نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15

موضوع: مشکل با شوهرم

1158 بازدید
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2017
    شماره عضویت
    35203
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    مشکل با شوهرم

    سلام دوستان گفتم بهتون که من حدود یک ماهه از طرف شوهرم هیچ نزدیک نداشتیم هر بار موقعیت نمیدونم نمیخواست یا هر چی منو میبرد بیرون میگفت بریم بیرون دور بزنیم یا شام بخوریم الان دیگه خیلی وقته من همش صب کردم دیگه میخوام این مووضع رو که دلم برای اغوشش تنگ شده رو به زبون بیارم به نظرتون بگم یا نه خودم کوچیک نمیشه اخه هر بار قهر میکنم به بهانه های مختلف یا کنایه میزنم اصلا نمیفهمه که من از چی دلم گیره .دوبار هم که خودم پیشنهاد دادم گفت نه موقعیت نیست و از این حرفا رد کرد . دیشب موقعیتش بود اصلا پیشنهاد نداد یا حتی پیش قدم نشد مثلا بیاد دستمو بگیره و نزدیکم بشه حتی همون ماچ کردن اصلا در صورتی که ما نامزد بودیم هر بار که به دیدنم میومد اصلا بدون بوس یا در اغوش گرفتنم ازم جدا نمیشد .الان میاد دیدنم یه سلام لفظی بعدشم منو سوار موتور میکنه میریم بیرونم شام میخوریم بعدشم میاد منو خونه پیاده میکنه . من چند وقته منتظر یه حرکت از طرفشم همش صبر کردم اما بی فایده بود دیشب میخواستم بگم هر چی تو دلمه گفتم حرف دارم میشه حرف بزنیم تلفنی گفت خوابم میاد خیلی خستم منم خیلی اعصابم خورد شد یه دعوایه کوچکی کردیم حتی گفت هم تو چت شده همش سر بهانه های الکی قهر میکنی اما یبار هم منظور این قهر کردنا رو نفهمید بعدشم زد خوابید ولی من پیام بهش دادم که دارم ازت دور میشم و باعثش خودتی جواب نداد .به نظرتون بگم بهش هر چی تو دلمه چطوری ؟

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36830
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    14
    تشکر شده 18 بار در 15 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلای70 نمایش پست ها
    سلام دوستان گفتم بهتون که من حدود یک ماهه از طرف شوهرم هیچ نزدیک نداشتیم هر بار موقعیت نمیدونم نمیخواست یا هر چی منو میبرد بیرون میگفت بریم بیرون دور بزنیم یا شام بخوریم الان دیگه خیلی وقته من همش صب کردم دیگه میخوام این مووضع رو که دلم برای اغوشش تنگ شده رو به زبون بیارم به نظرتون بگم یا نه خودم کوچیک نمیشه اخه هر بار قهر میکنم به بهانه های مختلف یا کنایه میزنم اصلا نمیفهمه که من از چی دلم گیره .دوبار هم که خودم پیشنهاد دادم گفت نه موقعیت نیست و از این حرفا رد کرد . دیشب موقعیتش بود اصلا پیشنهاد نداد یا حتی پیش قدم نشد مثلا بیاد دستمو بگیره و نزدیکم بشه حتی همون ماچ کردن اصلا در صورتی که ما نامزد بودیم هر بار که به دیدنم میومد اصلا بدون بوس یا در اغوش گرفتنم ازم جدا نمیشد .الان میاد دیدنم یه سلام لفظی بعدشم منو سوار موتور میکنه میریم بیرونم شام میخوریم بعدشم میاد منو خونه پیاده میکنه . من چند وقته منتظر یه حرکت از طرفشم همش صبر کردم اما بی فایده بود دیشب میخواستم بگم هر چی تو دلمه گفتم حرف دارم میشه حرف بزنیم تلفنی گفت خوابم میاد خیلی خستم منم خیلی اعصابم خورد شد یه دعوایه کوچکی کردیم حتی گفت هم تو چت شده همش سر بهانه های الکی قهر میکنی اما یبار هم منظور این قهر کردنا رو نفهمید بعدشم زد خوابید ولی من پیام بهش دادم که دارم ازت دور میشم و باعثش خودتی جواب نداد .به نظرتون بگم بهش هر چی تو دلمه چطوری ؟
    سلام گلم
    ب نظر من چون تجربه داشتم ميگم يه بار كه اومد دنبالت رفتيد شام بخوريد به يه بهونه اي ببرش پاركي جايي كه تنها صحبت كنيد
    از حالا مشكلاتتو نگي بدتر ميشه
    يا بهش بگو ك دلم واسه دوره نامزدي تنگ شده ك بوسم ميكردي از وقتي عقد كرديم بدون بوسه هات خوابم زندگيم بهم ريخته
    با زبون ومثال يادش بيار
    يا حرفي داشت بشنو
    شما كه ديگه نبايد رودربايسي داشته باشيد
    موفق باشيد

  3. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36830
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    14
    تشکر شده 18 بار در 15 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    ولي تلفني جواب نميده
    چون بقولي طرفت حالتتو نميبينه ممكنه برداشتش برعكس باشه
    تا ميتوني حضوري صحبت كن
    بعدشم وقتي دوره نامزدي باهات خوب بوده پس آدم مغروري نيست
    تو پيش قدم شو به هرحال همسرته
    دوست نيست كه بگي با اين نشد با يكي ديگه رفعش ميكنم

  4. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2017
    شماره عضویت
    35203
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    میترسم و از طرفی روم هم نمیشه بهش بگم . تلفنی هم حق با شماست شاید همون لحضه بفهمه اما بعدش از یاد بره . از صبح بهم زنگ میزنه چرا بهم این حرفو (دارم ازت دور میشم و تو باعثشی ) زدی رو میزنه و میگه من کم توجهی کردم اما بازم من گفتم هیچی نیس و طفره رفتم و نگفتم حرفمو .نمیدونم رو درو چطوری بگم دیگه بعد از این همه مدت خیلی دلم ازش ناراحته و بغض کرده خیلی زیاد .دیشب با گریه خوابیدم که چرا از وقتی عقد کردم اینجوری شده اون مرد یعنی هیچوقت دلش نخواسته نفهمیده معنی بهانه هامو . من میگم بازم صب کنم یا ن چجوری شروع کنم .میترسم مسخرم کنه بگم بدون ماچ کردن یا در اغوش گرفت بی تو خوابم نمیبره

  5. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    شماره عضویت
    37084
    نوشته ها
    34
    تشکـر
    41
    تشکر شده 10 بار در 8 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    سلام دوست عزیز
    به نظر من خیلی راحت وقتی با هم هستید بهش بگو،دلیل اینکه مثل قبل نیست رو بخواه،نگفتن فقط شرایط رو بد تر میکنه،متاسفانه بعضی از خانمها فکر میکنن شوهرشو یه رمال یا فالگیر هست که مثلا مثل اونا باید از نگاهشون تمام فکرای زنشون رو بخونن،در صورتی که یه مرد فقط یه مرد هست،این نگفتن باعث میشه با چیزای خیلی کوچیک هم ناراحت بشی و با همسر دعوا کنی،ایشونم که نمیدونن دل شما از چی لبریز شده فکر میکنن که خانم غرغرو و بداخلاقی دارن.
    البته نظر شخصی من هستش،موفق باشید

  6. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36830
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    14
    تشکر شده 18 بار در 15 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلای70 نمایش پست ها
    میترسم و از طرفی روم هم نمیشه بهش بگم . تلفنی هم حق با شماست شاید همون لحضه بفهمه اما بعدش از یاد بره . از صبح بهم زنگ میزنه چرا بهم این حرفو (دارم ازت دور میشم و تو باعثشی ) زدی رو میزنه و میگه من کم توجهی کردم اما بازم من گفتم هیچی نیس و طفره رفتم و نگفتم حرفمو .نمیدونم رو درو چطوری بگم دیگه بعد از این همه مدت خیلی دلم ازش ناراحته و بغض کرده خیلی زیاد .دیشب با گریه خوابیدم که چرا از وقتی عقد کردم اینجوری شده اون مرد یعنی هیچوقت دلش نخواسته نفهمیده معنی بهانه هامو . من میگم بازم صب کنم یا ن چجوری شروع کنم .میترسم مسخرم کنه بگم بدون ماچ کردن یا در اغوش گرفت بی تو خوابم نمیبره
    بعضي آقايون عمدا نه بلكه سهوا نميفمن واقعا هم نميفهمن
    منم نميگم يهو بروبگو بدون بوس وبغل خوابم نميبره
    ولي ب نظرم امروز ك خودشم گير داده وقت خوبيه بريد بيرون
    اولشم نه با قهر بلكه ي ذره نارحتي يا تو خودت باشي كافيه
    بهش بگو ب رفتارت فكركردي بعداز عقد چقدر تغيير كردي
    از ازدواج با من پشيموني
    اصلا واسه چي ازدواج كردي
    من خودم قلق شوهرم اينه ك با سوال بايد حرفامو بهش بگم
    وقتي نمونه اين سوالا رو بپرسي تو خودش كنكاش ميكنه ك چي باعث شده رفتار شما اونطور ناراحت باشه
    يا بخواي حرف ديشب رو بزني
    اينا ميتونه مقدمه چيني باشه
    اينم بگم همين ك با اين يك حرف شما حس كرده اشتباهي كرده پس مطمعن باش سهوا يا ب دليلي ازت دوره

  7. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36830
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    14
    تشکر شده 18 بار در 15 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Yas26 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    به نظر من خیلی راحت وقتی با هم هستید بهش بگو،دلیل اینکه مثل قبل نیست رو بخواه،نگفتن فقط شرایط رو بد تر میکنه،متاسفانه بعضی از خانمها فکر میکنن شوهرشو یه رمال یا فالگیر هست که مثلا مثل اونا باید از نگاهشون تمام فکرای زنشون رو بخونن،در صورتی که یه مرد فقط یه مرد هست،این نگفتن باعث میشه با چیزای خیلی کوچیک هم ناراحت بشی و با همسر دعوا کنی،ایشونم که نمیدونن دل شما از چی لبریز شده فکر میکنن که خانم غرغرو و بداخلاقی دارن.
    البته نظر شخصی من هستش،موفق باشید
    دقيقا موافقم

  8. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36830
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    14
    تشکر شده 18 بار در 15 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    اينم كه روت نميشه بريد پارك ك تاريكه كه چشم تو چشم نباشي باهاش
    فكر كن تلفني داري حرف ميزني
    ولي بايد بگي نگفتن فقط خودتو عذاب ميدي و هنوزاولشه تا آخر بايد اينجوري سر كني
    بايد خجالتو كنار بذاري حداقل جلوي همسرت

  9. کاربران زیر از زهرا1292 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,189
    تشکـر
    1,435
    تشکر شده 1,408 بار در 761 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلای70 نمایش پست ها
    میترسم و از طرفی روم هم نمیشه بهش بگم . تلفنی هم حق با شماست شاید همون لحضه بفهمه اما بعدش از یاد بره . از صبح بهم زنگ میزنه چرا بهم این حرفو (دارم ازت دور میشم و تو باعثشی ) زدی رو میزنه و میگه من کم توجهی کردم اما بازم من گفتم هیچی نیس و طفره رفتم و نگفتم حرفمو .نمیدونم رو درو چطوری بگم دیگه بعد از این همه مدت خیلی دلم ازش ناراحته و بغض کرده خیلی زیاد .دیشب با گریه خوابیدم که چرا از وقتی عقد کردم اینجوری شده اون مرد یعنی هیچوقت دلش نخواسته نفهمیده معنی بهانه هامو . من میگم بازم صب کنم یا ن چجوری شروع کنم .میترسم مسخرم کنه بگم بدون ماچ کردن یا در اغوش گرفت بی تو خوابم نمیبره
    سلام عزیزم.

    این کم تجربگیا و حجب و حیاها رو همه اول ازدواجشون دارن و طبیعیه

    خیلی ریزه کاریهای اساسی توی روابط زناشویی هست که به مرور دستت میاد

    اما در این مورد کم کم روی خودت کار کن و تمرین کن که برای ارضاء نیاز عاطفی و جنسیت خجالتو بزاری کنار و سرکوبشون نکنی؛

    سرکوب احساس و نیازت باعث میشه نیازت به مرور کم و کمتر بشه و باعث ایجاد فاصله بین تو و شوهرت میشه.

    ایشون همسر شماست و شما کاملا این حقو داری که نیازتو ازش بخوای .

    از طرف دیگه اصلا اینجوری فکر نکن که چرا شوهرت حال تو رو نمیفهمه و معنی کنایه و قهر و بحثاتو متوجه نمیشه٬

    فقط شوهر شما اینطوری نیست ٬آقایون کلا ویژگی ذاتیشون اینه که پیامهای غیرمستقیم رو درک نمیکنن؛

    هر چی که ازشون میخوای باید مستقیم و واضح بهشون بگی.

    کمن مردایی که بتونن موشکافانه و با پیامهای غیرمستقیم پی به حالات همسرشون ببرن.

    خیلی راحت یه روز که با شوهرت پیش هم هستین و هر دو خوشحال و سرحالین صحبتو اینجوری شروع کن٬

    اول از احساس و علاقه ای که بهش داری بگو و شروع کن به قربون صدقه رفتنش٬

    بگو که خیلی دوسش داری و دوری ازش چقد برات سخته؛

    بگو که یک نگاه مهربونش و نوازش دستاش چقد بهت آرامش و انرژی میده٬

    دقت کن که توی حرف زدنت ذره ای گلایه و کنایه و ناراحتی و اخم و تخم نباشه

    مهربون و عاشقانه باش ...

    نه اینکه نقش بازی کنی و خود خوری کنی به خاطر ناراحتیهای چند وقت اخیر٬

    خودت باش و روی عشق و علاقه ای متمرکز شو که بهش بله گفتی...

    عشوه و چاشنیهای دلبرانه قاطی حرفات کن تا بهتر و قویتر منظورتو برسونی ...

    بعدش بگو همیشه فکر میکردم وقتی عقد کنیم ابراز عشقمون هزار برابر بشه اما نمیدونم چرا نشد؛

    بگو نمیخوام با قضاوت نابه جا باعث بشم عشقمون خدشه دار بشه و میخوام از زبون کسی که هم نفسمه بشنوم که چرا از بعد عقد دیگه دلش برای لمس من تنگ نمیشه !!!( یه کمم لب بچین که یعنی دلخوری بعد از اون همه عشوه و دلبری جواب میده )

    و یه چیز خیلی مهم دیگه اینکه حواست باشه درسته که باید نیازاتو بیان کنی اما نباید گدایی کنی!!!

    این خبلی بده٬ عجز و درموندگی از جذابیت زن کم میکنه؛
    اما به همون اندازه عزت نفس و احترام گذاشتن به خودش جذابترش میکنه!

    ببین مثلا بهت گفتم به همسرت بگو چرا دلت برای لمس من تنگ نمیشه؛ میتونستم بگم که مثلا بگی چرا دیگه بوسم نمیکنی؟ چرا بغلم نمیکنی؟
    این یه حسی از عجز و ضعف رو منتقل میکنه؛
    اما وقتی میگی چرا دلت برای لمس من تنگ نمیشه داری اهمیت و جذابیتتو به شوهرت یادآوری میکنی ؛
    در عین حال که ازش درخواست میکنی ٬ به خودت هم احترام میزاری!!!

    حالا ابراز نیاز و درخواست یک روش غیرمستقیم هم داره که به جای اینکه بری سر اصل مطلب٬ غیرمستقیم احساستو بیان میکنی. اینم جواب خوبی میده و توضیح کاملش توی تاپیکی که پایین میخوام بهت معرفی کنم هست.

    خوب حالا دیگه فک نکنم مردی باشه بعد از این مراحلی که بهت گفتم روی ناخوش نشون بده به همسرش!

    هم این لحن و شیوه بیان براشون جذاب و دوس داشتنیه ٬

    هم اینکه هر مردی لذت میبره و احساس غرور بهش دست میده از اینکه متوجه بشه برای همسرش به اندازه ای جذابه که برای آغوشش دلتنگی میکنه؛

    پس اصلا نگران هیچی نباش٬ از غرورت که چیزی کم نمیشه هیچ٬ تازه به جذابیت تو ٬ احساس خوب همسرت و گرمی رابطتون کلی هم اضافه میشه.

    یک تاپیک خیلی خوب و مفید هم بهت معرفی میکنم که آموزشهای فوق العاده ای توش داره که انجامش معجزه میکنه؛
    پیشنهاد میکنم حتما با دقت بخونیش.

    http://forum.moshaver.co/f124/%D9%84...C%D8%AF-30478/
    ویرایش توسط رامونا : 11-15-2017 در ساعت 09:21 PM

  11. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2017
    شماره عضویت
    35203
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    سلام دوستان واقعا ممنونم از متن های خوبیتون واقعا خیلی برام مفید بود اما متاسفانه یه نشد که رو درو بگم همون شبی که گیر داد موضوع چیه بهش گفتم یه شب رودرو میگم اما گفت نه الان دیگه ذهنم مشغوله با پیام بگو چون دیگه نمیتونم فعلا ببینمت با دوستام میخوام برا سه روز میخوام برم خارج شهر منم بصورت پیام تو واتساپ اون چیزی که تو دلم بود رو گفتم متن پیامم تقریبا همینطور بود که شما بهم گفتین اما میدونین چی جواب داد فقط اینکه ببخشید جبران میکنم همین .. اما بازم میخوام سر صحبت و باز کنم حالا با پیام یا تلفنی که دلیلشو بدونم و بعد اینکه گفت ببخشید یگه هیچ پیامی بهم ندادیم چون تایم باشگاه رفتنش رید و قتی هم برگشت دیروقت بود و من خوابم برد . به نظرتون دوباره سر صحبت رو باز کننم چون حرفایی که شما بهم زدینو که اینجوری بگو اونارو هنو نگفتم میخوام اینجوری حرف بزنم و اینارو بگم تا بفهمه . احساس میکنم تا اینایی که شما گفتینو یجوری با خوشرویی نگم هنو دلم خالی نیست و بعد اینکه یه کله ببخشید جبران میکنم منو اروم نکرد . من خیلی ناراحتم بعد همین . موقعه جبران هم فراموش میکنه ای بابا اه بخدا الان بدتر از دستش عصبانیم .من بازم حرفایی ک شما بهم زدینو باید بگم چون حرفایه شما خیلی خوب بود باید یاداوریش کنم البته خودمم تو پیامی که دادم یاداوری کردما اما گفتم که اروم نیستم

  13. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    9968
    نوشته ها
    5,270
    تشکـر
    6,024
    تشکر شده 6,172 بار در 2,946 پست
    میزان امتیاز
    12

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    سلام
    حالا ک حرفتون را زدین ایشون متوجه اشتباه شون شدن و بهشون فرصت جبران بدین اگه جبران نکردن و یک هفته دیگه همینطور بودن اونوقت بازم حرف به میون بیارید.
    همانطور ک در پست قبلی تون گفته بودین و من گفتم شاید نمیتونه طاقت بیاره و دلش رابطه کامل میخواد برای همین سعی میکنه از وارد رابطه شدن جلوگیری کنه تا پا روی حرفش نزنه و پیش شما خراب نشه
    برای ی مرد خیلی سخته اونم تو دوره نامزدی پیش نامزدش حرفی بزنه و قولی بده و بعد بزنه زیرش.

  14. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,189
    تشکـر
    1,435
    تشکر شده 1,408 بار در 761 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلای70 نمایش پست ها
    سلام دوستان واقعا ممنونم از متن های خوبیتون واقعا خیلی برام مفید بود اما متاسفانه یه نشد که رو درو بگم همون شبی که گیر داد موضوع چیه بهش گفتم یه شب رودرو میگم اما گفت نه الان دیگه ذهنم مشغوله با پیام بگو چون دیگه نمیتونم فعلا ببینمت با دوستام میخوام برا سه روز میخوام برم خارج شهر منم بصورت پیام تو واتساپ اون چیزی که تو دلم بود رو گفتم متن پیامم تقریبا همینطور بود که شما بهم گفتین اما میدونین چی جواب داد فقط اینکه ببخشید جبران میکنم همین .. اما بازم میخوام سر صحبت و باز کنم حالا با پیام یا تلفنی که دلیلشو بدونم و بعد اینکه گفت ببخشید یگه هیچ پیامی بهم ندادیم چون تایم باشگاه رفتنش رید و قتی هم برگشت دیروقت بود و من خوابم برد . به نظرتون دوباره سر صحبت رو باز کننم چون حرفایی که شما بهم زدینو که اینجوری بگو اونارو هنو نگفتم میخوام اینجوری حرف بزنم و اینارو بگم تا بفهمه . احساس میکنم تا اینایی که شما گفتینو یجوری با خوشرویی نگم هنو دلم خالی نیست و بعد اینکه یه کله ببخشید جبران میکنم منو اروم نکرد . من خیلی ناراحتم بعد همین . موقعه جبران هم فراموش میکنه ای بابا اه بخدا الان بدتر از دستش عصبانیم .من بازم حرفایی ک شما بهم زدینو باید بگم چون حرفایه شما خیلی خوب بود باید یاداوریش کنم البته خودمم تو پیامی که دادم یاداوری کردما اما گفتم که اروم نیستم
    عزیزم یه چیز خیلی مهم رو هیچوقت فراموش نکن٬

    اونم اینکه هر وقت میخوای در مورد موضوع مهمی با شوهرت حرف بزنی بزار توی یک شرایط مناسب و به وقتش مطرحش کن.

    یک بار اونم درست حسابی بگو و همونجا یه جوری تمومش کن که دیگه مجبور نباشی دوباره حرفشو بزنی؛

    چون با تکرار زیادی هم لوث و کم اهمیت میشه٬ هم باعث میشه شاید حرفایی بیاره وسط که خوب نباشه.

    اما یکبار که بیان بشه زود تموم میشه و جایگاه و حرمتشم حفظ میشه.

    الانم اصلا ناراحت نباش که ای کاش این حرفو میزدم و اینا...
    اتفاقا بهتر که زیاد کشش ندادی و جا برای حرفای دیگه ت توی یک شرایط مناسبتر گذاشتی..

    از پاسخ کوتاه همسرتم ناراحت نباش٬

    روابط جنسی برای آقایون ارتباط مستقیم داره با حس قدرتی که ذاتا طالبش هستن و میخوان به همه ثابتش کنن به خصوص به همسرنشون؛

    واسه همین اگه خانومشون از کم توجهی و کم کاریشون گلایه کنه شرمنده میشن از اینکه نتونستن راضیش کنن و غرورشون میشکنه؛

    برای همین در پاسخ یا سکوت میکنن یا کوتاه حرف میزنن یا بعضیا که خیلی خود شیفته ان شروع میکنن به توجیه و میخوان همه تقصیرا رو بندازن گردن خانوم.

    یکی از دلایلی هم که گفتم در یک بستر عاشقانه موضوعو مطرح کنی همینه که شوهرت کمتر خجالت میکشه و بیشتر باهات همراهی میکنه و اگه حرفی داشته باشه راحت میگه و به سادگی سوء تفاهماتتون حل میشه.

    حالا الانم دیر نشده میتونی اینکار و از این به بعدم انجام بدی اما این دفعه عجله نکن و یه کم صبر کن تا هر وقت همسرت خودش حوصلشو داشت و حرفشو پیش کشید باهاش صحبت کن٬

    اگرم دیدی خیلی طولانی شد و حرفی نزد طبق همون روشی که گفتم حرفاتو بگو.

  15. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2017
    شماره عضویت
    35203
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    موقعیتی بدی گفتم خودمم حس کردم از بس گیر داد حالا هم نمیگم دیگه ببینم چطوری میشه چون الان با دوستاشه بازم بگم بازم موقعیت خرابه . یه هفته ببینم جبران میکنه اگه که نکرد باز میگم

  16. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2018
    شماره عضویت
    39781
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    چه بد

  17. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35751
    نوشته ها
    512
    تشکـر
    147
    تشکر شده 281 بار در 204 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل با شوهرم

    درود
    مستقیم بگویید مگر چه میشود
    یک طوری حرف میزنید انگار هنوز در مرحله قبل ازدواجید، خجالت ندارد که ، اتفاقا خوشش هم میاید
    این رفتار هم طبیعیست دقیقا مثل بانوان که گاهی بد عنق و اعصاب خورد کن میشوند آقایان هم گه گاه یخچال و نفهم میشوند!!
    ویرایش توسط Aamir2121 : 01-18-2019 در ساعت 04:55 PM
    امضای ایشان
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد