نمایش نتایج: از 1 به 19 از 19

موضوع: دوست

383 بازدید
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    دوست

    سلام من یه دانش آموز ۱۶ ساله هستم من امسال وارد یه دبیرستان جدید شدم روز اول کمی استرس داشتم ولی با یه دختری آشنا شدم نگرانی هایم برطرف شد هر روز به عشق دیدنش از خواب بیدار میشدم خیلی خاص بود روز های اول دنبال من می یومد دوست داشت با من دوست بشه سعی می کرد کنار من باشه با من صحبت کنه اون عاشق صحبت کردن خودم بود
    من خیلی دوست داشتم با اون دوست صمیمی بشم یه بار صدام زد براش تعریف می کردم که چجوری از گروه مدرسه شماره ی شانسی انتخاب می کردم و سر به سر بچه ها می زاشتم گفت عه کاشکی شماره ی من رو انتخاب میکردی گفتم اتفاقا من هی پیام می دادم میگفتم آره خودشه ولی شمارت رو پیدا نکردم به من گفت عکس پروفایلم اینجوریه منم ظهر وقتی برگشتم بهش پیام دادم خلاصه دو،سه روز با اون چت میکردم همیشه خودم پیام می دادم یه روز خودش پیام داد من خیلی خیلی خوشحال شدم که خودش پیام داد، یه مدت با دوستم جرو بحث شد، دیگه جوابم رو نداد وقتی رو استوری گذاشتم که رفیق خوبی؟استوریم رو دید بعد پیام داد که کدومه مگه چی شده؟، خلاصه از حرف هایی که بهش می فرستادم و جواب نمی داد عکس گرفتم براش فرستادم گفت خوش به حالش چقدر برات عزیزه،منم بهش گفتم تو هم برام عزیزی حتی بیشتر از نرگس ،تعحب کرد و گفت منم خیلی دوست دارم
    خلاصه اون شعر مینوشت ،برام چند تا شعر فرستاده بود یه پوشه مخصوص برا شعراش گذاشته بودم از اون عکس گرفتم از اسمی که سیوش کردم عشقم...و عکس پروفایلش رو که رو صفحه ی گوشیم گذاشته بودم عکس گرفتم براش فرستادم اون یه چند دقیقه بعد جوابم رو داد گفت باورم نمیشه یکی از دوستام اینقدر من رو دوست داشته باشه خلاصه حرفامون ادامه داشتن اونم تا این حد که دوست داشت بدونه من متولد چه ماهی هستم
    خلاصه خیلی خوب پیش رفت از من سوال پرسید که آیا وقتی من رو با بقیه میدیدی ناراحت نمی شدی گفتم براش نه بابا راستش رو بگم یکم،گفت چرا به من نگفتی گفتم بهتره اینکه ندونی گفت چرااا ،منم جواب ندادم. خوب پیش رفت منم خیلی ابراز علاقه بهش میکردم ولی اون کم کم نسبت به من دلسرد شد وقتی دید زیاد دوسش دارم از من دور شد دقیقااا دلیلش رو نمی دونم چرا از من دور شد ولی یه مشکلی برام پیش اومد بهش گفته بودم ،چند روز پیگیرم بود حرف های دلم رو بهش زدم ولی این مشکل قابل حل نبود اون از همون روز کم کم از من دور شد منم سعی کردم مشکل رو حل کنم تا مبادا یه روز نتونم ببینمش خیلی سخت بود اون همیشه وقتی من رو ناراحت می دید می یومد با من صحبت میکرد و مثل همیشه منم حرف دلم رو میگفتم ولی الان خیلی تغییر کرد همیشه با بقیه مشغوله ،اون هرگز چیزی از زندگی شخصیش نمیگفت خیلی کم،اخه الان خیلی افسرده شدم دیگه اصلا با من مثل قبل نیست با همه راحته الا من ،حس میکنم مقصر خودم بودم که زیادی ابراز علاقه کردم،خیلی تنهام ،من خیلی دوسش داشتم و هستم می خوام ازش ناراحت بشم ولی نمیشه وقتی یاد کاراش میفتم میگم اون کار اشتباهی نکرده تقصیر من بود الان من برام یه مشکلی پیش اومده می تونم فقط همین سال رو باهاش باشم ،اونم از مشکلم خبر داره
    اخه خیلی تنهام همیشه گریه میکنم بدجور دوسش دارم این چند روز همه متوجه شدن که خیلی تغییر کردم نسبت به همه دلسرد شدم ،اون دختر شاد و خندون نیستم از اونجا یه مشکل دارم که همه ی آرزوهام رو نابود کرده از اینجا هم تنها کسی که زیاد دوسش دارم دوستم نداره ،چه کنم ؟وقتی با بقیه می بینمش ناراحت میشم منم دیگه به سمتش نمیرم من خیلی قبلا پیام می دادم بعضی موقعا به خودم میگم چرا همیشه خودم پیام میدم نباید دیگه پیام بدم خودش باید پیام بده ،منتظرش میشدم ولی پیام نمیداد منم تحمل نمی کردم بهش پیام می دادم
    یه چیز دیگه من خیلی آدمه خجالتی هستم یعنی بیشتر با چت باهاش صحبت میکنم وقتی از نزدیک می بینمش خیلی کم به سراغش میرم اونم می دونه
    آفرین کمکم کنید اون همکلاسی خودم هست یعنی نمی تونم فراموشش کنم چون هر روز می بینمش چه کنم خیلی افسرده شدم همیشه گریه میکنم حس میکنم لیاقت دوستی با اون رو ندارم تازه متوجه شدم اون با همه خیلی خوبه ولی با من اصلا راحت نیست از رفتاراش معلوم بود اخه من از همون روز اول که باهاش آشنا شدم همیشه بهش فکر میکنم جوری که هر روز خوابش رو میدیم چه کنم میشه لطفا کمکم کنین من روم نمیشه به کسی بگم چون می دونم کسی درکم نمیکنه

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    2,857
    تشکـر
    3,305
    تشکر شده 1,713 بار در 1,141 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : دوست

    سلام

    میدونی بنظرم چون همه حرفاتو بهش گفتی و خودتو بهش شناسوندی دیگه چیزی ازت نمونده که بخواد کشف کنه و بخاطرش باهات باشه.

    اصلیترین مشکلت این بوده که خودتو زود لو دادی و نتونستی تشنه نگهش داری.

    مشکل بعدیت اینه که وابسته شدی و زیادم وابسته شدی، نباید به کسی وابسته بشی و اگه شدی نباید بذاری متوجه وابستگیت بشن چون اینجوری احساس خودبرتربینی پیدا میکنن و ازت دور میشن.

    در روابط دوستانه یه روال معمولیو ادامه بده که نه وابستگی داشته باشی و نه چیزیو لو بدی.

    حالا این تجربه ای میشه برا آینده هر چند الان تلخه اما باعث میشه در آینده بهتر عمل کنی.
    ویرایش توسط Experience : 01-27-2019 در ساعت 10:20 PM
    امضای ایشان

  3. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    39631
    نوشته ها
    496
    تشکـر
    0
    تشکر شده 123 بار در 104 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : دوست

    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    دقت کنید که وابستگی زیاد هم می تواند برای خود شما آسیب به همراه داشته باشد و هم فرد مقابلتان را دچار دلهره و ترس کند شما با وابستگی زیادی که به دوستتان پیدا کرده بودید و رفتارهایی که نشان دادید باعث شده اید ایشان از این رفتارها احساس نگرانی کنند و دیگر برایشان جذابیت نداشته باشد چون از روند دوستی دو دختر این همه ابراز احاساسات و چک کردن و یا سیو کردن چت های او کمی غیر طبیعی جلوه می کند هرچند که ممکن است شما منظور بدی از این موضوع نداشته باشید بهتر است اول برای آرامش خودتان هم که شده است به این روابط تنها در حد رابطه دوستی نگاه کنید تا بتوانید راحت با همه ارتباط برقرار کنید . سعی کنید در جمع دوستان در مدرسه قرار داشته باشید و سعی کنید با آنها صحبت کنید هم کم هم که باشد و در زندگی روازنه نیز سعی کنید علایق خود را شناسایی کنید و هرچیزی که حتی می تواند کمی شما را شاد کند شناسایی کنید و در برنامه های روزانه خود قرار بدهید برای درس هایتان برنامه داشته باشید دائم به سراغ گوشی نروید سعی کنید ورزش را در برنامه روزانه خود قرار بدهید . شما در سن حساسی قرار دارید و قابل درک است که دوست دارید در جمع دوستانتان قرار بگیرید و یا در توجه دیگران باشید زودرنج تر شده باشید ،اما دقت کنید که این نیازها و احساسات باعث نشود که شما به فرد خاصی وابستگی زیاد پیدا کنید سعی کنید از این رابطه دوستی تجربه کسب کنید و سعی کنید در اجتماع و دوستانتان قرار بگیرید .
    در صورتی که علایم گوشه گیری شما یا وابستگیتان ادامه پیدا کرد بهتر است به صورت حضوری با یک روانشناس صحبت کنید.
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    02122354783
    شاد باشید

  5. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    خیلی ممنونم دقیقااا درست گفتید
    من نباید این کار رو می کردم نباید وابسته ی اون میشدم نباید حرف دلم رو میگفتم، اشتباه کردم ولی یکم فراموش کردن اشتباهم سخته ،خیلی دیر فهمیدم که توجه زیاد بی توجهی می یاره

  6. کاربران زیر از Arzoo2468 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    ممنونم تشکر میکنم خیلی کمکم کردید
    ولی یه مشکلی که دارم خیلی از اون خاطره دارم چت ها ،عکس های پروفایلی که میزاشت و خیلی چیزا که تو ذهنم هست ولی نمی تونم اونا رو فراموش کنم میشه در این مورد راهنماییم کنید

  8. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    2,857
    تشکـر
    3,305
    تشکر شده 1,713 بار در 1,141 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : دوست

    نقل قول نوشته اصلی توسط Arzoo2468 نمایش پست ها
    خیلی ممنونم دقیقااا درست گفتید
    من نباید این کار رو می کردم نباید وابسته ی اون میشدم نباید حرف دلم رو میگفتم، اشتباه کردم ولی یکم فراموش کردن اشتباهم سخته ،خیلی دیر فهمیدم که توجه زیاد بی توجهی می یاره
    دیر نیست در آینده تا دلتون بخواد از این آشنا شدنا و دوست شدنا پیش میاد.
    امضای ایشان

  9. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    39933
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    سلام
    همه ما گاهی این روابط رو تجربه میکنیم، بهترین کاری که تو میتونی الان بکنی اینکه خودت رو درگیر این رابطه ها نکنی وقتی درگیر بشی هیچ کاری نمیتونی بکنی،نه حوصله درس خوندن رو داری نه حوصله هیچ کاری در ضمن به نظر من این نوع روابط تو این سن خیلی بچگانه هستن ، که اگه خیلی درگیرشون بشی بعدن توی دوره های بعد خاطرات خوبی را به جا نمیذاره برات، منم 15 سالمه و احساس تنهایی خیلی زیادی میکنم نه دوست خوبی دارم نه دلخوشی چندانی ولی حداقل درگیر این چیزا نمی شم چون بعد از قطع رابطه با ینفر خیلی ناراحت میشی و ادم باید روحیه پاک خودشو در هر صورتی حفظ کنه،امیدورم در اینده ینفر رو مثل خودت پیدا کنی😊 این شاید دعای خیر باشه شایدم شر ولی مطمعنم که حتما دعای خوبی هست برات ،خودت رو درگیر ادم بی مصرف نکن اینا فقط یمدتی هستن ، دنبال یچیز دائمی باش😏
    موفق باشی

  10. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    2,857
    تشکـر
    3,305
    تشکر شده 1,713 بار در 1,141 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : دوست

    تا حالا نشده من با کسایی که دوستم تا این حد دچار وابستگی بشم، البته باهاشون راحت بودم، با این حال آخرش دیدم خیری تو این دوستیا نیست.
    امضای ایشان

  11. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    نمی دونم چه کار کنم تا فراموشش کنم اخه هر روز میبینمش
    اون داره به زندگی و درسای خودش میرسه منم از اونجا معدلم از ۱۹رسید به ۱۷ و از اونجا دیگه نسبت به درس هام و مدرسه رفتن و اصلا همه چیز دلسرد شدم موفقیت اون آرزوی خودم بود براش یه کارنامه درست کرده بودم که معدلش رو ۲۰نوشته بودم همیشه با نگاه کردن به اون انرژی میگرفتم حتی به اونم گفتم، گفت چقدر حس خوبیه کسی بهت ایمان داشته باشه
    ولی واقعااا خودم زیادی وابسته ی اون شدم یه بار به اون گفتم
    کاش یکی روداشتم که منوبه اندازه ای که دوست دارم
    دوسم داشت...اونم با خون سردی گفت اااهاااا ،من منظوری نداشتم فقط خواستم دوست من بشه حداقل مثل یه دوست عادی ولی خو اشتباه از خودم بود اخه الان کلی خاطره ازش دارم نمی دونم چجوری فراموشش کنم منم از اون موقعی که نسبت به من سرد شد دیگه زیاد به سراغش نمیرم فقط در حد سلام کردن همین
    فکر کردم مثل خواهرم میشه ولی اشتباه فکر کردم
    منم فکر میکنم چون که فهمید من فقط همین یه سال رو می تونم درس بخونم گفت پس نمی خواد باهاش صمیمی باشم بزار با بقیه ی دوستام که قراره تا سال اخر با من باشم بمونم، الان وقتی تو خونه ام میگم کاشکی ببینمش اخه کی فردا میرسه بتونم ببینمش،ولی فردا که میرسه
    وقتی برخورداش رو میبینم دلم مشکنه و ناراحت میشم شدم یه آدم احساسی که سر کوچیک ترین موضوع گریه میکنه چه کنم تا بتونم فراموشش کنم؟الان هر رزی که میرم مدرسه برا من یه روزه باارزشی چون من تحت یه شرایطی فقط همین یه سال رو می تونم درس بخونم که داره کم کم میگذره

  12. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    خیلی ممنونم خواهرم تشکر میکنم

  13. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    دقیقا همینطور هست

  14. کاربران زیر از Arzoo2468 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    2,857
    تشکـر
    3,305
    تشکر شده 1,713 بار در 1,141 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : دوست

    نقل قول نوشته اصلی توسط Arzoo2468 نمایش پست ها
    دقیقا همینطور هست
    حالا که روش درستو میدونی سعی کن با کسای دیگه بصورت معمولی دوست باشی و قوی بنظر بیای، شاید اینجوری اونم دوباره دلش خواست باهات حرف زد.
    امضای ایشان

  16. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    39933
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    ای بابا تو این چند سال انقدر از طرف دوستای خودم ضربه خوردم که نه تو مدرسه باکسی دوستم نه بیرون ، این روزا همه به ادم از پشت خنجر میزنن دور دوست رو کلا باید خط کشید گذشت اون روزایی که میگفتی رفیق جونشو واست میداد، من الان با کسی دوست نیستم ولی با همه خوبم طوری که فکر میکنن من دوستشونم، بی خیال دوستی شو ، هیچ کس دوست خوبی واسه ادم نیست، شاید پیدا بشه ولی به ندرت و خیلی کم

  17. کاربران زیر از gata بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    بعید می دونم چون اون خیلی طرفدار داره معمولا همیشه سرش گرمه
    مشکل اینجاست که تحت یه شرایطی فقط همین یه سال رو می تونم درس بخونم این موضوع هم خیلی ضربه ی روحی و جسمی به من زد چون من خیلی برا خودم هدف داشتم کلی برا آینده ی خودم برنامه ریزی کرده بودم اما بدجور آسیب خوردم کاخ آرزوهام نابود شد ولی بازم میگم خدا کریمه

  19. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    آره دیر نیست ولی چه بد که دیگه سخته به کسی اعتماد کنم یا حرف دلم رو به کسی بگم انگار که میترسم، خیلی برام سخت شده که حرف دلم رو به کسی بزنم نسبت به دوستام دلسرد شدم یه جورایی انگار دیگه احساسات من نابود و از بین رفتن

  20. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    39933
    نوشته ها
    6
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    من پارسال یک دوستی داشتم خیلی با هام خوب بود خیلی ادعای دوستی میکرد و از این حرفا ، امسال مدرسه هامون جدا شدن بعد اصلا خبری ازم نمیگرفت هر موقع هم که بش زنگ میزدم میگفت تو منو یادت رفته منو از خودت کمتر میدونی منو هیچی حساب نمیکنی و از این حرفا هر سری میرفتیم بیرون نمیزاشتم دست تو جیبش کنه حسابش میکردم میگفتم گناه داره چون چهار تا بچه بودن، انقدر به این بشر تقلب رسوندم که حد نداره حتی سر امتحانای نوبت دوم که هیچ کسب جرات تقلب کردن نداره، بعد الان هر سری بش زنگ میزنم گلایه میکنه ، باهاش قطع رابطه کردم، من دیگه نمیخوام تو روابط عقب بکشم و حق خودمو ضایع کنم، من خیلی بش وابسته بودم اما بی خیالش شدم مطمئنم تو هم میتونی، هر چی محبت میکنی بیشتر جفا میبینی

  21. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    آره واقعا هیچ کس جز خودت به فکر تو نیست

  22. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    ممنونم سعی میکنم فراموشش کنم
    در ضمن درست میگی همیشه روابط یه روز سرد میشن چه بخوایم چه نخوایم اخر تنها کسی که پیش ما می مونه خدا و خودمونه بخاطر همین باید خوب مراقب خودمون باشیم

  23. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    40035
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : دوست

    ولی خیلی جالبه وقتی که من ناامید شده بودم از یه طرف ایمانم به خدا بیشتر شده

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آینده ازدواج دوست دختر و دوست پسر
    توسط محمدزاده در انجمن آموزش مهارت های زندگی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 02-29-2016, 03:26 PM
  2. پاسخ: 91
    آخرين نوشته: 12-16-2015, 11:06 PM
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-28-2015, 12:31 PM
  4. فقط ميخواد دوست پسر دوست دختر باشيم
    توسط آگرين در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 06-23-2015, 01:20 PM
  5. بحث آزاد:پیشنهاد رابطه جنسی بین دختر و پسر
    توسط saeed021 در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 05-19-2015, 11:35 PM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد