نمایش نتایج: از 1 به 17 از 17

موضوع: پدر و مادر بد،امانت داران خائن

14575
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    11159
    نوشته ها
    2,325
    تشکـر
    4,306
    تشکر شده 2,982 بار در 1,491 پست
    میزان امتیاز
    0

    پدر و مادر بد،امانت داران خائن

    تا حالا با ادمایی که از دست پدر و مادرشون گلایه دارن هم صحبت شدین؟؟ بهشون دلداری دادین؟اصلا میتونید درکشون کنید؟؟
    معمولا اینطوریه که گلایه ی بچه ها از پدر مادرشون جدی گرفته نمیشه چون خیلی از ما عادت نداریم عصبانیت و ناراحتی فرزند از والدینو جدی بگیریم یا اینکه بیشتر ترجیح میدیم سکوت کنیم .......از طرفی یاد گرفتیم با کلمات زندگی کنیم نه
    با ادما . به همه ی مادرا احترام میذاریم نه به خاطر اینکه به خودمون زحمت دادیم تا مادرانه هاشونو بسنجیم ازش مطمئن شیم فقط به این دلیل که کلمه ی مادر برای هممون مقدسه......
    یاد گرفتیم پدرا همه دلسوز و مراقب بچه هان چون لفظ پدر یعنی حمایت یعنی قدرت یعنی مردونگی.....حتی خیلیامون حاضر نیسیم بعضی واقعیتارو درمورد پدرمادرای بد باور کنیم چون میترسیم ذهنیت قشنگی که داریم بشکنه......
    ولی موضوع اینه که هیچ تضمینی وجود نداره یه روزی یکی از خود ما جز دسته ی پدر مادرای بد نباشیم چون حتی یاد نگرفتیم بد بودن چطور اتفاق میفته تا بدونیم چطوری باید بد نباشیم
    مثلا شما میدونید کودک ازاری عاطفی چی هست و چقدر راحت میتونه اتفاق میفته؟؟؟
    ویه موضوع مهمه دیگه اینه که همه ی بچه هایی که با پدر مادرشون مشکل دارن تا ابد باید با یه خلا تو وجودشون زندگی کنند دردی که اونا میکشند واسه خیلی از ماهایی که مهر و حمایت پدر و مادرو دیدیم اسون نیست ولی کاش یاد بگیریم ااین ادمارو هم مثل بقیه ی ادمای غمگین درک کنیم همونطوری که وقتی کسی عزیزشو از دست میده دلداریش میدیم یا وقتی کسی از کارش اخراج میشه باهاش ابراز همدردی میکنیم....
    پدر مادرای بد وجود دارند اینا همون امانت دارای خائنین که یادشون رفته بچشون امانت خداست واسه اینکه به زندگیشون رنگ بده و انقدر به اشتباهاشون ادامه میدن تا بچه های پاکشونو به یه موجود پر از کینه و بغض و خلا تبدیل کنن .
    مطلب پایین یه مقالست در مورد دلایل کودک ازاری والدین و انواع اون و یه توضیح اماری کوتاه درمورد اینکه این بچه ها دراینده در معرض چه خطراتی هستند...یکم طولانیه اما خوندنش شاید کمک کنه ازین به بعد حتی بچه های عصبانیم بیشتر درک کنیم و به حرفاشون بها بدیم .



    تأثیرات خشونت و بدرفتاری های پدر و مادر کودکان، از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد. افردی که خودشان در دوران کودکی مورد اذیت و آزار اطرافیان شان قرار گرفته اند، به احتمال زیاد همین رفتارها را به فرزندان شان منتقل می کنند.
    خشونت نسبت به کودک به دو گروه تقسیم می شود:
    الف) خشونت های روانی، مثل محرومیت های عاطفی، تهدید، شرمنده کردن، تمسخر، بی توجهی به نیازهای روانی - جسمی کودک، ناسزاگویی، تحقیر و....



    ب) خشونت های بدنی، مثل کتک زدن، پرت کردن، سوزاندن، ضربه زدن با اشیا و....
    کودکان و نوجوانانی که مورد بی مهری و محرومیت های عاطفی قرار می گیرند، رفتارهای مخالفت آمیزتر، مقاومت کننده تر، خشن تر و پرخاشجویانه تری از خود بروز می دهند. تنها پیامی که خشونت و تنبیه های بدنی برای کودک دارد این است که پدر و مادر هیچ علاقه ای به نیازها و خواسته های او ندارند و از این که جثه ای بزرگ تر و قدرتی بیشتر از کودک دارند، نهایت سوءاستفاده را می کنند و او را با اعمال زشت و خشن مورد سرکوب و ایذا قرار می دهند. کودک (یا نوجوان) نیز در این بین درمی یابد، کسانی را که با علاقه دوست می داشته است و به آنها اعتماد کامل کرده است، موجب غم، ناراحتی و آزار او می شوند.
    والدین بدرفتار و خشن دارای خویی تند، عصبی و پرخاشگر هستند و بیشتر از آن که رفتارهای سازنده و مثبت از خود نشان دهند، در کلام و اعمال شان انتقاد، تهدید و خشونت دیده می شود. زمانی که بچه های این والدین تحت فشارهای روحی شدید قرار می گیرند و شروع به گریه و بی تابی می کنند، به جای آن که مورد محبت و نوازش واقع شوند، مورد اذیت و واکنش های تند آنها واقع می شوند. این گونه فشارهای عصبی بر کودک موجب شب ادراری، هراس، رفتارهای ضداجتماعی، ممانعت از نظم و انضباط در آنها دیده می شود و به نوعی آنها را به سمت اذیت و آزار هم کلاس ها و دوستان شان هدایت می کند. ادامه این روند منجر به انحطاط اخلاقی و پیامدهای منفی مثل بزهکاری، سیگار کشیدن، اعتیاد، مصرف دارو و... در آینده خواهد شد. تحقیقات نشان می دهند کسانی که بیش از ۴ حادثه بدرفتاری و آزار در کودکی تجربه کرده اند، ۱۲ برابر بیشتر با خطر اعتیاد به موادمخدر، الکل و... روبه رو هستند.

    رفتارهای این دسته از والدین قابل پیش بینی نیست و کمتر با رفتار و اعمال کودک مرتبط است. برای مثال، کودک چه رفتار خوبی داشته باشد و چه کج خلقی و بداخلاقی کند، آنها کماکان او را مزاحمی کوچک می دانند. این والدین، کودک گریان و یا کودک خندان را به یک اندازه آزاردهنده می بینند. خشونت های بدنی در این والدین به طور ناگهانی بروز نمی کند، بلکه همراه با انواع دیگر پرخاشگری های لفظی و بدنی زیاد می شود. اینان توقعات نامتناسب و وارونه ای از فرزندان خود دارند. برای مثال، خودشان را کودک و فرزندان شان را مسئول زندگی و نان آور خود می دانند. معمولاً یکی از والدین (یا پدر و یا مادر)، نقش آزاردهندگی فعال را به عهده می گیرد و دیگری با سکوت اختیار کردن در برابر خشونت های او، نقش منفعلانه به خود می گیرد و با آزار کودک توافق می کند.

    کودک آزاری یک بیماری طبی - اجتماعی است که روز به روز بیشتر در جوامع رسوخ می کند و بازتاب آن در تمام آمارهای جنایی مشهود می شود. خشونت و آزار کودکان مخصوص جامعه یا طبقه خاصی نیست، اکنون همه کشورهای دنیا و طبقات اجتماعی مختلف با آن دست به گریبانند.برای مثال، طبق گزارش پلیس انگلستان، کودک آزاری در این کشور از سال ۱۹۹۶ بیش از ۲۰ درصد افزایش داشته است و علت آن هم افزایش خشونت در جامعه و خانواده است. در همین سال، حدود ۱۰ هزار مورد کودک آزاری در ایالات متحده منجر به مرگ کودکان شده است. آمار نشان می دهد که والدین بدرفتار معمولاً بین ۳۵ - ۳۰ سال دارند و کودکان آزار دیده هم در اکثر موارد زیر ۱۰ سال هستند.
    بیشترین آزار نیز از نوع جسمانی بوده است.تهیه آمار دقیقی از بدرفتاری و آزار بدنی کودکان مشکل است، زیرا افرادی که این بدرفتاری های را انجام می دهند و نیز قربانیان آنها از این گونه رفتارها شرمسارند و از پذیرش این موضوع که دست به چنین اعمالی می زنند، وحشت دارند. علاوه بر آن، در بیشتر موارد این بدرفتاری ها در خلوت صورت می گیرد، و کودکانی که مورد آزار قرار می گیرند، از بازگو کردن آن چه بر آنها گذاشته است، ناتوانند.

    تنها با بررسی و جمع آوری اخبار روزنامه ها در سال ۱۳۷۷ _ ۱۳۷۵ (و نه همه موارد بدرفتاری و خشونت علیه کودکان)، می توان دریافت، که بیشترین خشونت و آزار در مورد دختران زیر ۱۰ سال (۳۵ درصد) صورت گرفته است و بیشترین آزارگران مردان (۷۰درصد) بوده اند. هم چنین ۷۰ درصد این آزارگری ها در محیط خانه صورت می گرفته است. در مورد کودک آزاری ها، بیشترین درصد مربوط به کودکانی بوده است که والدین آنها از هم جدا شده اند. به عبارت دیگر، فرزندان حاصل طلاق و گسستگی های خانوادگی در معرض بیشترین اذیت و آزار و خشونت (۴۰درصد) بوده اند. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی هم، روزانه بیش از ۲۳ کودک در نتیجه بدرفتارهای والدین خود تلف می شود.
    علل کودک آزاری:
    کودک آزاری پدیده ای آگاهانه است که عوامل متعددی در ایجاد آن نقش دارند. از جمله؛
    1- اعتیاد: به ویژه اگر پدر و مادر هر دو معتاد باشند.
    2- فقر و فشار اقتصادی : تحقیقات نشان می دهند که خانواده های فقیر و مستمند بیشترین خشونت و فشار را بر روی کودکان می آورند. با این وجود نمی توان گفت که تمام خانواده های بی بضاعت با کودکان خود بد رفتاری می کنند.
    3- ناآگاهی و فقر فرهنگی: متأسفانه برخی از خانواده های سنتی هنوز به نقش تنبیه برای پرورش کودک معتقدند. تأکید بیش از حد بر نمرات درسی، انتظارات نابجای والدین و معلمان، ایجاد فشار روانی و اضطراب در محیط مدرسه و خانه و... از عوامل کودک آزاری محسوب می شوند.
    4- پرجمعیت بودن خانواده و داشتن اختلافات و آشفتگی های شدید خانوادگی.
    5- مشکلات روانی والدین: در موارد بسیاری دیده شده است که پدر و یا مادر کودک آزار به علت عدم تعادل روانی و داشتن سوابق اختلالات روان شناختی، دست به چنین اعمالی می زنند.
    6 - ناسازگاری و ناآرامی کودک: در بعضی موارد والدین به علت عدم آگاهی از بیماری های کودکان مثل، بیش فعالی، ضعف قوای ذهنی، عقب ماندگی های گوناگون و... درصدد خشونت و بدرفتاری با کودک برمی آیند.
    به منظورکاهش رفتارهای خشونت آمیز علیه کودکان می توان برنامه ریزی های مفیدی در جهت آگاه سازی والدین و مربیان تدوین کرد. از جمله؛ آموزش رفتار با کودکان با توجه به ارزش ها و معیارهای نوین روان شناختی در رسانه های گروهی، آموزش احترام به حقوق کودک در جامعه، اعتبار بخشیدن به جایگاه کودک در خانواده ، توجه به نقش مادران در پرورش کودک، برخورداری کودکان از کمک های اجتماعی مثل، کسب مشاوره های حقوقی - قضایی و کارشناسی های امور کودکان و تشکیل سمینارها و کنفرانس های متوالی در زمینه تثبیت حقوق کودک در جامعه.کودکان در دفاع از خود ناتوان و آسیب پذیرند و نیاز به حمایت و مراقبت دارند.
    در این بین بزرگسالان می توانند با عنصر آگاهی، مهربانی و رفع ستم های زیان بار علیه کودکان، محیطی عاری از هرگونه خشم و خشونتی برای آنها بسازند. لازم است والدین با آگاهی و تسلط کافی، وظیفه خطیر تربیت فرزندان شان را به عهده بگیرند و تا سرحد امکان کمتر خود را در معرض آسیب های روانی _ اجتماعی قرار دهند تا بتوانند مسئولیت رشد و پرورش کودکان خود را به نحو مطلوب انجام دهند.







  2. 18 کاربران زیر از ملکه شیشه ای بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,707
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,182 بار در 5,104 پست
    میزان امتیاز
    18

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار


  4. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    14456
    نوشته ها
    556
    تشکـر
    1
    تشکر شده 573 بار در 297 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    مطالب بالا رو درمورد والدین بد و کودکان نوشتین. اما والدینی هم هستن که بدی هاشون نهفته س و تا زمان ازدواج فرزندانشون ظاهر نمیشه. من خودم یه قربانی هستم. 27 سالمه و قبلا هم یه پست در این رابطه فرستادم.
    مشکل من مادر شوهرمه. بعد از ازدواج ما، شروع کرد به آزار و اذیت. در حدی که صدای مادر و خواهر خودشم در برابر ظلم هایی که میکرد، در اومده بود.
    نمونه اخیرش. روز پدر که همه خونه مادربزرگ همسرم جمع بودیم، با رسیدن ما، رفت تو یکی از اتاقها و تا آخر مهمونی بیرون نیومد. حتی نهارش رو سر میز با ما نخورد!!!
    اصلا چشم دیدن خوشبختی مارو نداره. همیشه با حرفها و کارهاش منو آزار میده. هرکسی هم میپرسه چرا، دلیل موجهی نداره. البته اکثرا حسادت و مشکلات عاطفی شو عامل این قضایا میدونن. چند ماهه همسرم باهاشون قطع رابطه کرده. هرجا میریم شروع میکنه به نیش و کنایه و بددهنی.
    تا حالا یکبار هم جوابشو ندادم و بهش بی احترامی نکردم و همین بیشتر می سوزوندش.
    اما قسمت آزار دهنده موضوع اینه که اطرافیان بدون درنظر گرفتن رفتارهای زشت و زننده اون، صرفا میگن اون مادره، احترامش واجبه، باید پیشقدم بشین برای آشتی و....
    همسرم خیلی تحت فشاره. اصلا در جامعه و آموزه های دینی درباره والدین دیوانه و بیمار چیزی داریم؟
    هیچکس درک نمیکنه امثال ما که با اینطور آدمهای روان پریش درگیرن و مورد قضاوتهای ناعادلانه قرار میگیرن، چه حسی دارن.
    کاش تو جامعه جا می افتاد، پدر و مادر به صرف پدرو مادر بودنشون معصوم نیستن.

  6. 4 کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    9838
    نوشته ها
    277
    تشکـر
    590
    تشکر شده 390 بار در 180 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    نقل قول نوشته اصلی توسط talieh نمایش پست ها
    مطالب بالا رو درمورد والدین بد و کودکان نوشتین. اما والدینی هم هستن که بدی هاشون نهفته س و تا زمان ازدواج فرزندانشون ظاهر نمیشه. من خودم یه قربانی هستم. 27 سالمه و قبلا هم یه پست در این رابطه فرستادم.
    مشکل من مادر شوهرمه. بعد از ازدواج ما، شروع کرد به آزار و اذیت. در حدی که صدای مادر و خواهر خودشم در برابر ظلم هایی که میکرد، در اومده بود.
    نمونه اخیرش. روز پدر که همه خونه مادربزرگ همسرم جمع بودیم، با رسیدن ما، رفت تو یکی از اتاقها و تا آخر مهمونی بیرون نیومد. حتی نهارش رو سر میز با ما نخورد!!!
    اصلا چشم دیدن خوشبختی مارو نداره. همیشه با حرفها و کارهاش منو آزار میده. هرکسی هم میپرسه چرا، دلیل موجهی نداره. البته اکثرا حسادت و مشکلات عاطفی شو عامل این قضایا میدونن. چند ماهه همسرم باهاشون قطع رابطه کرده. هرجا میریم شروع میکنه به نیش و کنایه و بددهنی.
    تا حالا یکبار هم جوابشو ندادم و بهش بی احترامی نکردم و همین بیشتر می سوزوندش.
    اما قسمت آزار دهنده موضوع اینه که اطرافیان بدون درنظر گرفتن رفتارهای زشت و زننده اون، صرفا میگن اون مادره، احترامش واجبه، باید پیشقدم بشین برای آشتی و....
    همسرم خیلی تحت فشاره. اصلا در جامعه و آموزه های دینی درباره والدین دیوانه و بیمار چیزی داریم؟
    هیچکس درک نمیکنه امثال ما که با اینطور آدمهای روان پریش درگیرن و مورد قضاوتهای ناعادلانه قرار میگیرن، چه حسی دارن.
    کاش تو جامعه جا می افتاد، پدر و مادر به صرف پدرو مادر بودنشون معصوم نیستن.
    آیا باید یک بیمار روانی یا به قول شما روان پریش رو تنها گذاشت و رهاش کرد؟ فرض کنید این آدم دست خودش نیست و حالا بر اثر حسادت یا هر چیز دیگه ای نمی تونه مسقل شدن و دوری پسرش رو ببینه.

    بخشیدن حتی اگر در رابطه با یک آدم روان پریش باشه، کار بزرگیه،

    درسته کارهای مادرشوهرتون غیر قابل توجیهه، ولی شاید از ته دلش در آرزوی آشتی دوباره با پسرش باشه. شاید از سر غرور ، حسادت، تحمل نکردن دوری پسری که شاید فکر می کرده باید همیشه این پسر بچه ای در کنارش باشه، رنجیده و نمی خواد کوتاه بیاد.

    به این فکر کنید که اگر این رابطه درست شه هم زندگی شما و هم زندگی یک خانواده ی دیگه بهتر میشه.

  8. کاربران زیر از prv بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    11159
    نوشته ها
    2,325
    تشکـر
    4,306
    تشکر شده 2,982 بار در 1,491 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    نقل قول نوشته اصلی توسط talieh نمایش پست ها
    مطالب بالا رو درمورد والدین بد و کودکان نوشتین. اما والدینی هم هستن که بدی هاشون نهفته س و تا زمان ازدواج فرزندانشون ظاهر نمیشه. من خودم یه قربانی هستم. 27 سالمه و قبلا هم یه پست در این رابطه فرستادم.
    مشکل من مادر شوهرمه. بعد از ازدواج ما، شروع کرد به آزار و اذیت. در حدی که صدای مادر و خواهر خودشم در برابر ظلم هایی که میکرد، در اومده بود.
    نمونه اخیرش. روز پدر که همه خونه مادربزرگ همسرم جمع بودیم، با رسیدن ما، رفت تو یکی از اتاقها و تا آخر مهمونی بیرون نیومد. حتی نهارش رو سر میز با ما نخورد!!!
    اصلا چشم دیدن خوشبختی مارو نداره. همیشه با حرفها و کارهاش منو آزار میده. هرکسی هم میپرسه چرا، دلیل موجهی نداره. البته اکثرا حسادت و مشکلات عاطفی شو عامل این قضایا میدونن. چند ماهه همسرم باهاشون قطع رابطه کرده. هرجا میریم شروع میکنه به نیش و کنایه و بددهنی.
    تا حالا یکبار هم جوابشو ندادم و بهش بی احترامی نکردم و همین بیشتر می سوزوندش.
    اما قسمت آزار دهنده موضوع اینه که اطرافیان بدون درنظر گرفتن رفتارهای زشت و زننده اون، صرفا میگن اون مادره، احترامش واجبه، باید پیشقدم بشین برای آشتی و....
    همسرم خیلی تحت فشاره. اصلا در جامعه و آموزه های دینی درباره والدین دیوانه و بیمار چیزی داریم؟
    هیچکس درک نمیکنه امثال ما که با اینطور آدمهای روان پریش درگیرن و مورد قضاوتهای ناعادلانه قرار میگیرن، چه حسی دارن.
    کاش تو جامعه جا می افتاد، پدر و مادر به صرف پدرو مادر بودنشون معصوم نیستن.
    هیچ کس اندازه پدر مادرا نمیتونن با بدیاشون زندگیو به کام بچه ها تلخ کنند
    بدیایی که خواسته و ناخواسته میکنند هیچ دشمنی نمیتونه بکنه چون اولین کسایی هستند که ادم مجبوره بهشون اعتماد کنه و زندگیشو بسپره دستشون....بگذریم
    مادرشوهرتون کارشون اشتباست شکی نیست
    تو مقاله بالام یه جاش نوشته بود که بعضی پدر مادرا ازار روحیشون به این شکله که از بچه هاشون توقع دارن جاشونو با اونا عوض کنند یعنی توقع دارند بچه ها نیازاونارو رفع کنند و مسئولیت کاراشونو به عهده بگیرند ولی اونا کاری برای بچه هاشون نکنند.....کار مادر شوهرتون یه ازاره اگه این کارارو نمیکردند شاید زندگیتون میتونست خیلی شیرین تر باشه شما حق دارین گلایه کنید اما متاسفانه کسی درکتون نمیکنه به قول خودتون بقیه فکر میکنند مادرا به صرف مادر بودنشون معصومن نمیدونن که کوچیکترین رفتارای یه مادر چقدر میتونه رو زندگی یه ادم تاثیر بذاره پس از اینکه بقیه درکتون نمیکنند نرنجین مهم اینه خودتون مشکل خودتونو میدونید
    من تایپیکتونو یادم نیست ولی به نظرم مادرشوهرتونم یه زنه زنم تشنه ی عشق و محبته شاید همه ی کاراش واسه اینه که به این نیازش بی توجهی شده هرچند نه وظیفه ی شماست نه وظیفه ی پسرش اما شاید اگه بخاین بتونید نیازشو رفع کنید
    بهش عشق بدین سعی کنید دوستش داشته باشین بهش محبت کنید فراموش کنید که یه ادم بزرگ و عاقل و بالغه فعلا کارای بزرگونه انجام نمیدن پس ازشون توقع نداشته باشین....
    شک دارم یه مادر شوهر عادی بشن براتون ولی شاید دست ازین کاراشون بردارن....

  10. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    14456
    نوشته ها
    556
    تشکـر
    1
    تشکر شده 573 بار در 297 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    من اونقدر به مادرشوهرم محبت کردم، اونقدر چشمام رو به روی کاراش بستم، تا وقتی بعد از 5 سال نسبت به پایمال شدن حق طبیعی خودم معترض شدم، تحمل نکرد و با بدترین روشها آزارهاشو چند برابر کرد.
    مادری که جلوی دیگرون تورو خر خطاب کنه (اونم چند بار)
    مادری که مهمونی بگیره و همه رو دعوت کنه به جز پسر و عروسش (چون انتظار داره ازش خواهش کنیم ماروهم دعوت کنه، هرچند جز کلفتی چیزی از مهمونی هاش نصیب من نمیشد)
    مادری که جلوی دیگرون پسر و عروسش رو تحقیر کنه (چه از شغل شون ایراد بگیره، چه از پوشش شون و....)
    به نظرتون اسم مادرو به گند نمیکشه؟
    اونقدر تحمل کردم که وقتی بی دلیل از دست کسی تو یه مهمونی عصبانی شد، به جرم اینکه دخالتی نکردم، منو خونوادمو به باد فحش و ناسزا گرفت، طلبکار هم شد که چرا ناراحت شدم و بدون حاضر جوابی و بی احترامی، با همسرم جمع رو ترک کردیم
    بعد از اون آزارهاش بیشتر شد. توهین کردن هاش ادامه پیدا کرد
    همسرم خرد شد از خجالت به خاطر رفتارهای اون مثلا مادر

    اون زن باعث شد، تقدس نام مادر برای من از بین بره، الان چیزی جز نفرت تو دلم نیست.
    هروقت میبینمش دلم میخواد یه سیلی بزنم تو گوشش.
    اطرافیان اصرار میکردن شما برای آشتی پیشقدم بشین.
    ولی اون زن حتی یه درصد هم اظهار ناراحتی یا پشیمونی نمیکرد، یه جورایی حق به جانب هم بود.
    بعضی ها که منصف تر بودن، میگفتن درسته حق با شماست ولی اون مادره. بعد شروع میکردن به حدیث و روایت و... در مدح مقام مادر
    حالا خودتونو بذارین جای من.
    قصه زندگی من خیلی طولانیه. اگه کاملا در جریان بودین، متوجه میشدین این زن دیوانه لیاقت هیچ چیزی رو نداره
    ما خیلی خوشحالیم که از دستش راحت شدیم ولی اون دست بردار نیست
    من که همیشه نفرینش میکنم چون جز خاطرات تلخ چیزی برام نداشته. فقط دلم میخواد یه درصد مردم به این قضیه فکر کنن. چون حتی تو برنامه های تلویزیونی یا مشاوره ها، تا اسم مادر و پدر میاد، همه بی توجه به اصل ماجرا، حق رو به اونا میدن
    این اوج بی عدالتیه چون کسی به قول شما نمیخواد ذهنیت فرشته گونه ای که از اونا داره رو خدشه دار کنه
    اینکه کسی امثال مارو درک نمیکنه واقعا زجر آور و دردناکه

  11. 3 کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    11159
    نوشته ها
    2,325
    تشکـر
    4,306
    تشکر شده 2,982 بار در 1,491 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    موافقم
    خیلیا نمیتونن این دردو درک کنند حتی اگه هزارسالم براشون توضیح بدی بازم نمیتونن


  13. کاربران زیر از ملکه شیشه ای بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6620
    نوشته ها
    203
    تشکـر
    122
    تشکر شده 251 بار در 118 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    واقعا که مطلب خوبی رو گذاشتین.متاسفانه تو جامعه و عرف ما همیشه میگن باید واسه پدر و مادر ال کرد و بل کرد و حتی بدترینم باشن احترام کرد و ....اما هیچوقت کسی حق فرزندی رو نمیبینه.من خودم پدر فوق العاده بدی داشتم.نه محبتی ازش دیدم نه احترامی نه حمایتی و....بد اخلاق بد دهن با دست بزن و بی مسئولیت که همیشه تحقیرمون میکرد و جو متشنجی داشتیم و مادرم خیلی مهربون و مظلوم بود و همش سکوت میکرد تا شاید داد و بیدادی نشه ما بچه ها بترسیم.نتیجه کارهاش این بود که الان با اینکه من 29 سالمه هنوزم وقتی یه دختر و پدری میبینم با هم حتی حرف میزنن خیلی حسرت میکشم میگم کاش منم پدر خوب داشتم.از لحاظ روانی هم داغون شدم دچار اضطراب و پانیک و مسخ شخصیتی و فوبیام و با اینکه هم میرم مشاوره و هم روانپزشک اما اینا تاثیر خودشو تو زندگی زناشوییم هم میزاره.همیشه هم عذاب میکشم.و با اینکه عاشق بچه م تصمیم گرفتم هیچوقت بچه دار نشم چون نمیخام خودخواهانه کسی رو نابود کنم.پدر و مادر بد ضربه ای که به آدم میزنن رو هیچ دشمنی نمیتونه بزنه

  15. 4 کاربران زیر از RANAA بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6769
    نوشته ها
    517
    تشکـر
    631
    تشکر شده 706 بار در 360 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    بله دیگه پدر و مادرو هم با این دید ک انسان هستن باید قضاوت کرد چون هر انسانی میتونه اشتباهاتی داشته باشه نه اینکه چون پدر و مادرت هستن پس هر خطایی داشتن موجه هستش
    امضای ایشان
    خداحافظ همه ، حلالم كنين

  17. کاربران زیر از bahram.a بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6350
    نوشته ها
    548
    تشکـر
    884
    تشکر شده 621 بار در 311 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    پدر و مادر بد کسایی نیستند که دست بزن داشته باشن - حمایت نکنن و ....
    چرا در مورد گزینه الف فقط یه خط نوشته!!!! چون من خودم توی یه همچین خانواده ای بزرگ شدم میدونم یه برای گزینه الف هم باید به اندازه گزینه ب توضیح نوشته میشد و تحقیق بشه
    پدر و مادرم هیچ وقت با هم دعوا نکردن همیشه با کلمه «عزیز» همدیگرو صدا زدن - هیچ وقت مارو کتک نزدن و تنبیه نکردن ولی از لحاظ عاطفی هیچی برای ما نذاشتن . همیشه احساس کردم ما فقط چندنفر هستیم که زیر یه سقف زندگی میکنیم. زندگیشون خالی از محبته فقط از روی روال با هم زندگی میکنن و این روال زندگی منو داغون کرده هیچ وقت نخواستن پیشرفت کنن
    پیش هر مشاوری که میرم میگه مشکل از من نیست پدر و مادرم باید اصلاح بشن که متاسفانه به خاطر سنتی بودن حاضر به تغییر رویه زندگیشون نیستن
    خلاصه باید به گزینه الف هم زیاد توجه بشه
    امضای ایشان
    Who looses today, won’t find tomorrow, There is nothing important as today

  19. 2 کاربران زیر از بهشت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    11159
    نوشته ها
    2,325
    تشکـر
    4,306
    تشکر شده 2,982 بار در 1,491 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    منم خودم فکر میکنم گزینه الف خیلی مهمتراز مورد ازار جسمیه چون زخمای بدن دیده میشن خیلیا رو مجبور میکنه درکت کنن یا راهنماییت کنن ولی زخمای روح یه ادمو هیچکس نمیبینه
    با اینکه زخمای روح ادما خیلیم دردناک ترن....
    این مقاله ها دنباله دارند بعدازینم باز مقاله با تیتر پدرمادر بد میذارم چون فکر میکنم این موضوع کمتر بهش توجه میشه چه تو جامعه چه تو این انجمن....
    خودمم به دونستنشون احتیاج دارم نظر کاربرام تو تایپیک خیلی برام جالبه
    خوشحال میشم تو تایپیکای بعدیم نظرتونم بدونم

  21. 2 کاربران زیر از ملکه شیشه ای بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35696
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 4 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    این مطلب عالی بود چون واقعا هیچکس درک نمیکنه که کسایی که پدر و مادر بدی دارن چه عذابی میکشن من تو خونواده ای بزرگ شدم که وقتی سنم کم بود پدر مادرم همیشه دعوا های شدید داشتن پدرم مادرمو درحد مرگ میزد حتی ی ثانیه جیغای منو نمیشنید البته نمیتونم بگم تقصیر کاملا تقصیر پدرم بود چون مادرم مشکل روانی داشت انقد اذیت میکرد تا صبر آدم تموم شه تو اون شرایط که فقط دعوا بود شادی و محبت عاطفی معنی نداشت هروقت من بازی میکردم یا یکم میخندیدم زود میگفتن هیییییس چرا شلوغ میکنی درحالی که من بچه شادی بودم تو همون سن شادیو از من گرفتن وقتی ابتدایی بودم دیگه نمیتونستم با کسی ارتباط برقرار کنم مادرم وسواس شدید داشت وهروقت شک میکرد جایی کثیف شده منو میزد همه اینا گذشت به نوجوونی رسیدم فقط تو ی کلمه میتونم بگم وحشتناک بود پدرم که دیگه اصلا باهام حرف نمیزد چون فکرمیکرد بلوغ کردمو بزرگ شدم دیگه زشته باهام حرف بزنه مادرم مدام تحقیر میکرد هیچکس نبود که باهاش ی کلمه حرف بزنم الان18 سالمه به نظر خودشون چون تو سن حساسیم باید خیلی مراقبم باشن و بخاطر همین زندگیم به ی جهنم واقعی تبدیل شده هرروز که از خواب بیدار میشم میدونم قراره کلی فوش بشنوم کلی حرف بشنوم که تو هیچی نمیشی تو بدبخت میشی انگار تو اتاقم زندانیم چون اگه ی ثانیه برم بیرون همه مشکلا شروع میشه فقط میتونم بگم که حتی ی روز خوش تو زندگیم نداشتم..ومشکل بزرگتر اینه که هردوشون تحصیل کردن و اگه به کسی اینارو بگی میگن هروقت هرچی خواستی خریدن هیچکس..هیچکس نمیتونه درک کنه چی کشیدم امیدوارم حتی اگه بچه ای تنیه بدنی میشه هیچوقت به روحش آسب نزنن چون زخمای بدن خوب میشه ولی زخمای روح نه

  23. 4 کاربران زیر از pooneh38 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2017
    شماره عضویت
    36590
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    نقل قول نوشته اصلی توسط pooneh38 نمایش پست ها
    این مطلب عالی بود چون واقعا هیچکس درک نمیکنه که کسایی که پدر و مادر بدی دارن چه عذابی میکشن من تو خونواده ای بزرگ شدم که وقتی سنم کم بود پدر مادرم همیشه دعوا های شدید داشتن پدرم مادرمو درحد مرگ میزد حتی ی ثانیه جیغای منو نمیشنید البته نمیتونم بگم تقصیر کاملا تقصیر پدرم بود چون مادرم مشکل روانی داشت انقد اذیت میکرد تا صبر آدم تموم شه تو اون شرایط که فقط دعوا بود شادی و محبت عاطفی معنی نداشت هروقت من بازی میکردم یا یکم میخندیدم زود میگفتن هیییییس چرا شلوغ میکنی درحالی که من بچه شادی بودم تو همون سن شادیو از من گرفتن وقتی ابتدایی بودم دیگه نمیتونستم با کسی ارتباط برقرار کنم مادرم وسواس شدید داشت وهروقت شک میکرد جایی کثیف شده منو میزد همه اینا گذشت به نوجوونی رسیدم فقط تو ی کلمه میتونم بگم وحشتناک بود پدرم که دیگه اصلا باهام حرف نمیزد چون فکرمیکرد بلوغ کردمو بزرگ شدم دیگه زشته باهام حرف بزنه مادرم مدام تحقیر میکرد هیچکس نبود که باهاش ی کلمه حرف بزنم الان18 سالمه به نظر خودشون چون تو سن حساسیم باید خیلی مراقبم باشن و بخاطر همین زندگیم به ی جهنم واقعی تبدیل شده هرروز که از خواب بیدار میشم میدونم قراره کلی فوش بشنوم کلی حرف بشنوم که تو هیچی نمیشی تو بدبخت میشی انگار تو اتاقم زندانیم چون اگه ی ثانیه برم بیرون همه مشکلا شروع میشه فقط میتونم بگم که حتی ی روز خوش تو زندگیم نداشتم..ومشکل بزرگتر اینه که هردوشون تحصیل کردن و اگه به کسی اینارو بگی میگن هروقت هرچی خواستی خریدن هیچکس..هیچکس نمیتونه درک کنه چی کشیدم امیدوارم حتی اگه بچه ای تنیه بدنی میشه هیچوقت به روحش آسب نزنن چون زخمای بدن خوب میشه ولی زخمای روح نه



    پونه جونم من تقريبا مثل توام منتها با يكمي تفاوتات. بيشتر البته!
    ولي كاملا دركت ميكنم عزيزم. ميفهمم حس و حالتو…
    نميدونم ناراحت باشم يكي رو مثل خودم ميبينم يا خوشحال?!
    منتها سعي كن با اين افسردگيت كنار بياي.. تو كه نميخواي تو سياهي بموني? برا آيندت برنامه ريزي كن.. مسلما بايد برا آرامشتم كه شده مستقل شي. پس بفكر درس و حرفه اي براي يادگيري باش (حتي اينترنتي!!)
    عزيزم حال رو نميتوني تغيير بدي اما آينده بيشترش به تو بستگي داره. پس لطفا قوي باش.

  25. کاربران زیر از zara 10 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,541
    تشکـر
    2,346
    تشکر شده 1,653 بار در 955 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    نقل قول نوشته اصلی توسط zara 10 نمایش پست ها
    پونه جونم من تقريبا مثل توام منتها با يكمي تفاوتات. بيشتر البته!
    ولي كاملا دركت ميكنم عزيزم. ميفهمم حس و حالتو…
    نميدونم ناراحت باشم يكي رو مثل خودم ميبينم يا خوشحال?!
    منتها سعي كن با اين افسردگيت كنار بياي.. تو كه نميخواي تو سياهي بموني? برا آيندت برنامه ريزي كن.. مسلما بايد برا آرامشتم كه شده مستقل شي. پس بفكر درس و حرفه اي براي يادگيري باش (حتي اينترنتي!!)
    عزيزم حال رو نميتوني تغيير بدي اما آينده بيشترش به تو بستگي داره. پس لطفا قوي باش.
    سلام
    اگر میخواهید به مشکلتان رسیدگی شود و جواب داده شود یک تایپیک جداگانه برای مسئله و مشکلتان ایجاد کنید تا بهتر و سریعتر جواب بگیرید

  27. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    42765
    نوشته ها
    138
    تشکـر
    23
    تشکر شده 17 بار در 17 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : پدر و مادر بد،امانت داران خائن

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه شیشه ای نمایش پست ها
    تا حالا با ادمایی که از دست پدر و مادرشون گلایه دارن هم صحبت شدین؟؟ بهشون دلداری دادین؟اصلا میتونید درکشون کنید؟؟
    معمولا اینطوریه که گلایه ی بچه ها از پدر مادرشون جدی گرفته نمیشه چون خیلی از ما عادت نداریم عصبانیت و ناراحتی فرزند از والدینو جدی بگیریم یا اینکه بیشتر ترجیح میدیم سکوت کنیم .......از طرفی یاد گرفتیم با کلمات زندگی کنیم نه
    با ادما . به همه ی مادرا احترام میذاریم نه به خاطر اینکه به خودمون زحمت دادیم تا مادرانه هاشونو بسنجیم ازش مطمئن شیم فقط به این دلیل که کلمه ی مادر برای هممون مقدسه......
    یاد گرفتیم پدرا همه دلسوز و مراقب بچه هان چون لفظ پدر یعنی حمایت یعنی قدرت یعنی مردونگی.....حتی خیلیامون حاضر نیسیم بعضی واقعیتارو درمورد پدرمادرای بد باور کنیم چون میترسیم ذهنیت قشنگی که داریم بشکنه......
    ولی موضوع اینه که هیچ تضمینی وجود نداره یه روزی یکی از خود ما جز دسته ی پدر مادرای بد نباشیم چون حتی یاد نگرفتیم بد بودن چطور اتفاق میفته تا بدونیم چطوری باید بد نباشیم
    مثلا شما میدونید کودک ازاری عاطفی چی هست و چقدر راحت میتونه اتفاق میفته؟؟؟
    ویه موضوع مهمه دیگه اینه که همه ی بچه هایی که با پدر مادرشون مشکل دارن تا ابد باید با یه خلا تو وجودشون زندگی کنند دردی که اونا میکشند واسه خیلی از ماهایی که مهر و حمایت پدر و مادرو دیدیم اسون نیست ولی کاش یاد بگیریم ااین ادمارو هم مثل بقیه ی ادمای غمگین درک کنیم همونطوری که وقتی کسی عزیزشو از دست میده دلداریش میدیم یا وقتی کسی از کارش اخراج میشه باهاش ابراز همدردی میکنیم....
    پدر مادرای بد وجود دارند اینا همون امانت دارای خائنین که یادشون رفته بچشون امانت خداست واسه اینکه به زندگیشون رنگ بده و انقدر به اشتباهاشون ادامه میدن تا بچه های پاکشونو به یه موجود پر از کینه و بغض و خلا تبدیل کنن .
    مطلب پایین یه مقالست در مورد دلایل کودک ازاری والدین و انواع اون و یه توضیح اماری کوتاه درمورد اینکه این بچه ها دراینده در معرض چه خطراتی هستند...یکم طولانیه اما خوندنش شاید کمک کنه ازین به بعد حتی بچه های عصبانیم بیشتر درک کنیم و به حرفاشون بها بدیم .



    تأثیرات خشونت و بدرفتاری های پدر و مادر کودکان، از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد. افردی که خودشان در دوران کودکی مورد اذیت و آزار اطرافیان شان قرار گرفته اند، به احتمال زیاد همین رفتارها را به فرزندان شان منتقل می کنند.
    خشونت نسبت به کودک به دو گروه تقسیم می شود:
    الف) خشونت های روانی، مثل محرومیت های عاطفی، تهدید، شرمنده کردن، تمسخر، بی توجهی به نیازهای روانی - جسمی کودک، ناسزاگویی، تحقیر و....



    ب) خشونت های بدنی، مثل کتک زدن، پرت کردن، سوزاندن، ضربه زدن با اشیا و....
    کودکان و نوجوانانی که مورد بی مهری و محرومیت های عاطفی قرار می گیرند، رفتارهای مخالفت آمیزتر، مقاومت کننده تر، خشن تر و پرخاشجویانه تری از خود بروز می دهند. تنها پیامی که خشونت و تنبیه های بدنی برای کودک دارد این است که پدر و مادر هیچ علاقه ای به نیازها و خواسته های او ندارند و از این که جثه ای بزرگ تر و قدرتی بیشتر از کودک دارند، نهایت سوءاستفاده را می کنند و او را با اعمال زشت و خشن مورد سرکوب و ایذا قرار می دهند. کودک (یا نوجوان) نیز در این بین درمی یابد، کسانی را که با علاقه دوست می داشته است و به آنها اعتماد کامل کرده است، موجب غم، ناراحتی و آزار او می شوند.
    والدین بدرفتار و خشن دارای خویی تند، عصبی و پرخاشگر هستند و بیشتر از آن که رفتارهای سازنده و مثبت از خود نشان دهند، در کلام و اعمال شان انتقاد، تهدید و خشونت دیده می شود. زمانی که بچه های این والدین تحت فشارهای روحی شدید قرار می گیرند و شروع به گریه و بی تابی می کنند، به جای آن که مورد محبت و نوازش واقع شوند، مورد اذیت و واکنش های تند آنها واقع می شوند. این گونه فشارهای عصبی بر کودک موجب شب ادراری، هراس، رفتارهای ضداجتماعی، ممانعت از نظم و انضباط در آنها دیده می شود و به نوعی آنها را به سمت اذیت و آزار هم کلاس ها و دوستان شان هدایت می کند. ادامه این روند منجر به انحطاط اخلاقی و پیامدهای منفی مثل بزهکاری، سیگار کشیدن، اعتیاد، مصرف دارو و... در آینده خواهد شد. تحقیقات نشان می دهند کسانی که بیش از ۴ حادثه بدرفتاری و آزار در کودکی تجربه کرده اند، ۱۲ برابر بیشتر با خطر اعتیاد به موادمخدر، الکل و... روبه رو هستند.

    رفتارهای این دسته از والدین قابل پیش بینی نیست و کمتر با رفتار و اعمال کودک مرتبط است. برای مثال، کودک چه رفتار خوبی داشته باشد و چه کج خلقی و بداخلاقی کند، آنها کماکان او را مزاحمی کوچک می دانند. این والدین، کودک گریان و یا کودک خندان را به یک اندازه آزاردهنده می بینند. خشونت های بدنی در این والدین به طور ناگهانی بروز نمی کند، بلکه همراه با انواع دیگر پرخاشگری های لفظی و بدنی زیاد می شود. اینان توقعات نامتناسب و وارونه ای از فرزندان خود دارند. برای مثال، خودشان را کودک و فرزندان شان را مسئول زندگی و نان آور خود می دانند. معمولاً یکی از والدین (یا پدر و یا مادر)، نقش آزاردهندگی فعال را به عهده می گیرد و دیگری با سکوت اختیار کردن در برابر خشونت های او، نقش منفعلانه به خود می گیرد و با آزار کودک توافق می کند.

    کودک آزاری یک بیماری طبی - اجتماعی است که روز به روز بیشتر در جوامع رسوخ می کند و بازتاب آن در تمام آمارهای جنایی مشهود می شود. خشونت و آزار کودکان مخصوص جامعه یا طبقه خاصی نیست، اکنون همه کشورهای دنیا و طبقات اجتماعی مختلف با آن دست به گریبانند.برای مثال، طبق گزارش پلیس انگلستان، کودک آزاری در این کشور از سال ۱۹۹۶ بیش از ۲۰ درصد افزایش داشته است و علت آن هم افزایش خشونت در جامعه و خانواده است. در همین سال، حدود ۱۰ هزار مورد کودک آزاری در ایالات متحده منجر به مرگ کودکان شده است. آمار نشان می دهد که والدین بدرفتار معمولاً بین ۳۵ - ۳۰ سال دارند و کودکان آزار دیده هم در اکثر موارد زیر ۱۰ سال هستند.
    بیشترین آزار نیز از نوع جسمانی بوده است.تهیه آمار دقیقی از بدرفتاری و آزار بدنی کودکان مشکل است، زیرا افرادی که این بدرفتاری های را انجام می دهند و نیز قربانیان آنها از این گونه رفتارها شرمسارند و از پذیرش این موضوع که دست به چنین اعمالی می زنند، وحشت دارند. علاوه بر آن، در بیشتر موارد این بدرفتاری ها در خلوت صورت می گیرد، و کودکانی که مورد آزار قرار می گیرند، از بازگو کردن آن چه بر آنها گذاشته است، ناتوانند.

    تنها با بررسی و جمع آوری اخبار روزنامه ها در سال ۱۳۷۷ _ ۱۳۷۵ (و نه همه موارد بدرفتاری و خشونت علیه کودکان)، می توان دریافت، که بیشترین خشونت و آزار در مورد دختران زیر ۱۰ سال (۳۵ درصد) صورت گرفته است و بیشترین آزارگران مردان (۷۰درصد) بوده اند. هم چنین ۷۰ درصد این آزارگری ها در محیط خانه صورت می گرفته است. در مورد کودک آزاری ها، بیشترین درصد مربوط به کودکانی بوده است که والدین آنها از هم جدا شده اند. به عبارت دیگر، فرزندان حاصل طلاق و گسستگی های خانوادگی در معرض بیشترین اذیت و آزار و خشونت (۴۰درصد) بوده اند. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی هم، روزانه بیش از ۲۳ کودک در نتیجه بدرفتارهای والدین خود تلف می شود.
    علل کودک آزاری:
    کودک آزاری پدیده ای آگاهانه است که عوامل متعددی در ایجاد آن نقش دارند. از جمله؛
    1- اعتیاد: به ویژه اگر پدر و مادر هر دو معتاد باشند.
    2- فقر و فشار اقتصادی : تحقیقات نشان می دهند که خانواده های فقیر و مستمند بیشترین خشونت و فشار را بر روی کودکان می آورند. با این وجود نمی توان گفت که تمام خانواده های بی بضاعت با کودکان خود بد رفتاری می کنند.
    3- ناآگاهی و فقر فرهنگی: متأسفانه برخی از خانواده های سنتی هنوز به نقش تنبیه برای پرورش کودک معتقدند. تأکید بیش از حد بر نمرات درسی، انتظارات نابجای والدین و معلمان، ایجاد فشار روانی و اضطراب در محیط مدرسه و خانه و... از عوامل کودک آزاری محسوب می شوند.
    4- پرجمعیت بودن خانواده و داشتن اختلافات و آشفتگی های شدید خانوادگی.
    5- مشکلات روانی والدین: در موارد بسیاری دیده شده است که پدر و یا مادر کودک آزار به علت عدم تعادل روانی و داشتن سوابق اختلالات روان شناختی، دست به چنین اعمالی می زنند.
    6 - ناسازگاری و ناآرامی کودک: در بعضی موارد والدین به علت عدم آگاهی از بیماری های کودکان مثل، بیش فعالی، ضعف قوای ذهنی، عقب ماندگی های گوناگون و... درصدد خشونت و بدرفتاری با کودک برمی آیند.
    به منظورکاهش رفتارهای خشونت آمیز علیه کودکان می توان برنامه ریزی های مفیدی در جهت آگاه سازی والدین و مربیان تدوین کرد. از جمله؛ آموزش رفتار با کودکان با توجه به ارزش ها و معیارهای نوین روان شناختی در رسانه های گروهی، آموزش احترام به حقوق کودک در جامعه، اعتبار بخشیدن به جایگاه کودک در خانواده ، توجه به نقش مادران در پرورش کودک، برخورداری کودکان از کمک های اجتماعی مثل، کسب مشاوره های حقوقی - قضایی و کارشناسی های امور کودکان و تشکیل سمینارها و کنفرانس های متوالی در زمینه تثبیت حقوق کودک در جامعه.کودکان در دفاع از خود ناتوان و آسیب پذیرند و نیاز به حمایت و مراقبت دارند.
    در این بین بزرگسالان می توانند با عنصر آگاهی، مهربانی و رفع ستم های زیان بار علیه کودکان، محیطی عاری از هرگونه خشم و خشونتی برای آنها بسازند. لازم است والدین با آگاهی و تسلط کافی، وظیفه خطیر تربیت فرزندان شان را به عهده بگیرند و تا سرحد امکان کمتر خود را در معرض آسیب های روانی _ اجتماعی قرار دهند تا بتوانند مسئولیت رشد و پرورش کودکان خود را به نحو مطلوب انجام دهند.






    خدا به نویسنده ی این مطلب هر چی می خواد بده. فرزندانی که مورد خشونت جسمی یا مخصوصا روحی والدین واقع میشند هیچ پناهی ندارند و ضعیف ترین قشر جامعه هستند و تو اینترنت هم هیچ مطلبی به این صراحت و تندی برای دفاع از اونا نوشته نشده. من تا زمانی که مردم دست از این اعتقادات که پدر و مادر رو مقدس می دونند و احترام به اون ها رو واجب و برای فرزندان هیچ ارزشی قائل نیستند معتقدم جاهلیت هنوز تموم نشده.

  28. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    42765
    نوشته ها
    138
    تشکـر
    23
    تشکر شده 17 بار در 17 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه شیشه ای نمایش پست ها
    هیچ کس اندازه پدر مادرا نمیتونن با بدیاشون زندگیو به کام بچه ها تلخ کنند
    بدیایی که خواسته و ناخواسته میکنند هیچ دشمنی نمیتونه بکنه چون اولین کسایی هستند که ادم مجبوره بهشون اعتماد کنه و زندگیشو بسپره دستشون....بگذریم
    مادرشوهرتون کارشون اشتباست شکی نیست
    تو مقاله بالام یه جاش نوشته بود که بعضی پدر مادرا ازار روحیشون به این شکله که از بچه هاشون توقع دارن جاشونو با اونا عوض کنند یعنی توقع دارند بچه ها نیازاونارو رفع کنند و مسئولیت کاراشونو به عهده بگیرند ولی اونا کاری برای بچه هاشون نکنند.....کار مادر شوهرتون یه ازاره اگه این کارارو نمیکردند شاید زندگیتون میتونست خیلی شیرین تر باشه شما حق دارین گلایه کنید اما متاسفانه کسی درکتون نمیکنه به قول خودتون بقیه فکر میکنند مادرا به صرف مادر بودنشون معصومن نمیدونن که کوچیکترین رفتارای یه مادر چقدر میتونه رو زندگی یه ادم تاثیر بذاره پس از اینکه بقیه درکتون نمیکنند نرنجین مهم اینه خودتون مشکل خودتونو میدونید
    من تایپیکتونو یادم نیست ولی به نظرم مادرشوهرتونم یه زنه زنم تشنه ی عشق و محبته شاید همه ی کاراش واسه اینه که به این نیازش بی توجهی شده هرچند نه وظیفه ی شماست نه وظیفه ی پسرش اما شاید اگه بخاین بتونید نیازشو رفع کنید
    بهش عشق بدین سعی کنید دوستش داشته باشین بهش محبت کنید فراموش کنید که یه ادم بزرگ و عاقل و بالغه فعلا کارای بزرگونه انجام نمیدن پس ازشون توقع نداشته باشین....
    شک دارم یه مادر شوهر عادی بشن براتون ولی شاید دست ازین کاراشون بردارن....
    این که زن تشنه ی محبته هم مثل جمله ی پدر و مادرا معصومند و احترامشون واجب یه کلیشست. زن و مرد نداره. مگه مردا آدم نیستند؟

  29. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    42765
    نوشته ها
    138
    تشکـر
    23
    تشکر شده 17 بار در 17 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : پدر مادر بد - امانت داران خائن . فرشتگان ناپاک

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه شیشه ای نمایش پست ها
    منم خودم فکر میکنم گزینه الف خیلی مهمتراز مورد ازار جسمیه چون زخمای بدن دیده میشن خیلیا رو مجبور میکنه درکت کنن یا راهنماییت کنن ولی زخمای روح یه ادمو هیچکس نمیبینه
    با اینکه زخمای روح ادما خیلیم دردناک ترن....
    این مقاله ها دنباله دارند بعدازینم باز مقاله با تیتر پدرمادر بد میذارم چون فکر میکنم این موضوع کمتر بهش توجه میشه چه تو جامعه چه تو این انجمن....
    خودمم به دونستنشون احتیاج دارم نظر کاربرام تو تایپیک خیلی برام جالبه
    خوشحال میشم تو تایپیکای بعدیم نظرتونم بدونم
    لطفا لینک تاپیکای بعدیتون که راجب پدر و مادر بد هست رو برام بفرستید تا بخونم.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد