صفحه 1 از 3 123
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 44

موضوع: ترس از یه بیماری جدی

612
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    ترس از یه بیماری جدی

    سلام دوستان عزیز
    قبلا یه تاپیک گذاشته بودم (ایا نگرانیم بی مورده)
    شما دوستان محبت کردین و سعی کردین خیالمو راحت کنین که مشکلی نیست و منم داشتم سعی میکردم خودمو از افکار منفی دور کنم

    اما اخیرا یه اتفاق جدید واسم افتاد که ظاهرا بنظر میاد ربط به اون ایستهای قلبی نداشته باشه(اگرچه ته ذهنم هنوزم میگه ربط داره)

    همین چندوقت اخیر متوجه شدم یهو و بی دلیل ضربانم میره بالا و بعدش که به دکتر مراجعه کردم و نوار گرفتم
    دکتر یه حدسی زد

    بعدا که نوار رو به متخصص قلب نشون دادم ایشونم حدس پزشک عمومی رو تایید کردن
    اما این مشکل من اوندفعه و بااون تستهای تشخیصی کشف نشده بود
    یا با احتمال بالاتر این یه عارضه جدید باشه که اخیرا سراغم اومده

    البته خانم دکتر گفتن واسه قطعی شدن تشخیص باید اکو بگیری
    منم بخاطر مشکل دفترچه هنوز اینکارو نکردم اما بهرحال باتوجه به علایمی که دارم و حدس نزدیک به حتم دوتا دکتر(عمومی و متخصص) میشه نتیجه گرفت من متاسفانه دچار این بیماری هستم

    به دلایل شخصی و اینکه اصلا ضرورتی وجود نداره پس اسم این بیماری رو نمینویسم
    همین کافیه که یجور بیماری قلبی هستش و گاها ممکنه ریسکش هم جدی باشه

    من دلم نمیخواد چیزیم بشه
    زندگیم واسم خیلی خیلی مهمه و دونستن این موضوع واسم تبدیل به کابوس شده و وقتهایی که با خودم هستم خیلی احساس وحشت میکنم
    جوری که هرشب موقع خوابیدنم میترسم نکنه این اخرین شب باشه و دیگه بیدار نشم
    این باعث شده هرشب با استرس بخوابم

    بااینکه از مدتها قبل و بخاطر استرس وضع جسمانی همسر جانم به تجویز روانپزشک قرص پرفنازین میخوردم و الانم میخورم اما دیگه دارو هم حریف استرس من نیس

    تکنسینهای ۱۱۵ بمن شیوه مقابله با حمله های این بیماری رو یاد دادن و بمن اطمینان دادن هرموقع مشکلی پیش بیاد سریعا خودشونو میرسونن و تجهیزات کافی هم همیشه همراهشون هس

    اما همین چندروز قبل که سراغم اومده بودن با ۱۰ دقیقه تاخیر رسیدن!
    پس دیگه خودتون حسابشو بکنین

    ضمنا چندان اعتباری هم به توصیه های اینا نیست
    دیروز همین حالت واسم پیش اومد و قبل از اینکه بخوام اون شیوه رو بکار بگیرم از حال رفتم
    اگه خواهرمو شوهرش بالاسرم نبودن و منو بهوش نمیاوردن معلوم نبود چه بلایی سرم بیاد

    واقعا تو یه بحران فکری فجیع گیر کردم
    من هرگز هرگز هرگز هرگز هرگز نمیخوام به این زودیا بمیرم
    مرگ یعنی پرهیز مطلق و من از پرهیز در شکل مطلقش بشدت متنفرم و ازش هراس دارم

    لطفا منو کمک و راهنمایی کنین

    نیاز به توضیح مجدد نیست که من به خدا و دنیای بعد از مرگ اعتقاد ندارم
    لطفا ازین مدل حرفها نزنین
    با تشکر
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,032
    تشکـر
    3,448
    تشکر شده 1,833 بار در 1,220 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    سلام

    کلاً از استرس، از غذا، از پله بالا رفتن و هر چیزی که بیماری قلبی رو تشدید کنه باید پرهیز کنید.

    از تنها بودن پرهیز کنید، همیشه حداقل یه نفر پیشتون باشه که بتونه کمک کنه.
    امضای ایشان

  3. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    سلام

    کلاً از استرس، از غذا، از پله بالا رفتن و هر چیزی که بیماری قلبی رو تشدید کنه باید پرهیز کنید.

    از تنها بودن پرهیز کنید، همیشه حداقل یه نفر پیشتون باشه که بتونه کمک کنه.
    حق با شماس
    استرس که واقعا افتضاحه و احتمالا همین منو به این وضع انداخت
    اما چاره چیه؟
    هرروز بدن نازنین همسرم با یه عارضه جدید منو شوکه میکنه و بعدشم همش فکر و خیال اینکه چی شده و چی قراره بشه

    درمورد غذاهای مناسب واسه قلب ممنون میشم منو بیشتر راهنمایی کنین
    البته اون گوشت و شیر که فرمودی چندروزه میخوام درست کنم هی مقدماتش جور نمیشه

    پله که متاسفانه طبقه ۵ هستیم و اینجا اسانسور نداره
    چون شهردار احمق پول میگیره به هر ساختمون مزخرفی مجوز پایان کار میده
    این ساختمون یه نمونه ش!
    مجبورم هردفعه ۵ طبقه رو بیام بالا
    یبار تو همین پله ها حالم بد شد

    خانوادم از اونوقت که فهمیدن خیلی دلشون شور میزنه و سعی دارن مراقب باشن
    بااینحال متاسفانه پیش اومد همین پریروز بابام اینا ۲ ساعت رفتن بیرون و من خونه تنها موندم

    بعدشم وقتی بابام اینا بلد نیستن تو این موقعیتها کاری انجام بدن حضورشون خیلی با عدم حضورشون فرق نداره

    اونروز که جلو چشم بابام حالم خراب شد بابام فقط زنگ زد ۱۱۵ و دست به کمر وایساد تا اونا برسن
    از اینه که میگم کار خاصی ازشون برنمیاد تو اینجور موقعیتا!
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  5. بالا | پست 4

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    31916
    نوشته ها
    1,489
    تشکـر
    2,191
    تشکر شده 1,585 بار در 917 پست
    میزان امتیاز
    4

    Smile پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    حق با شماس
    استرس که واقعا افتضاحه و احتمالا همین منو به این وضع انداخت
    اما چاره چیه؟
    هرروز بدن نازنین همسرم با یه عارضه جدید منو شوکه میکنه و بعدشم همش فکر و خیال اینکه چی شده و چی قراره بشه

    درمورد غذاهای مناسب واسه قلب ممنون میشم منو بیشتر راهنمایی کنین
    البته اون گوشت و شیر که فرمودی چندروزه میخوام درست کنم هی مقدماتش جور نمیشه

    پله که متاسفانه طبقه ۵ هستیم و اینجا اسانسور نداره
    چون شهردار احمق پول میگیره به هر ساختمون مزخرفی مجوز پایان کار میده
    این ساختمون یه نمونه ش!
    مجبورم هردفعه ۵ طبقه رو بیام بالا
    یبار تو همین پله ها حالم بد شد

    خانوادم از اونوقت که فهمیدن خیلی دلشون شور میزنه و سعی دارن مراقب باشن
    بااینحال متاسفانه پیش اومد همین پریروز بابام اینا ۲ ساعت رفتن بیرون و من خونه تنها موندم

    بعدشم وقتی بابام اینا بلد نیستن تو این موقعیتها کاری انجام بدن حضورشون خیلی با عدم حضورشون فرق نداره

    اونروز که جلو چشم بابام حالم خراب شد بابام فقط زنگ زد ۱۱۵ و دست به کمر وایساد تا اونا برسن
    از اینه که میگم کار خاصی ازشون برنمیاد تو اینجور موقعیتا!
    سلام
    نگران نباشید با خودتان مهربان باشید کمتر به افکار منفی عرصه جولان بدهید آرامش روحی بزرگترین عامل سلامتیست پس بهترین کار دوری از تنشهای عصبیست متاسفانه شما و خیلی از ما ایرانیها خیلی خودمان را سرزنش میکنیم کلا
    خیلی مراعات دیگران را میکنیم و نسبت به خودمان سختگیر و ظالم هستیم به جای فکر به مرگ فکر کنید چه کار می توانید کنید تا شادتر زندگی کنید حتی بیماریهای لاعلاج هم بعضی وقتها با روحیه و امید به زندگی درمان میشوند در آخر مطالعه تایپیک زیر هم میتواند برایتان مفید باشد.
    هشت راز شاد زیستن
    امضای ایشان

    تا میتوانی دلی به دست آور
    دل شکستن هنر نمی باشد

  6. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. بالا | پست 5

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    نگران نباشید با خودتان مهربان باشید کمتر به افکار منفی عرصه جولان بدهید آرامش روحی بزرگترین عامل سلامتیست پس بهترین کار دوری از تنشهای عصبیست متاسفانه شما و خیلی از ما ایرانیها خیلی خودمان را سرزنش میکنیم کلا
    خیلی مراعات دیگران را میکنیم و نسبت به خودمان سختگیر و ظالم هستیم به جای فکر به مرگ فکر کنید چه کار می توانید کنید تا شادتر زندگی کنید حتی بیماریهای لاعلاج هم بعضی وقتها با روحیه و امید به زندگی درمان میشوند در آخر مطالعه تایپیک زیر هم میتواند برایتان مفید باشد.
    هشت راز شاد زیستن
    مرسی اقا سعید
    حق با شماس
    البته من ابزارهای شادی تو زندگیم فراوون دارم
    به خودمم اصلا سختگیر نیستم
    اما ترس به جونم افتاده از چیزایی که راجع به این بیماری گفته میشه

    طبیعیه ترس و دلهره داشته باشم
    اخه واکنشها و حتی طرزنگاه کردن دکتر بمن یجوری بود که حس کردم مشکل جدیه

    زمینه ژنتیکیشم از سمت مادر داشتم و البته یکی از عموها که اون مشکلش نسبتا خفیفتر بود

    من ۱۳ ماه تحت استرس فوق سنگین بودم و اخر کار خودشو کرد
    منو به این وضع دراورد

    مرسی از لینک شما
    جالبه که تقریبا تموم این ۸ تا رو دارم اما بازم اوضاعم اینطوریه
    شاید این موضوع واسه ادمهای سالم صدق کنه
    موقع بیماری خیلی چیزا تغییر میکنن
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  8. کاربران زیر از delvapas2000 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. بالا | پست 6

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    متاسفم که بعضیا تو این انجمن حاضرن که پای تاپیکهای بی ارزش اسپم ارسال کنن
    یا موضوعات سرکاری و سطحی و بی اهمیت رو مثلا جای مقاله علمی و روانشناسی ارسال کنن

    اما واسه کمک به حل مشکل مهم من حرفی واسه گفتن ندارن
    صرفا سر خصومتهای عقیدتی(البته اون ۲ نفر که اینجا ارسال داشتن حسابشون جداست)

    بهرحال هرچیزی دوطرفه س و منم ازین به بعد حساب کار دستم اومده که نسبت به ناگوارترین و فجیعترین مشکلات بعضی از ادمها کلا باید بی تفاوت باشم که اگه جز این باشه شعور خودمو زیرسوال بردم

    پیشاپیش و واسه دست گرمی اسم اون افرادیکه اتفاقا دعوت به این موضوع کرده بودم و قبلا خودشون واسم درخواست دوستی دادن و منم متاسفانه تاییدشون کرده بودم از لیست دوستان حذف کردم..
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  10. بالا | پست 7

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,219
    تشکـر
    1,466
    تشکر شده 1,450 بار در 781 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    متاسفم که بعضیا تو این انجمن حاضرن که پای تاپیکهای بی ارزش اسپم ارسال کنن
    یا موضوعات سرکاری و سطحی و بی اهمیت رو مثلا جای مقاله علمی و روانشناسی ارسال کنن

    اما واسه کمک به حل مشکل مهم من حرفی واسه گفتن ندارن
    صرفا سر خصومتهای عقیدتی(البته اون ۲ نفر که اینجا ارسال داشتن حسابشون جداست)

    بهرحال هرچیزی دوطرفه س و منم ازین به بعد حساب کار دستم اومده که نسبت به ناگوارترین و فجیعترین مشکلات بعضی از ادمها کلا باید بی تفاوت باشم که اگه جز این باشه شعور خودمو زیرسوال بردم

    پیشاپیش و واسه دست گرمی اسم اون افرادیکه اتفاقا دعوت به این موضوع کرده بودم و قبلا خودشون واسم درخواست دوستی دادن و منم متاسفانه تاییدشون کرده بودم از لیست دوستان حذف کردم..
    جالبه!
    شما همیشه کسانی رو که از نظرتون مزخرف حرف میزنن رو به همصحبتی و کمک دعوت میکنید؟؟!

  11. بالا | پست 8

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    جالبه!
    شما همیشه کسانی رو که از نظرتون مزخرف حرف میزنن رو به همصحبتی و کمک دعوت میکنید؟؟!
    اولا من پست خودمو با دقت نگا کردم از کلمه مزخرف استفاده نکرده بودم
    این ذهنیت شماست نسبت به خودتون!

    دوما خودم کاملا قبول دارم بخاطر خوشبین بودنم اشتباه کردم ادمایی که دشمن جون ماها هستنو به کمک(حالا یا بقول شما همصحبتی) دعوت کردم

    سوما هیچ بعید نیست محتوای این تاپیک خیلی هم باعث خوشحالیتون باشه و البته ناراحتی یا خوشحالی شما ذره ای واسم اهمیت و تفاوت نداره

    چهارما ما هیچوقت نباس از شماها انتظار کمک داشته باشیم
    فقط باید حواسمون باشه که از گزندتون در امان بمونیم
    اصطلاح(مهدورالدم) متعلق به دین شماست دیگه
    مگه نه؟
    پس ماها حق داریم ازتون بترسیم
    بقول معروف:
    ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان!

    و اینم بگم همین الان که دارم جوابتونو مینویسم ضربانم بشدت بالا رفته
    چون نمیخوام به خودم اسیب برسه از ادامه این بحث معذورم
    شما خواستین ۲۰۰ تا پست جواب بدین دلتون خنک شه
    اما من دیگه جوابی نخواهم داد
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  12. بالا | پست 9

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,219
    تشکـر
    1,466
    تشکر شده 1,450 بار در 781 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    اولا من پست خودمو با دقت نگا کردم از کلمه مزخرف استفاده نکرده بودم
    این ذهنیت شماست نسبت به خودتون!

    دوما خودم کاملا قبول دارم بخاطر خوشبین بودنم اشتباه کردم ادمایی که دشمن جون ماها هستنو به کمک(حالا یا بقول شما همصحبتی) دعوت کردم

    سوما هیچ بعید نیست محتوای این تاپیک خیلی هم باعث خوشحالیتون باشه و البته ناراحتی یا خوشحالی شما ذره ای واسم اهمیت و تفاوت نداره

    چهارما ما هیچوقت نباس از شماها انتظار کمک داشته باشیم
    فقط باید حواسمون باشه که از گزندتون در امان بمونیم
    اصطلاح(مهدورالدم) متعلق به دین شماست دیگه
    مگه نه؟
    پس ماها حق داریم ازتون بترسیم
    بقول معروف:
    ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان!

    و اینم بگم همین الان که دارم جوابتونو مینویسم ضربانم بشدت بالا رفته
    چون نمیخوام به خودم اسیب برسه از ادامه این بحث معذورم
    شما خواستین ۲۰۰ تا پست جواب بدین دلتون خنک شه
    اما من دیگه جوابی نخواهم داد
    یعنی شما نبودین توی یکی از تاپیکام گفتین خیلی مزخرف حرف میزنم؟!

    فقط واسم جالب بود که با این حال اینجا دعوتم دادین.

    و جالبتر اینه که این اولین دیالوگایی هست که بین من و شما صورت میگیره ولی شما چه راحت قضاوتم کردین که چنینم و چنان!!!

    به هر حال شما هر کی هستین هر جا هستین من اصلا دوس ندارم به سلامتیتون آسیبی وارد بشه.
    یعنی در مورد هیچکس چنین چیزی نمیخوام.
    از من گزندی به شما نخواهد رسید.

    سلامت باشی و پر از آرامش...
    ویرایش توسط رامونا : 07-07-2019 در ساعت 09:50 PM

  13. بالا | پست 10

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,032
    تشکـر
    3,448
    تشکر شده 1,833 بار در 1,220 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    جالبه!
    شما همیشه کسانی رو که از نظرتون مزخرف حرف میزنن رو به همصحبتی و کمک دعوت میکنید؟؟!
    قضیه مد نظر شما مربوط به مباحث اعتقادی میشه.

    ولی دلیل دعوت ایشون از این افراد در این تاپیک ربطی به بحثهای اعتقادی نداره و چون اون افراد کاربران فعال سایت هستند اینجا دعوت شدن بلکه کمک کنن.
    امضای ایشان

  14. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. بالا | پست 11

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    27944
    نوشته ها
    3,032
    تشکـر
    3,448
    تشکر شده 1,833 بار در 1,220 پست
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    اولا من پست خودمو با دقت نگا کردم از کلمه مزخرف استفاده نکرده بودم
    این ذهنیت شماست نسبت به خودتون!

    دوما خودم کاملا قبول دارم بخاطر خوشبین بودنم اشتباه کردم ادمایی که دشمن جون ماها هستنو به کمک(حالا یا بقول شما همصحبتی) دعوت کردم

    سوما هیچ بعید نیست محتوای این تاپیک خیلی هم باعث خوشحالیتون باشه و البته ناراحتی یا خوشحالی شما ذره ای واسم اهمیت و تفاوت نداره

    چهارما ما هیچوقت نباس از شماها انتظار کمک داشته باشیم
    فقط باید حواسمون باشه که از گزندتون در امان بمونیم
    اصطلاح(مهدورالدم) متعلق به دین شماست دیگه
    مگه نه؟
    پس ماها حق داریم ازتون بترسیم
    بقول معروف:
    ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان!

    و اینم بگم همین الان که دارم جوابتونو مینویسم ضربانم بشدت بالا رفته
    چون نمیخوام به خودم اسیب برسه از ادامه این بحث معذورم
    شما خواستین ۲۰۰ تا پست جواب بدین دلتون خنک شه
    اما من دیگه جوابی نخواهم داد
    شما هم سخت نگیرید خب شاید کاربران دعوت شده واقعاً حرفی برای گفتن ندارن یا نمیخوان حرف غیرتخصصی بزنن.

    جواب ندادنشون همیشه دلیل بر این نیست که با شما مشکل دارن.
    امضای ایشان

  16. کاربران زیر از Experience بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. بالا | پست 12

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,219
    تشکـر
    1,466
    تشکر شده 1,450 بار در 781 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    قضیه مد نظر شما مربوط به مباحث اعتقادی میشه.

    ولی دلیل دعوت ایشون از این افراد در این تاپیک ربطی به بحثهای اعتقادی نداره و چون اون افراد کاربران فعال سایت هستند اینجا دعوت شدن بلکه کمک کنن.
    مباحث اعتقادی؟؟ متوجه منظورتون نمیشم!

    نه اصلا چنین چیزی نبود، من در مورد مشکلات خانوادگیم صحبت کرده بودم که ایشون این حرفو گفتن!

  18. بالا | پست 13

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    یعنی شما نبودین توی یکی از تاپیکام گفتین خیلی مزخرف حرف میزنم؟!

    فقط واسم جالب بود که با این حال اینجا دعوتم دادین.

    و جالبتر اینه که این اولین دیالوگایی هست که بین من و شما صورت میگیره ولی شما چه راحت قضاوتم کردین که چنینم و چنان!!!

    به هر حال شما هر کی هستین هر جا هستین من اصلا دوس ندارم به سلامتیتون آسیبی وارد بشه.
    یعنی در مورد هیچکس چنین چیزی نمیخوام.
    از من گزندی به شما نخواهد رسید.

    سلامت باشی و پر از آرامش...
    من شما رو قضاوت نکردم
    اما فقط میدونم که مسلمون هستین
    مگه نه؟
    خب همین دلیل کافیه که من ازتون بترسم و حق دارم که بترسم
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  19. بالا | پست 14

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Experience نمایش پست ها
    قضیه مد نظر شما مربوط به مباحث اعتقادی میشه.

    ولی دلیل دعوت ایشون از این افراد در این تاپیک ربطی به بحثهای اعتقادی نداره و چون اون افراد کاربران فعال سایت هستند اینجا دعوت شدن بلکه کمک کنن.
    به کی دارین توضیح میدین اقای تجربه؟!
    این کاربر رامونا تسویه حساب اعتقادیشو اورده اینجا متاسفانه

    شرح وضع جسمی منم اینجا جلو چشماشه ها!

    اما اعتقادات امثال اینا متاسفانه وجدانشونو محو کرده
    درست برعکس شما که وجدانتون همیشه چندقدم جلوتر از اعتقاداتتونه
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  20. بالا | پست 15

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    مباحث اعتقادی؟؟ متوجه منظورتون نمیشم!

    نه اصلا چنین چیزی نبود، من در مورد مشکلات خانوادگیم صحبت کرده بودم که ایشون این حرفو گفتن!
    یعنی شما از مشکلات خانوادگیتون گفتین و منم درجوابتون گفتم حرف مزخرف میزنین؟!
    عجب!

    خواب دیدین ایا؟!

    اونوقت چطوریه که خودتون تو پست قبلی نوشتین اینا اولین دیالوگ بین ماست؟

    جالبه واقعا!
    لطفا واسه اثبات حرفتون از پست مربوطه لینک بدین

    من هیچوقت اهل بی احترامی به کسی نیستم مگه اینکه در جواب توهین بخوام توهین کنم و درست و اصولیشم همینه

    بازم تاکید میکنم یا اون پست منو لینک بدین که البته محاله همچی پستی وجود داشته باشه
    یا دست از تهمت زدن وردارین
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  21. بالا | پست 16

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,219
    تشکـر
    1,466
    تشکر شده 1,450 بار در 781 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    یعنی شما از مشکلات خانوادگیتون گفتین و منم درجوابتون گفتم حرف مزخرف میزنین؟!
    عجب!

    خواب دیدین ایا؟!

    اونوقت چطوریه که خودتون تو پست قبلی نوشتین اینا اولین دیالوگ بین ماست؟

    جالبه واقعا!
    لطفا واسه اثبات حرفتون از پست مربوطه لینک بدین

    من هیچوقت اهل بی احترامی به کسی نیستم مگه اینکه در جواب توهین بخوام توهین کنم و درست و اصولیشم همینه

    بازم تاکید میکنم یا اون پست منو لینک بدین که البته محاله همچی پستی وجود داشته باشه
    یا دست از تهمت زدن وردارین
    متوجه شدم.
    دو حالت داره،
    شما یا اون حرفو فراموش کردین و توی این تاپیک فقط خواستین کاربران فعالو دعوت کنید، بدون اینکه یادتون باشه قبلا چه چیزی گفتین،

    یا کلا دارین حاشا میکنین،

    به هر حال اونقد مطلب مهمی نیست که بخوام خیلی کشش بدم.

    ضمنا همینطور که گفتم این اولین دیالوگهای ماست،
    من نگفتم شما پست گذاشتی توی تاپیکم، پستی وجود نداره.
    گفتم این حرفو گفتی،
    که توی بخش امتیازات بوده.

    این حجم از خشم و نفرت و قضاوت راجع به کسی که هیچ شناختی ازش نداری اصلا منطقی و عادی نیست...

  22. بالا | پست 17

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    متوجه شدم.
    دو حالت داره،
    شما یا اون حرفو فراموش کردین و توی این تاپیک فقط خواستین کاربران فعالو دعوت کنید، بدون اینکه یادتون باشه قبلا چه چیزی گفتین،

    یا کلا دارین حاشا میکنین،

    به هر حال اونقد مطلب مهمی نیست که بخوام خیلی کشش بدم.

    ضمنا همینطور که گفتم این اولین دیالوگهای ماست،
    من نگفتم شما پست گذاشتی توی تاپیکم، پستی وجود نداره.
    گفتم این حرفو گفتی،
    که توی بخش امتیازات بوده.

    این حجم از خشم و نفرت و قضاوت راجع به کسی که هیچ شناختی ازش نداری اصلا منطقی و عادی نیست...
    بخش امتیازات کدومه؟!
    من واقعا نمیفهمم راجع به چی صحبت میکنین

    بهرحال منکه شما رو ندیدم و گفتگوی شفاهی نداشتیم
    این چیزی که ادعا میکنین قاعدتا مکتوب بوده دیگه؟!

    خب پس لینک یا اسکرین شات بدین
    وگرنه کل حرفاتون تهمت حساب میشه

    من فقط شما و بقیه کاربرهای فعال رو دعوت کرده بودم
    همین!
    این شما بودین که با خشم و نفرت اینجا پست گذاشتین و بحث راه انداختین

    اونوقت وضعیت خودتون منطقی و عادی و نرماله؟
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  23. بالا | پست 18

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,219
    تشکـر
    1,466
    تشکر شده 1,450 بار در 781 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    بخش امتیازات کدومه؟!
    من واقعا نمیفهمم راجع به چی صحبت میکنین

    بهرحال منکه شما رو ندیدم و گفتگوی شفاهی نداشتیم
    این چیزی که ادعا میکنین قاعدتا مکتوب بوده دیگه؟!

    خب پس لینک یا اسکرین شات بدین
    وگرنه کل حرفاتون تهمت حساب میشه

    من فقط شما و بقیه کاربرهای فعال رو دعوت کرده بودم
    همین!
    این شما بودین که با خشم و نفرت اینجا پست گذاشتین و بحث راه انداختین

    اونوقت وضعیت خودتون منطقی و عادی و نرماله؟
    اگه میگفتی یادت نمیاد خیلی بهتر بود ، اما اینکه کلا میزنی زیرش و برچسب میزنی خیلی زشته...

    من خوشم از این کاراگاه بازیا نمیاد اما ظاهرا برات لازمه تا یه کم تجدید نظر کنی توی برخوردت با آدما...
    img_۲۰۱۹۰۷۰۸_۰۱۱۱۵۸.jpg

  24. بالا | پست 19

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    40526
    نوشته ها
    544
    تشکـر
    337
    تشکر شده 239 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    اگه میگفتی یادت نمیاد خیلی بهتر بود ، اما اینکه کلا میزنی زیرش و برچسب میزنی خیلی زشته...

    من خوشم از این کاراگاه بازیا نمیاد اما ظاهرا برات لازمه تا یه کم تجدید نظر کنی توی برخوردت با آدما...
    img_۲۰۱۹۰۷۰۸_۰۱۱۱۵۸.jpg
    این مورد خیلی عجیبه
    چطوری خطاب به شما شده؟!
    عجیبه واقعا
    خیلی خیلی عجیب!

    من قصد نداشتم به شما امتیاز منفی بدم و متاسفانه اشتباها اینجور شده
    واقعا اشتباه شده

    کاش از اولش سفره دلتونو قشنگ باز میکردین بجای اونهمه اشاره های غیرمستقیم!

    اتفاقا من خوشم میاد همه چی واضح و مشخص مطرح شه و ربطیم به کاراگاه بازی نداره
    کار درست رو فقط الان کردین که سوءتفاهم رفع بشه

    البته من قصد داشتم بخاطر متن بی محتوای شخص دیگه ای که جنس مذکر هستش و متاسفانه تو این انجمن بخاطر اظهارنظرهای جفنگش مشهور شده و نمیخوام اسمشو بیارم امتیاز منفی بدم و چون صفحه گوشی کادرش محدود هستش اشتباها به حساب شما رفت

    چون سهوی بوده جای عذرخواهی نیست
    اما بخاطر اینکه باعث شدم دلتون بشکنه درحدی که بیاین اینجا گله کنین پس با یه امتیاز مثبت به شما خسارت وارده رو جبران میکنم!

    اما همونطور که عصر یاداوری کردم اینجور بحثها بمن فشار میاره خانم رامونا!

    شما اصلا نیاز نیست اینجا تو این تاپیک هیچ کمکی بمن کنین
    بزرگترین و تنها کمک شما اینه که دیگه هیچی اینجا ارسال نکنین و بیش ازین باعث فشار بمن نشین
    شب خوش
    امضای ایشان
    بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

    کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

    داند که سخت باشد قطع امیدواران

    با ساربان بگویید احوال آب چشمم

    تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

  25. بالا | پست 20

    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    31215
    نوشته ها
    1,219
    تشکـر
    1,466
    تشکر شده 1,450 بار در 781 پست
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : ترس از یه بیماری جدی

    نقل قول نوشته اصلی توسط delvapas2000 نمایش پست ها
    این مورد خیلی عجیبه
    چطوری خطاب به شما شده؟!
    عجیبه واقعا
    خیلی خیلی عجیب!

    من قصد نداشتم به شما امتیاز منفی بدم و متاسفانه اشتباها اینجور شده
    واقعا اشتباه شده

    کاش از اولش سفره دلتونو قشنگ باز میکردین بجای اونهمه اشاره های غیرمستقیم!

    اتفاقا من خوشم میاد همه چی واضح و مشخص مطرح شه و ربطیم به کاراگاه بازی نداره
    کار درست رو فقط الان کردین که سوءتفاهم رفع بشه

    البته من قصد داشتم بخاطر متن بی محتوای شخص دیگه ای که جنس مذکر هستش و متاسفانه تو این انجمن بخاطر اظهارنظرهای جفنگش مشهور شده و نمیخوام اسمشو بیارم امتیاز منفی بدم و چون صفحه گوشی کادرش محدود هستش اشتباها به حساب شما رفت

    چون سهوی بوده جای عذرخواهی نیست
    اما بخاطر اینکه باعث شدم دلتون بشکنه درحدی که بیاین اینجا گله کنین پس با یه امتیاز مثبت به شما خسارت وارده رو جبران میکنم!

    اما همونطور که عصر یاداوری کردم اینجور بحثها بمن فشار میاره خانم رامونا!

    شما اصلا نیاز نیست اینجا تو این تاپیک هیچ کمکی بمن کنین
    بزرگترین و تنها کمک شما اینه که دیگه هیچی اینجا ارسال نکنین و بیش ازین باعث فشار بمن نشین
    شب خوش
    دلم بشکنه؟؟سفره دل؟؟!!!

    خانوم من یاد گرفتم برای خیلی موضوعات هزار برابر بزرگتر از این که دیگران توی زندگی حقیقیم به وجود میارم اهمیت قائل نباشم،
    حالا اینکه یه امتیاز منفی توی یه سایت توی دنیای مجازیه که هیچ تاثیری هم در زندگیم نداره!

    صرفا تناقضی که در رفتارتون دیدم واسم جالب شد و پست گذاشتم.

    به هر حال چون اذیت میشین بهتره گفتگو در این باره رو ادامه ندیم.

    اما جدا از همه این صحبتا،
    همه ما آدما در زندگی خواه ناخواه لحظات پرتنشی رو تجربه میکنیم که هیچ گریزی ازش نیست،

    اینکه شما درباره موضوع صحبتمون که اهمیت چندانی نداره دچار ناراحتی و مشکل شدین نشان از حساسیت بالای شماست که میتونه برای وضعیتتون نگران کننده باشه.

    گاهی زندگی،آدما رو توی فراز و نشیبهای نفس گیری قرار میده.

    شما باید خونسردی و تسلط به خودتون رو بیشتر تمرین کنید تا بتونید در آرامش و به طبع اون در سلامتی بیشتری زندگی کنید.

    موفق باشید

  26. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 3 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد