نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15

موضوع: به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

3323
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3434
    نوشته ها
    90
    تشکـر
    0
    تشکر شده 56 بار در 28 پست
    میزان امتیاز
    7

    به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    27 سالمه و از تنهایی رنج میبرم
    کمک میخام
    من از لحاظ تحصیلات ,تیپ و قیافه کم ندارم ولی کسی بهم توجهی نمیکنه .نمیدونم چرا اینطوریه ؟دارم اذیت میشم از تنهایی هم رنج میبرم


    به هر کی اعتماد کردم یه جوری منو تنها گذاشت

    از طرفی خانوادم میگن ازدواج نکن . .
    خسته شدم از زندگی
    دلم میخاد از این مملکت فرار کنم .چرا فرهنگ ما اینطوریه؟از طرفی زخم زبونهی فامیلم به کناررر آدمو روانی میکنه .تو رو خدا کمکم کنید .فقط میدونم که تنهام خیلی هم تنهام .



    یکی بهم کمک کنه چکارکنم این همه استرس و تنهایی و گریه و ناراحتی رو از خودم دور کنم ؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط aydan7 : 05-05-2014 در ساعت 08:32 AM

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    2994
    نوشته ها
    143
    تشکـر
    2
    تشکر شده 48 بار در 30 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    نقل قول نوشته اصلی توسط aydan7 نمایش پست ها
    27 سالمه و از تنهایی رنج میبرم
    کمک میخام
    من از لحاظ تحصیلات ,تیپ و قیافه کم ندارم ولی کسی بهم توجهی نمیکنه .نمیدونم چرا اینطوریه ؟دارم اذیت میشم از تنهایی هم رنج میبرم .بنا بر عرف ایران نمیشه حتی با یه پسرم دوست شد

    چند ماه پیش دو نفر فقط برام اومدن از هیچکدومش خوشم نیومد خصوصا مورد دوم که قول وقرار میزاشت و شب ,خاستگاری رو کنسل میکرد و منم مجبور شدم مورد دومم حذف کنم .برای اینکه انگار هیچ اهمیتی نداشتم براش .حتی احساس کردم که از خانوادم بدش میاد .
    با یه پسر آشنا شدم بعد این موارد بهم قول ازدواج داد بهش اعتماد کردم زد زیرش و بهم خیانت کرد
    با یه پسر تو دانشگاه آشنا شدم بعد 1 سال ارتباط فهمیدم که با یکی دیگه هست . و وقتی باهاشون روبرو شدم .فرداش تو دانشگاه بهم گفت عین خواهرمی نظر دیگه ای روت ندارم یعنی یک سال منو بازی داد بعد یک سالم منو پیچوند
    به هر کی اعتماد کردم یه جوری منو تنها گذاشت

    از طرفی خانوادم میگن ازدواج نکن و بچسب به درس و هنرت .ولی نمیدونم با احساس تنهایی چکار کنم بعضی شبا از بغض و گریه احساس خفگی میگیرم خصوصا اینکه انرژی جنسیمم بیدار شده و مجبور شدم به خود ارضایی .از 19 سالگی بر حسب حرفای بین دوستام این انرژی بیدار شد تا الان .خسته شدم .طوری شده که اصلا خود ارضایی رو گناه نمیبینم
    خسته شدم از زندگی
    دلم میخاد از این مملکت فرار کنم .چرا فرهنگ ما اینطوریه که اگه دختر ازدواج کنه خوبه اگه نه بدبخت و ترشیدست؟از طرفی زخم زبونهی فامیلم به کناررر آدمو روانی میکنه .تو رو خدا کمکم کنید .فقط میدونم که تنهام خیلی هم تنهام . وهیچ کس حتی خاستگارام منو جدی نگرفتن !

    چند روز پیش به یه پسر خودم پیشنهاد ازدواج دادم حتی اونم دست رد به سینم زد .......نمیدونم اصلا نمیدونم چرااااااااااا کسی به من فکر نمیکنه نسبت به دخترای دیگه هم هیچ عیبی ندارم .این فکر افتاده توی سرم که تا آخر عمر مجرد میمونم .

    یکی بهم کمک کنه چکارکنم این همه استرس و تنهایی و گریه و ناراحتی رو از خودم دور کنم ؟؟؟؟؟
    سلام من پسرم شرایطم عین توهه من میخوام برم پناهنده بشم اروپا توم بیا بریم همه جور امکاناتی میدن

  3. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3436
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    سلام
    کجایی هستی؟

  4. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3434
    نوشته ها
    90
    تشکـر
    0
    تشکر شده 56 بار در 28 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    نقل قول نوشته اصلی توسط yarigar نمایش پست ها
    سلام من پسرم شرایطم عین توهه من میخوام برم پناهنده بشم اروپا توم بیا بریم همه جور امکاناتی میدن


    منظورتو نمیفهمم ؟!
    امکاناتی هم همچینی نمیدن مطمعن باش! یکی مثل من باید برم اونجا کارگری معلومم نیست با چه شرایطی ........حداقل اینجا یه خونه که اسمش پناهگاهه وجود داره .اونجا باید بریم پشت در خونه ملت بخوابیم .فکرم نمیکنم اینقدرم پناهنده شدن خوب باشه .مگر اینکه واقعا بتونی اقامت کسب کنی نه پناهندگی

    اگه امکانات از نظر شما طعنه ای چیزی بوده نادیده میگیرم
    برای اینکه حق طبیعی هر انسانیه که یه زوج برای خودش داشته باشه
    فرهنگ ایران برای جنس مونث خوب نیست حالا چه مجرد چه بیوه چه طلاق گرفته
    جنس مونث تو کشورهای خارجی طلاقم بگیرن بیوه هم بشن سرشون بالاست میتونن جفت مناسب خودشون رو پیدا کنن مردم جامعه اشون دیده هستن ندیده نیستن .آدمن.حیوون نیستن .

    نمیدونم اینکه جواب سوال من نبود !!!!!!!!
    ویرایش توسط aydan7 : 05-05-2014 در ساعت 08:34 AM

  5. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3434
    نوشته ها
    90
    تشکـر
    0
    تشکر شده 56 بار در 28 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    نقل قول نوشته اصلی توسط javad نمایش پست ها
    سلام
    کجایی هستی؟


    سلام .یکی از شهرهای ایران
    ویرایش توسط aydan7 : 05-04-2014 در ساعت 06:16 AM

  6. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3434
    نوشته ها
    90
    تشکـر
    0
    تشکر شده 56 بار در 28 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    هیچکی نیست در مورد این مشکل نظری بده ؟؟؟؟؟؟؟؟

  7. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضویت
    509
    نوشته ها
    599
    تشکـر
    848
    تشکر شده 360 بار در 241 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    سلام دوست عزیز

    احساس تنهایی با تنها بودن فرق داره. تنها بودن با اراده انسان و حضور در جمع برطرف میشه . اما فکر میکنم مشکل احساس تنهایی هست.خیلیها بعد از ازدواج هم حتی با این مطلب درگیر هستن پس با ازدواج این احساس بنظر نمیرسه درمان بشه.


    بنظرم شما باید اول خودتون ارزشمندی وجودتون رو بپذیرین چرا فکر میکنید نیاز به تأیید دیگران دارید؟ دیگرانی که صلاحیت قضاوت ندارن و خودشون پر از مشکلات مختلف هستن.

    احساس رضایتمندی زمانی بوجود میاد که شخص اول از همه خودش قلبا از عملکردش راضی باشه و این چیزیه که دست نیافتنی نیست.


    بنظرم افراد مجرد باید بیشتر از اینکه درباره ازدواج و اینکه هر چه زودتر شخصی رو برای این مورد پیدا کنن ( البته منظورم این نیست که دست روی دست بگذارن و حواسشون به موارد مناسبشون نباشه) باید درباره آموزشهای قبل از ازدواج اطلاعات بگیرن و اینکه چطور میشه روابط رو به شکل اثر بخش مدیریت کرد . در این خلال حتما متوجه مسائل دیگه ای هم خواهند شد . مثلا اینکه شما بعد از مدتی معاشرت با آقایی با عدم رضایت ایشون بازدواج مواجه شدید فارغ از اینکه شروع هر رابطه ای بدون هدف برای کسانیکه در پس رابطه در جستجوی ازدواج هستن به طور کلی اشتباهست ؛ میتونه ناشی از عدم مهارتهای ارتباطی در شما باشه.

    ای در حالیست که نباید عادت کنیم همه مشکلات رو سر ازدواج کردن یا نکردن خالی کنیم برای حالاتی که کاملا تحت کنترل خودمونه بهانه تراشی کنیم. بنظرم فارغ از جنسیت و فارغ از اهمیت دادن به افکار ناپسند اجتماع و دیگر مشکلات به رضایتمندی خودمون و خدامون فکر کنیم.


    حضرت معصومه سلام الله علیها که از انسانهای وارسته در تاریخ هستن تا سن سی و پنج سالگی که وفات کردن مجرد بودن و برای هیچ کدام از خواهران دیگرشان هم امکان ازدواج نبود اما این دلیلی برای احساس ناامیدی یا جلوگیری از تعالی در ایشان بود؟!


    امیدوارم منظورمو رسونده باشم.

    Sent from my HUAWEI G510-0200 using Tapatalk
    امضای ایشان
    دلم به مستحبی خوشست
    که جوابش
    واجبست...
    السلام علیک یا فاطمة الزهرا ...

  8. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3434
    نوشته ها
    90
    تشکـر
    0
    تشکر شده 56 بار در 28 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    نقل قول نوشته اصلی توسط باران باران نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز

    1-احساس تنهایی با تنها بودن فرق داره. تنها بودن با اراده انسان و حضور در جمع برطرف میشه . اما فکر میکنم مشکل احساس تنهایی هست.خیلیها بعد از ازدواج هم حتی با این مطلب درگیر هستن پس با ازدواج این احساس بنظر نمیرسه درمان بشه.


    2-بنظرم شما باید اول خودتون ارزشمندی وجودتون رو بپذیرین چرا فکر میکنید نیاز به تأیید دیگران دارید؟ دیگرانی که صلاحیت قضاوت ندارن و خودشون پر از مشکلات مختلف هستن.

    احساس رضایتمندی زمانی بوجود میاد که شخص اول از همه خودش قلبا از عملکردش راضی باشه و این چیزیه که دست نیافتنی نیست.


    3-مثلا اینکه شما بعد از مدتی معاشرت با آقایی با عدم رضایت ایشون بازدواج مواجه شدید فارغ از اینکه شروع هر رابطه ای بدون هدف برای کسانیکه در پس رابطه در جستجوی ازدواج هستن به طور کلی اشتباهست ؛ میتونه ناشی از عدم مهارتهای ارتباطی در شما باشه.



    امیدوارم منظورمو رسونده باشم.

    Sent from my HUAWEI G510-0200 using Tapatalk

    سلام ممنون از راهنماییتون مورد 1 که واقعا درسته اینو دخترای متاهل بهم گفتن که حتی بعد از ازدواج بیشتر احساس تنهایی میکنن برای اینکه مردشون کمتر از دوران مجردی خونه پدر بهشون اهمیت میده

    مورد 2 واقعا درسته .تیپ که میزنم باید حتما یکی تاکید کنه که خوشتیپم .یا هر روزی که میرم بیرون حتما باید یه پسر بیاد جلو بهم پیشنهاد شماره بده که خیالم راحت باشه اون روز خوشتیپ و خوب بودم یا به هر حال یه جوری یکی بهم تیکه بندازه خوشکل خانوم تا بهرحال اعتماد بنفسم چند علاوه شه
    مثلا مدل مویی که میزنم خیلی خوشکل میشه ولی اگه بیرون تو خیابون یه پسر بهم بگه اه چه زشته دیگه سریعا از این مدل مو بدم میاد و نمیزنمش اخلاقم اینطوریه!

    مورد 3 :تقصیر خودمم بوده راست میگین پسره تو دانشگاه خودش اومد جلو و حتی بعضی وقتا به بهانه های مختلف اس تبریک میزد یا اس عاشقی ولی من با جوک جوابشو میدادم چونکه دختر پاکی هستم اهل اینکه با پسر جماعت راحت باشم نیستم .فکر میکردم اگه اومده جلو ازم خوشش اومده
    چن ماه پیش تو اس ام اسها از خانوادم پرسید بعد از یک سال منم از خانوادش پرسیدم گفت منم عین داداشتم و اینا حتی هی اصرار داشت که با هم شام بریم بیرون .ولی من امتناع میکردم .وقتی با خانوادم در میان گذاشتم فقط گفتند این پسر الافی هست سریعا رابطت رو باهاش قطع کن .در ضمن جلو خودم اتفاق افتاد که توی ماشینش با یه دختر دیگه میگفت ومیخندیدن به چه وضعیم بود ن


    نه که بگم حتما ازدواج کنم نه میگم که دوتا خاستگار رسمی داشتم ازشون خوشم نیومده و ردشون کردم اگر ازدواج زوری میخاستم که با یکی از همون دوتا ازدواج میکردم
    ولی زخم زبون فک و فایل و اینکه میبینی کوچکتر از تو ازدواج کزده و تو هنوز اون جفت مورد نظرتو پیدا نکردی خیلی بده!
    نمیدونم چرا خدا اون چیزی رو که باید سمتم نمیفرسته !

  9. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    شماره عضویت
    3109
    نوشته ها
    78
    تشکـر
    0
    تشکر شده 53 بار در 25 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    سلام
    این نظر منه ولی چرا فک میکنی تنها بودن فقط یعنی اینکه تو با جنس مخالف ارتباط داشته باشی؟
    طبق گفته ی خود ارشد داری قطعا تو این چند وقت دوستای خیلی زیادی اومدن تو زندگیت
    راجبه قضیه ی قول ازدواجو اینجور داستانا معمولا آدمایی که کمتر قول میدن بیشتر میشه رو قولشون حساب کرد
    طبق شرایطی هم که گفتی داری خیلی آرزوی اینو دارن که با یکی مثه تو برا یه شام مختصر برن بیرون
    پس خواهشن خودتو دسته پایین نگیر
    من خودم پسرم فک نکنم زیاد جالب باشه یه دختر بخواد به یه پسر پیشنهاد ازدواج بده
    پس صبر داشته باشه آدم اگه تو 40سالگی ازدواج کنه و موفق بهتره تا اینکه تو 20سالگی ازدواج کنه و...
    توکل کن به خدا و صبر داشته باش
    به غیر از خونوادت به کسی هم مربوط نمیشه که چرا تو هنوز ازدواج نکردی
    به خودت بیا دختر
    مراقب خودتم باش
    موفق باشی

  10. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3434
    نوشته ها
    90
    تشکـر
    0
    تشکر شده 56 بار در 28 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    نقل قول نوشته اصلی توسط afra نمایش پست ها
    سلام
    این نظر منه ولی چرا فک میکنی تنها بودن فقط یعنی اینکه تو با جنس مخالف ارتباط داشته باشی؟
    طبق گفته ی خود ارشد داری قطعا تو این چند وقت دوستای خیلی زیادی اومدن تو زندگیت
    راجبه قضیه ی قول ازدواجو اینجور داستانا معمولا آدمایی که کمتر قول میدن بیشتر میشه رو قولشون حساب کرد
    طبق شرایطی هم که گفتی داری خیلی آرزوی اینو دارن که با یکی مثه تو برا یه شام مختصر برن بیرون
    پس خواهشن خودتو دسته پایین نگیر
    من خودم پسرم فک نکنم زیاد جالب باشه یه دختر بخواد به یه پسر پیشنهاد ازدواج بده
    پس صبر داشته باشه آدم اگه تو 40سالگی ازدواج کنه و موفق بهتره تا اینکه تو 20سالگی ازدواج کنه و...
    توکل کن به خدا و صبر داشته باش
    به غیر از خونوادت به کسی هم مربوط نمیشه که چرا تو هنوز ازدواج نکردی
    به خودت بیا دختر
    مراقب خودتم باش
    موفق باشی
    آره خیلیا دوست دارن با من باشن و این ثابت شدست برای اینکه یه دختر معمولیم ولی پسرای زیادی بهم درخواست دوستی دادن البته تو خیابون که خیلی وهم آوره و هیچ وقت بهش فکر هم نکردم ...


    فکر میکنم شاید رفتار خودم باعثه چونکه زیاد از حد مغرورم

    قبلنا که 24 سالم بود اگه پسری تو خیابون سمتم میامد فکر میکردم دختر بدی هستم و گریه میکردم و ناراحت بودم بعدش مشاوره که رفتم بهم گفت سخت در اشتباهی چونکه پسر جماعت دنبال شیکی و زیباییه اگه زیبا نبودی صد سالم سمتت نمی آمدن .... در ثانی با دوست دختر زیادی احساس قدرت بهشون دست میده


    ممنون
    امضای ایشان
    افتادن در گل و لای ننگ نیست ، ننگ در این است که آنجا بمانی .

  11. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2014
    شماره عضویت
    2053
    نوشته ها
    86
    تشکـر
    0
    تشکر شده 55 بار در 37 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    سلام دوست خوب
    به موارد خوبی راجع به مشکل شما اشاره شد.به خصوص نکته ایی که دوستمون اشاره کردن (یه ازدواج صحیح تو 40 سالگی بهتر از 20 سالگی ست). این درسته اما هنوز واسه خیلی ها جا نیفتاده.جامعه ما گاهی یک دختر متاهل با سن پایین و تحصیلات کم رو از یک دختر با سن و تحصیلاتبالاتر، بیشتر می پذیره.در ضمن متاسفانه سن ازدواج داره بالا میره و خیلی از دخترهای محجوب و باحیای جامعه که شرایط خوبی هم دارن، ازدواجشون به تاخیر افتاده.این باعث احساس ترس از تنهایی شده. چون ایران = ازدواج یا تنهایی...، ازداوج یا ندیده شدن... .(به غلط یا درست بودنش کار ندارم) اما اینا دلیل نمیشه احساس نارحتی به خودت راه بدی.انشاا...ازدواج موفق در زمان مناسب برای همه پیش بیاد. همونطور که دوستمون گفتن قوی باش و توکل بخدا کن .در نهایت توکل بخدا راه ارامش ست نه ازدواج یا تجرد.
    موفق باشی

  12. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2014
    شماره عضویت
    2053
    نوشته ها
    86
    تشکـر
    0
    تشکر شده 55 بار در 37 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    در ضمن این مشکل شما نیست که برخی اقایون اینقدر سست و با فقدان شعور عمل میکنن. دختران زیادی در شرف ازدواج هستن و همه ی شرایط رو هم دارن اما به دلایلی که وجود داره خواستگار و سرایط مناسب ازدواج کمتر پیدا میشه واسه همین خیلی ها از این فرصت سوء استفاده کرده و هرطور دلشون میخواد رفتار میکنن.باید مهارت های رفتاری رو بالا برد و نباید اجازه داد اینگونه برخورد شود.

  13. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2020
    شماره عضویت
    42998
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    نقل قول نوشته اصلی توسط aydan7 نمایش پست ها
    27 سالمه و از تنهایی رنج میبرم
    کمک میخام
    من از لحاظ تحصیلات ,تیپ و قیافه کم ندارم ولی کسی بهم توجهی نمیکنه .نمیدونم چرا اینطوریه ؟دارم اذیت میشم از تنهایی هم رنج میبرم


    به هر کی اعتماد کردم یه جوری منو تنها گذاشت

    از طرفی خانوادم میگن ازدواج نکن . .
    خسته شدم از زندگی
    دلم میخاد از این مملکت فرار کنم .چرا فرهنگ ما اینطوریه؟از طرفی زخم زبونهی فامیلم به کناررر آدمو روانی میکنه .تو رو خدا کمکم کنید .فقط میدونم که تنهام خیلی هم تنهام .



    یکی بهم کمک کنه چکارکنم این همه استرس و تنهایی و گریه و ناراحتی رو از خودم دور کنم ؟؟؟؟؟
    بچه کجایی؟بیا با خودم دوست شو ؟اینم ایدی تلگراممjeff3739

  14. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2020
    شماره عضویت
    42998
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    بچه کجایی؟بیا با خودم دوست شو اینم ایدی تلگرامم@jeff3739

  15. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    1,277
    تشکـر
    796
    تشکر شده 588 بار در 485 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : به مشاوره نیازمندم .یکی بهم کمک کنه ؟ لطفا

    نقل قول نوشته اصلی توسط جوادکردی نمایش پست ها
    بچه کجایی؟بیا با خودم دوست شو اینم ایدی تلگرامم@jeff3739
    اصل اول دوست یابی میگه ادم هرکجا که رسید نباید سریع ایدی بده!!

    اولش تابلو رو نگاه کنین این سایت مشاوره و روانشناسیه نه سایت دوست یابی!!

    بعدشم تاریخ پست اول رو نگاه کنین
    تاپیک مال ۶ سال پیشه
    یعنی که شرایط استارتر تا الان هزار جور تغییر کرده و قاعدتا دیگه نیازی به پیشنهاد مهرورزانه!! شما نداره
    امضای ایشان
    به طبیعت بگو حواسش جمع باشد

    اگرچه کلی دیر ای تقدیر

    اما با دستان و شاخهایم امده‌ام!

    اما بخاطر جنگ جنى با حيواناتت به سركردگی سگی ت

    مجبور شده ام سُم به پاى شعرم بكوبم

    شاخ دراورده باشد هنر

    و دُمى بافته ام در اخر مغزم

    چون جنگ حیوان با حیوان زبان مشترک میخواست

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد