صفحه 1 از 4 123 ...
نمایش نتایج: از 1 به 50 از 178

موضوع: ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

1713
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====
    خیلی وقته دچار 2 گانگی شدم .بچه های قدیمی که منو میشناسن میدونن که من یه پسر 28 ساله تک فرزندم .پدرم تاجره و وضع مالی خوبی داریم خداروشکر .خودمم شغلم برگزاری رویدادهایی مثل کنسرت و جشنواره و همایش و غیره هستش و خداروشکر یه نیمچه درآمدی دارم و باعث کارآفرینی 11 .12 نفر هم شدم

    حالا چرا دارم اینارو میگم خواستم بچه های جدید با شرایطم یکم آشنا بشن
    ====
    از وقتی خودمو شناختم فامیل و آشنایان و دوربری ها .فکر میکردن من کلی دوست دختر دارم و هرشب با یه دخترم و کلیم رابطه جنسی انجام دادم باهاشون .مبناشونم این بود سام پول داره.خونه مجردی داره.ماشین داره.شرایط اجتماعی داره سر و زبون داره.آزادی داره مگه میشه دوست دختر نداشته باشه .پسرای الان هیچکدوم از شرایط اون را ندارن فقط یه نیمچه زبون دارن کلی دوست دختر دارن ولی فقط من میدونستم و خدای خودم که نه تا الان دوست دختر داشتم نه رابطه جنسی را تجربه کردم .چون همیشه دیدگاهم این بود که من الان بخوام با یه دختر دوست بشم یا باید بگم واسه سرگرمی میخوامت که تو مرام من نیست که وقتمو الکی بگذرونم و اون دختر را هم واسه هیچ و پوچ وابسته خودم بکنم یا باید بگم واسه ازدواج که هنوز 2 سال دیگه مونده تا به 30 سالگی برسم و بعد ازدواج کنم یا بگم رابطه جنسی که توهین به دختر ایرانیه استفاده ابزاری از اون دختر ولو خودش موافق باشه .خلاصه با همین افکار خودمو رسوندم به 28 سالگی و ارمغان این افکار تنهایی شدید بود نیاز جنسی و عاطفی شدید که هرروز باهاش در جنگ هستم .من دوست اجتماعی دختر خیلی دارم آدم اجتماعی هم هستم ولی بسیار تنهام و این تنهایی زمانی به اوج خودش میرسه که مثلا میخوام برم سینما.میخوام برم کافه میخوام برم تئاتر میخوام برم مهمونی.همرو میبینم با همسر یا دوست دخترشون اومدن ولی من تنهایی باید برم و خب اونجا انگار یه چکش بزرگ زدن تو سرم و عجیب وجودمو احساس حقارت میگیره.شاید مسخره باشه براتون اما یکی از آرزوهام اینه با یه دختر برم کافه ولی قرارم عاطفی باشه نه کاری .حرفامون احساسی باشه نه درباره پروژه و پول و اینا
    ====
    تا امروز که 28 سالم شده زندگیم روالش اینطوری بود که گفتم ولی چند ماهیه شک کردم به افکارم .و انگار 2 تا نیرو تو وجودم هی دارن با هم جدال میکنن .یکی میگه افکارت درسته راهی که این چند سال رفتی درسته .یکی دیگه میگه بدبخت خودتو از یه سری لذت ها محروم کردی .به جایی که همدمت یه دختر باشه تا برات دردل کنه و براش دردل کنی همدمت شده گربت .بدبدخت فلانی را نگاه کن که شاگرد باباته با حقوق فلان چه دوست دختری داره چقد با هم شادن.اون واسه پسره کادو میخره پسره واسه اون ولی تو احمق هیچکسی تو زندگیت نیست که دوست داشته باشه جدا از پدر مادرت و خانوادت و یه سری دوستای نزدیکت .کسی که تورو عاشقانه دوست بداره .ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا
    از اونور وقتی خودمو آنالیز میکنم میبینم من خوب بلدم حرف بزنم من خوب بلدم با حرف زدن مسءولای گنده شهر و استان و کشور را راغب کنم واسه پروژه های مختلف.ولی اگه الان بگن با یه دختر برو قرار عاطفی .هیچی بلد نیستم میمونم چی بگم اصن لال میشم حرف کم میارم (منی که مجری مراسمات ۲ هزار ۳ هزار نفره هستم ) و حتی بلد نیستم چجوری برخورد کنم.
    =====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟
    ویرایش توسط sam127 : 01-28-2020 در ساعت 02:55 PM

  2. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    1,071
    تشکـر
    422
    تشکر شده 478 بار در 333 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====
    خیلی وقته دچار 2 گانگی شدم .بچه های قدیمی که منو میشناسن میدونن که من یه پسر 28 ساله تک فرزندم .پدرم تاجره و وضع مالی خوبی داریم خداروشکر .خودمم شغلم برگزاری رویدادهایی مثل کنسرت و جشنواره و همایش و غیره هستش و خداروشکر یه نیمچه درآمدی دارم و باعث کارآفرینی 11 .12 نفر هم شدم

    حالا چرا دارم اینارو میگم خواستم بچه های جدید با شرایطم یکم آشنا بشن
    ====
    از وقتی خودمو شناختم فامیل و آشنایان و دوربری ها .فکر میکردن من کلی دوست دختر دارم و هرشب با یه دخترم و کلیم رابطه جنسی انجام دادم باهاشون .مبناشونم این بود سام پول داره.خونه مجردی داره.ماشین داره.شرایط اجتماعی داره سر و زبون داره مگه میشه دوست دختر نداشته باشه .پسرای الان هیچکدوم از شرایط اون را ندارن فقط یه نیمچه زبون دارن کلی دوست دختر دارن ولی فقط من میدونستم و خدای خودم که نه تا الان دوست دختر داشتم نه رابطه جنسی را تجربه کردم .چون همیشه دیدگاهم این بود که من الان بخوام با یه دختر دوست بشم یا باید بگم واسه سرگرمی میخوامت که تو مرام من نیست که وقتمو الکی بگذرونم و اون دختر را هم واسه هیچ و پوچ وابسته خودم بکنم یا باید بگم واسه ازدواج که هنوز 2 سال دیگه مونده تا به 30 سالگی برسم و بعد ازدواج کنم یا بگم رابطه جنسی که توهین به دختر ایرانیه استفاده ابزاری از اون دختر ولو خودش موافق باشه .خلاصه با همین افکار خودمو رسوندم به 28 سالگی و ارمغان این افکار تنهایی شدید بود نیاز جنسی و عاطفی شدید که هرروز باهاش در جنگ هستم .من دوست اجتماعی دختر خیلی دارم آدم اجتماعی هم هستم ولی بسیار تنهام و این تنهایی زمانی به اوج خودش میرسه که مثلا میخوام برم سینما.میخوام برم کافه میخوام برم تئاتر میخوام برم مهمونی.همرو میبینم با همسر یا دوست دخترشون اومدن ولی من تنهایی باید برم و خب اونجا انگار یه چکش بزرگ زدن تو سرم و عجیب وجودمو احساس حقارت میگیره.شاید مسخره باشه براتون اما یکی از آرزوهام اینه با یه دختر برم کافه ولی قرارم عاطفی باشه نه کاری .حرفامون احساسی باشه نه درباره پروژه و پول و اینا
    ====
    تا امروز که 28 سالم شده زندگیم روالش اینطوری بود که گفتم ولی چند ماهیه شک کردم به افکارم .و انگار 2 تا نیرو تو وجودم هی دارن با هم جدال میکنن .یکی میگه افکارت درسته راهی که این چند سال رفتی درسته .یکی دیگه میگه بدبخت خودتو از یه سری لذت ها محروم کردی .به جایی که همدمت یه دختر باشه تا برات دردل کنه و براش دردل کنی همدمت شده گربت .بدبدخت فلانی را نگاه کن که شاگرد باباته با حقوق فلان چه دوست دختری داره چقد با هم شادن.اون واسه پسره کادو میخره پسره واسه اون ولی تو احمق هیچکسی تو زندگیت نیست که دوست داشته باشه جدا از پدر مادرت و خانوادت و یه سری دوستای نزدیکت .کسی که تورو عاشقانه دوست بداره .ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا
    =====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام سام عزیز
    من یکی از تاپیک های شما رو که توی بیست وسه سالگی زده بودی رو رویت کردم و باید بگم از این بابت که شما این رویه رو از دیر باز داشتی و مراقب روابط خودت بودی رو تائید میکنم

    سام گرامی قبل از هرچیز باید مشخص بشه که آیا اون حالت های گذشته که خودت رو کنترل میکردی و سعی بر این داشتی که جنس مخالف توی زندگیت پا نگزاره رو بر مبنای ایمان قرار میدادی یا خیر

    من وقتی اون تاپیک شما رو خوندم کیف کرده بودم وگفتم چه انسان پاک و خوش سرشتی
    میدونی چرا ؟ چون جون های مثل تو غنیمت های اجتماع هستند
    امثال تو همون انسان های هدایت یافته هستند
    سام گرامی به نظر من هیچ راه اشتباهی نرفتی بلکه ایمان داشته باش
    پروردگارت هر زمان که لازم باشه به تو ازدواج رو عنایت خواهد کرد

    شما دچار وسواس و کمی سست ایمانی شدی
    به خدا ایمان داشته باش همون پروردگاری که توی سجده بهش میگی
    منزه است خداوند بلند مرتبه من وتنها اورا میپرستم
    خدای منزه چه خدایی هست ؟
    خدایی که نیکو کاری بندگانش رو در دنیا وآخرت پاداش میده
    محال هست تو پاکی کنی و گناه نکنی و روزی تو یک زن و یا دختری که حدود الهی رو نقض کرده ومیکرده باشه
    ایمان داشته باش سام گرامی که تو راه اشتباهی نرفتی تا به حال
    درسته نیاز عاطفی و .‌‌‌‌‌‌‌‌‌........برای تو عرصه رو تنگ کرده و باعث شده احساس کنی راه اشتباه رو رفتی اما توی قرآن کریم نوشته

    وکسانی که نیکو کاری پیش گرفتند ابلیس بر آنها حاضر شد وبر آنها القا نمود تا کارشان را در نزد آنها بی ارزش جلوه دهد وراه باطل را درپیش گیرند
    صبح وشام پروردگارت را تسبیح گوی وبگو پروردگارا برای من از نزد خودت نیروی یاری گر قرارده که من دربرابر حیله های شیطان جز تو یاری گری ندارم

    به نظر خودت این حرف القای شیطان نیست که ( ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا)

    از اونجایی که تو مطیع ودرست کار باشی مطمئن باش خدا نیکو کارهارو سر راهت قرار میده تا مزدوج باشی چه وعده ای محکم تر از وعده خق

    این یعنی چی ؟ توکه ایمانت برات سر لوحه بود الان خودت رو باپسرایی که بادوست دختر تخلیه میکنند مقایسه میکنی استغفرالله
    این یعنی زنا این یعنی ترک حدود الهی وتجاوز از حدود حق تعالی

    خداوند نعمت رو بر شما تموم کرده پول ثروت و.......الان در امتحان خدا حیف هست سر بلند بیرون نیای
    به نظرمن شما یا درنماز کاهل شدی یا از قرائت روزانه ی قرآن غافل شدی یا ترکیب هردو
    اگر کلمات خدارو با خلوص بخونی تمام جواب هایی که تو ذهنت هست رو خواهی یافت حتی قرآن درمورد افراد معلول هم تعریف کرده و گفته چرا معلول هستن
    قرآن حرف خداست واگر ترک کنی مطمئن باش دچار انحراف میشی

    مدتی پیش خواستی شمارو نقد کنند توی یک تاپیک و کسی باشما حرف زد و گفت ................
    مواظب باش که شیطان افرادش رو درهمه جا پراکنده میکنه تا اهداف شیطان رو درذهن ما پرورش بدهند ومثلا به ما بگن خودت رو از لذت و.......محروم میکنی
    کمی گنگ صحبت کردم اما منظورمو میفهمی که چیه
    امیدوارم حرفام رو دال بر نفهمی و........نگزاری و ناراحت نشی

    امیدوارم موفق باشی و حواست با سام بیست وسه سالگی باشه

    ۱
    امضای ایشان
    اَللّهُم اَشفِ کُلَّ مَریض.........

  4. 4 کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,431
    تشکـر
    10,741
    تشکر شده 13,557 بار در 6,912 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    عزیزم نظر منم که میدونی
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  6. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2019
    شماره عضویت
    42571
    نوشته ها
    316
    تشکـر
    65
    تشکر شده 100 بار در 88 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====
    خیلی وقته دچار 2 گانگی شدم .بچه های قدیمی که منو میشناسن میدونن که من یه پسر 28 ساله تک فرزندم .پدرم تاجره و وضع مالی خوبی داریم خداروشکر .خودمم شغلم برگزاری رویدادهایی مثل کنسرت و جشنواره و همایش و غیره هستش و خداروشکر یه نیمچه درآمدی دارم و باعث کارآفرینی 11 .12 نفر هم شدم

    حالا چرا دارم اینارو میگم خواستم بچه های جدید با شرایطم یکم آشنا بشن
    ====
    از وقتی خودمو شناختم فامیل و آشنایان و دوربری ها .فکر میکردن من کلی دوست دختر دارم و هرشب با یه دخترم و کلیم رابطه جنسی انجام دادم باهاشون .مبناشونم این بود سام پول داره.خونه مجردی داره.ماشین داره.شرایط اجتماعی داره سر و زبون داره.آزادی داره مگه میشه دوست دختر نداشته باشه .پسرای الان هیچکدوم از شرایط اون را ندارن فقط یه نیمچه زبون دارن کلی دوست دختر دارن ولی فقط من میدونستم و خدای خودم که نه تا الان دوست دختر داشتم نه رابطه جنسی را تجربه کردم .چون همیشه دیدگاهم این بود که من الان بخوام با یه دختر دوست بشم یا باید بگم واسه سرگرمی میخوامت که تو مرام من نیست که وقتمو الکی بگذرونم و اون دختر را هم واسه هیچ و پوچ وابسته خودم بکنم یا باید بگم واسه ازدواج که هنوز 2 سال دیگه مونده تا به 30 سالگی برسم و بعد ازدواج کنم یا بگم رابطه جنسی که توهین به دختر ایرانیه استفاده ابزاری از اون دختر ولو خودش موافق باشه .خلاصه با همین افکار خودمو رسوندم به 28 سالگی و ارمغان این افکار تنهایی شدید بود نیاز جنسی و عاطفی شدید که هرروز باهاش در جنگ هستم .من دوست اجتماعی دختر خیلی دارم آدم اجتماعی هم هستم ولی بسیار تنهام و این تنهایی زمانی به اوج خودش میرسه که مثلا میخوام برم سینما.میخوام برم کافه میخوام برم تئاتر میخوام برم مهمونی.همرو میبینم با همسر یا دوست دخترشون اومدن ولی من تنهایی باید برم و خب اونجا انگار یه چکش بزرگ زدن تو سرم و عجیب وجودمو احساس حقارت میگیره.شاید مسخره باشه براتون اما یکی از آرزوهام اینه با یه دختر برم کافه ولی قرارم عاطفی باشه نه کاری .حرفامون احساسی باشه نه درباره پروژه و پول و اینا
    ====
    تا امروز که 28 سالم شده زندگیم روالش اینطوری بود که گفتم ولی چند ماهیه شک کردم به افکارم .و انگار 2 تا نیرو تو وجودم هی دارن با هم جدال میکنن .یکی میگه افکارت درسته راهی که این چند سال رفتی درسته .یکی دیگه میگه بدبخت خودتو از یه سری لذت ها محروم کردی .به جایی که همدمت یه دختر باشه تا برات دردل کنه و براش دردل کنی همدمت شده گربت .بدبدخت فلانی را نگاه کن که شاگرد باباته با حقوق فلان چه دوست دختری داره چقد با هم شادن.اون واسه پسره کادو میخره پسره واسه اون ولی تو احمق هیچکسی تو زندگیت نیست که دوست داشته باشه جدا از پدر مادرت و خانوادت و یه سری دوستای نزدیکت .کسی که تورو عاشقانه دوست بداره .ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا
    از اونور وقتی خودمو آنالیز میکنم میبینم من خوب بلدم حرف بزنم من خوب بلدم با حرف زدن مسءولای گنده شهر و استان و کشور را راغب کنم واسه پروژه های مختلف.ولی اگه الان بگن با یه دختر برو قرار عاطفی .هیچی بلد نیستم میمونم چی بگم اصن لال میشم حرف کم میارم (منی که مجری مراسمات ۲ هزار ۳ هزار نفره هستم ) و حتی بلد نیستم چجوری برخورد کنم.
    =====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟
    از نظر من شما هیچم اشتباه نکردی بلکه بهترین کارو کردی که خودتونو درگیر این مسائل نگردین فک میکنی ک اونا خوش و خرمن همه چی فقط و فقط از دور قشنگه اره راستشو بخواین اگ عشق واقعی باشه خیلی قشنگه خیلی شیرینه اگ طرف فقط بخاطر خودت و خودت بخوادت نه پول و موقعیت اجتماعی و زیبایی اگ چتین عشقی باشه واقعا قشنگه متقابلا هم ارزش تحمل همه ی سختیای دنیا رو داره ولی روابطی مث دوستی و حسای زودگذر فقط لطمه وارد میکنه به دوطرف ب خصوص دختر این خیلی خوبه تو این جامعه خودتونو کنترل کردین و اینو مطمن باش ب احتمال قوی خداوند یکی مث خودتونو سر راهتون قرار میده و دیگ اینک لزومی نداره ک وقتی شما تمامی شرایطو داری صبر کنی تا حتما۳۰ساله شین بعد برا ازدواج قدم بردارین!وقتی شرایطشو دارین برین دنبال دختر رویاهاتون و کافه و هرجایی ک دلتون میخواد با همسرتون برین

  8. 5 کاربران زیر از یک تنهای خسته بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سلطنت نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام سام عزیز
    من یکی از تاپیک های شما رو که توی بیست وسه سالگی زده بودی رو رویت کردم و باید بگم از این بابت که شما این رویه رو از دیر باز داشتی و مراقب روابط خودت بودی رو تائید میکنم

    سام گرامی قبل از هرچیز باید مشخص بشه که آیا اون حالت های گذشته که خودت رو کنترل میکردی و سعی بر این داشتی که جنس مخالف توی زندگیت پا نگزاره رو بر مبنای ایمان قرار میدادی یا خیر

    من وقتی اون تاپیک شما رو خوندم کیف کرده بودم وگفتم چه انسان پاک و خوش سرشتی
    میدونی چرا ؟ چون جون های مثل تو غنیمت های اجتماع هستند
    امثال تو همون انسان های هدایت یافته هستند
    سام گرامی به نظر من هیچ راه اشتباهی نرفتی بلکه ایمان داشته باش
    پروردگارت هر زمان که لازم باشه به تو ازدواج رو عنایت خواهد کرد

    شما دچار وسواس و کمی سست ایمانی شدی
    به خدا ایمان داشته باش همون پروردگاری که توی سجده بهش میگی
    منزه است خداوند بلند مرتبه من وتنها اورا میپرستم
    خدای منزه چه خدایی هست ؟
    خدایی که نیکو کاری بندگانش رو در دنیا وآخرت پاداش میده
    محال هست تو پاکی کنی و گناه نکنی و روزی تو یک زن و یا دختری که حدود الهی رو نقض کرده ومیکرده باشه
    ایمان داشته باش سام گرامی که تو راه اشتباهی نرفتی تا به حال
    درسته نیاز عاطفی و .‌‌‌‌‌‌‌‌‌........برای تو عرصه رو تنگ کرده و باعث شده احساس کنی راه اشتباه رو رفتی اما توی قرآن کریم نوشته

    وکسانی که نیکو کاری پیش گرفتند ابلیس بر آنها حاضر شد وبر آنها القا نمود تا کارشان را در نزد آنها بی ارزش جلوه دهد وراه باطل را درپیش گیرند
    صبح وشام پروردگارت را تسبیح گوی وبگو پروردگارا برای من از نزد خودت نیروی یاری گر قرارده که من دربرابر حیله های شیطان جز تو یاری گری ندارم

    به نظر خودت این حرف القای شیطان نیست که ( ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا)

    از اونجایی که تو مطیع ودرست کار باشی مطمئن باش خدا نیکو کارهارو سر راهت قرار میده تا مزدوج باشی چه وعده ای محکم تر از وعده خق

    این یعنی چی ؟ توکه ایمانت برات سر لوحه بود الان خودت رو باپسرایی که بادوست دختر تخلیه میکنند مقایسه میکنی استغفرالله
    این یعنی زنا این یعنی ترک حدود الهی وتجاوز از حدود حق تعالی

    خداوند نعمت رو بر شما تموم کرده پول ثروت و.......الان در امتحان خدا حیف هست سر بلند بیرون نیای
    به نظرمن شما یا درنماز کاهل شدی یا از قرائت روزانه ی قرآن غافل شدی یا ترکیب هردو
    اگر کلمات خدارو با خلوص بخونی تمام جواب هایی که تو ذهنت هست رو خواهی یافت حتی قرآن درمورد افراد معلول هم تعریف کرده و گفته چرا معلول هستن
    قرآن حرف خداست واگر ترک کنی مطمئن باش دچار انحراف میشی

    مدتی پیش خواستی شمارو نقد کنند توی یک تاپیک و کسی باشما حرف زد و گفت ................
    مواظب باش که شیطان افرادش رو درهمه جا پراکنده میکنه تا اهداف شیطان رو درذهن ما پرورش بدهند ومثلا به ما بگن خودت رو از لذت و.......محروم میکنی
    کمی گنگ صحبت کردم اما منظورمو میفهمی که چیه
    امیدوارم حرفام رو دال بر نفهمی و........نگزاری و ناراحت نشی

    امیدوارم موفق باشی و حواست با سام بیست وسه سالگی باشه

    ۱
    سلام من اصلا آدم مذهبی نیستم و اعتقاداتم از سر مذهب نیست از سر وجدانه
    و اینکه من الان ۲۸ سالمه و آدمی نیستم که با حرف کسی بخواد عقایدم تغییر کنه و این موضوع برای قبل از حتی اون تایپیکه
    مورد بعدی اینکه واقعا خسته شدم هفته ای چند شب خواب جنسی یا عاطفی میبینم بدون اینکه به این ماجرا فکر کنم

  10. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    عزیزم نظر منم که میدونی
    نه نظرتو بگو

  11. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط یک تنهای خسته نمایش پست ها
    از نظر من شما هیچم اشتباه نکردی بلکه بهترین کارو کردی که خودتونو درگیر این مسائل نگردین فک میکنی ک اونا خوش و خرمن همه چی فقط و فقط از دور قشنگه اره راستشو بخواین اگ عشق واقعی باشه خیلی قشنگه خیلی شیرینه اگ طرف فقط بخاطر خودت و خودت بخوادت نه پول و موقعیت اجتماعی و زیبایی اگ چتین عشقی باشه واقعا قشنگه متقابلا هم ارزش تحمل همه ی سختیای دنیا رو داره ولی روابطی مث دوستی و حسای زودگذر فقط لطمه وارد میکنه به دوطرف ب خصوص دختر این خیلی خوبه تو این جامعه خودتونو کنترل کردین و اینو مطمن باش ب احتمال قوی خداوند یکی مث خودتونو سر راهتون قرار میده و دیگ اینک لزومی نداره ک وقتی شما تمامی شرایطو داری صبر کنی تا حتما۳۰ساله شین بعد برا ازدواج قدم بردارین!وقتی شرایطشو دارین برین دنبال دختر رویاهاتون و کافه و هرجایی ک دلتون میخواد با همسرتون برین
    من یه سری اهداف تو زندگیم دارم که اول باید به اونا برسم و بعد به ازدواج

  12. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2019
    شماره عضویت
    42352
    نوشته ها
    173
    تشکـر
    60
    تشکر شده 65 بار در 48 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    سلام اقای سام من تایپیکتون رو کامل خوندم .
    شما دارین راهی رو میرین که نباید میرفتین.ولی نگران نباشین از امروز میتونین راهتون رو عوض کنین و به سوی راه خدا بگردین و توبه کنین
    حتما خدا توبتون رو قبول میکنه .
    اقا سام شما نباید این راه رو ادامه بدین چون این راه راه شما نیست بیراهس .
    سعی کنید از خدا کمک بخاین و دستاتون رو روبروی اون داراز کنین و ازش بخاین توبتون رو قبول کنه و گناهان گذشتتون رو ببخشه .
    البته مطمنم میبخشه چون خدا بخشندس .
    نزار شیطلان تو رو از راه به در کنه و تو رو به سوی خودش بکشونه و تو رو از راه به در کنه و از خدا دورت کنه .
    همیشه سعی کن قران زیاد بخون و تامل کن تو ایاتش .
    من مطمنم که خدا دوستتون داره که یه فرصت دیگه داره به شما میده که بر گردین پیشش .
    من برات دعا میکنم که هر چه زودتر به اغوش خدا برگردی و یه زندگی تازه رو شروع کنی بی گناه و غم .
    نگران نباش کافیه بخای خدا منتظرته که برگردی .

  13. 3 کاربران زیر از ستاره نجات بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    1,071
    تشکـر
    422
    تشکر شده 478 بار در 333 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام من اصلا آدم مذهبی نیستم و اعتقاداتم از سر مذهب نیست از سر وجدانه
    و اینکه من الان ۲۸ سالمه و آدمی نیستم که با حرف کسی بخواد عقایدم تغییر کنه و این موضوع برای قبل از حتی اون تایپیکه
    مورد بعدی اینکه واقعا خسته شدم هفته ای چند شب خواب جنسی یا عاطفی میبینم بدون اینکه به این ماجرا فکر کنم

    من نظرم رو گفتم و باید بگم خودم مطلقا اون چیزی هستم که میگم
    مذهبی نیستی ؟ پس به خدا ایمان دارید یا نه ؟

    چون چه به خاطر وجدان / حرف مردم یا.......هم که شده خواه یا ناخواه اگر کاردرست رو انجام بدی خدا پاداش میده خودش تو قرآن‌گفته زنان پرهیزکار روزی مردان پرهیز کار خواهند شد

    مگر این که حرف قرآن رو تصدیق نکنید و....
    من نمیدونم مذهب رو به قرائت قرآن و نماز خوندن نمیبینید یا.....منظورتون چیه از مذهبی نبودن

    اما اگر پایبند این شئونات نیستین ! وباید حتما تا سی سالگی صبر کنید و بعد ازدواج کنی
    و وجدانتون پذیرش نداره که بادختر ها فلان.............
    خوب با کسانی رابطه بر قرار کن که دچار لطمه نمیشن اما چطور ؟
    یک خانم رو که از صیغه شدن revenue/ درآمد داره رو توی شهرت پیدا کن و صیغش کن و هم رابطه جنسی داشته باشین هم رابطه عاطفی
    بعد هم هروقت که خواستین شیک ومجلسی ازش جدا بشین
    این طوری نه وجدانت خدشه دار میشه نه سوء عاطفه احساس میکنی نه گناهی مرتکب شدی وهم استاندار صبر تا سی سالگی نقض نشده ..................
    امضای ایشان
    اَللّهُم اَشفِ کُلَّ مَریض.........

  15. 2 کاربران زیر از سلطنت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره نجات نمایش پست ها
    سلام اقای سام من تایپیکتون رو کامل خوندم .
    شما دارین راهی رو میرین که نباید میرفتین.ولی نگران نباشین از امروز میتونین راهتون رو عوض کنین و به سوی راه خدا بگردین و توبه کنین
    حتما خدا توبتون رو قبول میکنه .
    اقا سام شما نباید این راه رو ادامه بدین چون این راه راه شما نیست بیراهس .
    سعی کنید از خدا کمک بخاین و دستاتون رو روبروی اون داراز کنین و ازش بخاین توبتون رو قبول کنه و گناهان گذشتتون رو ببخشه .
    البته مطمنم میبخشه چون خدا بخشندس .
    نزار شیطلان تو رو از راه به در کنه و تو رو به سوی خودش بکشونه و تو رو از راه به در کنه و از خدا دورت کنه .
    همیشه سعی کن قران زیاد بخون و تامل کن تو ایاتش .
    من مطمنم که خدا دوستتون داره که یه فرصت دیگه داره به شما میده که بر گردین پیشش .
    من برات دعا میکنم که هر چه زودتر به اغوش خدا برگردی و یه زندگی تازه رو شروع کنی بی گناه و غم .
    نگران نباش کافیه بخای خدا منتظرته که برگردی .
    سلام من هنوز راهی را نرفتم؟

  17. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سلطنت نمایش پست ها
    من نظرم رو گفتم و باید بگم خودم مطلقا اون چیزی هستم که میگم
    مذهبی نیستی ؟ پس به خدا ایمان دارید یا نه ؟

    چون چه به خاطر وجدان / حرف مردم یا.......هم که شده خواه یا ناخواه اگر کاردرست رو انجام بدی خدا پاداش میده خودش تو قرآن‌گفته زنان پرهیزکار روزی مردان پرهیز کار خواهند شد

    مگر این که حرف قرآن رو تصدیق نکنید و....
    من نمیدونم مذهب رو به قرائت قرآن و نماز خوندن نمیبینید یا.....منظورتون چیه از مذهبی نبودن

    اما اگر پایبند این شئونات نیستین ! وباید حتما تا سی سالگی صبر کنید و بعد ازدواج کنی
    و وجدانتون پذیرش نداره که بادختر ها فلان.............
    خوب با کسانی رابطه بر قرار کن که دچار لطمه نمیشن اما چطور ؟
    یک خانم رو که از صیغه شدن revenue/ درآمد داره رو توی شهرت پیدا کن و صیغش کن و هم رابطه جنسی داشته باشین هم رابطه عاطفی
    بعد هم هروقت که خواستین شیک ومجلسی ازش جدا بشین
    این طوری نه وجدانت خدشه دار میشه نه سوء عاطفه احساس میکنی نه گناهی مرتکب شدی وهم استاندار صبر تا سی سالگی نقض نشده ..................

    مذهبی نیستم یعنی دین من دین انسانیته

    نماز نمیخونم ولی کار خیر انجام میدم

    روزه نمیگیرم ولی جهیزیه دختر جور میکنم

    دعا کمیل و توسل و اینا نمیخونم ولی به فقرا اطعام میدم و........

  18. 2 کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    1,071
    تشکـر
    422
    تشکر شده 478 بار در 333 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    مذهبی نیستم یعنی دین من دین انسانیته

    نماز نمیخونم ولی کار خیر انجام میدم

    روزه نمیگیرم ولی جهیزیه دختر جور میکنم

    دعا کمیل و توسل و اینا نمیخونم ولی به فقرا اطعام میدم و........
    سلام

    من قصد جسارت به شما ودین شمارو نداشتم
    من میدونم دین شما چیه ؟ مسلمان و شیعه
    چراش هم مربوط به تصویر آواتار شما ( نام خدا) و تاپیک عرض تسلیت برای شهادت صدیقه کبری حضرت زهرا هست )

    اما عمل مستحب روی ترک واجب سر پوش نمیزاره

    مطمئن باش پاسخ اعمال خیر داده میشه ( جهیزیه و.......)

    من توی سریال مختار نامه یه چیز رو خوب دقت کردم ودرس گرفتم ازش

    روفائه دنبال این بود که قاتلین امام حسین ( ع ) رو اعدام کنه اما به خاطر اینکه با مختار لج کرد ( به خاطر استدلال ضعیف که مختار فلاباید فلان کار رو میکرد چون نکرد دشمن دین هست ) با شمر پیمان بست و باهم نماز صبح خوندند جلوی قصر کوفه تا مختار رو از اریکه قدرت به زیر بکشه

    اون شب به خدا گفتم هیچ گاه اجازه نده کور کورانه در مسیری باشم که تو دوست نداری و ناخواسته در راه تو نباشم

    ( استدلال انجام مستحبات و درعوض ترک واجبات استد لالی ضعیف هست )

    با مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي

    تا بي خبر بميرد در درد خودپرستي

    عاشق شو ار نه روزي کار جهان سر آيد

    ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستي

    دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم

    با کافران چه کارت گر بت نمي پرستي

  20. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,529
    تشکـر
    3,785
    تشکر شده 2,299 بار در 1,518 پست
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====
    خیلی وقته دچار 2 گانگی شدم .بچه های قدیمی که منو میشناسن میدونن که من یه پسر 28 ساله تک فرزندم .پدرم تاجره و وضع مالی خوبی داریم خداروشکر .خودمم شغلم برگزاری رویدادهایی مثل کنسرت و جشنواره و همایش و غیره هستش و خداروشکر یه نیمچه درآمدی دارم و باعث کارآفرینی 11 .12 نفر هم شدم

    حالا چرا دارم اینارو میگم خواستم بچه های جدید با شرایطم یکم آشنا بشن
    ====
    از وقتی خودمو شناختم فامیل و آشنایان و دوربری ها .فکر میکردن من کلی دوست دختر دارم و هرشب با یه دخترم و کلیم رابطه جنسی انجام دادم باهاشون .مبناشونم این بود سام پول داره.خونه مجردی داره.ماشین داره.شرایط اجتماعی داره سر و زبون داره.آزادی داره مگه میشه دوست دختر نداشته باشه .پسرای الان هیچکدوم از شرایط اون را ندارن فقط یه نیمچه زبون دارن کلی دوست دختر دارن ولی فقط من میدونستم و خدای خودم که نه تا الان دوست دختر داشتم نه رابطه جنسی را تجربه کردم .چون همیشه دیدگاهم این بود که من الان بخوام با یه دختر دوست بشم یا باید بگم واسه سرگرمی میخوامت که تو مرام من نیست که وقتمو الکی بگذرونم و اون دختر را هم واسه هیچ و پوچ وابسته خودم بکنم یا باید بگم واسه ازدواج که هنوز 2 سال دیگه مونده تا به 30 سالگی برسم و بعد ازدواج کنم یا بگم رابطه جنسی که توهین به دختر ایرانیه استفاده ابزاری از اون دختر ولو خودش موافق باشه .خلاصه با همین افکار خودمو رسوندم به 28 سالگی و ارمغان این افکار تنهایی شدید بود نیاز جنسی و عاطفی شدید که هرروز باهاش در جنگ هستم .من دوست اجتماعی دختر خیلی دارم آدم اجتماعی هم هستم ولی بسیار تنهام و این تنهایی زمانی به اوج خودش میرسه که مثلا میخوام برم سینما.میخوام برم کافه میخوام برم تئاتر میخوام برم مهمونی.همرو میبینم با همسر یا دوست دخترشون اومدن ولی من تنهایی باید برم و خب اونجا انگار یه چکش بزرگ زدن تو سرم و عجیب وجودمو احساس حقارت میگیره.شاید مسخره باشه براتون اما یکی از آرزوهام اینه با یه دختر برم کافه ولی قرارم عاطفی باشه نه کاری .حرفامون احساسی باشه نه درباره پروژه و پول و اینا
    ====
    تا امروز که 28 سالم شده زندگیم روالش اینطوری بود که گفتم ولی چند ماهیه شک کردم به افکارم .و انگار 2 تا نیرو تو وجودم هی دارن با هم جدال میکنن .یکی میگه افکارت درسته راهی که این چند سال رفتی درسته .یکی دیگه میگه بدبخت خودتو از یه سری لذت ها محروم کردی .به جایی که همدمت یه دختر باشه تا برات دردل کنه و براش دردل کنی همدمت شده گربت .بدبدخت فلانی را نگاه کن که شاگرد باباته با حقوق فلان چه دوست دختری داره چقد با هم شادن.اون واسه پسره کادو میخره پسره واسه اون ولی تو احمق هیچکسی تو زندگیت نیست که دوست داشته باشه جدا از پدر مادرت و خانوادت و یه سری دوستای نزدیکت .کسی که تورو عاشقانه دوست بداره .ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا
    از اونور وقتی خودمو آنالیز میکنم میبینم من خوب بلدم حرف بزنم من خوب بلدم با حرف زدن مسءولای گنده شهر و استان و کشور را راغب کنم واسه پروژه های مختلف.ولی اگه الان بگن با یه دختر برو قرار عاطفی .هیچی بلد نیستم میمونم چی بگم اصن لال میشم حرف کم میارم (منی که مجری مراسمات ۲ هزار ۳ هزار نفره هستم ) و حتی بلد نیستم چجوری برخورد کنم.
    =====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟
    سلام

    با اجازه منم نظرمو میگم.

    برای شخصی مثل شما که از لحاظ مادی تامین هستین، هر دو روش اشتباه هستن، یعنی هم تا حالا سرکوب کردن نیازهاتون(عاطفی و جنسی) و هم یهو تغییر کردن و دوست دختر داشتن اشتباهن.

    اگه زندگی سالم میخوای همین حالا به فکر ازدواج باش.
    این کاریه که باید چند سال پیش انجام میدادی تا مجبور نباشی نیازهاتو سرکوب کنی.
    فکر کن دو سال گذشته مگه چه چیزی واقعاً فرق کرده؟
    تازه تا بخوای شروع کنی و یه دختر خوب پیدا کنی دوسال فوراً رد میشه و میبینی 30 سالت شد.
    منظورم این نیست همین حالا یهو ازدواج کن، منظورم اینه به فکر باش و مقدمات و زمینشو فراهم کن.
    واقعاً هیچ اجباری وجود نداره بخوای از 30 سالگی شروع کنی، به خودت سخت نگیر.
    امضای ایشان

  21. 3 کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سلطنت نمایش پست ها
    سلام

    من قصد جسارت به شما ودین شمارو نداشتم
    من میدونم دین شما چیه ؟ مسلمان و شیعه
    چراش هم مربوط به تصویر آواتار شما ( نام خدا) و تاپیک عرض تسلیت برای شهادت صدیقه کبری حضرت زهرا هست )

    اما عمل مستحب روی ترک واجب سر پوش نمیزاره

    مطمئن باش پاسخ اعمال خیر داده میشه ( جهیزیه و.......)

    من توی سریال مختار نامه یه چیز رو خوب دقت کردم ودرس گرفتم ازش

    روفائه دنبال این بود که قاتلین امام حسین ( ع ) رو اعدام کنه اما به خاطر اینکه با مختار لج کرد ( به خاطر استدلال ضعیف که مختار فلاباید فلان کار رو میکرد چون نکرد دشمن دین هست ) با شمر پیمان بست و باهم نماز صبح خوندند جلوی قصر کوفه تا مختار رو از اریکه قدرت به زیر بکشه

    اون شب به خدا گفتم هیچ گاه اجازه نده کور کورانه در مسیری باشم که تو دوست نداری و ناخواسته در راه تو نباشم

    ( استدلال انجام مستحبات و درعوض ترک واجبات استد لالی ضعیف هست )

    با مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي

    تا بي خبر بميرد در درد خودپرستي

    عاشق شو ار نه روزي کار جهان سر آيد

    ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستي

    دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم

    با کافران چه کارت گر بت نمي پرستي
    آدمها عقایدشون متفاوته

  23. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    سلام

    با اجازه منم نظرمو میگم.

    برای شخصی مثل شما که از لحاظ مادی تامین هستین، هر دو روش اشتباه هستن، یعنی هم تا حالا سرکوب کردن نیازهاتون(عاطفی و جنسی) و هم یهو تغییر کردن و دوست دختر داشتن اشتباهن.

    اگه زندگی سالم میخوای همین حالا به فکر ازدواج باش.
    این کاریه که باید چند سال پیش انجام میدادی تا مجبور نباشی نیازهاتو سرکوب کنی.
    فکر کن دو سال گذشته مگه چه چیزی واقعاً فرق کرده؟
    تازه تا بخوای شروع کنی و یه دختر خوب پیدا کنی دوسال فوراً رد میشه و میبینی 30 سالت شد.
    منظورم این نیست همین حالا یهو ازدواج کن، منظورم اینه به فکر باش و مقدمات و زمینشو فراهم کن.
    واقعاً هیچ اجباری وجود نداره بخوای از 30 سالگی شروع کنی، به خودت سخت نگیر.
    سلام خوش اومدی .بله چرا که نه.
    چرا هرکدومش اشتباهه ؟؟ برام باز کن
    خب فک کن من امروز شروع کردم به گشتن واسه دختر خوب
    فردا پیدا شد .باید چی بگم بهش؟؟
    آیا انصافه بگم‌فلان من ۲ سال دیگه قصد ازدواج دارم بیا این ۲ سال را ارتباط داشته باشیم همو بشناسیم بعد ۲ سال میام خواستگاریت اگه خوب بودی
    خب حالا تو ابن ۲ سال اگه یهو یه اتفاقی افتاد که نتونستم با دختره ازدواج کنم یا محل زندگیم عوض شد
    اونوقت تکلیف دختره چیه؟

  25. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    42698
    نوشته ها
    77
    تشکـر
    44
    تشکر شده 77 بار در 46 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====
    خیلی وقته دچار 2 گانگی شدم .بچه های قدیمی که منو میشناسن میدونن که من یه پسر 28 ساله تک فرزندم .پدرم تاجره و وضع مالی خوبی داریم خداروشکر .خودمم شغلم برگزاری رویدادهایی مثل کنسرت و جشنواره و همایش و غیره هستش و خداروشکر یه نیمچه درآمدی دارم و باعث کارآفرینی 11 .12 نفر هم شدم

    حالا چرا دارم اینارو میگم خواستم بچه های جدید با شرایطم یکم آشنا بشن
    ====
    از وقتی خودمو شناختم فامیل و آشنایان و دوربری ها .فکر میکردن من کلی دوست دختر دارم و هرشب با یه دخترم و کلیم رابطه جنسی انجام دادم باهاشون .مبناشونم این بود سام پول داره.خونه مجردی داره.ماشین داره.شرایط اجتماعی داره سر و زبون داره.آزادی داره مگه میشه دوست دختر نداشته باشه .پسرای الان هیچکدوم از شرایط اون را ندارن فقط یه نیمچه زبون دارن کلی دوست دختر دارن ولی فقط من میدونستم و خدای خودم که نه تا الان دوست دختر داشتم نه رابطه جنسی را تجربه کردم .چون همیشه دیدگاهم این بود که من الان بخوام با یه دختر دوست بشم یا باید بگم واسه سرگرمی میخوامت که تو مرام من نیست که وقتمو الکی بگذرونم و اون دختر را هم واسه هیچ و پوچ وابسته خودم بکنم یا باید بگم واسه ازدواج که هنوز 2 سال دیگه مونده تا به 30 سالگی برسم و بعد ازدواج کنم یا بگم رابطه جنسی که توهین به دختر ایرانیه استفاده ابزاری از اون دختر ولو خودش موافق باشه .خلاصه با همین افکار خودمو رسوندم به 28 سالگی و ارمغان این افکار تنهایی شدید بود نیاز جنسی و عاطفی شدید که هرروز باهاش در جنگ هستم .من دوست اجتماعی دختر خیلی دارم آدم اجتماعی هم هستم ولی بسیار تنهام و این تنهایی زمانی به اوج خودش میرسه که مثلا میخوام برم سینما.میخوام برم کافه میخوام برم تئاتر میخوام برم مهمونی.همرو میبینم با همسر یا دوست دخترشون اومدن ولی من تنهایی باید برم و خب اونجا انگار یه چکش بزرگ زدن تو سرم و عجیب وجودمو احساس حقارت میگیره.شاید مسخره باشه براتون اما یکی از آرزوهام اینه با یه دختر برم کافه ولی قرارم عاطفی باشه نه کاری .حرفامون احساسی باشه نه درباره پروژه و پول و اینا
    ====
    تا امروز که 28 سالم شده زندگیم روالش اینطوری بود که گفتم ولی چند ماهیه شک کردم به افکارم .و انگار 2 تا نیرو تو وجودم هی دارن با هم جدال میکنن .یکی میگه افکارت درسته راهی که این چند سال رفتی درسته .یکی دیگه میگه بدبخت خودتو از یه سری لذت ها محروم کردی .به جایی که همدمت یه دختر باشه تا برات دردل کنه و براش دردل کنی همدمت شده گربت .بدبدخت فلانی را نگاه کن که شاگرد باباته با حقوق فلان چه دوست دختری داره چقد با هم شادن.اون واسه پسره کادو میخره پسره واسه اون ولی تو احمق هیچکسی تو زندگیت نیست که دوست داشته باشه جدا از پدر مادرت و خانوادت و یه سری دوستای نزدیکت .کسی که تورو عاشقانه دوست بداره .ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا
    از اونور وقتی خودمو آنالیز میکنم میبینم من خوب بلدم حرف بزنم من خوب بلدم با حرف زدن مسءولای گنده شهر و استان و کشور را راغب کنم واسه پروژه های مختلف.ولی اگه الان بگن با یه دختر برو قرار عاطفی .هیچی بلد نیستم میمونم چی بگم اصن لال میشم حرف کم میارم (منی که مجری مراسمات ۲ هزار ۳ هزار نفره هستم ) و حتی بلد نیستم چجوری برخورد کنم.
    =====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟
    سلام . خیلی خوبه که دارید پاک زندگی میکنید همین کار درسته مطمئنا در اینده همسر لایق خودتون رو پیدا میکنین . اما یه سوال شما که دوست دارید یکی باشه که باهاش درد و دل کنید و.. شرایطتون که جوره چرا ازدواج نمیکنید . این دوستی ها هم هیچ خیری توشون نیست و همش دردسره همون بهتر که تو این روابط نیستین اصلا اشتباه نکردین بهترین کار رو شما انجام دادین اینکه حتما 30 سالگی میخواین زن بگیرین نمیدونم چرا
    ویرایش توسط Leila.h : 01-29-2020 در ساعت 11:27 AM

  27. 4 کاربران زیر از Leila.h بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Leila.h نمایش پست ها
    سلام . خیلی خوبه که دارید پاک زندگی میکنید همین کار درسته مطمئنا در اینده همسر لایق خودتون رو پیدا میکنین . اما یه سوال شما که دوست دارید یکی باشه که باهاش درد و دل کنید و.. شرایطتون که جوره چرا ازدواج نمیکنید . این دوستی ها هم هیچ خیری توشون نیست و همش دردسره همون بهتر که تو این روابط نیستین اصلا اشتباه نکردین بهترین کار رو شما انجام دادین اینکه حتما 30 سالگی میخواین زن بگیرین نمیدونم چرا
    سلام به این دلیل ازدواج نمیکنم که هنوز یه سری کارهای عقب مونده دارم که کل ذهنمو مشغول کرده.اول اونارو باید هندل کنم بعد

  29. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Leila.h نمایش پست ها
    سلام . خیلی خوبه که دارید پاک زندگی میکنید همین کار درسته مطمئنا در اینده همسر لایق خودتون رو پیدا میکنین . اما یه سوال شما که دوست دارید یکی باشه که باهاش درد و دل کنید و.. شرایطتون که جوره چرا ازدواج نمیکنید . این دوستی ها هم هیچ خیری توشون نیست و همش دردسره همون بهتر که تو این روابط نیستین اصلا اشتباه نکردین بهترین کار رو شما انجام دادین اینکه حتما 30 سالگی میخواین زن بگیرین نمیدونم چرا
    سلام به این دلیل ازدواج نمیکنم که هنوز یه سری کارهای عقب مونده دارم که کل ذهنمو مشغول کرده.اول اونارو باید هندل کنم بعد

  30. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2019
    شماره عضویت
    42568
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    138
    تشکر شده 43 بار در 19 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====
    خیلی وقته دچار 2 گانگی شدم .بچه های قدیمی که منو میشناسن میدونن که من یه پسر 28 ساله تک فرزندم .پدرم تاجره و وضع مالی خوبی داریم خداروشکر .خودمم شغلم برگزاری رویدادهایی مثل کنسرت و جشنواره و همایش و غیره هستش و خداروشکر یه نیمچه درآمدی دارم و باعث کارآفرینی 11 .12 نفر هم شدم

    حالا چرا دارم اینارو میگم خواستم بچه های جدید با شرایطم یکم آشنا بشن
    ====
    از وقتی خودمو شناختم فامیل و آشنایان و دوربری ها .فکر میکردن من کلی دوست دختر دارم و هرشب با یه دخترم و کلیم رابطه جنسی انجام دادم باهاشون .مبناشونم این بود سام پول داره.خونه مجردی داره.ماشین داره.شرایط اجتماعی داره سر و زبون داره.آزادی داره مگه میشه دوست دختر نداشته باشه .پسرای الان هیچکدوم از شرایط اون را ندارن فقط یه نیمچه زبون دارن کلی دوست دختر دارن ولی فقط من میدونستم و خدای خودم که نه تا الان دوست دختر داشتم نه رابطه جنسی را تجربه کردم .چون همیشه دیدگاهم این بود که من الان بخوام با یه دختر دوست بشم یا باید بگم واسه سرگرمی میخوامت که تو مرام من نیست که وقتمو الکی بگذرونم و اون دختر را هم واسه هیچ و پوچ وابسته خودم بکنم یا باید بگم واسه ازدواج که هنوز 2 سال دیگه مونده تا به 30 سالگی برسم و بعد ازدواج کنم یا بگم رابطه جنسی که توهین به دختر ایرانیه استفاده ابزاری از اون دختر ولو خودش موافق باشه .خلاصه با همین افکار خودمو رسوندم به 28 سالگی و ارمغان این افکار تنهایی شدید بود نیاز جنسی و عاطفی شدید که هرروز باهاش در جنگ هستم .من دوست اجتماعی دختر خیلی دارم آدم اجتماعی هم هستم ولی بسیار تنهام و این تنهایی زمانی به اوج خودش میرسه که مثلا میخوام برم سینما.میخوام برم کافه میخوام برم تئاتر میخوام برم مهمونی.همرو میبینم با همسر یا دوست دخترشون اومدن ولی من تنهایی باید برم و خب اونجا انگار یه چکش بزرگ زدن تو سرم و عجیب وجودمو احساس حقارت میگیره.شاید مسخره باشه براتون اما یکی از آرزوهام اینه با یه دختر برم کافه ولی قرارم عاطفی باشه نه کاری .حرفامون احساسی باشه نه درباره پروژه و پول و اینا
    ====
    تا امروز که 28 سالم شده زندگیم روالش اینطوری بود که گفتم ولی چند ماهیه شک کردم به افکارم .و انگار 2 تا نیرو تو وجودم هی دارن با هم جدال میکنن .یکی میگه افکارت درسته راهی که این چند سال رفتی درسته .یکی دیگه میگه بدبخت خودتو از یه سری لذت ها محروم کردی .به جایی که همدمت یه دختر باشه تا برات دردل کنه و براش دردل کنی همدمت شده گربت .بدبدخت فلانی را نگاه کن که شاگرد باباته با حقوق فلان چه دوست دختری داره چقد با هم شادن.اون واسه پسره کادو میخره پسره واسه اون ولی تو احمق هیچکسی تو زندگیت نیست که دوست داشته باشه جدا از پدر مادرت و خانوادت و یه سری دوستای نزدیکت .کسی که تورو عاشقانه دوست بداره .ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا
    از اونور وقتی خودمو آنالیز میکنم میبینم من خوب بلدم حرف بزنم من خوب بلدم با حرف زدن مسءولای گنده شهر و استان و کشور را راغب کنم واسه پروژه های مختلف.ولی اگه الان بگن با یه دختر برو قرار عاطفی .هیچی بلد نیستم میمونم چی بگم اصن لال میشم حرف کم میارم (منی که مجری مراسمات ۲ هزار ۳ هزار نفره هستم ) و حتی بلد نیستم چجوری برخورد کنم.
    =====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟

    سلام

    با اجازه شرکت کردم

    چرا باید حتما تا سی سالگی صبر کنید
    الان که خونه و......محیا هست چرا اجبار دارید تا سی سالگی صبر کنید ؟
    به نظر شما نباید دیگه برای ازدواج برنامه بریزی ؟
    آیا تا سی ساگلی صبر کردن لزومی داره مثلا برنامه ای دارید که باید تا اون وقت انجام شه وگرنه همچی اجباری براتون نیست

  31. 2 کاربران زیر از نیلوفر* بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. بالا | پست 20

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2019
    شماره عضویت
    42552
    نوشته ها
    56
    تشکـر
    144
    تشکر شده 71 بار در 24 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====
    خیلی وقته دچار 2 گانگی شدم .بچه های قدیمی که منو میشناسن میدونن که من یه پسر 28 ساله تک فرزندم .پدرم تاجره و وضع مالی خوبی داریم خداروشکر .خودمم شغلم برگزاری رویدادهایی مثل کنسرت و جشنواره و همایش و غیره هستش و خداروشکر یه نیمچه درآمدی دارم و باعث کارآفرینی 11 .12 نفر هم شدم

    حالا چرا دارم اینارو میگم خواستم بچه های جدید با شرایطم یکم آشنا بشن
    ====
    از وقتی خودمو شناختم فامیل و آشنایان و دوربری ها .فکر میکردن من کلی دوست دختر دارم و هرشب با یه دخترم و کلیم رابطه جنسی انجام دادم باهاشون .مبناشونم این بود سام پول داره.خونه مجردی داره.ماشین داره.شرایط اجتماعی داره سر و زبون داره.آزادی داره مگه میشه دوست دختر نداشته باشه .پسرای الان هیچکدوم از شرایط اون را ندارن فقط یه نیمچه زبون دارن کلی دوست دختر دارن ولی فقط من میدونستم و خدای خودم که نه تا الان دوست دختر داشتم نه رابطه جنسی را تجربه کردم .چون همیشه دیدگاهم این بود که من الان بخوام با یه دختر دوست بشم یا باید بگم واسه سرگرمی میخوامت که تو مرام من نیست که وقتمو الکی بگذرونم و اون دختر را هم واسه هیچ و پوچ وابسته خودم بکنم یا باید بگم واسه ازدواج که هنوز 2 سال دیگه مونده تا به 30 سالگی برسم و بعد ازدواج کنم یا بگم رابطه جنسی که توهین به دختر ایرانیه استفاده ابزاری از اون دختر ولو خودش موافق باشه .خلاصه با همین افکار خودمو رسوندم به 28 سالگی و ارمغان این افکار تنهایی شدید بود نیاز جنسی و عاطفی شدید که هرروز باهاش در جنگ هستم .من دوست اجتماعی دختر خیلی دارم آدم اجتماعی هم هستم ولی بسیار تنهام و این تنهایی زمانی به اوج خودش میرسه که مثلا میخوام برم سینما.میخوام برم کافه میخوام برم تئاتر میخوام برم مهمونی.همرو میبینم با همسر یا دوست دخترشون اومدن ولی من تنهایی باید برم و خب اونجا انگار یه چکش بزرگ زدن تو سرم و عجیب وجودمو احساس حقارت میگیره.شاید مسخره باشه براتون اما یکی از آرزوهام اینه با یه دختر برم کافه ولی قرارم عاطفی باشه نه کاری .حرفامون احساسی باشه نه درباره پروژه و پول و اینا
    ====
    تا امروز که 28 سالم شده زندگیم روالش اینطوری بود که گفتم ولی چند ماهیه شک کردم به افکارم .و انگار 2 تا نیرو تو وجودم هی دارن با هم جدال میکنن .یکی میگه افکارت درسته راهی که این چند سال رفتی درسته .یکی دیگه میگه بدبخت خودتو از یه سری لذت ها محروم کردی .به جایی که همدمت یه دختر باشه تا برات دردل کنه و براش دردل کنی همدمت شده گربت .بدبدخت فلانی را نگاه کن که شاگرد باباته با حقوق فلان چه دوست دختری داره چقد با هم شادن.اون واسه پسره کادو میخره پسره واسه اون ولی تو احمق هیچکسی تو زندگیت نیست که دوست داشته باشه جدا از پدر مادرت و خانوادت و یه سری دوستای نزدیکت .کسی که تورو عاشقانه دوست بداره .ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا
    از اونور وقتی خودمو آنالیز میکنم میبینم من خوب بلدم حرف بزنم من خوب بلدم با حرف زدن مسءولای گنده شهر و استان و کشور را راغب کنم واسه پروژه های مختلف.ولی اگه الان بگن با یه دختر برو قرار عاطفی .هیچی بلد نیستم میمونم چی بگم اصن لال میشم حرف کم میارم (منی که مجری مراسمات ۲ هزار ۳ هزار نفره هستم ) و حتی بلد نیستم چجوری برخورد کنم.
    =====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟
    سلام شما اشتباه کردید اما چطوری
    من خودم مذهبی و ....نیستم اما به اصل دین و نماز اعتقاد دارم تیپ میزنم اما نمازمو میخونم دوست مجازی دارم ( دختر ) اما تا حالا با هیچ کس رابطه جسمی نداشتم
    چیزی که باید شما بهش عمل کنی ازدواج کردنه
    حتمی در کار نیست تا بخوای تا سی سالگی صبر کنی

    بعد بیست وهشت سال تازه میخوای دوست دختر پیدا کنی
    به فکر آبروی پدر تاجرت باش به فکر این باش که تا حالا نرفتی دنبال این خط از این به بعد بری چی میگن پشت سرت
    زن بگیر نه وجدان از بین میره نه چیزای دیگه
    ویرایش توسط sssssalar : 01-29-2020 در ساعت 03:02 PM

  33. کاربران زیر از sssssalar بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  34. بالا | پست 21

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلوفر* نمایش پست ها
    سلام

    با اجازه شرکت کردم

    چرا باید حتما تا سی سالگی صبر کنید
    الان که خونه و......محیا هست چرا اجبار دارید تا سی سالگی صبر کنید ؟
    به نظر شما نباید دیگه برای ازدواج برنامه بریزی ؟
    آیا تا سی ساگلی صبر کردن لزومی داره مثلا برنامه ای دارید که باید تا اون وقت انجام شه وگرنه همچی اجباری براتون نیست
    سلام خوش آمدید .خوب کاری کردید تشریف آووردید حتی نمیدونم برنامه ریزی برا ازدواج یعنی چی دقیقا

  35. بالا | پست 22

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sssssalar نمایش پست ها
    سلام شما اشتباه کردید اما چطوری
    من خودم مذهبی و ....نیستم اما به اصل دین و نماز اعتقاد دارم تیپ میزنم اما نمازمو میخونم دوست مجازی دارم ( دختر ) اما تا حالا با هیچ کس رابطه جسمی نداشتم
    چیزی که باید شما بهش عمل کنی ازدواج کردنه
    حتمی در کار نیست تا بخوای تا سی سالگی صبر کنی

    بعد بیست وهشت سال تازه میخوای دوست دختر پیدا کنی
    به فکر آبروی پدر تاجرت باش به فکر این باش که تا حالا نرفتی دنبال این خط از این به بعد بری چی میگن پشت سرت
    زن بگیر نه وجدان از بین میره نه چیزای دیگه
    به همین راحتی که میگی نیست ازدواج فقط خونه و ماشین نیس

  36. بالا | پست 23

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سلطنت نمایش پست ها
    من نظرم رو گفتم و باید بگم خودم مطلقا اون چیزی هستم که میگم
    مذهبی نیستی ؟ پس به خدا ایمان دارید یا نه ؟

    چون چه به خاطر وجدان / حرف مردم یا.......هم که شده خواه یا ناخواه اگر کاردرست رو انجام بدی خدا پاداش میده خودش تو قرآن‌گفته زنان پرهیزکار روزی مردان پرهیز کار خواهند شد

    مگر این که حرف قرآن رو تصدیق نکنید و....
    من نمیدونم مذهب رو به قرائت قرآن و نماز خوندن نمیبینید یا.....منظورتون چیه از مذهبی نبودن

    اما اگر پایبند این شئونات نیستین ! وباید حتما تا سی سالگی صبر کنید و بعد ازدواج کنی
    و وجدانتون پذیرش نداره که بادختر ها فلان.............
    خوب با کسانی رابطه بر قرار کن که دچار لطمه نمیشن اما چطور ؟
    یک خانم رو که از صیغه شدن revenue/ درآمد داره رو توی شهرت پیدا کن و صیغش کن و هم رابطه جنسی داشته باشین هم رابطه عاطفی
    بعد هم هروقت که خواستین شیک ومجلسی ازش جدا بشین
    این طوری نه وجدانت خدشه دار میشه نه سوء عاطفه احساس میکنی نه گناهی مرتکب شدی وهم استاندار صبر تا سی سالگی نقض نشده ..................
    صیغه از نظر من یعنی شهوت رانی اسلامی

  37. 3 کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  38. بالا | پست 24

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    1,071
    تشکـر
    422
    تشکر شده 478 بار در 333 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    صیغه از نظر من یعنی شهوت رانی اسلامی
    اگر ناخواسته بی احترامی کردم پوزش میطلبم

    تحت استاندار صیغه دفع تخلیه جنسی میشه گناهی صورت نمیگیره طرفین راضی بودن و حکم لواط وزنا و...... رو نه به لحاظ شرع نه به لحاظ قانون و.....نداره
    دفع شهوت و شهوت رانی عموما واژه هایی تحت روابط نامتعارف و نامحرم هست

    خوب دوست عزیز درسته شرایط به شما فشار آورده

    درسته که یا باید ازدواج کنی یا راهی برای ارضای فشار جنسی وعاطفی پیداکنید
    درسته شما برای ازدواج باید استاندارد های خاص خودتون رو لحاظ کنید تا کیس مد نظر پیدا شه

    اما حالا باید چیکار کنی ؟ به هرحال هیچ چیز غیر ممکن نیست

    اما باید قبل از هرچیز چند عاملی که در ادامه میگم رو حائز اهمیت قرار ندی

    اولی به حرف مردم بی توجه باشی ودر این فکر نباشی که چه کسی چه چیزی پشت سرت میگه ( یعنی محتاط باشی اما نه تاحدی که نتونی هیچ اقدامی کنی )

    مورد بعدی وجدانت باعث نشه از اقدامات منتفی بشی ( بی وجدان نباشی اما اگر مورد مناسبی برای صرف دوستی خاص پیداشد که خودش مایل بود رابطه داشته باشی دراین صورت از القا های وجدانی صرف عقیده کنی و به دوستی دامن بزنی )

    از بین دوستای اجتماعیت یا کیس های دیگه کسی رو که احساس میکنی به شما ظن مثبت داره انتخاب کنی و قبل از هرکاری بهش پیشنهاد دوستی تحت استاندارد خاص خودت بدی یعنی بگی من قصد دوستی عاطفی و ..........دارم ودرمورد ازدواج با شما درآینده نظرم منتفیه خواست میپذیره نخواست نه
    اینجا دیگه وجدانت ناراحت نیست چرا ؟ چون از قبل هر چی تو چنته داشتی رو کردی و طرف مقابل با آگاهی پذیرفته

    با ایشون میتونی ابراز احساس عاطفی کنی و درآغوش بگیریش و.....
    ویرایش توسط سلطنت : 01-29-2020 در ساعت 04:57 PM
    امضای ایشان
    اَللّهُم اَشفِ کُلَّ مَریض.........

  39. بالا | پست 25

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,529
    تشکـر
    3,785
    تشکر شده 2,299 بار در 1,518 پست
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام خوش اومدی .بله چرا که نه.
    چرا هرکدومش اشتباهه ؟؟ برام باز کن
    خب فک کن من امروز شروع کردم به گشتن واسه دختر خوب
    فردا پیدا شد .باید چی بگم بهش؟؟
    آیا انصافه بگم‌فلان من ۲ سال دیگه قصد ازدواج دارم بیا این ۲ سال را ارتباط داشته باشیم همو بشناسیم بعد ۲ سال میام خواستگاریت اگه خوب بودی
    خب حالا تو ابن ۲ سال اگه یهو یه اتفاقی افتاد که نتونستم با دختره ازدواج کنم یا محل زندگیم عوض شد
    اونوقت تکلیف دختره چیه؟
    تا حالا دنبال رابطه نبودنت از این لحاظ اشتباهه که کلاً رابطه احساسی و عاطفی رو با رابطه جنسی جمع بستی و کنار گذاشتی.
    کار درستی کردی دنبال رابطه جنسی نبودی ولی در مورد رابطه احساسی و عاطفی و شناخت پیدا کردن از خلق و خوی خانمها نباید کنار میکشیدی، میتونستی با نیت ازدواج اقدام کنی.
    البته هر اقدامی لزوماً به ازدواج ختم نمیشه ولی وقتی از یه نفر خوشت میاد و میری باهاش حرف میزنی اگه به ازدواج ختم نشه لااقل این حرف زدن باعث شناخت و تجربه میشه برا آینده.

    الان رفتن سراغ دوس دختر باعث میشه همه تلاشی که تا حالا داشتی تا در مورد رابطه جنسی پاک بمونی رو به فنا میده و بعدها دائماً بخاطرش احساس پشیمانی بهت دست میده چون اونجور رابطه ها در شخصیتت وجود نداره.

    دختری که با همه معیارات مطابق باشه به این راحتی فکر نمیکنم پیدا بشه و مجبوری مدتی صبر و جستجو کنی.
    اگه هم پیدا کردی دیگه قدم جلو بذار و ازدواج کن، امروز با دو سال دیگه تنها فرقش اینه اگه امروز ازدواج کنی دو سال جلو میفتی.
    شما حقیقت رو بگین تا اون خودش تصمیم بگیره مثلاً دو سال رو منتظر میمونه یا نه؟
    یا میتونید توافق کنید عقد کنید اما عروسی بمونه برا وقتی که کارهاتونو تکمیل کردید، اینجوری در دو سال پیش رو نه احساسات شما سرکوب میشه و نه اون بلاتکلیف و نگران میمونه.
    امضای ایشان

  40. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  41. بالا | پست 26

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط سلطنت نمایش پست ها
    اگر ناخواسته بی احترامی کردم پوزش میطلبم

    تحت استاندار صیغه دفع تخلیه جنسی میشه گناهی صورت نمیگیره طرفین راضی بودن و حکم لواط وزنا و...... رو نه به لحاظ شرع نه به لحاظ قانون و.....نداره
    دفع شهوت و شهوت رانی عموما واژه هایی تحت روابط نامتعارف و نامحرم هست

    خوب دوست عزیز درسته شرایط به شما فشار آورده

    درسته که یا باید ازدواج کنی یا راهی برای ارضای فشار جنسی وعاطفی پیداکنید
    درسته شما برای ازدواج باید استاندارد های خاص خودتون رو لحاظ کنید تا کیس مد نظر پیدا شه

    اما حالا باید چیکار کنی ؟ به هرحال هیچ چیز غیر ممکن نیست

    اما باید قبل از هرچیز چند عاملی که در ادامه میگم رو حائز اهمیت قرار ندی

    اولی به حرف مردم بی توجه باشی ودر این فکر نباشی که چه کسی چه چیزی پشت سرت میگه ( یعنی محتاط باشی اما نه تاحدی که نتونی هیچ اقدامی کنی )

    مورد بعدی وجدانت باعث نشه از اقدامات منتفی بشی ( بی وجدان نباشی اما اگر مورد مناسبی برای صرف دوستی خاص پیداشد که خودش مایل بود رابطه داشته باشی دراین صورت از القا های وجدانی صرف عقیده کنی و به دوستی دامن بزنی )

    از بین دوستای اجتماعیت یا کیس های دیگه کسی رو که احساس میکنی به شما ظن مثبت داره انتخاب کنی و قبل از هرکاری بهش پیشنهاد دوستی تحت استاندارد خاص خودت بدی یعنی بگی من قصد دوستی عاطفی و ..........دارم ودرمورد ازدواج با شما درآینده نظرم منتفیه خواست میپذیره نخواست نه
    اینجا دیگه وجدانت ناراحت نیست چرا ؟ چون از قبل هر چی تو چنته داشتی رو کردی و طرف مقابل با آگاهی پذیرفته

    با ایشون میتونی ابراز احساس عاطفی کنی و درآغوش بگیریش و.....
    ماجرا اینه عقلم میگه نه احساسم میگه بله

  42. بالا | پست 27

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    تا حالا دنبال رابطه نبودنت از این لحاظ اشتباهه که کلاً رابطه احساسی و عاطفی رو با رابطه جنسی جمع بستی و کنار گذاشتی.
    کار درستی کردی دنبال رابطه جنسی نبودی ولی در مورد رابطه احساسی و عاطفی و شناخت پیدا کردن از خلق و خوی خانمها نباید کنار میکشیدی، میتونستی با نیت ازدواج اقدام کنی.
    البته هر اقدامی لزوماً به ازدواج ختم نمیشه ولی وقتی از یه نفر خوشت میاد و میری باهاش حرف میزنی اگه به ازدواج ختم نشه لااقل این حرف زدن باعث شناخت و تجربه میشه برا آینده.

    الان رفتن سراغ دوس دختر باعث میشه همه تلاشی که تا حالا داشتی تا در مورد رابطه جنسی پاک بمونی رو به فنا میده و بعدها دائماً بخاطرش احساس پشیمانی بهت دست میده چون اونجور رابطه ها در شخصیتت وجود نداره.

    دختری که با همه معیارات مطابق باشه به این راحتی فکر نمیکنم پیدا بشه و مجبوری مدتی صبر و جستجو کنی.
    اگه هم پیدا کردی دیگه قدم جلو بذار و ازدواج کن، امروز با دو سال دیگه تنها فرقش اینه اگه امروز ازدواج کنی دو سال جلو میفتی.
    شما حقیقت رو بگین تا اون خودش تصمیم بگیره مثلاً دو سال رو منتظر میمونه یا نه؟
    یا میتونید توافق کنید عقد کنید اما عروسی بمونه برا وقتی که کارهاتونو تکمیل کردید، اینجوری در دو سال پیش رو نه احساسات شما سرکوب میشه و نه اون بلاتکلیف و نگران میمونه.
    من نمیخوام استفاده ابزاری کنم از دختر مردم

  43. بالا | پست 28

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    1,071
    تشکـر
    422
    تشکر شده 478 بار در 333 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    ماجرا اینه عقلم میگه نه احساسم میگه بله
    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    من نمیخوام استفاده ابزاری کنم از دختر مردم
    خصوصی میزارم اونو بخونید
    امضای ایشان
    اَللّهُم اَشفِ کُلَّ مَریض.........

  44. بالا | پست 29

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    همینجا بگو چون حرفهای م‌ن حرف خیلی هاس

  45. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  46. بالا | پست 30

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,529
    تشکـر
    3,785
    تشکر شده 2,299 بار در 1,518 پست
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    من نمیخوام استفاده ابزاری کنم از دختر مردم
    استفاده ابزاری چیه خب روش همینه.

    تا حرف نزنی که متوجه نمیشی تفاهم دارید یا نه؟
    امضای ایشان

  47. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  48. بالا | پست 31

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    استفاده ابزاری چیه خب روش همینه.

    تا حرف نزنی که متوجه نمیشی تفاهم دارید یا نه؟
    نمیدونم والا شاید من زیادی گندش میکنم و سخت میگیرم

  49. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  50. بالا | پست 32

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    42698
    نوشته ها
    77
    تشکـر
    44
    تشکر شده 77 بار در 46 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    من نمیخوام استفاده ابزاری کنم از دختر مردم
    کاش همه پسرا مثل شما فکر کنن . اینکه به دختره بگین دوسال بمون تا کارام روبه راه شه بهتر بتونم زندگی کنم و الان تا دوسال دیگه نامزد بمونیم استفاده ابزاریه ایا؟

  51. کاربران زیر از Leila.h بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  52. بالا | پست 33

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Leila.h نمایش پست ها
    کاش همه پسرا مثل شما فکر کنن . اینکه به دختره بگین دوسال بمون تا کارام روبه راه شه بهتر بتونم زندگی کنم و الان تا دوسال دیگه نامزد بمونیم استفاده ابزاریه ایا؟
    بارها و بارها شده لز یه دختر خوشم اومده.خواستم بهش پیشنهاد بدم ولی سریع این فکر ترمزم را کشیده

    اگه دختره وابستت شد بعد یه سال شرایط زندگیت دلخواهت نبود چی
    اگه دختره باهات بود بعد ۲ سال اصن دیدگاهت در مورد ازدواج عوض شد چی؟

    اگه دختره باهات بود تو این تایم چند ده خواستگار بهتر از تو داشت ولی به خاطر علاقه به تو اونارو رد کرد و بعد یهو اتفاقی افتاد که نتونستی با دختر ازدواج کنی چی

    اگه تو این ۲ سال جاذبه جنسی به هم پیدا کردید و دختره به خاطر اینکه قراره زنت بشه باهات رابطه برقرار کرد و بعد به هزار دلیل ازدواج صورت نگرفت چی


    و دهها اینطور فکری

  53. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  54. بالا | پست 34

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    42698
    نوشته ها
    77
    تشکـر
    44
    تشکر شده 77 بار در 46 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    بارها و بارها شده لز یه دختر خوشم اومده.خواستم بهش پیشنهاد بدم ولی سریع این فکر ترمزم را کشیده

    اگه دختره وابستت شد بعد یه سال شرایط زندگیت دلخواهت نبود چی
    اگه دختره باهات بود بعد ۲ سال اصن دیدگاهت در مورد ازدواج عوض شد چی؟

    اگه دختره باهات بود تو این تایم چند ده خواستگار بهتر از تو داشت ولی به خاطر علاقه به تو اونارو رد کرد و بعد یهو اتفاقی افتاد که نتونستی با دختر ازدواج کنی چی

    اگه تو این ۲ سال جاذبه جنسی به هم پیدا کردید و دختره به خاطر اینکه قراره زنت بشه باهات رابطه برقرار کرد و بعد به هزار دلیل ازدواج صورت نگرفت چی


    و دهها اینطور فکری
    چه خوب که ادما براتون مهمن . شخصیت درون گرا دارید . ولی اینجوری که شما میگین نباید کلا طرف دخترا رفت که اسیب نبینن . خب شما از اول باید همه چیو برای خودش و خانوادش توضیح بدین بگین من اینه تصمیمم حالا شما تصمیم با خودتونه مسلما اگه صادقانه همه چیو بگین اونا ام درک میکنن

  55. 2 کاربران زیر از Leila.h بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  56. بالا | پست 35

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    1,278
    تشکـر
    796
    تشکر شده 586 بار در 483 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====
    خیلی وقته دچار 2 گانگی شدم .بچه های قدیمی که منو میشناسن میدونن که من یه پسر 28 ساله تک فرزندم .پدرم تاجره و وضع مالی خوبی داریم خداروشکر .خودمم شغلم برگزاری رویدادهایی مثل کنسرت و جشنواره و همایش و غیره هستش و خداروشکر یه نیمچه درآمدی دارم و باعث کارآفرینی 11 .12 نفر هم شدم

    حالا چرا دارم اینارو میگم خواستم بچه های جدید با شرایطم یکم آشنا بشن
    ====
    از وقتی خودمو شناختم فامیل و آشنایان و دوربری ها .فکر میکردن من کلی دوست دختر دارم و هرشب با یه دخترم و کلیم رابطه جنسی انجام دادم باهاشون .مبناشونم این بود سام پول داره.خونه مجردی داره.ماشین داره.شرایط اجتماعی داره سر و زبون داره.آزادی داره مگه میشه دوست دختر نداشته باشه .پسرای الان هیچکدوم از شرایط اون را ندارن فقط یه نیمچه زبون دارن کلی دوست دختر دارن ولی فقط من میدونستم و خدای خودم که نه تا الان دوست دختر داشتم نه رابطه جنسی را تجربه کردم .چون همیشه دیدگاهم این بود که من الان بخوام با یه دختر دوست بشم یا باید بگم واسه سرگرمی میخوامت که تو مرام من نیست که وقتمو الکی بگذرونم و اون دختر را هم واسه هیچ و پوچ وابسته خودم بکنم یا باید بگم واسه ازدواج که هنوز 2 سال دیگه مونده تا به 30 سالگی برسم و بعد ازدواج کنم یا بگم رابطه جنسی که توهین به دختر ایرانیه استفاده ابزاری از اون دختر ولو خودش موافق باشه .خلاصه با همین افکار خودمو رسوندم به 28 سالگی و ارمغان این افکار تنهایی شدید بود نیاز جنسی و عاطفی شدید که هرروز باهاش در جنگ هستم .من دوست اجتماعی دختر خیلی دارم آدم اجتماعی هم هستم ولی بسیار تنهام و این تنهایی زمانی به اوج خودش میرسه که مثلا میخوام برم سینما.میخوام برم کافه میخوام برم تئاتر میخوام برم مهمونی.همرو میبینم با همسر یا دوست دخترشون اومدن ولی من تنهایی باید برم و خب اونجا انگار یه چکش بزرگ زدن تو سرم و عجیب وجودمو احساس حقارت میگیره.شاید مسخره باشه براتون اما یکی از آرزوهام اینه با یه دختر برم کافه ولی قرارم عاطفی باشه نه کاری .حرفامون احساسی باشه نه درباره پروژه و پول و اینا
    ====
    تا امروز که 28 سالم شده زندگیم روالش اینطوری بود که گفتم ولی چند ماهیه شک کردم به افکارم .و انگار 2 تا نیرو تو وجودم هی دارن با هم جدال میکنن .یکی میگه افکارت درسته راهی که این چند سال رفتی درسته .یکی دیگه میگه بدبخت خودتو از یه سری لذت ها محروم کردی .به جایی که همدمت یه دختر باشه تا برات دردل کنه و براش دردل کنی همدمت شده گربت .بدبدخت فلانی را نگاه کن که شاگرد باباته با حقوق فلان چه دوست دختری داره چقد با هم شادن.اون واسه پسره کادو میخره پسره واسه اون ولی تو احمق هیچکسی تو زندگیت نیست که دوست داشته باشه جدا از پدر مادرت و خانوادت و یه سری دوستای نزدیکت .کسی که تورو عاشقانه دوست بداره .ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا
    از اونور وقتی خودمو آنالیز میکنم میبینم من خوب بلدم حرف بزنم من خوب بلدم با حرف زدن مسءولای گنده شهر و استان و کشور را راغب کنم واسه پروژه های مختلف.ولی اگه الان بگن با یه دختر برو قرار عاطفی .هیچی بلد نیستم میمونم چی بگم اصن لال میشم حرف کم میارم (منی که مجری مراسمات ۲ هزار ۳ هزار نفره هستم ) و حتی بلد نیستم چجوری برخورد کنم.
    =====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟
    سلام سام عزیز و ممنون از دعوت شما

    من نظرمو در پیامای خصوصی بهتون گفتم

    سوال مهمیه! ایا ما اشتباه کردیم؟!
    شاید این سوالی باشه که هر ادمی وقتی سالهای سال خودشو از نیاز طبیعیش محروم کنه به سراغش بیاد

    اصولا حسرتها و تاسفهای ادمها مربوط به کارهاییه که نکردن
    لذتهایی که نبردن
    شانسهایی که از دست دادن و فرصتهایی که هدر دادن

    اما شما یه جوان اپ تو دیت ۲۸‌ ساله ای
    درسته که شاید بهتر بود اگه زودتر به همین فکر میفتادین اما چیزیو از دست ندادین و دیر نشده

    اولا که دور از جامعه نبودین که بگیم اصلا جنس مخالف رو نمیشناسین و هیچ ارتباطی باهاشون نداشتین
    دوما که الان تازه ۲۸‌ سالتونه
    هیچ چیزی در دنیا وجود نداره که نشدنی باشه
    اگه بخوای میشه فقط بایستی خودت بخوای

    من ترجیح میدم چیزایی که توی پیامهای خصوصی واستون نوشتم اینجا مجددا ننویسم
    اما بنظرم اگه به همون ترتیب عمل کنین به نتیجه دلخواهتون میرسین
    اگرم درباره جزییاتش صحبتی هست خواستین پیام بدین و باهم بررسی کنیم ببینیم چی بهتره و چی با ذائقه و روحیه خودتون سازگارتره

    و البته میتونیم در همین تاپیک هم ادامه بدیم!
    امضای ایشان
    به طبیعت بگو حواسش جمع باشد

    اگرچه کلی دیر ای تقدیر

    اما با دستان و شاخهایم امده‌ام!

    اما بخاطر جنگ جنى با حيواناتت به سركردگی سگی ت

    مجبور شده ام سُم به پاى شعرم بكوبم

    شاخ دراورده باشد هنر

    و دُمى بافته ام در اخر مغزم

    چون جنگ حیوان با حیوان زبان مشترک میخواست

  57. بالا | پست 36

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Leila.h نمایش پست ها
    چه خوب که ادما براتون مهمن . شخصیت درون گرا دارید . ولی اینجوری که شما میگین نباید کلا طرف دخترا رفت که اسیب نبینن . خب شما از اول باید همه چیو برای خودش و خانوادش توضیح بدین بگین من اینه تصمیمم حالا شما تصمیم با خودتونه مسلما اگه صادقانه همه چیو بگین اونا ام درک میکنن
    نمیدونم چرا برام قابل قبول نیست.یه جورایی آلارم بی مسءولیتی میاد

  58. بالا | پست 37

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    سلام سام عزیز و ممنون از دعوت شما

    من نظرمو در پیامای خصوصی بهتون گفتم

    سوال مهمیه! ایا ما اشتباه کردیم؟!
    شاید این سوالی باشه که هر ادمی وقتی سالهای سال خودشو از نیاز طبیعیش محروم کنه به سراغش بیاد

    اصولا حسرتها و تاسفهای ادمها مربوط به کارهاییه که نکردن
    لذتهایی که نبردن
    شانسهایی که از دست دادن و فرصتهایی که هدر دادن

    اما شما یه جوان اپ تو دیت ۲۸‌ ساله ای
    درسته که شاید بهتر بود اگه زودتر به همین فکر میفتادین اما چیزیو از دست ندادین و دیر نشده

    اولا که دور از جامعه نبودین که بگیم اصلا جنس مخالف رو نمیشناسین و هیچ ارتباطی باهاشون نداشتین
    دوما که الان تازه ۲۸‌ سالتونه
    هیچ چیزی در دنیا وجود نداره که نشدنی باشه
    اگه بخوای میشه فقط بایستی خودت بخوای

    من ترجیح میدم چیزایی که توی پیامهای خصوصی واستون نوشتم اینجا مجددا ننویسم
    اما بنظرم اگه به همون ترتیب عمل کنین به نتیجه دلخواهتون میرسین
    اگرم درباره جزییاتش صحبتی هست خواستین پیام بدین و باهم بررسی کنیم ببینیم چی بهتره و چی با ذائقه و روحیه خودتون سازگارتره

    و البته میتونیم در همین تاپیک هم ادامه بدیم!
    سلام یکی از دلایلی که من ازتون خواهش کردم در این تایپیک میزبانتون باشم این بود که این دغدغه فقط واسه من نیست و واسه خیلی از جووناس.
    از اونور نظر شما کاملا تضاد داره با بقیه دوستان و باعث میشه تفکر ایجاد بشه که کدوم طرفی حق میگه

  59. بالا | پست 38

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    1,278
    تشکـر
    796
    تشکر شده 586 بار در 483 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام یکی از دلایلی که من ازتون خواهش کردم در این تایپیک میزبانتون باشم این بود که این دغدغه فقط واسه من نیست و واسه خیلی از جووناس.
    از اونور نظر شما کاملا تضاد داره با بقیه دوستان و باعث میشه تفکر ایجاد بشه که کدوم طرفی حق میگه
    بله حتما و با کمال میل!
    خودمم ترجیح میدم همینجا ادامه بدیم:

    ببین اینکه تصور کنی رابطه با یه دختر لزوما یعنی استفاده ابزاری از اون دختر خب این حرف هیچ بنا و بنیادی نداره
    میشه گفت شاید قضیه برعکس باشه
    شاید اون دختره س که داره از کسی مث شما استفاده ابزاری میکنه
    کی میتونه ثابت کنه کدوم طرف سوءاستفاده گره؟

    تنها یه ملاک هستش اونم اینکه یکی از طرفین دروغ بگه و وعده هایی بده که بعدا پوچ از کار دربیان
    مثلا اقای الف با خانم ب دوست میشه و بهش میگه من میخوام باهات ازدواج کنم!
    درحالیکه خود اقای الف میدونه که قصد ازدواج با این خانم رو نداره
    بله این میشه سوءاستفاده!

    یا مثلا اقای الف با خانم ب دوست میشه و خانم ب تظاهر به عشق میکنه و با روشهای سوءاستفاده گرانه سعی داره که اقای الف رو تیغ بزنه
    اینم میشه یجور سوءاستفاده!

    اگرم هدف رابطه واستون مهمه هدف میتونه تفریح و لذت و به ارامش رسیدن فکر و ذهن هر دوطرف باشه
    و این خودش هدف مهمیه
    ایا شما هدفتون از موزیک گوش دادن و قهوه خوردن یا مثلا سفر به یکی از شهرهای ساحلی چیه؟!
    ایا هدفی غیر از تفریح و لذت و ارامش ذهن؟

    پس حالا میشه گفت قاعده این شکلیه:

    اگه دو طرف بالغ باشن
    هیچ تعدی و تجاوزی هم در کار نباشه
    هیچ دروغ و فریبی هم در کار نباشه
    دوستی دختر و پسر حتی همراه با رابطه جنسی هیچ مانعی نداره

    اونچه من واستون نوشتم حقیقت محض بود به دور از هر شعاری!
    امضای ایشان
    به طبیعت بگو حواسش جمع باشد

    اگرچه کلی دیر ای تقدیر

    اما با دستان و شاخهایم امده‌ام!

    اما بخاطر جنگ جنى با حيواناتت به سركردگی سگی ت

    مجبور شده ام سُم به پاى شعرم بكوبم

    شاخ دراورده باشد هنر

    و دُمى بافته ام در اخر مغزم

    چون جنگ حیوان با حیوان زبان مشترک میخواست

  60. کاربران زیر از delvapas2000 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  61. بالا | پست 39

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,529
    تشکـر
    3,785
    تشکر شده 2,299 بار در 1,518 پست
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    بله حتما و با کمال میل!
    خودمم ترجیح میدم همینجا ادامه بدیم:

    ببین اینکه تصور کنی رابطه با یه دختر لزوما یعنی استفاده ابزاری از اون دختر خب این حرف هیچ بنا و بنیادی نداره
    میشه گفت شاید قضیه برعکس باشه
    شاید اون دختره س که داره از کسی مث شما استفاده ابزاری میکنه
    کی میتونه ثابت کنه کدوم طرف سوءاستفاده گره؟

    تنها یه ملاک هستش اونم اینکه یکی از طرفین دروغ بگه و وعده هایی بده که بعدا پوچ از کار دربیان
    مثلا اقای الف با خانم ب دوست میشه و بهش میگه من میخوام باهات ازدواج کنم!
    درحالیکه خود اقای الف میدونه که قصد ازدواج با این خانم رو نداره
    بله این میشه سوءاستفاده!

    یا مثلا اقای الف با خانم ب دوست میشه و خانم ب تظاهر به عشق میکنه و با روشهای سوءاستفاده گرانه سعی داره که اقای الف رو تیغ بزنه
    اینم میشه یجور سوءاستفاده!
    ...
    درسته یه پسر با وضعیت مالی خوب، بیشتر باید توجه داشته باشه مورد سوءاستفاده مالی و احساسی قرار نگیره.

    زندگی به خودی خود سخت هست، سوءاستفاده گرها سختترش میکنن.
    امضای ایشان

  62. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  63. بالا | پست 40

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    1,278
    تشکـر
    796
    تشکر شده 586 بار در 483 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    درسته یه پسر با وضعیت مالی خوب، بیشتر باید توجه داشته باشه مورد سوءاستفاده مالی و احساسی قرار نگیره.

    زندگی به خودی خود سخت هست، سوءاستفاده گرها سختترش میکنن.
    دقیقا همینطوره
    و امان از دست این انگلهای سوءاستفاده گر

    اتفاقا نکته جالبی گفتی سوءاستفاده مالی وقتی که باشه سوءاستفاده احساسی هم هست
    یعنی این دوتا اتفاق باهم میفتن
    چون اون پسر مرفه بنا رو بر عشق گذاشته اما طرفش مث زالو افتاده به زندگیشو فکر و ذکرش فقط تیغ زدن اونه اگرچه به زبون حرف از عشق بزنه!
    امضای ایشان
    به طبیعت بگو حواسش جمع باشد

    اگرچه کلی دیر ای تقدیر

    اما با دستان و شاخهایم امده‌ام!

    اما بخاطر جنگ جنى با حيواناتت به سركردگی سگی ت

    مجبور شده ام سُم به پاى شعرم بكوبم

    شاخ دراورده باشد هنر

    و دُمى بافته ام در اخر مغزم

    چون جنگ حیوان با حیوان زبان مشترک میخواست

  64. کاربران زیر از delvapas2000 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  65. بالا | پست 41

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6691
    نوشته ها
    4,284
    تشکـر
    18,593
    تشکر شده 9,810 بار در 3,389 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟
    سلام

    این که از این رابطه ها فاصله گرفتی با هر اعتقادی بوده از نظر من درست بوده.
    اونای که با کلی بودن و وارد رابطه ها با هر اسمی شدن الان کلی تفکرات منفی دارن که با خودشون تا زندگی زناشویی هم میبرن خودت میدونی نیاز به توضیح نیست .

    در مورد حرف مردم که چه با کسی رابطه داشتی یا نداشتی نباید مهم باشه ، همچنین اینکه بقیه اگه یک کاری میکنن تو نمیکنی حسادت یا و... نکن مسیر زندگی تو با بقیه جداست !

    این تفکرات هم نشونه نیازه ، والا این نیاز برا پیامبرا و امامان هم بوده و اینقدر خود داری رو خدا پیشنهاد نداده ، تقوا اینجا یعنی ازدواج.
    خودت که میگی مشکل مادی نداری پس خودتو برای ازدواج آماده کن ، اگه فکر میکنی از نظر ذهنی و ... نمیتونی انتخاب کنی ایده آل گری و... داری بسپر به کسی که بهش اعتماد داری ، مشاوری شخصیت عالم و آگاهی که هم بتونی تو نحوه انتخاب کمکت کنه هم برای آماده شدن برای زندگی زناشویی .
    آمادگی هم لازم نیست باید 100% باشه ، بعضی چیز ها را هم باید دو نفری طی زندگی یاد بگیرین.

    ان شاء الله که هرچه سریع تر وارد مرحله جدید زندگی میشی و فرد مناسب رو پیدا کنی ، به این تفکرات مسمون هم بها نده !
    موفق باشی
    امضای ایشان
    یا قائم آل محمد

  66. 2 کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  67. بالا | پست 42

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,529
    تشکـر
    2,314
    تشکر شده 1,641 بار در 949 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام برای نوشتن این تایپیک عجیب مردد بودم
    ====
    خیلی وقته دچار 2 گانگی شدم .بچه های قدیمی که منو میشناسن میدونن که من یه پسر 28 ساله تک فرزندم .پدرم تاجره و وضع مالی خوبی داریم خداروشکر .خودمم شغلم برگزاری رویدادهایی مثل کنسرت و جشنواره و همایش و غیره هستش و خداروشکر یه نیمچه درآمدی دارم و باعث کارآفرینی 11 .12 نفر هم شدم

    حالا چرا دارم اینارو میگم خواستم بچه های جدید با شرایطم یکم آشنا بشن
    ====
    از وقتی خودمو شناختم فامیل و آشنایان و دوربری ها .فکر میکردن من کلی دوست دختر دارم و هرشب با یه دخترم و کلیم رابطه جنسی انجام دادم باهاشون .مبناشونم این بود سام پول داره.خونه مجردی داره.ماشین داره.شرایط اجتماعی داره سر و زبون داره.آزادی داره مگه میشه دوست دختر نداشته باشه .پسرای الان هیچکدوم از شرایط اون را ندارن فقط یه نیمچه زبون دارن کلی دوست دختر دارن ولی فقط من میدونستم و خدای خودم که نه تا الان دوست دختر داشتم نه رابطه جنسی را تجربه کردم .چون همیشه دیدگاهم این بود که من الان بخوام با یه دختر دوست بشم یا باید بگم واسه سرگرمی میخوامت که تو مرام من نیست که وقتمو الکی بگذرونم و اون دختر را هم واسه هیچ و پوچ وابسته خودم بکنم یا باید بگم واسه ازدواج که هنوز 2 سال دیگه مونده تا به 30 سالگی برسم و بعد ازدواج کنم یا بگم رابطه جنسی که توهین به دختر ایرانیه استفاده ابزاری از اون دختر ولو خودش موافق باشه .خلاصه با همین افکار خودمو رسوندم به 28 سالگی و ارمغان این افکار تنهایی شدید بود نیاز جنسی و عاطفی شدید که هرروز باهاش در جنگ هستم .من دوست اجتماعی دختر خیلی دارم آدم اجتماعی هم هستم ولی بسیار تنهام و این تنهایی زمانی به اوج خودش میرسه که مثلا میخوام برم سینما.میخوام برم کافه میخوام برم تئاتر میخوام برم مهمونی.همرو میبینم با همسر یا دوست دخترشون اومدن ولی من تنهایی باید برم و خب اونجا انگار یه چکش بزرگ زدن تو سرم و عجیب وجودمو احساس حقارت میگیره.شاید مسخره باشه براتون اما یکی از آرزوهام اینه با یه دختر برم کافه ولی قرارم عاطفی باشه نه کاری .حرفامون احساسی باشه نه درباره پروژه و پول و اینا
    ====
    تا امروز که 28 سالم شده زندگیم روالش اینطوری بود که گفتم ولی چند ماهیه شک کردم به افکارم .و انگار 2 تا نیرو تو وجودم هی دارن با هم جدال میکنن .یکی میگه افکارت درسته راهی که این چند سال رفتی درسته .یکی دیگه میگه بدبخت خودتو از یه سری لذت ها محروم کردی .به جایی که همدمت یه دختر باشه تا برات دردل کنه و براش دردل کنی همدمت شده گربت .بدبدخت فلانی را نگاه کن که شاگرد باباته با حقوق فلان چه دوست دختری داره چقد با هم شادن.اون واسه پسره کادو میخره پسره واسه اون ولی تو احمق هیچکسی تو زندگیت نیست که دوست داشته باشه جدا از پدر مادرت و خانوادت و یه سری دوستای نزدیکت .کسی که تورو عاشقانه دوست بداره .ببین فلان پسر با دوست دخترش رابطه جنسی داره و اینطوری خودشو تخلیه ولی تو احمق فقط داری این حسو سرکوب میکنی یا جور دیگه رفعش میکنی.بدبخت تو این دوره زمونه بیشتر دخترا دوست پسر دارن تو که دنبال دختری نرفتی به خاطر عقایدت و به امید اینکه اولین مرد زندگی همسر آیندت باشی از کجا معلوم قبل تو با کسی نبوده باشه چون خیلی طبیعیه این روابط بین دختر پسرا
    از اونور وقتی خودمو آنالیز میکنم میبینم من خوب بلدم حرف بزنم من خوب بلدم با حرف زدن مسءولای گنده شهر و استان و کشور را راغب کنم واسه پروژه های مختلف.ولی اگه الان بگن با یه دختر برو قرار عاطفی .هیچی بلد نیستم میمونم چی بگم اصن لال میشم حرف کم میارم (منی که مجری مراسمات ۲ هزار ۳ هزار نفره هستم ) و حتی بلد نیستم چجوری برخورد کنم.
    =====

    و هررروز .ساعتها .دقیقه ها این جدال تو ذهنمه و من هی از خودم میپرسم آیا من و همفکران من اشتباه کردیم؟؟
    سلام
    چرا ازدواج نمیکنی بهانه میآری الان شغل داری پدرت هم پول دارد شما هم تک فرزندی چرا ازدواج نمی کنی؟
    خب تا دو سال دیگر چه اتفاقی قرار هست بیفتد؟
    بعد از دو سال هم میگویی چرا درآمدت چند ده میلیون کم هست باید ویلا و خانه آنچنانی داشته باشی خیلی اگر تو رویا هر روز بهتر شدن باشی بعدش دیگر هیچ وقت ازدواج نمی کنی
    امضای ایشان

    تا میتوانی دلی به دست آور
    دل شکستن هنر نمی باشد

  68. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  69. بالا | پست 43

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    1,071
    تشکـر
    422
    تشکر شده 478 بار در 333 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط reza1 نمایش پست ها
    سلام

    این که از این رابطه ها فاصله گرفتی با هر اعتقادی بوده از نظر من درست بوده.
    اونای که با کلی بودن و وارد رابطه ها با هر اسمی شدن الان کلی تفکرات منفی دارن که با خودشون تا زندگی زناشویی هم میبرن خودت میدونی نیاز به توضیح نیست .

    در مورد حرف مردم که چه با کسی رابطه داشتی یا نداشتی نباید مهم باشه ، همچنین اینکه بقیه اگه یک کاری میکنن تو نمیکنی حسادت یا و... نکن مسیر زندگی تو با بقیه جداست !

    این تفکرات هم نشونه نیازه ، والا این نیاز برا پیامبرا و امامان هم بوده و اینقدر خود داری رو خدا پیشنهاد نداده ، تقوا اینجا یعنی ازدواج.
    خودت که میگی مشکل مادی نداری پس خودتو برای ازدواج آماده کن ، اگه فکر میکنی از نظر ذهنی و ... نمیتونی انتخاب کنی ایده آل گری و... داری بسپر به کسی که بهش اعتماد داری ، مشاوری شخصیت عالم و آگاهی که هم بتونی تو نحوه انتخاب کمکت کنه هم برای آماده شدن برای زندگی زناشویی .
    آمادگی هم لازم نیست باید 100% باشه ، بعضی چیز ها را هم باید دو نفری طی زندگی یاد بگیرین.

    ان شاء الله که هرچه سریع تر وارد مرحله جدید زندگی میشی و فرد مناسب رو پیدا کنی ، به این تفکرات مسمون هم بها نده !
    موفق باشی

    👏👏👏👏👏👏


    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    چرا ازدواج نمیکنی بهانه میآری الان شغل داری پدرت هم پول دارد شما هم تک فرزندی چرا ازدواج نمی کنی؟
    خب تا دو سال دیگر چه اتفاقی قرار هست بیفتد؟
    بعد از دو سال هم میگویی چرا درآمدت چند ده میلیون کم هست باید ویلا و خانه آنچنانی داشته باشی خیلی اگر تو رویا هر روز بهتر شدن باشی بعدش دیگر هیچ وقت ازدواج نمی کنی

    👏👏👏👏👏👏

  70. بالا | پست 44

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    1,278
    تشکـر
    796
    تشکر شده 586 بار در 483 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    اقا رضا و اقا سعید عزیز
    از شماها بعیده
    شماها که خودتون دوتا پسر هستین
    تو جامعه هم گشتین و چشم و گوشتونم کاملا بازه

    دیگه خودتون بهتر میدونین وقتی یه پسر میاد میگه من نیاز جنسی دارم اما فعلا برنامه ازدواج ندارم این دیگه واضحه!!

    شماها دارین میگین چرا ازدواج نمیکنی؟!!!!

    خب اگه سام میخواست ازدواج کنه که دیگه این تاپیک رو واسه چی گذاشته؟!!

    یعنی این موضوع به ذهن خودش نرسیده بوده؟!!

    خودتون بهتر میدونین اینهمه پسرهایی که دوس دختر دارن اما ازدواج نمیکنن لزوما مشکل مالی ندارن

    چون یه پسر مشکل مالی نداره که قرار نیست بدو بدو بره ازدواج کنه
    همونطور که اگه یه دختری بسیار زیبا باشه قرار نیست فوری و سریع السیر بره خونه شوهر!!

    اگه اینطوری بود که الان پسرهای متمول و دختران خوشگل همگی زیر ۲۵ سال متاهل میشدن
    پس چرا اینطور نیست؟!
    یا نکنه اونا میل جنسی ندارن و کلا تعطیلن؟!!

    حتما سام عزیز به گزینه ازدواج فکر کرده و بنا بر دلایلی که واسه خودش کاملا محکم و معتبر بودن فعلا تصمیم به ازدواج نداره

    شماها که پسر هستین قاعدتا باید خودتونو روحیاتتونو بهتر بشناسین
    نه که من بیام واستون قضیه رو بشکافم که البته هنوزم نشکافتمش..

    فقط سرنخ رو دادم دستتون که خودتون تا اخرشو برین
    امضای ایشان
    به طبیعت بگو حواسش جمع باشد

    اگرچه کلی دیر ای تقدیر

    اما با دستان و شاخهایم امده‌ام!

    اما بخاطر جنگ جنى با حيواناتت به سركردگی سگی ت

    مجبور شده ام سُم به پاى شعرم بكوبم

    شاخ دراورده باشد هنر

    و دُمى بافته ام در اخر مغزم

    چون جنگ حیوان با حیوان زبان مشترک میخواست

  71. بالا | پست 45

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,529
    تشکـر
    3,785
    تشکر شده 2,299 بار در 1,518 پست
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    ...
    خودتون بهتر میدونین اینهمه پسرهایی که دوس دختر دارن اما ازدواج نمیکنن لزوما مشکل مالی ندارن ...
    اونا میدونن ازدواج مسئولیت داره و پول خرج کردن، هر چی باشه دوس دختر خرج و مسئولیتش از همسر کمتره حتی اگه چندتا دوس دختر باشن.

    بعدشم قضیه تنوع طلبی هست، وقتی میتونن با چند نفر رابطه داشته باشن خودشونو محدود به یک نفر نمیکنن.

    جالبش اینه در نهایت روزی که تصمیم به ازدواج میگیرن دنبال دختری میگردن که قبلاً دوس پسر نداشته
    امضای ایشان

  72. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  73. بالا | پست 46

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    1,278
    تشکـر
    796
    تشکر شده 586 بار در 483 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    اونا میدونن ازدواج مسئولیت داره و پول خرج کردن، هر چی باشه دوس دختر خرج و مسئولیتش از همسر کمتره حتی اگه چندتا دوس دختر باشن.

    بعدشم قضیه تنوع طلبی هست، وقتی میتونن با چند نفر رابطه داشته باشن خودشونو محدود به یک نفر نمیکنن.

    جالبش اینه در نهایت روزی که تصمیم به ازدواج میگیرن دنبال دختری میگردن که قبلاً دوس پسر نداشته
    بله همه اینها بجای خود و ضمنا ترجیح میدن تجربه ادم شناسی قبل از ازدواج رو بالا ببرن که بعدا در زندگی مشترک شناخت معقولتری از روحیات جنس مخالف داشته باشن و البته اینکه بعدها هم حسرت این تجربه ها به دلشون نمونه که یهو در سن ۶۰-۷۰ سالگی پی دوس دختر یا دوس پسر برن و مایه تعجب نوه هاشون بشن!

    و اما اینکه پسرها دنبال دختری باشن که قبلا دوس پسر نداشته و دخترها دنبال پسری که قبلا دوس دختر نداشته باید بگم جملگی کلاه گشادی تا زیر حلقشون سرشون میره!

    چون اون اگه بفهمه طرفش دنبال یه کیس دست نخورده میگرده خیلی تمیز ادای ادم دست نخورده رو درمیاره
    مثل معروفشم که میدونی چیه!
    ادای..
    کاری که به وفور رایجه و جالبه اکثریت دختر و پسرها قبل از ازدواج تا خرخره رابطه های مدل به مدل رو تجربه میکنن اما توقع دارن زن یا شوهر ایندشون هیچکاری نکرده باشه!!

    خب بگو دختر حسابی! پسر حسابی!
    تو که داری این جامعه رو میبینی توقع داری همسرت از کره مریخ بیاد؟!!

    خب اونم یکیه مث خودت
    اگه بد میدونی خودت انجام نده و اگه اکی هستی و بنظرت اشکالی نداره خب همسر ایندتم همین طرزفکر رو داشته دیگه!
    امضای ایشان
    به طبیعت بگو حواسش جمع باشد

    اگرچه کلی دیر ای تقدیر

    اما با دستان و شاخهایم امده‌ام!

    اما بخاطر جنگ جنى با حيواناتت به سركردگی سگی ت

    مجبور شده ام سُم به پاى شعرم بكوبم

    شاخ دراورده باشد هنر

    و دُمى بافته ام در اخر مغزم

    چون جنگ حیوان با حیوان زبان مشترک میخواست

  74. کاربران زیر از delvapas2000 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  75. بالا | پست 47

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    بله حتما و با کمال میل!
    خودمم ترجیح میدم همینجا ادامه بدیم:

    ببین اینکه تصور کنی رابطه با یه دختر لزوما یعنی استفاده ابزاری از اون دختر خب این حرف هیچ بنا و بنیادی نداره
    میشه گفت شاید قضیه برعکس باشه
    شاید اون دختره س که داره از کسی مث شما استفاده ابزاری میکنه
    کی میتونه ثابت کنه کدوم طرف سوءاستفاده گره؟

    تنها یه ملاک هستش اونم اینکه یکی از طرفین دروغ بگه و وعده هایی بده که بعدا پوچ از کار دربیان
    مثلا اقای الف با خانم ب دوست میشه و بهش میگه من میخوام باهات ازدواج کنم!
    درحالیکه خود اقای الف میدونه که قصد ازدواج با این خانم رو نداره
    بله این میشه سوءاستفاده!

    یا مثلا اقای الف با خانم ب دوست میشه و خانم ب تظاهر به عشق میکنه و با روشهای سوءاستفاده گرانه سعی داره که اقای الف رو تیغ بزنه
    اینم میشه یجور سوءاستفاده!

    اگرم هدف رابطه واستون مهمه هدف میتونه تفریح و لذت و به ارامش رسیدن فکر و ذهن هر دوطرف باشه
    و این خودش هدف مهمیه
    ایا شما هدفتون از موزیک گوش دادن و قهوه خوردن یا مثلا سفر به یکی از شهرهای ساحلی چیه؟!
    ایا هدفی غیر از تفریح و لذت و ارامش ذهن؟

    پس حالا میشه گفت قاعده این شکلیه:

    اگه دو طرف بالغ باشن
    هیچ تعدی و تجاوزی هم در کار نباشه
    هیچ دروغ و فریبی هم در کار نباشه
    دوستی دختر و پسر حتی همراه با رابطه جنسی هیچ مانعی نداره

    اونچه من واستون نوشتم حقیقت محض بود به دور از هر شعاری!
    سلام پوزش من چند روزی نبودم .

    همه اینها درست میدونی مسخره کار چیه ؟

    اینه که ادعام میشه خیلی زبون بازم و خیلی راحت میتونم افراد کله گنده رو متقاعد کنم تو بحث روابط تجاری و مالی و واقعا هم میتونم

    ولی تو بحث ارتباط با یک دختر اصلا انگار هیچی بلد نیستم .انگار یه آدمی هستم که تازه از غار بیرون اومده و هیچ آداب معاشرتی بلد نیست

    من در زمینه دوستی اجتماعی با خانمها هم بلدم هم راحت هم کلی دوست اجتماعی خانم دارم ولی در زمینه عاطفی واقعا هیچی بلد نیستم

  76. بالا | پست 48

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    درسته یه پسر با وضعیت مالی خوب، بیشتر باید توجه داشته باشه مورد سوءاستفاده مالی و احساسی قرار نگیره.

    زندگی به خودی خود سخت هست، سوءاستفاده گرها سختترش میکنن.

    خب چجوری باید مواظب باشه

    البته اینجارو پری راست میگه من تا حدی میتونم پول خرج نکن باشم واسه کسایی که نخوام @پریماه

  77. بالا | پست 49

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    دقیقا همینطوره
    و امان از دست این انگلهای سوءاستفاده گر

    اتفاقا نکته جالبی گفتی سوءاستفاده مالی وقتی که باشه سوءاستفاده احساسی هم هست
    یعنی این دوتا اتفاق باهم میفتن
    چون اون پسر مرفه بنا رو بر عشق گذاشته اما طرفش مث زالو افتاده به زندگیشو فکر و ذکرش فقط تیغ زدن اونه اگرچه به زبون حرف از عشق بزنه!
    میدونی مشکل چیه ؟ که این پسر مرفه با صداقت اومده جلو ولی طرفش با صداقت نیومده و وقتی متوجه میشه جدا از اینکه به شدت آزار روحی میبینه

    باعث میشه باز چند سال خودشو کاملا قرنطینه کنه

    من تو 28 سال زندگیم یکبار فقط با یه دختر ارتباط عاطفی گرفتم و بهم خیانت شد

    و باعث شد من 8 سال برم تو قرنطینه و تبدیل به یک آدم سنگی بشم

  78. بالا | پست 50

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,770
    تشکـر
    675
    تشکر شده 3,305 بار در 1,865 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : ...آیا ما اشتباه کردیم؟؟...

    نقل قول نوشته اصلی توسط reza1 نمایش پست ها
    سلام

    این که از این رابطه ها فاصله گرفتی با هر اعتقادی بوده از نظر من درست بوده.
    اونای که با کلی بودن و وارد رابطه ها با هر اسمی شدن الان کلی تفکرات منفی دارن که با خودشون تا زندگی زناشویی هم میبرن خودت میدونی نیاز به توضیح نیست .

    در مورد حرف مردم که چه با کسی رابطه داشتی یا نداشتی نباید مهم باشه ، همچنین اینکه بقیه اگه یک کاری میکنن تو نمیکنی حسادت یا و... نکن مسیر زندگی تو با بقیه جداست !

    این تفکرات هم نشونه نیازه ، والا این نیاز برا پیامبرا و امامان هم بوده و اینقدر خود داری رو خدا پیشنهاد نداده ، تقوا اینجا یعنی ازدواج.
    خودت که میگی مشکل مادی نداری پس خودتو برای ازدواج آماده کن ، اگه فکر میکنی از نظر ذهنی و ... نمیتونی انتخاب کنی ایده آل گری و... داری بسپر به کسی که بهش اعتماد داری ، مشاوری شخصیت عالم و آگاهی که هم بتونی تو نحوه انتخاب کمکت کنه هم برای آماده شدن برای زندگی زناشویی .
    آمادگی هم لازم نیست باید 100% باشه ، بعضی چیز ها را هم باید دو نفری طی زندگی یاد بگیرین.

    ان شاء الله که هرچه سریع تر وارد مرحله جدید زندگی میشی و فرد مناسب رو پیدا کنی ، به این تفکرات مسمون هم بها نده !
    موفق باشی
    من یه مثالی را برا یکی از بچه ها زدم چند وقت پیش تو گروه تلگراممون برا شما هم میزنم


    تو پدر یک دختر من میام خواستگاری دخترت.شرایطم عالیه.خونه ماشین وجه اجتماعی مدرک تحصیلی پول همه چی اوکی

    فقط اینکه این پسر تا 30 سالگیش به شدت وقتش پر هستش یعنی ساعت 6.7 صبح از خونه میزنه بیرون تا 9.10 شب وقتیم برمیگرده عین جنازه فقط مسواک و شام و میره میخوابه و باز روز از نو

    اگه با دخترت ازدواج کنه تا 2 سال شرایطش اینطوریه شاید در هفته 1 ساعت بتونه براش وقت بزاره


    آیا شما چنین پسری را قبول میکنی؟

صفحه 1 از 4 123 ...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. انتخاب رشته یا کنکور مجدد ؟؟
    توسط mr_ramtin در انجمن مشاوره تحصیلی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 01-22-2017, 09:55 PM
  2. جدا شم یا ادامه بدم؟؟
    توسط zhrm در انجمن اخلاق و رفتار همسر
    پاسخ: 74
    آخرين نوشته: 07-23-2016, 10:24 PM
  3. صبحانه چی بخورم؟؟
    توسط رزمریم در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 31
    آخرين نوشته: 02-25-2016, 05:42 PM
  4. شماچه مدلی درس میخونید؟؟!
    توسط فرنوش.18 در انجمن مشاوره تحصیلی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 05-11-2015, 10:34 PM
  5. شما جای من بودید خودکشی نمیکردید؟؟
    توسط hasan123 در انجمن خودکشی، ناامیدی و یاس
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 02-13-2015, 09:40 AM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد