترعمم همشون از من هفت هشت سال بزرگترن و هیچوقت به من محل نمیذارن.کلا کسی تحویلم نمیگیره.توی خانواده ی مادریم هم دوتا دخترخاله و یه پسرخالم از من کوچکترن ولی باز بقیه مثل دخترداییهام و پسرداییم خیلی از من بزرگترن.کلی بخوام بگم یعنی هیچ هم سن و سالی ندارم.هیچکس نیست که منو تحویل بگیره حتی وقتایی که من برم سمتشون بازم انگار نه انگار.در عوض خواهرم که هشت سال بزرگتر از منه با فامیلامون خیلی جوره و اونام باهاش خیلی خوب رفتار میکنن.من آدم حسودی نیستم ولی وقتی میبینم که پسرعمه هام با خواهرم حرف میزنن و شمارشو دارن واقعا بهم برمیخوره.هیچکدومشون حتی یه بار حالمو نپرسیدن...چند ساله که با هیچکدومشون حرف نزدم از نظر اونا انگار که من یه غریبه ام...خیلی دوست داشتم که جای خواهرم باشم...حتی عموم و عمم کلی باهاش گرم میگیرن حتی بهش زنگ میزنن اما یه بار حا منو نپرسیدن...من تا حالا با هیچکدومشون هم هیچ رفتار بدی نداشتم و همیشه خیلی مودبانه باهاشون رفتار میکردم...خواهرم میگه تو هنوز کوچولویی...میگه اگه هجده سالم بشه و برم دانشگاه تازه بقیه آدم حسابم میکنن...واقعا چرا اینطوریه؟چرا همه فکر میکنن هرکی هجده سالش بشه و بره دانشگاه دیگه خیلی بزرگ شده و میفهمه؟اصلا چرا هجده سالگی رو سن قانونی اعلام کردن؟ولی درواقع حتی اگه هجده سالم بشه و به قول خواهرم بزرگ بشم بازم فرقی به حالم نداره چون بازم فامیلامون فکر میکنن من بچه ام...آخه مگه ما خودمون سن مون رو انتخاب میکنیم؟من واقعا نمیفهمم چرا بقیه اینطور باهام رفتار میکنن؟کاش منم بزرگتر بودم...اعتماد به نفسمو کلا از دست دادم...وقتا با فامیلا جمع میشیم همه کلی بگو بخند میکنن اما من همیشه ناراحتم حتی اگه اظهار نظر هم بکنم هیچکس بهم محل نمیذاره...هیچکس اهمیت نمیده...چیکار کنم؟چیکار کنم که یکم به چشم بیام؟چیکار کنم که بقیه یکم برام ارزش قائل شن؟
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنین

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    شماره عضویت
    34700
    نوشته ها
    1,062
    تشکـر
    842
    تشکر شده 529 بار در 397 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : برای هیچکس مهم نیستم

    ...
    امضای ایشان
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  3. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    شماره عضویت
    34700
    نوشته ها
    1,062
    تشکـر
    842
    تشکر شده 529 بار در 397 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : برای هیچکس مهم نیستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملیحه رضایی نمایش پست ها
    سلام.
    من یه دختر شونزده ساله هستم.من یه مشکلی دارم که شاید به نظر بقیه خیلی مسئله ی مهمی نباشه اما در حقیقت من خیلی از این موضوع ناراحتم و واقعا خیلی اذیتم میکنه.من توی فامیل چه پدری و چه مادری تقریبا از همه کوچکترم و هیچ هم سن و سالی ندارم.توی خانواده پدریم نوه ی یکی مونده به آخریم و پسرعموم سه سالشه و از همه کوچکتر.فامیل های دیگه مثلا مثل پسر عمه هام و دخترعمم همشون از من هفت هشت سال بزرگترن و هیچوقت به من محل نمیذارن.کلا کسی تحویلم نمیگیره.توی خانواده ی مادریم هم دوتا دخترخاله و یه پسرخالم از من کوچکترن ولی باز بقیه مثل دخترداییهام و پسرداییم خیلی از من بزرگترن.کلی بخوام بگم یعنی هیچ هم سن و سالی ندارم.هیچکس نیست که منو تحویل بگیره حتی وقتایی که من برم سمتشون بازم انگار نه انگار.در عوض خواهرم که هشت سال بزرگتر از منه با فامیلامون خیلی جوره و اونام باهاش خیلی خوب رفتار میکنن.من آدم حسودی نیستم ولی وقتی میبینم که پسرعمه هام با خواهرم حرف میزنن و شمارشو دارن واقعا بهم برمیخوره.هیچکدومشون حتی یه بار حالمو نپرسیدن...چند ساله که با هیچکدومشون حرف نزدم از نظر اونا انگار که من یه غریبه ام...خیلی دوست داشتم که جای خواهرم باشم...حتی عموم و عمم کلی باهاش گرم میگیرن حتی بهش زنگ میزنن اما یه بار حا منو نپرسیدن...من تا حالا با هیچکدومشون هم هیچ رفتار بدی نداشتم و همیشه خیلی مودبانه باهاشون رفتار میکردم...خواهرم میگه تو هنوز کوچولویی...میگه اگه هجده سالم بشه و برم دانشگاه تازه بقیه آدم حسابم میکنن...واقعا چرا اینطوریه؟چرا همه فکر میکنن هرکی هجده سالش بشه و بره دانشگاه دیگه خیلی بزرگ شده و میفهمه؟اصلا چرا هجده سالگی رو سن قانونی اعلام کردن؟ولی درواقع حتی اگه هجده سالم بشه و به قول خواهرم بزرگ بشم بازم فرقی به حالم نداره چون بازم فامیلامون فکر میکنن من بچه ام...آخه مگه ما خودمون سن مون رو انتخاب میکنیم؟من واقعا نمیفهمم چرا بقیه اینطور باهام رفتار میکنن؟کاش منم بزرگتر بودم...اعتماد به نفسمو کلا از دست دادم...وقتا با فامیلا جمع میشیم همه کلی بگو بخند میکنن اما من همیشه ناراحتم حتی اگه اظهار نظر هم بکنم هیچکس بهم محل نمیذاره...هیچکس اهمیت نمیده...چیکار کنم؟چیکار کنم که یکم به چشم بیام؟چیکار کنم که بقیه یکم برام ارزش قائل شن؟
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنین

    این تنهایی که میگین سخته و من تا حدودی شبیهش رو تجربه کردم تو عروسیها ، مهمونیها و ... اصلا خوش نمیگذره

    وقتی میری با بزرگترا( منظور پسرعمو و ... ) می نشستم منو نخودی حساب می کردن و وقتی با کوچیکترا بودم که اوضاع خیلی بدتر بود. من اون موقع کوچیکترا رو فقط با دلیل تقلید نا خودآگاه از رفتاری که با خودم میشد نخودی حساب می کردم در نتیجه نمی تونستم بت اونا هم صحبت یا همبازی بشم

    بعدا مشاورم گفت که از همون دوران ابتدایی سعی می کردم خودمو بزرگتر از سنم نشون بدم که این کار اثرات خوبی نداره ( الان که فکر می کنم نمیدونم شاید یکی از دلیلاش همین بوده )

    با این تایپیکتون یاد یه چیزایی رو برام زنده کردین


    البته الان که 29 سالمه همه چیز فرق کرده و صحبت خواهرتون تا حدی درسته
    اما با این طرز فکر 18 سال که سهله اگه 28 یا 38 سالتون هم بشه اون توقعی که دارین برطرف نخواهد شد

    به نظرم شما اگه روی (عزت نفس=حرمت نفس) تون کار کنین و اونو تقویت کنین برای بهتر شدن حالتون و حضور جمع های فامیلی خیلی خیلی بهتون کمک می کنه
    اینکه شما خودتون رو بی ارزش تلقی کنین باعث میشه در آینده مسائل زیادی براتون پیش بیاد . جلوی پیشرفتتون رو تو هر ضمینه ای که فکرشو بکنین باعث خواهد شد



    همچنین برای پر کردن احساس تنهایی سعی کنین دوستای مثبت اندیش پیدا کنین و خلا تنهایی رو با اون جبران کنین و
    همچنین از صحبتاتون برمیاد که خواهرتون باهاتون صمیمی هست و مشکلی با ایشو ندارین در نتیجه در خانواده مشکل ندارین
    امضای ایشان
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  4. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2018
    شماره عضویت
    39481
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : برای هیچکس مهم نیستم


  5. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2018
    شماره عضویت
    39456
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : برای هیچکس مهم نیستم

    دوست عزیز من تخصص در روانشناسی ندارم

    ولی توصیه من رو گوش کن خودت رو بالا نگیر ! غرورتو بشکن و سعی کن خودت بحث ها رو شروع کنی منم تقریبا همسنت هستم زیاد منو جدی نمیگیرن اما چون درسام تقریبا خوبه و اطلاعاتم در برخی از زمینه ها بالاست ( البته زیاد از خودم تعریف نمیکنم )
    خانواده بعضی مواقع سوالات علمی ازم میکنن در کل منم خیلی وقت ها تنهام
    لعنت به غرورم
    ویرایش توسط alijoon : 10-25-2018 در ساعت 11:16 PM

  6. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2018
    شماره عضویت
    39256
    نوشته ها
    274
    تشکـر
    88
    تشکر شده 94 بار در 73 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : برای هیچکس مهم نیستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط alijoon نمایش پست ها
    دوست عزیز من تخصص در روانشناسی ندارم

    ولی توصیه من رو گوش کن خودت رو بالا نگیر ! غرورتو بشکن و سعی کن خودت بحث ها رو شروع کنی منم تقریبا همسنت هستم زیاد منو جدی نمیگیرن اما چون درسام تقریبا خوبه و اطلاعاتم در برخی از زمینه ها بالاست ( البته زیاد از خودم تعریف نمیکنم )
    خانواده بعضی مواقع سوالات علمی ازم میکنن در کل منم خیلی وقت ها تنهام
    لعنت به غرورم
    ای این سخنت رو باید گل گرفت
    واقعا لعنت به هرچی غرور و تنهاییه
    ببین ته مشغله های عالمم داشته باشی
    موفق باشی
    پولدار باشی
    همدم و عشقم نداشته باشی زندگی برات معنی نداره
    هعییییییییییییییییییییییی یییییییییی
    امضای ایشان
    [/SIZE]اینجا سرزمین نامردمی هاست،به سلام گرم هیچکس اعتماد نکن
    آدم های این حوالی روی حرف ها و انتخاب هایشان نمیمانند
    همان ها که شروع کردند ،همان ها که تو را خاستند، یک روز در کمال ناباوری و انکار، تو و دل بستگی ات را پس میزنند
    دل نبند!
    اینجا پایان هیچ شاهنامه ای خوش نیست

  7. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2021
    شماره عضویت
    46671
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : برای هیچکس مهم نیستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملیحه رضایی نمایش پست ها
    سلام.
    من یه دختر شونزده ساله هستم.من یه مشکلی دارم که شاید به نظر بقیه خیلی مسئله ی مهمی نباشه اما در حقیقت من خیلی از این موضوع ناراحتم و واقعا خیلی اذیتم میکنه.من توی فامیل چه پدری و چه مادری تقریبا از همه کوچکترم و هیچ هم سن و سالی ندارم.توی خانواده پدریم نوه ی یکی مونده به آخریم و پسرعموم سه سالشه و از همه کوچکتر.فامیل های دیگه مثلا مثل پسر عمه هام و دخترعمم همشون از من هفت هشت سال بزرگترن و هیچوقت به من محل نمیذارن.کلا کسی تحویلم نمیگیره.توی خانواده ی مادریم هم دوتا دخترخاله و یه پسرخالم از من کوچکترن ولی باز بقیه مثل دخترداییهام و پسرداییم خیلی از من بزرگترن.کلی بخوام بگم یعنی هیچ هم سن و سالی ندارم.هیچکس نیست که منو تحویل بگیره حتی وقتایی که من برم سمتشون بازم انگار نه انگار.در عوض خواهرم که هشت سال بزرگتر از منه با فامیلامون خیلی جوره و اونام باهاش خیلی خوب رفتار میکنن.من آدم حسودی نیستم ولی وقتی میبینم که پسرعمه هام با خواهرم حرف میزنن و شمارشو دارن واقعا بهم برمیخوره.هیچکدومشون حتی یه بار حالمو نپرسیدن...چند ساله که با هیچکدومشون حرف نزدم از نظر اونا انگار که من یه غریبه ام...خیلی دوست داشتم که جای خواهرم باشم...حتی عموم و عمم کلی باهاش گرم میگیرن حتی بهش زنگ میزنن اما یه بار حا منو نپرسیدن...من تا حالا با هیچکدومشون هم هیچ رفتار بدی نداشتم و همیشه خیلی مودبانه باهاشون رفتار میکردم...خواهرم میگه تو هنوز کوچولویی...میگه اگه هجده سالم بشه و برم دانشگاه تازه بقیه آدم حسابم میکنن...واقعا چرا اینطوریه؟چرا همه فکر میکنن هرکی هجده سالش بشه و بره دانشگاه دیگه خیلی بزرگ شده و میفهمه؟اصلا چرا هجده سالگی رو سن قانونی اعلام کردن؟ولی درواقع حتی اگه هجده سالم بشه و به قول خواهرم بزرگ بشم بازم فرقی به حالم نداره چون بازم فامیلامون فکر میکنن من بچه ام...آخه مگه ما خودمون سن مون رو انتخاب میکنیم؟من واقعا نمیفهمم چرا بقیه اینطور باهام رفتار میکنن؟کاش منم بزرگتر بودم...اعتماد به نفسمو کلا از دست دادم...وقتا با فامیلا جمع میشیم همه کلی بگو بخند میکنن اما من همیشه ناراحتم حتی اگه اظهار نظر هم بکنم هیچکس بهم محل نمیذاره...هیچکس اهمیت نمیده...چیکار کنم؟چیکار کنم که یکم به چشم بیام؟چیکار کنم که بقیه یکم برام ارزش قائل شن؟
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنین
    سلام واقعا ادم تو یه سنی کسی زیاد تحویلش نمیگیره اگه هم سن و سال نداشته باشه چون مسائل بزرگترا واس ادم مهم نیس مسائل تو ام واسشون گذشته... ببین مثلا بگو بخند میکنن میبینی باهاشون حال نمیکنی چون مسائلی که واس اونا خنده داره واس تو بی معنی ‌‌.. مهم خودتی ... ببین با کیا حال میکنی اگ میبینی تو فامیل هم سن و سالت نیستن و درکی ندارن خب با دوستات بگرد ‌... و اینکه مثلا ببین با کی حال میکنی با اون صبت کن نزدیکش شو ..راجب مسائلت بگو .. خیلی وقتا بزرگترا وقتی میبینن کوچیکترا یه سری دغدغه ها دارن کرک و پرشون میریزه .. سعی میکنن بیشتر بفهمنشون ‌.. در کل خودتو جدی بگیر .. ببین اگه حرفی زدی دیدی کسی اهمیت نداد بگو دارمم حرف میزنمااا گوش بدین ..در کل خ شرایط سختیه باز میشه از مشاورم کمک گرفت من واسه مسائلم از دکتر روانشناس کمک میگیرم اگه خواستی معرفی میکنم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من خوب نیستم
    توسط Mohsen123 در انجمن دینی، مذهبی و پند آموز
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 06-06-2017, 05:03 PM
  2. ...دیگه دنبال ازدواج نیستم...
    توسط sam127 در انجمن سایر موارد ازدواجی
    پاسخ: 31
    آخرين نوشته: 05-30-2016, 10:44 AM
  3. آداب معاشرت بلد نیستم
    توسط ye ahmagh در انجمن اختلال رشد سیستم عصبی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 02-09-2016, 08:18 PM
  4. دیگر برای همسرم جذاب نیستم
    توسط sdr در انجمن سرد شدن رابطه
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 09-18-2015, 09:49 PM
  5. من چیستم؟
    توسط ملکه اسمان در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 05-15-2015, 11:35 AM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد