نمایش نتایج: از 1 به 35 از 35

موضوع: بحث آزاد: ازدواج

1176
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    بحث آزاد: ازدواج

    پیشاپیش از تمام دوستان عزیزم که در این بحث شرکت میکنن تشکر میکنم
    1- به نظر شما ازدواج و عشق قسمته و باید در مکان و زمان مناسب سرراه شما قرار بگیره و نمیشه با چشم سر اونو پیدا کرد یا اینکه معتقدید باید خودتون دنبالش بگیردید و تلاش کنید برای یافتنش؟
    2- دوست دارید تنها با جفت روحی خودتون ازدواج کنید یا اینکه به بنظرتون عمر اینقدر کوتاهه که این وقت تلفی ها فقط عمرو هدر میده ادما زیادن که این نشد یکی دیگه و ترسی از طلاق و این چیزا ندارید فقط نمیخواین عمرتونو هدر بدید؟
    3- ازدواج رو مانعی سرراه رسیدن به علایقتون میبینید و معتقدید که اول باید به خواسته هاتون برسید بعد ازدواج کنید یا اینکه فکر میکنید برعکس ازدواج شما رو در رسیدن به خواسته هاتون بیشتر کمک میکنه و سریعتر به آرزوهاتون میرسونه؟
    4- اگر جفت روحی خودتونو پیداکردید آیا حاظرید به هر قیمتی شده به دستش بیارید ؟ مثلن از مهریه بگذرید ( دخترا) یا با مهریه بالاش موافقیت کنید ( پسرا ) یاا حتی در مقابل مخالفت خانواده بایستید . و ....
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  2. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضویت
    20203
    نوشته ها
    764
    تشکـر
    424
    تشکر شده 833 بار در 470 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    سلام الی قشنگم؛
    بالاخره تاپیک زدی ^_^
    و چه سوالایی هم...
    خب من خیلی ناپخته تر از اونی ام که تو این سن بخوام جواب درستی به این سوالا بدم
    اما متناسب با سن و باورهای الانم نظرمو میگم( که قطعا احتمال تغییر کردنشون ممکنه زیاد باشه)
    ؛
    • ۱- من معتقدم که بله قسمته، چون هر ادمی فرکانس مختص به خودش رو داره که باید با فرکانسی مشابه مچ بشه، تو کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین اومده که برای هر انسانی حقی الهی وجود داره که خداوند روزی جایی و به طریقی شخصی رو سر راهمون قرار خواهد داد
    و اون آدم مناسب ترین موردی هست که در قالب حق الهی وارد زندگیمون میشه.[ این موضوع مفهوم از دست دادن یا به هم خوردن روابط رو توجیه میکنه؛ چون توی همون کتاب نوشته شده بود که اصرار ورزیدن به حضور شخصی که حق الهی ما نیست بی فایده است، اون آدم دیر یا زود از زندگی ما خارج میشه نهایتا]
    •۲- من قطعا دوست دارم فقط با جفت روحی خودم ازدواج کنم، این صحبتها که عمر کوتاهه و راحت طلاق دادن و... صرفا یه لطمه ی بزرگ به مفهوم عشق و تعهده، چطور میشه احساسی رو که باید تماما برای یک شخص خرج کرد رو ذخیره کنیم با این احتمال که این نشد یکی دیگه..
    •۳- اخیرا کتاب زن بودن از تونی گرنت رو میخوندم
    اونجا نوشته شده بود زنانی با لقب” آمازونی” ازدواج رو مانعی بر سر رسیدن به خواسته هاشون میدونن
    چون برای حفظ یک رابطه ی عاطفی انسان برای تصمیماتش دو نفر رو در نظر میگیره نه شخص خودش رو.
    به همین خاطره که تو جوامع امروز زنان تحصیل کرده ی زیادی ازدواج های ناموفق داشتن.
    البته که رابطه ای صحیحه که طرفین در عین وابستگی به هم پر و بال پرواز بدن و یک ازادی نسبی رو برای هم قائل باشن اما خب تفکر آدمها با هم فرق میکنه و بستگی به تفکر شخص مقابل داره که دیدگاهش به جایگاه زن و مرد در یک رابطه به چه شکله.
    •۴- در این مورد هم ایده ای ندارم
    اما امکان نداره به هیچ قیمتی مقابل پدرم بایستم
    چون هیچ انسانی توی زندگیم به اندازه ی پدرم من رو دوست نداشته و نخواهد داشت[ اینو مطمئنم]
    من جهت درست زندگیم رو مدیون خانوادمم
    و به هیچ قیمتی این احترام متقابل رو زیر پا نمیذارم
    ویرایش توسط yasamanH : 08-29-2019 در ساعت 11:36 AM
    امضای ایشان
    براي سرفه ي گلدان ها، گلي نمانده خودت گل باش...

  4. کاربران زیر از yasamanH بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    41329
    نوشته ها
    177
    تشکـر
    97
    تشکر شده 93 بار در 78 پست
    Blog Entries
    1
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    با عرض سلام خدمت دوستان و استار
    1 بنظر من ایت اتفاق حالا چه سنتی چه مدرن برای تک تک انسانها اتفاق میوفته اما بنده اعتقادم به این بوده که خودم باید اون کسیو که عاشقش میشمرو پیدا کنم
    2 بنظر بنده باید عاقلانه تصمیم گرفت و عاشق کسی شد که تا آخر عمر معشوق تو باشه و بهش عشق ورزی کنه اگر قرار باشه این نشد یکی دیءه پس دیگه چرا ازدواج کنم خیلی راحت و بدون تعهد هرموقع خواستیم میتونیم هرکسیرو کنارمون داشته باشیم
    3 اصلا اینجوری نیست مگه ازدواج محدودیت میاره که مانع خواستهای فرد بشه . ازدواج تعهد میخواد که پایبند اون باشیم مگه اینکه خواسته های من باعث بشه به تعهدهام بیتفاوت باشم که متاسفانه همین موضوع توی کشور ایران باعث شده سن ازدواج بالا بره بر فرض مثال تنوع طلبی
    4 این مورد شما متاسفانه منو یاد خاطرات تلخ گذشته انداخت . طبق گفته های خودم چون من یک بار عاشق شدنرو همیشه سرلوحه قرار دادم و براش 12 سال تمام راه'های ممکنرو تجربه کردم و جنگیدم حتی پدر و مادری که از جونم برام با ارزشتر بودن نتونستن مارو از هم جدا کنن و ما به هر قیمتی بود فعلا در کنار هم هستیم و هر لحظه خداروشکر میکنیم که به خواست اون بود با اینهمه سختی و موانعی که سر راهمون بود هنوزم من خانممو دارم و اونم منو داره توی یک گوشه دنیا تک و تنها پناه همدیگه شدیم . بچها بخدا به ماهم سخت میگذره چون تمام رویاهامون خراب شد . دوست داشتیم مثل همه در حد توانمون عروسی بگیریم هر هفته خانوادهارو دعوت کنیم بیان خونمون ما بریم دیدنشون و ........ گذشتها گذشت بازم شاکر خدای مهربونیم که مارو از هم جدا نکرد مثل خیلی از افراد که هیچ تلاشی نمیکنن و همه چیزو میزارن پای قسمت و تقدیر . اکثریت در جریان زندگی ما هستن که ما تقدیرو خودمون ساختیم و تنها بودن در این تقدیرو حتی به قیمت تنها شدنمون بخاطر همدیگه دوست داریم و بخاطرش از خدا شاکر
    تاپیک خوبی بود یاسمن خانم . متشکر و ممنون بابت این نظر سنجی
    امضای ایشان

    خدایا چون نوشتی سرنوشتم
    که بخت از من رمید ازبس که زشتم
    زبانم لال اگر خط تو بد بود
    تو میگفتی خود من مینوشتم
    کارو (نامه'های سرگردان)

  6. کاربران زیر از SHERVIN"66 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    41329
    نوشته ها
    177
    تشکـر
    97
    تشکر شده 93 بار در 78 پست
    Blog Entries
    1
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    با عرض سلام خدمت دوستان و استار
    1 بنظر من ایت اتفاق حالا چه سنتی چه مدرن برای تک تک انسانها اتفاق میوفته اما بنده اعتقادم به این بوده که خودم باید اون کسیو که عاشقش میشمرو پیدا کنم
    2 بنظر بنده باید عاقلانه تصمیم گرفت و عاشق کسی شد که تا آخر عمر معشوق تو باشه و بهش عشق ورزی کنه اگر قرار باشه این نشد یکی دیءه پس دیگه چرا ازدواج کنم خیلی راحت و بدون تعهد هرموقع خواستیم میتونیم هرکسیرو کنارمون داشته باشیم
    3 اصلا اینجوری نیست مگه ازدواج محدودیت میاره که مانع خواستهای فرد بشه . ازدواج تعهد میخواد که پایبند اون باشیم مگه اینکه خواسته های من باعث بشه به تعهدهام بیتفاوت باشم که متاسفانه همین موضوع توی کشور ایران باعث شده سن ازدواج بالا بره بر فرض مثال تنوع طلبی
    4 این مورد شما متاسفانه منو یاد خاطرات تلخ گذشته انداخت . طبق گفته های خودم چون من یک بار عاشق شدنرو همیشه سرلوحه قرار دادم و براش 12 سال تمام راه'های ممکنرو تجربه کردم و جنگیدم حتی پدر و مادری که از جونم برام با ارزشتر بودن نتونستن مارو از هم جدا کنن و ما به هر قیمتی بود فعلا در کنار هم هستیم و هر لحظه خداروشکر میکنیم که به خواست اون بود با اینهمه سختی و موانعی که سر راهمون بود هنوزم من خانممو دارم و اونم منو داره توی یک گوشه دنیا تک و تنها پناه همدیگه شدیم . بچها بخدا به ماهم سخت میگذره چون تمام رویاهامون خراب شد . دوست داشتیم مثل همه در حد توانمون عروسی بگیریم هر هفته خانوادهارو دعوت کنیم بیان خونمون ما بریم دیدنشون و ........ گذشتها گذشت بازم شاکر خدای مهربونیم که مارو از هم جدا نکرد مثل خیلی از افراد که هیچ تلاشی نمیکنن و همه چیزو میزارن پای قسمت و تقدیر . اکثریت در جریان زندگی ما هستن که ما تقدیرو خودمون ساختیم و تنها بودن در این تقدیرو حتی به قیمت تنها شدنمون بخاطر همدیگه دوست داریم و بخاطرش از خدا شاکر
    تاپیک خوبی بود یاسمن خانم . متشکر و ممنون بابت این نظر سنجی
    امضای ایشان

    خدایا چون نوشتی سرنوشتم
    که بخت از من رمید ازبس که زشتم
    زبانم لال اگر خط تو بد بود
    تو میگفتی خود من مینوشتم
    کارو (نامه'های سرگردان)

  8. کاربران زیر از SHERVIN"66 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,563
    تشکـر
    657
    تشکر شده 3,182 بار در 1,794 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    1- به نظر شما ازدواج و عشق قسمته و باید در مکان و زمان مناسب سرراه شما قرار بگیره و نمیشه با چشم سر اونو پیدا کرد یا اینکه معتقدید باید خودتون دنبالش بگیردید و تلاش کنید برای یافتنش؟
    =========
    به نظرم باید زمان و مکانش برسه و قسمت اینو معین میکنه
    ======

  10. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,563
    تشکـر
    657
    تشکر شده 3,182 بار در 1,794 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    2- دوست دارید تنها با جفت روحی خودتون ازدواج کنید یا اینکه به بنظرتون عمر اینقدر کوتاهه که این وقت تلفی ها فقط عمرو هدر میده ادما زیادن که این نشد یکی دیگه و ترسی از طلاق و این چیزا ندارید فقط نمیخواین عمرتونو هدر بدید؟

    =========
    قطعا با جفت روحی خودم .چون وقت و عمر هرچقدرم کوتاه باشه ولی ارزشمنده و نباید خرابش کرد

  12. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,563
    تشکـر
    657
    تشکر شده 3,182 بار در 1,794 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    4- اگر جفت روحی خودتونو پیداکردید آیا حاظرید به هر قیمتی شده به دستش بیارید ؟ مثلن از مهریه بگذرید ( دخترا) یا با مهریه بالاش موافقیت کنید ( پسرا ) یاا حتی در مقابل مخالفت خانواده بایستید . و ....

    =====
    به هر قیمتی خیر چون ازدواج در ایران یک معامله هستش و باید از این معامله جوری بیرون بیایم که دو سر برد باشه.پس باید در اینطور شرایطی انعطاف پذیر بود یه چیزی از دست بده یه چیزی بگیری

  14. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,178
    تشکـر
    3,495
    تشکر شده 1,894 بار در 1,269 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    1- به نظر شما ازدواج و عشق قسمته و باید در مکان و زمان مناسب سرراه شما قرار بگیره و نمیشه با چشم سر اونو پیدا کرد یا اینکه معتقدید باید خودتون دنبالش بگیردید و تلاش کنید برای یافتنش؟
    هر دو، چون سرنوشت انسانها متفاوته ممکنه بعضیا با گشتن پیدا کنن و بعضیا بدون گشتن سر راهشون قرار بگیره.

    برای همین حواس جمع بودن بهتره انگار که همیشه در حال گشتنی، تا اگه مورد مناسب پیش اومد چشم بسته نباشی.
    امضای ایشان

  16. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasamanH نمایش پست ها
    سلام الی قشنگم؛
    بالاخره تاپیک زدی ^_^
    و چه سوالایی هم...
    خب من خیلی ناپخته تر از اونی ام که تو این سن بخوام جواب درستی به این سوالا بدم
    اما متناسب با سن و باورهای الانم نظرمو میگم( که قطعا احتمال تغییر کردنشون ممکنه زیاد باشه)
    ؛
    • ۱- من معتقدم که بله قسمته، چون هر ادمی فرکانس مختص به خودش رو داره که باید با فرکانسی مشابه مچ بشه، تو کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین اومده که برای هر انسانی حقی الهی وجود داره که خداوند روزی جایی و به طریقی شخصی رو سر راهمون قرار خواهد داد
    و اون آدم مناسب ترین موردی هست که در قالب حق الهی وارد زندگیمون میشه.[ این موضوع مفهوم از دست دادن یا به هم خوردن روابط رو توجیه میکنه؛ چون توی همون کتاب نوشته شده بود که اصرار ورزیدن به حضور شخصی که حق الهی ما نیست بی فایده است، اون آدم دیر یا زود از زندگی ما خارج میشه نهایتا]
    •۲- من قطعا دوست دارم فقط با جفت روحی خودم ازدواج کنم، این صحبتها که عمر کوتاهه و راحت طلاق دادن و... صرفا یه لطمه ی بزرگ به مفهوم عشق و تعهده، چطور میشه احساسی رو که باید تماما برای یک شخص خرج کرد رو ذخیره کنیم با این احتمال که این نشد یکی دیگه..
    •۳- اخیرا کتاب زن بودن از تونی گرنت رو میخوندم
    اونجا نوشته شده بود زنانی با لقب” آمازونی” ازدواج رو مانعی بر سر رسیدن به خواسته هاشون میدونن
    چون برای حفظ یک رابطه ی عاطفی انسان برای تصمیماتش دو نفر رو در نظر میگیره نه شخص خودش رو.
    به همین خاطره که تو جوامع امروز زنان تحصیل کرده ی زیادی ازدواج های ناموفق داشتن.
    البته که رابطه ای صحیحه که طرفین در عین وابستگی به هم پر و بال پرواز بدن و یک ازادی نسبی رو برای هم قائل باشن اما خب تفکر آدمها با هم فرق میکنه و بستگی به تفکر شخص مقابل داره که دیدگاهش به جایگاه زن و مرد در یک رابطه به چه شکله.
    •۴- در این مورد هم ایده ای ندارم
    اما امکان نداره به هیچ قیمتی مقابل پدرم بایستم
    چون هیچ انسانی توی زندگیم به اندازه ی پدرم من رو دوست نداشته و نخواهد داشت[ اینو مطمئنم]
    من جهت درست زندگیم رو مدیون خانوادمم
    و به هیچ قیمتی این احترام متقابل رو زیر پا نمیذارم
    مرسی از نظرت یاسی جونم والا اون موضوعی که میخواسم تاپیک بزنم یه موضوع پیچیده بود که نتونسم اون چیزی که تو ذهنمه بنویسمش
    اما حالا میخوام به چالش بکشونمت خخخخخخخ
    اگر از کسی خوشت اومد ایا میری سمتش و تلاشتو برای به دست اوردنش انجام میدی یا اینکه ترجیح میدی اون به سمتت بیاد و خودت رو به چالش نکشونی
    واینکه اگر شخص ایده الت پیدا نشد میتونی قیده ازدواجو بزنی؟
    درمورد جواب سوال سوم درست متوجه نشدم . بزار یه جور دیگه بپرسم ایا میتونی مثلن همزمان که درس میخونی ازدواج کنی؟ یا حتما باید درست تموم بشه بعد امادگی ازدواج رو پیدا میکنی؟ بعضی رو میشناسم که همزمان که دانشجو هستن هم ازدواج میکنن هم بچه دار میشن و بعضی میگن باید حتما درسم تموم بشه سرکار برم بعد ازدواج
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  18. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط SHERVIN"66 نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمت دوستان و استار
    1 بنظر من ایت اتفاق حالا چه سنتی چه مدرن برای تک تک انسانها اتفاق میوفته اما بنده اعتقادم به این بوده که خودم باید اون کسیو که عاشقش میشمرو پیدا کنم
    2 بنظر بنده باید عاقلانه تصمیم گرفت و عاشق کسی شد که تا آخر عمر معشوق تو باشه و بهش عشق ورزی کنه اگر قرار باشه این نشد یکی دیءه پس دیگه چرا ازدواج کنم خیلی راحت و بدون تعهد هرموقع خواستیم میتونیم هرکسیرو کنارمون داشته باشیم
    3 اصلا اینجوری نیست مگه ازدواج محدودیت میاره که مانع خواستهای فرد بشه . ازدواج تعهد میخواد که پایبند اون باشیم مگه اینکه خواسته های من باعث بشه به تعهدهام بیتفاوت باشم که متاسفانه همین موضوع توی کشور ایران باعث شده سن ازدواج بالا بره بر فرض مثال تنوع طلبی
    4 این مورد شما متاسفانه منو یاد خاطرات تلخ گذشته انداخت . طبق گفته های خودم چون من یک بار عاشق شدنرو همیشه سرلوحه قرار دادم و براش 12 سال تمام راه'های ممکنرو تجربه کردم و جنگیدم حتی پدر و مادری که از جونم برام با ارزشتر بودن نتونستن مارو از هم جدا کنن و ما به هر قیمتی بود فعلا در کنار هم هستیم و هر لحظه خداروشکر میکنیم که به خواست اون بود با اینهمه سختی و موانعی که سر راهمون بود هنوزم من خانممو دارم و اونم منو داره توی یک گوشه دنیا تک و تنها پناه همدیگه شدیم . بچها بخدا به ماهم سخت میگذره چون تمام رویاهامون خراب شد . دوست داشتیم مثل همه در حد توانمون عروسی بگیریم هر هفته خانوادهارو دعوت کنیم بیان خونمون ما بریم دیدنشون و ........ گذشتها گذشت بازم شاکر خدای مهربونیم که مارو از هم جدا نکرد مثل خیلی از افراد که هیچ تلاشی نمیکنن و همه چیزو میزارن پای قسمت و تقدیر . اکثریت در جریان زندگی ما هستن که ما تقدیرو خودمون ساختیم و تنها بودن در این تقدیرو حتی به قیمت تنها شدنمون بخاطر همدیگه دوست داریم و بخاطرش از خدا شاکر
    تاپیک خوبی بود یاسمن خانم . متشکر و ممنون بابت این نظر سنجی
    ممنون از نظرتون
    در رابطه با مورد سه بیشتر منظورم این بود بعضیا ترجیح میدن که همزمان که مثلن درس میخونن یا دنبال کار میگردن، ازینکه ازدواج کنن ترسی ندارن، چون ازدواج رو انگیزه ای برای پیشرفت و ترقی خودشون و شریک زندگیشون میدونن و دوست دارن باهم خونه ی ارزوهاشونو بسازن . اما یکسری از افراد میگن اول باید کار پیدا کنم درس بخونم بعد ازدواج کنم . اما سوالی دارم چرا شما بعد از 12 سال دوستی تصمیم گرفتید ازدواج کنید و همون دوسال اول اشنایی ازدواج نکردید؟باتوجه به اینکه گفتین دونفر میتونن با پذیرش تعهد پابه پای هم تلاش کنن و پیشرفت کنن.
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  20. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    1- به نظر شما ازدواج و عشق قسمته و باید در مکان و زمان مناسب سرراه شما قرار بگیره و نمیشه با چشم سر اونو پیدا کرد یا اینکه معتقدید باید خودتون دنبالش بگیردید و تلاش کنید برای یافتنش؟
    =========
    به نظرم باید زمان و مکانش برسه و قسمت اینو معین میکنه
    ======
    ممنون از نظرت سام عزیز
    راستش من که دخترم وقتی میگم منتظرم که قسمتم سرراهم قرار بگیره چون ما دخترا باتوجه به شرایط جامعه بیشتر ترجیح میدیم که خاستگاری و درخواست از جانب پسر باشه پس شاید کاری نکنیم . ولی . حالا برام سوال شد وقتی یه پسر میگه ازدواج قسمته چه مدلی میشه اخه پسرا باید تلاش کنن یعنی به کسی که فقط سرراهتون قرار بگیره پیشنهاد میدین؟
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  21. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    4- اگر جفت روحی خودتونو پیداکردید آیا حاظرید به هر قیمتی شده به دستش بیارید ؟ مثلن از مهریه بگذرید ( دخترا) یا با مهریه بالاش موافقیت کنید ( پسرا ) یاا حتی در مقابل مخالفت خانواده بایستید . و ....

    =====
    به هر قیمتی خیر چون ازدواج در ایران یک معامله هستش و باید از این معامله جوری بیرون بیایم که دو سر برد باشه.پس باید در اینطور شرایطی انعطاف پذیر بود یه چیزی از دست بده یه چیزی بگیری
    شاید این تفکرتون به خاطر اینه که چون پسرا باتوجه به اینکه مسئولیت مالی رو برعهده دارن در هر زمینه ای ممکنه به فکر سود وزیان باشن. ولی ما دخترا احساساتی هستیم کارهایی که انجام میدیم زیاد به فکر سودو زیانش نیستیم مثلن حتی خیلی از دخترایی که مهریه بالا تعیین میکنن شاید کلن به خاطر پز دادن و تعیین سنجش عشق طرفش همچین کاری کنه ولی تو ذهنش اینجوری نیست که بخوات به فکر این باشه که مهریه رو بگیره . البته استثنائ هم وجود داره و باید به سابقه خانوادگی طرف نگاه کرد
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  22. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    هر دو، چون سرنوشت انسانها متفاوته ممکنه بعضیا با گشتن پیدا کنن و بعضیا بدون گشتن سر راهشون قرار بگیره.

    برای همین حواس جمع بودن بهتره انگار که همیشه در حال گشتنی، تا اگه مورد مناسب پیش اومد چشم بسته نباشی.
    تجربه مرسی از نظرت اما اینجوری که میگی یعنی همیشه باید حواست جمع باشه که نکنه کسی که الان از کنارت رد شد نیمه گشمدت بوده و شاید همیشه حسرت بخوری
    مثلا فرض از صبح که از خونه خارج میشی مغازه میری بانک میری ایبر اوبر همش باید همه رو زیر نظر بگیری اینجوری استرسی نمیشی یا اینکه احساس افسردگی و حسرت بهت دست نمیده که ایکاش مثلن فلان روز که با فلان شخص روبه رو شده بودم خودمو بهتر جلوه میدادم که نظرش بهم خوب میشد ؟
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  23. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    41329
    نوشته ها
    177
    تشکـر
    97
    تشکر شده 93 بار در 78 پست
    Blog Entries
    1
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    ممنون از نظرتون
    در رابطه با مورد سه بیشتر منظورم این بود بعضیا ترجیح میدن که همزمان که مثلن درس میخونن یا دنبال کار میگردن، ازینکه ازدواج کنن ترسی ندارن، چون ازدواج رو انگیزه ای برای پیشرفت و ترقی خودشون و شریک زندگیشون میدونن و دوست دارن باهم خونه ی ارزوهاشونو بسازن . اما یکسری از افراد میگن اول باید کار پیدا کنم درس بخونم بعد ازدواج کنم . اما سوالی دارم چرا شما بعد از 12 سال دوستی تصمیم گرفتید ازدواج کنید و همون دوسال اول اشنایی ازدواج نکردید؟باتوجه به اینکه گفتین دونفر میتونن با پذیرش تعهد پابه پای هم تلاش کنن و پیشرفت کنن.
    سلامی دوباره
    من که فکر میکنم تا حدودی شما از زندگی بنده باخبرباشی امایکمی توضیح میدم
    اول جواب سوالتونو بدم گزینه 3 . بنده هم تقریبا توی سن 22 سالگی کل سرمایم یک ماشین بود که 6 میلیون میشد . با اینکه میدونستم پدرم به برادرام خونه برای شروع زندگی داده بود و به بنده هم میده بر خلاف دیگران که سن 26 / 27 ازدواج کرده بودن من 22 سالگی اعلام کردم اما خانوادم پذیرای خانمم نبودن و ما به مدت 10 سال تمام تلاشمونرو کردیم اما نشد که نشد . اینجا بستگی به موقعیت و طرف مقابل داره . من 22 سالگی پیش پدرم کار میکردم و حقوق مکفی برای دانشگاه و جیبمو داشتم . خانمم راضی بود بریم پایین شهر یک واحد 40 متری با پول ماشین اجاره کنیم و خودش هم کار کنه برای مخارج زندگی تا من فارغ التحصیل بشم اما قبول نمیکرد که تنهایی به خواستگاری برم که ای کاش حتی برای یکبار اینکارو میکردم
    در کل به نظر من میشه گفت با انرژی عشق 50 درصدو به سمت جلو حرکت کرد 50 درصد موقعیت و شرایط حکم صادر میکنن که چه تصمیمی بگیریم
    حالا بماند که چی شد ما الان کنار هم هستیم توی یک کشور فوقالعاده بی روح و با آدمهای فوق تصور منطقی و حسابگر (فنلاند)
    یه چیز خیلی جالب بگم بهتون واقعا هنوز داریم بهش فکر میکنیم
    اولین روزی که خونه تحویل گرفتیم سر اینکه درجه گرم کردن آبو بیشتر کنم دنبال پکیج یا آبگرمکن برقی (گاز نداریم) میگشتم که پیدا نکردم
    یک روز اتفاقی از یکی از همسایها از طریق اپ گوشی تونستم صحبت کنم یچیزی گفت باورم نمیشد
    چون ا یک ماه بعد میریم به زمستون و دمای هوا بعضی مواقع به 50 درجه میرسه برای گرم کردن آسفالت خیابان آب اول به نیروگاه هدایت میشه بعد از گرم شدن به خیابنها و در نهایت به خانهامنتهی میشه
    امضای ایشان

    خدایا چون نوشتی سرنوشتم
    که بخت از من رمید ازبس که زشتم
    زبانم لال اگر خط تو بد بود
    تو میگفتی خود من مینوشتم
    کارو (نامه'های سرگردان)

  24. کاربران زیر از SHERVIN"66 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,178
    تشکـر
    3,495
    تشکر شده 1,894 بار در 1,269 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    تجربه مرسی از نظرت اما اینجوری که میگی یعنی همیشه باید حواست جمع باشه که نکنه کسی که الان از کنارت رد شد نیمه گشمدت بوده و شاید همیشه حسرت بخوری
    مثلا فرض از صبح که از خونه خارج میشی مغازه میری بانک میری ایبر اوبر همش باید همه رو زیر نظر بگیری اینجوری استرسی نمیشی یا اینکه احساس افسردگی و حسرت بهت دست نمیده که ایکاش مثلن فلان روز که با فلان شخص روبه رو شده بودم خودمو بهتر جلوه میدادم که نظرش بهم خوب میشد ؟
    منظورم این نیست همه رو زیر نظر بگیری در همه جا.

    فقط آمادگی در ذهن و دلت باشه تا اگه یکی جلو اومد خواست حرف بزنه نزنی تو ذوقش بره و برنگرده.

    ظاهر هم مهمه چون در اولین نگاه هرجور دیده بشی تا آخر همون تصویر ملکه ذهن طرف خواهد بود، باید همیشه جوری جذاب باشی که اگه شخص دلخواهت اولین بار دیدت پروانه ای بشه غش کنه خخخخخ.
    البته تعریف هر کسی از جذابیت متفاوته و مثلاً اگه شما باحجاب بودن رو جذابیت میدونی همونو حفظ کن چون مطمئناً اون شخص که موافق معیاراته همین نوع از ظاهرو جذاب میدونه و جذبش میشه.
    اگه اینو انجام ندی سرنوشت هی به عقب رانده میشه.

    یعنی بجای زیر نظر گرفتن مدام دیگران در همه جا، بهتره آدم هر چقد که میتونه خودش بهتر بشه از هر لحاظ، حواس جمع بودن یعنی همین.
    امضای ایشان

  26. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط SHERVIN"66 نمایش پست ها
    سلامی دوباره
    من که فکر میکنم تا حدودی شما از زندگی بنده باخبرباشی امایکمی توضیح میدم
    اول جواب سوالتونو بدم گزینه 3 . بنده هم تقریبا توی سن 22 سالگی کل سرمایم یک ماشین بود که 6 میلیون میشد . با اینکه میدونستم پدرم به برادرام خونه برای شروع زندگی داده بود و به بنده هم میده بر خلاف دیگران که سن 26 / 27 ازدواج کرده بودن من 22 سالگی اعلام کردم اما خانوادم پذیرای خانمم نبودن و ما به مدت 10 سال تمام تلاشمونرو کردیم اما نشد که نشد . اینجا بستگی به موقعیت و طرف مقابل داره . من 22 سالگی پیش پدرم کار میکردم و حقوق مکفی برای دانشگاه و جیبمو داشتم . خانمم راضی بود بریم پایین شهر یک واحد 40 متری با پول ماشین اجاره کنیم و خودش هم کار کنه برای مخارج زندگی تا من فارغ التحصیل بشم اما قبول نمیکرد که تنهایی به خواستگاری برم که ای کاش حتی برای یکبار اینکارو میکردم
    در کل به نظر من میشه گفت با انرژی عشق 50 درصدو به سمت جلو حرکت کرد 50 درصد موقعیت و شرایط حکم صادر میکنن که چه تصمیمی بگیریم
    حالا بماند که چی شد ما الان کنار هم هستیم توی یک کشور فوقالعاده بی روح و با آدمهای فوق تصور منطقی و حسابگر (فنلاند)
    یه چیز خیلی جالب بگم بهتون واقعا هنوز داریم بهش فکر میکنیم
    اولین روزی که خونه تحویل گرفتیم سر اینکه درجه گرم کردن آبو بیشتر کنم دنبال پکیج یا آبگرمکن برقی (گاز نداریم) میگشتم که پیدا نکردم
    یک روز اتفاقی از یکی از همسایها از طریق اپ گوشی تونستم صحبت کنم یچیزی گفت باورم نمیشد
    چون ا یک ماه بعد میریم به زمستون و دمای هوا بعضی مواقع به 50 درجه میرسه برای گرم کردن آسفالت خیابان آب اول به نیروگاه هدایت میشه بعد از گرم شدن به خیابنها و در نهایت به خانهامنتهی میشه
    پس فکر کنم از الان باید به فکر لباسایی با پوست خرس باشید که زمستون سردی در پیش دارید اینجا تو زمستون که هر لباس گرمی هم بخریم فقط تو کمد میمونه فوقش یه بارون میاد فرداش افتابی میشه :/
    آره متاسفانه بعضی وقتا قدره جایی که هستیمو نمیدونیم . حتی زندگی کردن جایی غیر از شهر خودمون سخته چه برسه به اینکه بخوایم یه کشور دیگه که زبان و فرهنگو اداب و رسومشون با ما متفاوته زندگی کنیم
    ولی خب ویژگی انسان اینه که بعد از یه مدتی به اون شرابط عادت میکنه و خودشو تغییر میده
    ویرایش توسط eli2 : 08-30-2019 در ساعت 01:27 PM
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  28. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,563
    تشکـر
    657
    تشکر شده 3,182 بار در 1,794 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    ممنون از نظرت سام عزیز
    راستش من که دخترم وقتی میگم منتظرم که قسمتم سرراهم قرار بگیره چون ما دخترا باتوجه به شرایط جامعه بیشتر ترجیح میدیم که خاستگاری و درخواست از جانب پسر باشه پس شاید کاری نکنیم . ولی . حالا برام سوال شد وقتی یه پسر میگه ازدواج قسمته چه مدلی میشه اخه پسرا باید تلاش کنن یعنی به کسی که فقط سرراهتون قرار بگیره پیشنهاد میدین؟
    وقتی میگم قسمت فقط بحث پیشنهاد دادن نیست

    در کنار تلاش کار درست حسابی پیدا کنی قسمته
    بعد از پیدا کردن کار درآمد مناسب داشته باشی قسمته
    بعد درآمد مناسب به شعور ازدواج برسی قسمته
    بعد از رسیدن به شعور ازدواج یه دختر مناسب جلو راهت قرار بگیره قسمته
    بعد از اینکه دختری جلو راهت قرار گرفت بتونی با دختره ارتباط بگیری قسمته
    بعد از ارتباط گرفتن با دختر بتونی بهش ابراز علاقه کنی و اونم پاسخ مثبت بده قسمته
    بعد از پاسخ مثبت دادن شرایطتت جور بشه بری خواستگاریش و خانوادشم تورو قبول کنن و خانواده تو هم اونو قبول کنند بازم میشه قسمت

  29. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,563
    تشکـر
    657
    تشکر شده 3,182 بار در 1,794 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    شاید این تفکرتون به خاطر اینه که چون پسرا باتوجه به اینکه مسئولیت مالی رو برعهده دارن در هر زمینه ای ممکنه به فکر سود وزیان باشن. ولی ما دخترا احساساتی هستیم کارهایی که انجام میدیم زیاد به فکر سودو زیانش نیستیم مثلن حتی خیلی از دخترایی که مهریه بالا تعیین میکنن شاید کلن به خاطر پز دادن و تعیین سنجش عشق طرفش همچین کاری کنه ولی تو ذهنش اینجوری نیست که بخوات به فکر این باشه که مهریه رو بگیره . البته استثنائ هم وجود داره و باید به سابقه خانوادگی طرف نگاه کرد
    بحث مهریه هم یکی از بحثا هستش احساس خوبه ولی در کنارش منطق باید باشه

    البته این نظر شخصی منه ممکنه پسر دیگه ای چنین نظری نداشته باشه ولی من ترجیح میدم با فکر ازدواج کنم به احساس برسم

    تا با احساس ازدواج کنم بعدش به فکر برسم

  31. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,563
    تشکـر
    657
    تشکر شده 3,182 بار در 1,794 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    ببین من الان با 2 تا دختر در ارتباطم در حد خیلی نرمال یکیشون همکلاسی دانشگاهم یکیشون دوست 50 سالگی خانوادگی و بر اساس دیدگاه خودم اومدم گفتم من قطعا هروقت بخوام ازدواج کنم با یکی از این 2 تا ازدواج میکنم حالا از اونور

    من 30 سالگی باید ازدواج کنم پس الان که 27 سالمه .3 سال وقت دارم از نظر مالی .شعور ازدواج و شرایط ازدواج و رسیدن به اهداف به موفقیت برسم که 30 سالگی ازدواج کنم

    بچه های قدیمی شرایط منو تا حدی میدونن من الان خونه و ماشین دارم پول هم دارم ولی فعلا نه دنبال ارتباط عاطفی با دختری رفتم نه دنبال ازدواج به 2 دلیل

    اول اینکه من یه سری اهداف دارم که بکوب دارم تلاش میکنم بهش برسم و واسش سقف گذاشتم که من تا 30 سالگی به اهدافم میرسم


    دوم اینکه من تک فرزندم به شدت تنهایی آزارم میده مثل همه ی انسان های دیگه با تمام وجودم دوست داشتم یکیو داشته باشم همین الان که بتونم باهاش برم کافه گردش سفر .بتونم بهش محبت کنم و اونم بهم محبت کنه .بتونم ازش انرژی عاطفی بگیرم و اونم ازم انرژی بگیره و خب با توجه به شرایطم خیلی راحت شدنیه ولی....


    به خودم تو حق نداری تا شرایطتت جور نیست با دختری ارتباط عاطفی بگیری و اونو وابسته خودت کنی چون دختر مردم بازیچه دست تو نیست که 3 سال واست وقت بزاره و بعد 3 سال اگه 1 درصد اتفاقی افتاد که نشد ازدواج کنی اونوقت تکلیف دختر مردم چیه .واسه همین فعلا کسی تو زندگیم نیست چون خودم نخواستم کسی باشه چون با خودم صاف و صادقم گفتم یحیی تو الان بخوای با یه دختر ارتباط بگیری 3 تا هدف بیشتر نمیتونی داشته باشی

    1. ازدواج : که برنامتو ریختی و مشخصه چیکار میخوای بکنی

    2. وقت گذرونی : که تو اهلش نیستی و زندگیت اجازشو نمیده چون سعی کردی به شدت برنامه ریز باشی و دنبال اهداف

    3.رابطه جنسی : که نه وجدانت اجازه میده نه اعتقاداتت


    پس فعلا بشین سر جات تحمل کن خیلی خیلی سخته تنهایی خیلی خیلی سخته نیاز عاطفی خیلی خیلی سخته نیاز جنسی و زمانی سخت تر میشه که بدونی شرایطشو داری ولی هرروز و هررزو با خودت مبارزه کنی و هرروز آدمهایی را ببینی که شرایطشون از تو خیلی پایین تره ولی کسیو تو زندگیشون دارن که تامین عاطفی و جنسی میشن و حالا باید تو مبارزه کنی با وجود خودت که رد بشه از هم سن و سالات


    ===

    شاید این دیدگاهم خیلی املانه باشه و شما بگی کاسه داغتر آش شدی پسر وقتی دخترا خودشون با این قضیه مشکلی ندارن تو دایه عزیز تر از مادر شدی ولی خب این اعتقاد منه
    ویرایش توسط sam127 : 09-01-2019 در ساعت 09:21 AM

  33. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  34. بالا | پست 20

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35751
    نوشته ها
    532
    تشکـر
    149
    تشکر شده 293 بار در 215 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    پیشاپیش از تمام دوستان عزیزم که در این بحث شرکت میکنن تشکر میکنم
    1- به نظر شما ازدواج و عشق قسمته و باید در مکان و زمان مناسب سرراه شما قرار بگیره و نمیشه با چشم سر اونو پیدا کرد یا اینکه معتقدید باید خودتون دنبالش بگیردید و تلاش کنید برای یافتنش؟
    2- دوست دارید تنها با جفت روحی خودتون ازدواج کنید یا اینکه به بنظرتون عمر اینقدر کوتاهه که این وقت تلفی ها فقط عمرو هدر میده ادما زیادن که این نشد یکی دیگه و ترسی از طلاق و این چیزا ندارید فقط نمیخواین عمرتونو هدر بدید؟
    3- ازدواج رو مانعی سرراه رسیدن به علایقتون میبینید و معتقدید که اول باید به خواسته هاتون برسید بعد ازدواج کنید یا اینکه فکر میکنید برعکس ازدواج شما رو در رسیدن به خواسته هاتون بیشتر کمک میکنه و سریعتر به آرزوهاتون میرسونه؟
    4- اگر جفت روحی خودتونو پیداکردید آیا حاظرید به هر قیمتی شده به دستش بیارید ؟ مثلن از مهریه بگذرید ( دخترا) یا با مهریه بالاش موافقیت کنید ( پسرا ) یاا حتی در مقابل مخالفت خانواده بایستید . و ....
    درود بانو
    1-به نظرمان عشق را باید یافت چون کاسه ما خراب است همیشه درش بدبیاری میوفتد پس عقلانیست خودمان دنبالش بگردیم!
    2-چون کلا قید ازدواج را زده ایم نظری نداریم حتی متصور هم نمیشویم!
    3-....
    4-قطعا بله ! عشق آدم ارزش مرگ را هم دارد.....
    امضای ایشان
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

  35. کاربران زیر از Aamir2121 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  36. بالا | پست 21

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضویت
    20203
    نوشته ها
    764
    تشکـر
    424
    تشکر شده 833 بار در 470 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    مرسی از نظرت یاسی جونم والا اون موضوعی که میخواسم تاپیک بزنم یه موضوع پیچیده بود که نتونسم اون چیزی که تو ذهنمه بنویسمش
    اما حالا میخوام به چالش بکشونمت خخخخخخخ
    اگر از کسی خوشت اومد ایا میری سمتش و تلاشتو برای به دست اوردنش انجام میدی یا اینکه ترجیح میدی اون به سمتت بیاد و خودت رو به چالش نکشونی
    واینکه اگر شخص ایده الت پیدا نشد میتونی قیده ازدواجو بزنی؟
    درمورد جواب سوال سوم درست متوجه نشدم . بزار یه جور دیگه بپرسم ایا میتونی مثلن همزمان که درس میخونی ازدواج کنی؟ یا حتما باید درست تموم بشه بعد امادگی ازدواج رو پیدا میکنی؟ بعضی رو میشناسم که همزمان که دانشجو هستن هم ازدواج میکنن هم بچه دار میشن و بعضی میگن باید حتما درسم تموم بشه سرکار برم بعد ازدواج
    این تاپیکت هم موضوع چندان ساده ای نبوداا خواهر ^_^
    اگر از کسی خوشم بیاد، راستش دلیل منطقی ای ندارم بابتش اما شاید از سر غرور ، شاید به این دلیل که خلاف باورها و چهارچوب زندگیمه و یا به هر دلیل دیگه ای... سمتش نخواهم رفت

    ببین الی من این نظرو براساس این بازه ی زندگیم میگم
    از اون جهت که الان به شدت از تنهاییام استفاده میکنم و لذت میبرم ازش و نیاز دارم به رشد فردی
    اگه ایده آلم نباشه قید ازدواج رو میزنم بله
    در مورد سوال بعدی ام
    راستش دارم روی خودم کار میکنم که به ابعاد مختلف زندگیم به اندازه ی لازم برسم
    چون یه مقدار ضعیفم ازین جهت
    مثلا الان اگه وارد یه رابطه ی عاطفی شم مطمئنم که درس خوندنم رو تحت تاثیر قرار میده
    چون الان که درس میخونم مثلا دیگه ساز نمیزنم
    یا امکان نداره از خونه بیرون برم...
    یه مقدار تک بعدی زندگی میکنم که باید درست شه
    اگه بتونم خودم رو به این سطح برسونم میتونم به ازدواج فکر کنم
    ولی اگه نتونم باهاش کنار بیام
    میزارم درسم تموم شه
    امضای ایشان
    براي سرفه ي گلدان ها، گلي نمانده خودت گل باش...

  37. کاربران زیر از yasamanH بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  38. بالا | پست 22

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    بحث مهریه هم یکی از بحثا هستش احساس خوبه ولی در کنارش منطق باید باشه

    البته این نظر شخصی منه ممکنه پسر دیگه ای چنین نظری نداشته باشه ولی من ترجیح میدم با فکر ازدواج کنم به احساس برسم

    تا با احساس ازدواج کنم بعدش به فکر برسم
    این حرفتو درک میکنم چون منم دوس دارم براساس منطق رفتار کنم . فقط یه سوال برام پیش اومد وقتی این جوری میگی یعنی اینکه با مهریه بالا مخالفی (البته دیدگاهتو در موردمهریه تو تاپیکای قبلی میدونسم ) و اینکه میخای براساس عقل رفتار کنی و مثلن 14 سکه باشه . پس منی که میخام عاقلانه رفتار کنم باید برعکس این باشم یعنی نباید با مهریه کم راضی بشم ( یه جورایی میشه عکس پسرا )
    حالا نظرت چیه که تو این زمینه باید هر دو طرف همو درک کنن و به یک نظری برسن که هر دو طرف راضی هستن؟ پس آیا سختگیریتو تو این زمینه کم میکنی و با عددی راضی میشی که هر دو رضایت داشته باشید یا بازم میخای رو چیزی که قبلا فکر کردی و تو ذهنت حل شده پافشاری کنی ؟ و اینکه یه دختر باید چجور تصمیمی تو این زمینه بگیره ؟
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  39. بالا | پست 23

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    وقتی میگم قسمت فقط بحث پیشنهاد دادن نیست

    در کنار تلاش کار درست حسابی پیدا کنی قسمته
    بعد از پیدا کردن کار درآمد مناسب داشته باشی قسمته
    بعد درآمد مناسب به شعور ازدواج برسی قسمته
    بعد از رسیدن به شعور ازدواج یه دختر مناسب جلو راهت قرار بگیره قسمته
    بعد از اینکه دختری جلو راهت قرار گرفت بتونی با دختره ارتباط بگیری قسمته
    بعد از ارتباط گرفتن با دختر بتونی بهش ابراز علاقه کنی و اونم پاسخ مثبت بده قسمته
    بعد از پاسخ مثبت دادن شرایطتت جور بشه بری خواستگاریش و خانوادشم تورو قبول کنن و خانواده تو هم اونو قبول کنند بازم میشه قسمت
    ممنون خیلی عالی گفتیی . حیف که استیکرا فعال نیست
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  40. بالا | پست 24

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    ببین من الان با 2 تا دختر در ارتباطم در حد خیلی نرمال یکیشون همکلاسی دانشگاهم یکیشون دوست 50 سالگی خانوادگی و بر اساس دیدگاه خودم اومدم گفتم من قطعا هروقت بخوام ازدواج کنم با یکی از این 2 تا ازدواج میکنم حالا از اونور

    من 30 سالگی باید ازدواج کنم پس الان که 27 سالمه .3 سال وقت دارم از نظر مالی .شعور ازدواج و شرایط ازدواج و رسیدن به اهداف به موفقیت برسم که 30 سالگی ازدواج کنم

    بچه های قدیمی شرایط منو تا حدی میدونن من الان خونه و ماشین دارم پول هم دارم ولی فعلا نه دنبال ارتباط عاطفی با دختری رفتم نه دنبال ازدواج به 2 دلیل

    اول اینکه من یه سری اهداف دارم که بکوب دارم تلاش میکنم بهش برسم و واسش سقف گذاشتم که من تا 30 سالگی به اهدافم میرسم


    دوم اینکه من تک فرزندم به شدت تنهایی آزارم میده مثل همه ی انسان های دیگه با تمام وجودم دوست داشتم یکیو داشته باشم همین الان که بتونم باهاش برم کافه گردش سفر .بتونم بهش محبت کنم و اونم بهم محبت کنه .بتونم ازش انرژی عاطفی بگیرم و اونم ازم انرژی بگیره و خب با توجه به شرایطم خیلی راحت شدنیه ولی....


    به خودم تو حق نداری تا شرایطتت جور نیست با دختری ارتباط عاطفی بگیری و اونو وابسته خودت کنی چون دختر مردم بازیچه دست تو نیست که 3 سال واست وقت بزاره و بعد 3 سال اگه 1 درصد اتفاقی افتاد که نشد ازدواج کنی اونوقت تکلیف دختر مردم چیه .واسه همین فعلا کسی تو زندگیم نیست چون خودم نخواستم کسی باشه چون با خودم صاف و صادقم گفتم یحیی تو الان بخوای با یه دختر ارتباط بگیری 3 تا هدف بیشتر نمیتونی داشته باشی

    1. ازدواج : که برنامتو ریختی و مشخصه چیکار میخوای بکنی

    2. وقت گذرونی : که تو اهلش نیستی و زندگیت اجازشو نمیده چون سعی کردی به شدت برنامه ریز باشی و دنبال اهداف

    3.رابطه جنسی : که نه وجدانت اجازه میده نه اعتقاداتت


    پس فعلا بشین سر جات تحمل کن خیلی خیلی سخته تنهایی خیلی خیلی سخته نیاز عاطفی خیلی خیلی سخته نیاز جنسی و زمانی سخت تر میشه که بدونی شرایطشو داری ولی هرروز و هررزو با خودت مبارزه کنی و هرروز آدمهایی را ببینی که شرایطشون از تو خیلی پایین تره ولی کسیو تو زندگیشون دارن که تامین عاطفی و جنسی میشن و حالا باید تو مبارزه کنی با وجود خودت که رد بشه از هم سن و سالات


    ===

    شاید این دیدگاهم خیلی املانه باشه و شما بگی کاسه داغتر آش شدی پسر وقتی دخترا خودشون با این قضیه مشکلی ندارن تو دایه عزیز تر از مادر شدی ولی خب این اعتقاد منه
    منم همیشه به خودم میگفتم تو باید اول برای اهدافی که همیشه تو ذهنت بوده وقت بزاری و تا اون مرحله ای که بهت ارامش میده درس بخونی .اخه اون همسره ایندت چه گناهی داره که شاهد این باشه که تو داری درس میخونی و حواست به درست هست
    ولی حالا که مثلن به اون مرحله ی از درس رسیدم ( که البته استرس پیشرفت و ادامه تحصیل همیشه و هر لحظه با ادمه و تموم شدنی نیست ) یه مسایل دیگه ای اضافش شده . که گاهی حتی به خودم میگم قیده ازدواجو باید بزنی . چون ادم تک بعدی میشه و وسواسشم بیشتر میشه . من قبلن اینقدر وسواس نداشتم الان شدت وسواسم برای کامل بودن خودم بیشتر شده . و خیلی نسبت به خودم ایرادگیر شدم.
    البته داشتن کار و امنیت مالی برای یک مرد از ازدواج هم براش مهم تره چون حس قدرت و زندگی بهش میده ولی وسواس زیادی رو باید کنترلش کرد گاهی دو نفر که باشی سریعتر پیشرفت کنی
    البته در نهایت اون راهی رو برو که خوشحالت میکنه این زندگی توهست و خودت باید براش تصمیم بگیری
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  41. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  42. بالا | پست 25

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,178
    تشکـر
    3,495
    تشکر شده 1,894 بار در 1,269 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    این حرفتو درک میکنم چون منم دوس دارم براساس منطق رفتار کنم . فقط یه سوال برام پیش اومد وقتی این جوری میگی یعنی اینکه با مهریه بالا مخالفی (البته دیدگاهتو در موردمهریه تو تاپیکای قبلی میدونسم ) و اینکه میخای براساس عقل رفتار کنی و مثلن 14 سکه باشه . پس منی که میخام عاقلانه رفتار کنم باید برعکس این باشم یعنی نباید با مهریه کم راضی بشم ( یه جورایی میشه عکس پسرا )
    حالا نظرت چیه که تو این زمینه باید هر دو طرف همو درک کنن و به یک نظری برسن که هر دو طرف راضی هستن؟ پس آیا سختگیریتو تو این زمینه کم میکنی و با عددی راضی میشی که هر دو رضایت داشته باشید یا بازم میخای رو چیزی که قبلا فکر کردی و تو ذهنت حل شده پافشاری کنی ؟ و اینکه یه دختر باید چجور تصمیمی تو این زمینه بگیره ؟
    مهریه اگه به میزان درآمد پسر بستگی داشته باشه عاقلانه است.

    معمولاً یه پسر با درآمد زیاد دختری رو از خانواده فقیر نمیگیره پس وقتی از یه خانواده ثروتمند زن میگیره نمیتونه و نبایدم بتونه مهریه کم تعیین کنه هر چند یه پسر پولدار حتی اگه از خانواده فقیر زن بگیره بازم به تناسب درآمدش باید مهریه مناسب تعیین کنه و به خیال اینکه اونا فقیرن نباید از وظیفش کوتاهی کنه.

    حالا دختر یه خانواده فقیر معمولاً خواستگاراش پولدار نخواهند بود و اینکه توقع داشته باشه براش مهریه زیاد قرار بدن عاقلانه نیست و خواستگارها رو فراری میده.
    امضای ایشان

  43. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  44. بالا | پست 26

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasamanH نمایش پست ها
    این تاپیکت هم موضوع چندان ساده ای نبوداا خواهر ^_^
    اگر از کسی خوشم بیاد، راستش دلیل منطقی ای ندارم بابتش اما شاید از سر غرور ، شاید به این دلیل که خلاف باورها و چهارچوب زندگیمه و یا به هر دلیل دیگه ای... سمتش نخواهم رفت

    ببین الی من این نظرو براساس این بازه ی زندگیم میگم
    از اون جهت که الان به شدت از تنهاییام استفاده میکنم و لذت میبرم ازش و نیاز دارم به رشد فردی
    اگه ایده آلم نباشه قید ازدواج رو میزنم بله
    در مورد سوال بعدی ام
    راستش دارم روی خودم کار میکنم که به ابعاد مختلف زندگیم به اندازه ی لازم برسم
    چون یه مقدار ضعیفم ازین جهت
    مثلا الان اگه وارد یه رابطه ی عاطفی شم مطمئنم که درس خوندنم رو تحت تاثیر قرار میده
    چون الان که درس میخونم مثلا دیگه ساز نمیزنم
    یا امکان نداره از خونه بیرون برم...
    یه مقدار تک بعدی زندگی میکنم که باید درست شه
    اگه بتونم خودم رو به این سطح برسونم میتونم به ازدواج فکر کنم
    ولی اگه نتونم باهاش کنار بیام
    میزارم درسم تموم شه
    مرسی از نظرت یاسی جونم منم دقیقا همین افکارو داشتم و پیش گرفتم . ولی بخام از تجربه ای که بدست اوردم برات بگم اگر برگردم به گذشته بیشتر روی خودشناسی خودم و دنیای پیرامونم مطالعه میکردم .
    دنیای من بیشتر روی پیشرفت خودم متمرکز بود و حتی وقتی برای خودشناسی خودم نمیزاشتم . البته واقعا هم وقت نداشتم ، درسا سنگین و سخت بودن و کمی کوتاهی میکردم مطمنن ضربه میخوردم
    ولی باز دلیل نمیشد که بخام تو این زمینه کوتاهی کنم
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  45. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  46. بالا | پست 27

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    مهریه اگه به میزان درآمد پسر بستگی داشته باشه عاقلانه است.

    معمولاً یه پسر با درآمد زیاد دختری رو از خانواده فقیر نمیگیره پس وقتی از یه خانواده ثروتمند زن میگیره نمیتونه و نبایدم بتونه مهریه کم تعیین کنه هر چند یه پسر پولدار حتی اگه از خانواده فقیر زن بگیره بازم به تناسب درآمدش باید مهریه مناسب تعیین کنه و به خیال اینکه اونا فقیرن نباید از وظیفش کوتاهی کنه.

    حالا دختر یه خانواده فقیر معمولاً خواستگاراش پولدار نخواهند بود و اینکه توقع داشته باشه براش مهریه زیاد قرار بدن عاقلانه نیست و خواستگارها رو فراری میده.
    اره منم موافقم . ولی تجربه پس نظرت در مورد سوال چهار چیه؟
    اگرجفت روحی خودتونو پیداکردید آیا حاظرید به هر قیمتی شده به دستش بیارید ؟ مثلن از مهریه بگذرید ( دخترا) یا با مهریه بالاش موافقیت کنید ( پسرا ) یاا حتی در مقابل مخالفت خانواده بایستید . و ...
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  47. بالا | پست 28

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aamir2121 نمایش پست ها
    درود بانو
    1-به نظرمان عشق را باید یافت چون کاسه ما خراب است همیشه درش بدبیاری میوفتد پس عقلانیست خودمان دنبالش بگردیم!
    2-چون کلا قید ازدواج را زده ایم نظری نداریم حتی متصور هم نمیشویم!
    3-....
    4-قطعا بله ! عشق آدم ارزش مرگ را هم دارد.....
    ممنونم از نظرت
    فقط مگه میشه قیده ازدواجو زد.... کنجکاو شدم بدونم خودتو در اینده چجوری تجسم کردی مگه؟
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  48. بالا | پست 29

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,178
    تشکـر
    3,495
    تشکر شده 1,894 بار در 1,269 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    اره منم موافقم . ولی تجربه پس نظرت در مورد سوال چهار چیه؟
    اگرجفت روحی خودتونو پیداکردید آیا حاظرید به هر قیمتی شده به دستش بیارید ؟ مثلن از مهریه بگذرید ( دخترا) یا با مهریه بالاش موافقیت کنید ( پسرا ) یاا حتی در مقابل مخالفت خانواده بایستید . و ...
    جفت روحی یعنی کسی که توی هر وضعیت و شرایطی هستی همونو قبول داشته باشه و توقع بیش از حد توانت نداشته باشه(برا پسر)، اگه توان مالی داره خسیس بازی درنیاره و مهریه مناسب تعیین کنه(برا دختر).

    اگه خلاف اینایی که گفتم بود بهتره بای بای کنن هر کی بره دنبال زندگی خودش.
    امضای ایشان

  49. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  50. بالا | پست 30

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    41329
    نوشته ها
    177
    تشکـر
    97
    تشکر شده 93 بار در 78 پست
    Blog Entries
    1
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    پس فکر کنم از الان باید به فکر لباسایی با پوست خرس باشید که زمستون سردی در پیش دارید اینجا تو زمستون که هر لباس گرمی هم بخریم فقط تو کمد میمونه فوقش یه بارون میاد فرداش افتابی میشه :/
    آره متاسفانه بعضی وقتا قدره جایی که هستیمو نمیدونیم . حتی زندگی کردن جایی غیر از شهر خودمون سخته چه برسه به اینکه بخوایم یه کشور دیگه که زبان و فرهنگو اداب و رسومشون با ما متفاوته زندگی کنیم
    ولی خب ویژگی انسان اینه که بعد از یه مدتی به اون شرابط عادت میکنه و خودشو تغییر میده


    سلام . خوب هستین
    پوست خرس و گوزن کمه واقعا
    امرور که همش بارش شدید بارون بودو ماهم که فاقد لباس گرم
    واقعا امروز رفتیم من کاپشن خریدم خانمم پالتو . فکر نمیکنم تهران یا شهرهای جنوبی ایران کولرهاشونو خاموش کرده باشن ولی اینجا ما داریم کم کم تجهیز میشیم برای زمستون
    با وصف و تعریفهایی فروشنده از یک ماه دیگه برف میباره و اکثر کشور چون جنگله برف بازی و آدم برفیهای بزرگ براهه تا اواخر فروردین
    درکل قول میدم با اولین برف بجای همگیتون برف بازی کنم و یک آدم برفی بزرگ درست کنم
    امضای ایشان

    خدایا چون نوشتی سرنوشتم
    که بخت از من رمید ازبس که زشتم
    زبانم لال اگر خط تو بد بود
    تو میگفتی خود من مینوشتم
    کارو (نامه'های سرگردان)

  51. کاربران زیر از SHERVIN"66 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  52. بالا | پست 31

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,563
    تشکـر
    657
    تشکر شده 3,182 بار در 1,794 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    این حرفتو درک میکنم چون منم دوس دارم براساس منطق رفتار کنم . فقط یه سوال برام پیش اومد وقتی این جوری میگی یعنی اینکه با مهریه بالا مخالفی (البته دیدگاهتو در موردمهریه تو تاپیکای قبلی میدونسم ) و اینکه میخای براساس عقل رفتار کنی و مثلن 14 سکه باشه . پس منی که میخام عاقلانه رفتار کنم باید برعکس این باشم یعنی نباید با مهریه کم راضی بشم ( یه جورایی میشه عکس پسرا )
    حالا نظرت چیه که تو این زمینه باید هر دو طرف همو درک کنن و به یک نظری برسن که هر دو طرف راضی هستن؟ پس آیا سختگیریتو تو این زمینه کم میکنی و با عددی راضی میشی که هر دو رضایت داشته باشید یا بازم میخای رو چیزی که قبلا فکر کردی و تو ذهنت حل شده پافشاری کنی ؟ و اینکه یه دختر باید چجور تصمیمی تو این زمینه بگیره ؟

    من دیوار یکرو گاگل نمیکنم مثل خیلی ها که فقط به فکر خودم باشم به همون مقدار که با مهریه بالا و کلان بحث مهریه مخالفم به همون مقدار هم با جهیزیه بالا و کلان بحث جهیزیه مخالفم حتی چند وقتی به خانوادم میگفتم زمانی که خواستم ازدواج کنم به دختره میگم مهریه نمیدم جهیزیه نمیخوام چون به نظر من جهیزیه شده سند قتل پدرهای ایرانی .طرف چه گناهی داره دختر دم بخت داره واسه اینکه باباهه میخواد یه دختر عروس کنه باید به کل شهر بدهکار بشه خب چه اشکالی داره 2 سال اول ازدواج یخچال معمولی داشته باشن .گازشون فر نداشته باشه.مبلشون سلطنتی نباشه راحتی باشه .به نظر من قشنگ تره که ملزومات زندگی کم کم توسط عروس و دوماد خریداری بشه با پول خودشون.


    ولی هروقت اینو گفتم خود شما خانمها اصلی ترین مخالفین بودید.خب پس شرایط مد نظرم اینطوری میشه .مهریه 14 تا سکه + هرچی بعد از ازدواج تو زندگی مرد به دست اومد نصف نصف (البته به جز بحث ارث)

  53. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  54. بالا | پست 32

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35751
    نوشته ها
    532
    تشکـر
    149
    تشکر شده 293 بار در 215 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    ممنونم از نظرت
    فقط مگه میشه قیده ازدواجو زد.... کنجکاو شدم بدونم خودتو در اینده چجوری تجسم کردی مگه؟
    درود
    خوبید بانو؟
    خب با بالا رفتن سن کم کم قلیان جنسی و میل جنسی آدم کم میشود پس از این رو اشتیاقمان به نزول گرویده (یعنی دیگر آن شوق روزهای 22 21 20 سالگی را نداریم)
    از سمت دیگر اوضاع مالیمان خراب است راستش خودمان هم پدر بودیم به پسر گدا دختر نمیدادیم
    از سمت دیگر با شرایط فیزیکی لاغر/فد کوتاه/ رنجور و قوزی/ بعید میدانیم مورد پسند دختری باشیم (یعنی دلمان نمی آید خودمان را به دخنری نزدیک کنیم)
    از سمت دیگر دختران هم کشش و تمایل به پسران خوش هیکل و زیبارو دارند که ما نیستیم
    همچنین هم اگر عاشق دختری باشیم سمتش نمیرویم چونکه نمیخواهیم با ازدواج با ما نگون بخت شود.
    و اینکه پدرومادرمان یک خبطی کردند ما را بدنیا آوردند نمیخواهیم این خبط را بکنیم.
    مزید بر علت اینکه دورنمای کشورمان هم سیاه و تاریک است تمایلی نداریم بچه بیاوریم فحشمان بدهد که چرا در این ممالک است!
    از این رو یا باید چس ناله سر دهیمو افسوس و حسرت بخوریم یا باید تنهایی را انتخاب کنیم؛ ما گزینه دوم را انتخاب کردیم...
    امضای ایشان
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

  55. کاربران زیر از Aamir2121 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  56. بالا | پست 33

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38058
    نوشته ها
    288
    تشکـر
    343
    تشکر شده 202 بار در 133 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    پیشاپیش از تمام دوستان عزیزم که در این بحث شرکت میکنن تشکر میکنم
    1- به نظر شما ازدواج و عشق قسمته و باید در مکان و زمان مناسب سرراه شما قرار بگیره و نمیشه با چشم سر اونو پیدا کرد یا اینکه معتقدید باید خودتون دنبالش بگیردید و تلاش کنید برای یافتنش؟
    2- دوست دارید تنها با جفت روحی خودتون ازدواج کنید یا اینکه به بنظرتون عمر اینقدر کوتاهه که این وقت تلفی ها فقط عمرو هدر میده ادما زیادن که این نشد یکی دیگه و ترسی از طلاق و این چیزا ندارید فقط نمیخواین عمرتونو هدر بدید؟
    3- ازدواج رو مانعی سرراه رسیدن به علایقتون میبینید و معتقدید که اول باید به خواسته هاتون برسید بعد ازدواج کنید یا اینکه فکر میکنید برعکس ازدواج شما رو در رسیدن به خواسته هاتون بیشتر کمک میکنه و سریعتر به آرزوهاتون میرسونه؟
    4- اگر جفت روحی خودتونو پیداکردید آیا حاظرید به هر قیمتی شده به دستش بیارید ؟ مثلن از مهریه بگذرید ( دخترا) یا با مهریه بالاش موافقیت کنید ( پسرا ) یاا حتی در مقابل مخالفت خانواده بایستید . و ....

    سلام
    ۱.به نظرم بیشترش قسمته ولی از اینم نباید غافل بود که تلاش خودمونم توش سهیمه ونباید یه سری موقعیت‌ها رو از دست بدیم ...
    ۲.مسلما جفت روحی خودم حالا هر چقدرم که می خواد طول بکشه...البته این امکانم هست که تو پیداکردن وشناخت جفت روحی خودمون دچار اشتباه بشیم ولی به نظرم بازم می تونیم قبل از اینکه دیر بشه اینو بفهمیم و...
    ۳.قبلا نظرم این بود که اول درس وهدف هام بعد ازدواج چون مانع اهدافم میشه اما الان به نظرم اگه با فرد مناسب ازدواج صورت بگیره نتنها مانع رسیدن به هدف هامون نمی شه بلکه کمک کننده هست .
    ۴.وقتی جفت روحی پیدا بشه ارتباط یه طرفه نیست یه ارتباط دوطرفس که هردونفر یسری عقب نشینی یا حالا هر چیز دیگه ای رو توی نظراتشون وخواسته هاشون انجام میدن ...وخب منم وقتی که ببینم طرفم واقعا ارزششو داره وهمون کسی که باید باشه هست حاضرم از یه سری چیزا بگذرم.
    امضای ایشان
    تنها چیز غیر ممکن درجهان خود کلمه غیر ممکن است.

    منی که، نام شراب ازکتاب می شستم

    زمانه چنان کرد،که کاتب دکان میفروش شدم

  57. 2 کاربران زیر از daryak بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  58. بالا | پست 34

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,774
    تشکـر
    2,503
    تشکر شده 2,195 بار در 1,148 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط daryak نمایش پست ها
    سلام
    ۱.به نظرم بیشترش قسمته ولی از اینم نباید غافل بود که تلاش خودمونم توش سهیمه ونباید یه سری موقعیت‌ها رو از دست بدیم ...
    ۲.مسلما جفت روحی خودم حالا هر چقدرم که می خواد طول بکشه...البته این امکانم هست که تو پیداکردن وشناخت جفت روحی خودمون دچار اشتباه بشیم ولی به نظرم بازم می تونیم قبل از اینکه دیر بشه اینو بفهمیم و...
    ۳.قبلا نظرم این بود که اول درس وهدف هام بعد ازدواج چون مانع اهدافم میشه اما الان به نظرم اگه با فرد مناسب ازدواج صورت بگیره نتنها مانع رسیدن به هدف هامون نمی شه بلکه کمک کننده هست .
    ۴.وقتی جفت روحی پیدا بشه ارتباط یه طرفه نیست یه ارتباط دوطرفس که هردونفر یسری عقب نشینی یا حالا هر چیز دیگه ای رو توی نظراتشون وخواسته هاشون انجام میدن ...وخب منم وقتی که ببینم طرفم واقعا ارزششو داره وهمون کسی که باید باشه هست حاضرم از یه سری چیزا بگذرم.
    سلام دریا عزیزم ممنونم از نظرت

    در رابطه با گزینه چهارمنظورم فقط بحث مادی ماجرا نبود گاهی مخالفت خانواده ها و گاهی مسافت و تحصیلات و... مطرح میشه . بزار اینجور واضح تر بگم فرض ایا حاظری به خاطرعشقت بری یه کشور دیگه و از خانوادت دور بشی؟
    یا مثلن خانوادت مخالفت کنن بازم حاظری با عشقت ازدواج کنی؟ منظورم یه مسله غیر قابل پیش بینی که هردوتونم بی تقصیرید
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  59. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  60. بالا | پست 35

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38058
    نوشته ها
    288
    تشکـر
    343
    تشکر شده 202 بار در 133 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : بحث آزاد: ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    سلام دریا عزیزم ممنونم از نظرت

    در رابطه با گزینه چهارمنظورم فقط بحث مادی ماجرا نبود گاهی مخالفت خانواده ها و گاهی مسافت و تحصیلات و... مطرح میشه . بزار اینجور واضح تر بگم فرض ایا حاظری به خاطرعشقت بری یه کشور دیگه و از خانوادت دور بشی؟
    یا مثلن خانوادت مخالفت کنن بازم حاظری با عشقت ازدواج کنی؟ منظورم یه مسله غیر قابل پیش بینی که هردوتونم بی تقصیرید
    همه مسافت وتحصیلات و... وقتی از ته دل وواقعا دو نفر هم دیگه رو دوست داشته باشند دیگه معنایی پیدا نمی کنه وبه نظرم این باید دو طرفه باشه نه این که صرفا من از تمام این چیزا بگذرم واون قدمی بر نداره وفقط به خواسته های خودش فکر کنه یا برعکس چون اینجوری دیگه خود خواهانه هست ...
    خانوادمم اگه مخالف باشن اول خودش باید رضایتشونو بگیره منم کمکش می کنم ولی اگه ببینم کسی باشه که واقعا ارزششو داشته باشه وخانوادم با دلایلشون نتونن منو قانع کنن باهاش ازدواج می کنم ...
    امضای ایشان
    تنها چیز غیر ممکن درجهان خود کلمه غیر ممکن است.

    منی که، نام شراب ازکتاب می شستم

    زمانه چنان کرد،که کاتب دکان میفروش شدم

  61. 2 کاربران زیر از daryak بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد