نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5

موضوع: مشاوره قبل ازدواج

596
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    شماره عضویت
    39158
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    مشاوره قبل ازدواج

    با سلام دختری ۱۹ ساله هستم و دانشجو معلم .. یه دوست دوران دبیرستان داشتم که باهم دوست بودیم ایشونم دانشجو معلم هستن ولی یه شهر دیگه یه بردار ۲۲ ساله دارن که نیروی دریایی ارتش هستن از بنده خواستگاری کردن خونواده شون خیلی پسندشون بود وخیلی اصرار داشتن ولی پدرم راضی نیست و مادرمم میگه زوده برا ازدواج و موقعیت های بهتریم داری ..این اقا پسر از طریق تلفن با بنده بعد از خواستگاری مادرشون ارتباط دارن و خونوادشونم درجریانن پسر خوبیه در کل ... یه شبم عروسی برادرشون دعوتمون کردن رفتیم یه سری تفاوت ها تو خونواده ها هست!!! یکم دو دل شدم احساس میکنم این ارتباط لزومی نداره چطور به این اقا پسر بگم ک دیگه با من تماس نگیره چون من از خونوادم مطمن نیستم ک چند سال دیگه جوابشون مثبته!! قبلا هم گفتم به پسره و مادرش ولی خیلی پیگیرن.... منتظر پاسختون هستم

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    17322
    نوشته ها
    3,620
    تشکـر
    3,596
    تشکر شده 6,726 بار در 2,682 پست
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : مشاوره قبل ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه ش نمایش پست ها
    با سلام دختری ۱۹ ساله هستم و دانشجو معلم .. یه دوست دوران دبیرستان داشتم که باهم دوست بودیم ایشونم دانشجو معلم هستن ولی یه شهر دیگه یه بردار ۲۲ ساله دارن که نیروی دریایی ارتش هستن از بنده خواستگاری کردن خونواده شون خیلی پسندشون بود وخیلی اصرار داشتن ولی پدرم راضی نیست و مادرمم میگه زوده برا ازدواج و موقعیت های بهتریم داری ..این اقا پسر از طریق تلفن با بنده بعد از خواستگاری مادرشون ارتباط دارن و خونوادشونم درجریانن پسر خوبیه در کل ... یه شبم عروسی برادرشون دعوتمون کردن رفتیم یه سری تفاوت ها تو خونواده ها هست!!! یکم دو دل شدم احساس میکنم این ارتباط لزومی نداره چطور به این اقا پسر بگم ک دیگه با من تماس نگیره چون من از خونوادم مطمن نیستم ک چند سال دیگه جوابشون مثبته!! قبلا هم گفتم به پسره و مادرش ولی خیلی پیگیرن.... منتظر پاسختون هستم
    سلام
    دلیل مخالفت پدرتون چیه ؟
    اختلاف هایی که مشاهده کردید بیشتر در چه زمینه هایی بوده
    فرهنگی
    مذهبی
    مالی و یا ..‌‌...
    آیا این پسر به معیارهای شما برای ازدواج نزدیکه ؟
    میتونید مخالفت خانواده رو پیش بکشید و با این آقا در کمال احترام قطع ارتباط کنید .
    چون خانواده مخالف هستند من هم ادامه این ارتباط رو به صلاح نمیدونم
    هر چند که خانواده ایشون در جریان باشند و هدف آقا از این امر شناخت بیشتر باشه .
    ادامه این ارتباط فقط وابستگی میاره .
    مگر این که این آقا معیارهای شما رو برای ازدواج داشته باشه
    و شما بتونید خانواده رو راضی کنید .
    مساله سن که مادرتون مطرح کردند خیلی مشکل حادی نیست
    طی کردن مراحل نامزدی و عقد و عروسی خودش یک الی دو سال زمان میبره
    و این مدت شما تجربه کافی رو برای شروع زندگی به دست خواهید آورد .
    این که موقعیت های بهتری در انتظار شما خواهد بود یا نه رو فقط معیارهای شما برای ازدواج مشخص خواهد کرد
    ممکنه خواستگار بعدی علی رغم دارا بودن شرایط مطلوب تر از نظر خانواده
    مورد تایید شما نباشه .
    پس یکبار دیگه معیارهای خودتون رو مدنظر بیارید لازم نیست این آقا تمام معیارهای شما رو داشته باشه .
    امضای ایشان
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  3. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    شماره عضویت
    39158
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشاوره قبل ازدواج

    دلیل مخالفت پدرم شغل اقا پسره که میگن نیرو دریایی هستن و شناختی از ایشون ندارن و معتقدن باید با کسی ازدواج کنم که از لحاظ شغلی به هم بخوریم و همدیگه رو درک کنیم.اختلافاتشون یکم تو زمینه فرهنگی بود ...تا حدودی معیارهای بنده رو داره میشه باهاش کنار امد ... از اونجایی ک من بعد از اتمام درسم محل کارم تو شهر خودمه و این آقا محل کارش حدودا مسافتش ۸ ساعت راهه تا شهرمون... روانم ریخته بهم همون بار اول که درجواب خواستگاریشون خانوادم مقاومت کردن منم ب احترام خونوادم گفتم نه ب خود این آقا پسرم گفتم نه نمیخوام گفت اگه مشکل شغلمه من عوضش میکنم‌..احساس میکنم خیلی بهم عادت کرده خیلی بی انصافیه ک یهو بزنم زیر همه چی!!! از یه طرفم نمیخوام الکی دل ببنده تهشم باز با مخالفتم خانوادم روبه رو بشه

  4. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,190
    تشکـر
    3,497
    تشکر شده 1,900 بار در 1,273 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : مشاوره قبل ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه ش نمایش پست ها
    دلیل مخالفت پدرم شغل اقا پسره که میگن نیرو دریایی هستن و شناختی از ایشون ندارن و معتقدن باید با کسی ازدواج کنم که از لحاظ شغلی به هم بخوریم و همدیگه رو درک کنیم.اختلافاتشون یکم تو زمینه فرهنگی بود ...تا حدودی معیارهای بنده رو داره میشه باهاش کنار امد ... از اونجایی ک من بعد از اتمام درسم محل کارم تو شهر خودمه و این آقا محل کارش حدودا مسافتش ۸ ساعت راهه تا شهرمون... روانم ریخته بهم همون بار اول که درجواب خواستگاریشون خانوادم مقاومت کردن منم ب احترام خونوادم گفتم نه ب خود این آقا پسرم گفتم نه نمیخوام گفت اگه مشکل شغلمه من عوضش میکنم‌..احساس میکنم خیلی بهم عادت کرده خیلی بی انصافیه ک یهو بزنم زیر همه چی!!! از یه طرفم نمیخوام الکی دل ببنده تهشم باز با مخالفتم خانوادم روبه رو بشه

    سلام

    با خانوادتون صحبت کنید و بپرسید اگه ایشون شغلشو عوض کنه موافقت میکنن یا بازم مخالف هستن؟
    امضای ایشان

  5. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    36965
    نوشته ها
    490
    تشکـر
    150
    تشکر شده 432 بار در 240 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشاوره قبل ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه ش نمایش پست ها
    دلیل مخالفت پدرم شغل اقا پسره که میگن نیرو دریایی هستن و شناختی از ایشون ندارن و معتقدن باید با کسی ازدواج کنم که از لحاظ شغلی به هم بخوریم و همدیگه رو درک کنیم.اختلافاتشون یکم تو زمینه فرهنگی بود ...تا حدودی معیارهای بنده رو داره میشه باهاش کنار امد ... از اونجایی ک من بعد از اتمام درسم محل کارم تو شهر خودمه و این آقا محل کارش حدودا مسافتش ۸ ساعت راهه تا شهرمون... روانم ریخته بهم همون بار اول که درجواب خواستگاریشون خانوادم مقاومت کردن منم ب احترام خونوادم گفتم نه ب خود این آقا پسرم گفتم نه نمیخوام گفت اگه مشکل شغلمه من عوضش میکنم‌..احساس میکنم خیلی بهم عادت کرده خیلی بی انصافیه ک یهو بزنم زیر همه چی!!! از یه طرفم نمیخوام الکی دل ببنده تهشم باز با مخالفتم خانوادم روبه رو بشه
    با سلام دوست عزیز
    خیر هردوی شما سنتون پایینه و به پختگی ازدواج قطعا نرسیدید. هم تفاوت فرهنگی الان ممکنه به چشمتون نیاد ولی بعدا به شدت به چشمتون میاد و اذیت میشید. در ضمن ایشون ممکنه الان به خاطر محیط کاری مردانشون نیاز به یک جنس لطیف تر دارند و به همین دلیل به شما وابسته شدن.
    خیلی محکم و قاطع ارتباط رو قطع کنید. ناراحتی امروزه ایشون خیلی بهتر از ناراحتی فردای هردوی شما و هردنو خانواده هستش.
    موفق باشید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد