صفحه 1 از 316 1231151101201 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 6315

موضوع: هرچه میخواهی بگو.........

  1. Top | #1



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    هرچه میخواهی بگو.........

    گاهی وقتا ، آدما نیاز دارن به چنین موقعیتی که ...
    خالی کنن خودشونو از همه ی دردهای عالم ،
    از غصه های دلشون و بغض هایی که به زور قورت دادن
    تا اشکشون سرازیر نشه ...
    دقیقا مثل خودم !
    دلم میخواد تو این پست هر چی دلتون میخواد بگید
    خصوصی هم کامنت دادید قبول !!
    فقط حرفای دلتون رو بگید
    تا بدونم هستن آدمایی مثل خودم که عجیب دلتنگن
    اما کسی نیس که به دلتنگی شون گوش بده.


  2. Top | #2



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    خوب اول خودم میگم
    دلم خیلی براش تنگ شده عجیب احساس بی کسی میکنم
    ویرایش توسط farimah : 06-13-2014 در ساعت 05:00 PM

  3. 7 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3



    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,713
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,166 بار در 5,100 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    داستان فاطمه غرغرو
    مردی زنی داشت به اسم فاطمه که خیلی بداخلاق و غرغر و بود.

    اهالی محل اسم او را فاطمه غرغرو گذاشته بودند .

    کار به جائی رسید که شوهر به تنگ آمد و تصمیم به کشتن او گرفت .

    روزی به بیابان رفت و چاهی را نشان کرد و سراغ فاطمه آمد و گفت :

    امروز میخواهم تو را به گردش ببرم, پس زن را نزدیک چاه برد و با یک حرکت به داخل چاه انداخت .

    چند روز بعد شوهر رفت که ببیند زنک زنده است یا مرده ، دید صدائی از ته چاه فریاد می زند :

    من ماری هستم که در اینجا با آسایش زندگی میکردم و تو آن را خراب کردی , اگر مرا از دست این زن نجات دهی تو را به ثروت میرسانم .

    مرد طنابی به درون چاه اداخت و مار را بیرون آورد .

    مار به او گفت : من پولی ندارم اما به قصر حاکم رفته و دور گردن دختر او می پیچم و اجازه نمی دهم

    کسی مرا باز کند تا تو بیائی آن وقت پول خوبی بگیر و مرا باز کن .

    مار رفت و دور گردن دختر حاکم پیچید و در شهر جار زدند اگر کسی بتواند مار را باز کند هزار سکه طلا میگیرد .

    شوهر فاطمه غرغرو به قصر آمد و گفت :

    من اینکار را انجام می دهم , مار را گرفت و صاحب هزار سکه طلا شد .

    بعد از مدتی خبر رسید که مار به شهر دیگری رفته و دور گردن دختر حاکم آن شهر پیچیده و باز دنبال شوهر فاطمه غرغرو فرستادند .

    مرد نزد مار آمد و مار تا او را دید به او گفت :

    دیگر کاری به کار من نداشته باش ؟ شوهر فاطمه گفت :

    من کاری ندارم فقط آمدم بگویم که فاطمه غرغرو در راه اینجاست و مار تا اسم فاطمه را شنید از دور گردن دختر باز شد و فرار کرد .

    حاکم با تعجب گفت : در کار تو چه سری بود ؟

    مرد ماجرا را تعریف کرد و حاکم از تعجب انگشت بر دهان گزید و از آن زمان هر زنی که به سر و همسر قر بزند به او فاطمه غرغرو می گویند ...


    http://forum.moshaver.co/f74/%D8%A7%...html#post20892


    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار



  5. Top | #4



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    گاهی باید بی رحم بود.
    نه با دوست،
    نه با دشمن،
    که با خودت !
    و چه بزرگت می کند آن سیلی که خودت می خوابانی بر صورتت…

  6. 17 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #5



    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,713
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,166 بار در 5,100 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    پاسخ : از هر دری سخنی ...



    بعضی ها سکوت شان هم صدای دروغ می دهد
    http://forum.moshaver.co/f74/%D8%A7%...html#post20908




    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار


  8. 14 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #6



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    ﻭﻗﺘــﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﻟﺸﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﯿﺪ! ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻡ…
    ﺍﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺎﻫﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻦ برای اوست..

  10. 17 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #7



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    میـنویسم برای تو .....

    دیگران میآیند و میخوانند و میگویند : خوب بود...

    اما آنها هرگز نمیدانند چه قدر سخت است

    مخاطب نوشته هایت نداند که

    مخاطب خاص نوشـته های توست

  12. 13 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #8



    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,713
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,166 بار در 5,100 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ .

    ﺷﻨﺒﻪ ﺑﺪﺗﺮﮐﯿﺐ ﻭ ﺗﻠﺦ ﻭ ﻣﻮﺫﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺷﯿﺪﻩ ﯼ ﺗﻮﺑﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭﺍﺯ، ﻻﻏﺮ، ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺭﯾﺰ ﺑﺪﺟﻨﺲ .

    ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﻟﮑﯽ ﺁﻥ ﻭﺳﻂ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺪ.

    ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ﺷﮑﻞ ﺁﻗﺎﯼ ﺣﺸﻤﺖ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﮏ ﺍﺳﺖ، ﻣﺘﯿﻦ، ﻣﻮﻗﺮ، ﺑﺎ ﮐﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﻭ ﻋﺼﺎ .

    ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﻧﮕﺶ ﺳﺒﺰ ﺭﻭﺷﻦ ﯾﺎ ﺯﺭﺩ ﻟﯿﻤﻮﯾﯽ ﺍﺳﺖ .

    ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺧﻞ ﺍﺳﺖ . ﭼﺎﻕ ﻭ ﭼﻠﻪ ﻭ ﺑﮕﻮ ﺑﺨﻨﺪ . ﺑﻮﯼ ﻋﺪﺱ ﭘﻠﻮﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﯼ ﺣﺴﻦ ﺁﻗﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .

    ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ .

    ﺟﻤﻌﻪ ﺩﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﻇﻬﺮﺵ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﭘﺮ ﺟﻨﺐ ﻭ ﺟﻮﺵ ﺍﺳﺖ. ﻣﺜﻞ ﭘﺪﺭ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻭﺭﺯﺵ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﯽ .

    ﺭﻭ ﺑﻪ ﻏﺮﻭﺏ، ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﯾﮏ ﺟﻮﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺩﻝ ﺩﺭﺩ ﺍﺯ ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﻇﻬﺮ ...

    " ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ __ ﮔﻠﯽ ﺗﺮﻗﯽ / ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ

    http://forum.moshaver.co/f81/%D8%AF%...html#post20914




    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار



  14. Top | #9



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ .

    ﺷﻨﺒﻪ ﺑﺪﺗﺮﮐﯿﺐ ﻭ ﺗﻠﺦ ﻭ ﻣﻮﺫﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺷﯿﺪﻩ ﯼ ﺗﻮﺑﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭﺍﺯ، ﻻﻏﺮ، ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺭﯾﺰ ﺑﺪﺟﻨﺲ .

    ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﻟﮑﯽ ﺁﻥ ﻭﺳﻂ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺪ.

    ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ﺷﮑﻞ ﺁﻗﺎﯼ ﺣﺸﻤﺖ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﮏ ﺍﺳﺖ، ﻣﺘﯿﻦ، ﻣﻮﻗﺮ، ﺑﺎ ﮐﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﻭ ﻋﺼﺎ .

    ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﻧﮕﺶ ﺳﺒﺰ ﺭﻭﺷﻦ ﯾﺎ ﺯﺭﺩ ﻟﯿﻤﻮﯾﯽ ﺍﺳﺖ .

    ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺧﻞ ﺍﺳﺖ . ﭼﺎﻕ ﻭ ﭼﻠﻪ ﻭ ﺑﮕﻮ ﺑﺨﻨﺪ . ﺑﻮﯼ ﻋﺪﺱ ﭘﻠﻮﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﯼ ﺣﺴﻦ ﺁﻗﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .

    ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ .

    ﺟﻤﻌﻪ ﺩﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﻇﻬﺮﺵ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﭘﺮ ﺟﻨﺐ ﻭ ﺟﻮﺵ ﺍﺳﺖ. ﻣﺜﻞ ﭘﺪﺭ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻭﺭﺯﺵ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﯽ .

    ﺭﻭ ﺑﻪ ﻏﺮﻭﺏ، ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﯾﮏ ﺟﻮﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺩﻝ ﺩﺭﺩ ﺍﺯ ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﻇﻬﺮ ...

    " ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ __ ﮔﻠﯽ ﺗﺮﻗﯽ / ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ

    http://forum.moshaver.co/f81/%D8%AF%...html#post20914



    آره واقعا بد جور دلم گرفته دارم دق میکنم بخدا جمعه ها رو به غروبش واقعا دلگیره

  15. 5 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #10



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ .

    ﺷﻨﺒﻪ ﺑﺪﺗﺮﮐﯿﺐ ﻭ ﺗﻠﺦ ﻭ ﻣﻮﺫﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺷﯿﺪﻩ ﯼ ﺗﻮﺑﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭﺍﺯ، ﻻﻏﺮ، ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺭﯾﺰ ﺑﺪﺟﻨﺲ .

    ﯾﮑﺸﻨﺒﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﻟﮑﯽ ﺁﻥ ﻭﺳﻂ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺪ.

    ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ﺷﮑﻞ ﺁﻗﺎﯼ ﺣﺸﻤﺖ ﺍﻟﻤﻤﺎﻟﮏ ﺍﺳﺖ، ﻣﺘﯿﻦ، ﻣﻮﻗﺮ، ﺑﺎ ﮐﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﻭ ﻋﺼﺎ .

    ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﻧﮕﺶ ﺳﺒﺰ ﺭﻭﺷﻦ ﯾﺎ ﺯﺭﺩ ﻟﯿﻤﻮﯾﯽ ﺍﺳﺖ .

    ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺧﻞ ﺍﺳﺖ . ﭼﺎﻕ ﻭ ﭼﻠﻪ ﻭ ﺑﮕﻮ ﺑﺨﻨﺪ . ﺑﻮﯼ ﻋﺪﺱ ﭘﻠﻮﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﯼ ﺣﺴﻦ ﺁﻗﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .

    ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ .

    ﺟﻤﻌﻪ ﺩﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﻇﻬﺮﺵ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﭘﺮ ﺟﻨﺐ ﻭ ﺟﻮﺵ ﺍﺳﺖ. ﻣﺜﻞ ﭘﺪﺭ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻭﺭﺯﺵ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﯽ .

    ﺭﻭ ﺑﻪ ﻏﺮﻭﺏ، ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﯾﮏ ﺟﻮﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺩﻝ ﺩﺭﺩ ﺍﺯ ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﻇﻬﺮ ...

    " ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ __ ﮔﻠﯽ ﺗﺮﻗﯽ / ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ

    http://forum.moshaver.co/f81/%D8%AF%...html#post20914



    آره واقعا بد جور دلم گرفته دارم دق میکنم بخدا جمعه ها رو به غروبش واقعا دلگیره

  17. 3 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #11



    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,713
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,166 بار در 5,100 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط farimah نمایش پست ها
    آره واقعا بد جور دلم گرفته دارم دق میکنم بخدا جمعه ها رو به غروبش واقعا دلگیره
    بقول استاد غروب جمعه خره ..
    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار


  19. 2 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. Top | #12



    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,713
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,166 بار در 5,100 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    به تو خواهم رسید آیا ؟

    نمی دانم،

    ولی شاید

    صبوری در جدایی احتمالش را بیفزاید

    به من گفتی که "دندان بر جگر بگذار" ، پس من هم

    به آئین کهن گفتم که "هرچه دوست فرماید"

    درخت خاطرات ما بلند است و خزان دیده

    سپیداری که سر بر گریه‌های ابر می ساید

    از آنجایی که دلهامان به هم اینقدر نزدیک است

    یقین دارم زمان دوری ات دیری نمی پاید...
    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار


  21. 4 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. Top | #13



    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,713
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,166 بار در 5,100 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........




    ضرب المثل همه
    رنگش را دیده بودیم...

    دامادی در شب زفاف برای اینکه چشم و گوش بسته بودن عروس را معلوم کند،‌ مردی خود را رنگارنگ می نماید تا عکس العمل عروس را ببیند.

    چون چشم عروس به آن می افتد میگوید:

    همه رنگش را دیده بودیم این رنگش و ندیده بودیم ...

    http://forum.moshaver.co/f74/%D8%A7%...html#post20924





    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار


  23. 2 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. Top | #14



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    حرفـــهایــی هستـنــــــد از "جنــــسِ شیـــــشه"
    زود میشکننـــــــد ؛
    امــّــــا نــاجـــــور می بُرنــــــد ...

  25. 3 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. Top | #15



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    جــــانــــــم کـــه " تـُـــــو " بـاشــــی ...

    نمیدانـــــــی جـــــــان بـــه لــــب شـُـــــدن،
    چـــــه لـذّتــــی دارد !

  27. 2 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. Top | #16



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    بقول استاد غروب جمعه خره ..


  29. کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. Top | #17



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    زخـــــم هـــــای دستــــم را می بســـت و میگفــــت :
    چـــــرا بــــاخــــودت ایــــن کــــارو کـــــردی ؟
    ولــــــــی . . .
    زخــــم بُـــزرگ دلــــــم را ندیـــــد کـــه بگویـــد :
    چـــــــرا بـــــا تــُـــو چنیــــــــن کــــــــردم ؟!

  31. 2 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. Top | #18



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3537
    نوشته ها
    49
    تشکـر
    89
    تشکر شده 51 بار در 34 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    از خستگیام خسته شدم
    ویرایش توسط وروجک : 06-13-2014 در ساعت 08:57 PM
    امضای ایشان
    زندگی شاید آن لبخندی ست،که دریغش کردیم

  33. 2 کاربران زیر از وروجک بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  34. Top | #19



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضویت
    1338
    نوشته ها
    1,719
    تشکـر
    315
    تشکر شده 1,183 بار در 703 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    نقل قول نوشته اصلی توسط وروجک نمایش پست ها
    ار خستگیام خسته شدم
    چه خوبه که یه جایی واقعا ادم خسته میشه از یه سری چیزا ....
    اونموقه س که دیگه تصمیم میگیره یه چیزایی رو عوض کنه ...

  35. 3 کاربران زیر از a بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  36. Top | #20



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    شماره عضویت
    3033
    نوشته ها
    1,622
    تشکـر
    1,448
    تشکر شده 2,902 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : هرچه میخواهی بگو.........

    اما من از این دنیا خسته شدم

  37. 3 کاربران زیر از farimah بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 316 1231151101201 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد