صفحه 6 از 14 ... 45678 ...
نمایش نتایج: از 101 به 120 از 265

موضوع: ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

7981
  1. بالا | پست 101

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,014
    تشکـر
    3,440
    تشکر شده 1,821 بار در 1,210 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    پیرزن بد قلق بووووووووووووووووق پدر منو در آورد انقدر وسواسی بود اه ، دقت کردید همه نقشی گرفتم
    من که شوهرش بودم اینایی که گفتینو هیچوقت ندیدم ازش

    پشت سر مرده حرف نزنید لطفاً

  2. بالا | پست 102

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    26168
    نوشته ها
    459
    تشکـر
    498
    تشکر شده 272 بار در 183 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربه نمایش پست ها
    خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه

    وقتی کریشنا رو از خونه بیرون کردم، خانم بزرگ خیلی ناراحت شد.
    شما باید قبل مزدوج شدن با من ،منو با خانوادتون آشنا میکردین!
    این رسمش نبود آقاااا بزرگ

  3. بالا | پست 103

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    26168
    نوشته ها
    459
    تشکـر
    498
    تشکر شده 272 بار در 183 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    منم نمیشناسم شما فقط تایید کن شب خوش باشد
    شبت بخیر!
    شب شما هم بخیر آقای تجربه!

  4. کاربران زیر از parsana بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. بالا | پست 104

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    26168
    نوشته ها
    459
    تشکـر
    498
    تشکر شده 272 بار در 183 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    شبت بخیر!
    شب شماهم بخیر آقای تجربه!
    شاد شدیم!

  6. کاربران زیر از parsana بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 105

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    29717
    نوشته ها
    538
    تشکـر
    202
    تشکر شده 444 بار در 250 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربه نمایش پست ها
    من که شوهرش بودم اینایی که گفتینو هیچوقت ندیدم ازش

    پشت سر مرده حرف نزنید لطفاً

    عه خب زودتر بگید منظورتون از خانم بزرگ همسرتونه ، من فکک کردم مادربزرگو میگید
    امضای ایشان
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  8. بالا | پست 106

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    29717
    نوشته ها
    538
    تشکـر
    202
    تشکر شده 444 بار در 250 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط parsana نمایش پست ها
    شبت بخیر!
    شب شماهم بخیر آقای تجربه!
    شاد شدیم!
    شادی از خودتونه
    امضای ایشان
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  9. بالا | پست 107

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,014
    تشکـر
    3,440
    تشکر شده 1,821 بار در 1,210 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    عه خب زودتر بگید منظورتون از خانم بزرگ همسرتونه ، من فکک کردم مادربزرگو میگید
    حالا اگه مادربزرگ باشه باید پشت سرش حرف زد؟

  10. بالا | پست 108

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    29717
    نوشته ها
    538
    تشکـر
    202
    تشکر شده 444 بار در 250 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربه نمایش پست ها
    حالا اگه مادربزرگ باشه باید پشت سرش حرف زد؟

    الان سر شخص خیالی دعوا میشه
    امضای ایشان
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  11. بالا | پست 109

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,014
    تشکـر
    3,440
    تشکر شده 1,821 بار در 1,210 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط parsana نمایش پست ها
    شما باید قبل مزدوج شدن با من ،منو با خانوادتون آشنا میکردین!
    این رسمش نبود آقاااا بزرگ
    من ورشکست شدم حواسم سرجاش نیس که.

    دس رو دلم نذار شروع میکنم به خوندنا

    ( فیلم هندیه دیگه )

  12. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. بالا | پست 110

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,014
    تشکـر
    3,440
    تشکر شده 1,821 بار در 1,210 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    الان سر شخص خیالی دعوا میشه
    الان نقش شما چیه دقیقاً؟

  14. بالا | پست 111

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    29717
    نوشته ها
    538
    تشکـر
    202
    تشکر شده 444 بار در 250 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربه نمایش پست ها
    الان نقش شما چیه دقیقاً؟


    هیچی فصل دومی ام فعلا همه نقشی میدم به خودم عاقد ، کلفت ، طنزپرداز،پارازیت
    امضای ایشان
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  15. بالا | پست 112

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,014
    تشکـر
    3,440
    تشکر شده 1,821 بار در 1,210 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    هیچی فصل دومی ام فعلا همه نقشی میدم به خودم عاقد ، کلفت ، طنزپرداز،پارازیت
    خدایا توبه

    من نقش عروسمو بهتون میدم البته نقش منفی بود اگه قبول میکنید؟

  16. بالا | پست 113

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    29717
    نوشته ها
    538
    تشکـر
    202
    تشکر شده 444 بار در 250 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط تجربه نمایش پست ها
    خدایا توبه

    من نقش عروسمو بهتون میدم البته نقش منفی بود اگه قبول میکنید؟

    نه ممنون من بیشتر نقش مثبت و احساسی میپسندم یک نقش دل کباب کن
    امضای ایشان
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  17. بالا | پست 114

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,014
    تشکـر
    3,440
    تشکر شده 1,821 بار در 1,210 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    نه ممنون من بیشتر نقش مثبت و احساسی میپسندم یک نقش دل کباب کن
    اگه خانم نبودی نقش کریشنا رو میدادیم بهت

    بعد میومدی و میگفتی: اومدم بدبختیتو تماشا کنم دانراج

  18. بالا | پست 115

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,528
    تشکـر
    651
    تشکر شده 3,156 بار در 1,776 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    تا چند ساعت دیگر قسمت دوم داستان شبح

  19. بالا | پست 116

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    26168
    نوشته ها
    459
    تشکـر
    498
    تشکر شده 272 بار در 183 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    تا چند ساعت دیگر قسمت دوم داستان شبح
    میشه بگید دقیقا تا چند ساعت دیگه?

  20. بالا | پست 117

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    14030
    نوشته ها
    5,528
    تشکـر
    651
    تشکر شده 3,156 بار در 1,776 پست
    میزان امتیاز
    11

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    جلوي آينه ايستاد و خودش را با لباس عروس


    وارانداز كرد لبخندي از خوشحالي زد


    دوستش كه یاسمن نام داشت مدام پشت در سر و صدا ميكرد


    پریماه بدون توجه به اون جلوي آينه نشست و به خودش گفت:


    چيه؟ چرا هول شدي؟؟؟ ديدي بالاخره گيرش آوردي...


    چشمانش رو بست يكدفعه لبخند روي لباش خشك شد


    در يك ثانيه يك چهره غرق خون وشبح شكل رو كه


    چادر سياه و بلندي به سر داشت ديد...


    جيغ كوتاهي كشيد و چشمانش رو باز كرد


    به نفس نفس افتاده بود




    هراسان برگشت و پشت سرش رو نگاه كرد


    از پنجره باد مي وزيد و باعث ميشد پرده ها تكان بخوره


    در همين حال موبايلش بلند زنگ خورد كه باعث شد از جا بپره


    با ديدن تصوير نامزدش نفس عميقي كشيد و گوشي رو برداشت...


    سلام پس كي مياي؟ باشه منتظرتم ...دوست دارم ...خدافظ


    گوشي را سر جايش گذاشت و در رو بازكرد


    يكدفعه دوستش یاسمن مثل جن زده ها پريد جلوش


    پریماه با دلخوري مثل بچه ها دنبالش كرد


    طبقه پايين آقا تجربه و خانومش پارسانا خانوم


    خندان نظارگر اينها شده بودند


    تا اينكه در باز شد و فرخ پسرخاله پریماه با خانوادش وارد شد


    رز مریم خانوم مادر فرخ با روي باز صورت پارسانا خانوم رو بوسيد و تبريك گفت


    اما فرخ با دلخوري به گوشه اي رفت و ماتم گرفته پریماه رو زير چشمي نگاه ميكرد


    فرخ از بچگي عاشق پریماه بود اما پریماه هميشه اونو به چشم برادرش دوست داشت


    ساعتها در گذر زمان بودند ...موقع شام كه رسيد آقا داماد كه امید نام داشت از راه رسيد


    پسري با موهاي جو گندمي و قدي متوسط با كت و شلوار مشكي يكدست


    او كه از قضاياي فرخ و پریماه خبر داشت حتي با فرخ دست هم نداد


    و نرسيده به پيش پریماه رفت...آنها مشغول آماده كردن سور و سات عروسي بودند


    فردا شب در حياط همان خانه جشن عروسي آنها بود


    ساعاتي ديگر گذشت و همه آماده استراحت و خواب شدند


    پریماه از امید خداحافظي كرد و به اتاقش برگشت


    و زودتر از آنكه فكرشو كنه به خواب رفت


    این داستان ادامه دارد......
    ویرایش توسط sam127 : 09-14-2016 در ساعت 12:35 PM

  21. 2 کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. بالا | پست 118

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    26168
    نوشته ها
    459
    تشکـر
    498
    تشکر شده 272 بار در 183 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    من آواتر مادر عروس گذاشتم!
    پریماه و آقا بزرگ شما هم آواتارتون رو عوض میکردید یکم هیجان بدیم به داستان! @پریماه. @تجربه

  23. بالا | پست 119

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,380
    تشکـر
    10,730
    تشکر شده 13,484 بار در 6,870 پست
    میزان امتیاز
    19

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط parsana نمایش پست ها
    من آواتر مادر عروس گذاشتم!
    پریماه و آقا بزرگ شما هم آواتارتون رو عوض میکردید یکم هیجان بدیم به داستان! @پریماه. @تجربه
    عروس بذارم؟؟
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  24. بالا | پست 120

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,380
    تشکـر
    10,730
    تشکر شده 13,484 بار در 6,870 پست
    میزان امتیاز
    19

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    چرا اون به من نگفت دوستت دارم چرا من باید بگم ها؟؟

    وای اقا فرخ هم که هست متاسفم من فقط به چشم برادری میبینم


    امید کیه نکنه شوهرمه انگار قرار دستی دستی منو بدبخت کنید
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

صفحه 6 از 14 ... 45678 ...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره
    توسط sam127 در انجمن گپ خودمانی
    پاسخ: 347
    آخرين نوشته: 07-02-2018, 12:00 AM
  2. راه اندازی پیش دبستانی
    توسط سایه هستی در انجمن مشاوره شغلی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 07-25-2016, 01:00 PM
  3. بازی زیبای گانگسترهای دیوانه
    توسط minim در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-14-2015, 08:26 PM
  4. شناخت سبزی های پر خاصیت تابستان
    توسط mahastey در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 08-29-2015, 04:39 PM
  5. زیبایی های استان گلستان 11
    توسط احمد یوسفی در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 59
    آخرين نوشته: 05-19-2015, 09:58 PM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد