صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 41 به 60 از 63

موضوع: ایجاد محبت بین مادر و پسر

7113 بازدید
  1. Top | #41



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,188
    تشکـر
    1,434
    تشکر شده 1,405 بار در 760 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    خوب من خیلی ممنونم از مشارکت دوستان؛

    به خصوص پریماه و آقا محسن گل که با به چالش کشیدن موضوع سعی در بازکردن و تفهیم بهترش داشتن.

    خوب قبل از هر صحبتی من باید یه چیزایی رو که یادم رفت بگم و نگفتنش باعث سوءتفاهم شده توضیح بدم.

    اول اینکه آشنایی و ازدواج من و همسرم بعد از جدایی ایشون از همسر سابقشون بوده.

    دوم اینکه همونطور که قبلنم گفتم من قصد و نیتم مادری کردن برای ایشون یا وابسته یا دلبسته کردن ایشون به خودم نیست٬ چون همونطور که آقا محسن گل هم گفتن ایشون الان دیگه مردی شده واسه خودش و نیازی به مادر نداره به خصوص که مادرشون در قید حیات هستن.

    در واقع هدف من از ایجاد یک رابطه صمیمی اینه که مایلم ایشون به منزل من که منزل پدرشونم هست رفت و آمد داشته باشه.

    و این رفت و آمد نه به خاطر من که به دلیل آرامش و خوشحالی بیشتر همسرمه٬ قطعا هر پدری دوس داره حتی اگه بچه هاش پیشش زندگی نمیکنن به خونش رفت و آمد داشته باشن.

    و صد در صد برای یک پسر هفده ساله هم خیلی بهتره اگه بتونه تایم بیشتری در کنار پدرش داشته باشه.

    و مطمئنا این رفت و آمد در صورتی که ایشون چشم دیدن منو نداشته باشه امکان پذیر نیست.

    من قصدم اینه تا با رفتارم کاری کنم که راحت تر منو بپذیره و از من بدش نیاد ٬ حداقل مثل یه آدم معمولی باشم براش.
    و خوب اگه رابطه صمیمانه و با محبتی هم ایجاد بشه که چه بهتر!
    اینجوری همه از این دور هم بودن و رفت و آمد لذت میبریم.
    نه اینکه بخوایم به زور همدیگه رو تحمل کنیم.

    این از این.

    و خوب در مورد مسائل دیگه ای هم تو این تاپیک صحبت شد که هر کدومش به تنهایی چندین ساعت بحث میخواد که فک نمیکنم تو یه تاپیک بگنجه پس منم در موردش صحبتی نمیکنم.

    حرف من فقط اینه؛
    اگه آدم درک بالایی داشته باشه یاد میگیره که هیچ کس رو قضاوت نکنه؛
    یاد میگیره که واسه هیچکس حکم صادر نکنه؛

    فقط سعی میکنه آدما رو توی هر شرایطی که هستن بدون در نظر گرفتن دلایلشون درکشون کنه.

    من توی تاپیکای ابتداییم گفتم پسر همسرم درک بالایی داره و من امیدوارم بتونه من و ازدواج من و همسرمو درک کنه؛

    قطعا ایشون وقتی آدم فهیم و با قدرت درک بالاس میدونه که نمیتونه رابطه و دلیل جدایی پدر و مادرشو قضاوت کنه٬
    چون رابطه زناشویی دارای جزئیات زیاد و پیچیده تر از اونه که حتی پدر و مادرا و حتی فرزندان بخوان قضاوتش کنن.

    در هر صورت ایشون چه شرایط رو بپذیرن و درک کنن و چه نپذیرن من نمیتونم تاثیری در طرز فکرش داشته باشم٬ فقط میتونم امیدوار باشم و از خدا بخوام کمکش کنه بتونه با شرایط کنار بیاد.

    و قطعا این نمیتونه غیرممکن باشه٬ همونطور که دوستی نظر دادن و از رابطه خوبشون با همسر پدرشون گفتن.

    حالا حرف من از اول این بود که من چیکار میتونم انجام بدم که این رابطه خوب ایجاد بشه؟!

    در واقع از دوستانی که فرزند دارن و با تجربه هستن٬ کسانی که در شرایط سنی ایشون هستن و بهتر میتونن موضوع رو بفهمن و کسانی که در این زمینه اطلاعاتی دارن خواستم تا افکارشون رو با من به اشتراک بزارن.

  2. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #42



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,380
    تشکـر
    10,730
    تشکر شده 13,478 بار در 6,868 پست
    میزان امتیاز
    19

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط JESUS نمایش پست ها
    سلام من که خودم ماانم فوت شد بابامم ازدواج کرد...
    الانم خیلیم مامان جدیدمو دوس دارم.هم خوبه هم زحمت کشه مهربونه...همین..فقط کافیه خانومهساده و بیریا و مهربون باشه.خودش ب دل میشینه
    رامونا جان از ایشون بپرسید فکر میکنم همسن همون اقا پسر باشه و درشرایطش قرار گرفته
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  4. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #43



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,188
    تشکـر
    1,434
    تشکر شده 1,405 بار در 760 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    رامونا جان از ایشون بپرسید فکر میکنم همسن همون اقا پسر باشه و درشرایطش قرار گرفته
    حتما.
    ممنون از همفکریت گلم

  6. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #44



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,188
    تشکـر
    1,434
    تشکر شده 1,405 بار در 760 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    ...

  8. Top | #45



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30544
    نوشته ها
    685
    تشکـر
    498
    تشکر شده 468 بار در 268 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام
    چون فرزند پسره راحت تر با این موضوع کنار میاد. دختر بود اصلا" یا به سختی میشد
    همانطور که یه پسر خیلی سخت میتونه مردی رو جای پدرش تصورکنه
    البته همه این موارد نسبی هست و مطلق نیست.یستگی به نوع رفتارهای هرکدام از والدین و شما و روحیات اون پسر داره
    جناب سیاوش...

    بنده توضیح دادم ... اتفاقا واسه پسر سخت تره...

    توضیح دادم...

    در نظرات قبلیم میتونید دلایلش رو بخونید...

    پسر با هر دو موضوع سخت تر کنار میاد... هم ازدواج مجدد پدر و هم ازدواج مجدد مادر... سخت تر از دختر....

    و بین این دوتا با ازدواج مجدد مادر خیلی سخت تر از ازدواج مجدد پدر کنار میاد...
    ویرایش توسط Mohsen123 : 11-07-2016 در ساعت 06:27 PM
    امضای ایشان



  9. 2 کاربران زیر از Mohsen123 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #46



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30544
    نوشته ها
    685
    تشکـر
    498
    تشکر شده 468 بار در 268 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    خوب من خیلی ممنونم از مشارکت دوستان؛

    به خصوص پریماه و آقا محسن گل که با به چالش کشیدن موضوع سعی در بازکردن و تفهیم بهترش داشتن.

    خوب قبل از هر صحبتی من باید یه چیزایی رو که یادم رفت بگم و نگفتنش باعث سوءتفاهم شده توضیح بدم.

    اول اینکه آشنایی و ازدواج من و همسرم بعد از جدایی ایشون از همسر سابقشون بوده.

    دوم اینکه همونطور که قبلنم گفتم من قصد و نیتم مادری کردن برای ایشون یا وابسته یا دلبسته کردن ایشون به خودم نیست٬ چون همونطور که آقا محسن گل هم گفتن ایشون الان دیگه مردی شده واسه خودش و نیازی به مادر نداره به خصوص که مادرشون در قید حیات هستن.

    در واقع هدف من از ایجاد یک رابطه صمیمی اینه که مایلم ایشون به منزل من که منزل پدرشونم هست رفت و آمد داشته باشه.

    و این رفت و آمد نه به خاطر من که به دلیل آرامش و خوشحالی بیشتر همسرمه٬ قطعا هر پدری دوس داره حتی اگه بچه هاش پیشش زندگی نمیکنن به خونش رفت و آمد داشته باشن.

    و صد در صد برای یک پسر هفده ساله هم خیلی بهتره اگه بتونه تایم بیشتری در کنار پدرش داشته باشه.

    و مطمئنا این رفت و آمد در صورتی که ایشون چشم دیدن منو نداشته باشه امکان پذیر نیست.

    من قصدم اینه تا با رفتارم کاری کنم که راحت تر منو بپذیره و از من بدش نیاد ٬ حداقل مثل یه آدم معمولی باشم براش.
    و خوب اگه رابطه صمیمانه و با محبتی هم ایجاد بشه که چه بهتر!
    اینجوری همه از این دور هم بودن و رفت و آمد لذت میبریم.
    نه اینکه بخوایم به زور همدیگه رو تحمل کنیم.

    این از این.

    و خوب در مورد مسائل دیگه ای هم تو این تاپیک صحبت شد که هر کدومش به تنهایی چندین ساعت بحث میخواد که فک نمیکنم تو یه تاپیک بگنجه پس منم در موردش صحبتی نمیکنم.

    حرف من فقط اینه؛
    اگه آدم درک بالایی داشته باشه یاد میگیره که هیچ کس رو قضاوت نکنه؛
    یاد میگیره که واسه هیچکس حکم صادر نکنه؛

    فقط سعی میکنه آدما رو توی هر شرایطی که هستن بدون در نظر گرفتن دلایلشون درکشون کنه.

    من توی تاپیکای ابتداییم گفتم پسر همسرم درک بالایی داره و من امیدوارم بتونه من و ازدواج من و همسرمو درک کنه؛

    قطعا ایشون وقتی آدم فهیم و با قدرت درک بالاس میدونه که نمیتونه رابطه و دلیل جدایی پدر و مادرشو قضاوت کنه٬
    چون رابطه زناشویی دارای جزئیات زیاد و پیچیده تر از اونه که حتی پدر و مادرا و حتی فرزندان بخوان قضاوتش کنن.

    در هر صورت ایشون چه شرایط رو بپذیرن و درک کنن و چه نپذیرن من نمیتونم تاثیری در طرز فکرش داشته باشم٬ فقط میتونم امیدوار باشم و از خدا بخوام کمکش کنه بتونه با شرایط کنار بیاد.

    و قطعا این نمیتونه غیرممکن باشه٬ همونطور که دوستی نظر دادن و از رابطه خوبشون با همسر پدرشون گفتن.

    حالا حرف من از اول این بود که من چیکار میتونم انجام بدم که این رابطه خوب ایجاد بشه؟!

    در واقع از دوستانی که فرزند دارن و با تجربه هستن٬ کسانی که در شرایط سنی ایشون هستن و بهتر میتونن موضوع رو بفهمن و کسانی که در این زمینه اطلاعاتی دارن خواستم تا افکارشون رو با من به اشتراک بزارن.

    منظورم از وابسته بودن همون صمیمیته... وابسته بودن ینی همون چیزی که شما فک می کنید... منظورم همون بود... همون محبت حتی خیلی کم... مثل دو تا همکلاسی مثلا... مثل دو تا ادم عادی مثلا... دو تا همکلاسی به هم یه جورایی وابسته اند... اما به اون معنی ای که شما فک می کنید نیست وابسته بودنی که گفتم... من وابسته بودن رو به اون معنایی که شما فک کردید به کار نبردم... دوباره نظراتم رو بخونید ... ایندفه با این معنی وابسته بودن ینی همون چیزی که خودتون میخواهید انجام بشه...

    پسر هیچوقت اینو قبول نمی کنه که شما و پدرش و خودش خوشحال باشید و دور هم بگید و بخندید اما مادرش ناراحت باشه و تنها و ... این هم یه نوع بی توجهی به مادره که خنده هاشو بیاد با شما بکنه و ...


    شما گفتید "حالا حرف من از اول این بود که من چیکار میتونم انجام بدم که این رابطه خوب ایجاد بشه؟!"

    بنده هم همه توضیحاتم در مورد درک و ... این بود... که گفتم سخته... خیلی سخته مگر اینکه خود پسره بخواد (نگفتم عیر ممکنه...) ... شما گفتید درک بالایی داره... گفتم درک بالایی داشتن ربطی به سختی این کار نداره... و مثال هم زدم و گفتم همونطور که خیلیا درک بالایی دارن اما همسرشون ببه دلایل زیادی زن دوم.. سوم و ... میبره نمی تونن با قضیه کنار بیان...

    حالا ازین جا به بعدش رو @پریماه. هم بخونه...

    اون دوستمون که نظر داده مادرشون فوت کرده و با این مورد فرق داشته ... پدر ایشون زن برده که جای مادرشونو پر کنه... طرز فکر اون پسر هم با خیلی از پسر ها فرق داره (من تاییک ایشون رو قبلا خونده بودم... ایشون خودش میخواست به مادرش نزدیک بشه اما مادرش خجالت می کشید ...)

    اما در موضوع شما مادر پسر زندس...

    1- پدر طلاق گرفته به خاطر اختلاف و ضربه ای به فرزند وارد کرده...

    2- زن دوم گرفته ینی پسر یجورایی مطمئن شده که عاشق مادرش نبود و ارزش ها و تصوارتی که از مادرش داشته پایین اومده و اون غرورش نسبت به مادرش برانگیخته شده...

    3- اون پسر هفده سالشه و سن و موقعیت و طرز فکرش با Jesus خان فرق داره... مخصوصا به خاطر دو مورد قبل اگه طرز فکری شبیه ایشون هم داشت تغییر کرده (با وجود این که این طرز فکرا تو جامعه کمه همونطور که واسه یه زن چند همسر بودن شوهرش سخته و کسی که با این موضوع کنار بیاد کمه)...
    د
    رضمن راهکار هایی که دوستان دادن رو هم گفتم که کارساز نیست با دلیل...

    دنبال راهکار جدید باشید.
    ویرایش توسط Mohsen123 : 11-07-2016 در ساعت 06:26 PM
    امضای ایشان



  11. کاربران زیر از Mohsen123 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #47



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30544
    نوشته ها
    685
    تشکـر
    498
    تشکر شده 468 بار در 268 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    سو تفاهم نشده.... بنده میدونستم که پدر اون پسر اول طلاق گرفته و بعد ازدواج کرده

    و گفته بودم که... این دو تا مشکله برای پسر...

    یک طلاق

    دوم ازدواج مجدد...

    اگه فقط ازدواج مجدد بود میشد یه مشکل و اینطور کار راحت تر بود... و پدر هم مادر اون پسر رو تا حدودی قبول داره اما در کنارش زن دوم گرفته...و اینطور غروری که نسبت به مادرش داره کمتر خدشه دار میشه تا اینکه مادرشو کلا ول کنه...

    وقتی ایشون چشم دیدن شما رو نداره به خاطر همون چیزیه که گفتم که تقصیر ازدواج مجدد پدرش رو میندازه گردن شما چرا که از پدرش ذهنیت خوبی داره و اعتماد بیشتر داری نسبت به ایشون (تو ذهنش وقتی با خودش خلوت میکنه و سبک سنگین میکنه حتما میگه که چرا اون زن حاضر شد باوجود اینکه پدرم زن وبچه داشت باهاش ازدواج کنه و چرا فکر من و مادرم نبود... اگه ازدواج نمی کردو اون زنه تو جلدش نمی رفت امیدی بود به بازگشت پدرم به خونه و سر عقل اومدنش و تموم کردن لج و لجبازی)... اما اگه واسش اثبات بشه شما بی تقصیرید ... از پدرش بیشتر دوری میکنه... به پدرش بدبین میشه و ... چشم دیدن پدرشو نداره... همچنین همیشه تو اون فکره که شما بدون توجه به اون و مادرش با پدرش ازدواج کردید...

    ایشون شما رو نمی پذیره چون کار مشا رو پسندیده نمی دونه و نمی تونه شما رو به عنوان همسر پدر بپذیره...

    شما ویژگی های اون پسر رو باید بشناسید... اکثر پسر ها اینطوری هستن ولی گفتم افرادی هم هستن که در این (همون سه موردی که تو نقل قول های قبل گفتم) شرایط این چیزا رو بد نمی دونن و خانواده های راحت تری اند و مثل بعضی از خانواده های غیر مذهبی مثل بعضی از بچه پولدارا... که البته در اینصورت هم باز غرور خودشونو دارن و باز هم کنار اومدن سخته...

    اگه وِیژگی های محیطی و خانوادگی و خود اون پسر و شغل پدر و مادرش و اینکه کادرش الآن کجاست و چی کار می کنه رو بگید مشخص تر میشه گفت...

    گفتید

    "حرف من فقط اینه؛
    اگه آدم درک بالایی داشته باشه یاد میگیره که هیچ کس رو قضاوت نکنه؛
    یاد میگیره که واسه هیچکس حکم صادر نکنه؛"

    خیلیا درک بالای ندارند... مثال: خیلی از زن های بزرگسال نمی تونن تحمل کنن که همسرشون زن دیگه ای ببره... همسرشون رو قضاوت می کنن و واسش حکم خیانت و نفرت جدایی صادر می کنن" چه برسه به یه پسر 17 ساله...

    بر این اساس و این مثال ها:

    خیلی از زن ها درک بالایی ندارند... خیلی از انسان ها درک بالایی ندارند

    اما من اینو کاملا قبول ندارم... میگم اینجا درک و ... ربطی نداره...وگرنه خیلی از آدما رو باید گفت بی درک یا درک پایین دارند...
    ویرایش توسط Mohsen123 : 11-07-2016 در ساعت 07:02 PM
    امضای ایشان



  13. کاربران زیر از Mohsen123 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #48



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30544
    نوشته ها
    685
    تشکـر
    498
    تشکر شده 468 بار در 268 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    @رامونا @پریماه. شرمنده پستا رو جدا جدا مینویم چون یه جا زیاد میشه خیلی و امکان داره یهو سایت ارور بده و همه پر ...

    اون پسر باید درک کنه؟

    چی رو درک کنه؟ طلاق رو درک کنه... ازدواج مجدد رو چطور درک کنه؟


    چرا درک کنه؟ وقتی کسی اونو درک نکرده... و همچین اتفاقاتی رو براش رقم زدن... وقتی بزرگ تر ها همچین اتفاقاتی رو واسش رقم زدن... چطور از یه هفده ساله انتظاره درک دارن... و چرا به این فکر نیستن که اون هفده ساله از بزرگتر ها انتظار درک بیشتری داره...

    چرا بزرگتر ها اونو درک نکردن حالا اون باید اونا رو درک کنه با این که اون کوچیک تره؟

    در واقع وقتی می گید اون پسر درک بالایی داره... ینی از بزرگتر ها و پدر مادرش درک بیشتری داره...

    ینی می پذیره این بدبختیایی که سرش اومد که دیگه هیچ غلطی نمی تونه بکنه... ینی درک میکنه زندگی واسش نامردی کرد و هیچ غلطی نمی تونه در برابر خواسته زندگی کنه... با همه جزئیات و ... اش...

    اما همون بزرگتر ها درک نکردن و نمی پذیرن که با این کار پسرشونو امکان داره بدبخت کنن

    آخر شاید به این نتیجه برسه که این زندگی فقط یه ارتباطه... عشق و محبتی وجود نداره
    ویرایش توسط Mohsen123 : 11-07-2016 در ساعت 07:24 PM
    امضای ایشان



  15. کاربران زیر از Mohsen123 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #49



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30613
    نوشته ها
    92
    تشکـر
    116
    تشکر شده 75 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    سلام
    بنظر من زیاد نباید نزدیک ای پسر بشید چون تو سنیه که وقتی کسی زیاد دورش بگرده بیشتر دور میشه
    بنظرم غیرمستقیم بهش محبت کنید

  17. کاربران زیر از آخیش بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #50



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30544
    نوشته ها
    685
    تشکـر
    498
    تشکر شده 468 بار در 268 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    مطمئننا بزرگتر ها باید جبران کنند و نذارن اتفاقات بدی بیفته...

    اما خودشون ... این انتظار رو از اون نداشته باشن و نگن درک بالایی داره و ... اون درک بالایی داره ولی آدمای با ادراک از آدمایی که درک نمی کنن بیزارن...

    به جای اینکه به فکر این بود که اون درک بالایی داره باید دنبال راهکار جبران بود و رقم نخوردن اتفاقات بد و بدتر
    امضای ایشان



  19. کاربران زیر از Mohsen123 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. Top | #51



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30544
    نوشته ها
    685
    تشکـر
    498
    تشکر شده 468 بار در 268 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط آخیش نمایش پست ها
    سلام
    بنظر من زیاد نباید نزدیک ای پسر بشید چون تو سنیه که وقتی کسی زیاد دورش بگرده بیشتر دور میشه
    بنظرم غیرمستقیم بهش محبت کنید
    پسره چشم دیدن نداره...

    محبت نمیشه کرد حتی غیر مستقیم... چون اون نفرت داره... محبت غیر مستقیم رو هم بالاخره باید بفهمه دیگه تا متوجه همون محبت غیر مستقیم بشه...

    باید دنبال راه جبران بود
    امضای ایشان



  21. کاربران زیر از Mohsen123 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. Top | #52



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30613
    نوشته ها
    92
    تشکـر
    116
    تشکر شده 75 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط آقا محسن گل نمایش پست ها
    پسره چشم دیدن نداره...

    محبت نمیشه کرد حتی غیر مستقیم... چون اون نفرت داره... محبت غیر مستقیم رو هم بالاخره باید بفهمه دیگه تا متوجه همون محبت غیر مستقیم بشه...

    باید دنبال راه جبران بود
    چشم دیدن نداره ؟ نفرت داره !! شما از کجا میدونی ؟!!!

    نگفتم نفهمه گفتم زیاد نزدیکش نشه

    هرچیزی خراب شده باشه مقصرش این خانوم نیست پس نیازی نیست چیزی رو جبران کنه
    اگر کسی قراره چیزی جبران شه باید توسط مادرو پدرش جبران شه

  23. 2 کاربران زیر از آخیش بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. Top | #53



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30544
    نوشته ها
    685
    تشکـر
    498
    تشکر شده 468 بار در 268 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط آخیش نمایش پست ها
    چشم دیدن نداره ؟ نفرت داره !! شما از کجا میدونی ؟!!!

    نگفتم نفهمه گفتم زیاد نزدیکش نشه

    هرچیزی خراب شده باشه مقصرش این خانوم نیست پس نیازی نیست چیزی رو جبران کنه
    اگر کسی قراره چیزی جبران شه باید توسط مادرو پدرش جبران شه
    خود رامونا خانوم گفته...

    منم نمی دونم مقصر کیه... نه میگم پدر و مادرشه و نه خانوم رامونا...

    هر کی مقصره اون پسر نیست... این رو میشه قضاوت کرد...

    و همه کسانی که مقصرن باید جبران کنند...
    امضای ایشان



  25. کاربران زیر از Mohsen123 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. Top | #54



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30544
    نوشته ها
    685
    تشکـر
    498
    تشکر شده 468 بار در 268 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    خانوم رامونا

    امیدوارم منظور بنده رو از پستام گرفته باشید... همش واسه اثبات حرفم و سخت بودن کار بود... هدف بزرگ سختی هم داره... شما دوست دارید اون پسر آسیب نبیینه و این هدف بزرگیه پس سخته... راهکارهای دوستان جالب نبود و ایراداتی داشت هرچند در افراد مختلف ممکنه فرق داشته باشه... بنده خودم هم راهکاری به ذهنم نمی رسه و گفتم که سخته...

    من منظور بدی نداشتم اخه بعضی دوستان بد برداشت کردن...

    من چیزی رو گردن کسی نمیندازم و از قضیه خبر ندارم و منظورم این نیست که مقصر شمایید... یا پدر و مادر اون... (دوستان اینطور برداشت کردند) ولی اون پسر مقصر نیست... حرفم این بود...

    من اتفاقا میخوام به اون پسر کمک بشه تا مشکل واسش پیش نیاد و همچنین شما اینو میخواین... و اتفاقات گذشته جبران بشه...

    نیت خیر شما واسه همه روشنه...

    که درصدد جبران اتفاقاتی که واسه اون پسر افتاد هستید...

    و این خیلی خوبه و نشان از خوبی شماست...

    ایشالا که موفق باشید
    امضای ایشان



  27. کاربران زیر از Mohsen123 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. Top | #55



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    30544
    نوشته ها
    685
    تشکـر
    498
    تشکر شده 468 بار در 268 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    سرانجام هم بگم تصمیم گیرنده خودتون هستید که کدوم راهکار رو انتخاب کنید و خودتون از نزدیک از قضایا بیشتر آگاهید...

    ایشالا که بهترین روش رو در پیش بگیرید...
    امضای ایشان



  29. کاربران زیر از Mohsen123 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. Top | #56



    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    17322
    نوشته ها
    3,603
    تشکـر
    3,528
    تشکر شده 6,700 بار در 2,667 پست
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    ممنونم٬ با توجه به شناختی که ازتون دارم مطمئن بودم که نظر میدید و با توجه به تجربه و حس مادریتون دوس داشتم نظرتونو بدونم

    خودمم نظرم این بود اولین دیدار براش هدیه بگیرم ولی بعد فک کردم پسرا تو این سن خیلی غرور دارن و میخوان مثل یه مرد باهاشون رفتار بشه نه یه پسر بچه و با دادن کادو شاید با خودش فک کنه من بچه به حسابش آوردم و با یه هدیه خواستم گولش بزنم!

    میدونید چیزی که خیلی واسم مهمه اینه که واقعا محبت و علاقمو باور کنه!

    من نمیخوام ادای آدمای مهربونو دربیارمو بگم از روز اول همینجور دوسش داشتم.

    منم اون اوایل یه حسادتهایی داشتم و پذیرفتنش یه وقتایی برام سخت میشد اما توی این دو سالی که از ازدواجم میگذره و هنوزم از نزدیک ندیدمش٬ خیلی سعی کردم روی خودم کار کنم تا بتونم دوسش داشته باشم.

    خیلی با خودم کلنجار رفتم و خیلی از خدا خواستم کمکم کنه؛

    اوایل اصلا دوست نداشت منو ببینه منم اصراری نداشتم چون دو ساله که همه فکرش کنکوره و داره شدیدا درس میخونه؛
    با خودم گفتم بحران پذیرفتن ازدواج پدرش به اندازه کافی واسش سنگین بوده٬ دیگه بهتره فعلا با دیدن من اعصابش خورد نشه و فکرش به هم نریزه.

    از طرف دیگه با این که از اول همیشه دوس داشتم ببینمش همسرم میگفت عجله نکن هر دوی شما به زمان نیاز دارین٬ با خودم میگفتم خوب زمان برای پذیرفتن پسرش لازمه اما من که پذیرفتم؛

    اما حالا تازه به حرفش رسیدم٬ اون موقع با عقل و منطقم پذیرفته بودمش اما حالا با دلم !

    تو این دو سال همسرم هر بار که فرصتو مناسب دیده سعی کرده در مورد من باهاش حرف بزنه٬ همسرم میگه اون اوایل حتی با شنیدن اسمم اخماش میرفت تو هم اما الان با آرامش بیشتری به حرفایی که در مورد منه گوش میکنه و عکس العمل تند نداره؛
    یه وقتاییم توی صحبت همراهی کرده

    من خیلی از این تغییر مثبتش خوشحالم و خیلی امیدوارم.

    از طرفی برای منم توی این دو سال تغییرات خیلی خوبی به وجود اومده٬
    یکی از دلایل اصلی که باعث شد مهرش تو دلم باز بشه خوب بودن خودشه؛

    اون اوایل وقتی شوهرم ازش تعریف میکرد فک میکردم داره اغراق میکنه تا نظر منو جلب کنه اما توی این دو سال که از طریق همسرم در جریان تمام جزییات رفتاریش بودم به این نتیجه رسیدم که واقعا آقاس!

    شخصیت فوق العاده ای داره؛ متین٬ مؤدب٬ خیلی باهوش٬ خیلی درسخون٬ از همه بیشتر مؤمن و متدین؛

    واقعا کی باورش میشه یه پسر توی این سن که کاملا آزاده و همه جور امکانات داره توی هیچ فضای مجازی و شبکه اجتماعی نباشه و تنها دغدغه ش درس و کنکور و اعتقادش باشه؟!!

    همیشه خدا رو شکر میکنم به خاطر این همه خوب بودنش٬
    درصد زیادی از آرامش زندگی من و همسرم مدیون سر به راهی پسرمونه٬
    اگه انقد خوب نبود و همسرم مجبور بود هر روز یه خرابکاریشو درست کنه آرامش زندگی ما هم گرفته میشد.

    همیشه برای مادرش از خدا سلامتی میخوام و دعا میکنم خدا خوشبختش کنه به پاداش تربیت چنین پسری و همیشه از همسرمم تشکر میکنم که تونسته چنین بچه ای بزرگ کنه.

    الانم بعد از این دوسال واقعا شیفته شخصیتش شدم و واقعا دوس دارم از نزدیک ببینمش و بهش بفهمونم واقعا قلبا دوسش دارم محبتم از ته دله نه زبونی یا از سر دلسوزی.

    این بچه هیچ نیازی به دلسوزی من نداره چون بهترین پدر و مادر رو داره و همه جور امکانات و بهترین زندگی.

    با اینکه تا حالا بچه ای به دنیا نیاوردم و قطعا هم نه میخوام نه میتونم جای مادرشو بگیرم؛ نه به اندازه علاقه یک مادر به فرزندش٬ ولی مطمئنم مشابه اون علاقه رو دارم بهش...

    همیشه هر وقت با همسرم چیزی براش خریدیم من اصرار داشتم بهترینش باشه

    شوهرم همیشه عسل٬ گردو٬ پسته٬ بادوم٬ برنج به فصلش به مقدار زیاد میخره و تا چند ماه استفاده میکنیم٬
    همیشه به دو قسمت مساوی تقسیم کردیم و براش فرستادیم.

    همسرم عمیشه هر وقت دیدنش میره امکان نداره دست خالی بره و هم واسه خودش هم خونشون خرید میکنه.

    اگر چه پدرشه و وظیفشو انجام میده اما خودشم انقد عاقل و فهمیده س که همیشه تشکر میکنه .

    خلاصه انقد همه جوره خوشم اومده از مرام و شخصیتش که واقعا دوس دارم حضورش باشه تو زندگی من و همسرم.
    خوش حالم که از زنگیتون راضی هستید .
    بهتر نیست یه مدت از طریق تلگرام باهاش در ارتباط باشی
    همسرتون ایدی شما بهش بده
    اگر تماس گرفت که چه بهتر
    اجازه بده شروع کننده چت باشه
    تمام حرفایی که زدی تو این پست بهش تو پیام بگو
    نمیدونم تو چه سنی پدر ومادرش جداشدن
    با توجه به توصیف های شما از این پسر حتما تا حدودی
    میدونه چه کسی بیشتر مقصر بوده
    چون به نظر من در یک رابطه ناموفق هیچ یک از طرفین
    صد درصد مقصر نیستن
    شاید درصدش فرق کنه ولی بیشتر یا کمتر دو طرف مقصرند .
    همیشه بهش بگو پدر ومادرش بهترین پدر ومادر دنیا هستند
    فقط نتونستند به دلیل وجود اختلاف باهم زندگی کنند .
    موفق باشی .
    امضای ایشان
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  31. کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. Top | #57



    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,022 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط آقا محسن گل نمایش پست ها
    جناب سیاوش...

    بنده توضیح دادم ... اتفاقا واسه پسر سخت تره...

    توضیح دادم...

    در نظرات قبلیم میتونید دلایلش رو بخونید...

    پسر با هر دو موضوع سخت تر کنار میاد... هم ازدواج مجدد پدر و هم ازدواج مجدد مادر... سخت تر از دختر....

    و بین این دوتا با ازدواج مجدد مادر خیلی سخت تر از ازدواج مجدد پدر کنار میاد...



    باشه عزیزم ... درسته هردوش سخته
    و خوشا بحال شما و همه کسانی که از نعمت هر دو با هم و در کنار هم برخوردارند

  33. 2 کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  34. Top | #58



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    19153
    نوشته ها
    2,545
    تشکـر
    1,726
    تشکر شده 5,724 بار در 1,857 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    سلام.

    به نظر شما یک خانوم چطور میتونه بین خودش و پسر هفده ساله شوهرش که حاصل ازدواج اولشه و پیش مادرش زندگی میکنه؛ محبت ایجاد کنه؟؟؟؟؟

    قطعا برای هیچ آدمی هیچ کس جای مادرشو نمیگیره؛ ولی حداقل در همین حد که اون بچه از این خانوم بدش نیاد.

    با توجه به غروری که یه پسر نوجوون توی این سن داره چطور میشه استارت یه رابطه موفق رو زد؟؟؟

    کلا به نظرتون راه و روش رفتار با این پسر نوجوون توی این شرایط باید چطور باشه؟؟؟؟

    توی اولین ملاقات خانوم باید چه رفتاری داشته باشه؟؟؟

    و در دیدارهای بعدی خانوم چیکار کنه و چه نکاتی رو رعایت کنه تا بتونه یه رابطه محبت آمیز ایجاد کنه؟؟
    سلام رامونای گلم

    همینکه دنبال این هستی که ارتباط خوبی با پسر همسرت داشته باشی نشون میده

    چقدر عشق خالصانه به همسرت داری و چقدر مهربون و خوب هستی که می خوای رابطه خوبی با پسرشون داشته باشی

    حتما خودت میدونی گلم که ازدواج با مردی که از زندگی قبلیش فرزند داره با تنش همراهه

    چه با خودتون زندگی کنه فرزند ایشون چه نکنه ولی

    محبت خالصانه و صادقانه ادمهارو جذب میکنه حتی اگه رابطه خونی و بیولوژیکی در کار نباشه

    محبت کردن میتونه رابطه عاطفی رو تضمین کنه

    البته فرزند ایشون ممکنه هرچقدر از شما محبت ببینه باز احساس که قصد دارید جای مادرش رو بگیرید

    و محبت شمارو بر این بزاره که نقشه ای تو سرت داری پس باید همیشه بهش بگی که مادر تو زن خوبیه و هیچکس

    سعی نمیکنه جاش رو تو زندگیت بگیره

    مورد دیگه اینکه اصلا سعی نکن تربیت فرزند همسرتو زیر سوال ببری اگه نکته منفی ازش دیدی

    هیچوقت خودت پا پیش نزار و از روی دلسوزی با پدرش درمیون بزار تا موضوع رو حل کنه.

    و اینکه جلوی ایشون با همسرت زیادی گرم نگیر و فاصلت رو تا حد ممکن با شوهرت حفظ کن

    سخته گلم ارتباط برقرار کردن با فرزند ایشون ولی خب به مورور زمان وقتی ببینه محبت شما خالصانه و صادقانست

    وقتی ببینه از مادرش بدگویی نمیکنید و برعکس بهش احترام میزارید بهت جذب میشه

    با محبت همچی حل میشه نوجونا خوب تشخیص میدن فرق محبت واقعی رو با غیر واقعی

    فقط صبر می خواد.

    واست ارزوی صبر دارم دوست گلم
    امضای ایشان
    آیا دوست دارید برای

    صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

    به خانه بروید و به خانواده تان
    عشق بورزید


  35. کاربران زیر از سمیراه بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  36. Top | #59



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,188
    تشکـر
    1,434
    تشکر شده 1,405 بار در 760 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط آقا محسن گل نمایش پست ها
    خانوم رامونا

    امیدوارم منظور بنده رو از پستام گرفته باشید... همش واسه اثبات حرفم و سخت بودن کار بود... هدف بزرگ سختی هم داره... شما دوست دارید اون پسر آسیب نبیینه و این هدف بزرگیه پس سخته... راهکارهای دوستان جالب نبود و ایراداتی داشت هرچند در افراد مختلف ممکنه فرق داشته باشه... بنده خودم هم راهکاری به ذهنم نمی رسه و گفتم که سخته...

    من منظور بدی نداشتم اخه بعضی دوستان بد برداشت کردن...

    من چیزی رو گردن کسی نمیندازم و از قضیه خبر ندارم و منظورم این نیست که مقصر شمایید... یا پدر و مادر اون... (دوستان اینطور برداشت کردند) ولی اون پسر مقصر نیست... حرفم این بود...

    من اتفاقا میخوام به اون پسر کمک بشه تا مشکل واسش پیش نیاد و همچنین شما اینو میخواین... و اتفاقات گذشته جبران بشه...

    نیت خیر شما واسه همه روشنه...

    که درصدد جبران اتفاقاتی که واسه اون پسر افتاد هستید...

    و این خیلی خوبه و نشان از خوبی شماست...

    ایشالا که موفق باشید
    واقعا خیلی خیلی از شما ممنونم به خاطر وقت زیادی که برای این تاپیک گذاشتی و انقدر با حوصله و دقیق و جزء به جزء از ابعاد مختلف توضیح دادی.

    حرفات خیلی منو به فکر برد٬ درست میگی که کنار اومدن با این موضوع برای پسری که مادرش فوت کرده و کسی که مادرش در قید حیاته فرق میکنه؛
    راستش من از این جنبه به موضوع نگاه نکرده بودم.

    میدونستم راه سختی در پیش دارم و به آسونی نیس٬ولی فکرم نمیکردم به این سختیا باشه.

    همش فک میکردم اگه بهش محبت کنم همه چیز درست میشه؛
    اما الان فهمیدم که این محبتم به این راحتیا قبول نمیکنه؛

    مهمترین چیزی که قبلنم میدونستم اما الان از حرفای شما و سایر دوستان بیشتر به عمقش پی بردم اینه که سعی نکنم تا با محبت رو در رو به خودم جذبش کنم!

    تصمیم گرفتم ملاقات حضوریمونو بزارم واسه وقتی که خودش بخواد٬ حالا هر چقد که میخواد طول بکشه؛
    با همسرم صحبت میکنم تا اون روز بیشتر بهش محبت کنه و خودشو بیشتر بهش نزدیک کنه و بیشتر و اضافی تر از قبل هر چی که میخواد براش فراهم کنه؛

    اینجوری شاید با خودش فک کنه اگه من دوسش نداشته باشم و بر علیه ش موج منفی بدم قطعا پدرش تا این حد نمیتونه کنارش باشه.

    شاید این باعث بشه نظرش راجع به من یه کم بهتر بشه.

    فعلا با توجه به شرایط تنها راه جلب نظری که غیرمستقیم باشه و جواب بده به نظرم همینه.

    بازم ازت تشکر میکنم.
    راهنماییات واقعا عالی و مفید بودن و نگاهمو بازتر کردن.

    ان شاءالله که همیشه تو زندگیت پیروز و موفق باشی.

  37. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  38. Top | #60



    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,188
    تشکـر
    1,434
    تشکر شده 1,405 بار در 760 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ایجاد محبت بین مادر و پسر

    باور کنید از این همه احساس همدردی و کمک بغضم گرفته

    روزی که این پستو زدم اصلا فک نمیکردم انقد توش مشارکت باشه و دوستان بهم لطف داشته باشن

    خیلی خیلی از تک تکتون ممنونم٬ اسم نمیارم چون ممکنه بعضیا رو یادم بره

    برای همتون از خدا سلامتی و شادی و خوشبختی میخوام دوستای خوبم.

  39. 2 کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوستی پسر با پسر
    توسط Ahmad2016 در انجمن مشاوره آنلاین
    پاسخ: 90
    آخرين نوشته: 01-03-2018, 07:23 PM
  2. پسر پسر قند عسل
    توسط ستیلا در انجمن تربیت کودک
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-23-2015, 07:26 AM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد