نمایش نتایج: از 1 به 38 از 38

موضوع: گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

1718
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    Cool گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    سلام
    دوستان از خاطرات دوران ازدواجتون بگید

    چی شد خاستگار اومد براتون ؟
    آقایون چی شد که خاستگاری رفتید؟

    خانم ها تا الان چند تا خاستگار رد کردن
    آقایون تا الان چند بار خاستگاری رفتن

    کدوم خاستگار هیجانی تر بوده
    یعنی وقتی دیدینش به هیجان اومدید بگیریدش

    کلا هر کسی خاطره ای از ازدواج یا خاستگاری داره بگه ؟
    @ستیلا @eli2 @farokh @Microsoft @maam76 @Experience @ghazal1 @orbital @saba95 @رزمریم @خوب نیستم @hamideh banoo @daryak
    ویرایش توسط Microsoft : 10-06-2018 در ساعت 09:47 PM

  2. کاربران زیر از Microsoft بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30434
    نوشته ها
    520
    تشکـر
    198
    تشکر شده 445 بار در 243 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : خاطرات

    من تعدادشو دقیق یادم نیست چندتابودن تقریبا از ۱۶،۱۷سالگی خواستگارمیومد،یادمه یکیشون بیش فعال بود توجلسه ی اول که باهم صحبت میکردیم دائم درحال حرکت کردن بود و ازخاطرات بچگی و شیطنتای بیش ازحدش میگفت اونم باهیجان منم که یه دختراروم بودم باتعجب نگاش میکردم وحرفی برای گفتن نداشتم فقط منتظربودم تموم بشه و برن
    یکی دیگشون یادمه خیلی دنبال دونستن وکنکاش مسائل کلی بود جوری سوال پیچت میکرد هنگ میکردی فکرمیکردبایدسوالای عجیب غریب بپرسه ،خیلی رواعصاب بودهرچی فسفر داشتم اونشب خرج کردم
    یکی دیگشون اشنامون بود اولین جلسه که اومدحرف بزنیم یادمه باانگشتراومده بودن یعنی انقدرمطمئن بودن
    بقیه معمولی بودن چیزخاص و هیجان انگیزی نبود
    اخرینش اسفندامسال اومد(منو تو محل کارم دیده بود ) یه پسر قدبلند و سبزه و البته ورزشکار یه مرد به تمام معنا کسیکه عاشقشم و الان شوهرمه
    خیلییی مهربون و فداکار و عاقله بیشترازاین ازخوبیاش نگم چشم نخوره
    امضای ایشان
    جوری عاشقتم که

    انگار دنیا فقط همین یه مرد رو داره

  4. 2 کاربران زیر از hamideh banoo بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : خاطرات

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamideh banoo نمایش پست ها
    من تعدادشو دقیق یادم نیست چندتابودن تقریبا از ۱۶،۱۷سالگی خواستگارمیومد،یادمه یکیشون بیش فعال بود توجلسه ی اول که باهم صحبت میکردیم دائم درحال حرکت کردن بود و ازخاطرات بچگی و شیطنتای بیش ازحدش میگفت اونم باهیجان منم که یه دختراروم بودم باتعجب نگاش میکردم وحرفی برای گفتن نداشتم فقط منتظربودم تموم بشه و برن
    یکی دیگشون یادمه خیلی دنبال دونستن وکنکاش مسائل کلی بود جوری سوال پیچت میکرد هنگ میکردی فکرمیکردبایدسوالای عجیب غریب بپرسه ،خیلی رواعصاب بودهرچی فسفر داشتم اونشب خرج کردم
    یکی دیگشون اشنامون بود اولین جلسه که اومدحرف بزنیم یادمه باانگشتراومده بودن یعنی انقدرمطمئن بودن
    بقیه معمولی بودن چیزخاص و هیجان انگیزی نبود
    اخرینش اسفندامسال اومد(منو تو محل کارم دیده بود ) یه پسر قدبلند و سبزه و البته ورزشکار یه مرد به تمام معنا کسیکه عاشقشم و الان شوهرمه
    خیلییی مهربون و فداکار و عاقله بیشترازاین ازخوبیاش نگم چشم نخوره

    حالا اون به کنار
    ویژگی های که اون زمان شوهرتون داشت چی بود ؟
    بگید من قول میدهم چشم نخورند ...

    حالا اونی که براش فسفر خرج کردید ؟
    چه سوالاتی میپرسید مگه ؟

    احساس میکنم پس برای دو سال داخل ترشی افتادید پس

  6. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    17322
    نوشته ها
    3,620
    تشکـر
    3,596
    تشکر شده 6,726 بار در 2,682 پست
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    سلام
    دوستان از خاطرات دوران ازدواجتون بگید

    چی شد خاستگار اومد براتون ؟
    آقایون چی شد که خاستگاری رفتید؟

    خانم ها تا الان چند تا خاستگار رد کردن
    آقایون تا الان چند بار خاستگاری رفتن

    کدوم خاستگار هیجانی تر بوده
    یعنی وقتی دیدینش به هیجان اومدید بگیریدش

    کلا هر کسی خاطره ای از ازدواج یا خاستگاری داره بگه ؟
    @ستیلا @eli2 @farokh @Microsoft @maam76 @Experience @ghazal1 @orbital @saba95 @رزمریم @خوب نیستم @hamideh banoo @daryak
    سلام
    ممنونم آقای مایکروسافت از دعوتتون
    طبیعتا هر دختری خواستگار زیاد داره و خاطرات زیادی از جلسات خواستگاری داره
    ولی نکته جالب اینه که همسرم اولین باری بود که به خواستگاری میومد
    و الهی شکر خاطره ای از خواستگاری ها قبلی تو ذهنش حک نشده
    یعنی من اولین و آخرین انتخابش بودم .
    ان شالله در آینده نزدیک قراره برای پسرام خواستگاری برم
    قول میدم بیام خاطراتتش رو اینجا ارسال کنم .
    امضای ایشان
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  7. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2018
    شماره عضویت
    39371
    نوشته ها
    11
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    من و خانمم چهار سال دوست بودیم و طبیعتا با هم تعارف نداشتیم
    شب خواستگاری که چایی اورد یه چایی تو سینی اضافه اومد.منم گفتم بیابریزش رو پای من
    بعد که سرمو چرخوندم دیدم خواهرم داره چپ چپ نگام میکنه
    منم سنم کم نبود اما نمیدونم چرا اینو گفتم

  8. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2018
    شماره عضویت
    39282
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    3
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    سلام دوستان. من چند وقتیه فکر مهاجرت به استرالیا افتاده توی سرم. میخوام هرچه سریع تر برم از ایران. حس میکنم اینجا دیگه جای من نیست. اگه یه وکیل خوب سراغ دارید بهم معرفی کنید. ممنون

  9. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    سلام
    ممنونم آقای مایکروسافت از دعوتتون
    طبیعتا هر دختری خواستگار زیاد داره و خاطرات زیادی از جلسات خواستگاری داره
    ولی نکته جالب اینه که همسرم اولین باری بود که به خواستگاری میومد
    و الهی شکر خاطره ای از خواستگاری ها قبلی تو ذهنش حک نشده
    یعنی من اولین و آخرین انتخابش بودم .
    ان شالله در آینده نزدیک قراره برای پسرام خواستگاری برم
    قول میدم بیام خاطراتتش رو اینجا ارسال کنم .

    مبارک پسر عزیزتان باشد
    انشاا... که پرنده ی هما روی شانه ی هردویشان بنشیند


    شیرینی که به ما نمیدهید حداقل برای پسر عزیزتان سپند دود کنید چشم نخورد
    خاظزات پسرتان فراموش نشود
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  10. کاربران زیر از Microsoft بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گلنمک نمایش پست ها
    من و خانمم چهار سال دوست بودیم و طبیعتا با هم تعارف نداشتیم
    شب خواستگاری که چایی اورد یه چایی تو سینی اضافه اومد.منم گفتم بیابریزش رو پای من
    بعد که سرمو چرخوندم دیدم خواهرم داره چپ چپ نگام میکنه
    منم سنم کم نبود اما نمیدونم چرا اینو گفتم

    خخخخخخ
    خدا رو شکر شما سنتان کم بوده و استین بالا زده اید و خانواده ای تشکیل داده اید ما که همچنان سنمان بالا میرود و هنوز یک خاستگاری هم نرفتم
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  12. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30434
    نوشته ها
    520
    تشکـر
    198
    تشکر شده 445 بار در 243 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : خاطرات

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    حالا اون به کنار
    ویژگی های که اون زمان شوهرتون داشت چی بود ؟
    بگید من قول میدهم چشم نخورند ...

    حالا اونی که براش فسفر خرج کردید ؟
    چه سوالاتی میپرسید مگه ؟

    احساس میکنم پس برای دو سال داخل ترشی افتادید پس
    ویژگی های همسرم :خانواده دار،مستقل ازنظرمالی و فکری،فعال و ورزشکار،مهربون و خونگرم و معاشرتی،اجتماعی،حامی و تکیه گاه،سالم ازنظر اخلاقی و فیزیکی ،قابل اعتماد،فهمیده و باشخصیت،مودب و...

    جمله آخریتونومتوجه نشدم
    امضای ایشان
    جوری عاشقتم که

    انگار دنیا فقط همین یه مرد رو داره

  13. کاربران زیر از hamideh banoo بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : خاطرات

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamideh banoo نمایش پست ها
    ویژگی های همسرم :خانواده دار،مستقل ازنظرمالی و فکری،فعال و ورزشکار،مهربون و خونگرم و معاشرتی،اجتماعی،حامی و تکیه گاه،سالم ازنظر اخلاقی و فیزیکی ،قابل اعتماد،فهمیده و باشخصیت،مودب و...

    جمله آخریتونومتوجه نشدم
    منظورم این بود که دو سال هیچ خاستگاری نداشتین ( چون گفته بودین ۱۶ و ۱۷ سالگی )
    ولی خوب خدا رو شکر که مهربونی همسرتون به شما به ارث رسیده و خیلی خوشحالم که اکنون خوشبخت هستید و به زندگی مشترکتون ادامه میدید
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  15. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30434
    نوشته ها
    520
    تشکـر
    198
    تشکر شده 445 بار در 243 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : خاطرات

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    منظورم این بود که دو سال هیچ خاستگاری نداشتین ( چون گفته بودین ۱۶ و ۱۷ سالگی )
    ولی خوب خدا رو شکر که مهربونی همسرتون به شما به ارث رسیده و خیلی خوشحالم که اکنون خوشبخت هستید و به زندگی مشترکتون ادامه میدید
    نه منظورم این بود از۱۶،۱۷سالگی خواستگارمیومد الان ۲۴سالمه اون دوسال چیه
    خیلی ممنونم امیدوارم شمام زودتر با یه دختر خوب و درحدخودتون ازدواج کنید و خوشبخت باشین
    امضای ایشان
    جوری عاشقتم که

    انگار دنیا فقط همین یه مرد رو داره

  16. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    شماره عضویت
    34330
    نوشته ها
    132
    تشکـر
    144
    تشکر شده 67 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    سلام .
    من خوشبختانه یا بدبختانه تا حالا خواستگاری نرفتم و فکر نکنم تا ده بیست سال دیگه هم برم

  17. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : خاطرات

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamideh banoo نمایش پست ها
    نه منظورم این بود از۱۶،۱۷سالگی خواستگارمیومد الان ۲۴سالمه اون دوسال چیه
    خیلی ممنونم امیدوارم شمام زودتر با یه دختر خوب و درحدخودتون ازدواج کنید و خوشبخت باشین
    من سرباز هستم
    شبا که شما میخوابین اقا سربازه بیداره
    کلا شرایط ازدواج خیلی سخت شده
    انشاا‌... اگه همچنان زنده بودیم دعای خیر ما پشت سر همتون هست و برای خوشبختیه همتون و عاقبت بخیریتون دعا میکنم
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  18. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36965
    نوشته ها
    490
    تشکـر
    150
    تشکر شده 432 بار در 240 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    من سرباز هستم
    شبا که شما میخوابین اقا سربازه بیداره
    کلا شرایط ازدواج خیلی سخت شده
    انشاا‌... اگه همچنان زنده بودیم دعای خیر ما پشت سر همتون هست و برای خوشبختیه همتون و عاقبت بخیریتون دعا میکنم
    با سلام
    من خیلی خواستگار داشتم و هرکدوم یه جوری عجیب غریب بودن.

    البته فک کنم خاصیت تهران اینه ادمارو خل و چل میکنه
    یکی یادمه قبلا از رفتنم از ایران بود حدودا20 ساله بودم. پسره پررو هرسوالی ازش میکردم یه جوری ربطش میداد به تخته نرد و میگف بیشتر اوقات تخته نرد بازی میکنم با دوستام و زنمم خوشم نمیاد بیاد جلوی دوستان. قشنگ یه نوکر میخواست برای تر وخشک کردن خودش و رفیقاش.
    خلاصه تهش نزدیک بود دعوامون بشه.
    بعدا با یه پسری دوست شدم سه سال که اونو عاشق و دلباخته من بود ولی من هزکاری میکردم دوسش نداشتم و البته به نظرم اون سن ادم هورمون هاش بهم ریختس و اصلا درست نمیتونه تصمیم بگیره. تا 23 سالگی بعدش دیگه عزممو جزم کردم و رابطه رو بهم زدم.
    بعد از اون رفتم از ایران و اون جا یه دوست پسر المانی پیدا کردم که خب خوب بود ولی نمیدونم انگار ادم من نبود. خلاصه اونم بهم زدم.
    بعدا اومدم ایران و با همسرم اشنا شدم و خداروشکر دوستش دارم. هرچند گاهی مشکلات زندگی زیاد میشه و بچه های اینجا کم و بیش از زندگی من خبر دارن. ولی هرموقه خیلی بهم فشار میاد و دلم میخواد که مقایسه کنم زندگیمو با دیگران. این کاری که الان توضیح میدم رو انجام میدم: (اینو به عنوان یک نکته مهم میگم ، میدونید وقتی مشکلات زندگیتون زیاد شد و شروع کردید مقایسه و اینکه نکنه فلان خواستگار یا فلان دختر بهتر بود، اول به خوبی هایی که همسرتون، همون روزها شمارو باهاش جذب کرده برگردید و به نکات منفی فرد قبلی که باعث شد کنارش بگذارید.)
    جالبه همسر من خیلی از ویژگی هایی که قبلا به نظرم یک همسر ایده ال واسه من باید میداشت رو نداشت. چون ملاکام تغییر کرده بود.
    دیگه اگر بخوام از جریان خواستگاری ها بگم یه پسر یک بار اومد خواستگاری سنتی ولی دنبال دوست دختر میگشت و موهاش مثل سرخ پوستا بلند بود و اختلال های شدید جنسی و تمایلات عجیب غریب داشت و نمیدونم مادرشم خبر داشت از مشکلاتش یا خیر.
    اگر بخوام تعریف کنم فک کنم چار پنج صفه میشه.

  19. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghm نمایش پست ها
    با سلام
    من خیلی خواستگار داشتم و هرکدوم یه جوری عجیب غریب بودن.

    البته فک کنم خاصیت تهران اینه ادمارو خل و چل میکنه
    یکی یادمه قبلا از رفتنم از ایران بود حدودا20 ساله بودم. پسره پررو هرسوالی ازش میکردم یه جوری ربطش میداد به تخته نرد و میگف بیشتر اوقات تخته نرد بازی میکنم با دوستام و زنمم خوشم نمیاد بیاد جلوی دوستان. قشنگ یه نوکر میخواست برای تر وخشک کردن خودش و رفیقاش.
    خلاصه تهش نزدیک بود دعوامون بشه.
    بعدا با یه پسری دوست شدم سه سال که اونو عاشق و دلباخته من بود ولی من هزکاری میکردم دوسش نداشتم و البته به نظرم اون سن ادم هورمون هاش بهم ریختس و اصلا درست نمیتونه تصمیم بگیره. تا 23 سالگی بعدش دیگه عزممو جزم کردم و رابطه رو بهم زدم.
    بعد از اون رفتم از ایران و اون جا یه دوست پسر المانی پیدا کردم که خب خوب بود ولی نمیدونم انگار ادم من نبود. خلاصه اونم بهم زدم.
    بعدا اومدم ایران و با همسرم اشنا شدم و خداروشکر دوستش دارم. هرچند گاهی مشکلات زندگی زیاد میشه و بچه های اینجا کم و بیش از زندگی من خبر دارن. ولی هرموقه خیلی بهم فشار میاد و دلم میخواد که مقایسه کنم زندگیمو با دیگران. این کاری که الان توضیح میدم رو انجام میدم: (اینو به عنوان یک نکته مهم میگم ، میدونید وقتی مشکلات زندگیتون زیاد شد و شروع کردید مقایسه و اینکه نکنه فلان خواستگار یا فلان دختر بهتر بود، اول به خوبی هایی که همسرتون، همون روزها شمارو باهاش جذب کرده برگردید و به نکات منفی فرد قبلی که باعث شد کنارش بگذارید.)
    جالبه همسر من خیلی از ویژگی هایی که قبلا به نظرم یک همسر ایده ال واسه من باید میداشت رو نداشت. چون ملاکام تغییر کرده بود.
    دیگه اگر بخوام از جریان خواستگاری ها بگم یه پسر یک بار اومد خواستگاری سنتی ولی دنبال دوست دختر میگشت و موهاش مثل سرخ پوستا بلند بود و اختلال های شدید جنسی و تمایلات عجیب غریب داشت و نمیدونم مادرشم خبر داشت از مشکلاتش یا خیر.
    اگر بخوام تعریف کنم فک کنم چار پنج صفه میشه.
    من خیلی خواستگار داشتم
    یعنی الان ندارید و مامان بزرگ شده اید

    البته فک کنم خاصیت تهران اینه ادمارو خل و چل میکنه
    عههههه چرا خل و چل؟
    بیشتر توضیح بدید ؟
    لابد میزدن عجیم به جای عزیزم

    پسره پررو هرسوالی ازش میکردم یه جوری ربطش میداد به تخته نرد و میگف بیشتر اوقات تخته نرد بازی میکنم با دوستام و زنمم خوشم نمیاد بیاد جلوی دوستان
    من از این که کسی همه چیز و دایورت کنه به سمت علاقه هاش خوشم نمیاد ...
    ما تو شهرمون بهش میگیم رو مخ راه رفتن


    بعد از اون رفتم از ایران و اون جا یه دوست پسر المانی پیدا کردم که خب خوب بود ولی نمیدونم انگار ادم من نبود. خلاصه اونم بهم زدم.

    شک ندارم حتما زبان هم دیگه را نمی فهمیدید


    اگر بخوام تعریف کنم فک کنم چار پنج صفه میشه.
    خوشبحالتان
    اما تو صحبت هایتان به نکته های خوبی اشاره کردید
    اما مقایسه کردن خوب نیست ( مقایسه کردن یعنی دست کم گرفتن خودتان و اطرافیان یا بچه و ... )
    اما از توصیتان لذت بردم و این توصیه ای که برای من انجام دادید متوجه شدم دختر عاقل و بالغ و فهمیده ای هستید
    و خوش بحال همسرتان که شما همسرش هستید ( الکی مثلا من حس حسادتم گل کرده )
    و واقعا خوشحالم که پنج صفحه تجربه در خاستگاری داشتید و این پنج صفحه تجربه میتونه زندگی فرزند آینده عزیز و دوست داشتنی فرزندتان را عوض کنه چرا که شما مثل فیلم های ایرانی ازدواج نکردید.
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  20. کاربران زیر از Microsoft بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    ghm

  21. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36965
    نوشته ها
    490
    تشکـر
    150
    تشکر شده 432 بار در 240 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    یعنی الان ندارید و مامان بزرگ شده اید


    عههههه چرا خل و چل؟
    بیشتر توضیح بدید ؟
    لابد میزدن عجیم به جای عزیزم


    من از این که کسی همه چیز و دایورت کنه به سمت علاقه هاش خوشم نمیاد ...
    ما تو شهرمون بهش میگیم رو مخ راه رفتن




    شک ندارم حتما زبان هم دیگه را نمی فهمیدید



    خوشبحالتان
    اما تو صحبت هایتان به نکته های خوبی اشاره کردید
    اما مقایسه کردن خوب نیست ( مقایسه کردن یعنی دست کم گرفتن خودتان و اطرافیان یا بچه و ... )
    اما از توصیتان لذت بردم و این توصیه ای که برای من انجام دادید متوجه شدم دختر عاقل و بالغ و فهمیده ای هستید
    و خوش بحال همسرتان که شما همسرش هستید ( الکی مثلا من حس حسادتم گل کرده )
    و واقعا خوشحالم که پنج صفحه تجربه در خاستگاری داشتید و این پنج صفحه تجربه میتونه زندگی فرزند آینده عزیز و دوست داشتنی فرزندتان را عوض کنه چرا که شما مثل فیلم های ایرانی ازدواج نکردید.
    نه کلا عجیب بودن. من روانشناسی خوندم المان. الان طرف تا حرف میزنه تا اخر خطشو میخونم.
    اون پسر المانیم خوب بود زبان همو میفهمیدیم. هردومون المانی و انگلیسیمون خوب بود اما گاهی اوقات اوضاع عجیب میشد نمیدونم چرا!
    ممنونم. نه الان 29 ساله هستم. و طرز تفکرم فرق داره با گذشته.
    اتفاقا توصیه ای که ما همیشه به زوج های جوان میکنیم میگیم که مقایسه بکنن اما مقایسه اصولی.
    هیچ وقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید.
    اما باطن زندگی فعلی تونو با باطن گذشتتونو مقایسه کنید.
    ادم ها یک مشکلی دارند تا دور میشن بدی هارو فراموش میکنند.
    مثلا کسانی که طلاق میگیرند بعد از یک مدتی فراموش میکنن که چقدر سختی کشیدن و دلشون میخواد برگردن ولی همین افراد دوهفته که برگردن سر زندگیشون باز میخوان طلاق بگیرن.
    گاهی یاد اوری چیزها بد نیست.
    اون پسری که گفتم 3 سال دوست داشت منو ولی من قبولش نکردم گاهی با خودم میگم نکنه اون خانواده بهتر بودن. (خانواده همسرم درحال حاضر باهامون قهرن) ولی یاد ویژگی های اخلاقی اون طرف که باعث شد ردش کنم میافتم متوجه میشم که اشتباه نکردم.
    برای همین به شدت از پسر و دخترهایی که بهم مراجعه میکنن توصیه میکنم حتما از 25 سال به بعد ازدواج کنن و دوستی هایی که با شناخت همراه باشه ولی سواستفاده ای هم درکار نباشه داشته باشند.
    دیدگاه شما توی اون سن اصلا قابل مقایسه نیست با قبلش.
    حرف در این مورد زیاد هست. ولی فکر میکنم خسته کننده بشه براتون.

  22. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghm نمایش پست ها
    نه کلا عجیب بودن. من روانشناسی خوندم المان. الان طرف تا حرف میزنه تا اخر خطشو میخونم.
    اون پسر المانیم خوب بود زبان همو میفهمیدیم. هردومون المانی و انگلیسیمون خوب بود اما گاهی اوقات اوضاع عجیب میشد نمیدونم چرا!
    ممنونم. نه الان 29 ساله هستم. و طرز تفکرم فرق داره با گذشته.
    اتفاقا توصیه ای که ما همیشه به زوج های جوان میکنیم میگیم که مقایسه بکنن اما مقایسه اصولی.
    هیچ وقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید.
    اما باطن زندگی فعلی تونو با باطن گذشتتونو مقایسه کنید.
    ادم ها یک مشکلی دارند تا دور میشن بدی هارو فراموش میکنند.
    مثلا کسانی که طلاق میگیرند بعد از یک مدتی فراموش میکنن که چقدر سختی کشیدن و دلشون میخواد برگردن ولی همین افراد دوهفته که برگردن سر زندگیشون باز میخوان طلاق بگیرن.
    گاهی یاد اوری چیزها بد نیست.
    اون پسری که گفتم 3 سال دوست داشت منو ولی من قبولش نکردم گاهی با خودم میگم نکنه اون خانواده بهتر بودن. (خانواده همسرم درحال حاضر باهامون قهرن) ولی یاد ویژگی های اخلاقی اون طرف که باعث شد ردش کنم میافتم متوجه میشم که اشتباه نکردم.
    برای همین به شدت از پسر و دخترهایی که بهم مراجعه میکنن توصیه میکنم حتما از 25 سال به بعد ازدواج کنن و دوستی هایی که با شناخت همراه باشه ولی سواستفاده ای هم درکار نباشه داشته باشند.
    دیدگاه شما توی اون سن اصلا قابل مقایسه نیست با قبلش.
    حرف در این مورد زیاد هست. ولی فکر میکنم خسته کننده بشه براتون.

    نه کلا عجیب بودن. من روانشناسی خوندم المان. الان طرف تا حرف میزنه تا اخر خطشو میخونم.
    پس باید من و روانشناسی کرده باشید ... ( انشااا... که خیر است )

    ادم ها یک مشکلی دارند تا دور میشن بدی هارو فراموش میکنند.
    متاسفانه ما انسان ها فقط بدی های هم دیگر را میبینیم به گمانم بهتر بود میگفتید که خوبی ها به چشم نمیایند و واقعا هم همینطور است.
    مشکل جامعه ی ما این هست که هر چیزی را سبک سنگین میکنیم
    مثلا میگوییم دروغ گناه است حالا طرف میگوید دروغ بزرگی نگفتم که قرار باشد گناهش بزرگ شود( یعنی کاری کرده ایم که از گناهان کوچک نمیترسیم بعد همین گناهان کوچک قطره قطره جمع میشوند و دریایی بزرگی از .... وااای خدا نگویم بهتر است )

    خانواده همسرم درحال حاضر باهامون قهرن
    چه بگویم دلیلش را نمیدانم اما قطع وصال در صلحه رحم را به تاخیر نیندازید حتی اگر مقصر ان ها باشند
    در دعوا فقط یک طرف قضیه کوتاه بیایند دعوا تمام میشود اما هیچ کداممان راضی نیستیم
    خدا هم حاظره با یک شرط ( فقط یک شرط ) همه ی ما را به بهشت ببرد اما کدام یکیمون حاظریم انجام دهیم ؟
    و آن شرط این است که همه ی انسان ها هم دیگر را ببخشند ... شاید در گفتار ساده باشد اما در عمل خواهیم دید به خاطر هزار تومن چه گناه هایی میکنند و چه خون ها ریخته میشود ...
    اما این کار را انجام دهید و اگر حق باشماست ان ها را ببخشید و کوتاه بیایید شک نکن خدا هم جبران خواهد کرد ( مینویسم و امضا میکنم )
    برای همین به شدت از پسر و دخترهایی که بهم مراجعه میکنن توصیه میکنم حتما از 25 سال به بعد ازدواج کنن
    والا این که فلسفه بالا بودن سن ازدواج چیست را نمیدانم اما همین بالا رفتن سن ازدواج باعث شده امار سقط جنین بالا برو - زنا زیاد شود
    اما بهتر است از خودمان شروع کنیم
    من ۲۲ سال سنم هست و هر چه سنم بیشتر میشود از ازدواج زده میشوم چون میل جنسیم هم کمتر میشود
    زمان قدیم فرزند ها نهایتا تا ۱۹ یا ۲۰ سالگی باید ازدواج میکردن
    مثلا مامان خودم تو سن ۱۴ سالگی ازدواج کرده و پدرم در سن ۱۸ سالگی

    اما کمی عاقلانه تر و منصفانه تر فکر کنید. این که جوانان دهانشان بوی شیر میدهد دروغی محض است -
    سن ازدواج پیامبران را هم مطالعه کنید ( چرا سن ازدواج باید به تاخیر بیافتد و آمار طلاق بالا برود مخصوصا تو شرایطی که بکارت دارد داستان ها میشود)
    میل جنسی یک نیاز است و نمیشود این کارش کرد و همه ان چرخاندن خانواده نیست - چون مرد و زن در کنار یک دیگر به تکامل میرسند ...
    ذهنیتتان را عوض کنید تا جامعه اصلاح شود و آمار زنا - سقط جنین و ... بیاید پایین مخصوصا این که قیمت یک عدد قرص سقط جنین از دویست هزار تومن شروع میشود و تا ۷۰۰ هزار تومن هم میرود .

    دوستی هایی که با شناخت همراه باشه ولی سواستفاده ای هم درکار نباشه داشته باشند.
    من از دوستی با جنس مخالفم زیاد خوشم نمیاید و دوست ندارم با جنس مخالفم ارتباط داشته باشم یا اگر داشته باشم هم کار را خیلی سریع تمام میکنم و اجازه این که پای عشق وسط بیاید را نمیدهم..
    اما فشار عصبی که به خاطر ارضا نکردن خودم در وجودم هست رو هیچ کسی به جز خودم نمیتواند لمس کند
    شما هم ۲۲ سال با همسرتان رابطه نداشته باشید فشار عصبی که بهتان وارد میشود شما را به سمت گناه سوق میدهد ( چه خود ارضایی باشد چه رابطه نامشروع ) -
    دوستان عزیزم که دارید این تایپک و پیام من و می خونید اگر در صحبت هایم اشتباه میکنم خواهشا نظرتون و بگید ( مخصوصا مجرد ها و متاهل ها)
    اما هرچه بیشتر صحبت کنم شما را خسته میکنم به گمانم بهتر است بنده حقیر را بابت طولانی شدن پیام هایم ببخشید و باز هم ببخشید که باعث خستگی شما شدم
    انشاا... که خیر است
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  23. کاربران زیر از Microsoft بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    38130
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    162
    تشکر شده 97 بار در 79 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    سلام
    ممنونم آقای مایکروسافت از دعوتتون
    طبیعتا هر دختری خواستگار زیاد داره و خاطرات زیادی از جلسات خواستگاری داره
    ولی نکته جالب اینه که همسرم اولین باری بود که به خواستگاری میومد
    و الهی شکر خاطره ای از خواستگاری ها قبلی تو ذهنش حک نشده
    یعنی من اولین و آخرین انتخابش بودم .
    ان شالله در آینده نزدیک قراره برای پسرام خواستگاری برم
    قول میدم بیام خاطراتتش رو اینجا ارسال کنم .
    سلام سیتیلا خانوم
    من شیرینی میخوام....خخخخ
    انشاا ...خوشبخت بشن
    امضای ایشان
    مهدی76ص

  25. کاربران زیر از maam76 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    38130
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    162
    تشکر شده 97 بار در 79 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    پس باید من و روانشناسی کرده باشید ... ( انشااا... که خیر است )


    متاسفانه ما انسان ها فقط بدی های هم دیگر را میبینیم به گمانم بهتر بود میگفتید که خوبی ها به چشم نمیایند و واقعا هم همینطور است.
    مشکل جامعه ی ما این هست که هر چیزی را سبک سنگین میکنیم
    مثلا میگوییم دروغ گناه است حالا طرف میگوید دروغ بزرگی نگفتم که قرار باشد گناهش بزرگ شود( یعنی کاری کرده ایم که از گناهان کوچک نمیترسیم بعد همین گناهان کوچک قطره قطره جمع میشوند و دریایی بزرگی از .... وااای خدا نگویم بهتر است )


    چه بگویم دلیلش را نمیدانم اما قطع وصال در صلحه رحم را به تاخیر نیندازید حتی اگر مقصر ان ها باشند
    در دعوا فقط یک طرف قضیه کوتاه بیایند دعوا تمام میشود اما هیچ کداممان راضی نیستیم
    خدا هم حاظره با یک شرط ( فقط یک شرط ) همه ی ما را به بهشت ببرد اما کدام یکیمون حاظریم انجام دهیم ؟
    و آن شرط این است که همه ی انسان ها هم دیگر را ببخشند ... شاید در گفتار ساده باشد اما در عمل خواهیم دید به خاطر هزار تومن چه گناه هایی میکنند و چه خون ها ریخته میشود ...
    اما این کار را انجام دهید و اگر حق باشماست ان ها را ببخشید و کوتاه بیایید شک نکن خدا هم جبران خواهد کرد ( مینویسم و امضا میکنم )

    والا این که فلسفه بالا بودن سن ازدواج چیست را نمیدانم اما همین بالا رفتن سن ازدواج باعث شده امار سقط جنین بالا برو - زنا زیاد شود
    اما بهتر است از خودمان شروع کنیم
    من ۲۲ سال سنم هست و هر چه سنم بیشتر میشود از ازدواج زده میشوم چون میل جنسیم هم کمتر میشود
    زمان قدیم فرزند ها نهایتا تا ۱۹ یا ۲۰ سالگی باید ازدواج میکردن
    مثلا مامان خودم تو سن ۱۴ سالگی ازدواج کرده و پدرم در سن ۱۸ سالگی

    اما کمی عاقلانه تر و منصفانه تر فکر کنید. این که جوانان دهانشان بوی شیر میدهد دروغی محض است -
    سن ازدواج پیامبران را هم مطالعه کنید ( چرا سن ازدواج باید به تاخیر بیافتد و آمار طلاق بالا برود مخصوصا تو شرایطی که بکارت دارد داستان ها میشود)
    میل جنسی یک نیاز است و نمیشود این کارش کرد و همه ان چرخاندن خانواده نیست - چون مرد و زن در کنار یک دیگر به تکامل میرسند ...
    ذهنیتتان را عوض کنید تا جامعه اصلاح شود و آمار زنا - سقط جنین و ... بیاید پایین مخصوصا این که قیمت یک عدد قرص سقط جنین از دویست هزار تومن شروع میشود و تا ۷۰۰ هزار تومن هم میرود .



    من از دوستی با جنس مخالفم زیاد خوشم نمیاید و دوست ندارم با جنس مخالفم ارتباط داشته باشم یا اگر داشته باشم هم کار را خیلی سریع تمام میکنم و اجازه این که پای عشق وسط بیاید را نمیدهم..
    اما فشار عصبی که به خاطر ارضا نکردن خودم در وجودم هست رو هیچ کسی به جز خودم نمیتواند لمس کند
    شما هم ۲۲ سال با همسرتان رابطه نداشته باشید فشار عصبی که بهتان وارد میشود شما را به سمت گناه سوق میدهد ( چه خود ارضایی باشد چه رابطه نامشروع ) -

    اما هرچه بیشتر صحبت کنم شما را خسته میکنم به گمانم بهتر است بنده حقیر را بابت طولانی شدن پیام هایم ببخشید و باز هم ببخشید که باعث خستگی شما شدم
    انشاا... که خیر است
    سلام اخویی
    از حرفات خیلی خوشم اومد.چون حساب شده منطقی بود.در ضمن از خود شمام خوشم اومده خخخخخ.
    حالا سرباز وطن کجا خدمت میکنی.من برج 1 امسال تموم کردم
    ویرایش توسط maam76 : 10-11-2018 در ساعت 05:12 PM
    امضای ایشان
    مهدی76ص

  27. بالا | پست 20

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,398
    تشکـر
    10,732
    تشکر شده 13,494 بار در 6,879 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    خاستگار اصلا چی هست
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  28. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  29. بالا | پست 21

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maam76 نمایش پست ها
    سلام اخویی
    از حرفات خیلی خوشم اومد.چون حساب شده منطقی بود.در ضمن از خود شمام خوشم اومده خخخخخ.
    حالا سرباز وطن کجا خدمت میکنی.من برج 1 امسال تموم کردم
    ضمن از خود شمام خوشم اومده خخخخخ

    خخخخخخ

    حالا سرباز وطن کجا خدمت میکنی.من برج 1 امسال تموم کردم
    من سرباز معلمم باید دو سال تمام خدمت کنم و سه ماهش به لطف ایزد منان تمام گشته
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  30. بالا | پست 22

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    38130
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    162
    تشکر شده 97 بار در 79 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها

    خخخخخخ

    حالا سرباز وطن کجا خدمت میکنی.من برج 1 امسال تموم کردم
    من سرباز معلمم باید دو سال تمام خدمت کنم و سه ماهش به لطف ایزد منان تمام گشته
    موفق باشی

  31. کاربران زیر از maam76 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. بالا | پست 23

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    شماره عضویت
    34330
    نوشته ها
    132
    تشکـر
    144
    تشکر شده 67 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    خاستگار اصلا چی هست
    اشکال نداره .یه روزی میفهمی چیه. البته چیه نه کیه .

  33. بالا | پست 24

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    خاستگار اصلا چی هست

    به ورود یک فرد ناشناس یا شناس به منزل دختر یا خانم مقصد که به قصد دزدیدن دختران از راه قانونی وارد میشود و باعث جدایی دختران از والدینشان میگردند را خاستگار گویند

    انواع خاستگار:

    دیدن کلیپ زیر شما را با انواع خاستگاران اشنا میکند
    https://www.aparat.com/v/miq7B/%D8%A...3A%29%29%29%29



    دیدن کلیپ زیر شما را با حس و حال خاستگار برای دختر بیشتر آشنا میکند ( یعنی وقتی که برای یک دختر یا خانم خاستگار میرود واکنششان چیست )
    https://www.aparat.com/v/ZBMuk
    ویرایش توسط Microsoft : 10-12-2018 در ساعت 01:47 PM
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  34. بالا | پست 25

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    38130
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    162
    تشکر شده 97 بار در 79 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها

    خخخخخخ

    حالا سرباز وطن کجا خدمت میکنی.من برج 1 امسال تموم کردم
    من سرباز معلمم باید دو سال تمام خدمت کنم و سه ماهش به لطف ایزد منان تمام گشته
    اخخخخ یه گاززززز بده ببینمممخخخ

  35. بالا | پست 26

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maam76 نمایش پست ها
    اخخخخ یه گاززززز بده ببینمممخخخ


    https://www.aparat.com/v/Dy3iF/%DB%8...A8%D8%AF%D9%87...
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  36. بالا | پست 27

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,398
    تشکـر
    10,732
    تشکر شده 13,494 بار در 6,879 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    به ورود یک فرد ناشناس یا شناس به منزل دختر یا خانم مقصد که به قصد دزدیدن دختران از راه قانونی وارد میشود و باعث جدایی دختران از والدینشان میگردند را خاستگار گویند

    انواع خاستگار:

    دیدن کلیپ زیر شما را با انواع خاستگاران اشنا میکند
    https://www.aparat.com/v/miq7B/%D8%A...3A%29%29%29%29



    دیدن کلیپ زیر شما را با حس و حال خاستگار برای دختر بیشتر آشنا میکند ( یعنی وقتی که برای یک دختر یا خانم خاستگار میرود واکنششان چیست )
    https://www.aparat.com/v/ZBMuk
    وای چه جالب من اصلا این چیزا ندیدم
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  37. بالا | پست 28

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    وای چه جالب من اصلا این چیزا ندیدم
    وااا مگه چند سالتونه؟
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  38. بالا | پست 29

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,398
    تشکـر
    10,732
    تشکر شده 13,494 بار در 6,879 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    وااا مگه چند سالتونه؟
    میخوره چند سالم باشه
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  39. بالا | پست 30

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    38130
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    162
    تشکر شده 97 بار در 79 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    وااا مگه چند سالتونه؟
    خخخ شوخی میکنه پری خانوم
    امضای ایشان
    مهدی76ص

  40. بالا | پست 31

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    میخوره چند سالم باشه
    ۷۵ یا ۷۶ سالتون میخوره باشید
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  41. بالا | پست 32

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27925
    نوشته ها
    2,295
    تشکـر
    3,103
    تشکر شده 3,029 بار در 1,575 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    سلام خیلی طولانیه گفتنش
    ولی خواستگارای من بیشتر از دانشگاه و بیرون هستن تا خواستگاری سنتی ینی خود پسر میاد جلو بجای اینکه مادرشو بفرسته بعد خودش منو ببینه.
    اولین خواستگارام از دانشگاه بودن که چند تاشون همکلاسیم بودن چندتاشون هم دانشگاهی و من ردشون کردم ولی خب اقایون هیچ وقت به نظر طرف مقابلشون نگاه نمیکنن و بازم پافشاری میکنن.
    یه تعداد استاد های خودم بودن چند ترمی باهاشون کلاس داشتیم.
    خواستگارام یکسریاشون منو تو محل کارم دیده بودن چندتاشونم تو خیابون منوتعقیب کرده بودن
    منم یه ادمی هستم که پول یا موقعیت اجتماعی هیچ وقت وسوسه ام نمیکنه چون اکثر کسایی که میان طرفم اینارو دارن.من بیشتر باید از خود طرف خوشم بیاد باهاش مچ بشم که منم از هر کسی خوشم نمیاد و با هر مردی نمیتونم مچ بشم.
    دوست هم ندارم مثل خاله زنگا خواستگاری سنتی باشه بیان شرایط همو بسنجن ببینن پول داره ماشین داره اکبندو دست نخورده هست بعد زرتی برن سر سفره عقد اینجور متنفرم.
    دلم میخواد خودمون همدیگه رو انتخاب کنیم و به تفاهم برسیم .
    ویرایش توسط saba95 : 10-15-2018 در ساعت 12:19 PM

  42. بالا | پست 33

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    سلام
    دوستان از خاطرات دوران ازدواجتون بگید

    چی شد خاستگار اومد براتون ؟
    آقایون چی شد که خاستگاری رفتید؟

    خانم ها تا الان چند تا خاستگار رد کردن
    آقایون تا الان چند بار خاستگاری رفتن

    کدوم خاستگار هیجانی تر بوده
    یعنی وقتی دیدینش به هیجان اومدید بگیریدش

    کلا هر کسی خاطره ای از ازدواج یا خاستگاری داره بگه ؟
    @ستیلا @eli2 @farokh @Microsoft @maam76 @Experience @ghazal1 @orbital @saba95 @رزمریم @خوب نیستم @hamideh banoo @daryak


    سلام
    تاپیک جالبیه، ممنون از شما
    تعداشون رو بذارید از اول بشمرم
    خب 11 تا رو یادم میاد
    البته بعضی ها هم بودن توی فضای مجازی اتفاقی هم صحبت میشدیم و بعضی هاشون با اینکه من رو ندیده بودن خیلی اصرار کردن که آشنا بشیم برای ازدواج که من موافقت نکردم هیچوقت حالا این ها زیاد بودن
    و همچنین بعضی ها که تو خیابون یا بانک و جاهای دیگه تو یه مدت کوتاه دیدن پیشنهاد میدادن!
    یکیشون یکی ازاستادهام بود و بعد یه مدت فهمیدم قصد خواستگاری داره
    ولی بعدش یه اتفاقی افتاد که مطرح نکرد، البته میگفت هم نمیشد، چون گذشته از همه چیز مذهب هامون یکی نبود


    پسرعمه ام رو الان یادم اومد!
    جالب اینجاس با اینکه نه خودش نه عمه ام اینا مستقیم چیزی به من گفته باشن یه عده تو فامیل گفته بودن این دوتا میخوان با هم ازدواج کنن!!!!!
    شایدم بعضی ها رو یادم نیست دیگه همینا تا الان یادم اومد!

    فکر کنم اولین صحبت خواستگاری از من تو دبیرستان بود
    که دوتا پسرا از فامیل ها بودن و من بعدا فهمیدم جریان رو
    که الان دوتاشونم ازدواج کردن و بعد از اون موقع گاهی وقتی هم رو میدیدیم حس میکردم نگاهاشون یه جوریه!
    تا قبل از دانشگاه فکر کنم همون دو تا بودن
    یا اگه بودن من نمیدونستم

    بعدش هم که رفتم دانشگاه بقیه شون، بعضی ها تو دانشگاه
    یا بیرون ، محل کار، معرف و چیزای دیگه

    ولی من هیچوقت هیچکدوم رو قبول نکردم که با هم حرف بزنیم یا مثلا رسمی باشه
    چون بنا به دلایلی میخوام فعلا مجرد بمونم ، البته نمیدونمم شاید همیشه مجرد بمونم!
    یکیشون هم اخیرا یکی از آشناها معرفیشون کردن
    دوسه بار حرفش رو زدن و از من خواستن فکر کنم که بهشون بگن بیان خونه یا نه
    منم گفتم نمی دونم در حال حاضر!
    یعنی شرایطم الان طوریه که هنوز تصمیم قطعی به ازدواج نگرفتم
    و به خاطر این موضوع هم نخواستم بقیه رو سرکار بذارم که بیان برن یا بیشتر حرف زده بشه
    یا مثلا ترسیدم اگه قبول کنم بیان خونه جدی بشه و یا من احساسی تصمیم بگیرم
    گاهی هم حس می کنم تنهایی و مجردی بهم آرامش بیشتری میده تا ازدواج و کلی مسئولیت!

    معمولا هر کسی مستقیم حرف ازدواج با من میزنه خوشم نمیاد
    خب من تو یه خونواده ی سنتی بزرگ شدم و نظرم اینه که اگه پسری دختری رو بخواد باید به خونواده اش بگه و اینجوری به دختر ارزش بده
    اینجوری به نظرم بهتره و چارچوب بهتری هم داره
    هم دو طرف درگیر احساسات نمیشن از همون اول و فرصت برای شناخت بیشتره.
    به قول صبا این چیزا خیلی طولانیه حرف زدن ازش.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 10-15-2018 در ساعت 12:58 PM
    امضای ایشان

    زن در زبان کوردی به زیباترین نحو ممکن معنا شده
    واژه ی "زن" در ادبیات کوردی، نه خانم است
    نه زنیکه
    نه بانو
    نه ضعیفه
    نه زن
    اور را"آفرت" می نامند، به معنای آفریننده!

  43. بالا | پست 34

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام
    تاپیک جالبیه، ممنون از شما
    تعداشون رو بذارید از اول بشمرم
    خب 11 تا رو یادم میاد
    البته بعضی ها هم بودن توی فضای مجازی اتفاقی هم صحبت میشدیم و بعضی هاشون با اینکه من رو ندیده بودن خیلی اصرار کردن که آشنا بشیم برای ازدواج که من موافقت نکردم هیچوقت حالا این ها زیاد بودن
    و همچنین بعضی ها که تو خیابون یا بانک و جاهای دیگه تو یه مدت کوتاه دیدن پیشنهاد میدادن!
    یکیشون یکی ازاستادهام بود و بعد یه مدت فهمیدم قصد خواستگاری داره
    ولی بعدش یه اتفاقی افتاد که مطرح نکرد، البته میگفت هم نمیشد، چون گذشته از همه چیز مذهب هامون یکی نبود


    پسرعمه ام رو الان یادم اومد!
    جالب اینجاس با اینکه نه خودش نه عمه ام اینا مستقیم چیزی به من گفته باشن یه عده تو فامیل گفته بودن این دوتا میخوان با هم ازدواج کنن!!!!!
    شایدم بعضی ها رو یادم نیست دیگه همینا تا الان یادم اومد!

    فکر کنم اولین صحبت خواستگاری از من تو دبیرستان بود
    که دوتا پسرا از فامیل ها بودن و من بعدا فهمیدم جریان رو
    که الان دوتاشونم ازدواج کردن و بعد از اون موقع گاهی وقتی هم رو میدیدیم حس میکردم نگاهاشون یه جوریه!
    تا قبل از دانشگاه فکر کنم همون دو تا بودن
    یا اگه بودن من نمیدونستم

    بعدش هم که رفتم دانشگاه بقیه شون، بعضی ها تو دانشگاه
    یا بیرون ، محل کار، معرف و چیزای دیگه

    ولی من هیچوقت هیچکدوم رو قبول نکردم که با هم حرف بزنیم یا مثلا رسمی باشه
    چون بنا به دلایلی میخوام فعلا مجرد بمونم ، البته نمیدونمم شاید همیشه مجرد بمونم!
    یکیشون هم اخیرا یکی از آشناها معرفیشون کردن
    دوسه بار حرفش رو زدن و از من خواستن فکر کنم که بهشون بگن بیان خونه یا نه
    منم گفتم نمی دونم در حال حاضر!
    یعنی شرایطم الان طوریه که هنوز تصمیم قطعی به ازدواج نگرفتم
    و به خاطر این موضوع هم نخواستم بقیه رو سرکار بذارم که بیان برن یا بیشتر حرف زده بشه
    یا مثلا ترسیدم اگه قبول کنم بیان خونه جدی بشه و یا من احساسی تصمیم بگیرم
    گاهی هم حس می کنم تنهایی و مجردی بهم آرامش بیشتری میده تا ازدواج و کلی مسئولیت!

    معمولا هر کسی مستقیم حرف ازدواج با من میزنه خوشم نمیاد
    خب من تو یه خونواده ی سنتی بزرگ شدم و نظرم اینه که اگه پسری دختری رو بخواد باید به خونواده اش بگه و اینجوری به دختر ارزش بده
    اینجوری به نظرم بهتره و چارچوب بهتری هم داره
    هم دو طرف درگیر احساسات نمیشن از همون اول و فرصت برای شناخت بیشتره.
    به قول صبا این چیزا خیلی طولانیه حرف زدن ازش.

    حرف هاتون کاملا درست هست
    کلیپ زیر رو هم ببینید ویژه ی شما آمادش کردم انشااا... کمی از احساس سخت گیری در ازدواجتان بکاهد

    https://www.aparat.com/v/S7rwL/%D8%A...A7%D8%AF%D8%B1
    اما در کل من تنهایی ذهنم را اشفته میکند و بیشتر مواقع که احساس تنهایی میکنم میرم به دوستام زنگ میزنم و باهاشون قرار میزارم بیرون و میرم و خوش میگذرونم

    تنهایی به سراغ همه میاید و تنهایی رو همه یک بار برای همیشه احساس میکنند
    پس همیشه از زندگی لذت ببر چون ممکنه همین فردا لذت در کنار هم بودن در کنار خانواده بودن را نبری
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

  44. کاربران زیر از Microsoft بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  45. بالا | پست 35

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    حرف هاتون کاملا درست هست
    کلیپ زیر رو هم ببینید ویژه ی شما آمادش کردم انشااا... کمی از احساس سخت گیری در ازدواجتان بکاهد

    https://www.aparat.com/v/S7rwL/%D8%A...A7%D8%AF%D8%B1
    اما در کل من تنهایی ذهنم را اشفته میکند و بیشتر مواقع که احساس تنهایی میکنم میرم به دوستام زنگ میزنم و باهاشون قرار میزارم بیرون و میرم و خوش میگذرونم

    تنهایی به سراغ همه میاید و تنهایی رو همه یک بار برای همیشه احساس میکنند
    پس همیشه از زندگی لذت ببر چون ممکنه همین فردا لذت در کنار هم بودن در کنار خانواده بودن را نبری

    ممنونم
    ظهر داشتم باز راجب ازدوا جفکر می کردم یه خواستگار دیگه یادم اومد
    پسردایی مادرم بود البته هنوزم مجرد هستن ایشون
    و همینطور کلی خاطره از خواستگارهای مجازی
    یعنی واقعی ها یه طرف این مجازی ها یه طرف دیگه!

    تا حالا با چند تا پسر تو مجازی برای بحث های درسی یا اتفاقی هم صحبت شدیم
    که بعضی هاشون خیلی اصرار می کردن که آشنا بشیم و همو ببینیم برای ازدواج
    یکیشون هم محله ای مون از آب در اومد، گیر داده بود میگفت باید بیای دم در خونه تون من ببینمت فقط چند لحظه!
    منم گفتم همینم مونده برم به مادرم اینا بگم یه نفر تو مجازی ازم خواستگاری کرده!

    یکیشون هم از شاگردای پسر عموم بود البته وقتی حرف زدیم متوجه شدم
    پسر مودبی بود ولی مذهب هامون فرق داشت که البته همه چیز هم اوکی بود بازم نمیشد
    خلاصه چند تا دیگه بودن که من گفتم امکان ازدواج مجازی رو ندارم و درست نمیدونم زیاد

    آخریشون هم چند وقت پیش من تو یه گروه تلگرام عضو شده بودم
    بعد چند بار که پیام دادم و به سوالا جواب میدادم یا حرف میزدم دیدم یکی از اعضا با ای دی پسر کل پیام هام رو لایک میکنه!
    منم تعجب کردم و برام جالب بود، گفتم خب لابد نظرش با من یکیه در این موارد
    خلاصه دوماه بعدش یه شب برام پیام گذاشته بود
    گفت نمیدونم اسمت کیه و نمیشناسمت اصلا ولی اخلاقت تو گروه خیلی به دلم نشسته و دوماهه که نمیتونم یک لحظه هم بهت فکر نکنم!
    بعد فکر میکرد من بلاکش می کنم
    که البته اینکارو نکردم و منطقی براش توضیح دادم که نمیشه ازدواج کنیم، جالب اینجاس هم استانی بودیم
    پسر مهربون و خون گرمی بود و البته مودب
    ولی خب نمیشد دیگه، ظاهرش هم حس کردم زیاد به دلم ننشست! نمیدونم دقیقا!
    اخه معمولا برای ازدواج میگن تو اولین برخورد باید قیافه ی طرف به دلت بشینه! البته من عکس ایشون رو از پروفایلشون دیده بودم
    خلاصه گفت که میام شهرتون تو یه کلاس مشترک ثبت نام میکنیم و به خونواده ها میگیم اونجا اشنا شدیم
    منم گفتم نمیشه که زندگی رو با دروغ شروع کرد
    آخر سر گفت فعلا شرایطم یکم باید خوب بشه و در اولین فرصت همه ی تلاشم رو میکنم که تورو بدست بیارم!
    بعدش دیگه خداحافظی کردیم
    این مجازی هم داستان میشه گاهی

    ولی بازم میگم حتی اگه کسی همه ی معیارهامو داشته باشه تا وقتی که شرایط خودم اونی که میخوام نشه و موقعیت و حال روحی ام هم کاملا اوکی باشه و قلبا هم مشتاق ازدواج نشم اینکارو نمیکنم

    خیلی متشکرم بابت کلیپ
    خیلی زیبا و شگفت انگیز بود ، واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
    موهای تنم سیخ شد
    دانلود کردم به مادرمم نشون بدم
    منم وقتی بچه بودم بیمار شده بودم و دکترهای شهرمون گفته بودن امیدی بهش نیست ببریدش خونه!
    ولی بعدش به طور معجزه آسایی حالم خوب شده بود!
    البته از این نی نی بزرگتر بودم

    همین نوزاد رو فکرش رو بکنید پدر مادر چقدر باید خون دل بخورن تا ذره ذره قد بکشه و بزرگ بشه
    اونم والدینش در قبالش مسئول هستن تا به بهترین شکل بزرگش کنند
    حالا شرایط فعلی کشور رو به موانع دیگه اضافه کنید برای تامین این رفاه برای بچه ها
    اصلا آسون نیست آدم یه بچه رو به دنیا بیاره و بزرگش کنی چون بابت همه چیش مسئول هستش
    درست می فرمایید
    البته تنهایی منظورم از مجردی هست
    ولی خداروشکر پیش خونواده ام هستم و گاهی با دوستام حرف میزنم و مشغول کارام هستم حوصله ام سر نمیره.

    ولی حق با شماست آدم که به یه سنی میرسه گاهی وقت ها حس خلع یه سری چیزارو داره و یه تنهایی هایی داره که با خونواده و دوست و این چیزا برطرف نمیشه!
    منم بالاخره آدم هستم و یه سری نیازها و دلایل دارم که ازدواج کنم
    اما از طرفی هم شرایطم و خواسته هامم هست!
    نمیدونم دقیقا!
    بعضی ها میگن درست نیست دیر ازدواج کنی سنت بالاتر میره و خواستگاراتم کم میشه
    منم میگم خب کم بشه آدم مجرد هم میتونه زندگی کنه.
    منظورم اینه که درست نیست آدم بگه چون سن ازدواج هستم حتما باید با یکی ازدواج کنم
    خیلیییییییی باید دقت کرد برای انتخاب
    اونم من که هنوز تکلیفمم با خودم زیاد مشخص نیست
    از طرفی درس و کارم
    از طرفی هم مدتیه به سرم زده اگه شرایطم جور بشه یه مدت از ایران برم البته اگه بشه.
    بعد هم دختر شاغل باشه ازدواج کنه کلی مسئولیت داره
    شوهر داری
    بچه داری
    کار بیرون و خونه
    و کلی کارای دیگه رو باید درست انجام بده.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 10-15-2018 در ساعت 08:39 PM
    امضای ایشان

    زن در زبان کوردی به زیباترین نحو ممکن معنا شده
    واژه ی "زن" در ادبیات کوردی، نه خانم است
    نه زنیکه
    نه بانو
    نه ضعیفه
    نه زن
    اور را"آفرت" می نامند، به معنای آفریننده!

  46. بالا | پست 36

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    کلیپ رو به برادرم نشون دادم با کلی ذوق
    برگشته میگه عزیزم فیلمه واقعیت نداره بابا!
    اصلا گیریم واقعی هم نباشه
    پسر هم اینقدر بی احساس!
    امضای ایشان

    زن در زبان کوردی به زیباترین نحو ممکن معنا شده
    واژه ی "زن" در ادبیات کوردی، نه خانم است
    نه زنیکه
    نه بانو
    نه ضعیفه
    نه زن
    اور را"آفرت" می نامند، به معنای آفریننده!

  47. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  48. بالا | پست 37

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    17322
    نوشته ها
    3,620
    تشکـر
    3,596
    تشکر شده 6,726 بار در 2,682 پست
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Microsoft نمایش پست ها
    مبارک پسر عزیزتان باشد
    انشاا... که پرنده ی هما روی شانه ی هردویشان بنشیند


    شیرینی که به ما نمیدهید حداقل برای پسر عزیزتان سپند دود کنید چشم نخورد
    خاظزات پسرتان فراموش نشود
    ان شالله شما هم زودتر نیمه گمشده تون رو پیدا کنید
    چشم شیرینی هم میاریم .
    شما همسن پسر من هستید پسر من سه ترم از درسش مونده
    سربازی هم که باید بره
    شما فعلا دو سال از پسر من جلوتر هستید .
    فکر کنم شما زودتر باید به فکر شیرینی باشید .
    امضای ایشان
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  49. بالا | پست 38

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30051
    نوشته ها
    324
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گپ خودمانی : خاطرات خودتون اینجا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    ان شالله شما هم زودتر نیمه گمشده تون رو پیدا کنید
    چشم شیرینی هم میاریم .
    شما همسن پسر من هستید پسر من سه ترم از درسش مونده
    سربازی هم که باید بره
    شما فعلا دو سال از پسر من جلوتر هستید .
    فکر کنم شما زودتر باید به فکر شیرینی باشید .
    سلام

    وقتتون بخیر...
    انشاا... هر چه سریعتر پسرتون ازدواج کنند و به سعادت و خوشبختی برسن
    پسرتون چند سالشون هست ؟
    کارشناسی میخونن یا ارشد؟
    امضای ایشان
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. یه خط در مورد همسر ایده آل بنویسید
    توسط ramesh در انجمن مشکل یا بیماری جنسی
    پاسخ: 44
    آخرين نوشته: 11-06-2017, 01:50 AM
  2. خاطره ای از دوران کودکی بنویسید
    توسط برزین در انجمن گپ خودمانی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 07-17-2017, 11:59 AM
  3. جملاتی که آرومتون میکنه رو بنویسید
    توسط ramesh در انجمن گپ خودمانی
    پاسخ: 43
    آخرين نوشته: 09-04-2015, 09:13 PM
  4. اسمتو نو بنویسید ببینید چی در میاد؟
    توسط مرسانا 19 در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 08-08-2015, 11:42 AM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد