مشاور
تبلیغات مشاور
بی اعتمادی همسر    بی اعتمادی همسر
بی اعتمادی همسر    بی اعتمادی همسر

بی اعتمادی همسر

نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: بی اعتمادی همسر

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    بی اعتمادی همسر

    سلام من یک ساله ازدواج کردم در تمام این یک سال همیشه باعث به هم خوردن آرامش زندگیم میشم همسرمو خیلی دوست دارم هر کار میکنم غلط از آب در میاد و باعث میشم همسرم هر روز بهم بی اعتماد تر شه همیشه میگه رفتارت غلطه با این که میدونم کارم غلطه گاهی وختا ولی اون تازگیا به همه چیم گیر میده من خیلی ازش ناراحت میشم ولی بی نهایت دوسش دارم واقعا نمیدونم چیکار کنم که اینجور بد نباشم نمیدونم چرا باورم نمیکنه حسه خوبی ندارم به خودم خیلی خسته ام ما سه سال نامزد بودیم قبل ازدواج هم جز رابطه فامیلی هیچ رابطه ای نه با خودش نه کسه دیگه ای نداشتم فقط میخوام بهم اعتماد داشته باشه نمیدونم شاید به خاطر چهره شیطنت آمیزیه که دارم نمیزاره تنها جایی برم میگه محیط بده جدیدا به آرایش کردنمم گیر میده در صورتی که من نسبت به قبل خیلی کم آرایش میکنم در حدی که معلوم نیس یا کلا وختی اون از سر کار برمیگرده آرایش میکنم تا مرتب و خوش ظاهر باشم مثلا
    دیزوز غروب لباسه مجلسیمو که اندازه ام نیست برای فروش برای اولین بار گذاشتم رو سایت خانومی شب پیام داد که عکسایه لباسه رو بفرستم تل من از اول گفتم اگه قصد خرید نداره مزاحم نشه که گفت نه میخوام بخرم و قصدی ندارم من صب دعوت به تلگرامو فرستادم براش تا عکسا رو بفرستم عکسا لباسه رو زمین بود گفت عکسه تنخورش رو بفرستم همه چی عادی بود منم لباسو پوشیدم و عکس فرستادم میدونم کارم اشتباه بود ولی جایی از لباس لخت نبود چهره ام هم معلوم نبود بعد اون خانوم شروع کرد به حرفایه ناجور زدن منم که حالم گرفته شده بود بهش توهین کردم و بلاکش کردم بعد دلم خنک نشد خودمو پسر جا زدم و یه عالمه حرف که حتی به ذهنمم نمیرسید نثارش کردم و تموم شد تا این که شوهرم اومد ناهارشو ببره گوشیم زنگ خورد و همون خانومه بود منم قطع کردم و گفتم اشتباه زنگ زده دروغ گفتم نمیخواستم ناراحت شه ازم اومد نشست و طبق معمول با گوشیم بازی کرد یه دفعه اون زنه پیام داد شما زنگ زدین این شد شروع پیام دادنه شوهرم که نه من زنگ نزدم و تو زنگ زدی بهشم زنگ زدم بر نداشت منم تیکه تیکه ماجرا رو تعریف کردم و ازش معذرت خواهی کردم گفت بخشیده ولی ناراحتیشو میفهمم موقع ناراحت بودنش کاری نمیکنه بغلم میکنه حتی ولی از کم صحبتیش میفهمم ناراحته حس میکنم هنوز باور نکرده بهش راستشو گفتم فقط نگفتم که لباسو پوشیدم میترسم دیگه دوستم نداشته باشه یا فک کنه بهش خیانت کردم یا هر چیزه دیگه ای من واقعا نمیخوام اینجوری باشم اما همیشه خراب میکنم چن وخت پیش تولد پسر عموش بود که همسن منه منم آرایش ملایم کردم و لباسیو پوشیدم که ازش ناراحت نشه با هم خوب بودیم رفتیم تولد من تا موقع برگشت چشمم بهش بود خیلی جذاب شده بود چشاشو خیلی دوس دارم میبینم دلم نمیاد چش بردارم وختی برگشتیم باهام حرف نمیزد فقط میگفت افسردگی گرفتم اینجوری بیشتر منو عذاب میداد نمیگفت چه مشکلی داره منم فک میکردم مشکل از منه که کم گذاشتم براش که افسرده شده یا یه شب برگشته بهم میگه نگاه کردنات اشتباهه میگه با این چشما یه جور توجه طرفه مقابلتو جلب میکنی من نمیتونم سرمو پایین بندازم چند ساله که همیشه موقع همه کار سرمو بالا نگه میدارم و موقع حرف زدن تو چشمای طرف مقابلم نگاه میکنم همه چیم اشتباهه نمیدونم چرا من فقط نمیخوام ناراحتش کنم ولی برعکس همیشه این کارو میکنم تو رو خدا شما بگین چیکار کنم من واقعا ناراحتم من دوسش دارم خیلی هم دوسش دارم و این تنها مشکله منه اگه انقد برام مهم نبود این جوری عذاب نمیکشیدم من تا ۱۵ سالگی چهره جالبی نداشتم ولی از ۱۵ به بعد بی نهایت تغییر کردم و این شد که خیلی مرکز توجه بودم منی که هیچ کی بهم اهمیت نمیداد یهو شدم عزیز دله همه من فقط همسرمو دوس دارم و به هیچ کی توجه نمیکنم اما این موضوع هنوزم باعث ترسشه
    برای رزرو وقت مشاوره با بهترین مشاوران و روانشناسان با شماره کلینیک های 02122247100 و 02122354282 و 02188422495 تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    دلنوشته کاربر
    عشق فقط یک کلام حسین (ع)
    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.33
    نوشته ها
    309
    تشکـر
    105
    تشکر شده 167 بار در 94 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Konjkav

    پاسخ : بی اعتمادی همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط Lataryy نمایش پست ها
    سلام من یک ساله ازدواج کردم در تمام این یک سال همیشه باعث به هم خوردن آرامش زندگیم میشم همسرمو خیلی دوست دارم هر کار میکنم غلط از آب در میاد و باعث میشم همسرم هر روز بهم بی اعتماد تر شه همیشه میگه رفتارت غلطه با این که میدونم کارم غلطه گاهی وختا ولی اون تازگیا به همه چیم گیر میده من خیلی ازش ناراحت میشم ولی بی نهایت دوسش دارم واقعا نمیدونم چیکار کنم که اینجور بد نباشم نمیدونم چرا باورم نمیکنه حسه خوبی ندارم به خودم خیلی خسته ام ما سه سال نامزد بودیم قبل ازدواج هم جز رابطه فامیلی هیچ رابطه ای نه با خودش نه کسه دیگه ای نداشتم فقط میخوام بهم اعتماد داشته باشه نمیدونم شاید به خاطر چهره شیطنت آمیزیه که دارم نمیزاره تنها جایی برم میگه محیط بده جدیدا به آرایش کردنمم گیر میده در صورتی که من نسبت به قبل خیلی کم آرایش میکنم در حدی که معلوم نیس یا کلا وختی اون از سر کار برمیگرده آرایش میکنم تا مرتب و خوش ظاهر باشم مثلا
    دیزوز غروب لباسه مجلسیمو که اندازه ام نیست برای فروش برای اولین بار گذاشتم رو سایت خانومی شب پیام داد که عکسایه لباسه رو بفرستم تل من از اول گفتم اگه قصد خرید نداره مزاحم نشه که گفت نه میخوام بخرم و قصدی ندارم من صب دعوت به تلگرامو فرستادم براش تا عکسا رو بفرستم عکسا لباسه رو زمین بود گفت عکسه تنخورش رو بفرستم همه چی عادی بود منم لباسو پوشیدم و عکس فرستادم میدونم کارم اشتباه بود ولی جایی از لباس لخت نبود چهره ام هم معلوم نبود بعد اون خانوم شروع کرد به حرفایه ناجور زدن منم که حالم گرفته شده بود بهش توهین کردم و بلاکش کردم بعد دلم خنک نشد خودمو پسر جا زدم و یه عالمه حرف که حتی به ذهنمم نمیرسید نثارش کردم و تموم شد تا این که شوهرم اومد ناهارشو ببره گوشیم زنگ خورد و همون خانومه بود منم قطع کردم و گفتم اشتباه زنگ زده دروغ گفتم نمیخواستم ناراحت شه ازم اومد نشست و طبق معمول با گوشیم بازی کرد یه دفعه اون زنه پیام داد شما زنگ زدین این شد شروع پیام دادنه شوهرم که نه من زنگ نزدم و تو زنگ زدی بهشم زنگ زدم بر نداشت منم تیکه تیکه ماجرا رو تعریف کردم و ازش معذرت خواهی کردم گفت بخشیده ولی ناراحتیشو میفهمم موقع ناراحت بودنش کاری نمیکنه بغلم میکنه حتی ولی از کم صحبتیش میفهمم ناراحته حس میکنم هنوز باور نکرده بهش راستشو گفتم فقط نگفتم که لباسو پوشیدم میترسم دیگه دوستم نداشته باشه یا فک کنه بهش خیانت کردم یا هر چیزه دیگه ای من واقعا نمیخوام اینجوری باشم اما همیشه خراب میکنم چن وخت پیش تولد پسر عموش بود که همسن منه منم آرایش ملایم کردم و لباسیو پوشیدم که ازش ناراحت نشه با هم خوب بودیم رفتیم تولد من تا موقع برگشت چشمم بهش بود خیلی جذاب شده بود چشاشو خیلی دوس دارم میبینم دلم نمیاد چش بردارم وختی برگشتیم باهام حرف نمیزد فقط میگفت افسردگی گرفتم اینجوری بیشتر منو عذاب میداد نمیگفت چه مشکلی داره منم فک میکردم مشکل از منه که کم گذاشتم براش که افسرده شده یا یه شب برگشته بهم میگه نگاه کردنات اشتباهه میگه با این چشما یه جور توجه طرفه مقابلتو جلب میکنی من نمیتونم سرمو پایین بندازم چند ساله که همیشه موقع همه کار سرمو بالا نگه میدارم و موقع حرف زدن تو چشمای طرف مقابلم نگاه میکنم همه چیم اشتباهه نمیدونم چرا من فقط نمیخوام ناراحتش کنم ولی برعکس همیشه این کارو میکنم تو رو خدا شما بگین چیکار کنم من واقعا ناراحتم من دوسش دارم خیلی هم دوسش دارم و این تنها مشکله منه اگه انقد برام مهم نبود این جوری عذاب نمیکشیدم من تا ۱۵ سالگی چهره جالبی نداشتم ولی از ۱۵ به بعد بی نهایت تغییر کردم و این شد که خیلی مرکز توجه بودم منی که هیچ کی بهم اهمیت نمیداد یهو شدم عزیز دله همه من فقط همسرمو دوس دارم و به هیچ کی توجه نمیکنم اما این موضوع هنوزم باعث ترسشه

    سلام

    راستش را بخواهی خودم کوچک که بودم همینجوری بودم

    دوست داشتم کاری کنم که همه باورم کنم برای همین زیاد خراب کاری می کردم

    بعدش تصمیم گرفتم کاری نکنم و این شد که مسیر زندگیم عوض شد
    دیگه عوض شده بودم و دیگه ادم سابق نبودم

    انسان نیازی نداره خودش و به دیگران ثابت کنه تا مورد توجه قرار بگیره

    من بعد از سال ها و قرن ها فهمیدم که هر انسان یک گنجی درون خودش داره . هر کسی که اون گنج و بخواد باید براش تلاش کنه.

    تو خودت یک گنجی و نیازی نیست که خودت و به دیگران ثابت کنی

    جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعت هست یا به قول قدیمی ها ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه هست

    کتاب یخ شکن ها یا پنیر من و چه کسی برده رو از کتاب خانه ها تهیه کن و بخونش و شک نکن مسیر زندگیت عوض میشه ( به شرطی که بهش عمل کنی )


    هیچ وقت دنبال ثابت کردن خودت نباش .. من برایم تجربه شده . هر وقت خواستم خودم را ثابت کنم مثل ادمی که درون مرداب افتاده است شدم و به جای این که همه چی رو درست کنم همه چیز و خراب میکردم

    .

    فقط باید مهارت های ابراز وحود و یاد بگیری..

    ابراز وجود با ثابت کردن فرق می کنه

    اول از همه دو کتاب بالا رو بخون
    بعدش کتاب های زیر رو به ترتیب مطالعه کن

    اما برای شروع این نکته رو هم بهت بگم ( خودت تعیین می کنی که رفتار فرد مقابلت با تو چگونه باشه )
    بخ شکن ها
    پنیر من و چه کسی برده
    مهارت زندگی
    مهارت ارتباط موثر
    مهارت ابراز وجود

    این کتاب ها رو تهیه کن و به ترتیبی که گفتم بخون

    انشاا... که مسیر زندگیت عوض میشه
    برای رزرو وقت مشاوره با بهترین مشاوران و روانشناسان با شماره کلینیک های 02122247100 و 02122354282 و 02188422495 تماس بگیرید.
    **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
    **اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد. (كورش كبير)
    **نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.
    **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نداشتن اعتماد به نفس
    توسط roxanne در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 02-03-2016, 01:19 AM
  2. عدم اعتماد به همسر
    توسط google در انجمن سایر مشکلات زن و شوهر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 09-03-2015, 11:17 AM
  3. اعتماد بنفس بالا
    توسط saminn در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 08-08-2015, 09:24 PM
  4. اعتماد بنفس بالااا
    توسط saminn در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: 08-08-2015, 10:13 AM
  5. ترس و عدم اعتماد به نفس
    توسط LLVM در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 08-02-2015, 03:46 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
بی بی سی فارسی,  بی بی سی فارسی ایران,  بی بی سی اردو,  بیت کوین,  بیمه تامین اجتماعی,  بیمه ایران,  بیت کوین چیست,  بیمه سامان,  بیمه نوین,  بیمه پاسارگاد,  بی اعتمادی,  بی اعتمادی اجتماعی,  بی اعتمادی متن,  بی اعتمادی به شوهر,  بی اعتمادی به انگلیسی,  بی اعتمادی به زن,  بی اعتمادی دوست,  بی اعتمادی به عشق,  بی اعتمادی عکس,  بی اعتمادی به خدا,  فامیلی,  فامیلی خارجی,  فامیلی مارکت,  فامیلی به انگلیسی,  فامیلی ایرانی,  فامیلی های زیبا,  فامیلی شهید محمد,  فامیلی های گرجی,  فامیلی باکلاس,  فامیلی ناهید خواننده,  من ما كنتي تكوني,  من,  من فضلك,  منبج,  من و تو,  من سيربح المليون,  من الوزارات,  منتخب مصر,  مناسك العمرة,  منصور السالمي,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید