نظرسنجی: ایا باید دنبال این چیزا باشم؟

نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: بحث آزاد : رابطه با جنس مخالف

381
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2017
    شماره عضویت
    35223
    نوشته ها
    83
    تشکـر
    96
    تشکر شده 22 بار در 19 پست
    میزان امتیاز
    3

    Lightbulb بحث آزاد : رابطه با جنس مخالف

    سلام وقت بخیر -


    من یه مشکلی دارم و این که برای این مشکل نمیتونم راه حلی پیدا کنم برای همین میخواستم با شما در میان بذارم تا به یه نتیجه ای برسم.




    راستش من قبلا با یه خانمی مجازی -.- دوست شده بودم و این هم که اولین تجربه من بود که با یه خانم دوست شده بودم -من به قول دوستام بچه مثبت ام-خرخوان خخخخ-سرش تو کارای خودشه و اینا.




    قبلنا اصلا به فکر نمیدونم داشتن دوست دختر و اینا فکر نمیکردم تا این که به طور اتفاقی با یه خانمی اشنا شدم تو مجازی و بعدا خیلی بد این قضیه تموم شد-ینی وابسته شده بودم برای همین تصمیم گرفتم این رابطه رو تمومش کنم و الان تو فاز افسردگی هستم و قرص میخورم -.- . ولی این بحث تموم شده و کلا یادم رفته و الان تو روال همیشگی ام همه چیز خوبه.-قبلا تو یه تایپیکی مفصل راجبش بحث کردم.




    الان به این نتیجه رسیدم هیجانات جنسی برام یه مشکل شدن -ینی منظورم اینه که دیگه به کسی وابسته نیستم ولی به شدت تو ذهنم میاد که یه دوستی یا رفیق خانمی داشته باشم... الان درس میخونم و وضعیت خیلی مهمی هست.


    از طرفی نمیدونم با این حس و تمایلات چیکار کنم... منظورم اینه که میدونم حسم چیه ولی کاری برای خلاصی از این احساسات نمیتونم پیدا کنم.




    الان فکرم یه چن جا پرت میشه - (منظور از دوست: دوست دختر):
    1.درسم رو بخونم و وقت دانشگاه دوست پیدا کنم/کسی رو به عنوان رفیق پیدا کنم
    2.درسم رو بخونم و بعد از رفتن به خارج(یه سال بعد) یه دوست پیدا کنم بعد رفیق باشیم
    3.الان کسی رو پیدا کنم و همزمان درس هم بخونم (خیلی فکر بدیه)
    4.کلا بیخیال پیدا کردن دوست بشم(این خیلی بدتره)






    مشکل اینجاست که این تمایلات خیلی زیاد شدن در حدی که تحملش برام سخت شده -.-


    دیروز که درس رو خوندم و باشگاه رفتم-موقع برگشتن فقط چشمام داشتن زوم میکردن خخخخ که کسی رو پیدا کنم اونم توی خیابون -.-






    من رو موضوع دوست خانم پیدا کردن/احساسات نمیدونم عاشقانه و اینا و اینطور چیزا خیلی حساسم و این رو هم باید اعتراف بکنم یه نکته ضعف من همینه... مشکل این که نمیدونم ارتباطم با دخترا /خانما باید چطوری باشه؟ اینکه خوبه ایا دوست /رفیق پیدا کنم یا اینکه درست نیس؟ و اینکه اگه پیدا کردم رابطه در چه حدی باشه و اینکه اگه قرار باشه دوستی نداشته باشم این افکار و احساسات رو چیکار کنم. درسته سوال چه بدونم مزخرفی به نظر میرسه ولی فهم من در این مورد همین حد بوده و هست جون به این موضوع فکر نکردم ولی الان باید تکلیف رو روشن کنم برای الان و اینده.






    گفتن مشکل اصلی برام سخت بوده و هست /چون یه بحثیه که راجب الان و اینده دور هم هست... کلا امروز وقتم ازاد بوده و هست و گفتم که حدود 7-8 ساعت میخوام راجب این موضوع و اینکه با خانما چطوری باید باشم فکر کنم.






    من راستش فکرم این بوده و هست که یه رفیقی داشته باشم -یه رفیق فابریک. ینی هر جا میریم با هم بریم هر کاری میکنیم با هم باشیم و کلا اینطوری باشیم( نه برای ازدواج و نمیدونم اینا). این رو هم بگم که من حدود 3-4 سال پیش یه رفیق فابریک داشتم(پسر) که حدود 6سال و اینا با هم بودیم ولی بعدا یه ماجرایی پیش اومد بدون اینکه بتونیم خداحافظی کنیم از هم دور شدیم ولی در عین دوست داشتن بینهایت.


    احساسم اینه که یه جورایی اینه که خلا نبودن رفیقم رو حس میکنم و این رو هم بگم من ارتباطم رو با همه دوستای مدرسه و اینا 3 سال پیش قطع کردم تا به هدف درسی وهدف زندگیم برسم. الان هم من تو زندگی واقعی تنهام و به این تنها بودنه (از لحاظ دوست داشتن-رفیق داشتن ) عادت کردم ولی الان حسم اینه که برام مشکل شده و اینکه دوست خانم میخوام -.-


    میدونم اینی که گفتم بی ادبیه عذر میخوام ولی بهتر بود روک بگم بدون خجالت چون احساس واقعی م این بود -من 21 سالمه


    تا حالا چن تا خانم بودن بعد از این بحث دوستی مجازی یجورایی خواسته بودن دوست بشیم ولی من ناخداگاه از دستم خارج بود گفتم نه -چون خاطره خیلی بدی داشتم و یه جورایی از همه خانما زده شده بودم این 2-3 هفته قبلی ولی الان همه چی خوبه. از طرفی اهل خیابون گردی و اینا برای پیدا کردن دوست نیستم -ینی نباید هم باشم (از این موضوع ناراحتم که به سطحی رسیدم که برای خواسته ام باید همچین کاری انجام بدم-برای خودم متاسف شدم همین که من دارم چیکار میکنم چرا اینکارو میکنم )






    نظرتون چیه؟ اگه جای من بودین چیکار میکردین و یا میکنین؟


    من قلبا الان دوست داشتم یه دوستی داشته باشم (خانم) که با هم رفیق باشیم -درسته; این موضوع اصلا فکر کردنش خیلی بهم انرژی میده از همه لحاظ حتی درس -ولی چون تجربه ندارم اومدم از شما بپرسم چون دیگه به این نتیجه رسیدم تو این طور موارد باید از تجربیات و راهنمایی های بقیه استفاده کنم.




    من اماده م راهنمایی هاتون رو بشنوم و همین امروز موارد رو یادداشت کنم و بتونم براش برنامه ریزی کنم تا تو اینده مشکلی پیش نیاد.


    مرسی از همگی من منتظرم.

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    36283
    نوشته ها
    181
    تشکـر
    45
    تشکر شده 81 بار در 72 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : بحث آزاد : رابطه با جنس مخالف

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد گودرزی نمایش پست ها
    سلام وقت بخیر -


    من یه مشکلی دارم و این که برای این مشکل نمیتونم راه حلی پیدا کنم برای همین میخواستم با شما در میان بذارم تا به یه نتیجه ای برسم.

    سلام . خب شما خودت میگی که بخاطر درس از دوستانت فاصله گرفتی واین خلا عاطفی به همین خاطر هست. می تونید روابط رو با بچه های مدرسه حفظ کنید و این ربطی به برنامه درسی شما نداره شما قرارنیست طبق یک برنامه فشرده و شبانه روز درس بخونید. انگیزه و بعد مداومت در مرور کافیه.
    اینکه شما از همه دوستانت فاصله بگیری اون هم با فشارهایی که بعد از اتمام اون رابطه داشتی و افکار پریشونی که داری؟ مسلما نمیتونی تمرکز کنی رو درس . پس این تنهایی کمکی نکرده بهتون.
    اما اینکه میگید به سمت جنس مخالف کشیده میشید هم بخاطر همین تنهاییی تون هست خصوصا اینکه تازه از یک رابطه عاطفی بیرون اومدید و هنوز در شُک هستید. مطمئنا دنبال جایگزینی برای اون احاسس هستی الان شما میخوای فشارهای وارده رو با یک رابطه عاطفی دیگه حل و فصل کنی که این افکار میاد سراغت.
    ببین دوستی با جنس مخالف خیلی متفاوته چون علاوه بر گفتمان و شوخی و برنامه های تفریحی عادی احساس هم هست تغییرات هورمونی هست همین احساس وابستگی میاره وابستگی هم تمرکزت رو میگیره عشق پر از تلاطمه و برای شمایی که میخوای تو کنکور رتبه بالایی بیاری عشق و وابستگی مانع از رسیدن به هدفت میشه. اما بودند کسایی که بخاطر کسی که دوستش داشتند انگیزه پیدا کردن تا بتوننن درس بخونن و در بهترین دانشگاه قبول بشن این خوبه اما این تصمیمی ک من میبینم انتهاش اینچنین نیست چون شما بخاطر کبودهای عاطفیتون تصیم به دوستی با یک دختر رو داری. من اعتقاد ندارم ک شبانه روز خودت رو تو اتاق حبس کنی و یکریز درس بخونی نه... بدترین اتفاقی که برای یک پشت کنکوری میفته این هست که درگیر تنشها یا وابستگی یا رابطه تازه بشه چرا؟ چون تمرکزی براش نمیمونه تا درس بخونه. شما اول دوست میشی اول درد و دل میکنی بعد وابسته میشی بعد عاشق میشی بعد همش دوست داری ببینیش تموم وجودت درگیرش میشه عشق خیلی زیباست و پر از هیجانه اما به وقتش...شما در گذشته میگی درس خون بودی خب فکر کن الان هم یک شرایط عادیه که باید هر روز طبق یک برنامه پیش برید برای اینکه اول پیش خودتون روسفید باشید.
    اگر دوستات با برنامه خاصی دارن پیش میرن مثلا رفتن به کتابخونه شما هم باهاشون همراه شو این همراهی باعث میشه تا انگیزه ت برای درس خوندن بیشتر بشه. خصوصا تو محیطی مثل کتابخونه. اگر هم تمرکز و شرایطشو نداری بزار برای سال بعدد اگه واقعا هدف مشخصی داری.

  3. کاربران زیر از samane.m بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2017
    شماره عضویت
    35223
    نوشته ها
    83
    تشکـر
    96
    تشکر شده 22 بار در 19 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : بحث آزاد : رابطه با جنس مخالف

    نقل قول نوشته اصلی توسط samane.m نمایش پست ها
    سلام . خب شما خودت میگی که بخاطر درس از دوستانت فاصله گرفتی واین خلا عاطفی به همین خاطر هست. می تونید روابط رو با بچه های مدرسه حفظ کنید و این ربطی به برنامه درسی شما نداره شما قرارنیست طبق یک برنامه فشرده و شبانه روز درس بخونید. انگیزه و بعد مداومت در مرور کافیه.
    اینکه شما از همه دوستانت فاصله بگیری اون هم با فشارهایی که بعد از اتمام اون رابطه داشتی و افکار پریشونی که داری؟ مسلما نمیتونی تمرکز کنی رو درس . پس این تنهایی کمکی نکرده بهتون.
    اما اینکه میگید به سمت جنس مخالف کشیده میشید هم بخاطر همین تنهاییی تون هست خصوصا اینکه تازه از یک رابطه عاطفی بیرون اومدید و هنوز در شُک هستید. مطمئنا دنبال جایگزینی برای اون احاسس هستی الان شما میخوای فشارهای وارده رو با یک رابطه عاطفی دیگه حل و فصل کنی که این افکار میاد سراغت.
    ببین دوستی با جنس مخالف خیلی متفاوته چون علاوه بر گفتمان و شوخی و برنامه های تفریحی عادی احساس هم هست تغییرات هورمونی هست همین احساس وابستگی میاره وابستگی هم تمرکزت رو میگیره عشق پر از تلاطمه و برای شمایی که میخوای تو کنکور رتبه بالایی بیاری عشق و وابستگی مانع از رسیدن به هدفت میشه. اما بودند کسایی که بخاطر کسی که دوستش داشتند انگیزه پیدا کردن تا بتوننن درس بخونن و در بهترین دانشگاه قبول بشن این خوبه اما این تصمیمی ک من میبینم انتهاش اینچنین نیست چون شما بخاطر کبودهای عاطفیتون تصیم به دوستی با یک دختر رو داری. من اعتقاد ندارم ک شبانه روز خودت رو تو اتاق حبس کنی و یکریز درس بخونی نه... بدترین اتفاقی که برای یک پشت کنکوری میفته این هست که درگیر تنشها یا وابستگی یا رابطه تازه بشه چرا؟ چون تمرکزی براش نمیمونه تا درس بخونه. شما اول دوست میشی اول درد و دل میکنی بعد وابسته میشی بعد عاشق میشی بعد همش دوست داری ببینیش تموم وجودت درگیرش میشه عشق خیلی زیباست و پر از هیجانه اما به وقتش...شما در گذشته میگی درس خون بودی خب فکر کن الان هم یک شرایط عادیه که باید هر روز طبق یک برنامه پیش برید برای اینکه اول پیش خودتون روسفید باشید.
    اگر دوستات با برنامه خاصی دارن پیش میرن مثلا رفتن به کتابخونه شما هم باهاشون همراه شو این همراهی باعث میشه تا انگیزه ت برای درس خوندن بیشتر بشه. خصوصا تو محیطی مثل کتابخونه. اگر هم تمرکز و شرایطشو نداری بزار برای سال بعدد اگه واقعا هدف مشخصی داری.


    مرسی از این که وققتون رو اختصاص دادین و کمک کردین برام خیلی ارزشمنده. راستش من کلا هر چی دوست بود کلا قطع رابطه کردم الان هیچ دوستی ندارم-یه این تنها بودنه تو این مدت عادت کردم چون دوستایی که داشتم اونطوری که بتونیم همدیگه رو درک کنیم نبودیم و هدف هم نداشتن خوب درس نمیخوندن و خیلی چیزای دیگه باعث شدن که کلا من ارتباطم رو با دوستام قطع کنم چون اینطوری به صلاحم بود و واقعا هم راضی ام .


    کتابخونه هم هر از گاهی میرم ولی اونجا هم تمرکزم هر از گاهی مث وقتایی که تو خونه اتاقم میخونم فکرم میره پیش اون موضوع. یه این علت که هنوز یه مسله ای هست و من نتونستم حلش کنم تمرکز کامل نمیتونم داشته باشم.


    بله شما کاملا درست میفرمایین بعد از اون رابطه خلا داشتم و سعی کردم پر کنم به قیمت این که یه نفری پیدا بشه باهاش دوست بشم.


    من الان حدود 3 سال هست با دوستام فاصله گرفتم و فقط دارم کار خودم رو میکنم اگه واقعا بخوام بگم هیچ خلا ای رو تو این مدت احساس نکرده بودم. اون رابطه ای هم که داشتم اولش درس بود ولی بعدا خانمه گفت بیا رفیق باشیم .. دقیقا همینجور گفت منم ساده ام فکر کردم خوبه

    یکی کنارم باشه با هم بخونیم چیزی نمیشه که... ولی بعدا وابسته شدم. کلا اینکه دنبال این چیزا اصلا نرفتم و فکرمم چیز دیگه ای بود.

    ولی این یه فرصت خوبی بود تا معیار ها و خیلی چیزای دیگه رو یه چک دوباره کنم.


    راستش برنامه درسی دارم همیشه مشاورم اوضاع رو چک میکنه -برنامه غذایی -برنامه ورزشی اینا همه رو دارم .با مشاورم هر چی بوده صحبت کردم.


    مرسی حرفاتون خیلی ارزشمند هستن و من احتیاج دارم اینا رو روشون متمرکز بشم و یه جایی یادداشت کنم ...شرایط سختیه واقعا کاش زودتر بشه این بحث تموم بشه

  5. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    36283
    نوشته ها
    181
    تشکـر
    45
    تشکر شده 81 بار در 72 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : بحث آزاد : رابطه با جنس مخالف

    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد گودرزی نمایش پست ها
    مرسی از این که وققتون رو اختصاص دادین و کمک کردین


    اقا سجاد شما یه چندسالی کوچکتری . ببین ماهم این شرایط رو داشتیم. ماهم یه روز کنکور دادیم ماهم رابطه احساسی داشتیم تنش داشتیم من هم درست موقع کنکورم خیلی فشارهای بدی رو متحمل شدم البته نه مثل شما تنش من چیزای دیگه ای بود من فوق العادده درسخون بودم اما الان نه.... شرایط ادمها تغییر میکنه خیلیها یک عمر درس نخوندن اما سال اخر خودشون رو پیدا میکنند خیلیهام یک عمر درس میخونن سال اخرو جا میزنن. شما الان اخر اخر اخر راهی یه ذره مونده واسه اینکه به هدفت برسی ..
    ببین مثلا یک دونده وقتی قراره دو کیلومتر رو بدوه،،، اونوقت درست تو لحظه های اخر از پا بیفته،،، اون هم پابه پا دویده از ارزش کارش کم نمیشه. شما اول بگو هدف مشخصی داری؟ علاقه ای به رشته خاص؟ این علاقه خیلی مهمهههههه خیلی. انگیزه باید داشته باشی. خب حالا که هدف و انگیزه داری باید با همه جونت فقط و فقط واسه اینکه لذت ببری درس بخونی به درس بعنوان یک لذت نگاه کن چون تورشته تو دوست داری انگیزه داری خب حالا اصلا به این فکر نکن ک قراره حتما رتبه اول باشی نه به این فکر کن که تو قراره مثل همیشه باشی خودت خودت یه سجاد درسخون و یه سجاد سالم و یه سجاد پرانرژی که گذشته رو قورت داه میخواد به خودش ثابت کنه که میتونه فقط به خودش ...تو فقط واسه علاقه ت درس بخون واسه اینکه خودت رو سفید شی اونوقت میبینی که چقدر این درس خوندن لذت بخشه. اما اگه واسه بقیه و خودنمایی و اینا میخوای اصلا ادامه نده چون الان مدرک و اکادمیک مهم نیست این که تو فن داشته باشی بلد باشی به جامعه ت خدمت کنی مهمه . بلد باشی مفید باشی اول برای خودت بعد برای بقیه. زندگی واسه اینه که تو ازش لذت ببری واسه همه هم تو این دنیا جا هست واسه ارزو ها رویاهای تو هم جا هست. تو رویاتو دنبال کن فقط رویاتو. حالا تو این مسیر خیلی چیزها میتونه پیش بیاد اما اون ارزوهه اون ارزو دوره تو ذهنت زنده ست . مثلا من از بچگی ا ز خیلی سالها پیش واسه هدفم تصمیم گرفتم و اونچه ک من رو زنده نگه داره مسلما اونچیزیه ک بهش باور دارم حتی اگه هنوز بهش نرسیده باشم اما بهش یقین دارم باور دارم.
    ببین یه کاری کن. یه دفترچه خوشگل با یه مداد بزار کنار هر روز بشین این جملاتو توش بنویس. من میتونم. من عاشق رشته م هستم. من رتبه اول دانشگاه ....هستم . و خودت رو دائما در اون دانشگاه تصور کن. رو سقف اتاقت رو هم این جملات بنویس رو در اتاقت همه ذهنت باید بشه انرژی مثبت. اولش خنده داره اره خنده داره اما کم کم بعد چروز میبینی که یه چیزی تو وجوت بیدار شده یه انگیزه یه هیجان... اگه بتونی ادامه ش بدی عالیه. بازممیگم درس نخون که رتبه یک بشی درس بخون چون میخوای به هدفت برسی و یه زندگی سعادتمندانه که لایق توئه داشته باشی. تو لایق موفقیتی میدونی چرا؟ چون الان اینجا داری دنبال راهش میگردی..موفق باشی.
    ویرایش توسط samane.m : 08-25-2017 در ساعت 05:16 PM

  6. 2 کاربران زیر از samane.m بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد