نمایش نتایج: از 1 به 15 از 15

موضوع: خم شدم ولی قول دادم نشکنم

272
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2021
    شماره عضویت
    46773
    نوشته ها
    140
    تشکـر
    28
    تشکر شده 48 بار در 43 پست
    میزان امتیاز
    1

    خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    سلام دوستان عزیزم.
    تو چند مدت اخیر خیلی بهم سخت گذشته. اذیت شدم. خانواده ام رو از دست دادم طی تصادف. فشار این اتفاق باعث شد تمرکزم رو تو سرمایه گذاری از دست بدم و ضرر مالی فراوان بکشم. ضرر چند میلیاردی کردم و حالم اصلا خوب نیست. از طرفی همکار های آقا اذیت میکنن منو. الان من یه دختر تنها که چند میلیارد ضرر کرده و حقوق کارمندانش عقب افتاده و خانواده اشو از دست داده....
    ولی جلو آینه به خودم گفتم کم نیار دختر. اگه دردی باشه باید قوی ترت بکنه نه اینکه تو رو بشکنه.
    اگه خدا داره بهت درد میده حتما میخواد بهت بفهمونه قدرت تو رو.شاید میخواد همه بدونن تو کم نمیاری.
    درسته که همه چیزمو از دست دادم ولی خودمو دارم و بهش افتخار میکنم.شاید گریه کنم، شاید دیگه نتونم مثل سابق بخندم ولی هیچ وقت کم نمیارم و جلو میرم و بازم موفق میشم.
    اینو به خودم قول دادم که یه روز با ورژن بهترم سر خاک پدر و مادرم فاتحه بخونم.
    ولی از حق نگذریم هم خیلی تنهام هم بی پشت و پناه.

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    29853
    نوشته ها
    136
    تشکـر
    44
    تشکر شده 53 بار در 44 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    با درود

    درگذشت اعضای خانواده را به شما تسلیت عرض می کنم. احتمال دارد که شما تا سه سال درگیر افسردگی ناشی از این اتفاق ناگوار باشید.

    از دید من بهتر هست که از داروهای مناسب استفاده کنید.

    با توجه به اینکه همه سرمایه شما از بین نرفته، ضرر چند میلیارد تومانی با سرمایه گذاری در بازار های مختلف شاید در کمتر از یک سال، جبران شود.

    یادم هست پیشتر گفته بودید که 680 نفر را استخدام کردید از دید من این یک اشکال مدیریتی است. باید دلیلش را بررسی کنید که تا این اندازه فشار روی شما نباشد.
    ویرایش توسط خرد : 09-07-2021 در ساعت 02:11 AM

  3. کاربران زیر از خرد بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2019
    شماره عضویت
    40068
    نوشته ها
    125
    تشکـر
    11
    تشکر شده 35 بار در 29 پست
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آنجلینا نمایش پست ها
    سلام دوستان عزیزم.
    تو چند مدت اخیر خیلی بهم سخت گذشته. اذیت شدم. خانواده ام رو از دست دادم طی تصادف. فشار این اتفاق باعث شد تمرکزم رو تو سرمایه گذاری از دست بدم و ضرر مالی فراوان بکشم. ضرر چند میلیاردی کردم و حالم اصلا خوب نیست. از طرفی همکار های آقا اذیت میکنن منو. الان من یه دختر تنها که چند میلیارد ضرر کرده و حقوق کارمندانش عقب افتاده و خانواده اشو از دست داده....
    ولی جلو آینه به خودم گفتم کم نیار دختر. اگه دردی باشه باید قوی ترت بکنه نه اینکه تو رو بشکنه.
    اگه خدا داره بهت درد میده حتما میخواد بهت بفهمونه قدرت تو رو.شاید میخواد همه بدونن تو کم نمیاری.
    درسته که همه چیزمو از دست دادم ولی خودمو دارم و بهش افتخار میکنم.شاید گریه کنم، شاید دیگه نتونم مثل سابق بخندم ولی هیچ وقت کم نمیارم و جلو میرم و بازم موفق میشم.
    اینو به خودم قول دادم که یه روز با ورژن بهترم سر خاک پدر و مادرم فاتحه بخونم.
    ولی از حق نگذریم هم خیلی تنهام هم بی پشت و پناه.
    سلام خانم
    خیلی متاثر شدم برات. تسلیت عرض می کنم، امیدوارم خدا بهت صبر بده.
    یک کتاب معرفی می کنم امیدوارم برات مفید باشه: روانشناسی تصویر ذهنی، نوشته ماکسول مالتز، ترجمه قره چه داغی. کتاب فوق العاده ای است و مخصوصا تمرینهای ساده اما کاربردی ای داره که بهت کمک می کنه در زمان کوتاهی با این مسائل به صورت واقعی کنار بیای، نه به صورت تسکینی.
    دارو هم مصرف نکن، گرفتار میشی. سعی کن در این شرایط به افراد فقط به صرف یک دلسوزی ساده یا ... اعتماد نکنی.
    ان شاء الله حالت خوب میشه و اوضاع راست و ریست میشه.
    یا علی

  5. کاربران زیر از ماجراجو بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2021
    شماره عضویت
    46773
    نوشته ها
    140
    تشکـر
    28
    تشکر شده 48 بار در 43 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط خرد نمایش پست ها
    با درود

    درگذشت اعضای خانواده را به شما تسلیت عرض می کنم. احتمال دارد که شما تا سه سال درگیر افسردگی ناشی از این اتفاق ناگوار باشید.

    از دید من بهتر هست که از داروهای مناسب استفاده کنید.

    با توجه به اینکه همه سرمایه شما از بین نرفته، ضرر چند میلیارد تومانی با سرمایه گذاری در بازار های مختلف شاید در کمتر از یک سال، جبران شود.

    یادم هست پیشتر گفته بودید که 680 نفر را استخدام کردید از دید من این یک اشکال مدیریتی است. باید دلیلش را بررسی کنید که تا این اندازه فشار روی شما نباشد.
    سپاس گزارم از شما. ۶۸۰ نفر کارمندان کل شرکت هستن کارمندان بخش مدیریتی من ۵۰ نفر هستن...
    بله در عرض یکسال قابل جبران هست ولی این برهه برای من حساس بود. نباید ضرر میکردم. داروی خاصی مصرف نمیکنم ولی افسردگی دارم و نشخوار ذهنی.
    شرایط روانی من قابل تحمل نیست و به خاطر موقعیتم میخوام بعد از چهلم و ختم رابطه ای رو شروع کنم.

  7. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2021
    شماره عضویت
    46773
    نوشته ها
    140
    تشکـر
    28
    تشکر شده 48 بار در 43 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ماجراجو نمایش پست ها
    سلام خانم
    خیلی متاثر شدم برات. تسلیت عرض می کنم، امیدوارم خدا بهت صبر بده.
    یک کتاب معرفی می کنم امیدوارم برات مفید باشه: روانشناسی تصویر ذهنی، نوشته ماکسول مالتز، ترجمه قره چه داغی. کتاب فوق العاده ای است و مخصوصا تمرینهای ساده اما کاربردی ای داره که بهت کمک می کنه در زمان کوتاهی با این مسائل به صورت واقعی کنار بیای، نه به صورت تسکینی.
    دارو هم مصرف نکن، گرفتار میشی. سعی کن در این شرایط به افراد فقط به صرف یک دلسوزی ساده یا ... اعتماد نکنی.
    ان شاء الله حالت خوب میشه و اوضاع راست و ریست میشه.
    یا علی
    سلام ممنونم از شما
    حتما مطالعه میکنم کتاب رو. یه سوال داشتم این که در مورد نشخوار ذهنی هم میتونید کمک یا راهنمایی بکنید چون واقعا افکار و خاطراتشون منو غرق کرده و نمیتونم بیرون بیام. الان دو هفته است به یه نقطه زل میزنم و همه چیز تو ذهنم مرور میشه.مثل فیلم داره پخش میشه به خودم میام میبینم سه ساعته دارم خنده های مادرمو یاداوری میکنم.

  8. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2021
    شماره عضویت
    46138
    نوشته ها
    52
    تشکـر
    10
    تشکر شده 31 بار در 23 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    به نام خدا


    سلام
    خیلی ناراحت شدم ...تسلیت عرض میکنم ... انشالله خدا بهتون صبر بده
    امتحان سختیه ولی شما میتونید از پسش بر بیاید
    بهتره تنهایی با این وضعیت طی نکنید
    حتما به یک روانشناس یا یک مشاور مراجعه کنید تا هر چه زود تر از افسردگی احتمالی و آسیب های روحی جلوگیری بشه
    من خودم افسردگی داشتم و با توجه و نزدیک شدن و حرف زدن با خدا تونستم از پسش بر بیام
    اگه خدایی نکرده به افسردگی دچار شدید حتما اینکار رو هم امتحان کنید و خدا رو فراموش نکنید (افسردگی من دلیلش پوچی بود)

    و چون دیدم خودتون این رو گفتید بهتون پیشنهاد میکنم که عجله ای و با زور وارد رابطه با کسی نشید
    اینطوری وارد رابطه شدن ضرر های خیلی خیلی بیشتری از افسردگی و تنهایی بهتون میزنه
    امیدوارم هر چه زود تر خوب بشید و انرژی و توان همیشگیتون و حتی بیشتر بهتون برگرده

    یا علی
    ویرایش توسط AminCOD : 09-07-2021 در ساعت 03:56 PM

  9. کاربران زیر از AminCOD بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2021
    شماره عضویت
    46773
    نوشته ها
    140
    تشکـر
    28
    تشکر شده 48 بار در 43 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط AminCOD نمایش پست ها
    به نام خدا


    سلام
    خیلی ناراحت شدم ...تسلیت عرض میکنم ... انشالله خدا بهتون صبر بده
    امتحان سختیه ولی شما میتونید از پسش بر بیاید
    بهتره تنهایی با این وضعیت طی نکنید
    حتما به یک روانشناس یا یک مشاور مراجعه کنید تا هر چه زود تر از افسردگی احتمالی و آسیب های روحی جلوگیری بشه
    من خودم افسردگی داشتم و با توجه و نزدیک شدن و حرف زدن با خدا تونستم از پسش بر بیام
    اگه خدایی نکرده به افسردگی دچار شدید حتما اینکار رو هم امتحان کنید و خدا رو فراموش نکنید (افسردگی من دلیلش پوچی بود)

    و چون دیدم خودتون این رو گفتید بهتون پیشنهاد میکنم که عجله ای و با زور وارد رابطه با کسی نشید
    اینطوری وارد رابطه شدن ضرر های خیلی خیلی بیشتری از افسردگی و تنهایی بهتون میزنه
    امیدوارم هر چه زود تر خوب بشید و انرژی و توان همیشگیتون و حتی بیشتر بهتون برگرده

    یا علی
    ممنونم از شما بزرگوار
    والا دیگه خودمم موندم تو زندگیم ولی چشم حتما نصیحت شما رو در نظر دارم. یه سوال یعنی شما قبلا با خدا رابطه خوبی نداشتین؟ خدا چطور کمکتون کرد؟ من که دیگه دارم ازش نا امید میشم.

  11. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2021
    شماره عضویت
    46138
    نوشته ها
    52
    تشکـر
    10
    تشکر شده 31 بار در 23 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    راحت بخوام بگم رابطم با خدا قبلا فیک بود...فقط ادا در اردن و ریا بازی
    بازم میگم افسردگی من دلیلش مثل شما نبود بیشتر از به پوچی رسیدن بود
    یکم داستان داره... امیدوارم حوصلتون سر نره
    با خودم میگفتم خب خدا هست اینم دینشه ...میدونستم اسلام در شکل چیه ولی باور قلبی نبود
    چون خونواده تقریبا مذهبی دارم جلوشون الکی نماز میخوندم ولی حتی اصول اولیشو رعایت نمیکردم...کلا دنیام یه چیز دیگه ای بود
    خلاصه که کلا رابطم با خدا خوب نبود
    جرقه اینکه رابطم با خدا شروع شد به خوب شدن مال یک سال نیم یا دو سال قبل از اینه که درسم تموم بشه که یک جا تا مرز مرگ رفتم که واقعا از دست کسی کاری بر نمیومد و خدا رو صدا زدم و حل شد...از اون به بعد شروع کردم نماز ها رو درست خوندن ولی بازم رابطه ام کامل نبود
    قضیه افسردگیم مال بعد از دبیرستانه که به پوچی رسیدم
    بعد از دبیرستان من نمی خواستم برم دانشگاه و خواستم برم آتش نشان بشم که خونواده نزاشتن گفتن پشت کنکور بمون...یعنی خودتو برای چیزی آماده بکن که ازش بیزاری...کنکور
    اونجا بود که دیگه گفتم هیچ هدفی توی زندگی من نیست...چون با آتش نشانی هم شغل خوبی داشتم و هم زمینه برای هدف های دیگه ای که داشتم باز بود که با نرفتنش بسته شد...و برای این میگم هیچ هدفی نبود چون قبلش کلی هدف داشتم که اون ها رو هم نشد برم سمتشون...کامپیوتر ...موسیقی...هنر و...
    و وقتی کل زندگیتو میزاری روی یک هدف و حتی فرصت این رو پیدا نمکنی که انجامش بدی...که حتی ببینی از پسش برمیای یا نه...باعث میشه به پوچی برسی و این همون حسیه که من داشتم
    با خودم میگفتم دیگه مهم نیست چی بشه...هر چی بشه مورد علاقه من نیست...و وقتی کاری که انجام میدی رو دوست نداری چه فرقی داره که کارگر بشی یا رئیس جمهور ؟؟!
    دیگه افسرده شدم...و چیزی بود که هم ازش بدم میومد و هم نمتونستم کاریش کنم چون تا میومدم به چیزای خوب فکر کنم به اهدافی فکر میکردم که دیگه قرار نیست بهشون برسم باز هم ناراحتی و گریه و خواب...تا چند ماه اینطور بودم ... با هر کی از رفیقام یا بقیه هم مشورت میکردم حرفای خودشون رو میزدن و کاری به حرفای من نداشتن...مثلا میگفتن نه چه حرفیه بخند باو شاد باش دنیا به اخر نرسیده و کلی چیز خوب منتظرته و ...ولی خب این حرفا حال منو خوب نمیکرد
    تا اینکه با خودم گفتم اگه کسی بتونه برام کاری بکنه کسیه که من رو آفریده...اونه که حال من رو درک میکنه...البته کلی چیزای دیگه هم دیدم که ترغیب شدم رابطم رو اصلاح کنم که اینجا نمی خوام بگم
    کم کم شروع کردم به اصلاح رابطه خودم با خدا...از کتاب های دینی دبیرستان هم تو مراحل اولیه کمک گرفتم و چون اینبار نه برای نمره بلکه برای خودم میخوندمشون خیلی چیزا یاد گرفتم و علاوه بر اون ها از جست و جو توی اینترنت و آدم های های خوب هم خیلی چیزا یاد گرفتم
    یاد گرفتم که خدا همیشه حواسش به ماست...هر کار خدا حکمت داره...اینکه اگه یک گام به سمت خدا بردارم خدا هزار تا گتم به سمتم میاد و....الان ممکنه این حرف ها یکم کلیشه ای بنظر بیاد ولی همون چیزایی بود که من بهش احتیاج داشتم
    کم کم علمم نسبت به دین و خدا و خودم زیاد شد و فهمیدم که چقدر اشتباه فکر میکردم
    اگه بخوام توصیفش کنم درباره اون موقع باید بگم مثل کسی بودم که سرشو کرده بود توی چاه به امید روشنایی و بعد که رشنایی رو ندید سرشو ازش بیرون نمیاورد، پس تنها چیزی که میدید تاریکی بود
    اما وقتی شروع کردم به اصلاح رابطم با خدا عین این بود که اون فرد سرشو از چاه بیرون آورده و یک دنیای عظیمی روبروشه که اون چاه فقط یه سوراخ کوچیک از اونه
    نمی خوام دیگه بیشتر از این طولش بدم...اگه بخوام بگم میتونم تا صبح بشینم و بنویسم...فقط چند تا جمله دیگه
    کسی که همه چی داشته باشه ولی خدا رو نداشته باشه در واقع هیچی نداره و کسی که هیچی نداره ولی خدا رو داره در واقع همه چی داره
    من همچنان همون اهداف قبل رو دارم ولی اینبار می خوام با خدا بهشون برسم و می خوام که تک تک لحظه های زندگیم با خدا باشه
    قبلا اهدافم به من شکل میدادن ولی الان فهمیدم این منم که به اون ها شکل میدم
    کلا دیدم به زندگی عوض شد...خیلی تغییرات کردم...حرف مردم برام بی اهمیت شد...اخرت برام مهم شد...شکگزاری بخش مهمی از زندگیم شد و در یک کلام حالم خوب شد
    (بازم میگم نمی خوام متن رو طولانی کنم و گر نه کلی حرف دارم)

    و یکی از بهترین آیه های قرآن رو همیشه توی یاد داشته باشید
    "الم یعلم بان الله یری"
    "آیا نمی دانست که خدا او را می بیند؟"

    وقتی روش فکر کنید خیلی عمیقه این آیه
    کسی که کل این جهان و تک تک موجودات و البته شما رو خلق کرده داره هر لحظه نگاهت میکنه
    خیلی اوقات اینطور با خودم میگم که:
    وقتی نا امید و ناراحتی نمیدونی خدا می بینتت؟ نمیدونی به فکرته؟
    وقتی به آینده نا معلوم فکر میکنی نمیدونی خدا می بینتت؟ نمی دونی برات برنامه داره؟
    وقتی داری گناه میکنی نمیدونی خدا می بینتت؟ چطور دلت میاد جلوی خدا گناه کنی؟
    وقتی به یکی کمک میکنی و کسی نمی بینه نمی دونی خدا می بینتت؟ نمی دونی افتخار میکنه به همچین بنده ای؟
    وقتی شاد هستی نمیدونی خدا می بینتت و خدا هم برات خوشحاله؟

    زندگی با خدا واقعا یعنی آرامش
    البته من هنوز خیلی جا دارم تا رابطم با خدا عالی بشه ولی تموم تلاشمو میکنم

    یه متن هم هست که دلم نمیاد نزارم:

    "در هیاهوی زندگی دریافتم ؛
    چه بسیار دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفت
    در حالی که گویی ایستاده بودم ،
    چه بسیار غصه ها که فقط باعث سپیدی موهایم شد
    در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،
    دریافتم کسی هست که
    اگر بخواهد "می شود" و اگر نخواهد "نمی شود"
    "به همین سادگی"
    کاش نه میدویدم
    و نه غصه می خوردم
    فقط او را می خواندم و بس ... "

    امیدوارم تونسته باشم حرفی که برای شما مفید باشه زده باشم
    باز هم بهتون تسلیت میگم
    موفق باشید


    یا علی

  12. کاربران زیر از AminCOD بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2021
    شماره عضویت
    46773
    نوشته ها
    140
    تشکـر
    28
    تشکر شده 48 بار در 43 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    زندگیتون یه مقدار شبیه زندگی منه. با این تفاوت که من جسارت کردم و با تموم گوشت و پوست و استخون رفتم سراغ چیزی که میخواستم. به منم اصرار میکردن برو دکتر شو ولی خب من عاشق اقتصاد بودم.اقتصاد رو میپرستیدم کتاباشو می بلعیدم وقتی میخوندمشون اطرافم فراموشم میشد. منم اذیت کردن سر علاقه ام.
    میگفتن اقتصاد بخونی کی قراره استخدامت کنه؟

    آدم کاری رو که بهش علاقه داره وقتی انجام میده هیچ وقت به عنوان یه شغل نمیبینتش به عنوان عشق میبینه.
    از هر لحظه بودن با شغلش لذت میبره. مثل این که تمام دنیا تعطیل شده تویی و شغلت.
    ولی امان از اطرافیان که درک نمیکنن....
    شما حق داشتین که افسرده بشین ولی شکر که نجات پیدا کردین.
    شمایی که رابطه تون با خدا خوبه سفارش مارو هم بکنین.
    ممنون از متن زیباتون

  14. کاربران زیر از آنجلینا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Jan 2021
    شماره عضویت
    46138
    نوشته ها
    52
    تشکـر
    10
    تشکر شده 31 بار در 23 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    اره جسارت چیزی بود که کم داشتم ولی مهم تر از اون دید بدی بود که نسبت به اهدافم داشتم

    حتما براتون دعا میکنم
    شما هم برای من دعا کنید

    یا علی

  16. کاربران زیر از AminCOD بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2020
    شماره عضویت
    43044
    نوشته ها
    46
    تشکـر
    2,117
    تشکر شده 58 بار در 26 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آنجلینا نمایش پست ها
    سلام دوستان عزیزم.
    تو چند مدت اخیر خیلی بهم سخت گذشته. اذیت شدم. خانواده ام رو از دست دادم طی تصادف. فشار این اتفاق باعث شد تمرکزم رو تو سرمایه گذاری از دست بدم و ضرر مالی فراوان بکشم. ضرر چند میلیاردی کردم و حالم اصلا خوب نیست. از طرفی همکار های آقا اذیت میکنن منو. الان من یه دختر تنها که چند میلیارد ضرر کرده و حقوق کارمندانش عقب افتاده و خانواده اشو از دست داده....
    ولی جلو آینه به خودم گفتم کم نیار دختر. اگه دردی باشه باید قوی ترت بکنه نه اینکه تو رو بشکنه.
    اگه خدا داره بهت درد میده حتما میخواد بهت بفهمونه قدرت تو رو.شاید میخواد همه بدونن تو کم نمیاری.
    درسته که همه چیزمو از دست دادم ولی خودمو دارم و بهش افتخار میکنم.شاید گریه کنم، شاید دیگه نتونم مثل سابق بخندم ولی هیچ وقت کم نمیارم و جلو میرم و بازم موفق میشم.
    اینو به خودم قول دادم که یه روز با ورژن بهترم سر خاک پدر و مادرم فاتحه بخونم.
    ولی از حق نگذریم هم خیلی تنهام هم بی پشت و پناه.

    وای عزیز جان
    تسلیت میگم، خیلی واست ناراحتم جون دلم
    میدونم شرایط سختی داری و حالت خوب نیست فقط عزیزم
    باید صبر و تحمل کنی
    قطعا اون آقایون که میگی به پولت چشم دوختن و با نوع رفتارشون که اذیت شدی میخوان بهت خط بدن و وابسته کنن شما رو

    اصلا گول اونها را نخور اصلا !
    اشکال نداره ضرر کردی بازم میتونی موفق بشی
    چون یادمه میگفتی خیلی پولداری پس نگران نباش هنوزم میتونه خوب زندگی کنی و شاد باشی و تجارت کنی
    امضای ایشان
    امضاء خداوند پای همه آروزوهایتان باشد

  18. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2021
    شماره عضویت
    46773
    نوشته ها
    140
    تشکـر
    28
    تشکر شده 48 بار در 43 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دافنه نمایش پست ها
    وای عزیز جان
    تسلیت میگم، خیلی واست ناراحتم جون دلم
    میدونم شرایط سختی داری و حالت خوب نیست فقط عزیزم
    باید صبر و تحمل کنی
    قطعا اون آقایون که میگی به پولت چشم دوختن و با نوع رفتارشون که اذیت شدی میخوان بهت خط بدن و وابسته کنن شما رو

    اصلا گول اونها را نخور اصلا !
    اشکال نداره ضرر کردی بازم میتونی موفق بشی
    چون یادمه میگفتی خیلی پولداری پس نگران نباش هنوزم میتونه خوب زندگی کنی و شاد باشی و تجارت کنی
    سلام دافنه جونم. مرسی عزیزم خیلی لطف داری قربونت. آقایون که دیگه من هیچچی نگم بهتره. اصلا آقایون اطراف من موجودات خیلی جالبی هستن‌
    نه عزیز من خیلی پولدار کجا بود بیل گیتس نیستم که.
    در حد خودم یه چیزایی دارم.
    و خیلی ممنون بابت همدردیت عزیز من.
    ویرایش توسط آنجلینا : 09-08-2021 در ساعت 07:18 PM

  19. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2020
    شماره عضویت
    43343
    نوشته ها
    120
    تشکـر
    1
    تشکر شده 6 بار در 3 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    سلام عزیزم تسلیت میگم غم آخرت باشه امیدوارم خدا بهت صبر بده ه وقت کم نیار با خدا ارتباطت رو زیاد کن نمی‌دونم کی این اتفاق برات افتاده ولی تکیه کن به خودت و خدا میدونی اولش انگار غمش تازه است اما میگذره مادر منم مادرش که فوت شد یعنی مادربزرگم اصلا حال نداشت یه مدت بعد به خودش اومد به این فکر کن که بدتر از اینم میتونست باشه خودم میدونم که دارم شعار میدم چون ممکنه خودم اینطوری نباشم ولی اگه آدم واقعیت رو قبول کنه و بپذیره راحت تر میتونه ازش رد بشه

  20. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    May 2021
    شماره عضویت
    46773
    نوشته ها
    140
    تشکـر
    28
    تشکر شده 48 بار در 43 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط redrabbit نمایش پست ها
    سلام عزیزم تسلیت میگم غم آخرت باشه������ امیدوارم خدا بهت صبر بده ه وقت کم نیار با خدا ارتباطت رو زیاد کن نمی‌دونم کی این اتفاق برات افتاده ولی تکیه کن به خودت و خدا میدونی اولش انگار غمش تازه است اما میگذره مادر منم مادرش که فوت شد یعنی مادربزرگم اصلا حال نداشت یه مدت بعد به خودش اومد به این فکر کن که بدتر از اینم میتونست باشه خودم میدونم که دارم شعار میدم چون ممکنه خودم اینطوری نباشم ولی اگه آدم واقعیت رو قبول کنه و بپذیره راحت تر میتونه ازش رد بشه
    ممنون ازشما.
    ۲ ماهی بود که تو بخش مراقبت های ویژه بودن الان دو هفته است فوت شدن.
    حس خیلی بدیه. فقط دارم خودمو اذیت میکنم.
    خودمو از درد و فشار روحی کتک میزنم تا راحت بشم. تو این مدت به خودم آسیب زدم جای زخم هایی که به خودم زدم هنوز هست.
    اینجوری تخلیه روانی میشم. با کتک زدن خودم.
    هر وقت فشار میاد نیم ساعت خودمو کتک میزنم و داد میکشم بعدش راحت میشم و با لبخند میرم سر کارم.

  21. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Sep 2021
    شماره عضویت
    47304
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    1
    تشکر شده 2 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خم شدم ولی قول دادم نشکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آنجلینا نمایش پست ها
    سلام دوستان عزیزم.
    تو چند مدت اخیر خیلی بهم سخت گذشته. اذیت شدم. خانواده ام رو از دست دادم طی تصادف. فشار این اتفاق باعث شد تمرکزم رو تو سرمایه گذاری از دست بدم و ضرر مالی فراوان بکشم. ضرر چند میلیاردی کردم و حالم اصلا خوب نیست. از طرفی همکار های آقا اذیت میکنن منو. الان من یه دختر تنها که چند میلیارد ضرر کرده و حقوق کارمندانش عقب افتاده و خانواده اشو از دست داده....
    ولی جلو آینه به خودم گفتم کم نیار دختر. اگه دردی باشه باید قوی ترت بکنه نه اینکه تو رو بشکنه.
    اگه خدا داره بهت درد میده حتما میخواد بهت بفهمونه قدرت تو رو.شاید میخواد همه بدونن تو کم نمیاری.
    درسته که همه چیزمو از دست دادم ولی خودمو دارم و بهش افتخار میکنم.شاید گریه کنم، شاید دیگه نتونم مثل سابق بخندم ولی هیچ وقت کم نمیارم و جلو میرم و بازم موفق میشم.
    اینو به خودم قول دادم که یه روز با ورژن بهترم سر خاک پدر و مادرم فاتحه بخونم.
    ولی از حق نگذریم هم خیلی تنهام هم بی پشت و پناه.

    بین جمع های دوستانه خانم ها و یا همکلاسی های دختر و یا در جمع خانواده و فامیل که شخص دو به هم زنی حضور ندارد. در این جمع ها خانم ها می توانند پشتیبان هم باشند.و هستند!
    دوره های زنانه و پشتیبانی روحی که زنان در این دوره ها از هم می کنند فشار روحی روانی بسیار ی از دوش زنان بر می دارد. خانم هایی که این دوره های زنانه را دارند می گویند که وقتی پدرشان فوت کرده اگر همکلاسی های دوران دبستان و دوران دانشکده را در کنارشان نداشتند از فشار روحی شاید دیوانه می شدند . یا تاکید می کنند که این دوره های زنانه را اگر نداشتیم در شاخص شادی و خوشبختی ده ها پله عقب تر می رفتیم. خودکشی و افسردگی بسیار بیشتر می شد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد