نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7

موضوع: افسردگی و پرخاشگری همسرم باعث فراری شدن من و فرزندم از منزلمان شده

229 بازدید
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40022
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    افسردگی و پرخاشگری همسرم باعث فراری شدن من و فرزندم از منزلمان شده

    سلام
    من 30 سالمه و همسرم 41 سال داره
    6 ساله ازدواج کردم و به تازگی صاحب فرزند شدیم
    تا قبل از تولد فرزندم پرخاشگری ها و بی ادبی ها و دعواهای همسرم برام قابل تحمل تر بود چون شاغل بودم و با خروج از منزل و مراجعت مجدد روح تازه ای میگرفتم و به نوعی درد زندگی مو کمتر حس میکردم و چون خانواده م میگفتن همه توی زندگی شون مشکل دارند و تو خیلی لوسی من تحمل کردم و جدا نشدم
    خداوند به من لطف کردند و الان فرزندی دارم که همه زندگیمو حاضرم فدای آرامشش کنم اما متاسفانه از وقتی که خونه نشستم گیر دادن های شوهرم... حرف زدن هاش... اخلاق های بدش چندین برابر شده... هیچ تفریحی نداریم جز اینکه هفته ای یکبار برم منزل پدرم که اونم توی این شش سال هر بار که خواستم برم شوهرم غر زده که کجا میری و چرا میری و کمتر برو و الانم که میگه با رفت و آمدت بچه مریض میشه
    خلاصه امروز تبدیل به ی زن کر و کور و لال شدم تا با شوهرم دعوا نکنم چون نمیخوام بچه م بترسه... اون حتی مراعات بچه رو هم نمیکنه و توی چند وقت اخیر بخاطر مشاجره های زیادمون روی من حتی دست هم بلند کرد که با خودم قسم خوردم هرگز دیگه بحث نکنم که حرمتم از بین بره ولی از زندیگم فراری شدم... وقتی میام منزل پدرم سه روز میمونم و دوس ندارم برگردم
    حتی طی سه ماه گذشته متاسفانه هر روز به مرگ همسرم فکر میکنم و آرامشم فقط در این میدونم
    هیچ شادی ندارم.. هیچ مسافرتی تا به حال با همسرم نرفتم چون یا بهانه وسیله ایاب و ذهاب آورده... یا پول یا مرخصی این در حالی که تمام این شرایط داشته ولی دوس نداره که جایی بره... فقط دوس داره خونه باشه.. بخوره... بره بخوابه... کل تایمی که از خونه بیرون میره سه ساعته و به بهانه اینکه کار کم شده زود برمیگرده خونه... با اینکه ازش خواهش، کردم اگر کار نیست دنبال کار خصوصی که داره بره اما بازم زود برمیگرده و تا آخر شب ور دل من میشینه و به زمین و زمان گیر میده و حرف میزنه و اعصاب منو خورد میکنه. البته من الان به قدری نسبت به حرف هاش کر شدم که اگر صدامم کنه بازم متوجه نمیشم با منه... حتی اگر بفهمم هم حال ندارم جوابشو بدم
    با این آدم افسرده چه کنم؟

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    2,857
    تشکـر
    3,305
    تشکر شده 1,713 بار در 1,141 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : افسردگی و پرخاشگری همسرم باعث فراری شدن من و فرزندم از منزلمان شده

    سلام

    به همراه شوهرتون به مشاور مراجعه کنید تا مشاور با شوهرتون حرف بزنه و نحوه رفتار در خانه رو بهشون توضیح بده.

    یا میتونید از بزرگترای فامیل بخواید که باهاش صحبت کنن.
    امضای ایشان

  3. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    39631
    نوشته ها
    495
    تشکـر
    0
    تشکر شده 123 بار در 104 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : افسردگی و پرخاشگری همسرم باعث فراری شدن من و فرزندم از منزلمان شده

    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    قابل درک است که شرایط سختی را تحمل می کنید اما دقت کنید که تنها تحمل کردن شرایط سخت نمی تواند کمکی به شما و همسرتان و دخترتان کند بلکه تنها به مرور زمان افسردگی و گوشه گیری و مشکلات در زندگیتان به مرور بیشتر خواهد شد. با توجه ب اختلاف سنی که شما و همسرتان دارید به نظر میرسد از نظر رشد عاطفی ، جنسی ، اجتماعی با یکدیگر تفاوت دارید و این بر روی روابط شما و دیدگاهتان نسبت به زندگی تاثیر زیادی گذاشته است و بهتر بود قبل از ازدواج با کمک یک روانشناس به بررسی میزان تفاوت سن اجتماعی، جنسی،عقلی و عاطفیتان می پرداختید تا از آسیب های احتمالی جلوگیری شود. اما در زمان فعلی بهتر است بجای بحث و دعوا یا گوشه گیری سعی کنید روند زندگیتان را کمی تغییر دهید سعی کنید در اول به همراه همسرتان به صورت حضوری برای بررس مشکلات بینتان به یک روانشناس مراجعه کنید چون تا زمانی که با همسرتان نیز صحبت نشود هر حرفی که در مورد ایشان در اینجا بزنیم ممکن است قضاوتی نادرست باشد و باید دیگاه ایشان را ینز مورد بررسی قرار دهیم. سعی کنید بجای تحمل کردن علایق همسرتان را شناسایی کنید و با ایشان در مورد مشکلاتتان صحبت کنید بدون توهین و یا سرزنش ایشان در یک محیط آرام زمانی که فرزندتان خواب باشد یا حضور نداشته باشد با ایشان در مورد مشکلات موجود صحبت کنید و بیان کنید که شرایط اقتصادی و سختی هایی که از بار مسئولیت بر شانه او می باشد را درک می کنید اما دوست دارید در این مسیر حداقل آرامش خانه برای هردویتان حفظ شود و سعی کنید با صحبت توجه شوید که دلیل بد رفتارهای ایشان چیست اگر بتوانید تغییرات کوچکی در زندگیتان ایجاد کنید به مرور زمان بجای کنار آمدن و تمحمل سختی می توانید روند زندگیتان رابه سمت شادی و پیشرفت پیش ببرید . گاهی فرد مقابل ممکن است از نیازها و آموزش های لازم در زمین زندگی مشترک آگاهی نداشته باشد که شما می توانید به عنوان یک همراه با رفتارتان انها را به ایشان آموزش بدهید.
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    02122354783
    شاد باشید


  5. 2 کاربران زیر از dehghan بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38058
    نوشته ها
    275
    تشکـر
    317
    تشکر شده 186 بار در 125 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : افسردگی و پرخاشگری همسرم باعث فراری شدن من و فرزندم از منزلمان شده

    سلام
    همسرتون درون گرایی زیادی دارن احتمالا وبه همین دلیل بیرون رفتن و..رو دوست ندارن.اما مراجعه به یه روانشناس مجرب همراه با همسرتون کمک زیادی به بهبود اوضاع زندگیتون میکنه.ولی جدای از روانشناس خودتونم بهتره وقتایی که آرومه با هاش صحبت کنید ومتقاعدش کنید که رفتارش درست نیست وبهتره رفتارشو متعادل کنه اگه خودتونم نمی تونید باهاش صحبت کنید بهتره از یه بزرگتر مثل پدر ومادر خودشون بخواهید که باهاش صحبت کنن چون این رفتار هم شمارو آزار میده وهم اینکه زندگیتو نو خراب می کنه .شما هم بهتره بچتون که بزرگتر شدبذاریدش مهد کودک ویا خانه ی پدرتون و برگردید سر کارتون تا از فشار های روحی که همسرتون وارد می کنن کم بشه
    امضای ایشان
    تنها چیز غیر ممکن درجهان خود کلمه غیر ممکن است.

    منی که، نام شراب ازکتاب می شستم

    زمانه چنان کرد،که کاتب دکان میفروش شدم

  7. کاربران زیر از daryak بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40022
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : افسردگی و پرخاشگری همسرم باعث فراری شدن من و فرزندم از منزلمان شده

    ممنونم از پاسخ دهی شما
    همسرم به هیچ عنوان قبول نداره که ایراد داره و اصلا حاضر نیست نه حرف های منو بابت این موضوع بشنوه و نه اینکه مشاوره بیاد... در مورد مشاوره رفتن اونو پول هدر دادن میدونه حتی من گفتم که با پس انداز من بریم خیلی راحت عنوان کردن که پول تو پول منه و فرقی نداره ما داریم پول هدر میدیم
    در مورد بزرگتر هم باید بگم که حرف هیچکس رد گوش نمیدن و قبول ندارن البته حرف غریبه ها رو شون خیلی تاثیر داره متاسفانه
    من نمیدونم توی زندگی ش چکار کردم که من اصلا قبول نداره... مثلا اگر چپ برم میگه راست رفتن درست بود و اگر به حرف ایشون راست برم میگن اگر چپ میرفتی درست بود
    همه زن های عالم رو خوب و زن زندگی میدونن الا من که توی خونه با خرج کم دارم بچه مو بزرگ میکنم و زندگی شو میچرخونم... نمیدونم منظورشون از زن زندگی چیه... ازش پرسیدم خودشم نمیدونه فقط میخواد لج کنه که بگه من بد هستم این در حالی که تمام طول زندگیمون من کار کردم و دستم توی جیب خودم بوده و زندگی شم همیشه مرتب و به جا بوده
    چون ایشون مشاوره نمیان من دارم خودم مشاوره میگیرم تا اینجا هم به هر کجا سر زدم و زنگ زدم و صحبت کردم به هیچ نتیجه ای نرسیدم چون شوهرم هیچ منطقی نه توی فکرش داره نه توی عمل و نه توی زندگی... همیشه ناله میکنه که زندگی خوب نیست و دنبال مرگه
    واسه همین بی هدفی و بی احساسیشه که هیچ مشاوری نتونسته کمکم کنه چون هیچ نقطه اتکایی نداره که بشه از اونجا شروع کرد
    امیدوارم با کمک شما بتونم کاری انجام بدم

  9. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    38058
    نوشته ها
    275
    تشکـر
    317
    تشکر شده 186 بار در 125 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : افسردگی و پرخاشگری همسرم باعث فراری شدن من و فرزندم از منزلمان شده

    سلام
    خب حالا که شوهرتون حرف کسی جز غریبه ها رو گوش نمی ده پس بهتره بایه غریبه که خودتون میشناسیدش ولی اون نمی شناسه صحبت کنید تا به صورت نامحسوس بره سراغش وحرفای شمارو درغالبی که همسرتون متوجه نشه بهش بگه ویا اینکه خودتونم می تونید با یه شماره جدید توی مجازی باهاش حرف بزنیدو غیر مستقیم چیزایی رو که باید تو زندگی بدونه رو طوری که نفهمه شما هستید بهش بگید...
    امضای ایشان
    تنها چیز غیر ممکن درجهان خود کلمه غیر ممکن است.

    منی که، نام شراب ازکتاب می شستم

    زمانه چنان کرد،که کاتب دکان میفروش شدم

  10. کاربران زیر از daryak بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8594
    نوشته ها
    1,659
    تشکـر
    74
    تشکر شده 1,313 بار در 744 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : افسردگی و پرخاشگری همسرم باعث فراری شدن من و فرزندم از منزلمان شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط هم آوا نمایش پست ها
    سلام
    من 30 سالمه و همسرم 41 سال داره
    6 ساله ازدواج کردم و به تازگی صاحب فرزند شدیم
    تا قبل از تولد فرزندم پرخاشگری ها و بی ادبی ها و دعواهای همسرم برام قابل تحمل تر بود چون شاغل بودم و با خروج از منزل و مراجعت مجدد روح تازه ای میگرفتم و به نوعی درد زندگی مو کمتر حس میکردم و چون خانواده م میگفتن همه توی زندگی شون مشکل دارند و تو خیلی لوسی من تحمل کردم و جدا نشدم
    خداوند به من لطف کردند و الان فرزندی دارم که همه زندگیمو حاضرم فدای آرامشش کنم اما متاسفانه از وقتی که خونه نشستم گیر دادن های شوهرم... حرف زدن هاش... اخلاق های بدش چندین برابر شده... هیچ تفریحی نداریم جز اینکه هفته ای یکبار برم منزل پدرم که اونم توی این شش سال هر بار که خواستم برم شوهرم غر زده که کجا میری و چرا میری و کمتر برو و الانم که میگه با رفت و آمدت بچه مریض میشه
    خلاصه امروز تبدیل به ی زن کر و کور و لال شدم تا با شوهرم دعوا نکنم چون نمیخوام بچه م بترسه... اون حتی مراعات بچه رو هم نمیکنه و توی چند وقت اخیر بخاطر مشاجره های زیادمون روی من حتی دست هم بلند کرد که با خودم قسم خوردم هرگز دیگه بحث نکنم که حرمتم از بین بره ولی از زندیگم فراری شدم... وقتی میام منزل پدرم سه روز میمونم و دوس ندارم برگردم
    حتی طی سه ماه گذشته متاسفانه هر روز به مرگ همسرم فکر میکنم و آرامشم فقط در این میدونم
    هیچ شادی ندارم.. هیچ مسافرتی تا به حال با همسرم نرفتم چون یا بهانه وسیله ایاب و ذهاب آورده... یا پول یا مرخصی این در حالی که تمام این شرایط داشته ولی دوس نداره که جایی بره... فقط دوس داره خونه باشه.. بخوره... بره بخوابه... کل تایمی که از خونه بیرون میره سه ساعته و به بهانه اینکه کار کم شده زود برمیگرده خونه... با اینکه ازش خواهش، کردم اگر کار نیست دنبال کار خصوصی که داره بره اما بازم زود برمیگرده و تا آخر شب ور دل من میشینه و به زمین و زمان گیر میده و حرف میزنه و اعصاب منو خورد میکنه. البته من الان به قدری نسبت به حرف هاش کر شدم که اگر صدامم کنه بازم متوجه نمیشم با منه... حتی اگر بفهمم هم حال ندارم جوابشو بدم
    با این آدم افسرده چه کنم؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط هم آوا نمایش پست ها
    ممنونم از پاسخ دهی شما
    همسرم به هیچ عنوان قبول نداره که ایراد داره و اصلا حاضر نیست نه حرف های منو بابت این موضوع بشنوه و نه اینکه مشاوره بیاد... در مورد مشاوره رفتن اونو پول هدر دادن میدونه حتی من گفتم که با پس انداز من بریم خیلی راحت عنوان کردن که پول تو پول منه و فرقی نداره ما داریم پول هدر میدیم
    در مورد بزرگتر هم باید بگم که حرف هیچکس رد گوش نمیدن و قبول ندارن البته حرف غریبه ها رو شون خیلی تاثیر داره متاسفانه
    من نمیدونم توی زندگی ش چکار کردم که من اصلا قبول نداره... مثلا اگر چپ برم میگه راست رفتن درست بود و اگر به حرف ایشون راست برم میگن اگر چپ میرفتی درست بود
    همه زن های عالم رو خوب و زن زندگی میدونن الا من که توی خونه با خرج کم دارم بچه مو بزرگ میکنم و زندگی شو میچرخونم... نمیدونم منظورشون از زن زندگی چیه... ازش پرسیدم خودشم نمیدونه فقط میخواد لج کنه که بگه من بد هستم این در حالی که تمام طول زندگیمون من کار کردم و دستم توی جیب خودم بوده و زندگی شم همیشه مرتب و به جا بوده
    چون ایشون مشاوره نمیان من دارم خودم مشاوره میگیرم تا اینجا هم به هر کجا سر زدم و زنگ زدم و صحبت کردم به هیچ نتیجه ای نرسیدم چون شوهرم هیچ منطقی نه توی فکرش داره نه توی عمل و نه توی زندگی... همیشه ناله میکنه که زندگی خوب نیست و دنبال مرگه
    واسه همین بی هدفی و بی احساسیشه که هیچ مشاوری نتونسته کمکم کنه چون هیچ نقطه اتکایی نداره که بشه از اونجا شروع کرد
    امیدوارم با کمک شما بتونم کاری انجام بدم

    سلام

    مطلب شما را خواندم عزیز ومتاسفانه باید عرض کنم که اشتباهات از خود شما بوده که علت انهم نمیدونم کجاست ولی خوب اگر مشاورتان حاذق باشه میتونه ریشه یابی کنه.

    ببینید شما در سن 24 سالگی با شخصی ازدواج کردین که 11 سال از شما بزرگتر بوده!!!!!!!!!!

    طبق گزارش خودتون از اول فقط تحمل کردین و دسته گلی به اب دادین که با ابن شرایط بچه دار شدین بعد از 6 سال!! ایشون هم که بی مسئولیت و پرخاشگر و عصبانید و دست بزن هم دارند!!! به حرف کسی هم گوش نمیدن پهلوی متخصص و مشاور هم که نمیاین شما رو هم که دارن میکشن تو فاز افسردگی!! حالا ممکنه بفرمایید شما و کدام متخصص میتونه برای ایشون کاری کنه!!؟

    شما فقط و فقط برای خودتون میتونید کاری بکنید. کمک از یک مشاور همکار حاذق خانم در جهت اینکه بیشتر از این وارد فاز افسردگی نشین و دیدگاه درستری هم بهتون بدن.

    کار و فعالیت در جهت داشتن استقلال مالی

    ببخشید این رو میگم کوری -کری -خری -لالی نسبت به ایشون تازمانی که نصمبم درست و به جایی برای زندگی خودتان بگیرید.

    با ارزوی بهترینها

    سپاس
    دکتر
    ویرایش توسط شهرام2014 : 01-27-2019 در ساعت 10:02 PM
    امضای ایشان
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  12. کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد