نمایش نتایج: از 1 به 43 از 43

موضوع: اعتمادی که باعث مشکل شده

1862
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    اعتمادی که باعث مشکل شده

    سلام
    یه مسئله ای پیش اومده که میخواستم اینجا از مشورت دوستان استفاده کنم بلکه شاید حل بشه
    پیشاپیش ممنونم از کسانی که میخونن و اگه تجربه یا اظهارنظری دارند که به حل موضوع کمک میکنه دریغ نمیکنن


    چند وقت پیش پرینتر دوستم توی محل کارش خراب شده بود
    زیر نوشته ها خط مینداخت
    برادر من فروشگاه کامپیوتر و موبایل دارن
    دوستمم ازم پرسید که ایشون میتونه درست کنه یا نه
    منم ازشون پرسیدم گفتن یکی از همکاراشون توی پاساژ کارشون پرینتر هست
    بعد دوستم گفت اگه میشه یه روز با هم بریم ببینم درست میشه
    منم قبول کردم و یه روز با هم رفتیم پاساژ و برادرم ما رو برد پیش دوستش

    دوستشم گفت این کارتریج استارتر هست یعنی کمپانی زده و چیز حرفه ای نیست معمولا افراد بعد از خرید پرینتر بهتره که عوضش کنن کارتریجه رو
    دوستمم گفت من 5 ساله خریدمش و مشکلی نداشته که عوضش کنم فقط مدتیه خط میندازه و نمونه ی پرینت رو بهش نشون داد
    بعد داداشم از دوستش خواست اگه از اون مدل داره یدونه بده دوستم که تست کنه روی دستگاهش
    ایشونم گفت من مدل 737 الان تو مغازه ندارم اصلا و گرنه میدادم بهشون

    بعد گفت من بازش می کنم که ببینم چشه
    بعد من و دوستم و برادرم اومدیم تویمغازه ی برادرم که چند متری فاصله هست
    و داداشم شروع کرد کامپیوتر دوستمم که خراب شده بود رو درست میکرد
    ده دیقه نشده بود که دوست داداشم اومد تو و یه کارتریج گذاشت رو میزش و رفت
    منم گفتم داداش این یدونه دیگه است گفت نه دوستم میگه مال خانوم هست و درستش کرده
    بعد چون دوستم کیس دستش بود من کارتریج رو برداشتم توی پلاستیک گذاشتم و ما رفتیم آموزشگاه
    دوستم هم ظاهرا متوجه نشده بود این کارتریج خودشه

    چون داشت شب میشد و فرصت نشد تست کنه گفت فردا صبح میام تست می کنم
    وقتی کارتریج رو تست میکنه میبینه خط نمیندازه ولی نوشته کمرنگ هستن
    نوشته ی خودش خیلی پررنگ بود و فقط ایرادش این بود خط مینداخت
    بعد کارتریج رو میبره میده داداشم و میگه به دوستش بگه کارتریج سالمه و کارتریج خودشو بهش پس بده
    داداشمم وقتی اینو به دوستش میگه دوستش گفته که این کارتریج همون کارتریج خانوم هست
    دوستمم قبول نمیکنه
    میگه کارتریج من که این نیست من روش با ماژیکی که با راحتی پاک نشه دو تا علامت کشیدم هم روی خودش هم درامش
    و بعدشم یه برچسب داره روش که روی این نیست مطمئنم این مال من نیست شاید شما اشتباه کردید
    خلاصه بحث درست شد

    وقتی دوستم بهم موضوع رو گفت من به داداشم گفتم دوستم نیاز داره تو محل کار به دستگاهش و چند روزه کارش لنگه
    لطفا یه روز مشخص کن که دوستم بیاد مشکل رو حل کنین بالاخره شاید اشتباهی شده
    داداشم با دوستش هماهنگ کرد و ما رفتیم دیروز پیش اون آقا
    دوستمم گفت آقای محترم این کارتریج مال من نیست مگه یادتون نیست مال من علامت داشت قشنگ معلوم بود برچسبش هم که نیست
    آقا هم گفت که من اون روزم گفتم مدل 737 نداشتم اصلا تو مغازه و ندارمم الان که بخواد عوض بشه
    بعدشم وقتی شما رفتین من کارتریج رو باز کردم زباله اش رو خالی کردم و دوباره بستمش و آوردم دادم دست رفیقم که بده بهتون
    علامت و اتیکت هم روش ندیدم!

    دوستمم گفت آقا شما دارید به من توهین میکنید یعنی من دستگاهمو نمیشناسم و الکی اومدم اینجا با شما بحث کنم
    ایشونم گفت شما هم توهین کردید خانوم من میگم به خدا عوض نشده و عوض نکردم اگه دروغ میگم بچه ام که 4 روزشه بمیره امشب!
    همه مون ناراحت شدیم
    بعد آقاهه نشست و سرشو انداخت پایین
    بعد داداشم باهاش حرف زدن سرشو بلند کرد دیدم اشک تو چشماش بود و چشاش قرمز شده بود!!!!!
    نمیدونم حس کردم یه چیزی مثل غرور توی وجودش شکست
    من خیلی ناراحت شدم، دوستمم گفت اقا بحث بین منو شماست چرا پای یه طفل معصوم رو باز میکنید به قضیه
    (از طرفی هم گهگاهی به چشماش نگاه میکردم حس کردم یه چیزی تو چشماش هست که ابراز نمیکنه
    نه اینکه دروغ بگه ها یه چیزی که نمیگه
    فکر کردم شاید از دستش افتاده یا بلایی سرش اومده رفته یدونه دیگه اورده
    که خب تو پاساژ کسی دیگه کار پرینتر انجام نمیده داداشمم گفت اصلا نمیشه تو ده دقیقه رفته باشه اینکارو کرده بعدشم اگه همچین چیزی بود به شماها نمیگفت حداقل من که دوستشم بهم میگفت)

    منم گفتم آقای ...با اجازه تون من یه نکته ای رو بگم
    گفتم خانوم ... اونقدر از دستگاهش مطمئن هست و همون روز علامت ها و برچسب رو روی دستگاه دیده به این خاطر شک کرده
    (دوستمم حتی رفته به فروشنده ی که ازش خریده نشون داده و ایشونم تایید کرده که این کارتریج خودش نیست)
    بعد گفتم شاید اشتباهی صورت گرفته شاید اون روز کسی از مغازه برداشته شاید از دستتون افتاده جایی یه مقدار بیشتر فکر کنید
    گفت برادرتون چند ساله منو میشناسه من ادم غیر قابل اعتمادی نیستم واقعا این کارتریج همون هست که ایشون دادن دست من
    داداشمم گفت منو دوستم چند ساله همو میشناسیم و گاها پیش میاد کلیدهامون رو میدیم دست همدیگه یعنی اونقدر برای هم قابل اعتمادیم
    الان هم واقعا نمیدونم چرا اینجوری شده
    دوستمم گفت من 5 ساله اینو خریدم و دوبار بردم جوهرش رو عوض کردم خودم بالا سر تعمیرکار وایسادم تا بهم پس بده و کسی عوضش نکنه چون اصل هستش
    و اگه هر کارتریج دیگه ای رو برای من بیارید من ازتون قبول نمیکنم من کارتریج خودمو میخوام با همون نشونه ها

    بعد آقاهه به دوستم گفت مگه نگفتی میرم شکایت میکنم خب برید اصلا بذارید خودم برم بالا مسئول صنف رو بیارم قانون باید قضاوت کنه ما رو
    برادرمم گفت نه داداش وایسا الان خانوم و خواهر من میرن به کارشون برسن
    من و شما هم میگریدم شاید جایی افتاده تو مغازه شلوغ هست به هر حال شاید کسی جا به جا کرده
    بعد ما اومدیم

    دوستم هم قسم خورد گفت اگه این علامت ها و اتیکت نبود من اینجوری اصرار نمیکردم
    بعد گفت من میدونم یه چیزی شده این اقا نمیگه شکایت هم کنم پسش نمیده

    بعد شب داداشم اومد من پرسیدم ازش گفت با دوستم حرف زدم قسمم میخوره میگه این همونه و عوض نشده
    و گفت من این پسرو چند ساله میشناسمش ندیدم ازش کلاهبرداری کنه
    دوستم میگه من رفتم پرسیدم گفتن این اقا چند بار سر چند رو کلاه گذاشته!

    منم دیدم قضیه بیخ پیدا کرد گفتم ما یدونه براتون میخریم که موضوع تموم شه
    دوستمم گفت شما چرا بخرید این وسط اعصاب تو و برادرتم خراب شد
    از طرفی هم بدبختی اونجاس این استارترها فقط یک بار میزنن روی دستگاه و فروشنده ای که دوستم اینو ازش خریده گفته اون کارتریج الان اصلش کم پیدا میشه توی بازار و اگه باشه 340 تومنه
    داداشمم میگه قیمت مدل 737 هفتاد تومنه یدونه براش میخریم میدیم بهش یا بره شکایت کنه

    من این وسط هم دوستم عذرخواهی کردم و هم از داداشم که اینجوری توی دردسر افتاد
    از طرفی هم خودم کلی ناراحت شدم گفتم کاش اون روز نرفته بودیم یا تو مغازه میموندیم که اینجوری نشه
    الان هم خدا میدونه و اون آقا
    نمیدونم کی داره اشتباه میکنه یا کسی یه چیزی رو پنهون کرده یا نکرده.

    ببخشید طولانی شد
    ممنون میشم اگه کسی میتونه نظر بده کمک کنه لطفا.

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضویت
    3710
    نوشته ها
    9,715
    تشکـر
    4,204
    تشکر شده 10,168 بار در 5,101 پست
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    بهترین راه خرید یه کاتریج دیگه است که این بحث و جدل تمام بشه .
    به هر حال در تعمیرات این اتفاقات میفته و مشخص نیست حق با کیه .
    فقط باید مثل این کاتریج و تهیه کرد و تحویل داد .
    پس بهتره اهمیت ندید چون ادامه این موضوع فقط دلخوری به بار میاره .
    حتی اگر ایشون هم شکایت کنه و بتونه اثبات کنه طرف مقابل یک کاتریج باید تحویل ایشون بده .
    امضای ایشان

    خـــــدانـگهــــــدار


  3. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    بهترین راه خرید یه کاتریج دیگه است که این بحث و جدل تمام بشه .
    به هر حال در تعمیرات این اتفاقات میفته و مشخص نیست حق با کیه .
    فقط باید مثل این کاتریج و تهیه کرد و تحویل داد .
    پس بهتره اهمیت ندید چون ادامه این موضوع فقط دلخوری به بار میاره .
    حتی اگر ایشون هم شکایت کنه و بتونه اثبات کنه طرف مقابل یک کاتریج باید تحویل ایشون بده .

    متشکرم آقا فرخ
    من هم وقتی وضع رو دیدم حرف شما رو زدم
    حتی برادرم هم گفتن من برای خانوم یه کارتریج دیگه میخرم و بهشون میدم که نه دوستشون قبول کردن و نه دوست من
    یا من هم به دوستم گفتم من به جای اون کارتریج یدونه میخرم و میدم به شما
    به هر حال ایشون روی اعتماد من و برادرم اون روز از مغازه بیرون اومدن و این قضیه ی ناراحت کننده پیش اومد
    که ایشون هم قبول نکردن میگن یکی دیگه خیانت در امانت کرده شما و برادرت چرا تاوانش رو بدید

    حالا دیروز دوست برادرم رفته از دوست من شکایت کرده گفته این خانوم میاد محل کارم بهم تهمت میزنه
    دوست منم هم امروز قراره بره تغزیرات میگه باهاشون حرف زدم کارشناسشون میاد کارتریج رو بررسی میکنه که ببینه اصل هست یا نه
    دوستم میگه اگه اونقدر به خودم اعتماد نداشتم اینکارو نمیکردم ولی این آقا عمدا یا سهوا کارتریج دیگه رو جای دستگاه خودم به من داده
    و میگه منم قبول نمیکنم چون داره اینجوری بهم توهین میکنه و حرمت برادر تو هم نگرفته!
    میگفت اگه کارتریجم رو شکسته یا کسی برداشته باید به جای دروغ بهم راستش رو میگفت که منم کوتاه بیام و حتی خسارت هم نمیگرفتم
    خدا میدونه این بین چی شده.
    شاید واقعا کارشناس باید بررسی کنه.

  5. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    دوسه روز پیش که اون آقا اونجوری قسم خورد و بغض کرد و جلوی ما چند نفر غرور مردونه اش شکست انگاری دنیا روی سر من خراب شد
    لعنت به اون کارتریج لعنتی که غرور یه مرد رو خورد کرد
    لعنت بهش....
    هر وقت اون صحنه یادم میاد اعصابم خورد میشه و بغض می کنم
    ای کاش زمان برمیگشت و من هیچوقت اینکارو نمیکردم
    ای کاش دوستم اون روز نمیومد بیرون
    ای کاش این اتفاق نمیفتاد
    من از سه نفر شرمنده شدم
    دیگه روم نمیشه تو چشمای اون آقا نگاه کنم
    اون از اون که غرورش شکست جون بچه ی چهار روزه اش رو قسم خورد خدا رو شاهد گرفت
    ولی دوستم میگه همه ی دنیا هم بگن این کارتریج مال من نیست و من کارتریج خودمو میخوام!!!!!!!!!!!!

    بدبختی دیگه اینجاست میگه این آقا که تا الان حقیقت رو نگفته شکایت هم کنم نمیگه
    شاید تعزیرات مغازه ی این آقا رو ببنده تنا زمان روشن شدن قضیه
    هر چند مسئول تعزیرات دوست برادرم و این آقا هست و ایشون رو میشناسن
    ولی این کارتریج استارتر بوده و کمپانی فقط یک بار پک میکنه رو دستگاه
    بعد هم میگه من 5 سال پیش خریدم الان جنس بازار تقلبیه.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 07-03-2018 در ساعت 01:11 PM

  6. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,501
    تشکـر
    2,209
    تشکر شده 1,598 بار در 925 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    دوسه روز پیش که اون آقا اونجوری قسم خورد و بغض کرد و جلوی ما چند نفر غرور مردونه اش شکست انگاری دنیا روی سر من خراب شد
    لعنت به اون کارتریج لعنتی که غرور یه مرد رو خورد کرد
    لعنت بهش....
    هر وقت اون صحنه یادم میاد اعصابم خورد میشه و بغض می کنم
    ای کاش زمان برمیگشت و من هیچوقت اینکارو نمیکردم
    ای کاش دوستم اون روز نمیومد بیرون
    ای کاش این اتفاق نمیفتاد
    من از سه نفر شرمنده شدم
    دیگه روم نمیشه تو چشمای اون آقا نگاه کنم
    اون از اون که غرورش شکست جون بچه ی چهار روزه اش رو قسم خورد خدا رو شاهد گرفت
    ولی دوستم میگه همه ی دنیا هم بگن این کارتریج مال من نیست و من کارتریج خودمو میخوام!!!!!!!!!!!!

    بدبختی دیگه اینجاست میگه این آقا که تا الان حقیقت رو نگفته شکایت هم کنم نمیگه
    شاید تعزیرات مغازه ی این آقا رو ببنده تنا زمان روشن شدن قضیه
    هر چند مسئول تعزیرات دوست برادرم و این آقا هست و ایشون رو میشناسن
    ولی این کارتریج استارتر بوده و کمپانی فقط یک بار پک میکنه رو دستگاه
    بعد هم میگه من 5 سال پیش خریدم الان جنس بازار تقلبیه.
    سلام
    یاد این ضرب المثل افتادم که سلام با آشنا سودا با غریبه
    بحث اینجاست که اگر شما بده بستان با غریبه داشته باشی اگر اختلافی پیش آمد میشود رفع و رحوع کرد ولی خوب با آشنا باعث کدورت میشود خوب معمولا مسئله ساز هست. حالا شما کار خودت را کردید شما اشتباهی نکردید و مقصر نیستید بهتر هستش دخالت نکنید چون مثل چوب دو سر سوخت میشوید ضمنا با یک نه گفتن خیلی راحت میتوانستید وارد ماجرا نشوید یا حتی نیاز نبود حتی نه بگویید اصلا موضوع را مطرح نمی کردید الان بیخیال شوید دوستتان میتونست خیلی راحت به یک تعمیرکار پرینتر مراجعه کند درمانده کمک شما نبود ضمنا من اگر بتونم خودم به دیگران کمک میکنم ولی هرگز کسی را معرفی نمی کنم چون اگر احیانا موردی پیش آمد من مسئول کار دیگری نباشم کلا یک توصیه اینقدر پیش قدم نشو.

  7. 2 کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    یاد این ضرب المثل افتادم که سلام با آشنا سودا با غریبه
    بحث اینجاست که اگر شما بده بستان با غریبه داشته باشی اگر اختلافی پیش آمد میشود رفع و رحوع کرد ولی خوب با آشنا باعث کدورت میشود خوب معمولا مسئله ساز هست. حالا شما کار خودت را کردید شما اشتباهی نکردید و مقصر نیستید بهتر هستش دخالت نکنید چون مثل چوب دو سر سوخت میشوید ضمنا با یک نه گفتن خیلی راحت میتوانستید وارد ماجرا نشوید یا حتی نیاز نبود حتی نه بگویید اصلا موضوع را مطرح نمی کردید الان بیخیال شوید دوستتان میتونست خیلی راحت به یک تعمیرکار پرینتر مراجعه کند درمانده کمک شما نبود ضمنا من اگر بتونم خودم به دیگران کمک میکنم ولی هرگز کسی را معرفی نمی کنم چون اگر احیانا موردی پیش آمد من مسئول کار دیگری نباشم کلا یک توصیه اینقدر پیش قدم نشو.

    سلام آقا سعید
    ممنونم از حرفای خوبتون

    درسته دقیقا مشکل همینجاست که هر دو طرف آشنا هستن
    وقتی دوسه ماه پیش دوستم گفتم پرینترم اینجوری شده منم گفتم من دقیقا نمیدونم به پرینتر وارد نیستم باید یه تعمیرکار ببینه
    بعد گفت راستش نمیدونم یه بار رفتم گفتن از جوهرشه عوض کردن باز درست نشده نمیدونم کی کاربلد هست تو شهر بدم دستش درست کنه
    منم اصلا پیشنهاد ندادم بره پیش کسی
    بعد گفت برادرت نمیتونه درست کنه منم از داداشم پرسیدم ایشون گفتن من کارم پرینتر نیست
    ولی یکی از بچه ها تو پاساژ هستن که چند ساله تو این کار هستن
    منم گفتم اگه کار بلد هست که خوبه
    بعد داداشمم گفت کارش خوبه اگه دوستت تمایل داشت یه روز بیاره ببینه شاید درست شد
    چند هفته گذشت من فرصت نکردم برم پیش دوستم
    ولی بهش حرفای داداشم رو گفتم تشکر کرد
    گفت اگه زحمتی نیست یه روز باهام بیا بریم پیشش

    تا اینکه چند روز پیش دوستم باهام تماس گرفت و یه کار اداری رو برای من باید انجام میداد
    منم سراغ گرفتم گفت کامپیوترم چند روزه خراب شده منم رفتم محل کارش یه روز
    بعد سیستم رو نگاه کردم گفتم باید تست بشه
    ایشونم گفت داداشت میتونه به نظرت درست کنه منم با برادرم تماس گرفتم مشکل رو گفتم داداشمم گفتن بیاریدش باید ببینمش
    داشتیم میرفتیم دوستم گفت پرینتر رو هم بیارم دوست برادرت بیینه؟
    منم گفتم هنوز درست نشده ؟ گفت نه
    دوباره تماس گرفتم به داداشم گفتم ایشونم گفتن دوستشون تو پاساژ هستن امروز
    دیگه ما رفتیم
    و بعد این اتفاق افتاد

    بعد دوستم گفت من تو این 5 سال که این پرینتر رو خریدم دوبار بردمش برای شارژ بیرون
    هر دوبار هم خودم تو مغازه موندم تا بهم بدنش چون دوسنتم اصل هست گفتم نکنه عوضش کنن!
    ولی اینارو اون روز به من نگفت و منم نمیدونستم اینقدر حساس هست این آدم

    یا اینکه دوستم به من نشونه ها رو نشون نداد یا چیزی بگه که علامت گذاشته یا به من یا برادرم یا اون آقا
    اگر میدونستم اون دو دیقه رو میموندیم توی مغازه که این داستان هم درست نمیشد
    اول هم که دوست برادرم کارتریج رو دید گفت من مدل 737 ندارم!
    نمیدونم این وسط چه اتفاقی افتاده
    از طرفی هم دوستم قسم میخوره چند بار میگه همون روز خودم نشونه ها رو دیدم روش

    پریروزهم که رفتیم مغازه ی اون آقا وقتی حرف میزد راستش من داشتم نگاش میکردم یه لحظه حس کردم یه چیزی رو داره پنهون میکنه
    نمیدونم دقیقا ولی یه چیزی توی چشماش بود که ابرازش نمیکرد
    نمیدونم دیگه حسم درست بود یا نه
    بعد گفتم شاید از دستش افتاده شاید فنرش شکسته نتونسته بگه
    برادرم گفت اگه اینجوری بود تو دو دیقه این کارتریج همون مدلی رو از کجا اورده!
    درست هم میگفت
    تهمت هم خوب نیستش من چیزیو ندیدم نمیتونم بگم
    خدا اون موقع بوده کاش میشد حقیقت روشن بشه.


    دیشب هم دوستم زنگ زده به من حدود 40 دقیقه جرف میزد از اول تا اخر داستان!
    من واقعا دیگه خسته شدم از حرفاش
    ازش عذرخواهی کردم گفتم من برات یدونه میخرم گفت من اینکارو نمیکنم
    بعد گفت از طرف من به برادرت بگو ناراحت نشه که من شکایت کنم
    داداشمم میگه اگه این دختر با این سنش حرمت سرش میشد خدا و پیغمبر سرش میشد این قسم ها رو باور میکرد
    یا حداقل کارتریج هم مال خودش نبود به حرمت ما کوتاه میومد ، فک کرده شکایت کنه چی میشه اعدامش که نمیکنن
    بعد هم داداشم به من گفت این دختر آدم نرمالی نیست ارتباطاتت رو باهاش یا قطع کن یا حداقل کن!
    منم از داداشم و دوستم عذر خواهی کردم اونا هم گفتن تقصیر تو نیست و نیازی هم به عذرخواهی نیست
    به برادرمم گفتم از دوستت هم شاید لازمه عذرخواهی کنم
    داداشم گفت اصلا نیازی به این کار نیست تو نه اشتباهی کردی و نه چیزی گفتی به کسی که عذرش رو بخوای.
    ولی من واقعا توبه کردم گفتم خدایا توبه دیگه در تمام عمرم همچین کاری رو تکرار نمیکنم!
    بعد داداشم میگه اینجوری نگو شاید من بخوام وام بگیرم تو خواستی ضامن بشی یا کاری برام انجام بدی
    منم گفتم منظورم این وساطت ها و اطمینان هاست
    اگه کارتریج مال من بود و میدونستمم عوض شده به خاطر دوستی برادرم با این آقا و حرمت برادرم کوتاه میومدم دیگه ایشونم خودش و وجدانش.
    خودمم کارتریج ندارم وگرنه میدادم به دوستم که این قضیه تموم میشد زودتر.

  9. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2018
    شماره عضویت
    38382
    نوشته ها
    208
    تشکـر
    79
    تشکر شده 61 بار در 49 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    بزارین دادگاه هرچی حکم کرد همونو بگین

  10. کاربران زیر از Tarah4 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35751
    نوشته ها
    532
    تشکـر
    149
    تشکر شده 293 بار در 215 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    درود
    این شخص خائن کثیف خیانت در امانت کرده و کاتریج اوریجنال دوست گرامی شما را قاپیده ، اوف و توف به شرافت همچین انسان سخیفی که حاضر شده بی شرمانه جان بچه اش را قسم بخورد.
    پشت دوستتان را بگیرید قسم به همین خط و نشان این تعمیرکارها انسانهای بسیار کثیف و دزدی هستند هر بلایی هم سرشان بیاید حقشان است.
    برود تعزیرات شکایتشان را بکند ضمنا یک سری هم به سازمان اصناف شهرتان برود تا جواز کسب این نان به حرامی باطل شود.
    شما بانویه گرامی هم کار بزرگی کردید باعث شدید یک دزد سخیف رسوا شود ضمنا غرور ننگین یک دزد بی شرف ارزش ناراحتی شما را ندارد شما این صنف را نمیشناسید اینها یک مشت دله دزد شیاد هستند ما چندسال کارگری میکردیم باورتان نمیشود چطور از کیت های مردم دزدی میکردند چطور قطعات یک سیستم سوخته را بار یک سیستم جدید میکردند.
    قسم به این خط مقدس و این کلمات یک بیچاره ایی لپ تاپش را آورده بود ویندوز عوض بکند نان به حرامی تعمیرکار قطعات لپ تاپ را با هویه برداشت جایش قطعات کهنه جا زد بعد هم ژست مسخره مضحک قسم قرآن به خودش گرفت.
    اگر خودتان خجالت میکشید آمارش را بدهید ما بدهیم تعزیرات کل بیاید لت و پارش کند دزد بی سروپا را.
    پایدار باشید.
    امضای ایشان
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

  12. کاربران زیر از Aamir2121 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,398
    تشکـر
    10,732
    تشکر شده 13,494 بار در 6,879 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aamir2121 نمایش پست ها
    درود
    این شخص خائن کثیف خیانت در امانت کرده و کاتریج اوریجنال دوست گرامی شما را قاپیده ، اوف و توف به شرافت همچین انسان سخیفی که حاضر شده بی شرمانه جان بچه اش را قسم بخورد.
    پشت دوستتان را بگیرید قسم به همین خط و نشان این تعمیرکارها انسانهای بسیار کثیف و دزدی هستند هر بلایی هم سرشان بیاید حقشان است.
    برود تعزیرات شکایتشان را بکند ضمنا یک سری هم به سازمان اصناف شهرتان برود تا جواز کسب این نان به حرامی باطل شود.
    شما بانویه گرامی هم کار بزرگی کردید باعث شدید یک دزد سخیف رسوا شود ضمنا غرور ننگین یک دزد بی شرف ارزش ناراحتی شما را ندارد شما این صنف را نمیشناسید اینها یک مشت دله دزد شیاد هستند ما چندسال کارگری میکردیم باورتان نمیشود چطور از کیت های مردم دزدی میکردند چطور قطعات یک سیستم سوخته را بار یک سیستم جدید میکردند.
    قسم به این خط مقدس و این کلمات یک بیچاره ایی لپ تاپش را آورده بود ویندوز عوض بکند نان به حرامی تعمیرکار قطعات لپ تاپ را با هویه برداشت جایش قطعات کهنه جا زد بعد هم ژست مسخره مضحک قسم قرآن به خودش گرفت.
    اگر خودتان خجالت میکشید آمارش را بدهید ما بدهیم تعزیرات کل بیاید لت و پارش کند دزد بی سروپا را.
    پایدار باشید.
    با اطمینان میگی تعمیرگاه دزده؟؟؟؟
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  14. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36965
    نوشته ها
    490
    تشکـر
    150
    تشکر شده 432 بار در 240 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام آقا سعید
    ممنونم از حرفای خوبتون

    درسته دقیقا مشکل همینجاست که هر دو طرف آشنا هستن
    وقتی دوسه ماه پیش دوستم گفتم پرینترم اینجوری شده منم گفتم من دقیقا نمیدونم به پرینتر وارد نیستم باید یه تعمیرکار ببینه
    بعد گفت راستش نمیدونم یه بار رفتم گفتن از جوهرشه عوض کردن باز درست نشده نمیدونم کی کاربلد هست تو شهر بدم دستش درست کنه
    منم اصلا پیشنهاد ندادم بره پیش کسی
    بعد گفت برادرت نمیتونه درست کنه منم از داداشم پرسیدم ایشون گفتن من کارم پرینتر نیست
    ولی یکی از بچه ها تو پاساژ هستن که چند ساله تو این کار هستن
    منم گفتم اگه کار بلد هست که خوبه
    بعد داداشمم گفت کارش خوبه اگه دوستت تمایل داشت یه روز بیاره ببینه شاید درست شد
    چند هفته گذشت من فرصت نکردم برم پیش دوستم
    ولی بهش حرفای داداشم رو گفتم تشکر کرد
    گفت اگه زحمتی نیست یه روز باهام بیا بریم پیشش

    تا اینکه چند روز پیش دوستم باهام تماس گرفت و یه کار اداری رو برای من باید انجام میداد
    منم سراغ گرفتم گفت کامپیوترم چند روزه خراب شده منم رفتم محل کارش یه روز
    بعد سیستم رو نگاه کردم گفتم باید تست بشه
    ایشونم گفت داداشت میتونه به نظرت درست کنه منم با برادرم تماس گرفتم مشکل رو گفتم داداشمم گفتن بیاریدش باید ببینمش
    داشتیم میرفتیم دوستم گفت پرینتر رو هم بیارم دوست برادرت بیینه؟
    منم گفتم هنوز درست نشده ؟ گفت نه
    دوباره تماس گرفتم به داداشم گفتم ایشونم گفتن دوستشون تو پاساژ هستن امروز
    دیگه ما رفتیم
    و بعد این اتفاق افتاد

    بعد دوستم گفت من تو این 5 سال که این پرینتر رو خریدم دوبار بردمش برای شارژ بیرون
    هر دوبار هم خودم تو مغازه موندم تا بهم بدنش چون دوسنتم اصل هست گفتم نکنه عوضش کنن!
    ولی اینارو اون روز به من نگفت و منم نمیدونستم اینقدر حساس هست این آدم

    یا اینکه دوستم به من نشونه ها رو نشون نداد یا چیزی بگه که علامت گذاشته یا به من یا برادرم یا اون آقا
    اگر میدونستم اون دو دیقه رو میموندیم توی مغازه که این داستان هم درست نمیشد
    اول هم که دوست برادرم کارتریج رو دید گفت من مدل 737 ندارم!
    نمیدونم این وسط چه اتفاقی افتاده
    از طرفی هم دوستم قسم میخوره چند بار میگه همون روز خودم نشونه ها رو دیدم روش

    پریروزهم که رفتیم مغازه ی اون آقا وقتی حرف میزد راستش من داشتم نگاش میکردم یه لحظه حس کردم یه چیزی رو داره پنهون میکنه
    نمیدونم دقیقا ولی یه چیزی توی چشماش بود که ابرازش نمیکرد
    نمیدونم دیگه حسم درست بود یا نه
    بعد گفتم شاید از دستش افتاده شاید فنرش شکسته نتونسته بگه
    برادرم گفت اگه اینجوری بود تو دو دیقه این کارتریج همون مدلی رو از کجا اورده!
    درست هم میگفت
    تهمت هم خوب نیستش من چیزیو ندیدم نمیتونم بگم
    خدا اون موقع بوده کاش میشد حقیقت روشن بشه.


    دیشب هم دوستم زنگ زده به من حدود 40 دقیقه جرف میزد از اول تا اخر داستان!
    من واقعا دیگه خسته شدم از حرفاش
    ازش عذرخواهی کردم گفتم من برات یدونه میخرم گفت من اینکارو نمیکنم
    بعد گفت از طرف من به برادرت بگو ناراحت نشه که من شکایت کنم
    داداشمم میگه اگه این دختر با این سنش حرمت سرش میشد خدا و پیغمبر سرش میشد این قسم ها رو باور میکرد
    یا حداقل کارتریج هم مال خودش نبود به حرمت ما کوتاه میومد ، فک کرده شکایت کنه چی میشه اعدامش که نمیکنن
    بعد هم داداشم به من گفت این دختر آدم نرمالی نیست ارتباطاتت رو باهاش یا قطع کن یا حداقل کن!
    منم از داداشم و دوستم عذر خواهی کردم اونا هم گفتن تقصیر تو نیست و نیازی هم به عذرخواهی نیست
    به برادرمم گفتم از دوستت هم شاید لازمه عذرخواهی کنم
    داداشم گفت اصلا نیازی به این کار نیست تو نه اشتباهی کردی و نه چیزی گفتی به کسی که عذرش رو بخوای.
    ولی من واقعا توبه کردم گفتم خدایا توبه دیگه در تمام عمرم همچین کاری رو تکرار نمیکنم!
    بعد داداشم میگه اینجوری نگو شاید من بخوام وام بگیرم تو خواستی ضامن بشی یا کاری برام انجام بدی
    منم گفتم منظورم این وساطت ها و اطمینان هاست
    اگه کارتریج مال من بود و میدونستمم عوض شده به خاطر دوستی برادرم با این آقا و حرمت برادرم کوتاه میومدم دیگه ایشونم خودش و وجدانش.
    خودمم کارتریج ندارم وگرنه میدادم به دوستم که این قضیه تموم میشد زودتر.
    سلام عزیزم
    من باز میخواستم چیزی نگم ولی این حساسیت شما ناراحتم کرد و ترجیح دادم باهاتون چند کلمه ای صجبت کنم. من باز کاری با اتفاقات افتاده و اینکه الان کی مقصر هست ندارم.
    ولی این روحیه مهرطلبی و حساسیت شما، بالاخره دیر یا زود شمارو از پا در خواهد اورد.
    یک ضرب المثل عربی هست که میگه " راضی کردن همه ی مردم امری است نشدنی"
    انقدر در پی بدست اوردن رضایت همه نباش و خودتو بابت این چیزها ناراحت نکن. من دارم بهت اخطار میکنم با این روحیه ازدواج و زندگی موفقی نخواهی داشت.
    اینکه دوستتون ادم بدجنسیه یا دوست برادرتون دزده به شما مربوط نیست. اگر دوستتون پیش هرکس دیگری هم میرفت ممکن بود این اتفاق بیافته.
    اینکه دوستتون نقشه داشته یا اون اقا به شما هیچ ربطی نداره. بهشون بگید بهتره که مشکلشون رو خودشون حل کنند. در ضمن الان انقدر کارتریج مدل های مختلف و قیمت های مناسب ریخته توی بازار که ما توی شرکتمون چندین کارتریج داریم و به محض خراب یا کمرنگ شدن یکی، اون یکی رو میندازیم روش و قبلی رو میندازیم بره.
    لطفا و خواهشا با این روحیه حساستون دیگر سعی نکنید برای کسی کاری انجام بدید.
    اصلا یک تمرین بهتون میدم و امیدوارم اجراش کنید و با خودتون این رو تکرار کنید تا یک مدت تا بهتر بشید:
    1. کارهای مردم به من ربطی نداره من به کسی کمک نمیکنم.
    (منظورم از کمک کردن این نیست که حتی به پدر و مادرتون در کارهای روزمره هم کمک نکنید. ولی از همفکری کردن، کسی رو به کسی معرفی کردن راهنمایی کردن دیگران تا یک مدت دست بردارید. اگر کسی ازتون چیزی خواست یا کمکی خواست خودتون رو با گفتن نمیدونم و نمیتونم ازاد کنید.)
    دیگران از انسانی که حساس هست و مهر طلبی داره به شدت سواستفاده می کنند. پس با یک سری تمرین های "رفع مهرطلبی و وسواس"(توی اینترنت میتونید سرچ کنید درموردش) به خودتون کمک کنید.
    در ضمن یک تجربه شخصی (حالا باز یک عده میان میگن خانم اگر روانشناسی چرا تجربه شخصی تعریف میکنی راست میگی راهکار بده، نمیدونن مشاوره اصولش همینه)
    من سال اولی که توی یک شرکت کار میکردم خب هم جام خوب بود و هم مقامم، برای همین یکی از دوستانم رو از طریق مصاحبه استخدام کردم. و خداروشکر به شرکتمون نگفتم که ایشون رو میشناسم وگرنه فکر میکردند پارتی بازی کردم.
    خلاصه ایشون بعد از اینکه یک ماه کار کرد همه چی اکی بود ولی ریاست ما به شدت ادم دمدمی مزاجی بود و گفت به ایشون نیازی نداریم. دوست من خیلی عصبانی شد و همه چیو انداخت گردن من گفت تو منو استخدام کردی تو گفتی بیا ....خلاصه دوستی ما هم بعد از این ماجرا تا مدتی بهم خورد چون ایشون فکر میکرد من مقصرم. ولی بعد از اینکه از المان برگشتم دوستم بهم زنگ زد و منو برای عروسیش دعوت کرد و گفت بعد از اینکه از شرکت ما رفته توی یک شرکت استخدام شده و همکارش خیلی ازش خوشش اومده و اومده خواستگاریش و گفت فکر کنم یک حکمتی بود که من از شرکت شما برم و بابت رفتارش ازم عذرخواهی کرد. به همین سادگی
    پس خیلی اتفاقات اطرافتو سخت نگیر و بیخیال باش
    موفق باشی.

  16. 5 کاربران زیر از ghm بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    38164
    نوشته ها
    551
    تشکـر
    257
    تشکر شده 381 بار در 274 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    اولا... کارتریج استارتر حجم کمتری پودر توش جا میشه و معمولا شارژ هم نمیشه یا اگر بشه درست کار نمیکنه... دوست شما تا حالا اونو شارژ نکرده و نمی دونسته... وگرنه می برد پیش همون نفر قبلی که شارژش کرده... کمرنگ زدنش به خاطر فاصله ی مگنت با درام هست... کمی پیچاشو شل و سفت کنه بهتر میشه ولی مثل قبل نمیشه... کارتریج استارتر اگر اصل آمریکا هم باشه بازم ارزش نداره و چیزی نیست که کسی بخواد بدزدتش... بهش بگید زنگ بزنه گارانتی اصلی نمایندگی و از اونا بپرسه کارتریج استارتر فرقش با بقیه ی کارتریجا چیه، اونا براش توضیح میدن و روشن میشه...

    دوما... با آشنا و فامیل معامله نکن آقا جان... فرض بگیر یه طلا فروش فامیلاش بفهمن این مغازه طلا فروشی داره، همه شون میان قسطی طلا بر میدارن و سر ماه نرسیده میان عوض میکنن... اصلا دوست و آشنا و فامیل پرسیدن کارت چیه؟ بگو تو یه شرکت خصوصی منشی ام، کارمم خوب نیست دارم میام بیرون... برادرت چی؟ اونم تو یه شرکت خصوصی کار میکنه اونم ناراضیه میخواد بیاد بیرون... الکی سردرد و دردسر برای خودت درست نکن
    امضای ایشان
    از مخاطبینی که مشاوره و راهنمایی دریافت میکنن میخوام که
    بعد از انجام دادن راه کارها بیان و بگن جواب گرفتن یا نه

    وقتی بی خداحافظی میرید، من می مونم و این سوال که؛
    آیا حرفم درست بود و مشکلش حل شد؟


  18. کاربران زیر از heh_heh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط Tarah4 نمایش پست ها
    بزارین دادگاه هرچی حکم کرد همونو بگین

    ممنون از نظرتون
    تعزیرات بررسی میکنه
    به دادگاه مربوط نمیشه.

  20. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aamir2121 نمایش پست ها
    درود
    این شخص خائن کثیف خیانت در امانت کرده و کاتریج اوریجنال دوست گرامی شما را قاپیده ، اوف و توف به شرافت همچین انسان سخیفی که حاضر شده بی شرمانه جان بچه اش را قسم بخورد.
    پشت دوستتان را بگیرید قسم به همین خط و نشان این تعمیرکارها انسانهای بسیار کثیف و دزدی هستند هر بلایی هم سرشان بیاید حقشان است.
    برود تعزیرات شکایتشان را بکند ضمنا یک سری هم به سازمان اصناف شهرتان برود تا جواز کسب این نان به حرامی باطل شود.
    شما بانویه گرامی هم کار بزرگی کردید باعث شدید یک دزد سخیف رسوا شود ضمنا غرور ننگین یک دزد بی شرف ارزش ناراحتی شما را ندارد شما این صنف را نمیشناسید اینها یک مشت دله دزد شیاد هستند ما چندسال کارگری میکردیم باورتان نمیشود چطور از کیت های مردم دزدی میکردند چطور قطعات یک سیستم سوخته را بار یک سیستم جدید میکردند.
    قسم به این خط مقدس و این کلمات یک بیچاره ایی لپ تاپش را آورده بود ویندوز عوض بکند نان به حرامی تعمیرکار قطعات لپ تاپ را با هویه برداشت جایش قطعات کهنه جا زد بعد هم ژست مسخره مضحک قسم قرآن به خودش گرفت.
    اگر خودتان خجالت میکشید آمارش را بدهید ما بدهیم تعزیرات کل بیاید لت و پارش کند دزد بی سروپا را.
    پایدار باشید.

    سلام آقا امیر
    ممنونم از نظرتون

    واقعا نامردیه کسی بخواد در امانت خیانت کنه
    اونم تا این حد که کلا برادرن قطعات رو و هویه بزنن
    متاسفم
    هر چند این مدل آدم های نامرد که اسم مرد رو فقط به یدک میکشند این روزا زیاد پیدا میشن ولی کلیت هم نداره و هنوزم آدم های با وجدان هستن


    راجب این موضوع ما واقعا سردرگم بودیم که حق با کی هست
    دوستم رفته بودن تعزیرات و مسئول تعزیرات هم اول رفته بودن از چند نفر که کارشون مرتبط با شغل آقا هست تحقیق و پرس و وجو کرده بودن
    گفته بودن روال کار ما به این شکل هستش
    جالب اینجاست از چند نفری که پرسیده بودن، همشون گفته بودن ما سال هاست این آقا رو میشناسیم و تا حالا ندیدیم در حق کسی بدی کنه یا مسئله ای برای کسی پیش بیاره!

    بعدش اومده بودن دو طرف رو آورده بودن و موضوع رو بررسی کرده بودن
    کارشناس تعزیرات کاتریج رو چک کرده بودن و گفته بودن این کارتریج استارتر اصل هست و تقلبی نیست!
    آقا گفته بودن منم این رو به خانوم گفتم و گفتم اگه دلتون راضی نمیشه من یه نو رو براتون میگیرم
    برادر من هم آنچه که دیده بودن رو گفته بودن به عنوان شاهد ماجرا
    من هم دیگه دخالتی نکردم ، دوستم هم قبلش بهم گفتن دیگه خودم موضوع رو پیگیری می کنم

    دوستم به مسئولین گفته بودن که فروشنده ی دستگاه و دوسه نفر دیگه تقلبی بودن کارتریج رو تایید کردن و فروشنده گفته بود کارتریج اصل به آسونی تو بازار گیر نمیاد و اگه هم پیدا شه 340 تومنه! و گفته بود چرا رفتی دادی آقای ... ایشون کلاهبرداره و همیشه سر بقیه کلاه میذاره!
    مسئول هم گفته بودن نه خیر همچین چیزی نیست و اصلش تو بازار 70 تومنه ، ایشون خیلی بی جا کردن اینو گفتن
    بعد گفته بودن اگه خدا تا فردا بهم عمر بده حساب این آقای فروشنده رو باید اساسی برسم که دیگه اینجوری پشت سر بقیه بد نگه و دروغ نگه به مردم!

    برادرم میگفت راجب دوستت هم گفته این دختر چند نفر براش زنگ زدن حس می کنم مشکل خاصی با دوستت داره که اینجوری داره تلافی میکنه
    داداشمم گفته بودن خیر این دو نفر تا قبل این جریان همدیگه رو اصلا نمیشناختن
    بعد آقاهه گفته بودن این خانوم ظاهرا مشکل داره و فقط از سر لجبازی میخواد قضیه رو کش بده!

    دوستم هم گفته بودن اگه کارتریج مال منه پس نشونه هاش که با ماژیک کشیدم کجاست و برچسبی که روش بوده چجوری این ها در عرض دو دقیقه از بین رفته!؟
    و اینکه این کارتریج کهنه است و بارها شارژ شده ولی دستگاه من نو هست و فقط دو بار شارژ شده
    مسئول تعزیرات هم گفته بودن فردا یعنی امروز میایم پرینتر رو کارشناسی می کنیم و تطبیقش میدیم با کارتریج
    دوستمم گفته بود این آقا باید برام یه کارتریج نو بخره!
    منم دیگه ازش خبری نگرفتم هنوز، نمیدونستم اینقدر کش پیدا میکنه

    برادرم هم گفتن دیروز که مامور تعزیرات با دوستت تماس گرفتن که بیان پاساژ
    میگفتن طبق ساعتی که خودشون گفتن نیم ساعت دیر کردن و آقاهه هم گفته بودن این خانوم ظاهرا مشکل دارن کلا!
    برادرمم میگه دوستت بعضی حرفارو دروغ گفته! میگفتن ایشون اول گفتن تو خیابون هستم دارم میام
    بعد گفتن کارآموز دارم باید کارشو راه بندازم بعد بیام!

    دوست من یکی از رشته هایی که خونده توی دانشگاه حقوق هستش
    شاید به این خاطر باشه آدم خیلی ریز بین و حساسیه و دقیق
    یه بار که راجب شکایت و دادگاه حرف میزدیم
    میگفت تو مدتی که دادگستری میرفتم دیدم کسانی که همون جلوی در دادگستری بودن اومدن به خاطر یه مبلغ کم کلی قسم قرآن رو به دروغ گفتن!
    منم تعجب کردم گفتم واقعا اینجوریه
    گفت آره هر کسی قسم میخوره که نباید باورش کنی.

    حالا ببینیم سرانجام این کارشناسی ها به کجا میرسه.

  21. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,023 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    سلام
    دوره و زمانه بدی شده آدم به بعضی ها لطف میکنه کاری میکنند پشیمان بشه
    بهترین راهش این هستش یه کارتریج بخرید و قال قضیه رو بکنید
    نمیشه واقعا گفت چه کسی درست میگه و چه کسی اشتباه میگه. ضمن اینکه یه فروشنده معمولا واسه یه کارتریج اعتبار خودش رو توی بازار خراب نمیکنه اون هم کسی که چندساله در یه صنف خاص مشغول به کار هست. شاید آنهایی که گفته بودند ایشون سر چند نفر رو کلاه گذاشته از حسادت یا بخاطر خصومت شخصی چنین حرفی رو زدند.البته این احتمال هم هستش دوست شما درست گفته باشند
    هیچوقت برای اینکه کار کسی رو راه بیندازید وسط جریان قرار نگیرید. بهترین کار این بود میگفتید من فلانی رو میشناسم کارش خوبه اما دیگه خودت میدونی.اینکه بفرمایید دوست داداشتون هست و با اون تا پاساژ برید و ... این ها اضافه کاریه. شما میخواهید محبت کنید نتیجه عکس میگیرید. اگر وسط قرار نمیگرفتید الان لازم نبود برای فیصله دادن موضوع ضرر کنید.
    برای همه ما ممکنه پیش بیادش واسه منم از این اتفاقات افتاده اما رویه م رو تغییر دادم
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  22. 2 کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    8192
    نوشته ها
    6,104
    تشکـر
    8,075
    تشکر شده 8,533 بار در 3,910 پست
    میزان امتیاز
    14

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    صادقانه بگم یلدا

    این همه حساسیت و نگرانیت کلافم میکنه

    بارها باهم در موردش حرف زدیم ولی مثه اینکه قرار نیست تغییری توی خودت ایجاد کنی!

    اینکه اون آقا کاتریج رو عوض کرده یا این خانم داره اشتباه میگه فک میکنی به تو ربطی داشته باشه؟؟؟

    تو میخاستی اینجوری بشه؟؟؟

    تا کی میخای خودت رو مسئول اشتباهات دیگران بدونی؟؟

    تو فقط راهنمایی کردی و تمام.

    این مشکل رو هم خودشون باید حل کنند.

    حتی اگه دوستت هم تو رو مقصر بدونه خودت باید باور داشته باشی که مقصر نیستی!

    به نظرم دوستت هم داره خیلی سخت میگیره!

    آخه یه کاتریج چیه که مثلا اون آقا بخاد اعتبار خودشو پیش دوستش خراب کنه؟ حالا اگه آشنا هم نبود یه چیزی!

    الان انواع کاتریج ها توی بازار هست که حتی از اولیش هم میتونه بهتر باشه

    نهایتش اینکه یه کاتریج میخره بهش میده دیگه

    این همه دردسر نداره که
    امضای ایشان
    و سوگند به حالی که پریشان شد
    خداوند از ما نخواهد گذشت...

  24. 4 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,501
    تشکـر
    2,209
    تشکر شده 1,598 بار در 925 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام
    دوره و زمانه بدی شده آدم به بعضی ها لطف میکنه کاری میکنند پشیمان بشه
    بهترین راهش این هستش یه کارتریج بخرید و قال قضیه رو بکنید
    نمیشه واقعا گفت چه کسی درست میگه و چه کسی اشتباه میگه. ضمن اینکه یه فروشنده معمولا واسه یه کارتریج اعتبار خودش رو توی بازار خراب نمیکنه اون هم کسی که چندساله در یه صنف خاص مشغول به کار هست. شاید آنهایی که گفته بودند ایشون سر چند نفر رو کلاه گذاشته از حسادت یا بخاطر خصومت شخصی چنین حرفی رو زدند.البته این احتمال هم هستش دوست شما درست گفته باشند
    هیچوقت برای اینکه کار کسی رو راه بیندازید وسط جریان قرار نگیرید. بهترین کار این بود میگفتید من فلانی رو میشناسم کارش خوبه اما دیگه خودت میدونی.اینکه بفرمایید دوست داداشتون هست و با اون تا پاساژ برید و ... این ها اضافه کاریه. شما میخواهید محبت کنید نتیجه عکس میگیرید. اگر وسط قرار نمیگرفتید الان لازم نبود برای فیصله دادن موضوع ضرر کنید.
    برای همه ما ممکنه پیش بیادش واسه منم از این اتفاقات افتاده اما رویه م رو تغییر دادم
    سلام
    بحث بر سر کارتریج نیست حتی یلداخانم هم کارتریج برای دوستش بخرد هم قانع نمیشود این را ازش پرسیدم هر دو سنگ یه من هستند قضیه حیثیتی هستش اون میگه من راست میگم این یکی برعکسش. اینجا همان سنگینتر هستش یلداخانم دخالت نکند وقتی یکی زحمت شکایت کردن را به خودش میدهد دیگر دنبال چندرغاز پول کارتریج نیست حاضر بیشترش خرج کند تا حرفش را به کرسی بنشاندفعلا همان بهتر هستش خودش را از قضیه کنار بکشد بیطرف باشد ضمنا یلداخانم به هیچ وجه ممکن ذهنتان را مشغول این دو تا آدم غد نکن. شما نیتت خیر بوده و به هیچ وجه مقصر نیستی. ضمنا بهتر بود می گفتی به دوستت که داداشم گفته تو کار پرینتر نیست دگه امتدادش نمی گفتید اصلا دگه این بحثها هم پیش نمی آمد.

  26. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    30886
    نوشته ها
    1,583
    تشکـر
    1,236
    تشکر شده 2,023 بار در 1,083 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    بحث بر سر کارتریج نیست حتی یلداخانم هم کارتریج برای دوستش بخرد هم قانع نمیشود این را ازش پرسیدم هر دو سنگ یه من هستند قضیه حیثیتی هستش اون میگه من راست میگم این یکی برعکسش. اینجا همان سنگینتر هستش یلداخانم دخالت نکند وقتی یکی زحمت شکایت کردن را به خودش میدهد دیگر دنبال چندرغاز پول کارتریج نیست حاضر بیشترش خرج کند تا حرفش را به کرسی بنشاندفعلا همان بهتر هستش خودش را از قضیه کنار بکشد بیطرف باشد ضمنا یلداخانم به هیچ وجه ممکن ذهنتان را مشغول این دو تا آدم غد نکن. شما نیتت خیر بوده و به هیچ وجه مقصر نیستی. ضمنا بهتر بود می گفتی به دوستت که داداشم گفته تو کار پرینتر نیست دگه امتدادش نمی گفتید اصلا دگه این بحثها هم پیش نمی آمد.

    بله متوجه هستم
    منم همین رو عرض کردم نباید عنوان میکردند برادر ایشون میشناسند و....
    برای همین میگم یکی تهیه کنند که فیصله پیدا کنه
    گاهی بهتره خودمون رو جریمه کنیم تا درس بشه یه اشتباه رو دوباره و چند باره تکرار نکنیم
    امضای ایشان
    طالع بخت مرا هیچ منجم نشناخت
    یا رب
    ز مادر گیتی به چه طالع زادم !

  28. 2 کاربران زیر از siavash_en بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  29. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghm نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    من باز میخواستم چیزی نگم ولی این حساسیت شما ناراحتم کرد و ترجیح دادم باهاتون چند کلمه ای صجبت کنم. من باز کاری با اتفاقات افتاده و اینکه الان کی مقصر هست ندارم.
    ولی این روحیه مهرطلبی و حساسیت شما، بالاخره دیر یا زود شمارو از پا در خواهد اورد.
    یک ضرب المثل عربی هست که میگه " راضی کردن همه ی مردم امری است نشدنی"
    انقدر در پی بدست اوردن رضایت همه نباش و خودتو بابت این چیزها ناراحت نکن. من دارم بهت اخطار میکنم با این روحیه ازدواج و زندگی موفقی نخواهی داشت.
    اینکه دوستتون ادم بدجنسیه یا دوست برادرتون دزده به شما مربوط نیست. اگر دوستتون پیش هرکس دیگری هم میرفت ممکن بود این اتفاق بیافته.
    اینکه دوستتون نقشه داشته یا اون اقا به شما هیچ ربطی نداره. بهشون بگید بهتره که مشکلشون رو خودشون حل کنند. در ضمن الان انقدر کارتریج مدل های مختلف و قیمت های مناسب ریخته توی بازار که ما توی شرکتمون چندین کارتریج داریم و به محض خراب یا کمرنگ شدن یکی، اون یکی رو میندازیم روش و قبلی رو میندازیم بره.
    لطفا و خواهشا با این روحیه حساستون دیگر سعی نکنید برای کسی کاری انجام بدید.
    اصلا یک تمرین بهتون میدم و امیدوارم اجراش کنید و با خودتون این رو تکرار کنید تا یک مدت تا بهتر بشید:
    1. کارهای مردم به من ربطی نداره من به کسی کمک نمیکنم.
    (منظورم از کمک کردن این نیست که حتی به پدر و مادرتون در کارهای روزمره هم کمک نکنید. ولی از همفکری کردن، کسی رو به کسی معرفی کردن راهنمایی کردن دیگران تا یک مدت دست بردارید. اگر کسی ازتون چیزی خواست یا کمکی خواست خودتون رو با گفتن نمیدونم و نمیتونم ازاد کنید.)
    دیگران از انسانی که حساس هست و مهر طلبی داره به شدت سواستفاده می کنند. پس با یک سری تمرین های "رفع مهرطلبی و وسواس"(توی اینترنت میتونید سرچ کنید درموردش) به خودتون کمک کنید.
    در ضمن یک تجربه شخصی (حالا باز یک عده میان میگن خانم اگر روانشناسی چرا تجربه شخصی تعریف میکنی راست میگی راهکار بده، نمیدونن مشاوره اصولش همینه)
    من سال اولی که توی یک شرکت کار میکردم خب هم جام خوب بود و هم مقامم، برای همین یکی از دوستانم رو از طریق مصاحبه استخدام کردم. و خداروشکر به شرکتمون نگفتم که ایشون رو میشناسم وگرنه فکر میکردند پارتی بازی کردم.
    خلاصه ایشون بعد از اینکه یک ماه کار کرد همه چی اکی بود ولی ریاست ما به شدت ادم دمدمی مزاجی بود و گفت به ایشون نیازی نداریم. دوست من خیلی عصبانی شد و همه چیو انداخت گردن من گفت تو منو استخدام کردی تو گفتی بیا ....خلاصه دوستی ما هم بعد از این ماجرا تا مدتی بهم خورد چون ایشون فکر میکرد من مقصرم. ولی بعد از اینکه از المان برگشتم دوستم بهم زنگ زد و منو برای عروسیش دعوت کرد و گفت بعد از اینکه از شرکت ما رفته توی یک شرکت استخدام شده و همکارش خیلی ازش خوشش اومده و اومده خواستگاریش و گفت فکر کنم یک حکمتی بود که من از شرکت شما برم و بابت رفتارش ازم عذرخواهی کرد. به همین سادگی
    پس خیلی اتفاقات اطرافتو سخت نگیر و بیخیال باش
    موفق باشی.

    سلام خانوم ghm
    طبق معمول از نکته سنجی ها و راهنمایی هاتون خیلی ممنونم
    و متشکرم که تجربه تون رو بیان کردین

    اتفاقا من اصلا با این موضوع که یه مشاور نباید تو زندگیش به هیچ مشکلی بخوره اصلا موافق نیستم
    و یاد دیوید برنز افتادم که مسائل زندگی خودشون رو توی کتابشون مطرح میکردن و حتی ناراحتی ها و عصبانیت هاشون رو
    بر همگان واضح هست مشاوران و روانپزشکان هم مثل بقیه آدم هستن و روحیه دارن همیشه هم قرار نیست هیچ آسیبی نبینن
    ولی مهم اینه که توی برخورد با مسائل آگاهانه و عاقلانه رفتار کنن

    قبول دارم من روحیه ی حساسی دارم و با اینکه گاهی به خاطرش آسیب میبینمولی مورد هم چیزی نیست تو مدت کم بتونم حلش کنم، یه مقدار زمان میبره و اتفاقا دارم این روزا خیلی بهش فکر می کنم
    نمیدونم دقیقا ریشه ی این حساسیت یا به قول شما وسواس من دقیقا چی یا چیا هستش ولی خب با تحلیل هایی که خودم دارم از این قضیه فکر نمیکنم محیط خونواده و اطراف و شرایط زندگی بی ارتباط باشه باهاش
    ولی تصمیم گرفتم همچنان تلاش کنم و کمتر به خودم اسیب بزنم به خاطر مسائل و میخوام این مسئله رو برای خودم حل کنم
    تا وقتی هم که این رو حل نکردم و مسائل دیگه رو نمیخوام ازدواج کنم


    اما این دفعه فرق داشت یه جورایی
    اینجا نمیشه همه چی رو گفت ای کاش سایت امکان پیام صوتی داشت
    چون توی تایپ آسون نیست آدم همه چی رو دقیق بگه یا خیلی طولانی میشه

    ناراحتی من از این قضیه دلیل داشت و من هم تا حدودی باید مسئولیتش رو قبول میکردم دلایلیش رو میگم شاید از نظر شما منطقی باشه شایدم نباشه، حالا چند مورد رو خدمتتون عرض می کنم که ببینین بازم حساس بودن درست بوده یا نادرست

    من از وقتی که با این خانوم آشنا شدم(آشنایی ما از طریق برادرم بود البته این برادرم که به این قضیه مربوط میشه نه،برادر کوچیکم منظورمه)
    بعد یکی دوبار که من ایشون رو دیدم
    ایشون یه معرفی نامه قرار شد برای من انجام بدن که قبول کردن و پیگیر کاراش شدن
    یه بار شماره ی من رو از برادرم گرفته بودن و برای یه استخدامی به من پیشنهاد دادن که برم آزمون بدم
    کارش وابسته به یکی از اداره های دولتی بود و چون دادگستری باید آزمون رو میگرفت و کسی هم که کار رو گرفته بود از این خانوم خواسته بودن که خودشون برن
    ایشونم گفته بودن من تمام وقت توی دفترم باید باشم و برام ممکن نیست
    خلاصه گفتن که از شخصیت من خوششون اومده و من و یه آشنای دیگه شون رو معرفی کرده بودن
    من اول فکر کردم دو نفر نیاز دارن
    بعد ما رفتیم با اون آقا حرف زدیم و رفتیم آزمون ، خانومی که آشنای ایشون بودن توی آزمون رد شدن
    و آزمونگر هم رضایت بیشتری از من رو اعلام کرده بودن
    اون آقایی هم که واسط بود و قرار بود کار توی دفتر ایشون باشه من رو تایید کردن و نظر خانوم رو هم خواسته بودن
    خانوم هم گفتن ایشون رو از هر نظر تایید میکنم و شما فکر کنید خود من اونجا هستم
    آقا هم به من گفتن اولین باری که اومدید اینجا من شما رو تایید کردم بدون هیچ پارتی و هیچ سفارشی
    دادگستری هم نمیتونه شما رو رد کنه چون تایید منم هست
    گفتن ما اینجا اطلاعاتی داریم که نباید از اینجا بیرون بره و ما بهتون اعتماد می کنیم
    خلاصه این شد که این خانوم همه جوره تو این جریان هوای من رو داشتن و چند بار به خاطر من به اون آقایون تلفن کردن و پیگیری میکردن
    میگفتن از شخصیتت خوشم اومده و به نظرم برات مناسب نیست بعضی جاهای دیگه کار کنی و این حرفا
    منم خیلی تشکر کردم
    خب نه فامیل بودیم و نه آشنایی از قبل داشتیم ، در واقع لطف داشتن به من
    هر چند که به خاطر روال اداری هنوز تایید نهایی کار رو اعلام نکردن اما من این لطف های ایشون مد نظرم بود
    به این خاطر این مسائل رو عرض کردم که دلایلم رو برای اهمیت این موضوع و پیگیریش بهتون بگم

    این شد که ارتباط ما بیشتر شد ما چند بار هم رو دیدیم
    و یه روز که من دفتر ایشون بودم چون میدونستم ایشون علاوه بر کامپیوتر حقوق هم خوندن
    ازشون سوال حقوقی پرسیدم و گفتن که چرا این سوال رو مبپرسم، چون میدونستن من مجردم
    منم گفتم برای برادرم میخوام و اتفاقی سر بحث باز شد و گفتم ایشون دارن از همسرشون جدا میشن
    برادرم اون موقع میخواستن وکیل بگیرن و وقتی خانوم این رو متوجه شدن گفتن من تقریبا همه ی وکیل های شهر رو میشناسم
    وکیلی هم که برادرم باهاشون حرف زده بودن از دوستان ایشون بودن
    و بعد که یه مقدار حرف زدیم گفتن که هر وقت برادرت میخواست با وکیل قرارداد ببنده بهم بگو که سفارششون رو بکنم و گفتن که هزینه ی وکالتی که ایشون گفتن خیلی بالاست و چرا اینقدر هزینه کنید و این حرفا
    خلاصه تو این چند ماه ارتباط ما صمیمی تر شد و من هر بار میرفتم پیششون خیلی با احترام برخورد و پذیرایی میکردن
    و من در تمام این مدت هیچ ایرادی از ایشون ندیدم
    توی برخورد خیلی مودب و سنگین و بعدا که صمیمی شدیم صمیمانه تر حرف میزدن

    متقابلا من هم میخواستم در حق ایشون لطفی انجام بدم یا اگه کاری داشته باشن براشون انجام بدم
    در مورد کارتریج هم وقتی بهم گفتن چون خودم بلد نبودم کسی رو معرفی نکردم اصلا
    ولی وقتی خودشون پرسیدن که برادرم انجام میدن یا نه این شد که پای دوست داداشم اومد وسط و چون ایشون محل کار برادرم و آقا رو نمیدونستن از من خواستن که یه روز با هم بریم
    وقتی که قضیه ی کارتریج پیش اومد
    من اصلا فکر نمیکردم این مدلی بخوان برخورد کنن چون پیش نیومده بود از این برخوردها ازشون ببینم و دقیقا این هنوز برام سواله!
    چون به نظر من هم یه کارتریج ارزش اینقدر دردسر رو نداره واقعا
    حالا فکر کنید دو هفته است که این جریان پیش اومده حتی حاضر نشدن آقا براشون یه کارتریج بگیرن که کار خودشون عقب نیفته به این خاطر!
    نمی دونم واقعا دلیل این همه حجم از جساسیت ایشون چی هستش ولی طبق حرفاشون میگفتن از این ناراحتن که این آقا با این کار ایشون رو ساده لوح فرض کرده و میخواستن سرشون کلاه بذارن!

    بعد هم من وقتی دیدم این جریان پیش اومد خب من معرف بودم و ناراحت شدم بهشون گفتم اگه میدونستم اینجوری میشه هیچوقت اینکارو نمیکردم و خلاصه ابراز تاسف کردم
    یا حداقل اون روز میگفتم خودتون بمونید توی مغازه که این مسئله پیش نمیومد
    بعد برادرم به دوستش گفته بودن من خودم برای خانوم یه کارتریج میگیرم که قضیه تموم بشه
    دوستشون گفته بودن اگه اینجور راضی میشن من بهشون یه کارتریج نو میدم
    منم گفتم من براتون یدونه میخرم همه رو رد کردن و گفتن تو و برادرت مقصر نیستین یکی دیگه خیانت کرده شماها چرا تاوان بدید!؟
    این آقا اشتباه کرده و باید مسئولیتش رو قبول کنه و دیگه هم سر کسی از این کلاهها نذاره

    خلاصه این وسط فروشنده ی پرینتر و چند نفر دیگه هم که گفته بودن این آقا تو شهر همه به چشم خوبی نمیشنناسنش و ازت کلاهبرداری کرده
    حتی گفته بودن کارتریج خودت اصلا تو بازار پیدا نمیشه و اون آقا عمدا برش داشته!!!
    ایشونم گفت هر کی بگه این کارتریج مال منه من قبول نمیکنم هیچ کارتریج دیگه هم نمیخوام من کارتریج خودمو میخوام چون میدونم این آقا باهام صادق نیست
    گفتن اگه کارتریجم دست ایشون میشکست یا هر اتفاق دیگه میفتاد بهم راستشو میگفتن منم اینقدر بی شرف نیستم که بخوام قضیه رو بزرگ کنم به خاطر یه کارتریج
    گفتن ایشون من رو ساده لوح و ... فرض کرده که داره سرم کلاه میذاره و فردای روز هم لابد سر افراد دیگه هم از این کلاه ها میذاره و من دیگه اجازه نمیدم! و نمیذارم اینکارو بکنه
    وقتی هم دیدم اینجوری حتی به خودشون هم فحش میدن منم ناراحت شدم
    دیگه این شد که اینقدر بزرگش کردن
    حالا من اگه میرفتم دفترشون یا تلفنی حرف میزدیم همش بحث این کارتریجه بود! من هم دیگه اعصابم خورد شد و از طرفی هم برام سوال بود که حقیقت چی هستش
    حتی سر این موضوع توبه کردم گفتم خدایا توبه دیگه از این وساطت ها برای کسی نکنم
    بارها دوستام که برادرم رو میشناسن و میخواستن از ایشون خرید کنن ازم سوال میکردن و نظرمو میخواستن
    منم گفتم من نمیدونم هر جور نظر خودتونه برید چند جا دیگه رو ببینید اگه دیدین پسند کردین بخرین
    تا حالا هم دوستام یا آشناها از برادرم خرید کردن از این مشکلات پیش نیومده اصلا

    جالب تر این بود بعضی وقت ها فکر میکنم من گاها روی مسائل زیادی حساس میشم ولی وقتی ایشون رو و برخوردهاشون و ناراحتی و عصبانیت هاشون رو تو این قضیه دیدم
    دیگه فهمیدم ایشون خیلی حساس تر و سخت گیر تر هستن
    شاید شما هم میدیدین میگفتین من در برابر ایشون اصلا حساس نیستم!!!!!!

    میگفتن دیشب تا یک شب خوابم نبرده و همش دارم فکر می کنم این آقا بهم توهین کرده و حتی حرمت برادرت رو هم نگرفته!
    بعد گفتن که از طرف من به داداشت بگو رابطه ی دوستیشون سر جاش ولی دیگه کسی رو به این آقا معرفی نکنه چون اصلا قابل اعتماد نیست
    بعد گفتن یه بار فکر می کنم ببخشمش یه بار هم میگم نه دوباره به این کارش ادامه میده!
    منم گفتم والا من نمیدونم چی بگم از طرفی قسم های شما که میگین علامت ها رو همون روز دیدین
    از طرفی هم قسم های ایشون که از اول هم گفتن من مدل 737 ندارم اصلا
    برادرمم گفتن رفیق من اگه آدم کلاهبرداری هم باشه که نیست ، مطمئن باش به خاطر یه کارتریج اینکارو نمیکنه و حداقل اعتماد من رو به خودش خراب نمیکنه

    ضمن اینکه من هم تقصیرم همین بود که ایشون رو معرفی کردم
    وگرنه این موضوع تقصیر من نبود
    ولی به خاطر همون لطف هاشون و اینکه من معرف بودم دیگه تو جریان قرار گرفتم ناخواسته
    به رسم ادب هم خب درست نبود اون روز بگم ببخشید به من ارتباطی نداره و خودتون برید پیگیری کنید
    ولی بعد هم دیدم کار به شکایت و کارشناسی اینا رسید ایشون بهم زنگ زدن و گفتن ممنون دیگه خودم پیگیری میکنم و شما و برادرت مقصر نیستید خیلی هم اذیت شدید
    منم راستش دیگه ناراحت نبودم چون تقصیر من نبود این جریان پیش اومد
    اون روز هم خودشون وقتی میدونستن اینقدر حساس هستن میتونستن بگن که میخوان تو مغازه بمونن بهتر بود تا این جوری نشه
    منم اگه خلاقشون رو دستم بود اون روز نمیذاشتم از مغازه برن تا کارتریجشون درست نشده بود
    بعدشم هر کاری از دستم برمیومد انجام دادم و اگه به قول شما هر کدوم از طرفین اشتباهی کردن خواسته یا ناخواسته به قول شما به من مربوط نمیشه
    حتی وقتی هم که زنگ زدن و گفتن تو اداره ی صنعت و معدن هستم و شماره ی برادرم رو خواستن من بعدش بهشون زنگ نزدم و پیششونم نرفتم
    گفتم حالا مسئله تموم بشه معلوم میشه حقیقت چی بوده یا معلوم هم نشه یه جوری حل میشه بالاخره.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 07-06-2018 در ساعت 02:39 PM

  30. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط heh_heh نمایش پست ها
    اولا... کارتریج استارتر حجم کمتری پودر توش جا میشه و معمولا شارژ هم نمیشه یا اگر بشه درست کار نمیکنه... دوست شما تا حالا اونو شارژ نکرده و نمی دونسته... وگرنه می برد پیش همون نفر قبلی که شارژش کرده... کمرنگ زدنش به خاطر فاصله ی مگنت با درام هست... کمی پیچاشو شل و سفت کنه بهتر میشه ولی مثل قبل نمیشه... کارتریج استارتر اگر اصل آمریکا هم باشه بازم ارزش نداره و چیزی نیست که کسی بخواد بدزدتش... بهش بگید زنگ بزنه گارانتی اصلی نمایندگی و از اونا بپرسه کارتریج استارتر فرقش با بقیه ی کارتریجا چیه، اونا براش توضیح میدن و روشن میشه...

    دوما... با آشنا و فامیل معامله نکن آقا جان... فرض بگیر یه طلا فروش فامیلاش بفهمن این مغازه طلا فروشی داره، همه شون میان قسطی طلا بر میدارن و سر ماه نرسیده میان عوض میکنن... اصلا دوست و آشنا و فامیل پرسیدن کارت چیه؟ بگو تو یه شرکت خصوصی منشی ام، کارمم خوب نیست دارم میام بیرون... برادرت چی؟ اونم تو یه شرکت خصوصی کار میکنه اونم ناراضیه میخواد بیاد بیرون... الکی سردرد و دردسر برای خودت درست نکن

    سلام
    ممنون از نظرتون
    اتفاقا همین حرفای شما در مورد کارتریج رو برادرم هم گفتن دقیقا
    ولی مسئله اینجاست دوست من قبول نمیکنه
    تو این 5 سال هم که کارتریج رو خریدن دوبار بردن شارژ کردن
    و گفتن وقتی اینجوری شده و زیر نوشته ها خط میندازه خواستم ببرم کسی تعمیر کنه ترسیدم نکنه خرابش کنن یا عوضش کنن!


    راجب معاشرت های کاری هم از نظر بعضی ها حرف شما درسته
    به خصوص اونجا که گفتید به کسی نگم که کارم چیه یا برادرم چیکار میکنه!
    یکی دو بار که اتفاقی بیرون با دو تا آقا همکار شدم وقتی شغلم رو پرسیدن و من هم گفتم
    دوتاشون هم گفتن ما هم میخوایم از آموزش شما استفاده کنیم
    و بعدا هم فهمیدم نیتشون آموزش نبوده به خصوص یکیشون
    که وقتی هم رفتارشون رو دیدم ناراحت شدم و تعجب کردم
    حالا من به خاطر ارتباط کاری شماره ام رو بهشون داده بودم
    یکیشون اومده بودم از شب پیام رمانتیک برای من میفرستادن
    منم تعجب کردم و ناراحت شدم که چرا حرف بی ربط زدن
    بهشون گفتم هیچ تمایلی به ارتباط غیر رسمی با هیچ کسی ندارم
    وقتی دیدن من بهم برخورده گفتن که زود قضاوت کردید و قصد من استفاده از تدریس شما بوده!
    منم عصبانی شدم خواستم یه چیزی که درست نبود رو بهشون بگم که اگه قصدتون تدریسه چرا باید برای من که با شما غریبه هستم بدون دلیل پیام رمانتیک بفرستید!؟
    جالب اینجاست بعضی آدما وقتی میبینن اشتباه کردن به جای عذرخواهی انکار میکنن و این اصلا درست نیست
    خیلی کار زشتیه همینجوری آدم به حریم خصوصی کسی وارد بشه

    با این حال بعضا پیش اومده که با توجه به شرایط دروغ میگفتم به نفعم بود ولی من صداقت رو به دروغ ترجیح دادم
    اینکه بقیه چیکار میکنن یا ناراحت بشن یا نشن یا به ضرر منم تموم بشه برام مهم نیست
    چون فکر می کنم صداقت یکی از ارزش های انسانی هستش. و حداقل سودش اینه که همیشه وجدانم آرومه.

  31. بالا | پست 20

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط siavash_en نمایش پست ها
    سلام
    دوره و زمانه بدی شده آدم به بعضی ها لطف میکنه کاری میکنند پشیمان بشه
    بهترین راهش این هستش یه کارتریج بخرید و قال قضیه رو بکنید
    نمیشه واقعا گفت چه کسی درست میگه و چه کسی اشتباه میگه. ضمن اینکه یه فروشنده معمولا واسه یه کارتریج اعتبار خودش رو توی بازار خراب نمیکنه اون هم کسی که چندساله در یه صنف خاص مشغول به کار هست. شاید آنهایی که گفته بودند ایشون سر چند نفر رو کلاه گذاشته از حسادت یا بخاطر خصومت شخصی چنین حرفی رو زدند.البته این احتمال هم هستش دوست شما درست گفته باشند
    هیچوقت برای اینکه کار کسی رو راه بیندازید وسط جریان قرار نگیرید. بهترین کار این بود میگفتید من فلانی رو میشناسم کارش خوبه اما دیگه خودت میدونی.اینکه بفرمایید دوست داداشتون هست و با اون تا پاساژ برید و ... این ها اضافه کاریه. شما میخواهید محبت کنید نتیجه عکس میگیرید. اگر وسط قرار نمیگرفتید الان لازم نبود برای فیصله دادن موضوع ضرر کنید.
    برای همه ما ممکنه پیش بیادش واسه منم از این اتفاقات افتاده اما رویه م رو تغییر دادم
    سلام آقا سیاوش
    متشکرم از نظر خوبتون

    توی پست اشاره کردم
    من به دوستم گفتم این آقا هستن حالا خودتون میدونید
    حتی چند هفته بعدش خودشون گفتن که من محل کار برادرت رو بلد نیستم و اون آقا رو هم نمیشناسم اگه میشه لطف کن باهم بریم
    منم به این خاطر قبول کردم

    تا حالا از این مسائل برای من پیش نیومده بود
    به هر حال با اینکه من و برادرم هم این وسط یه مقدار ناراحت شدیم
    ولی من تجربه ای از این موضوع یاد گرفتم که دیگه از این لطف ها در حق کسی نکنم که مسئله ای هم پیش نیاد و خاطر خودمم آزرده نشه.

  32. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  33. بالا | پست 21

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    بحث بر سر کارتریج نیست حتی یلداخانم هم کارتریج برای دوستش بخرد هم قانع نمیشود این را ازش پرسیدم هر دو سنگ یه من هستند قضیه حیثیتی هستش اون میگه من راست میگم این یکی برعکسش. اینجا همان سنگینتر هستش یلداخانم دخالت نکند وقتی یکی زحمت شکایت کردن را به خودش میدهد دیگر دنبال چندرغاز پول کارتریج نیست حاضر بیشترش خرج کند تا حرفش را به کرسی بنشاندفعلا همان بهتر هستش خودش را از قضیه کنار بکشد بیطرف باشد ضمنا یلداخانم به هیچ وجه ممکن ذهنتان را مشغول این دو تا آدم غد نکن. شما نیتت خیر بوده و به هیچ وجه مقصر نیستی. ضمنا بهتر بود می گفتی به دوستت که داداشم گفته تو کار پرینتر نیست دگه امتدادش نمی گفتید اصلا دگه این بحثها هم پیش نمی آمد.


    سلام
    ممنون آقا سعید
    بله همینطور هست که شما فرمودید
    من هم چون معرف بودم لازم دیدم تلاش خودم رو برای حل موضوع انجام بدم
    وقتی هم دیدم حل نشد دیگه گذاشتم به عهده ی دوستم ایشون میدونن و اون آقا
    و تعزیرات که دارن پیگیری میکنن.

    راجب معرفی این آقا هم من نگفتم به ایشون
    ایشون گفتن از برادرت بپرس بهم بگو
    منم پرسیدم داداشم گفتن من انجام نمیدم ولی اگه خواستن یکی از دوستام هستن توی پاساژ
    منم گفتن ایشون رو قبول داری خودت داداشمم گفتن آره
    منم همین رو به دوستم گفتم
    ایشونم گفتن من کسی رو نمیشناسم دیگه به این خاطر رفتیم پیش این آقا.

    به قول یه بزرگی که میگن اگر عقل امروزم رو داشتم اشتباهات دیروزم را مرتکب نمیشدم
    ولی اگر اشتباهات دیروزم را مرتکب نمیشدم عقل امروزم رو نداشتم
    من هم اگر قبلا این مورد برام پیش اومده بود هیچوقت همچین کاری نمیکردم
    دیگه این درس تجربه ای برام شد تا عمر دارم از این کارا برای کسی نمیکنم.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 07-06-2018 در ساعت 03:07 PM

  34. بالا | پست 22

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    صادقانه بگم یلدا

    این همه حساسیت و نگرانیت کلافم میکنه

    بارها باهم در موردش حرف زدیم ولی مثه اینکه قرار نیست تغییری توی خودت ایجاد کنی!

    اینکه اون آقا کاتریج رو عوض کرده یا این خانم داره اشتباه میگه فک میکنی به تو ربطی داشته باشه؟؟؟

    تو میخاستی اینجوری بشه؟؟؟

    تا کی میخای خودت رو مسئول اشتباهات دیگران بدونی؟؟

    تو فقط راهنمایی کردی و تمام.

    این مشکل رو هم خودشون باید حل کنند.

    حتی اگه دوستت هم تو رو مقصر بدونه خودت باید باور داشته باشی که مقصر نیستی!

    به نظرم دوستت هم داره خیلی سخت میگیره!

    آخه یه کاتریج چیه که مثلا اون آقا بخاد اعتبار خودشو پیش دوستش خراب کنه؟ حالا اگه آشنا هم نبود یه چیزی!

    الان انواع کاتریج ها توی بازار هست که حتی از اولیش هم میتونه بهتر باشه

    نهایتش اینکه یه کاتریج میخره بهش میده دیگه

    این همه دردسر نداره که

    سلام عزیزم
    ممنون مریم جان ولی عزیزم چرا دعوا داری آخه؟
    آدم میترسه خب

    گذشته از شوخی عزیزم باید بگم که اتفاقا دوسه تا تغییر خوب رو روی خودم اعمال کردم و انصافا نتیجه هاشم خیلی عالی بوده
    حالا وقت بشه بهت میگم و ثابت کردم که میتونم حساس بودنم رو کم کنم
    حرفایی هم که زدیم در این رابطه خب نتیجه داد دیگه
    این مدت فرصت نشد و تو هم امتحان داشتی حالا سر وقت حرف میزنیم میبینی که چقدر قوی شدم
    بازم میخوام روحیه ام رو قوی کنم و بشم یه دختر خیلی قوی و محکم ، دقیقا اونی که میخوام

    ولی این مورد رو تو پستی که برای جواب پست خانوم ghm گذاشتم همه رو توضیح دادم
    حالا اگه فرصت کردی بخون که علت معرف شدن و حساس بودن من رو متوجه بشی
    من به خاطر معرف شدنم وارد جریان شدم و به خاطر آشنایی ام با این دوستم میخواستم کاری کنم که قضیه بیخ پیدا نکنه و حل بشه

    بعد هم خودش ازم خواست باهاش برم
    چون همونطور هم که گفتم دو بار در حق من لطف کرده بود خب کار سختی نبود و منم گفتم زشته اگه بگم نمیام
    یعنی منتظر بودم یه جوری لطفش رو جبران کنم که اینجوری شد
    ولی عوضش داداشم سیستمش رو درست کرد و به خاطر اینکه دوست من بود ازش هزینه نگرفت اصلا
    حالا طفلک اون روز هم شدید سرما خورده بود اومد نشست تعمیر سیستم کردن و ویندوز عوض کردن
    منم اگه میخواستم مسئولیت قبول کنم که خب همون اول به دوستم میگفتم خودم کامپیوترت رو درست میکنم
    گفتم شاید اتفاقی افتاد و یکی از مربی های آقا گفته بودن ظاهرا هاردت آسیب دیده که تشخیص ایشون هم درست نبود و خدا رو شکر می کنم که من دست به سیستمشون نزدم!
    درسته آدم حساسی هستم ولی دوست ندارم همینجوری تو کارای بقیه شرکت کنم یا بخوام همینجوری مسئولیتی رو قبول کنم
    حالا اگه خونواده باشه فرق میکنه

    بعد هم من مجبور نکردم که دوستم بیاد پیش داداشم
    خودش گفت داداشت میتونه درستش کنه منم اول از داداشم پرسیدم گفتن اگه میخوان بیارنش باید ببینم که مشکلش چی هستش.
    اگه کارتریج مال من بود حتی دوست داداشمم در حقم خیانت میکرد من کوتاه میومدم چون پای اعتبار و احترام برادرم در میون بود
    داداشم میگه دوستت اصلا درست نبود همیچن کاری کرده و این نشون میده خونواده اش هم همچین آدمایی هستن به نظر که این دختر اینجوری برخورد میکنه و حرمت نمیگیره
    حتی با اینکه میدونه در حق من لطف کرده میگفت ارتباطت رو باهاش کم کن چون معلومه علاوه بر این که خیلی سرسخته و حرمت نمیگیره آدم وسواسی هم هست چون کارتریجش شمش طلا که نبوده دوست من ازش برداشته الان اینجوری صداشو بالا میبره چون در شان یه دختر جوون نیست اینجوری برخورد کنه


    راجب کارتریج هم درست میگی گلم
    دوستمم هم میگه بحث اعتماد و خیانت در امانت این آقا هستش که من باید بهش یاد بدم دیگه از این کارا در حق کسی نکنه!
    البته از طرفی هم کلی اصرار و قسم و ادعا که این کارتریج عمرا مال من باشه!


    راجب معرف و اعتماد هم نمیدونم بهت گفتم یا نه
    یه بار لپتاپم خراب شده بود، منم بهش نیاز داشتم
    از چند نفر پرسیدم هر کسی یه راه حل میگفت
    برادرم که کارش کامپیوتر هست اون موقع خونه نبود و رفته بود مسافرت

    یکی از دوستای داداش بزرگم که چند سال پیش ها دیده بودمش خیلی به کامپیوتر وارد بود
    برادرم هم گفت اگه خودت نمیتونی درستش کنی به دوستم بگم برات درست کنه
    منم گفتم که رشته ی خودم مرتبط هست فکر می کنم باید اول خودم سعی کنم درستش کنم
    برادرم به دوستش زنگ زد و گفت لپتاپ خواهرم اینجوری شده
    دوستشم گفت اگه مایله بیاره من درستش کنم
    منم گفتم ازش بپرس ببین چجوری میخواد درست کنه
    چون چند ساعت سر لپتاپ بودم و جواب نمیداد تلاشم سرشب خسته شده بودم دیگه
    دوست داداشمم گفت من لپتاپ رو باز می کنم و رم رو در میارم دوباره میندازم اینجوری درست میشه
    بعد هم گفته بود اگه نمیخوای من بیارمش بهش بگو این روش میتونه جواب بده اگه میتونه خودش بازش کنه

    منم گفتم این روش رو نمیخوام ، میخوام نرم افزاری درستش کنم
    تا حالا هم اون مسئله برام پیش نیومده بود
    از طرفی هم گفتم اگه لپتاپم رو بدم دست دوست برادرم ضمن اینکه لازم میدیدم باید خودم درستش میکردم
    اگه مشکلی پیش بیاد من به خاطر برادرم نمیشه چیزی بگم
    ازطرفی هم خب هر چی داشتم رو لپتاپم بود و کلی برنامه که ساعت ها نصب کرده بودم روش بود
    خلاصه من با یه روش نرم افزاری درستش کردم و مسئله رو حل کردم
    بعد از اون لپتاپ سعید هم یه بار اینجوری شد منم دیگه وارد شده بودم براش درست کردم و به قول خودش نجاتش دادم.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 07-06-2018 در ساعت 03:44 PM

  35. بالا | پست 23

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35751
    نوشته ها
    532
    تشکـر
    149
    تشکر شده 293 بار در 215 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    با اطمینان میگی تعمیرگاه دزده؟؟؟؟
    درود بانو
    بله با قطعیت ، چونکه دوست ایشان پنج سال است داشته اش..والا خدمتتان عارض شوم مرغ هم آشیانه اش را بعد از 5 سال میشناسد !!!
    چه برسد به یک انسان تحصیل کرده عاقل بالغ باهوش!
    خودتان را مثال میزنم فرض کنید پنج سال است یک موبایل دارید آیا تشخیص موبایلتان از بین دیگر موبایلها کار سختیست؟ تازه بماند که ایشان رویش مارک هم گذاشته.....
    امضای ایشان
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

  36. کاربران زیر از Aamir2121 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  37. بالا | پست 24

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35751
    نوشته ها
    532
    تشکـر
    149
    تشکر شده 293 بار در 215 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام آقا امیر
    ممنونم از نظرتون

    واقعا نامردیه کسی بخواد در امانت خیانت کنه
    اونم تا این حد که کلا برادرن قطعات رو و هویه بزنن
    متاسفم
    هر چند این مدل آدم های نامرد که اسم مرد رو فقط به یدک میکشند این روزا زیاد پیدا میشن ولی کلیت هم نداره و هنوزم آدم های با وجدان هستن


    راجب این موضوع ما واقعا سردرگم بودیم که حق با کی هست
    دوستم رفته بودن تعزیرات و مسئول تعزیرات هم اول رفته بودن از چند نفر که کارشون مرتبط با شغل آقا هست تحقیق و پرس و وجو کرده بودن
    گفته بودن روال کار ما به این شکل هستش
    جالب اینجاست از چند نفری که پرسیده بودن، همشون گفته بودن ما سال هاست این آقا رو میشناسیم و تا حالا ندیدیم در حق کسی بدی کنه یا مسئله ای برای کسی پیش بیاره!

    بعدش اومده بودن دو طرف رو آورده بودن و موضوع رو بررسی کرده بودن
    کارشناس تعزیرات کاتریج رو چک کرده بودن و گفته بودن این کارتریج استارتر اصل هست و تقلبی نیست!
    آقا گفته بودن منم این رو به خانوم گفتم و گفتم اگه دلتون راضی نمیشه من یه نو رو براتون میگیرم
    برادر من هم آنچه که دیده بودن رو گفته بودن به عنوان شاهد ماجرا
    من هم دیگه دخالتی نکردم ، دوستم هم قبلش بهم گفتن دیگه خودم موضوع رو پیگیری می کنم

    دوستم به مسئولین گفته بودن که فروشنده ی دستگاه و دوسه نفر دیگه تقلبی بودن کارتریج رو تایید کردن و فروشنده گفته بود کارتریج اصل به آسونی تو بازار گیر نمیاد و اگه هم پیدا شه 340 تومنه! و گفته بود چرا رفتی دادی آقای ... ایشون کلاهبرداره و همیشه سر بقیه کلاه میذاره!
    مسئول هم گفته بودن نه خیر همچین چیزی نیست و اصلش تو بازار 70 تومنه ، ایشون خیلی بی جا کردن اینو گفتن
    بعد گفته بودن اگه خدا تا فردا بهم عمر بده حساب این آقای فروشنده رو باید اساسی برسم که دیگه اینجوری پشت سر بقیه بد نگه و دروغ نگه به مردم!

    برادرم میگفت راجب دوستت هم گفته این دختر چند نفر براش زنگ زدن حس می کنم مشکل خاصی با دوستت داره که اینجوری داره تلافی میکنه
    داداشمم گفته بودن خیر این دو نفر تا قبل این جریان همدیگه رو اصلا نمیشناختن
    بعد آقاهه گفته بودن این خانوم ظاهرا مشکل داره و فقط از سر لجبازی میخواد قضیه رو کش بده!

    دوستم هم گفته بودن اگه کارتریج مال منه پس نشونه هاش که با ماژیک کشیدم کجاست و برچسبی که روش بوده چجوری این ها در عرض دو دقیقه از بین رفته!؟
    و اینکه این کارتریج کهنه است و بارها شارژ شده ولی دستگاه من نو هست و فقط دو بار شارژ شده
    مسئول تعزیرات هم گفته بودن فردا یعنی امروز میایم پرینتر رو کارشناسی می کنیم و تطبیقش میدیم با کارتریج
    دوستمم گفته بود این آقا باید برام یه کارتریج نو بخره!
    منم دیگه ازش خبری نگرفتم هنوز، نمیدونستم اینقدر کش پیدا میکنه

    برادرم هم گفتن دیروز که مامور تعزیرات با دوستت تماس گرفتن که بیان پاساژ
    میگفتن طبق ساعتی که خودشون گفتن نیم ساعت دیر کردن و آقاهه هم گفته بودن این خانوم ظاهرا مشکل دارن کلا!
    برادرمم میگه دوستت بعضی حرفارو دروغ گفته! میگفتن ایشون اول گفتن تو خیابون هستم دارم میام
    بعد گفتن کارآموز دارم باید کارشو راه بندازم بعد بیام!

    دوست من یکی از رشته هایی که خونده توی دانشگاه حقوق هستش
    شاید به این خاطر باشه آدم خیلی ریز بین و حساسیه و دقیق
    یه بار که راجب شکایت و دادگاه حرف میزدیم
    میگفت تو مدتی که دادگستری میرفتم دیدم کسانی که همون جلوی در دادگستری بودن اومدن به خاطر یه مبلغ کم کلی قسم قرآن رو به دروغ گفتن!
    منم تعجب کردم گفتم واقعا اینجوریه
    گفت آره هر کسی قسم میخوره که نباید باورش کنی.

    حالا ببینیم سرانجام این کارشناسی ها به کجا میرسه.
    درود
    نظر به اینکه من بنا را به اعتماد صحبت های دوستتان گذاشتم گفتم فروشنده خائن است ؛ اما این را هم باید در نظر گرفت مغازه دارها همه پشت هم هستند و طبیعتا حاضر نمیشوند هم صنف هم را هم بفروشند (چون چشمشان در چشم هم میوفتد!)
    متاسفانه دستی در قضاوت ندارم اما با دیدی که نسبت به این صنف دارم حتی اگر دوستتان اشتباه هم کرده باشد باز هم چیزی از دزد بودن این صنف کم نمیشود
    مگر فیلم دوربین مدار بسته مغازه!
    اگر این فیلم هست پس مشکلی نیست اما اگر معدوم شده پیدا کنید سیب زمینی فروشرا!
    امضای ایشان
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

  38. کاربران زیر از Aamir2121 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  39. بالا | پست 25

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,501
    تشکـر
    2,209
    تشکر شده 1,598 بار در 925 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام
    ممنون آقا سعید
    بله همینطور هست که شما فرمودید
    من هم چون معرف بودم لازم دیدم تلاش خودم رو برای حل موضوع انجام بدم
    وقتی هم دیدم حل نشد دیگه گذاشتم به عهده ی دوستم ایشون میدونن و اون آقا
    و تعزیرات که دارن پیگیری میکنن.

    راجب معرفی این آقا هم من نگفتم به ایشون
    ایشون گفتن از برادرت بپرس بهم بگو
    منم پرسیدم داداشم گفتن من انجام نمیدم ولی اگه خواستن یکی از دوستام هستن توی پاساژ
    منم گفتن ایشون رو قبول داری خودت داداشمم گفتن آره
    منم همین رو به دوستم گفتم
    ایشونم گفتن من کسی رو نمیشناسم دیگه به این خاطر رفتیم پیش این آقا.

    به قول یه بزرگی که میگن اگر عقل امروزم رو داشتم اشتباهات دیروزم را مرتکب نمیشدم
    ولی اگر اشتباهات دیروزم را مرتکب نمیشدم عقل امروزم رو نداشتم
    من هم اگر قبلا این مورد برام پیش اومده بود هیچوقت همچین کاری نمیکردم
    دیگه این درس تجربه ای برام شد تا عمر دارم از این کارا برای کسی نمیکنم.
    سلام
    خیلی همت میخواهد برای این موضوع بروی شکایت کنی اینم با بروکراسی که ایران دارد معلوم از آن آدمهای پیگیر و سخت گیر هستند یاد یکی من را انداخت یکی از رفقا آمد پول تاکسی حساب کرد بعدش تاکسیران بقیه پولش را نداد و اعتراض کرد تاکسیران گفت دادم به هر حال شماره خودرو و شماره تاکسی را یادداشت کرد رفت تاکسیرانی شکایت کرد نتیجه نگرفت رفت شورای حل اختلاف ول کن نبود حالا تاکسیران بهش می گفت پولت میدم ولی قبول نمی کرد می گفت باید تنبیه شود تا عاقبت یک جریمه نقدی برایش بریدند تقریبا تاکسیران دگه جرات چنین کاری نمی کرد تا عمر داشته باشد. ولی کلی پول خرج همین شد ولی رفیقمان تا حصول نتیجه دست بر نداشت البته چیزی به غیر از خستگی و دوندگی عایدش نشد ولی خیلی خوشحال بود راننده تنبیه شده است.

  40. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  41. بالا | پست 26

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,784
    تشکـر
    2,515
    تشکر شده 2,197 بار در 1,149 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    من نظر شخصیم اینه که حتما حتما یه کارتریج براش بخر حتی قیمتش یک میلیون باشه ولی براش بخر . میدونی مشکل اینجاست نمیتونی بیتفاوت باشی بالاخره تو دخالت کردی و حتی اگر خودتم کنار بکشی یه بلایی سره اون دختره یا پسره بیاد پای تورو همیشه وسط ماجرا میکشن همینطور که گفتی دوستت همیشه بهت زنگ میزنه . من میگم نزار کار به شکایت و دادگاه بکشه . بدون اینکه دوستت بفهمه برو براش یکی بخر بهش بده حتی شده به زور ولی بهش بگو دیگه این ماجرا رو تمومش کنه و تهدیدش کن و بگو وگرنه برای همیشه دوستیتون تموم میشه . نمیدونم ولی حسم میکه اگر یه پسری غرورش اینجوری بشکنه خطرناک میشه . و بعدش به برادرت بگو از طرف تو و دوستت از ازون پسر معذرت خواهی کنه که اونم کوتاه بیاد
    ولی بعد از این ماجرا دیگه با همچین شخصی دوست نباش و به قول یکی از دوستان با قوم خویش و دوست وارد معالمه نشو

    دوستت دختر زرنگیه اون نمیخات تو بخری که همچنان ازش حمایت کنی و درکنارش باشی ولی تو زرنگتر باش
    بزار بفهمه اگه قراره این ماجرو ادامه بده دیگه در کنارش نیستیو حمایتش نمیکنی و تنها راهش اینه که ضرری که بهش به طور غیر مستقیم از طریق تو بهش رسیده ، با خریدن یه کارتریج جبران کردی و دیگه قرارنیست تو دعواهای ایندش شرکت کنی چون به خاطر تو کوتاه نیومده و.رابطه دوستیتونم تموم کردی پس درایندم هر اتفاقی بیفته تو مقصر نیسی و تنها از طریق خریدنش میتونی خودتو کنار بکشی
    ویرایش توسط eli2 : 07-07-2018 در ساعت 02:35 AM
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  42. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  43. بالا | پست 27

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    25992
    نوشته ها
    1,784
    تشکـر
    2,515
    تشکر شده 2,197 بار در 1,149 پست
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    دوستان ماجرا تعریف کردن منم یه ماجرا رو بگم یکی از دوستان چپ میرفت راست میرفت تو گوشم میگفت من ازین پسره که تو دانشگاس خوشم میاد منو روانی کرده بود تقریبا یکسال مرتب بهم میگفت که منم دیگه تصمیم گرفتم به شوهر خواهرم بگم بره و واسطه بشه که بره به پسره جریانو بگه و وقتی به دوستم گفتم که رفتیم بهش گفتیم دوستم گفت کاش گفته بودمت که به اون پسر پولداره همکلاسیش برام جورش کرده بودی گفتم ، خلاصه منم تعجب کردم که این چه عاشقی بوده خلاصه بعد از،چند ماه پسره میره ازش خاستگاری میکنه و مادرپسره سنگ اندازی و میکنه و بهم نمیرسون ولی،من خیلی،خوشال شدم چون گفتم اگه بهم میرسیدت مشکل پیدا میکردن اهو ناله و نفرین این دختره تا ابد همرام میشد چون بعدش یه حرفایی زد که به کل از،کار خودم پشیمون شدم ولی به خیر گذشت
    امضای ایشان
    و خدایی هست . مهربان تر از حد تصور ...

  44. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  45. بالا | پست 28

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضویت
    6159
    نوشته ها
    13,398
    تشکـر
    10,732
    تشکر شده 13,494 بار در 6,879 پست
    میزان امتیاز
    20

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aamir2121 نمایش پست ها
    درود بانو
    بله با قطعیت ، چونکه دوست ایشان پنج سال است داشته اش..والا خدمتتان عارض شوم مرغ هم آشیانه اش را بعد از 5 سال میشناسد !!!
    چه برسد به یک انسان تحصیل کرده عاقل بالغ باهوش!
    خودتان را مثال میزنم فرض کنید پنج سال است یک موبایل دارید آیا تشخیص موبایلتان از بین دیگر موبایلها کار سختیست؟ تازه بماند که ایشان رویش مارک هم گذاشته.....
    خب جالب اینجاست که پسره همکاره و دوست چندین ساله برادر یلدا خانم ایشون که بیشتر دوست بودن! هیچ کسی به خاطر یه کارتیج به این قیمت کم نمیاد وجه کاری و چند ساله خودش و خراب کنه
    امضای ایشان
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  46. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  47. بالا | پست 29

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,501
    تشکـر
    2,209
    تشکر شده 1,598 بار در 925 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    خب جالب اینجاست که پسره همکاره و دوست چندین ساله برادر یلدا خانم ایشون که بیشتر دوست بودن! هیچ کسی به خاطر یه کارتیج به این قیمت کم نمیاد وجه کاری و چند ساله خودش و خراب کنه
    سلام
    پری خانم من فعلا نمی خواهم قضاوت کنم هیچ چیز را قطعا نمی توان گفت ولی نظر شخصی من این هست که آقا امیر درست می گوید قرار نبوده که کسی بفهمد فقط یک کارتریج نیست روزانه سر چند نفر را به این طریق کلاه گذاشته باشد پس اگر نگاه کنید پول هنگفتی میشود حالا اگر این مورد گردن بگیرد کارش گیر خواهد کرد وگرنه یک آدم این قدر دیوانه نیست که به خاطر یک ادعای بی اساس برود شکایت کند و خودش را به دردسر بندازد.البته این نظر من هست قضاوت کار سختی هست شاید هم شما درست بگویید.

  48. 2 کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  49. بالا | پست 30

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    شماره عضویت
    32580
    نوشته ها
    128
    تشکـر
    46
    تشکر شده 82 بار در 56 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aamir2121 نمایش پست ها
    درود
    این شخص خائن کثیف خیانت در امانت کرده و کاتریج اوریجنال دوست گرامی شما را قاپیده ، اوف و توف به شرافت همچین انسان سخیفی که حاضر شده بی شرمانه جان بچه اش را قسم بخورد.
    پشت دوستتان را بگیرید قسم به همین خط و نشان این تعمیرکارها انسانهای بسیار کثیف و دزدی هستند هر بلایی هم سرشان بیاید حقشان است.
    برود تعزیرات شکایتشان را بکند ضمنا یک سری هم به سازمان اصناف شهرتان برود تا جواز کسب این نان به حرامی باطل شود.
    شما بانویه گرامی هم کار بزرگی کردید باعث شدید یک دزد سخیف رسوا شود ضمنا غرور ننگین یک دزد بی شرف ارزش ناراحتی شما را ندارد شما این صنف را نمیشناسید اینها یک مشت دله دزد شیاد هستند ما چندسال کارگری میکردیم باورتان نمیشود چطور از کیت های مردم دزدی میکردند چطور قطعات یک سیستم سوخته را بار یک سیستم جدید میکردند.
    قسم به این خط مقدس و این کلمات یک بیچاره ایی لپ تاپش را آورده بود ویندوز عوض بکند نان به حرامی تعمیرکار قطعات لپ تاپ را با هویه برداشت جایش قطعات کهنه جا زد بعد هم ژست مسخره مضحک قسم قرآن به خودش گرفت.
    اگر خودتان خجالت میکشید آمارش را بدهید ما بدهیم تعزیرات کل بیاید لت و پارش کند دزد بی سروپا را.
    پایدار باشید.
    چقدر خشن ...
    زیاد تند نرفتی ؟؟
    امضای ایشان
    هیچ کس ، هرگز ، به هدفی که نمی بیند ، نخواهد رسید

  50. بالا | پست 31

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aamir2121 نمایش پست ها
    درود
    نظر به اینکه من بنا را به اعتماد صحبت های دوستتان گذاشتم گفتم فروشنده خائن است ؛ اما این را هم باید در نظر گرفت مغازه دارها همه پشت هم هستند و طبیعتا حاضر نمیشوند هم صنف هم را هم بفروشند (چون چشمشان در چشم هم میوفتد!)
    متاسفانه دستی در قضاوت ندارم اما با دیدی که نسبت به این صنف دارم حتی اگر دوستتان اشتباه هم کرده باشد باز هم چیزی از دزد بودن این صنف کم نمیشود
    مگر فیلم دوربین مدار بسته مغازه!
    اگر این فیلم هست پس مشکلی نیست اما اگر معدوم شده پیدا کنید سیب زمینی فروشرا!

    سلام
    متوجهم آقا امیر، قضاوت این وقتا اصلا آسون نیست
    حالا باز خداروشکر که وسیله ی مهمتری نبود
    درسته آدم ها بعضی هاشون به خاطر پول خیلی کارا میکنن
    ولی آقا امیر کلیت هم نداره
    برادرم میگفتن همین دوستشون یه بار یه خانوم کارتریج قدیمی ای رو آورده پیششون و گفته بردم یه جا نشون دادم گفتن خراب شده و دیگه قابل شارژ نیستش
    بعد گفته بودن که کارتریج رو برای خودشون بردارن و یه نو بهشون بدن
    ایشون هم یه کارتریج نو بهشون داده بودن و بعد از رفتن خانوم کارتریج رو تست کرده بودن یه ایراد داشته بود که رفعش کرده بودن و به خانومه زنگ زده بودن گفته بودن کارتریجتون درست شده بیاید ببریدش
    خانومه هم گفته بود بابا خراب بوده اون من نشون دادم بذارید برای خودتون
    ایشونم گفته بودن من درستش کردم و قابل استفاده است برای خودتونه بیاید ببریدش
    بعد داداشم میگفت حالا چطوری رفاقت و حرمت دوستی چند ساله ی من رو به خاطر یه کارتریج کم ارزش خراب میکنه این آدم!؟
    داداشم میگفت دوستت یا حواسش نبوده علامت ها پاک شده یا دروغ میگه چون تو حرفاش دوسه تا دروغ شنیدم!

    متاسفانه مغازه ی این آقا دوربین مدار بسته نداره
    مغازه ی برادر من دوربین داره
    روزی که من و دوستم رفتیم پاساژ و اول رفتیم مغازه ی داداشم
    دوستم هم کارتریج رو به برادرم نشون دادن و گفتن که اینجوری شده
    داداشمم چند لحظه دستشون گرفتن و گفتن دقیقا نمی دونم ببریم دوستم ببینه که معلوم بشه مشکلش چیه
    بعد از چند روز من یادم اومد و به برادرم راجب دوربین گفتم
    گفت اون موقع که دست من بوده دوربین گرفته ولی متاسفانه بیشتر از یک هفته گذشته بود و فیلم دوربین حذف شده بود
    حالا داداشمم می گفت فکر نکنم زومش اینقدر قوی باشه که بشه مارک و علامت رو روش پیدا کرد.


    فکر کنم بحث کارشناسی اینا دیگه به نتیجه رسیده باشه
    الان به دوستم زنگ میزنم ببینم به کجا رسیده.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 07-07-2018 در ساعت 08:18 PM

  51. بالا | پست 32

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    پری خانم من فعلا نمی خواهم قضاوت کنم هیچ چیز را قطعا نمی توان گفت ولی نظر شخصی من این هست که آقا امیر درست می گوید قرار نبوده که کسی بفهمد فقط یک کارتریج نیست روزانه سر چند نفر را به این طریق کلاه گذاشته باشد پس اگر نگاه کنید پول هنگفتی میشود حالا اگر این مورد گردن بگیرد کارش گیر خواهد کرد وگرنه یک آدم این قدر دیوانه نیست که به خاطر یک ادعای بی اساس برود شکایت کند و خودش را به دردسر بندازد.البته این نظر من هست قضاوت کار سختی هست شاید هم شما درست بگویید.

    سلام
    این وقتا هر چیزی ممکنه جزو احتمالات باشه
    راستش من هر چی به قیافه ی این آقا نگاه کردم یه آقای ساده و با روحیات حساس هست ظاهرا
    تو حرف زدن هم آدم سرزبون داری نیست و اون روز وقتی دید دوستم کوتاه نمیاد خودش پیشنهاد صنف و شکایت داد!
    خدا میدونه.

  52. بالا | پست 33

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    خب جالب اینجاست که پسره همکاره و دوست چندین ساله برادر یلدا خانم ایشون که بیشتر دوست بودن! هیچ کسی به خاطر یه کارتیج به این قیمت کم نمیاد وجه کاری و چند ساله خودش و خراب کنه

    دقیقا
    داداشم میگه اگه این پسر این کاره بود لابد یه جا دیگه هم باید کاری میکرد
    میگفت من بارها کلید مغازه رو دادم دستش هیچ چیز مشکوکی هم ندیدم
    چی شد تو دو دقیقه شد کلاهبردار اونم یه به خاطر یه کارتریج!؟
    بعد هم میگه اگه کارتریج رو برداشته توی دو دقیقه یه کارتریج با همون مدل از کجا آورده؟!

  53. بالا | پست 34

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    خیلی همت میخواهد برای این موضوع بروی شکایت کنی اینم با بروکراسی که ایران دارد معلوم از آن آدمهای پیگیر و سخت گیر هستند یاد یکی من را انداخت یکی از رفقا آمد پول تاکسی حساب کرد بعدش تاکسیران بقیه پولش را نداد و اعتراض کرد تاکسیران گفت دادم به هر حال شماره خودرو و شماره تاکسی را یادداشت کرد رفت تاکسیرانی شکایت کرد نتیجه نگرفت رفت شورای حل اختلاف ول کن نبود حالا تاکسیران بهش می گفت پولت میدم ولی قبول نمی کرد می گفت باید تنبیه شود تا عاقبت یک جریمه نقدی برایش بریدند تقریبا تاکسیران دگه جرات چنین کاری نمی کرد تا عمر داشته باشد. ولی کلی پول خرج همین شد ولی رفیقمان تا حصول نتیجه دست بر نداشت البته چیزی به غیر از خستگی و دوندگی عایدش نشد ولی خیلی خوشحال بود راننده تنبیه شده است.
    سلام
    چه قدر پیگیر بودن ایشون
    بعضی آدم ها اینطوری هستن و هدفشون اینه که اگه اون شخص کلاهبرداری کرده باشه کلا از ریشه حلش کنن.

  54. بالا | پست 35

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضویت
    31685
    نوشته ها
    11
    تشکـر
    12
    تشکر شده 20 بار در 9 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    یلدا جان عزیزم سلام
    من جواب سوال شمارو تو خصوصی دادم اما چون ظرفیتinbox شما پر شده نمیتونی پیاممو دریافت کنی. لطفا خالیش کن عزیزم

  55. کاربران زیر از naeirika بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  56. بالا | پست 36

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط naeirika نمایش پست ها
    یلدا جان عزیزم سلام
    من جواب سوال شمارو تو خصوصی دادم اما چون ظرفیتinbox شما پر شده نمیتونی پیاممو دریافت کنی. لطفا خالیش کن عزیزم

    نائیریکای عزیزم سلام
    ممنونم گلم، الان خالیش می کنم.

  57. بالا | پست 37

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    من نظر شخصیم اینه که حتما حتما یه کارتریج براش بخر حتی قیمتش یک میلیون باشه ولی براش بخر . میدونی مشکل اینجاست نمیتونی بیتفاوت باشی بالاخره تو دخالت کردی و حتی اگر خودتم کنار بکشی یه بلایی سره اون دختره یا پسره بیاد پای تورو همیشه وسط ماجرا میکشن همینطور که گفتی دوستت همیشه بهت زنگ میزنه . من میگم نزار کار به شکایت و دادگاه بکشه . بدون اینکه دوستت بفهمه برو براش یکی بخر بهش بده حتی شده به زور ولی بهش بگو دیگه این ماجرا رو تمومش کنه و تهدیدش کن و بگو وگرنه برای همیشه دوستیتون تموم میشه . نمیدونم ولی حسم میکه اگر یه پسری غرورش اینجوری بشکنه خطرناک میشه . و بعدش به برادرت بگو از طرف تو و دوستت از ازون پسر معذرت خواهی کنه که اونم کوتاه بیاد
    ولی بعد از این ماجرا دیگه با همچین شخصی دوست نباش و به قول یکی از دوستان با قوم خویش و دوست وارد معالمه نشو

    دوستت دختر زرنگیه اون نمیخات تو بخری که همچنان ازش حمایت کنی و درکنارش باشی ولی تو زرنگتر باش
    بزار بفهمه اگه قراره این ماجرو ادامه بده دیگه در کنارش نیستیو حمایتش نمیکنی و تنها راهش اینه که ضرری که بهش به طور غیر مستقیم از طریق تو بهش رسیده ، با خریدن یه کارتریج جبران کردی و دیگه قرارنیست تو دعواهای ایندش شرکت کنی چون به خاطر تو کوتاه نیومده و.رابطه دوستیتونم تموم کردی پس درایندم هر اتفاقی بیفته تو مقصر نیسی و تنها از طریق خریدنش میتونی خودتو کنار بکشی

    سلام الی جان
    ممنونم عزیزم از نظرت
    من همون اول میخواستم براش کارتریج بخرم، ایشون قبول نکرد
    رفتن شکایت کردن، منم دیگه پیگیر نشدم و خودم رو کشیدم کنار
    دیشب ازشون پرسیدم گفتن هنوز معلوم نشده ولی امیدوارم کارتریج خودم پیدا بشه!
    من هم دیگه تجربه بهم یاد داد حد و حدود ارتباطم رو با ایشون چطوری تنظیم کنم.

    نمیدونم درست هست یا نه ولی به نظرم بهتر بود ایشون حداقل با خرید کارتریج توسط اون آقا کوتاه میومدن و اینقدر زود قضاوت نمیکردن
    اگه غریبه بود حالا یه چیزی ولی وقتی آدم کسی رو واسط میکنه فکر می کنم باید حرمت رو هم تا حدی نگه داره.

  58. بالا | پست 38

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35751
    نوشته ها
    532
    تشکـر
    149
    تشکر شده 293 بار در 215 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    خب جالب اینجاست که پسره همکاره و دوست چندین ساله برادر یلدا خانم ایشون که بیشتر دوست بودن! هیچ کسی به خاطر یه کارتیج به این قیمت کم نمیاد وجه کاری و چند ساله خودش و خراب کنه
    درود بانو
    این نظر شماست که "هیچکس بخاطر..." فلان کار را نمیکند!
    اتفاقا این قماش "دزد صفت" از همین جاها نان درمیاورند و از همین دله دزدی هاست به سرمایه میرسند پس فکر کردید بخاطر یک سی دی هزارتومنی وجه خراب کنند؟!
    یک میلیون تومان برای شما پولی نیست ، به این فکر کنید به همین صورت از ده نفر کلاهبرداری کند میشود ده میلیون....این دیگر پول کمی نیست؟!
    اتفاقا همین دزدی از دوستان بهترین گزینه است چون اگر میدانست طرف غریبه است و سرتق ماب است عمرا از وی دزدی میکرد!
    میدانسته دزدی هم کند نهایت با یک گریه زاری تمام میشود
    امضای ایشان
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

  59. بالا | پست 39

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35751
    نوشته ها
    532
    تشکـر
    149
    تشکر شده 293 بار در 215 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط برزین نمایش پست ها
    چقدر خشن ...
    زیاد تند نرفتی ؟؟
    درود
    خوبید برزین جان؟
    خیر کند رفتم باید فحش رکیک نثارش میکردم!
    بنده چندسالی کارگر این شیادهای دزد بودم و با چشم خودم میدیم چطور پول مردم را میدزدند!
    از همه کلاهبرداری میکردند پیر جوان مرد زن دختر پسر کر کور لال فلج ! از هرکس که به تورشان میخورد دزدی میکردند!!
    بالاتر گفتم چطور قطعات یک لپتاپ را دزدیند الان هم یک خاطره دیگر برایتان میگویم خووب شارژ شوید!
    به یاد دارم یک پسرک جوانی (نوجوان) آمد مغازه مان و صاحب مغازه گفت تبلتت ویروسی شده باید بگذاری مغازه بماند برایت ویروس کشی بکنم ، بنده خدا تبلت را نزد ما گذاشت بعد ببینید چه بلایی سرش آمد!
    فروشنده دزد گرامی پس از درآوردن دل و روده تبلت و جا زدن قطعات بنجل صفحه تاچ تبلت که ips بود را هم با یک تاچ اوراق عوض کرد وقتی این پسرک آمد تبلت را گرفت نیک متوجه شد تبلتش مشکلی دارد (همان نیست!) اما دقیقا هم نفهمید چه شده کمی ور رفت بالا پایین کرد وقتی هم آمد اعتراض کند فروشنده شیاد گفت اگر اعتراضی داری به پدرت میگویم در تبلت فلان عکس بوده!!
    آدم تا به این حد پست فطرت و چندش آور دزد؟ از بچه کلاهبرداری کند؟
    همه شان همینند با دوز متفاوت شاید یک در هزار هم آدم خوب درشان باشد بله.....
    امضای ایشان
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

  60. بالا | پست 40

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    35751
    نوشته ها
    532
    تشکـر
    149
    تشکر شده 293 بار در 215 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام
    متوجهم آقا امیر، قضاوت این وقتا اصلا آسون نیست
    حالا باز خداروشکر که وسیله ی مهمتری نبود
    درسته آدم ها بعضی هاشون به خاطر پول خیلی کارا میکنن
    ولی آقا امیر کلیت هم نداره
    برادرم میگفتن همین دوستشون یه بار یه خانوم کارتریج قدیمی ای رو آورده پیششون و گفته بردم یه جا نشون دادم گفتن خراب شده و دیگه قابل شارژ نیستش
    بعد گفته بودن که کارتریج رو برای خودشون بردارن و یه نو بهشون بدن
    ایشون هم یه کارتریج نو بهشون داده بودن و بعد از رفتن خانوم کارتریج رو تست کرده بودن یه ایراد داشته بود که رفعش کرده بودن و به خانومه زنگ زده بودن گفته بودن کارتریجتون درست شده بیاید ببریدش
    خانومه هم گفته بود بابا خراب بوده اون من نشون دادم بذارید برای خودتون
    ایشونم گفته بودن من درستش کردم و قابل استفاده است برای خودتونه بیاید ببریدش
    بعد داداشم میگفت حالا چطوری رفاقت و حرمت دوستی چند ساله ی من رو به خاطر یه کارتریج کم ارزش خراب میکنه این آدم!؟
    داداشم میگفت دوستت یا حواسش نبوده علامت ها پاک شده یا دروغ میگه چون تو حرفاش دوسه تا دروغ شنیدم!

    متاسفانه مغازه ی این آقا دوربین مدار بسته نداره
    مغازه ی برادر من دوربین داره
    روزی که من و دوستم رفتیم پاساژ و اول رفتیم مغازه ی داداشم
    دوستم هم کارتریج رو به برادرم نشون دادن و گفتن که اینجوری شده
    داداشمم چند لحظه دستشون گرفتن و گفتن دقیقا نمی دونم ببریم دوستم ببینه که معلوم بشه مشکلش چیه
    بعد از چند روز من یادم اومد و به برادرم راجب دوربین گفتم
    گفت اون موقع که دست من بوده دوربین گرفته ولی متاسفانه بیشتر از یک هفته گذشته بود و فیلم دوربین حذف شده بود
    حالا داداشمم می گفت فکر نکنم زومش اینقدر قوی باشه که بشه مارک و علامت رو روش پیدا کرد.


    فکر کنم بحث کارشناسی اینا دیگه به نتیجه رسیده باشه
    الان به دوستم زنگ میزنم ببینم به کجا رسیده.
    درود
    همیشه همین است فیلم دوربین وقتی کسی از فروشنده ها دزدی میکند پاک میشود خیلی عجیب است
    حالا کافیست یک روکش کیبورد گم شود تا مایحتوی دزد را هم درمیاورند.
    خب بله باید منتظر نظر کارشناسی شد نمیشود چیزی گفت ؛ اگرچه از نظر من باز هم مشکل با فروشنده است!
    امضای ایشان
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

  61. کاربران زیر از Aamir2121 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  62. بالا | پست 41

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aamir2121 نمایش پست ها
    درود
    همیشه همین است فیلم دوربین وقتی کسی از فروشنده ها دزدی میکند پاک میشود خیلی عجیب است
    حالا کافیست یک روکش کیبورد گم شود تا مایحتوی دزد را هم درمیاورند.
    خب بله باید منتظر نظر کارشناسی شد نمیشود چیزی گفت ؛ اگرچه از نظر من باز هم مشکل با فروشنده است!


    سلام آقا امیر
    ممنون از نظرتون
    بله متاسفانه ای کاش زودتر از تموم شدن یه هفته این فیلم دوربین به ذهنم رسیده بود یا هنوز پاک نشده بود
    البته یه نکته ای هم هست
    شاید تو تهران و شهرای بزرگ دیگه خیلی از فروشنده ها اینجوری کنن
    ولی تو شهرای کوچیک شاید کمتره این کار
    هر چند خیلی دردناکه آدم اینجوری به کسی خیانت کنه، پول تا جایی مهمه که ارزش های آدم رو ازش نگیره

    بله ببینیم کارشناسی چی میشه نتیجه اش
    حالا انگاری میخوان سانتریفیوژ کارشناسی کنن که اینقدر کشش میدن

    اگه حق با تعمیرکار باشه ولی من برام سواله اگه دوستم واقعا همون روز علامت ها رو روی کارتریج دیده
    تو دو دیقه این ها کجا غیبشون زد آخه!
    هر چند دوستم میگه کلا قیافه ی این کارتریج داد میزنه که خیلی کهنه است ولی میگه من اگه علامت نذاشته بودم شاید اصلا متوجه نمیشدم.
    خیلی به خودش مطمئنه از این بابت.

  63. بالا | پست 42

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,501
    تشکـر
    2,209
    تشکر شده 1,598 بار در 925 پست
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام آقا امیر
    ممنون از نظرتون
    بله متاسفانه ای کاش زودتر از تموم شدن یه هفته این فیلم دوربین به ذهنم رسیده بود یا هنوز پاک نشده بود
    البته یه نکته ای هم هست
    شاید تو تهران و شهرای بزرگ دیگه خیلی از فروشنده ها اینجوری کنن
    ولی تو شهرای کوچیک شاید کمتره این کار
    هر چند خیلی دردناکه آدم اینجوری به کسی خیانت کنه، پول تا جایی مهمه که ارزش های آدم رو ازش نگیره

    بله ببینیم کارشناسی چی میشه نتیجه اش
    حالا انگاری میخوان سانتریفیوژ کارشناسی کنن که اینقدر کشش میدن

    اگه حق با تعمیرکار باشه ولی من برام سواله اگه دوستم واقعا همون روز علامت ها رو روی کارتریج دیده
    تو دو دیقه این ها کجا غیبشون زد آخه!
    هر چند دوستم میگه کلا قیافه ی این کارتریج داد میزنه که خیلی کهنه است ولی میگه من اگه علامت نذاشته بودم شاید اصلا متوجه نمیشدم.
    خیلی به خودش مطمئنه از این بابت.
    سلام
    نه مثل اینکه هنوز با سیستم اداری و قضایی کشور آشنا نیستید ان شاءالله گذرت به آنجاها نیفته ولی اینجور طول دادنها عادیه. باید صبر ایوب داشت

  64. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  65. بالا | پست 43

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضویت
    26659
    نوشته ها
    2,474
    تشکـر
    2,505
    تشکر شده 1,510 بار در 1,080 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : اعتمادی که باعث مشکل شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    نه مثل اینکه هنوز با سیستم اداری و قضایی کشور آشنا نیستید ان شاءالله گذرت به آنجاها نیفته ولی اینجور طول دادنها عادیه. باید صبر ایوب داشت

    سلام
    با سیستم اداری ایران آشنا هستم، ولی انتظار داشتم حداقل تو یه روز کارشناسی یه کارتریج تموم بشه.
    بله واقعا باید صبر ایوب داشت
    من چند ماه پیش برای همون استخدامی که این دوستم منو معرفی کرد آزمون دادم و تایید شدم
    بعد گفتن باید استان تایید کنه و بعد از تهران برات کد بیاد که اونوقت اوکی بشه
    آقاهه میگفت یه 15 روز ممکنه طول بکشه الان بیشتر از شیش ماه گذشته!
    حالا اون موقع همش بدو بدو شد منو از کارای دیگم انداختن

    کلا خیلی از ما ایرانی ها عادت داریم بعضی کارهارو زیادی کش میدیم
    یه سری رفته بودم تو یه آموزشگاه تدریس کنم
    مدیرش یه آقا بود که ایشون باید رزومه رو بررسی و افراد رو تایید میکردن
    حالا حرفاایی که همش تو 15 دیقه میشد زد رو بیشتر از نیم ساعت طول کشید تا بیان کنه
    منم همش میگفتم بله درسته متوجهم ، روم نمیشد بگم بسه دیگه تمومش کنید همه چی رو متوجه شدم
    عمده ی وقت رو هم زوم شده بود روی صورت من، باعث شد خجالت بکشم و جاهای دیگه رو نگاه کنم یا سرمو بندازم پایین.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میشه به ظاهر و حرف اعتماد کرد؟
    توسط moin33 در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 48
    آخرين نوشته: 01-05-2016, 06:52 PM
  2. ترس و عدم اعتماد به نفس
    توسط LLVM در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 08-02-2015, 03:16 PM
  3. نابود کردن زندگی با اعتماد بیش از حد
    توسط هامنا در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 08-02-2015, 11:02 AM
  4. اعتماد بیجا واسارت
    توسط هامنا در انجمن سایر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 08-02-2015, 10:37 AM
  5. به شوهرم اعتماد ندارم...
    توسط عسل22 در انجمن اخلاق و رفتار همسر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 07-29-2015, 02:17 PM

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد